سبز اندیشان کارون - مجله علمی و آموزشی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 طراحی لندینگ پیج جذاب (7 ترفند حرفه‌ای)
 نگهداری خوکچه هندی (تغذیه و بیماریها)
 درآمد از تدریس آنلاین طراحی دکوراسیون
 شناخت گربه بیرمن (خصوصیات رفتاری)
 فروش راهنمای سفر دیجیتال
 درآمد از فروش فایل‌های صوتی
 افزایش خرید مجدد مشتری (3 استراتژی)
 مشاوره بهبود فرآیندهای کسب‌وکار
 تبلیغات اینترنتی مؤثر برای فروشگاه‌ها
 نگهداری طوطی کانور خورشیدی
 پیشگیری از توقعات زیاد در رابطه عاشقانه
 استفاده از کوپایلوت
 کسب درآمد با ساخت بازی هوش مصنوعی
 گربه بمبئی پلنگ سیاه کوچک
 افزایش فروش فروشگاه آنلاین
 درآمدزایی از ویدیوهای آموزشی
 ویراستاری متن با Grammarly
 حیوانات خانگی مناسب کودکان
 آموزش استفاده از لئوناردو
 اسامی بامزه گربه
 مدیریت ترس از دست دادن در رابطه
 درآمد از اجاره وسایل خانه
 پول درآوردن در خانه
 مشکلات زودرس در روابط عاشقانه
 استفاده حرفه‌ای از Doodly
 فروش دوره‌های آموزشی در یوتیوب
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو



  فیدهای XML

 



  1. ۳٫ عوامل اجتماعی آسیب‌زننده به جامعه

یکی دیگر از عواملی که پایه‌های جامعه را لرزان و خطرپذیر می‌کند، عوامل اجتماعی آسیب‌زننده است. اگر این عوامل اجتماعی، در حکومتی شیوع پیدا کند، آن حکومت سرنوشتی جز زوال و نابودی نخواهد داشت.

 

  1. ۱٫ ۳٫ اختلاف و تفرقه

شاید بتوان اختلاف و تفرقه را از مهم‌ترین عوامل اجتماعی فروپاشی دانست. تشتّت آرا و چندگانگی در یک جامعه، ثمره‌ای جز انحطاط ندارد.

 

