سبز اندیشان کارون - مجله علمی و آموزشی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 طراحی لندینگ پیج جذاب (7 ترفند حرفه‌ای)
 نگهداری خوکچه هندی (تغذیه و بیماریها)
 درآمد از تدریس آنلاین طراحی دکوراسیون
 شناخت گربه بیرمن (خصوصیات رفتاری)
 فروش راهنمای سفر دیجیتال
 درآمد از فروش فایل‌های صوتی
 افزایش خرید مجدد مشتری (3 استراتژی)
 مشاوره بهبود فرآیندهای کسب‌وکار
 تبلیغات اینترنتی مؤثر برای فروشگاه‌ها
 نگهداری طوطی کانور خورشیدی
 پیشگیری از توقعات زیاد در رابطه عاشقانه
 استفاده از کوپایلوت
 کسب درآمد با ساخت بازی هوش مصنوعی
 گربه بمبئی پلنگ سیاه کوچک
 افزایش فروش فروشگاه آنلاین
 درآمدزایی از ویدیوهای آموزشی
 ویراستاری متن با Grammarly
 حیوانات خانگی مناسب کودکان
 آموزش استفاده از لئوناردو
 اسامی بامزه گربه
 مدیریت ترس از دست دادن در رابطه
 درآمد از اجاره وسایل خانه
 پول درآوردن در خانه
 مشکلات زودرس در روابط عاشقانه
 استفاده حرفه‌ای از Doodly
 فروش دوره‌های آموزشی در یوتیوب
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML

 



یک دسته از آسیب‌های روشی، آسیب‌هایی است که حوزه نقل آراء را می‌تواند تهدید کند. نقل نادرست و نسبت دادن ناصحیح دیدگاهی به دیگران؛ باورهای گروه و اقلیتی از یک مذهب را به‌منزله باور عمومی همه اهل آن مذهب دانستن؛ عدم ذکر صاحبان رأیی که بررسی می‌شود، از جمله این آسیب‌ها هستند که در این قسمت به تحلیل آن می‌پردازیم. اهمیت این آسیب‌ها بدین خاطر است که خود موجب بروز آسیب‌های دیگر در ساحت تفسیر می‌شوند. بنابراین توجه بدین آسیب‌ها و رفع آن‌ها بر سلامت تفسیر تطبیقی از نقص و عیب بسیار مؤثر خواهد بود.

 

  1. ۲٫ ۱٫ ۱٫ عدم ذکر نام صاحبان اقوال

مشهور است که نقل بدون ذکر سند بی‌اعتبار است. در کتب تفسیری گذشته، این‌گونه نقل، سنت متداولی بوده است. شاید مهم‌ترین دلیل آن، دست‌نویس بودن منابع و دشواری استناد بوده است؛ اما برخی از مفسران از ذکر نام افرادی که آرایشان را مطرح می‌کنند هم پرهیز کرده‌اند. این آسیب متوجه کل سنت نقل آرای تفسیری است، اما از منظر بحث ما که تطبیق دیدگاه‌های شیعی-سنی است، این مقوله اهمیت ویژه‌ای دارد. گاه به‌جای ذکر صاحب‌رأی، از عنوان‌های کلی استفاده می‌شود. «رافضه» یا «روافض»، نمونه آشکار این‌گونه نقل است. اهل سنت به‌دفعات بدون آنکه به منبع خاصی ارجاع بدهند یا از فرد خاصی نام ببرند، در نقل دیدگاه شیعه از لقب رافضه یا روافض استفاده کرده‌اند. نقل قول شیعه در آیه اولی‌الامر از سوی فخر رازی، از این‌گونه است. عبارت وی چنین است: «نقل عن الروافض أن المراد به الأئمه المعصومون».[۵۱۱] ذکر این القاب به‌جای افراد یا مذاهب، نشان از آسیبی داشت که پیش از این در بخش آسیب‌های مبنایی از آن سخن گفته شد. موضوع سخن در بخش حاضر، وقتی است که اصلاً نامی از مذهب مقابل به میان نمی‌آید. قرطبی در آیه اولی‌الامر برای نقل مصداق اولی‌الامر از دیدگاه شیعه، نامی از شیعه نمی‌آورد و تنها از لفظ «قوم» استفاده می‌کند.[۵۱۲] اگر کسی از دیدگاه‌های تفسیری شیعه و اهل سنت آگاه نباشد، از نقل قرطبی متوجه نخواهد شد این اختلاف آراء منشأ مذهبی دارد. المیزان هم نمونه خوبی در میان تفاسیر شیعه برای امتناع از نقل نام صاحبان اقوال است. علامه در بسیاری از نقل قول‌های تفسیرش برای اشاره به المنار از لفظ «بعضی» استفاده می‌کند و اصلاً نمی‌گوید که مرادش المنار است. حتی او از منابع المنار نام می‌برد، اما در همین حین، باز هم از خود المنار به لفظ «بعضی» یاد می‌کند. به طور مثال، ایشان ذیل آیه ۴۳ سوره توبه می‌نویسد: «نظیر این استدلال کلام مفسر دیگری است که گفته بعضی مفسران مثل زمخشری گفته‌اند.»[۵۱۳] گویا علامه اکراه دارد که نام المنار را بیاورد.
آسیب این‌گونه نقل در جایی آشکار می‌شود که نتوان صحت انتساب اقوال را احراز کرد. این در حالی است که اگر نام صاحبان اقوال ذکر شود، می‌توان صحت انتساب‌ها و استنادها را هم تأیید کرد.

 

  1. ۲٫ ۱٫ ۲٫ نقل باواسطه

هر کس در آثار تفسیری دقت کند، متوجه می‌شود بسیاری از نقل‌قول‌ها از منابع اصلی نیست. این نقل‌های باواسطه و عدم ارجاع به کتب اصلی یک مذهب، هم خود یک آسیب است و هم باعث بروز آسیب‌های دیگر می‌شود. آسیب‌هایی چون نسبت‌های نادرست به دیگران روا داشتن از آن جمله است.
فخر رازی در تفسیر آیه غار می‌گوید: «روافض با استدلال‌های ضعیف و پست که به‌منزله پنهان کردن خورشید با مشتی گِل است، سعی کرده‌اند مقام ابوبکر را مورد طعنه قرار دهند.»[۵۱۴] او این استدلال‌ها را به جای آنکه از منابع شیعی نقل کند، از قول ابوعلی جبّایی ذکر کرده است.[۵۱۵] در حالی که این اشکالات در کتب مشهور شیعه از جمله تفسیر تبیان نقل شده است.
این شیوه هم در میان مفسران شیعه و هم سنی رایج است که به جای مراجعه به منابع اصلی مذهب مقابل از منابع مذهب خود نقل می‌کنند. مثال دیگر، آلوسی است که در تفسیر آیه أتقی از قول فخر رازی نقل می‌کند که شیعه شأن نزول آیه را درباره امام علی(ع) می‌دانند.[۵۱۶]
همچنین بروسوی در تفسیر آیه ختم نبوت از کتاب بحر الکلام نقل می‌کند که «گروهی از روافض معتقدند که نبوت پس از پیامبر به علی و اولادش منتقل شده و اطاعت آن‌ها بر مسلمانان واجب است و هر کس که از ایشان اطاعت نکند، کافر است؛ اما اهل سنت و جماعت معتقدند که نبوت خاتمه یافته و اعتقاد بدان جزو ضروریات اسلام است و مخالف آن کافر است.»[۵۱۷] در حالی که اولاً: بحر الکلام متعلق به میمون بن محمد نسفی (۴۱۸ – ۵۰۸ق) از بزرگان فرقه ماتریدی است. ثانیاً: چه بسا اگر بروسوی به کتب اصلی شیعه رجوع کرده بود، چنین باور نادرستی را به شیعه نسبت نمی‌داد.

 

  1. ۲٫ ۱٫ ۳٫ نقل نادرست

یکی از آسیب‌هایی که تفسیر تطبیقی را تهدید می‌کند نقل نادرست نظرها است. نادرستی این نقل‌ها گاه بسیار واضح و گاه پنهان است که برای شناخت آن، هم باید اشراف وسیعی به دیدگاه‌های تفسیری داشت و هم دقت نظر بسیاری را اعمال نمود. نقل‌های نادرست، اسباب و علل مختلفی دارد که در بیشتر آن‌ها سهل‌انگاری مفسر دخیل بوده است.
آلوسی در آیه وضو، دیدگاه شیعه در خصوص وجوب شستن پاها را مورد بررسی قرار داده است و پس از وارد کردن اشکالات مختلف به دیدگاه شیعه، در پایان می‌نویسد: «بر فرض که حکم خدا، آن‌طور که امامیه می‌گوید، مسح باشد، شستن از مسح کفایت می‌کند، در حالی که مسح از شستن کفایت نمی‌کند … افزون بر این، شیعه خود پایبند به شستن پا بوده است، چون با فلسفه وضو که نظافت است، سازگارتر است.»[۵۱۸]
گویا آلوسی علیرغم تلاشی که انجام داده است باز هم مستندات خود را برای ردّ دیدگاه شیعه کافی ندانسته که شیعه را ملتزم به شستن پا می‌داند و چنین نسبت کذبی را به شیعه روا می‌دارد. چگونه ممکن است -بر اساس آنچه آلوسی اظهار داشته است- شیعه تفسیرش از «غسل ارجل» مسح باشد، ولی در عمل به شستن پا ملتزم باشد؟ این سؤالی است که آلوسی باید پاسخ‌گو باشد.
آلوسی، دیدگاه طبری را هم اشتباه نقل کرده است. وی می‌نویسد که طبری نه قائل به مسح، نه جمع و نه تخییری که شیعه به وی نسبت داده، نبوده، بلکه او فقط به شستن اعتقاد داشته است.[۵۱۹] در حالی که اولاً: قول تخییر فقط از سوی شیعه به طبری نسبت داده نشده است. برای نمونه، در تفسیر مفاتیح الغیب همین قول به طبری نسبت داده شده است.[۵۲۰] ثانیاً: هر کس تفسیر طبری را دقیق مطالعه کند درمی‌یابد که وی خواسته است بین شستن و مسح جمع کند.[۵۲۱]
هر دو نقل نادرستی که آلوسی در آیه وضو بیان کرده است، یعنی نقل نادرست دیدگاه شیعه درباره ملتزم بودن به شستن و نقل نادرست دیدگاه طبری مبنی بر شستن، از سوی مفسر المنار مورد نکوهش قرار گرفته است.[۵۲۲]
یکی دیگر از نقل‌های نادرست، نسبت دادن باوری به شیعه از سوی زمخشری است. وی پس از پذیرش نسخ آیه رجم، این مطلب که آیات رجم شیخ و شیخه در مصحف عایشه بوده، ولی مرغان آن را خوردند، از تألیفات ملاحده و روافض دانسته است. در حالی که این مطلب از باورهای خود اهل سنت است و همان‌گونه که شارح کشاف گفته است نزد اهل سنت، حدیث صحیح است.[۵۲۳] مضاف بر اینکه شیعه اصل قرآن بودن این آیات و نسخ شدن آن را قبول ندارد و آن را جزو باورهایی می‌داند که منجر به قبول رخداد تحریف در قرآن می‌گردد.[۵۲۴]

