سبز اندیشان کارون - مجله علمی و آموزشی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 طراحی لندینگ پیج جذاب (7 ترفند حرفه‌ای)
 نگهداری خوکچه هندی (تغذیه و بیماریها)
 درآمد از تدریس آنلاین طراحی دکوراسیون
 شناخت گربه بیرمن (خصوصیات رفتاری)
 فروش راهنمای سفر دیجیتال
 درآمد از فروش فایل‌های صوتی
 افزایش خرید مجدد مشتری (3 استراتژی)
 مشاوره بهبود فرآیندهای کسب‌وکار
 تبلیغات اینترنتی مؤثر برای فروشگاه‌ها
 نگهداری طوطی کانور خورشیدی
 پیشگیری از توقعات زیاد در رابطه عاشقانه
 استفاده از کوپایلوت
 کسب درآمد با ساخت بازی هوش مصنوعی
 گربه بمبئی پلنگ سیاه کوچک
 افزایش فروش فروشگاه آنلاین
 درآمدزایی از ویدیوهای آموزشی
 ویراستاری متن با Grammarly
 حیوانات خانگی مناسب کودکان
 آموزش استفاده از لئوناردو
 اسامی بامزه گربه
 مدیریت ترس از دست دادن در رابطه
 درآمد از اجاره وسایل خانه
 پول درآوردن در خانه
 مشکلات زودرس در روابط عاشقانه
 استفاده حرفه‌ای از Doodly
 فروش دوره‌های آموزشی در یوتیوب
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML

 



تفکر و انتخاب کنش مستقل، خلاقیت، کشف

 

خلاقیت، آزادى، استقلال، کنجکاوى، مُصر به انتخاب اهداف خود

 

 

جهان‏گرایى

 

مدارا و حمایت از رفاه همه افراد و طبیعت

 

وسعت‏نظر، فهم، عدالت اجتماعى، برابرى، صلح جهانى، جهانى از زیبایى، هماهنگى با طبیعت و حفظ محیط‏زیست

 