  1. ۱٫ ۱٫ ۳٫ اختلاف، عامل شکست و نابودی

اختلاف و پراکندگی، عزّت جامعه و صلابت آن‌را از بین می‌برد. رستگاری و فلاح در سایۀ اتّحاد محقّق می‌شود. اگر این مسأله در بدنۀ جامعه به‌وجود نیاید و مردم با یکدیگر و یا با حکمرانان دچار اختلاف گردند، شاکلۀ حکومت و جامعه دستخوش دگرگونی و سقوط قرار می‌گیرد و در این‌چنین فضایی نباید توقّع آرامش و امنیّت داشت. «مؤلّفۀ اصلی اجتماع، وحدت است و بدون انسجام ملّی و همبستگی میان اشخاص و افراد بشری، اجتماع معنا و مفهوم درستی نخواهد داشت و امکان تحقق خارجی برای جامعه فراهم نمی‌شود.»[۱۹۰]
امام علی (×) یکی از علل شکست کوفیان را بروز تفرقه و حزب‌گرایی در میان آنان می‌داند:
«أَلَا وَ إِنَّکُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ أَیْدِیَکُمْ مِنْ حَبْلِ الطَّاعَه… وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَهِ أَعْرَاباً وَ بَعْدَ الْمُوَالاهِ أَحْزَابا.»[۱۹۱]
آگاه باشید که شما هم‌اکنون دست از رشتۀ اطاعت کشیدید…بدانید که پس از هجرت، دوباره چونان اعراب بادیه‌نشین شده‏اید، و پس از وحدت و برادرى به احزاب گوناگون تبدیل گشته‏اید.
امام در این عبارت به چند عامل که بیانگر سقوط مردم کوفه است اشاره می‌کند:
۱ـ عدم اطاعت از رهبری؛
۲ـ از بین رفتن وحدت؛
۳ـ اختلاف و تشتت احزاب؛
۴ـ بازگشت به ارزش‌های دوران جاهلیّت.
بی‌شک در جامعه‌ای که اختلاف پدیدار شود، آن جامعه دچار شکست خواهد گردید، زیرا هر کسی در پی منافع و نظریّه‌های خویش می‌رود، از یاری‌کردن همدیگر دست می‌کشند و ثمرۀ چنین رفتاری این است که عزّت و شوکت آن اجتماع در معرض تهدید قرار می‌گیرد و خواری و زبونی در انتظار چنین جامعه‌ای می‌باشد. امام علی (×) در خطبۀ ۳۴ نهج البلاغه زمانی‌که صفات کوفیان را بیان می‌کنند، می‌فرمایند:
«غُلِبَ وَ اللَّهِ الْمُتَخَاذِلُون.‏»[۱۹۲]
به‌خدا، مغلوب و خوارند، آنان‌که یکدیگر را فرو گذارند.
ابن‌میثم در بیان این‌که چرا حضرت جملۀ خود را به صورت خطاب نیاورده و نفرموده است که شما کوفیان چنین هستید، می‌گوید:
«امام علّت شکست را، به‌طور مطلق خفّت و ذلّت‏پذیرى بیان کرده‏اند، عمومیّت علّت حکم را کوفیان دریافته و بهتر بر خود تطبیق مى‏کنند، برخلاف این‌که به صورت خاصّ مى‏فرمود. به‌علاوه اگر به‌صورت خاصّ مى‏بود حکم از عمومیّت مى‏افتاد و تأثیر چندانى نداشت.»[۱۹۳]
حضرت امیر (×) در خطبۀ قاصعه زمانی‌که همگان را به عبرت‌گیری از مؤمنان پیشین توصیه می‌کنند، علّت شکست، انحطاط و خواری مؤمنان را اختلاف می‌دانند:
«فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَیْهِ فِی آخِرِ أُمُورِهِمْ حِینَ وَقَعَتِ الْفُرْقَهُ وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفَهُ وَ اخْتَلَفَتِ الْکَلِمَهُ وَ الْأَفْئِدَهُ وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِینَ وَ تَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِینَ وَ قَدْ خَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ کَرَامَتِهِ وَ سَلَبَهُمْ غَضَارَهَ نِعْمَتِهِ وَ بَقِیَ قَصَصُ أَخْبَارِهِمْ فِیکُمْ عِبَراً لِلْمُعْتَبِرِینَ.»[۱۹۴]
پس بنگرید که پایان کارشان به‌کجا کشید، چون میان‌شان جدایى افتاد، و الفت به پراکندگى انجامید، و سخن‌ها و دل‌هاشان گونه‏گون گردید. از هم جدا شدند، و به حزب‌ها گراییدند، و خدا لباس کرامت خود را از تن‌شان برون آورد، و نعمت فراخ خویش را از دست‌شان به در کرد، و داستان آنان میان شما ماند، و آن‌را براى پندگیرنده عبرت گرداند.
حضرت بیان می‌دارند که اختلاف موجب می‌شود عزّت و شوکت اجتماع لطمه بخورد، نعمت و رحمت الهی محو شود و جامعه در سراشیبی سقوط و انحطاط قرار گیرد. زمانی بود که مؤمنان با یکدیگر متّحد و هم‌آهنگ بودند، امّا انسان باید دقّت کند که در آخر، کارشان به کجا رسید. «الفتی که باهم داشتند متشتّت شد، هدف واحد، شعار واحد، همه متشتّت شد. یعنی از هم جدا شد. ابتدا همه یک شعار داشتند، امّا الان هرکس برای خود یک شعار درست کرد و کوشید خودش محور باشد و دلهایشان با هم مختلف شد. شعبه شعبه شدند در حالی‌که باهم اختلاف داشتند.. همین کسانی‌که باهم بودند، بینشان جنگ داخلی شروع شد و این حزب علیه آن حزب و حزب حزب شدند. در نتیجه آن لباس بزرگواری که خدا به این‌ها پوشانیده بود، یعنی لباس قدرت و شوکت خلع شد.»[۱۹۵] زمانی‌که اختلاف پدید آید و هرکسی به رأی خود عمل کند و نشود که افراد را یک ‌صدا کرد، مدیریّت چنین مجموعه‌ای امکان‌پذیر نخواهد بود. اگر مدیر و حاکم، تصمیمی را بگیرد و از کمترین توافق‌ها بهره لازم را ببرد