 

  1. ۲٫ ۱٫ ۴٫ اطلاق عقیده عده‌ای محدود به یک مذهب

یکی از آسیب‌های مهم در حوزه نقل، آن است که باور شاذّی را که محدود به گروهی اندک یا حتی فردی خاص از مذهب شیعه یا سنی است، تعمیم داده و اعتقاد و دیدگاه کلی آن مذهب محسوب می‌کنند.
قرطبی در اظهارنظری که هیچ سندی هم ضمیمه‌اش نیست، می‌نویسد که امامیه صحابه را کافر می‌دانند، چون نصّ جانشینی علی(ع) را نپذیرفتند و بنا بر اجتهاد خود، دیگری را بدین مقام برگزیدند.[۵۲۵] در حالی که چنین باوری را نمی‌توان اعتقاد کلی مذهب امامیه و پیروان آن دانست. این نسبت در درست‌ترین صورتش تنها به عده محدودی منتسب خواهد بود. امامیه، صحابه را کافر نمی‌داند، بلکه همه ایشان را عادل نمی‌داند و معتقد است صحابه-طبق تعریف اهل سنت- دارای اصناف مختلف بوده‌ا‌ند: عادل، منافق، فاسق و مرتد. اینکه- مطابق نقل قرطبی- امامیه یا شیعه حکم کلی و عام عادل بودن صحابه از سوی اهل سنت را نمی‌پذیرد، تفاوت بسیاری با کافر دانستن آن‌ها دارد، اما به نظر می‌رسد قرطبی یا این دو را معادل هم دانسته است، یا بدون تحقیق باور فرد یا افراد محدودی را به کل شیعه منسوب نموده است. او همچنین اضافه می‌کند که امامیه حتی علی(ع) را هم متهم به کفر می‌کنند، چون برای دفاع از حق خود قیام نکرد.[۵۲۶]
قرطبی در آیه قصر نماز مسافر نیز، تأویلی را به شیعه نسبت می‌دهد که از همین باب است. وی که خود قائل به سنت بودن قصر نماز است، می‌کوشد تا تمام خواندن نماز به‌وسیله عایشه را تأویل کند. وی اقوال مختلف در تأویل روایت تمام خواندم نماز به‌وسیله عایشه را نقل می‌کند، از جمله این تأویلات آن است که عایشه در سفری نماز را کامل می‌خوانده که جزو سفرهای جایز نبوده است. وی این دیدگاه را به شیعه نسبت می‌دهد و می‌نویسد: «این تأویل قطعاً باطل است، زیرا او خداترس‌تر از آن بود که به سفری رود که جایز نبوده باشد. این تأویل از ساخته‌ها و بدعت‌ها و طعن‌های شیعه است- سبحان الله از این بهتان بزرگ- چراکه او تنها برای رضای خدا و خاموش کردن آتش فتنه خارج شد.»[۵۲۷]
البته روا دانستن نقل آراء بدون ذکر منبع، نقش مؤثری بر گستردگی نقل چنین نسبت‌هایی داشته است، چون اگر مفسران خود را ملزم به نقل منبع می‌دانستند احتیاط بیشتری می‌کردند و بدین راحتی دیدگاه‌ افراد محدودی از یک مذهب را به اعتقاد کلی آن مذهب منتسب نمی‌کردند.

 

  1. ۲٫ ۲٫ آسیب‌های حوزه نقد

مفسران در بررسی و نقد دیدگاه‌های رقیب مذهبی از شیوه‌های مختلفی استفاده کرده‌اند. برخی آسیب‌هایی که در به‌کارگیری این شیوه‌ها مشاهده می‌شود، در بخش حاضر مورد بحث قرار گرفته است. این آسیب‌ها از به کار بردن ادبیات ناپسند تا انواع استدلال‌های نادرست را شامل می‌شود. آسیب‌های ذکر شده بیشتر باعث متشنج شدن فضای تطبیق و کم‌ثمر شدن آن از لحاظ علمی می‌شود.

 

  1. ۲٫ ۲٫ ۱٫ به‌کارگیری ادبیات ناپسند

یکی از آسیب‌های تفسیر تطبیقی را می‌توان خارج شدن از محدوده و مقتضای ادب دانست. برخی از مفسران با الفاظ ناپسندی از مذهب مخالف نام برده‌ و پیروان ایشان را با القابی ناروا خطاب کرده‌اند. اهل سنت در تفاسیر خود به‌دفعات از شیعه به روافض یاد کرده‌اند[۵۲۸] که نشأت گرفته از آسیب‌های مبنایی است که در بخش پیش درباره آن توضیح داده شد.
نوع دیگری از ادبیات ناپسند در مواقعی بروز پیدا کرده که مفسر آرای مذهب دیگر را تاب نیاورده است و با به‌کارگیری الفاظ ناپسند از آن یاد کرده است. در میان آیاتی که در فصل سوم بررسی شد، تندترین واکنش‌های اهل سنت به شیعه در آیه غار بود. انتقادهای تند برخی از مفسران شیعه، مثل شیخ طوسی سبب شده که مفسران اهل سنت تعابیر ناپسندی را برای شیعه به‌کارگیرند. فخر رازی تفسیری را که به شیعه نسبت می‌دهد، “انحرافی ابلهانه” خوانده بود.[۵۲۹] آلوسی آن را به “عربده مست” و “هذیان آشفته‌حال” تشبیه کرده و در همین آیه شیعه را “برادران یهود و نصارا” خطاب کرده بود:
به خدا سوگند این حرف‌ها شبیه‌ترین چیز به هذیان آشفته‌حال و عربده مست است و اگر چنین نبود که خداوند از برادرانشان-یهود و نصارا- مثل این حرف‌ها را نقل کرده و به خاطر رحمت نسبت به مؤمنین ضعیف آن حرف‌ها را ردّ کرده است، ما هم اصراری بر نقل و ردّ آن نمی‌داشتیم.[۵۳۰]

 

 
 
 
wpadminbar" style="box-sizing: inherit; font-size: 13px; line-height: 32px; direction: rtl; color: #cccccc; font-family: -apple-system, BlinkMacSystemFont,;">
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 02:17:00 ق.ظ ]




  • Robbin, Stanley. L and others. Pathologic Basis of Disease.7th ed, Amsterdam: Elsevier, (2005).

د. مقالات

 

    1. ایلقارزاده، اسماعیل. «تفسیر تطبیقی آیه تطهیر از دیدگاه مذهب اهل بیت(ع) و اهل سنت». طلوع، سال سوم، ۸ و ۹(۸۳): ۱۱۱-۱۷۸٫

 

    1. ___________ . «تفسیر تطبیقی آیه مع الصادقین». طلوع، سال چهارم، ۱۳ و ۱۴ (۸۴): ۴۵-۴۷٫

 

    1. بابایی، علی‌اکبر. «پژوهشی دیگر در تفسیر قمی». پژوهش و حوزه، سال پنجم، ۱۹و۲۰(۸۳): ۲۱۸-۲۳۴٫

 

    1. جلیلی، هدایت؛ عسگری، انسیه. «تفسیر مقارن/تطبیقی؛ فرازبانی لغزان و لرزان». پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، سال دوم، ۴(۹۳): ۶۷-۸۴٫

 

    1. جناتی، محمدابراهیم. «فقه تطبیقی و پیشگامان آن». کیهان اندیشه، سال یازدهم، ۵۹(۷۴): ۳۵-۵۰٫

 

    1. ربیع نتاج، علی‌اکبر. «بررسی روش‌شناسی تفسیر المنار از نگاه مهم‌ترین مفسر شیعی معاصر». شیعه شناسی، سال هشتم، ۳۱(۸۹): ۱۶۵-۱۸۸٫

 

    1. رستم‌نژاد، مهدی. «کارکردهای تطبیق در احادیث تفسیری». علوم حدیث، سال هفدهم، ۶۴(۹۱): ۱۱۱-۱۳۷٫

 

    1. رضایی اصفهانی، محمدعلی. «سبکی نوین در تفسیر روایی». بینات، سال یازدهم، ۴۴(۸۳): ۱۰۸-۱۳۵٫

 

    1. ________________ . «روش‌شناسی مطالعات تطبیقی در تفسیر قرآن». تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال اول، ۱(۱۳۸۹):۳۵-۵۶٫

 

    1. رضوی، فیاض حسین. «تفسیر تطبیقی آیه وعد». طلوع، سال ششم، ۲۲(۸۶): ۹۳-۱۱۳٫

 

    1. ریپین، اندرو. «مروری بر تاریخچه تفسیر و تفسیر نگاری». ترجمه مهرداد عباسی، پژوهشهای قرآنی، سال نهم، ۳۵و۳۶(۸۲): ۲۰۰-۲۲۵٫