شوارتز در تحلیل در زمینه ارزش‏ها، سه پرسش اساسى به شرح زیر مطرح مى‏کند: نخست، چگونه اولویت‏هاى ارزشى افراد توسط تجربه‏هاى اجتماعى آن‏ها تحت‏تأثیر قرار مى‏گیرند؟ دوم، چگونه تجربیات مشترکى که افراد به دلیل دارا بودن موقعیت‏هاى مشترک در ساختار اجتماعى (مانند تحصیلات، سن، جنس، شغل و…) دارند، بر اولویت‏هاى ارزشى آن‏ها تأثیر مى‏گذارد؟ و سوم، چگونه تجربه‏هاى منحصربه‏فرد افراد، مانند ضربه‏هاى روحى، روابط با والدین، مهاجرت و غیره بر اولویت‏هاى ارزشى آن‏ها تأثیر مى‏گذارد؟ (شوارتز، ۱۹۹۴).
شوارتز معتقد است که براى طرح فرضیاتى درباره روابط اولویت‏هاى ارزشى با متغیرهاى بیرونى، بایستى نظام ارزشى افراد را به صورت یک ساختار پیوسته از نوع‏هاى ارزشى در نظر گرفت. وى معتقد است که اهمیت ارزش‏هاى همنوایى با افزایش سن بیشتر مى‏گردد و اهمیت ارزش‏هاى برانگیختگى با افزایش سن کاهش مى‏یابد. همچنین اهمیت ارزش‏هاى سنت و امنیت با افزایش سن فزونى مى‏گیرد و اهمیت لذت‏گرایى و خوداتکایى کاهش مى‏یابد (شوارتز و گالیت[۲۳]، ۲۰۰۰).
ارزش به شیوه‏ای از رفتار یا وضع‏ غایی وجود اشاره می‏کند.
وقتی گفته می شود فلان شخص چنین‏ ارزشی دارد، ممکن است منظور‏ اعتقادات این شخص درباره‏ی شیوه‏های‏ رفتار مطلوب یا وضع غایی وجود مطلوب‏ باشد. این دو نوع ارزش را ارزش‌های ابزاری‏ و ارزش‌های پایانی نامیده می شوند. تمایز میان این‏ دو نوع ارزش- ابزاری و پایانی- بسیار اهمیت‏ دارد و در اندیشه‏ی تئوریک یا تلاش‏های‏ عملی برای ارزیابی ارزش‌ها نمی‏توان این‏ تمایز را نادیده گرفت. تعداد کل ارزش‌های‏ پایانی لزوماً برابر با تعداد ارزش‌های ابزاری‏ نیست. هم‌چنین، میان ارزش‌های ابزاری‏ و پایانی رابطه‏ای کاربردی وجود دارد که‏ نمی‏توان آن را نادیده گرفت. انواع ارزش‌های پایانی عبارت‌اند از: ارزش‌های شخصی و ارزش‌های‏ اجتماعی. یکی از راه‏های طبقه‏بندی‏ ارزش‌های پایانی، طبقه‏بندی استقرایی‏ است، ارزش‌های پایانی ممکن است‏ خودمحور یا جامعه‏محور، و درون‏فردی یا بین فردی باشد (امیری، ۱۳۸۵).
برخی ارزش‌ها مانند «رستگاری» و «آرامش ذهن»، ارزش‌های‏ درون‏فردی هستند، اما «صلح» و «اخوت‏ جهانی» ارزش‌های بین فردی محسوب‏ می‏شوند. اشخاص هم ممکن است، حسب اولویت‏هایی که برای ارزش‌های‏ اجتماعی و شخصی قائل هستند، یکسان عمل‏ نکنند. هم‌چنین، افزایش در یک ارزش‏ اجتماعی، به افزایش در دیگر ارزش‌های‏ اجتماعی و کاهش در ارزش‌های شخصی‏ منجر خواهد شد و برعکس، افزایش در یک ارزش شخصی، به افزایش دیگر ارزش‌های شخصی و کاهش ارزش‌های‏ اجتماعی می‏انجامد. انواع ارزش‌های ابزاری عبارتند از: ارزش‌های اخلاقی و ارزش‌های‏ شایستگی. ارزش‌های اخلاقی عمدتاً به‏ شیوه‏های رفتار اشاره دارند و لزوماً، ارزش‌هایی را که با وضع غایی وجود مرتبط می‏شوند، در بر نمی‏گیرند. ارزش‌های‏ اخلاقی فقط به انواع معینی از ارزش‌های‏ ابزاری اشاره می‏کنند؛ ارزش‌هایی که ویژگی‏ بین فردی دارند و در صورت نقض شدن، احساس تقصیر و گناه به‏وجود می‏آید (امیری، ۱۳۸۵).
ارزش‌های موسوم به «شایستگی»، بیش‏تر ویژگی شخصی دارند تا بین فردی و به نظر نمی‏رسد، توجه چندانی به اخلاق داشته‏ باشند. نقض شدن آن‌ها موجب می‏شود، انسان به سبب برخی ناتوانی‏ها احساس شرم‏ کند، نه احساس گناه. آیا میان دو نوع ارزش‌های ابزاری مرتبط با اخلاق و شایستگی و دو نوع ارزش‌های‏ پایانی مرتبط با وضع غایی اجتماعی و شخصی ارتباطی هست؟ برخی معتقدند، ارتباط نظیر به نظیری در این خصوص وجود ندارد، مثلاً شخصی که گرایش بیش‏تری به‏ سوی وضع غایی شخصی دارد، ممکن‏ است به صورت دفاعی اولویت بیش‏تری‏ برای رفتار اخلاقی قائل شود و برعکس، شخصی با گرایش اجتماعی‏تر ممکن‏ است، برای دست‌یابی به برخی شایستگی‏های‏ فردی تلاش کند. تقریباً همه‏ی نویسندگان به ویژگی‏ «باید» ارزش‌ها اشاره کرده‏اند. آیا می‏توان‏ گفت همه‏ی ارزش‌های پایانی و ابزاری یک‏ ویژگی «باید» دارند؟ شاید بتوان گفت که‏ «باید» بیش‏تر ویژگی ارزش‌ها ابزاری است‏ تا پایانی و این ویژگی بیش‏تر در ارزش‌های‏ ابزاری دیده می‏شود که جنبه‏ی اخلاقی دارند نه آن‏هایی که بیش‏تر با شایستگی سروکار دارند. به نظر می‏رسد که «باید» لزوماً ویژگی‏ همه‏ی ارزش‌ها نیست. یک ارزش، هرچه‏ در میان افراد بیش‏تری خواهان داشته باشد، درخواست جامعه در مورد آن بیش‏تر خواهد بود و در نتیجه، ویژگی «باید» برجسته‏تر خواهد شد. به نظر می‏رسد که «باید» برخی ارزش‌ها از درون جامعه نشأت می‏گیرد؛ جامعه‏ای‏ که از همه‏ی ما می‏خواهد به گونه‏ی معینی‏ عمل کنیم که به نفع دیگران باشد نه به ضرر آن‏ها. اگر شخصی به شیوه‏ای اخلاقی رفتار کند، اما دیگران چنین رفتاری نداشته باشند، رفتار او بی فایده خواهد بود. برعکس، به‏ نظر می‏رسد که جامعه در خواسته‏هایش‏ در خصوص الگوهای رفتار شایسته یا وضع‏

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 01:30:00 ق.ظ ]