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 01:19:00 ق.ظ ]




  1. ۴٫ ۲٫ ۳٫ ویژگی‌ها و آثار عدالت

عدالت به‌عنوان یکی از عوامل مهم تحکیم‌کنندۀ جامعه، ویژگی‌ها و آثاری دارد که این ویژگی‌ها، به‌هنگام دمیده شدن روح عدالت در اجتماع به وقوع می‌پیوندد.
الف) عدالت عامل محبّت
انسان همواره خواهان دوستی و محبّت است. نمی‌خواهد کسی را از خود برنجاند و دلی را آزرده‌خاطر گرداند. در دعاهای خویش به پرودگار عرضه می‌داریم:
«الّلهُمَّ عامِلنا بِفَضلِک وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِک.‏»[۳۰۱]
خدایا، با ما به فضل و رحمتت عمل کن و با با ما به عدلتت رفتار مکن.
ابن ابی الحدید در شرح خویش بر نهج البلاغه، سخنی از حضرت آورده‌اند که ایشان عدالت را راه رسیدن به دوستی می‌دانند:
«قَدِّمِ العَدلِ عَلَى البَطشِ تَظفُرُ بِالمَحَبَّهِ.»[۳۰۲]
عدالت را بر سخت‎‌گیری و انتقام مقدّم بدار تا به دوستی دست یابی.
«تقدیم عدل بر سخت‌گیری، از قبیل ترجیح خوب‌تر بر خوب نیست، بلکه از سنخ تقدیم حق بر باطل است، مگر آن بطش و سخت‌گیری که در اجرای حدود الهی است که آن نیز عدل و حق است.»[۳۰۳]
سخت‌گیری در حدود الهی باطل نیست، بلکه عین حقیقت و عدالت است و نمی‌توان آن‌را امری غیرضروری خواند.
ب) خوش‌گمانی در جامعه
یک جامعه‌ای که در آن روح عدالت حاکم است، همه‌چیز باید حمل بر گمان خوش شود، مگر این‌که خلاف آن ثابت شود. این امر از ویژگی‌ها و آثار عدالت است. امام هادی (×) می‌فرمایند:
«إِذَا کَانَ زَمَانٌ الْعَدْلُ فِیهِ أَغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرَامٌ أَنْ تَظُنَّ بِأَحَدٍ سُوءاً حَتَّى یُعْلَمَ ذَلِکَ مِنْهُ وَ إِذَا کَانَ زَمَانٌ الْجَوْرُ أَغْلَبُ فِیهِ مِنَ الْعَدْلِ فَلَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یَظُنَّ بِأَحَدٍ خَیْراً مَا لَمْ یَعْلَمْ ذَلِکَ مِنْه‏.»[۳۰۴]
در دوران غلبه عدالت‌پیشگی بر ستمگری، بدگمانی به دیگران نارواست و در زمان چیرگی ستمگری بر عدالت، اعتماد و خوش‌بینی به دیگران خطاست، مگر آن‌که به بدی یا خوبی کسی علم داشته باشی.

 

  1. ۴٫ ۲٫ ۳٫ حاکمان موفّق

از منظر حضرت بهترین حاکم کسی است که مردم در دوران زندگی او راحت باشند و زندگی خوبی داشته باشند و یکی از مصادیق زندگی خوب، عدالت فراگیر است. ایشان می‌فرمایند:
« أَحْسَنُ‏ الْمُلُوکِ‏ حَالًا مَنْ‏ حَسُنَ‏ عَیْشُ‏ النَّاسِ‏ فِی‏ عَیْشِهِ‏ وَ عَمَ‏ رَعِیَّتَهُ‏ بِعَدْلِه‏‏.»[۳۰۵]
بهترین زمامداران کسانی‌اند که زندگى مردم در دوران حکومتشان خوب باشد و عدالتشان بر مردم فراگیر باشد.
پادشاهی که این چنین عیشی را برای مردم خود فراهم کند، از پشتوانه مردمی بسیار خوبی برخوردار خواهد بود.