 

    1. سبحانی فخر، قاسم؛ کرمی، سیاوش. «تفسیر تطبیقی مصداق اولی الامر در آیه اطاعت». مطالعات تفسیری، سال سوم، ۱۲(۹۱): ۱۹-۴۶٫

 

    1. شلتوت، محمود. «تقدیم لکتاب مجمع البیان». رساله الإسلام، سال دهم، ۳(۱۳۷۷ق):۲۲۹-۲۴۱٫

 

    1. ضیایی بیگدلی، محمدرضا. «متدولوژی حقوق بین‌الملل». پژوهش حقوق عمومی، سال هفتم، ۱۵و ۱۶ (۸۴): ۷-۱۸٫

 

    1. علیزاده، بیوک. «فلسفه تطبیقی؛ مفهوم و قلمرو آن». نامه حکمت، سال اول، ۱(۸۲): ۴۵-۷۸٫

 

    1. فاکر میبدی، محمد. «تفسیر مقارن آیه شریفه خمس». مطالعات تفسیری، سال سوم، ۱۰(۹۱): ۷-۳۰٫

 

    1. فرامرز قراملکی، احد. «کارآیی و اثربخشی در مطالعات تطبیقی ادیان». پژوهش و حوزه، سال هفتم، ۲۶(۸۵):۲۴-۳۴٫

 

    1. کریمی‌نیا، مرتضی. «چهار پارادایم تفسیری شیعه». صحیفه مبین، سال هجدهم، ۵۰(۹۰): ۱۷۲-۱۹۶٫

 

    1. محامد، علی. «تفسیر تطبیقی آیه شریفه انفال». مطالعات تفسیری، سال سوم، ۹(۹۱): ۸۱-۱۰۴٫

 

    1. مشنی، مصطفی ابراهیم. «التفسیر المقارن-دراسه تأصیلیه». الشریعه و القانون، ۲۶(۱۴۲۷ق):۱۳۷-۲۰۵٫

 

    1. موسوی، احمد. «پژوهشی پیرامون تفسیر قمی». کیهان اندیشه، سال ششم، ۳۲(۶۹): ۸۴-۹۴٫

 

    1. نجارزادگان، فتح‌الله. «بررسی تطبیقی تفسیر آیه اکمال با تأکید بر نقد مناقشه‌ها». تحقیقات علوم قرآن و حدیث دانشگاه الزهرا(س)، سال پنجم، ۹(۸۷): ۱۳۱-۱۵۹٫

 

    1. ___________. «بررسی تطبیقی تفسیر آیات مهدوی (اظهار دین) از دیدگاه فریقین». مشرق موعود، سال چهارم، ۱۴(۸۹): ۴۱-۵۸٫

 

    1. ___________. «بررسی تطبیقی تفسیر آیه وعد از دیدگاه فریقین». قرآن شناخت، سال سوم، ۲(۸۹): ۱۶۵-۱۹۲٫

 

    1. نیکزاد، علی‌اکبر. «مطالعات تطبیقی مذاهب: ضرورت‌ها و بایسته‌ها». حبل‌المتین، پیش شماره اول(۹۱): ۹-۱۹٫

 

  1. هاشمی، علی. «یک مفسر سلفی: درآمدی بر پژوهشهای قرآنی رشیدرضا». خردنامه همشهری، سال سوم، ۱۵(۸۶): ۴-۶٫

ه. سایت‌های اینترنتی

 

    1. http://www.iraker.dk/index.php?option=com_content&task=view&id=11752&Itemid=1 ۱ nov 2011

 

  1. www.tafsir.net/vb/tafsir15283/5nov2011
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:16:00 ق.ظ ]




    1. تعیین رابطه تاب آوری با شادکامی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.

 

    1. تعیین رابطه خودکارآمدی با شادکامی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.

 

    1. تعیین رابطه امیدواری با شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.

 

  1. تعیین سهم هر یک از متغیرهای تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار.

۱-۵ فرضیه های تحقیق

 

    1. بین شادکامی و تاب آوری دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار، رابطه وجود دارد.

 

    1. بین شادکامی و خودکارآمدی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار، رابطه وجود دارد.

 

    1. بین شادکامی و امیدواری دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار، رابطه وجود دارد.

 

  1. تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری توانایی پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان گرمسار را دارا می باشند.

۱-۶ تعریف اصطلاحات و واژه ها
۱-۶-۱ تعاریف نظری متغیرها
شادکامی: ارجیل (۲۰۰۱) معتقد است که شادکامی شامل حالت خوشحالی یا سرور (هیجانات مثبت)، راضی بودن از زندگی و فقدان افسردگی و اضطراب (عواطف منفی) است.
تاب آوریتاب آوری قابلیت فرد در برقراری تعادل زیستی-روانی و روحی در مقابل شرایط مخاطره آمیز است (کانر و دیویدسون[۴۰]، ۲۰۰۳).
خودکارآمدی: خودکارآمدی به معنی اطمینان و باور فرد نسبت به توانایی های خود در کنترل افکار، احساس ها، فعالیت ها و نیز عملکرد مؤثر او در موقعیت های استرس زا می باشد (رگالیا و بندورا، ۲۰۰۲).
امیدواری: امید ادراک افراد را در رابطه با توانایی های آنها در رسیدن به هدف، گسترش دادن راهبردهای رسیدن به هدف و حفظ انگیختگی تا رسیدن به هدف را نشان می دهد (اشنایدر[۴۱] و همکاران، ۲۰۰۳).
۱-۶-۲ تعاریف عملیاتی متغیرها
شادکامی: منظور از شادکامی در این پژوهش، میزان نمره یا کمیتی است که از مجموع سؤالات پرسشنامه شادکامی به نقل از نجفی و همکاران (۱۳۹۱) بدست می آید.
تاب آوریمنظور از تاب آوری در این پژوهش میزان نمره یا کمیتی است که از مجموعه سؤالات مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون بدست می آید.
خودکارآمدی: منظور از خودکارآمدی در این پژوهش، میزان نمره یا کمیتی است که از مجموع سؤالات پرسشنامۀ خودکارآمدی عمومی شوارتز و جروسالم (۱۹۹۲) به نقل از فولادچنگ (۱۳۸۲) بدست می آید.
امیدواری: منظور از امیدواری در این پژوهش، میزان نمره یا کمیتی است که از مجموع سؤالات مقیاس امید اشنایدر بدست می آید.
فصل دوم
گستره نظری و پیشینه پژوهش
۲-۱ مقدمه
در این فصل به بررسی مباحث نظری و پژوهشی که در راستای اهداف پژوهش می باشند، می پردازیم. ابتدا به بحث و بررسی دربارۀ شادکامی و سپس در ادامه به سازه های مرتبط با آن (تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری) پرداخته و به نظریه ها و پژوهش های موجود در این زمینه اشاره خواهد شد.
۲-۲ شادکامی
شادکامی و شادمانی، از جمله موضوعاتی است که از دیرباز اندیشمندانی نظیر ارسطو، زنون و اگیکور به آن پرداخته اند. ارسطو دست کم به سه نوع شادمانی معتقد است؛ در پایین ترین سطح، عقیدۀ مردم عادی است که شادمانی را معادل موفقیت و کامیابی می دانند و در سطح بالاتر از آن، شادمانی مورد نظر ارسطو یا شادمانی ناشی از معنویت قرار می گیرد (آیزنگ[۴۲]، ۱۳۷۸). بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژوهش های مربوط به شادکامی در جهان افزایش یافت (وینهوون[۴۳]، ۱۹۹۴). در دهه ۱۹۶۰ مؤسسات پژوهش آمریکا، کار خود را در مورد سنجش میزان شادکامی افراد آغاز کردند، این کار به چند پژوهش کلاسیک منجر شد (آرجیل، ۲۰۰۱). در خلال سال های دهه ۱۹۷۰ مطالعات مربوط به شاخص های اجتماعی آمریکا با محوریت بررسی شادی مردم صورت گرفت. کمپل[۴۴] و همکاران (۱۹۷۶) کتاب کیفیت زندگی آمریکایی و اندروز و ویتی[۴۵] شاخص های اجتماعی سلامتی را به رشته تحریر در آوردند که موضوع اصلی آنها میزان و چگونگی شادی مردم آمریکا بود. آلاردت[۴۶] (۱۹۷۶) به بررسی ابعاد رفاه اجتماعی و میزان شادی در کشورهای اسکاندیناوی پرداخت. گلاترز[۴۷] (۱۹۹۱) نیز، پژوهش راجع به کیفیت زندگی در آلمان غربی انجام داد. در استرلیا نیز هدی و ویرینگ[۴۸] (۱۹۹۲) اولین پیمایش بزرگ مقیاس طولی را با عنوان فهم شادی انجام دادند. مجلات روان شناختی نظیر مجله شخصیت و روان شناسی اجتماعی نیز شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادی کردند. وینهوون (۱۹۹۴) کتاب سه جلدی همبسته های شادی را منتشر ساخت و در آن به تحلیل تحقیقات انجام گرفته پرداخت. آرجیل در سال ۲۰۰۱، کتاب روان شناسی شادی را منتشر ساخت و در آن به طور تخصصی به تعریف شادی، عوامل مؤثر بر شادی و مرور تحقیقات مربوطه پرداخته است.
۲-۳ تعاریف شادکامی
در تحقیقی که توسط آرجیل و لو (۱۹۹۰) در مورد تعریف شادکامی صورت گرفت، مشخص شد هنگامی که از مردم پرسیده می شود شادکامی چیست؟ آنها دو نوع پاسخ را مطرح می کنند: اول اینکه ممکن است حالات هیجانی مثبت (مانند لذت) را عنوان کنند و دوم، آن را راضی بودن از زندگی به طور کلی و یا در بیشتر جنبه های آن بدانند. بنابراین، به نظر می رسد که شادکامی دو جزء اساسی (عاطفی و شناختی) دارد که بعد عاطفی آن موجب می گردد انسانی که دارای احساس شادکامی است، از نظر دیگران به عنوان فردی بشّاش و سرزنده شناخته شود و در مناسبات اجتماعی نیز بتواند راحت تر با دیگران ارتباط برقرار کند. همچنین از بعد شناختی نیز چنین فردی، نگرش مثبتی نسبت به دنیای پیرامون خود دارد و اتفافات و رویدادهای اطراف خود را با دیدی خوش بینانه می نگرد.