نامه ابتدا دو بعد اصلی نظریه آِیزنگ، روانرنجورخویی[۲۰]و برونگرایی[۲۱]، را ارزیابی میکرد. سپس، بُعد روانپریشخویی[۲۲] و بعدها یک مقیاس دیگر بنام دروغسنج برای سنجش تمایلات مربوط به خوبنمایی حین تکمیل آزمون، در پرسشنامه گنجانده شود(کارنسی[۲۳] و همکاران، ۲۰۰۷). اما یکی از جامع ترین ابزارهای موجود برای سنجش عاملهای بزرگ شخصیت نسخهی تجدید نظر شدهی پرسشنامه ی شخصیتی نئو[۲۴] (NEO-PI-R) میباشد که امکان سنجش پنج عامل بزرگ و شش جنبه خاصتر در داخل هر عامل را فراهم می سازد. باید اشاره کرد مک کری و کاستا به منظور فراهم کردن امکان ارزیابی عینی مدل پنج عاملی شخصیت اقدام به ساخت پرسشنامه شخصیتی نئو[۲۵] (NEO-PI) نمودند که در خلال چهار دهه گذشته بسط و گسترش یافته است. مک کری و کاستا نخستین نسخه NEO-PI را با ۱۸۱ ماده در سال ۱۹۸۵ ارائه نمودند و سپس در ۱۹۹۲ نسخه تجدید نظر شده آن را با ۲۴۰ ماده آماده نمودند(کاستا و مک کری،b1992؛ پانایتو[۲۶] و همکاران،۲۰۰۴). تحقیقات متعدد نمایانگر ویژگی های روانسنجی مناسب و عالی نئو NEO-PI-R بود اما بهرحال به تدریج مشکلات متعددی در استفاده و کاربرد این آزمون مطرح گردید. از آن جمله ، تکمیل آن به زمانی در حدود ۴۵ دقیقه نیاز داشت و به علت زیاد بودن مادههای تست احتمال خستگی و ملال شرکت کنندگان وجود داشت. و نیز از سویی دیگر زمان طولانی که برای تکمیل پرسشنامه لازم بود می توانست احساس مورد بازجویی قرار گرفتن را در فرد ایجاد کند. این مسائل باعث کاهش کیفیت پاسخ ها می گردید. همچنین این ابزار نمی توانست در مطالعات زمینهیابی که تعداد مادهها بایستی محدود باشد، به کار گرفته شود. (هافمنز[۲۷] و همکاران، ۲۰۰۸؛ هرزبرگ[۲۸]و براهلر[۲۹]، ۲۰۰۷؛ ریمرو[۳۰] و همکاران،۲۰۱۳)
به منظور اجتناب از این مسائل و با گسترش و تحول مدل پنچ عاملی در دهههای اخیر، محققان رو به تدوین مقیاسهای کوتاه همچون پنج عاملی نئو[۳۱] NEO-FFI))، پرسشنامه پنج عاملی ۴۴ سوالی[۳۲] (BFI)، پرسشنامه ۱۰۰ توصیفگر صفات[۳۳](TDA) و نسخهی کوتاه ۴۰ سوالی آن، آوردند. این مقیاسها برای مطالعات شخصیت به سرعت محبوب شدند چرا که در بسیاری از موقعیتها نظیر مطالعات غربالگری و زمینه یابی و نیز آزمایشهای مربوط به اندازه گیری های مکرر اختصار در ابزارها دارای اولویت بود(هافمنزو همکاران، ۲۰۰۸؛ ریمرو و همکاران،۲۰۱۳). با وجود تحول ابزارهایی با فرم کوتاه، هرچند مدت زمان تکمیل این ابزارها در مقایسه با NEO-PI-R به طور قابل ملاحظهای کمتر شده است، اما زمان و سایر محدودیت ها، لزوم تحول ابزارهایی با فرم کوتاه تر و مختصرتر را پر رنگ نمود(وودز[۳۴]و هامپسون[۳۵]، ۲۰۰۵؛ فلیسون[۳۶]،۲۰۰۷).
این تجدید نظر در فرمهای ارزیابی و تحول فرمهای کوتاهتر ضروری بود چرا که در بعضی از موارد به علت فقدان ابزارهای دارای فرم کوتاه، بعضی از مولفان برای ارزیابی به سایر روشهای وارسی نظیر مصاحبههای کوتاه بسنده کردند(گاسلینگ و همکاران[۳۷] ، ۲۰۰۳). بهرحال تلاش برای استفاده از ابزارهای دارای فرم کوتاهتر در مطالعات بسیاری ادامه یافت به عنوان مثال در یک مطالعه اینترنتی جهت درجهبندی اعتماد به نفس شرکتکنندگان از یک مقیاس تک آیتمی[۳۸] استفاده کردند؛ زیرا بعید بود داوطلبان برای تکمیل پرسشنامهی چند آیتمی[۳۹] زمانی طولانی را صرف کنند(روبینز[۴۰] و همکاران، a2001). همچنین در مطالعاتی که نیاز به شرکت کنندگانی داشت که می بایستی در زمانهای متوالی خود و دیگران را درجه بندی نمایند، استفاده از مقیاسهای کوتاهتر موثرتر بود. پالهاس[۴۱]و بروس[۴۲] نیز برای بررسی ادراک بین فردی در یک مطالعه طولی، که در آن شرکت کنندگان می بایستی اعضا گروه را در چندین صفت و در زمانهای مختلف بر روی مقیاس درجه بندی، ارزیابی می نمودند، به دلیل بلند بودن مقیاس ها و خستگی احتمالی شرکت کنندگان از مقیاسهای فرم کوتاه استفاده کردند(پالهاس و بروس،۱۹۹۲).
یکی از تلاشهای اخیر برای پاسخ دادن به این نیاز یعنی تدوین و تحول ابزارهای فرم کوتاهتر در گستره ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیت؛ توسط گاسلینگ و همکاران(۲۰۰۳) انجام یافته است. وی و همکارانش اقدام به طراحی و ساخت یک پرسشنامهی بسیار کوتاه پنج عاملی[۴۳]با عنوان پرسشنامه دهسوالی شخصیت[۴۴](TIPI)کردند. در این پرسشنامه، برای هر عامل،۲ آیتم وجود دارد. هر آیتم دارای دو توصیفگر میباشند که این توصیفگرها براساس پرسشنامههای معتبر پنج عاملی چون
NEO-PI-R ، BFI و TDA جمع آوری شده است.
TIPI توجه محققان زیادی را به سمت خودش جلب کرده و در زمینه های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است(ارهارت [۴۵] و همکاران، ۲۰۰۹).گاسلینگ و همکاران با استفاده از روش های روانسنجی متعددی این ابزار ۱۰ سوالی را بر روی نمونه ای ۱۸۰۰ نفری اجرا نمودند. نتایج نمایانگر اعتبار همگرا و واگرا و اعتبار سازه مناسب این پرسشنامه در مقایسه با فرم های دیگر (BFI، NEO-PI-R) بود(گاسلینگ و همکاران، ۲۰۰۳). همچنین ارهارت و همکاران(۲۰۰۹) ساختار عاملی را مورد بررسی قرار دادند و نتایج توانست ۵ عامل شخصیت را از یکدیگر متمایز گرداند و به علاوهTIPI همبستگی مناسبی را با خزانه بینالمللی آیتم شخصیت[۴۶](IPIP) براساس تحلیل هم زمان نشان داده است(ارهارت و همکاران، ۲۰۰۹). پژوهش دیگری در آمریکا اعتباره سا
زه TIPI را بر اساس رابطهی این پرسشنامه با مقیاسهای عزت نفس و اجتماعی- جنسی[۴۷] تایید کرده است(جانسون[۴۸] و همکاران،۲۰۱۱). ریمرو و همکاران ویژگی های روانسنجی TIPIرا درکشور اسپانیا بررسی نموده و نشان دادند TIPIپایایی متوسط و اعتبار قابل قبولی، براساس همگرایی باNEO-PI-R و همچنین با مقیاس های بهزیستی روانی و ریسک پذیری، دارد(ریمرو و همکاران،۲۰۱۳). بهرحال به نظر می رسد که استفاده از این ابزار در ارزیابی شخصیت به عنوان یک نیاز اجتناب ناپذیر در عرصه ابزارهای فرم کوتاه از جانب مولفان پذیرفته گردیده است.