 

    1. ۲٫ ۳٫ انصاف

 

 
 
 
wpadminbar" style="box-sizing: inherit; font-size: 13px; line-height: 32px; direction: rtl; color: #cccccc; font-family: -apple-system, BlinkMacSystemFont,;">
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ق.ظ ]




در جوامعی که آزادی حاکم است، مردم از پیروی بی‌چون و چرای حاکمان مستبد نهی شده‌اند. خطبۀ قاصعه دربردارنده این مطلب است. حضرت فرمودند:
«أَلَا فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ مِنْ طَاعَهِ سَادَاتِکُمْ وَ کُبَرَائِکُمْ الَّذِینَ تَکَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ وَ تَرَفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِم‏.»[۳۳۳]
هان بترسید! بترسید! از پیروى مهتران و بزرگانتان که به گوهر خود نازیدند و نژاد خویش را برتر دیدند.
مردم نیز نباید به‌گونه‌ای رفتار کنند که در حاکمان تأثیر مستبدّانه داشته باشد. آن‌ها باید طوری با حاکمان صحبت کنند که حسّ تکبّر به آنان دست ندهد.[۳۳۴]
این تعابیر امام بدین‌خاطر است که همگان را به اهمیّت آزادی متوجّه کنند و این حقّ طبیعی را در عمل نشان بدهند.

 

  1. ۲٫ ۳٫ مشارکت عمومی در همۀ عرصه‌ها

زمانی‌که مردم پشتیبان حکومت خود باشند، از هر وسیله‌ای برای ابراز این حمایت استفاده می‌کنند و دشمنان نیز در مواقع حسّاس به مشارکت عمومی در همه عرصۀ‌ها نگاه می‌کنند؛ زیرا این حضور به منزلۀ حمایت از دستگاه حکومتی قلمداد می‌شود. «بر مردم یک جامعه لازم است که برای تعیین سرنوشت اجتماعی خویش، در امور کشور مشارکت داشته باشند و برای ادارۀ امور جامعه بی‌تفاوت نباشند، چراکه بی‌تفاوتی در این امور به حاکمیّت اشرار و بدان و رواج ظلم خواهد انجامید.»[۳۳۵]
امیرالمؤمنین (×) دربارۀ تأثیر مشارکت مردم می‌فرماید:
«لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِر…لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ اوّلهَا.»[۳۳۶]
به خدایى که دانه را شکافت‏ و جان را آفرید، اگر این بیعت‌کنندگان نبودند، و یاران، حجّت بر من تمام نمى‏نمودند،… رشتۀ این کار را از دست مى‏گذاشتم و پایانش را چون آغازش مى‏انگاشتم و چون گذشته، خود را به کنارى مى‏داشتم.‏
هیچ جامعه و نهادی نمی‌تواند، بدون مشارکت همگانی، برنامه‌های خود را پیش ببرد و به عملکرد صحیحی در مدیریّت خود دست یابد. تنظیم صحیح مناسبات و روابط براساس مشارکت عمومی در همۀ عرصه‌ها ممکن می‌شود. «گروه‌های اجتماعی، اصناف، نهادها و سازمان‌ها در یک جامعه، تشکیل‌دهندۀ پیکر واحدی‌اند که بدون مشارکت همۀ آن‌ها جامعه سامانِ درست نمی‌یابد و به‌سوی اهدافش پیش نمی‌رود.»[۳۳۷]
زمانی‌که مردم در عرصه‌های مختلف در امور کشور مشارکت کنند، یعنی به آرمان‌ها و اصول خویش پای‌بند هستند، نظام حاکم ومسئولین را قبول دارند و آن‌ها را در امر حکومت تأیید می‌کنند و پشتوانۀ حاکم هستند و از او حمایت می‌کنند. امّا اگر در کشوری عدم مشارکت عمومی باشد، پیداست که مردم، دستگاه حکومتی را قبول ندارند و این امر چراغ سبزی به دشمنان است؛ زیرا دشمن می‌داند که در صورت حمله به این کشور، هیچ پشتوانۀ مردمی جلودار آن‌ها نیست و به‌راحتی می‌توان نظام حاکم را سرنگون کرد.
بخش سوم
عوامل فرهنگی، اقتصادی فروپاشی جوامع
فصل چهارم
عوامل فرهنگی فروپاشی جوامع
مراد از عوامل فرهنگی، مجموعه عوامل کارگزار در عرصۀ فرهنگ است، این عوامل شامل روابط حکومتی، مدیریّتی، سیاست‌های فرهنگی حاکم بر یک جامعه می‌شود. یکی از اموری که در تخریب و به فروپاشی کشیدن جوامع نقش کلیدی و مهم دارد عوامل فرهنگی است.