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:16:00 ق.ظ ]




  • عوامل معنوی، مانند: حس غایت، توانایی برای رویا و مرجع کنترل درونی.

 

  • مهارت های رفتاری، مانند: ارتباط مؤثر، مهارت های اجتماعی، انعطاف پذیری و بهزیستی جسمانی.

به طور خلاصه، کامپفر (۱۹۹۹) عوامل تاب آوری درونی را در چهار بعد طبقه بندی و ارائه داده است. این چهار بعد عبارتند از:

 

    1. عوامل معنویت/ انگیزشی شامل: رویاها و اهداف، غایت و معنا در زندگی، معنویت، اعتقاد به یکتایی خود شخص، خودمختاری، امید و خوش بینی و پشتکار.

 

    1. صلاحیت های شناختی شامل: هوش، پیشرفت تحصیلی و مهارت های تکلیف خانه، مهارت های خواندن، استدلال اخلاقی، بینش، آگاهی بین فردی، عزت نفس و خلاقیت.

 

    1. صلاحیت های رفتاری/ اجتماعی شامل: مهارت های اجتماعی و زرنگی های شهری، مهارت های حل مسأله، همدلی، استواری هیجانی و مدیریت هیجانی، شادکامی، بازشناسی احساسات، مهارت های مدیریت هیجانی و شوخ طبعی.

 

  1. صلاحیت های جسمی و بهزیستی جسمانی شامل: سلامت خوب، مهارت های حفظ سلامتی، رشد استعداد جسمانی و جذابیت جسمانی.