با اینکه قابلیت TIPI در بسیاری از جمعیت ها و حیطه ها بررسی شده است اما اکثریت این پژوهشها به نمونه های سالم و حیطه شخصیت نرمال محدود شده است. از آنجایی که در روانشناسی بالینی، محققان آسیب شناسی توجه ویژهای به مدل پنج عاملی شخصیت دارند و بخصوص بیشتر پژوهشها در این حیطه بر رابطه بین عوامل شخصیت و انواع اختلالات بالینی و مطرح شدن این مسئله که احتمالاً در جمعیت بالینی نیز می توان به عوامل مشابهی با جمعیت بهنجار دست یافت، وارسی ارزش TIPI نیز دارای اهمیت ویژهای می باشد(دایس[۴۹]،۱۹۹۷؛ جانق[۵۰] و همکاران،۱۹۹۹؛روتمن[۵۱] و همکاران،۲۰۰۹). گرچه تحقیقات در مورد TIPI در نمونه های بالینی انجام نگرفته است اما ویژگیهای روانسنجی NEO-FFI در طیف وسیعی از اختلالات اضطرابی، افسردگی و شخصیت بررسی شده است. در مطالعهی اشمیتز[۵۲] و همکاران (۲۰۰۰) ویژگی های روانسنجی NEO-FFI را در نمونههای بالینی(اختلال نوروتیک [۵۳] ، اختلال شبه جسمانی [۵۴] و مرتبط با استرس[۵۵]، اختلالات خلقی[۵۶]، اختلالات شخصیت[۵۷]) بررسی کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که NEO-FFI از همسانی درونی بالایی برخوردار است و اعتبار همزمان قابل قبولی با فرم کوتاه «سیاهه نشانگان تجدید نظر شده ۹۰ مادهای»(SCL-90-R) و پرسشنامه مشکلات بین فردی[۵۸](IIP) به دست آورد. اما تحلیل عاملی اکتشافی نتوانست به عامل های اصلی دست یابد(اشمیتز[۵۹] و همکاران،۲۰۰۰). در پژوهش دیگر ساختار عاملی این مقیاس در نمونه های که شامل اختلال وحشتزدگی[۶۰](PD)، اختلال اضطراب فراگیر[۶۱](GAD)، اختلال وسواس فکری جبری[۶۲](OCD)، اختلال اضطراب اجتماعی[۶۳](SAD)، اختلال افسردگی اساسی[۶۴](MDD) بود، مورد بررسی قرار گرفته است که عامل های مشابهی با نمونه غیر بالینی به دست آوردند. همچنین عامل روان آزردهگرایی با همه اختلالها رابطه مثبتی داشته در حالی که عامل برونگرایی رابطه معکوسی با SAD و MDD، و عامل مسئولیت پذیری رابطه معکوسی با MDD و ارتباط مثبتی با GAD نشان داده است(روزلینی و بران[۶۵]، ۲۰۱۱). با توجه به وجود همبستگی بین مقیاس های TIPI و NEO-FFI این این سوال مطرح است که آیا می توان در نمونه بالینی با استفاده از پرسشنامه TIPI به نتایج مشابه با آنچه که در مورد NEO-FFI مشاهده گردیده است، دست یافت ؟
در ایران نیز، جامعترین و اصلیترین ابزار برای سنجش پنج عامل بزرگ شخصیت،NEO-PI-R
میباشد که نسخهی فارسی آن توسط گروسی فرشی تهیه و ویژگیهای روانسنجی آن بررسی و مورد تأیید قرار گرفته است. در پژوهش دیگری حق شناس (۱۳۷۸) از نمونه ی۵۰۲ نفری برای هنجاریابی این پرسشنامه استفاده کرد. نتایج پایایی و روایی در حد فرم اصلی گزارش شده است. همچنین جوشن لو و همکاران(۱۳۸۹) ساختار عاملیNEO-PI-R را مورد بررسی قرار دادند و توانستند بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ۵ عامل شخصیت را از یکدیگر متمایز گرداند. در پژوهش دیگری قابلیت آزمون نئو در ارزیابی سلامت روانی بررسی شد که نتایج حاکی از کارآمدی این آزمون در بررسی شاخص های مربوط به بهداشت روانی است(چلپیانلو و گروسی فرشی،۱۳۸۹). فرم کوتاه این ابزار[۶۶] (NEO-FFI) نیز، شامل ۶۰ ماده می باشد و نسخهی فارسی آن توسط روشن و همکاران(۱۳۸۶) تهیه و ویژگیهای روان سنجی آن مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج، پایایی و اعتبار قابل قبولی را نشان داده است. در پژوهش دیگری انیسی و همکاران (۱۳۹۰) نیز پایایی و اعتبار مطلوبی را برای این ابزار در نمونه دانشجویان دانشگاه افسری گزارش کردند ساختار عاملی NEO-FFI نیز در دو پژوهش(نیلفروشان و همکاران،۱۳۹۰؛ دائمی همکاران،۱۳۹۲) بررسی شده است که در کل نتوانستند به پنج عامل اصلی دست یابند. به هرحال در مورد TIPI تا به حال تحقیقی در ایران انجام نگرفته است.
گر چه در بین مولفان درمورد کارائی و صحت نتایج برگرفته از آزمون های کوتاه شخصیت تردید وجود دارد و تعدادی از محققان بر این باورند که نمی توان سازه ای نظیر شخصیت را با ابزارهایی نظیر TIPIمورد بررسی قرار داد. اما بهرحال آزمون TIPI به لحاظ توانمندیاش در ارزشیابی سریع شخصیت در شرایطی نظیر غربالگری و زمینهیابی و همچنین در سنجش همزمان متغیرهای متعدد و سایر مواردی که قبلاً مطرح گردید به عنوان یک ابزار جذاب در سالهای اخیر با مقبولیت بالایی مواجه گردیده است و انتظار می رود که استفاده از آن در سالهای آینده به سبب جذابیت آن به عنوان اندازهگیری سریع و مقرون به صرفه پنج عامل بزرگ شخصیت، به طور چشمگیری گسترش یابد، از این رو ارزیابی ارزش واقعی آن به عنوان یک ابزار اندازه گیری ضروری است. از آنجایی که مطالعات اعتباریابی مرتبط با این ابزار عمدتاً در ایالات متحده آمریکا و فرهنگ اروپایی انجام گرفته است و اگر قرار باشد که ابزاری در کشوری متفاوت با فرهنگ اولیه آن مورد استفاده قرار گیرد لزوم
ارزیابی های روانسنجی آن ابزار، ضرورتی غیر قابل اجتناب است(ریمرو و همکاران،۲۰۱۳).از این رو با توجه به تمهیدات یاد شده در مورد محدودیت بسیار زیاد زمان و منابع که امکان به کارگیری ابزار های بلند و معتبر را به محققان نمیدهد و از سوی دیگر لزوم وارسی ویژگیهای روانسنجی ابزار مذکور در کشور غیر انگلیسی زبان، و همچنین خلاء پژوهشی در زمینه بررسی شاخصهای روان سنجی TIPI در ایران و همچنین بررسی عاملهای این تست در نمونهای بالینی و غیر بالینی، مسئله اساسی پژوهش حاضر این است: که آیا پرسشنامه TIPI در نمونه های بالینی و غیر بالینی ایرانی از اعتبار و پایایی مناسبی برای ارزیابی پنج عامل بزرگ شخصیت برخوردار است.
ضرورت تحقیق
انجام بررسی های روانسنجی پرسشنامه کنونی از دو جهت دارای اهمیت است:
الف: ضرورت نظری:

 

    1. وجود ابزاری برای سنجش سریع عوامل شخصیت می تواند امکان مطالعات غربالگری و زمینهیابی را فراهم نماید.

 

    1. مطالعات اعتباریابی این ابزار عمدتاً در ایالات متحده آمریکا و فرهنگ اروپایی انجام شده است. بااین حال اگر قرار است TIPI تبدیل به یک ابزار پژوهشی بین فرهنگی محکم شود، باید در طیف وسیعی از فرهنگ ها و زبان ها گسترش یابد(ریمرو و همکاران،۲۰۱۳).

 

  1. تحول و ساخت ابزار فرم کوتاه در گستره شخصیت منجر به سهولت تحقیقات مرتبط در این گستره و تحول کیفیت و کمیت این تحقیقات می گردد. و تحول این ابزار در ایران می تواند به بدنه سایر تحقیقات مرتبط با تحول ابزارهای وارسی صفات شخصیت بپیوندد و آن را غنی سازد.

ب: ضرورت عملی:

 

    1. در مورد موقعیت های پژوهشی که با محدودیت بسیار زیاد زمان و منابع روبرو هستند و امکان به کارگیری ابزار های بلند و معتبر را به محققان نمی دهد استفاده از پرسشنامه های فرم کوتاه راه گشا خواهد بود.