۲-۱۳ تئوری های تبیین تاب آوری
در زمینۀ تبیین تاب آوری تئوری و نظریات متعددی وجود دارد. «تئوری توانمندی محور[۱۲۶]» یکی از این تئوری هاست که هم معنی و مشابه روان شناسی انسان گرا یا تحول مثبت فرد است (بیور[۱۲۷]، ۲۰۰۸) و بر رشد توانمندی ها، استعدادهای طبیعی، صلاحیت و شایستگی فرد برای ایجاد یک سازگاری موفقیت آمیز و مثبت در تعامل با دنیای بیرونی تأکید دارد. منظور از واژه مثبت، رفع و اصلاح نقض و کمبودها و برنامه ریزی برای افزایش توانمندی فرد است. در این رویکرد به برنامه و تکالیف رشد و تحول طبیعی و عوامل محافظت کنندۀ تأکید شده است که از سه روش ۱) کاهش آسیب ها و مشکلات فرد (رویکرد مبتنی بر ریسک)؛ ۲) بهبود یا افزایش توانایی و موارد مثبت و مفید در زندگی (روش های مبتنی بر موارد مفید و ارزشمند) و ۳) تغییر و افزایش توانایی های سازگاری از طریق بهبود و اصلاح ارتباط دلبستگی با والدین یا فراهم کردن تمهیدات لازم برای آموزش مهارت های اجتماعی در برنامه های تاب آوری استفاده می کنند (ماستن و پاول[۱۲۸]، ۲۰۰۳).
تئوری دیگر تئوری «سیستم بوم شناختی- اجتماعی[۱۲۹]» است. در این مدل، تاب آوری افراد را با توجه به بافت ارتباطی فرد مانند خانواده، دوستان، همسایه و جامعه بزرگ تر تعریف کرده است و آن را فقط یک خصوصیت منحصر به فرد افراد نمی دانند، بلکه شامل خصوصیت مربوط به جامعه نیز است. تاب آوری یک کنش مربوط به شبکۀ ارتباطی تأثیرگذار است. این شبکه دنیای درونی افراد، خانواده، مدرسه، همسایه و سایر ابعاد جامعه را شامل می شود که حتی عواملی چون سیاست های ملی، جرادم اقتصادی بزرگ، تروریسم و … نیز در آن نقش دارند (همان منبع).
مطابق با یافته های پژوهشی میچل آنگار[۱۳۰] (۲۰۰۸) تاب آوری یک مفهوم کلی است که از نظر بافتی و فرهنگی ابعاد خاص مربوط به خود دارد، به عبارتی الگوهای فرهنگی و بافتی جامعه بر ابعاد مختلف زندگی فرد (که در تاب آوری نقش دارد) تأثیر می گذارد؛ از طرفی ابعاد تاب آوری به معنی ادراک شدۀ تاب آوری در آن بافت و فرهنگ خاص بستگی دارد، از این رو تفاوت تاب آوری افراد ناشی از تفاوت تجربه های آنها در هفت زمینۀ مختلف است که عبارت هستند از دسترسی به منابع مادی، ارتباط بین فردی، احساس هویت، تبعیت فرهنگی، عدالت اجتماعی، احساس کنترل و قدرت و همبستگی. بر اساس دو تئوری مزبور می توان گفت در تاب آوری هم ویژگی های فردی مانند توانمندی های ارتباطی، مهارت های مقابله ای، توانایی حل مشکلات، همدلی، عزت نفس و سایر ویژگی های مثبت و هم ویژگی های محیطی- اجتماعی (درون خانوادگی و برون خانوادگی) تأثیرگذار است، از آنجایی که تاب آوری فرآیند مقابله و سازگاری موفقیت آمیز در برابر شرایط چالش برانگیز و تهدید کنندۀ زندگی است، به عبارتی نوعی سازگاری مثبت در برابر شرایط ناگوار است و ایجاد و تقویت آن در انسان ها بالاخص از زمان کودکی تأثیر بسزایی در سازگاری با شرایط مختلف زندگی و سلامت روان دارد و همچنین از طرفی یکی از عوامل مؤثر بر آن شرایط اجتماعی و رفاهی منطقه ای است که فرد در آن زندگی می کند، لذا به نظر می رسد عوامل اجتماعی مربوط به جامعه و بهره مندی از امکانات رفاهی و به عبارتی زندگی در مناطق دارای امکانات تأثیر بسزایی بر تقویت تاب آوری افراد دارد و محرومیت و فقر آثار سوئی بر تاب آوری هیجانی و اجتماعی افراد می گذارد (شیانی، ۱۳۸۴).
۲-۱۴ خودکارآمدی
خودکارآمدی عاملی مهم در نظام سازندۀ شایستگی انسان است. انجام وظایف از سوی افراد مختلف با مهارت های مشابه در موقعیت های متفاوت به صورت ضعیف، متوسط و یا قوی و یا توسط یک فرد در شرایط متفاوت به تغییرات باورهای خودکارامدی آنان وابسته است. به همین دلیل، احساس خودکارآمدی، افراد را قادر می کند تا با استفاده از مهارت ها در برخورد با موانع کارهای فوق العاده ای انجام دهند. عملکرد مؤثر، هم به داشتن مهارت ها و هم به باور در توانایی انجام آن مهارت ها نیازمند است. اداره کردن موقعیت های دائم التغییر، مبهم، غیرقابل پیش بینی و استرس زا، مستلزم داشتن مهارت های چندگانه است (عبداللهی، ۱۳۸۵).
مفهوم خودکارآمدی تاریخچۀ مختصری دارد که از سال ۱۹۷۷ توسط بندورا مطرح شده است. بندورا (۱۹۹۷) یکی از نظریه پردازان یادگیری[۱۳۱] است که با بکارگیری مفهوم خودکارآمدی سهم بسزایی در فهم ما از نظریه یادگیری- اجتماعی[۱۳۲] دارد. بندورا سعی کرد روشن نماید که اطلاعات مربوط به عملکردهای ویژه، تجربه جانشینی[۱۳۳]، حالت های فیزیولوژیایی[۱۳۴] و متقاعد شدن کلامی[۱۳۵] توسط دیگران چگونه می توانند خودکارآمدی فرد را تغییر دهند. وی همچنین بر اهمیت مدل سازی[۱۳۶] در کمک به تطابق کودکان با بزرگسالان و درونی کردن استانداردهای بزرگسالانی که برای کودک مهم هستند، تأکید کرد. به نظر وی، این استانداردها در آینده به صورت عوامل کنترل کنندۀ کودکان درآمده و باعث می شوند که کودکان در رفتارهای خود، از آنها به صورت خود- انتقادی و یا خود-رضامندی استفاده کنند. بندورا معتقد است که در برخی موارد، نتیجۀ کنترل خود، بسیار قوی تر از نتایجی است که محیط خارج می تواند در فرد ایجاد نماید. از نظر وی، چیزی سهمگین تر و ویرانگرتر از خوار شمردن خود وجود ندارد (صدرالسادات و شمس اسفندآبادی، ۱۳۸۰).
بندورا (۱۹۸۶) یک چارچوب نظری توسعه داده است که نقش تفکر خودارجاعی را در هدایت و تغییر عمل برجسته می سازد. مطابق این الگوها، تغییرات رفتار از طریق شیوه های مختلف، همچون رویارویی هدایت شده، الگوپذیری، اقناع سازی[۱۳۷] (ترغیب) و کاهش اضطراب بدست می آید، این عمل تا حدی شبیه به ابعاد یا قوت بخشیدن انتظارات خودکارآمدی شخص است. همچنین فرض شده است که خودکارآمدی روی انتخاب فعالیت های رفتاری، هزینۀ تلاش و پشتکار در برابر موانع و عملکرد تکلیف تأثیر می گذارد. همچنین، بندورا (۱۹۸۶) خودانعکاسی[۱۳۸] (خودتأملی) از توانایی منحصر به فرد انسانی را مورد توجه قرار داد، که از این طریق افراد تفکر و رفتارشان را تغییر می دهند. خودکارآمدی شامل ارزیابی فرد از توانایی هایش می شود. باورهای افراد نسبت به توانایی هایشان، روی رفتار به شیوه های مختلف، از جمله روی انتخاب های آنها تأثیر می گذارد و باعث می شود که فرد جریان عمل را دنبال یا قطع کند. افراد به تکالیفی مشغول می شوند که احساس کنند شایستگی اش را دارند و مطمئن هستند که می توانند انجام دهند و از کارهایی که احساس می کنند که نمی توانند انجام دهند یا در آن موفقیت مورد انتظار را بدست نمی آورند، پرهیز می کنند. باورهای خودکارآمدی تعیین می کنند که اشخاص چه مقدار فعالیت و تلاش برای یک فعالیت نیاز دارند، چه مقدار پشتکار و استقامت در روبرو شدن با موانع باید داشته باشند و چگونه در روبرو شدن با موانع از خود انعطاف نشان دهند. همچنین، باورهای خودکارآمدی روی الگوهای تفکر اشخاص و واکنش های عاطفی تأثیر می گذارد. در نتیجۀ این تأثیرات، باورهای خودکارآمدی، تعیین کننده ها و پیش بینی کننده های قوی سطح عملکرد هستند؛ بر پایۀ این دلایل بندورا بحث کرده است که باورهای خودکارآمدی در زندگی افراد نقش کلیدی دارند (به نقل از پاجاریز[۱۳۹]، ۱۹۹۶).
۲-۱۵ تعریف خودکارآمدی
مفهوم خودکارآمدی که عامل اصلی در تئوری یادگیری- اجتماعی است، ابتدا در بستر روان شناسی اجتماعی[۱۴۰] از سوی بندورا شکل گرفت. در تئوری بندورا منظور از خودکارآمدی شخصی احساس های شایستگی، کفایت و قابلیت در کنار آمدن با زندگی است. همچنین بندورا خودکارآمدی را بر میزان ادراک ما از درجه کنترلی که بر زندگی مان داریم، تعریف می کند (به نقل از سلیمانی و هویدا، ۱۳۹۲).
کسیدی و ایچوز[۱۴۱] (۱۹۹۸) خودکارآمدی را عقیده به توانایی یک فرد در داشتن یک رفتار یا انجام یک کار خاص به صورت موفقیت آمیز می دانند ( به نقل از کوربانگلو،[۱۴۲] اکویونلو و یومای[۱۴۳]، ۲۰۰۶).
بندورا (۱۹۹۲) خودکارامدی ادراکی را به عنوان ایمان به توانایی های یک فرد برای سازماندهی کردن و عملی کردن مسیرهای عملی مورد نیاز در مدیریت شرایط آینده، باورهای خودکارآمدی اینکه مردم چگونه فکر می کنند، احساس می کنند و خودشان را بر می انگیزانند و عمل می کنند، تعریف کرده است (به نقل از سلیمانی و هویدا، ۱۳۹۲).
به نظر بندورا (۱۹۹۷) سطح انگیزش، شرایط عاطفی و عملکردهای اشخاص براساس آنچه که آنان باور دارند، شکل می گیرد تا براساس آنچه واقعاً درست است. سازه خودکارآمدی بر باورهای افراد در مورد قابلیت های خودشان برای اعمال کنترل به سطح عملکردشان و به رویدادهایی که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد، مربوط است. همانگونه که بندورا ذکر می کند، افراد بسیار کارآمد سناریوی موفقیت که راهنمایی های مثبتی بر عملکرد ایجاد می کند در ذهن مجسم می سازند، درحالی که آنهایی که خودشان را ناکارآمد قضاوت می کنند، گرایش دارند که سناریوی شکستی که عملکردشان را کوچک می شمرد، در ذهن متصور سازند. افراد بسیار کارآمد تمایل دارند شکست شان را به کمبود تلاش نسبت دهند، در حالی که آنهایی که خودشان را ناکارآمد می دانند، شکست شان را به کمبود توانایی خود مرتبط می کنند.
۲-۱۶ ابعاد خودکارآمدی ادراک شده
باورهای خودکارآمدی ادراک شده از نظر سطح، نیرومندی و عمومیت با هم تفاوت دارند و ثابت شده است که این ابعاد نقش مهمی در اندازه گیری خودکارآمدی دارند. فرض کنید یک محقق علاقه مند است خودکارآمدی بر مقاله نویسی دانش آموزان دورۀ متوسطه ارزیابی کند. ابتدا سطح متفاوتی از نیازهای تکلیف در هر حوزه وجود دارد که محققان ممکن است با آن روبرو شوند. این نیازهای تکلیف می توانند از سطح نوشتن یک جملۀ ساده با نقطه گذاری درست و ساخت گرا، تا سطح بالا و نوشتن جملات پیچیده با نقطه گذاری درست و ساخت گرا، در یک پاراگراف درجه بندی شوند (پاجاریز، ۱۹۹۷). دومین تفاوت عقاید کارآمدی در نیرومندی آن هاست. باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب ناموفق به آسانی بی اعتبار می شوند، اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت های خود دارند در برابر سختی ها و موانع، آن را حفط می کنندو احساس کارآمدی هر چقدر نیرومندتر باشد، دوام و ثبات آن بیشتر خواهد بود. همچنین رابطه بیشتری با رفتار پیدا می کند (یاراحمدی، جدیدی، احمدیان و اسدی، ۱۳۸۹). بعد دیگر خودکارآمدی عمومیت آن است. برخی از تجربه ها، باورهای خودکارآمدی محدود ایجاد می کند، برخی دیگر حس کارآمدی تعمیم یافته تری را القاء می کنند که به فراسوی موقعیتی خاص گسترش می یابد (بندورا، ۱۹۷۷ به نقل از کندری، ۱۳۸۱).
۲-۱۷ منابع خودکارآمدی
به نظر بندورا (۱۹۸۶) اکتساب انتظارات کارآمدی بالا یا پایین، چهار منبع اصلی دارد: ۱- دستاوردهای عملکرد، ۲- تجربۀ جانشینی، ۳- ترغیب کلامی و ۴- حالت های فیزیولوژیایی.
دستاوردهای عملکرد: بندورا (۱۹۸۹) معتقد است که انتظارات خودکارآمدی در تجربیاتی که شخص در آنها مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق تمایل دارند انتظارات سطح بالا ایجاد کنند، در حالی که تجربیات شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پایین دارند. یک بار که انتظارات کارآمدی قوی و بالا ایجاد شد، احتمال اندکی وجود دارد که شکست های موقتی تأثیر زیادی بر قضاوت های فرد از قابلیت های خود داشته باشد، برعکس وقتی که انتظارات کارآمدی پایین ایجاد شد، موفقیت هایی که به صورت گاه گاهی به وجود می آیند، در قضاوت افراد از قابلیت های خودشان چندان مؤثر نیستند. به هر حال، انتظارات سطح پایین می توانند به وسیلۀ موفقیت های فراوان و مکرر تغییر یابند (کندری، ۱۳۸۱).
تجربه جانشینی: منبع دوم اطلاعات خودکارآمدی تجربه جانشینی است، که اشخاص زمانی که تکالیف عملکردی دیگران را مشاهده می کنند، مشاهدۀ شکست ها و موفقیت های دیگران در باورهای افراد نسبت به توانایی هایشان سهم دارند. رفتار و الگوها بطور ویژه تأثیرگذار هستند و این حوزه در تحقیقات خودکارآمدی از اهمیت خاصی برخوردار است. در موقعیت هایی که افراد تجربه های کمی برای شکل دادن به قضاوت هایشان دارند، الگوها مفید و کارا هستند. فرد قابلیت های خود را در مقایسه با دیگران به عرصۀ قضاوت می کشاند و نظر مثبت دیگران در مورد شخص به عنوان ترغیب و تشویق کلامی در نظر گرفته می شود (یاراحمدی و همکاران، ۱۳۸۹).
ترغیب کلامی: همچنین باورهای افراد نسبت به توانایی های خود از طریق ترغیب کلامی ای که افراد دریافت می کنند، تحت تأثیر قرار می گیرند. پیام های کلامی و تشویق های اجتماعی به اشخاص کمک می کنند تا تلاش بیشتری به کار ببرند و پشتکار مورد نیاز برای موفقیت را تداوم بخشند و این امر به رشد پیوستۀ مهارت ها و کارآمدی شخصی منجر می شود. البته پیام ها همچنین برای تحلیل بردن باورهای کارآمدی می توانند کاربرد داشته باشند و این مورد زمانی بکار گرفته می شود که هدف، متقاعد کردن افراد دارای توانایی های کم باشد. برای مثال زمانی که زنان پیام های اجتماعی دریافت می کنند، مبنی بر اینکه آنها به حوزه های مردمحور همچون ریاضیات تعلق ندارند، ممکن است نسبت به این باور که آنها شایسته نیستند و نمی توانند شایسته باشند، بطور ویژه ای آسیب پذیر باشند (همان منبع).
حالت های فیزیولوژیایی: افراد به حالت های هیجانی و فیزیکی به عنوان منبع چهارم اطلاعات در مورد توانایی هایشان نگاه می کنند. فشار روانی و تنش اغلب به عنوان شاخص های آمادگی برای شکست تفسی می شوند؛ همچنین خلق فرد نیز می تواند تأثیر عمده ای روی باورهای خودکارآمدی داشته باشند، نوعاً خوش بینی و خلق مثبت، باورهای خودکارآمدی را افزایش می دهند، و ناامیدی و افسردگی باورهای خودکارآمدی را کاهش می دهند (همان منبع).
بر طبق نظر بندورا (۱۹۷۷) باورهای خودکارآمدی محصول فرآیند پیچیدۀ خودمجابگری است. چنان که ذکر شده، در نظریه بندورا چهار منبع اطلاعاتی مذکور مهمتر از همه به نظر می رسد. با توجه به این چهار منبع می توان نتیجه گرفت که تنظیم رفتار به وسیلۀ اهداف از پیش تعیین شده و آگاهانه می باشد. این تعیین هدف شخص، تحت نفوذ خودارزیابی فردی قرار دارد (بندورا، ۱۹۸۹؛ واینر[۱۴۴]، ۱۹۹۰؛ به نقل از کندری، ۱۳۸۱). انسانها تلاش می کنند تا اهدافی را برگزینند که می دانند توانایی انجام آنها را دارند و از انتخاب اهداف فراتر از حدود توانایی خود اجتناب می ورزند (بندورا، ۱۹۹۳ به نقل از مژدهی، ۱۳۸۲).
۲-۱۸ فرآیندهای واسطه خودکارآمدی
در مورد چهار فرآیند روان شناختی که از طریق آنها باور خودکارآمدی بر عملکرد انسان تأثیر می گذارد، تحقیقات زیادی انجام شده است. این فرآیندها عبارتند از: فرآیندهای شناختی[۱۴۵]، انگیزش، عاطفی و انتخابی که در زیر به شرح آنها پرداخته می شود.
فرآیندهای شناختی: باورهای خودکارآمدی به چند طریق بر فرآیندهای شناختی تأثیر می گذارند. بیشتر رفتارهای انسان براساس دوراندیشی در مورد اهداف ارزشمند تنظیم می شود. یکی از کارهای عمده، فکر ایجاد توانایی پیش بینی وقایع در افراد و کمک به آنهادر پیدا کردن روش هایی برای کنترل وقایعی است که بر زندگی آنها تأثیر می گذارد. چنین مهارت هایی به پردازش شناخت اطلاعاتی که ابهام ها و تردیدهای زیادی دربر دارد، نیاز دارد. متعهد ماندن به هدف در مواجهه با مقتضیات، شکست ها و موانع فشارزای موقعیتی به احساس قوی کارآمدی نیاز دارد (بندورا، ۱۹۹۴؛ به نقل از مرادی، ۱۳۸۹).
فرآیندهای انگیزشی[۱۴۶]: به کارگیری اصول نظریۀ یادگیری اجتماعی به همراه پاداش های بیرونی برای انجام دادن کار ممکن است مؤثرترین ترکیب شیوه های انگیزشی را مهیا کند (آپل بائوم و هره[۱۴۷]، ۱۹۹۶). به نظر بندورا (۱۹۹۷) انگیزش، شرایط عاطفی و عملکردهای اشخاص بیشتر به این موضوع بستگی دارد که وظایف و فعالیت هایی را انتخاب کنند که در آن احساس مهارت و اعتماد به نفس دارند و از فعالیت هایی که در آن چنین احساسی ندارند، اجتناب کنند ( به نقل از کوربانگلو، ۲۰۰۳). مردم براساس باورشان دربارۀ آنچه می توانند انجام دهند و همچنین اعتقادشان دربارۀ نتایج احتمالی عملکرد، عمل می کنند. فعالیت های بیشماری وجود دارد که اگر خوب انجام شوند، نتایج ارزرشمندی تولید می کند، اما این فعالیت ها از سوی مردمی که نسبت به آنچه که می دانند برای موفقیت باید اتخاذ شود، شک دارند، دنبال نمی شود (بندورا، ۱۹۹۹). باور خودکارآمدی از طریق این تعیین کننده های زیر بر رفتار انسان اثر می گذارد:
– انتخاب اهداف: افراد از درگیری در تکالیفی که در آنها کارآمدی پایینی دارند، اجتناب می کنند و به تکالیفی که در آنها کارآمدی بالایی دارند، متعهد می شوند. ارزیابی دقیق خودکارآمدی مهم است. پیامدهای خودکارامدی بالا و مهارت کم، آزاردهنده و پیامد خودکارآمدی پایین و مهارت بالا محدود کننده است؛ اساسی ترین قضاوت های کارآمدی احتمالاً در مورد آن کارهایی هستند که فرد معمولاً می تواند آنها را در یک زمان معین انجام دهد (غلامی رنانی، ۱۳۸۴). اهداف شخصی توسط باورهای خودکارآمدی تعیین می شوند. باورهای خودکارآمدی در انتخاب درجۀ چالش و تعهد به اهداف شخصی تأثیر دارند. باورهای خودکارآمدی پیشرفته منجر به تنظیم اهداف چالش برانگیزتر شده و باورهای خودکارآمدی تقلیل یافته، منجر به تعیین هدف معمولی تر و مدل انگیزشی واقعی تر و قابل دسترس تر می شود (آپل بائوم و هره، ۱۹۹۶).