 

  1. در موقعیت های بالینی زمان از اهمیت خاصی برخوردار است. از این رو داشتن ابزاری که هم در تکمیل و هم در نمره گذاری زمان کمتری را به خود اختصاص دهد می تواند تکمیل کننده سایر روش های تشخیصی و تسهیلگری مناسب در ارزیابی های بالینی باشد.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ق.ظ ]




زن

 

**۳۸/۰

 

**۲۳/۰

 

*۲۱/۰

 

**۲۵/۰-

 

**۵۵/۰

 

 

کل

 

**۲۲/۰

 

**۲۷/۰

 

**۲۳/۰

 

**۲۱/۰-

 

**۵۵/۰

 

جدول ‏۴‑۲۹ ضرائب همبستگی مقیاس های پرسشنامه دهسوالی شخصیت و آزمون نئو را در نمونه غیربالینی به تفکیک کل نمونه، نمونه مردان و زنان نشان می دهد. همانطوری که ملاحظه می شود در نمونه کل بین عامل برونگرایی پرسشنامه ده سوالی شخصیت و عامل برونگرایی(۶۸/۰r= ) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادرای بدست آمده است. این همبستگی در نمونه مردان(۶۴/۰r=) و زنان(۷۴/۰r=) نیز مشاهده می شود.
در نمونه کل بین عامل موافقت پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عاملهای موافقت(۶۴/۰r=) و مسئولیتپذیری (۱۹/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی(۲۶/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. این همبستگی ها در نمونه زنان تکرار شده به طوری که بین عامل موافقت پرسشنامه دهسوالی شخصیت و عاملهای موافقت(۶۵/۰r=) و مسئولیتپذیری(۲۷/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی(۳۸/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده در حالی که در نمونه مردان فقط همبستگی بین عامل موافقت هر دو مقیاس(۶۵/۰r=) مثبت و معنادار می باشد. بطور کلی بالاترین همبستگی عامل موافقت با عامل مشابه خود (۶۴/۰r=) بوده است و کمترین همبستگی این عامل با مسئولیتپذیری آزمون نئو(۱۹/۰r=) بدست آمده است.
در نمونه کل عامل مسئولیتپذیری پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عاملهای مسئولیتپذیری(۶۲/۰r=) ، برونگرایی (۱۶/۰r=) و موافقت(۱۶/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی (۲۸/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. در نمونه مردان بین عامل مسئولیتپذیری پرسشنامه دهسوالی شخصیت و عاملهای مسئولیتپذیری(۶۴/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی (۳۰/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. در نمونه زنان نیز بین عامل مسئولیتپذیری پرسشنامه دهسوالی شخصیت و عاملهای مسئولیتپذیری(۶۰/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی (۲۸/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. قابل ذکر است که بالاترین همبستگی عامل مسئولیتپذیری با عامل مشابه خود (۶۲/۰r=) بوده است و کمترین همبستگی این عامل با ابعاد برونگرایی و موافقت آزمون نئو(۱۶/۰r=) بدست آمده است که در نمونه زنان و مردان همبستگی معناداری در این دو بعد مشاهده نگردید.
در نمونه کل عامل پایداریهیجانی پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عامل روانآزردهگرایی (۶۹/۰-r= ) آزمون نئو همبستگی منفی و معنادار و با عامل های موافقت (۲۱/۰r=) و مسئولیتپذیری (۲۲/۰r=) این مقیاس همبستگی مثبت و معناداری به دست آمده است. در نمونه زنان علاوه بر اینکه این رابطهها مشاهده می شود عامل برونگرایی نیز با عامل پایداری هیجانی همبستگی مثبتی نشان داده است. بدین ترتیب که پایداریهیجانی پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عاملهای روانآزردهگرایی(۷۴/۰-r= ) آزمون نئو همبستگی منفی و معنادار و با عامل های برونگرایی(۲۲/۰r=)، موافقت (۲۹/۰r=) و مسئولیتپذیری (۲۲/۰r=) این مقیاس همبستگی مثبت و معناداری به دست آمده است. در نمونه مردان تنها بین پایداریهیجانی پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عامل روانآزردهگرایی (۶۲/۰-r= ) آزمون نئو همبستگی منفی و معنادار دیده می شود. بطور کلی بالاترین همبستگی عامل پایداری هیجانی با عامل مشابه خود(۶۹/۰-r= ) بوده است که البته بین زنان(۷۴/۰-r=) و مردان (۶۲/۰-r= ) این همبستگی متفاوت است و کمترین همبستگی این عامل با موافقت آزمون نئو(۲۱/۰r=) بدست آمده است. در مردان این همبستگی معنادار مشاهده نگردید.
در نمونه کل بین عامل پذیرندگی پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عاملهای پذیرندگی(۵۵/۰r=)، برونگرایی (۲۲/۰r=)، موافقت(۲۷/۰r=) و مسئولیتپذیری(۲۳/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی (۲۱/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. در نمونه زنان نیز این همبستگیها مشاهده می شود بدین ترتیب که عامل پذیرندگی پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عاملهای پذیرندگی(۵۵/۰r=)، برونگرایی (۲۸/۰r=)، موافقت(۲۳/۰r=) و مسئولیتپذیری(۲۱/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معنادار و با عامل روانآزردهگرایی (۲۵/۰-r=) این مقیاس همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. و در نمونه مردان بین عامل پذیرندگی پرسشنامه دهسوالی شخصیت و عاملهای پذیرندگی(۵۳/۰r=)، موافقت(۳۴/۰r=) و مسئولیتپذیری(۲۶/۰r=) آزمون نئو همبستگی مثبت و معناداری به دست آمده است. بطور کلی بالاترین همبستگی عامل پذیرندگی با عامل همسان خود (۵۵/۰-r=) بوده است و کمترین همبستگی این عامل با روانآزردهگرایی آزمون نئو(۲۱/۰-r=) بدست آمده است. البته در مردان این همبستگی معنادار مشاهده نگردید.
با توجه به نتایج ارائه شده در جدول ‏۴‑۲۹ و با توجه به اینکه هدف ما از اجرای آزمون نئو بررسی اعتبار همگرا (عامل های برونگرایی، موافقت، مسئولیت پذیری و پذیرندگی با عاملهای مشابه پرسشنامه ده سوالی شخصیت) و واگرا (روانآزرده گرایی با پایداریهیجانی)پرسشنامه دهسولی شخصیت بوده است، نتایج نشان می دهند که این مقیاسها همبستگی همگرایی و واگرای معناداری را در نمونه کل، زنان و مردان به دست
آوردهاند.
بنابراین فرضیه دوم تحقیق، با توجه به جنبه های همگرای و واگرای یاد شده، مورد تأیید قرار میگیرد.
جدول ‏۴‑۳۰: ضرایب همبستگی بین مقیاس های پرسشنامهTIPI) ( با مقیاس های پرسشنامه (EPQ) در نمونه غیربالینی کل(۸۳n=)