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:16:00 ق.ظ ]




 

 

فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
۵-۱ بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین خودکارآمدی، تاب آوری، امید و مؤلفه های آن (تفکر عاملی و تفکر راهبردی) با شادکامی انجام گرفت؛ علاوه بر این، تعیین سهم هر یک از این متغیرها در پیش بینی میزان شادکامی، از دیگر اهداف این پژوهش بوده است. نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان داد که بین خودکارآمدی، تاب آوری، امید و مؤلفه های آن (تفکر عملی و تفکر راهبردی) با شادکامی در دانش آموزان مقطع متوسطه رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین در پاسخ به این سؤال که سهم هریک از این متغیرها در پیش بینی شادکامی به چه میزان است نتایج پژوهش نشان داد که این سه متغیر روی هر رفته ۲۰ درصد از واریانس شادکامی را تبیین می کنند. بنابراین، با توجه به نتایج بدست آمده در ادامه به تبیین فرضیه های پژوهش حاضر می پردازیم.
فرضیه اول: بین خودکارآمدی و شادکامی رابطه وجود دارد.
یافته های این پژوهش نشان داد که بین شادکامی و خودکارآمدی، رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد و خودکارآمدی، می تواند تغییرات مربوط به شادکامی را به صورت مؤثر پیش بینی کند. این یافته با نتایج پژوهش های کروون و آرتیستیکو[۱۷۸] (۲۰۰۳)، فراست[۱۷۹] (۲۰۰۵)، سعیدیان (۱۳۸۵)، آویشی[۱۸۰] و همکاران (۲۰۰۵)، سالامی[۱۸۱] (۲۰۰۸)، اسماعیلی فر و همکاران (۱۳۹۰) و صفاری و همکاران (۱۳۹۳)، همخوانی دارد. در تبیین این یافته می توان گفت که انسان ها، دارای یک نیاز اساسی هستند که اگر ارضا نشود، موجب اختلال و بیماری می شود که این نیاز، نیاز به احساس ارزشمند بودن برای خود و دیگران است. در این راستا، خودکارامدی را می توان نیرویی دانست که افراد بر اساس آن رفتارهای درست را برای ارضای نیازهای خود انتخاب می کنند. انسان، خواسته ها، انتطارها، افکار، عقاید و اعمال خود را طوری انتخاب می کند که بتواند مهم ترین و خوشایندترین حالت را در خویش ایجاد کند و رفتار، نتیجۀ انتخاب انسان است که نتیجۀ این انتخاب منجر به شادکامی روز افزون می شود (گلاسر[۱۸۲]، ۲۰۰۱). شادکامی، زمانی به دست می آید که فعالیت های زندگی افراد، بیشترین همگرایی یا جور بودن را با ارزش های عمیق، توانایی و کارآمدی او در زمینه های مختلف داشته باشد و آنها نسبت به این ارزش ها و توانمندی ها متعهد گردند. تحت چنین شرایطی، احساس نشاط و اطمینان به وجود می آید. به همین خاطر لوینگر و مویلان[۱۸۳] (۱۹۹۴) خوشبختی و شادکامی را دست یابی ساده به لذت نمی دانند بلکه آن را به عنوان کوششی در جهت کمال (تمامیت) می دانند که بیانگر تحقق توان بالقوۀ واقعی فرد و احساس خودکارآمدی اوست. علاوه براین، پژوهش ها نشان داده اند که انتظارت خودکارآمدی با سلامتی و کارکرد مناسب فرد مرتبط است. به طور مثال خودکارآمدی بالا با تنظیم جریان استرس، عزت نفس بالا، بهزیستی بیشتر، وضیعت جسمی بهتر و بهبودی سریع تر از بیماری های حاد و مزمن مرتبط است. همچنین خودکارآمدی پایین با نشانگان بیشتری از اضطراب، افسردگی همراه است که این عامل به خودی خود منجر به سطوح پایینی از بهزیستی ذهنی و شادکامی می گردد (کارادماس[۱۸۴]، ۲۰۰۶). بنابراین افزایش خودکارآمدی بهبود سلامت روان را به دنبال دارد و افرادی که نمرۀ خودکارامدی بالاتری دارند، از سلامت روان بیشتری برخودار بوده و شادکامی بیشتری را تجربه می کنند. به طور کلی می توان گفت که احساس کارامدی مثبت خدمات زیادی به عملکرد، کنش وری، شادکامی و سلامت روان شناختی می نماید. افرادی که استیصال و پریشانی را تجربه می کنند، معمولاً مهارت های خود را برای مقابله با مشکلات، کافی نمی بینند و قابلیت ها و توانایی های خود را ناچیز می پندارند و این باورهای منفی و کارآمدی دربارۀ قابلیت ها و توانایی ها منجر به مشکلات روان شناختی متعدد می شود که به تبع آن میزان شادکامی آنها را کاهش می دهد. بنابراین، پیشرفت، کامیابی ها و سلامت روان مثبت، نیازمند یک حس کارآمدی شخص خوش بین است و خودکارآمدی عاملی مؤثر در پیشگیری از ابتلاء افراد به آسیب های روان شناختی مانند افسردگی، اضطراب و فقدان لذت می باشد و می توان گفت که افراد برخودار از خودکارامدی بالا از سلامتی و شادابی بیشتری برخوردارند، شبکه های اجتماعی قوی تر و بهتری را در اطراف خود شکل می دهند و روش زندگی سالم تری دارند که این اعمال موجب تضمین شادکامی و خوش بینی در این افراد می شود (شعبانی و همکاران، ۱۳۹۱).
فرضیه دوم: بین امید و مؤلفه های آن (تفکر عاملی و تفکر راهبردی) با شادکامی رابطه وجود دارد.
یافته های این پژوهش نشان داد که بین امید و مؤلفه های آن (تفکر عاملی و تفکر راهبردی) با شادکامی رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد و امید نیز، می تواند تغییرات مربوط به شادکامی را به صورت مؤثر پیش بینی کند. نتایج حاصل از این پژوهش با یافته های جورج[۱۸۵] (۲۰۱۰)، برونک[۱۸۶] و همکاران (۲۰۰۹)، رودریگز[۱۸۷] (۲۰۰۶)، نصیری و جوکار (۱۳۸۷)، نجفی و همکاران (۱۳۸۹)، عسکری و شرف الدین (۱۳۸۷) و بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد (۱۳۹۰) همخوانی دارد. تبیین رابطۀ بین امید با شادی و شادکامی کار چندان دشواری نیست. به اعتقاد فلدمن و اسنایدر (۲۰۰۵) در سال های اخیر، روان شناسان به سازه امید به عنوان یک نقطه قوت روان شناختی نگریسته و معتقدند که این سازه می تواند به پرورش و ایجاد سلامتی روانی و افزایش شادکامی کمک زیادی بنماید. به اعتقاد استاتس (۱۹۸۶) امید دارای دو مؤلفه شناختی (انتظار روی دادن وقایعی در آینده) و عاطفی (برای مثال امید به این که این رویدادها، رویدادهایی مثبت و دارای پیامدهای مطلوبی باشند) می باشد که مؤلفه های عاطفی آن می تواند پیش بینی کنندۀ وقوع رویدادهای مثبت در آینده و در نتیجه افزایش شادکامی باشد. برخودار بودن از یک تفکر امیدوارانه و داشتن منابع کافی برای تفکر هدف مدار و آشنایی با مسیرهای لازم برای رسیدن به اهداف، سبب بهزیستی روانی و شادکامی در افراد می شود؛ به عبارت دیگر، بین این دو متغیر، یک رابطۀ تعاملی به وجود می آید که افزایش امید، باعث شادکامی بیشتر در زندگی می شود (بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد، ۱۳۹۰). از طرف دیگر، در مورد نقش امیدواری و مؤلفه های آن در شادکامی و بهزیستی می توان گفت که با توجه با این که امید پایین می تواند افسردگی و نقض روانی- اجتماعی را پیش بینی کند، امید بالا می تواند عملکرد روانی- اجتماعی و به تبع آن بهزیستی، رضامندی و شادکامی را بالا ببرد. علاوه بر آن در نظریه امید، اهداف منبع اصلی هیجان هستند. هیجان مثبت ناشی از دستیابی به هدف یا دستیابی به هدف یا تصور نزدیک شدن به آن است که یکی از مؤلفه های بهزیستی ذهنی و شادکامی است؛ لذا، افراد دارای امید از دستیابی به هدف و حتی تصور نزدیک شدن به آن احساس شادکامی و رضایتمندی می کنند (اسنایدر، ۲۰۰۲). یافته های پژوهشی نشان داده اند که افرادی که از امیدواری بالاتری برخودار بودند، عزت نفس زیادتر، عملکرد تحصیلی بهتر و تعهد بیشتری به انجام فعالیت هایی که به بهداشت و سلامتی بیشتر منجر می شوند، نشان می دهند. بزرگسالانی که از درجات بالای امید بهره می برند، به دیگران به عنوان منابع حمایتی و پایگاه هایی که می توانند به آنها تکیه نمایند، می نگرند. همچنین، از آنجایی که این افراد از این اعتقاد برخوردارندکه می توانند با چالش هایی که ممکن است در زندگی شان با آنها روبه رو شوند، سازگار شوند، شادی بالاتری تجربه می نمایند و از زندگی شان رضایت بیشتری دارند. علاوه براین، این افراد می توانند این گفتمان درونی را در خود رشد دهند که «من می توانم این کار را به پایان برسانم، من نباید شکست بخورم و ناامید شوم.» بنابراین آنها بیشتر موفقیت هایشان را می بینند تا شکست هایشان را (نصیری و جوکار، ۱۳۸۷).
علاوه براین، در تبیین رابطه بین مؤلفه های امید (تفکرات عاملی و تفکرات راهبردی) می توان بیان کردکه، تفکرات عاملی، شامل افکاری دربارۀ توانایی افراد برای شروع کردن و حفظ انکیزش برای گذرگاه هایی است که به سمت اهداف مطلوب حر کت می کنند، حتی اگر با موانع روبرو شوند. تفکر عامل، جزء انگیزشی نظریه امید است که به شخص اطمینان میدهد قادر به شروع و تحمل تلاشهای ضروری برای دنبال کردن گذرگاه خاص میباشد یا نه (اسنایدر و همکاران، ۱۹۹۸). تفکر عامل، یعنی اعتقاد به این مطلب که فرد می تواند از طریق راه های فرضی به سوی هدفی مشخص حرکت کند و بدان دست یابد. به ویژه در زمان رویارویی با موانع وجود تفکر عامل، در راه اندازی انگیزه لازم برای قدم گذاشتن در مسیرهایدیگر حائز اهیمت است (گروال و پورتر[۱۸۸]، ۲۰۰۷). تفکر عامل مستقیماً شناختهای افراد را در مورد توانایی آنها برای شروع و تحمل رفتارهای هدفگرا منعکس میکند، و با گفتارهای درونی مانند «من میتوانم این کار را انجام دهم» و «من قصد ندارم متوقف شوم» مشخص میشود. البته باید توجه داشت اهداف افراد بدون عزم حرکت به سمت آن و حفظ تلاش لازم برای نیل به آن قابل دسترسی نخواهد بود (اسنایدر و همکاران، ۱۹۹۸). اسنایدر (۲۰۰۰) معتقد است زمانی که افراد در راه دستیابی به اهداف خود به بن بست می رسند اهداف معمولی زندگی خود را رها می کنند و دچار افسردگی شده و خودکشی را که یک هدف نامناسب است برمی گزینند. چون امید و تفکرات عامل به عنوان احساس دستیابی موفقیت آمیز به اهداف زندگی در نظر گرفته می شود، باورهای فرد را برای مقابله بهتر تقویت می کندکه این خود موجب کاهش افسردگی و افزایش شادی و شادکامی در فرد می شود (مادوز[۱۸۹] و همکاران، ۲۰۰۵). بنابراین افرادی که از تفکرات عاملی برخوردارند به وسیلۀ آن، و با توجه به تواناییشان گذرگاه هایی انتخاب کنند و به تلاش خود ادامه دهند. داشتن هدف و امید به دستیابی آن، به زندگی فرد معنا داده و او را در مسیر خاصی قرار می دهد. داشتن معنا در زندگی در تعامل با امید می تواند سبب افزایش شادی، رضایت از زندگی، عواطف مثبت و کاهش افسردگی شود. بنابراین، تفکر عامل به عنوان یکی از مؤلفه های تفکر امیدوارانه، معنای زندگی را افزایش داده، رفتارهای مثبت، رضایتمندی و شادکامی را بالا می برد (فلدمن و اسنایدر، ۲۰۰۵).