 

 

 

 

 

متغیر شاخص
نمونه
روانرنجورخویی
(EPQ)
روانپریشخویی
(EPQ)
 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ق.ظ ]




(TIPI)

 

۱۲/۰-

 

*۲۹/۰

 

۰۳/۰-

 

**۳۶/۰-

 

۰۱/۰

 

 

پذیرندگی
(TIPI)

 

۰۵/۰

 

۰۸/۰

 

۱۰/۰

 

۱۸/۰-

 

*۳۳/۰

 

 

جدول ‏۴‑۳۵ ماتریس همبستگی مقیاس های پرسشنامه ده سوالی شخصیت(TIPI) و آزمون نئو (NEO-FFI) را نشان می دهد. همان طوری که ملاحظه می شود بین برونگرایی پرسشنامه دهسوالی شخصیت و برونگرایی آزمون نئو (۶۰/۰) همبستگی مثبت ، بین عامل موافقت پرسشنامه ده سوالی شخصیت با عامل های موافقت(۴۳/۰) و برونگرایی(۲۹/۰) آزمون نئو همبستگی مثبت، بین عامل مسئولیتپذیری پرسشنامه دهسوالی شخصیت و عامل های مسئولیتپذیری(۷۰/۰) و موافقت(۳۰/۰) آزمون نئو همبستگی مثبت ، بین عامل پایداری هیجانی پرسشنامه دهسوالی شخصیت و عامل روانآزردهگرایی(۳۶/۰-) آزمون نئو همبستگی منفی و با عامل موافقت(۲۹/۰) این مقیاس همبستگی مثبت و بین عامل پذیرندگی پرسشنامه دهسوالی شخصیت با عامل پذیرندگی(۳۳/۰) آزمون نئو همبستگی مثبت و به دست آمده است. همانگونه که در نمونه غیربالینی همبستگی این عوامل با یکدیگر معنیدار مثبت و یا منفی بود در نمونه بالینی نیز می توان این ارتباط و معنی داری را مشاهده نمود. بطور کلی ارتباط بین عاملهای مسئولیتپذیری دو مقیاس (۷۰/۰r= ) بیشترین همبستگی و رابطهی عاملهای پایداریهیجانی TIPI با موافقت آزمون نئو و همچنین عاملهای موافقت TIPI با برونگرایی آزمون نئو (۲۹/۰ r=) کمترین همبستگی بوده است.
با توجه به نتایج ارائه شده در جدول ‏۴‑۳۵ و با توجه به اینکه هدف ما از اجرای آزمون نئو بررسی اعتبار همگرا (عامل های برونگرایی، موافقت، مسئولیت پذیری و پذیرندگی با عاملهای مشابه پرسشنامه ده سوالی شخصیت) و واگرا (روانآزرده گرایی با پایداریهیجانی)پرسشنامه دهسولی شخصیت بوده است، نتایج نشان می دهند که این مقیاسها همبستگی همگرایی و واگرای معناداری را در نمونه بالینی به دست آوردهاند. قابل ذکر است که باقی همبستگی ها نیز مطابق انتظار می باشد. بنابراین فرضیه دوم تحقیق، با توجه به جنبه های همگرای و واگرای یاد شده، مورد تأیید قرار می گیرد.
فرجام فرضیه دوم: با توجه به نتایج ارائه شده در جدول ‏۴‑۳۴ و جدول ‏۴‑۳۵ فرضیه دوم تحقیق در مورد اعتبار پرسشنامه ده سوالی شخصیت در نمونهی بالینی تأیید می شود.
ب) بررسی ارتباط مقیاسهای پرسشنامه TIPI با خرده مقیاسهای پرسشنامه DASS
در این قسمت با بررسی یافتههای مربوط به ارتباط مقیاسهای پرسشنامه TIPI با خرده مقیاسهای پرسشنامه DASS در دوگروه بیماران مبتلا به اختلال افسردگی و اضطرابی، فرجام فرضیه سوم را در این نمونه بالینی مشخص خواهیم کرد.
همانگونه که پیشتر و در فصل اول اشاره شد، فرضیه سوم تحقیق به شرح زیر است:
فرضیه سوم تحقیق: پرسشنامه(TIPI) در نمونه بالینی نتایجی مشابه با نتایج آزمون نئو درگروههای بالینی دارد.
جدول ‏۴‑۳۶: ضرائب همبستگی مقیاسهای پرسشنامه(TIPI) با خردهمقیاسهای پرسشنامه DASS-21 در بیماران اختلال افسردگی(۳۳n=)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:29:00 ق.ظ ]