در خصوص تفکرات راهبردی می توان گفت که تفکرات راهبردی تواناییهای درک شده شخص هستند که راههای عملی را برای اهداف خواسته شده بوجود میآورند. تفکر راهبردی اغلب قابل مشاهده در گفتار درونی از قبیل «من راهی برای انجام این کار پیدا خواهم کرد» میباشد، اگرچه تفکر راهبردی خواستار تنها یک گذرگاه قابل استفاده به هدف خواسته شده است، اما افراد دارای سطوح امید بالاتر اغلب قادر به تصور چندین راهبرد و گذرگاه هستند و از تفکر واگرا استفاده می کنند. این راه های متناوب، هنگامی که فرد مجبور به مقابله با مانع یا مشکل در رسیدن موفقیتآمیز به اهداف میشود، تعیین کننده هستند. تفکر راهبردی توانایی ادراک شده فرد برای شناسایی و ایجاد مسیرهایی به سمت هدف است (اسنایدر، ۱۹۹۴). از آنجا که برخی از طرحها و نقشهها ممکن است با شکست مواجه شوند، افراد دارای امید بالا، به منظور مقابله با موانع احتمالی، چندین راهبرد را در نظرمیگیرند. افراد دارای امید و تفکرات راهبردی بالا، سعی می‌کنند اطلاعات مرتبط با رویدادهای تنیدگی‌زا را به گونه‌ای پردازش کنند که به کمترین میزان تجربه‌های ناخوشایند در ایشان منتهی گردد. ازسوی دیگر، افراد شادکام کسانی هستند که اطلاعات را به گونه‌ای پردازش می‌کنند که به خوشحالی آنها منجر می‌شود. همچنین این افراد، دارای احساس کنترل زندگی، خلق مثبت و رویکرد فعّال در موقعیت‌های تنیدگی‌زا هستند. این دریافت، با مشخصه‌های تفکرات راهبردی مطابقت می‌کند. بر این اساس، می‌توان گفت تفکرات راهبردی از طریق افزایش مهارت‌های فرد برای مدیریت تنیدگی، احتمال موفقیت وی را برای کاهش فشارها افزایش می‌دهد و منجر به تجربه بیشتر شادکامی می‌گردد و از طریق تمرکز بر توانمندی‌های شناختی، عاطفی، اجتماعی و رفتاری فرد برای حل مسئله و نیز از طریق برخورد و مواجهه فعّال با موقعیت تنیدگی‌زا بیشتر با شادکامی مرتبط می‌شود. وجه مشخصه تفکرات راهبردی در امیدواری این است که فرد بر خود متمرکز شده و تمام تلاش او متوجه کاهش احساسات ناخوشایند و تعدیل و کاهش هیجانات منفی خویش می‌باشد. در نظریه امید، رسیدن موفقیت آمیز به هدف، هیجانات مثبت را فرا میخواند و شکست در دستیابی هدف باعث هیجانات منفی میشود. این هیجانات، به نوبه خود راهبردهای فرد و مؤلفه عامل را درباره تعقیب هدف آینده تغییر میدهند، هیجانات مثبت که از هدف موفق نتیجه میشود فرد را به کوشش و انتخاب اهداف آیندۀ چالش انگیزتری سوق میدهد، در مقابل هیجانات منفی مطابق با شکست در دستیابی به اهداف خاص ممکن است باعث بیمیلی فرد برای تلاش کردن و پیشرفت آینده شود. بنابراین توانایی فرد برای تعریف کردن هیجانات منفی که از شکستها و مصیبتهای شخصی ناشی میشود مستقیماً تفکر راهبردی و تفکر عامل اهداف آینده را تحت تأثیر قرار میدهد. به طوری که هر چه میزان تفکر راهبردی و تفکر عامل در افراد بالاتر باشد به تبع آن رسیدن به اهداف تعیین شده راحت تر و سریع تر اتفاق می افتد و رسیدن به اهداف منجر به هیجانات مثبت می گردد و هیجانات مثبت موجب افزایش شادکامی افراد می شود (والی[۱۹۰] و همکاران، ۲۰۰۶).
فرضیه سوم: بین تاب آوری با شادکامی رابطه وجود دارد.
یافته های این پژوهش نشان داد که بین شادکامی و تاب آوری، رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد و تاب آوری، می تواند تغییرات مربوط به شادکامی را به صورت مؤثر پیش بینی کند. این یافته با نتایج پژوهش های بونانو[۱۹۱] (۲۰۰۴)، ماستن (۲۰۰۱)، کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، لازاروس و فولکمن[۱۹۲] (۲۰۰۳)، باسو[۱۹۳] (۲۰۰۴)، جوکار (۱۳۸۶) و بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد (۱۳۹۰) همخوانی دارد. تاب آوری یک توانایی فطری برای رشد محسوب می شود که در انسان به عنوان یک ارگانیسم وجود دارد و می تواند در شرایط معین محیطی از قوه به فعل درآید و به رغم قرار گرفتن فرد در معرض تنش های شدید، شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد. تاب آوری نوعی ویژگی است که از فردی به فردی متفاوت است و می تواند به مرور زمان رشد کند یا کاستی یابد (زارعی، ۱۳۸۹). در حقیقت تاب آوری نوعی مکانیسم سازش مثبت را ایجاد می کند که چندین عامل فردی، خانوادگی و اجتماعی تحت عنوان عوامل محافظتی در تقویت و کاهش عوامل خطرزای آن مؤثر است. این عوامل الف) منابع فردی مانند ظرفیت شناختی و عزت نفس فرد؛ ب) منابع خانوادگی مانند همبستگی و مدیریت تعارض ها و ارتباط با خانواده و ج) عامل محیطی مانند حمایت اجتماعی، امنیت و ارتباطات معنادار و حمایت کننده و منابع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را شامل است (ایلدر[۱۹۴] و همکاران، ۲۰۰۹). افراد تاب آور دارای ویژگی هایی از جمله احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس (که به افراد اجازه می دهد چالش های زندگی را با موفقیت پشت سر بگذراند)، مهارت در حل مسأله (نگاه به مشکل به عنوان یک مسأله)، صلاحیت و توانمندی اجتماعی (داشتن مهارت های ارتباطی، شوخ طبعی، رابطۀ صمیمی با دیگران، حمایت و جلب حمایت اجتماعی از دیگران در وضیعت بحرانی، داشتن مهارت های گفتگو و جرأت مندی و گوش دادن)، خوش بینی، همدلی (توانایی برقراری رابطۀ توأم با احترام متقابل با دیگران که به پیوستگی اجتماعی و به عبارتی احساس تعلق به افراد و گروه ها و نهادهای اجتماعی منجر می شود) و … هستند که رشد و ارتقاء آنها را باعث می شود (خزائلی پارسا، ۱۳۸۹). بنابراین در تبیین این یافته که تاب آوری می تواند موجب افزایش شادکامی گردد می توان بیان کرد که تاب آوری، از طریق افزایش سطوح عواطف مثبت، باعث تقویت عزت نفس و مقابلۀ موفق با تجربه های منفی می شود. بر این اساس، تاب اوری از طریق تقویت عزت نفس به عنوان مکانیزم واسطه ای به انطباق پذیری مثبت و بهزیستی روانی و شادکامی منتهی می شود و افرادی که از شادکامی و بهزیستی روان شناختی بالاتری برخودارند توانایی سازگاری آنها با مشکلات، بیشتر از کسانی است که از این مزیت برخودار نیستند. از طرفی، هرچه فرد قدرت بیشتری در تاب اوری، مقابله با مشکلات و استرس های زندگی داشته باشد، کمتر در معرض آشفتگی های روانی و هیجانی قرار می گیرد و از شادکامی و بهزیستی روانی بالاتری بهره مند می شود. به نظر می رسد که افراد تاب آور، به طرز خلاقانه و انعطاف پذیری به مسائل می نگرند، برای حل آنها طرح و برنامه ریزی می کنند و در صورت نیاز نسبت به درخواست کمک از دیرگان دریغ نمی ورزند و منابع کاملی برای مقابله با مشکلات دارند که این عوامل باعث می شود فرد از بهداشت روان و شادکامی بالایی برخوردار باشد (بهادری خسروشاهی و هاشمی نصرت آباد، ۱۳۹۰).
سوال اول: کدام یک از متغیرهای تاب آوری، خود کارامدی و امید سهم بیشتری در پیش بینی شادکامی دارند؟
یافته های این پژوهش نشان داد که متغیرهای تاب آوری، خودکارامدی و امید درمجموع قادرند۲۰ درصد از واریانس شادکامی را تبیین می کنند. در توجیه این یافته می توان گفت که با ارتقای تاب آوری، فرد می تواند در برابر عوامل استرس زا و همچنین عواملی که سبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلات روان شناختی می شود ار خود مقاومت نشان داده و بر آنها غلبه کند. تاب آوری، با تعدیل و کم رنگ کردن عوانلی چون استرس و افسردگی، شادکامی و بهزیستی روانی افراد را تضمین می کند (کونور[۱۹۵]، ۲۰۰۶) و خودکارآمدی، از طریق اطمینان فرد به قابلیت هایش می تواند نقش چشمگیری در انجام وظایف محوله وی داشته باشد و معمولاً افرادی که مهارت های خود را برای مقابله با مشکلات کافی می بینند و قابلیت ها و توانایی های خود را بالا می پندارند، این باورهای مثبت و کارامدی دربارۀ قابلیت ها و توانایی ها منجر به کاهش مشکلات روان شناختی و شادکامی می شود. از انجایی که حس خودکارامدی می تواند موجب تجارب مثبت بیشتر و ایجاد رضایت از انجام موفق امور گردد، طبعاً حس شادکامی را نیز تقویت خواهد نمود و افراد خودکارآمد از زندگی خود احساس رضایت بیشتری خواهند داشت (شعبانی و همکاران، ۱۳۹۱)؛ علاوه بر این، در امیدواری، شخص می تواند نیروهای خلاقانۀ خویش را در راه بهبود چگونگی زندگی به کار برد، رفتارهای اعتماد آمیز را برگزیند و احساس شادکامی، بهزیستی و رضایت از ازندگی داشته باشد (اسنایدر، ۲۰۰۰).
۵-۲ محدودیت های پژوهش
از محدودیت های این پژوهش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- پژوهش حاضر محدود به دانش آموزان گرمسار بوده است، لذا در مورد تعمیم نتایج به دانش آموزان جامعه های آماری دیگر باید جوانب احتیاط را در نظر گرفت.
۲- محدودیت دوم این پژوهش استفاده از ابزارهای خودگزارش دهی بود که ممکن است منجر به سوگیری در پاسخدهی شود.
۳- طولانی بودن تعداد سوالات پرسشنامه ها که ممکن است سبب خستگی آزمودنی ها در پاسخگویی به پرسشنامه گردد.
۴- عدم همکاری مناسب لازم از سوی سازمان آموزش و پرورش جهت دسترسی به دانش آموزان از دیگر مشکلات و محدودیت های این پژوهش به شمار می رود.
۵-۳ پیشنهادهای پژوهش
پیشنهاد می شود در پژوهش آینده مواردی که در پی می آیند، مد نظر قرار گیرند:
۱- توصیه می شود این پژوهش بر روی حجم بزرگتری از فراد انجام گیرد تا فرضیه ها با قوت بیشتری رد یا تأیید شوند.

 

    1. جهت کسب نتایج دقیق تر و کاهش خطا از روش های عینی تر جهت ارزیابی ها استفاده گردد.

 

    1. پیشنهاد می شود تحقیقاتی در این رابطه در شهرهای دیگر و با جمعیت های آماری مختلف صورت گیرد تا قدرت تعمیم پذیری نتایج بیشتر شود.

 

    1. با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر و اهمیت متغیرهای مورد بررسی و مشخص شدن اثرات متغیرهای تاب اوری، خودکارامدی و امیدواری بر روی شادکامی دانش آموزان، توجه متخصصان روان شناسی و علوم تربیتی به تقویت این مؤلفه ها را از دوران کودکی در افراد ضروری می سازد.

 

    1. پیشنهاد می شود پژوهشگران نقش سایر عوامل مؤثر بر شادکامی و بهزیستی ذهنی مانند (حمایت اجتماعی، خوش بینی، سلامت روان و …) را نیز مورد بررسی قرار دهند.

 

  1. یافته های این پژوهش همسو با سایر پژوهش های انجام شده، بیانگر نقش و اهمیت مهم تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در شادکامی است و باید مورد توجه روان شناسان، مشاوران و متخصصان بالینی قرار گیرد.

منابع

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:15:00 ق.ظ ]