پذیرندگی
(TIPI)

 

۲۸/۰-

 

۲۷/۰-

 

۱۶/۰

 

جدول ‏۴‑۳۷ ضرائب همبستگی مقیاسهای پرسشنامه دهسوالی شخصیت و خردهمقیاسهای پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس را در بیماران مبتلا به اختلال اضطرابی نشان می دهد. همانطوری که ملاحظه میشود در این گروه از بیماران بین عامل برونگرایی با خرده مقیاس افسردگی (۴۲/۰-r=) همبستگی منفی و معناداری به دست آمده است. عامل دیگری که ارتباط معناداری را با خرده مقیاس های DASS-21 نشان داده پایداری هیجانی است که با دو خرده مقیاس اضطراب
(۴۲/۰-r=) و استرس(۴۵/۰-r=) پرسشنامه DASS-21 همبستگی منفی و معناداری را در این گروه از بیماران بدست آورده است. بطور کلی ارتباط بین عامل پایداریهیجانی و استرس (۴۵/۰-r= ) بیشترین همبستگی و رابطهی عامل برونگرایی با افسردگی و همچنین عامل پایداریهیجانی با اضطراب (۴۲/۰- r=) کمترین همبستگی بوده است.
فرجام فرضیه سوم: با توجه به همبستگیهای مشاهده شده بین عاملهای TIPI و نشانه های بالینی در پرسشنامههای DASS و نیز شواهد موجود در ادبیات تحقیق (کویجپرس[۲۵۱] و همکاران، ۲۰۰۵؛ و روزلینی و بران، ۲۰۱۱) می توان فرضیه سوم را مورد تائید قرار داد. در مورد این فرضیه در فصل ۵ به بحث خواهیم نشست.
بررسی اعتبار سازه
در این قسمت با بررسی یافتههای مربوط به تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی پرسشنامه TIPI در نمونه اصلی، فرجام فرضیه چهارم در این نمونه را مشخص خواهیم کرد.
همانگونه که پیشتر و در فصل اول اشاره شد، فرضیه چهارم تحقیق به شرح زیر است:
فرضیه چهارم تحقیق: پرسشنامهده سوالی شخصیت(TIPI) براساس روش تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی پنج عامل را در نمونه های غیر بالینی ایرانی نشان می دهد.
الف) تحلیل عاملی اکتشافی
به منظور تعیین ساختار عاملی پرسشنامه ده سوالی شخصیت(TIPI) اطلاعات به دست آمده از نمونه اصلی(۳۲۲ نفر) با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی تحلیل عاملی، نخست براساس نظر تباچینک و فیدل[۲۵۲](۱۹۶۶) در همبستگی بین آیتم ها می باید حداقل چند همبستگی بالا باشد و اگر هیچ کدام از آنها به ۳۰/۰ نرسد استفاده از تحلیل عاملی با تردید مواجه می شود، بررسی همبستگی بین آیتمها نشان داد که حداقل تعداد قابل توجهی از همبستگیها مساوی یا بزرگتر از ۳۰/۰ در نمونه مورد مورد نظر مشاهده گردید از این رو تحلیل عاملی پی گرفته شد. سپس مناسب بودن دادههای به دست آمده از مطالعه برای انجام تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور آزمون کرویت بارتلت[۲۵۳] استفاده شد. در صورتی میتوان گفت دادهها برای انجام تحلیل عاملی مناسب است که مقدار این آزمون در سطح معناداری قابل قبول باشد. همانطوری که در جدول ‏۴‑۳۸ مشاهده می شود، آزمون کرویت بارتلت مقادیر کای اسکوئر را برای کل نمونه، برابر با ۷۳۲/۶۷۹، را نشان می دهد؛ این مقادیر با درجه آزادی ۴۵ در سطح ۰۰۰۱/۰P< معنی دار هستند. همچنین جهت انجام تحلیل عاملی، آزمون کفایت نمونه گیری کیزرمیر اکلین[۲۵۴](KMO) برای حصول اطمینان از کفایت حجم نمونه محاسبه شد که در کل نمونه، ۵۵/۰ است که مقدار رضایت بخش به شمار می آید. این اطلاعات در جدول ‏۴‑۳۸ نشان داده شده است.
جدول ‏۴‑۳۸: نتایج مربوط به آزمون های کرویت بارتلت و کفایت نمونه براداری تحلیل عاملی(TIPI)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاخص KOM ۵۵۵/۰
کای اسکوئر ۷۵۲/۶۳۶
درجه آزادی ۴۵/۰
سطح معناداری ۰۰۰۱/۰
 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:28:00 ق.ظ ]