 

  1. ۴٫ عوامل فرهنگی آسیب‌زننده به جامعه

آن‌چه که در مناسبات، سیاست‌ها و قواعد فرهنگی یک جامعه حاکم است و بدان ضربه می‌زند، عوامل فرهنگی آسیب‌زننده به اجتماع است. عواملی که حکومت و دستگاه اجرایی را با مشکل مواجه می‌کند و در صورت رفع آن، سقوط و فروپاشی حتمی خواهد بود.

 

  1. ۱٫ ۴٫ دنیاطلبی

دنیاطلبی، وابستگی به آن و مال‌زدگی از جمله عوامل سقوط جوامع می‌باشد. توجّه به دنیا در حاکمان و دولتمردان خطری است که منجر به سقوط می‌شود. هر اندازه حاکمان به ثروت‌اندوزی بپردازند، کم‌کم رنج و درد مردم را درک نمی‌کنند و شکافی بین آن‌ها و آحاد جامعه به‌وجود می‌آید و این شکاف ممکن است به‌صورت اعتراض و قیام بروز کند و در چنین فضایی مردم دیگر نمی‌توانند رهبران خود را دلسوز بدانند و بنابراین از دستورات آن‌ها اطاعت نمی‌کنند و در حمایت از آنان بپا نمی‌خیزند. «رمز این‌که ملّت، سرانجام سقوط خواهد کرد این است که چنین ملّتی به‌جای آن‌که در راه بهبود جامعه و پر کردن شکاف اجتماعی تلاش کند و همۀ امکاناتش را در راه ساختن اجتماعی سربلند و مستقل به‌کار گیرد، سرگرم ارضای هرچه بیشتر غرایز و تمایلات افراطی می‌شود و بدیهی است که این‌گونه سرگرمی‌ها از یک‌سو، روح تحرّک و تلاش را در جامعه می‌میراند و از سوی دیگر شکاف طبقاتی را عمیق‌تر و نارضایتی عمومی را افزون‌تر می‌کند و از دیگرسو فساد اجتماعی را دامن می‌زند و در نتیجه جامعه را به سراشیب سقوط می‌کشاند.»[۳۳۸]

 

  1. ۱٫ ۱٫ ۴٫ مفهوم‌شناسی

دنیا، از ریشه «دنو» به‌معنای «نزدیکی» است و از همین ریشه است کلمه «دَنیّ» به‌معنای «نزدیک»، از «دَنا یَدنو». و دنیا را به‌خاطر نزدیک بودنش «دنیا» نامیده‌اند.[۳۳۹]

 

  1. ۱٫ ۱٫ ۴٫ دنیای مذموم و دنیای ممدوح

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ق.ظ ]




  1. ۱٫ ۱٫ ۵٫ نگاه منفی به فقر و ناداری

نوع نگرش و بینش انسان به ناداری و کمبودداری در ایجاد یک فرهنگ در جامعه نقش اساسی دارد. زمانی‌که به فرهنگ به‌عنوان یک عامل نکبت‌بار نگاه شود و حیثیّتِ انسانی را خطرآفرین باشد، برای زدودن آن از جامعه تلاش می‌شود، امّا اگر به فقر به‌عنوان یک مانع عدالت اقتصادی نگاه نشود و منفی پنداشته نشود، تلاشی برای اصلاح آن صورت نمی‌گیرد و جامعه به قهقرا کشیده می‌شود و فروپاشیده می‌شود. فقر زمانی‌که آحاد جامعه را در بر بگیرد و گسترش پیدا کند، مردم به اعتراض روی خواهند آورد و موج این قیام نیز از مستضعفان و اقشار ضعیف شروع خواهد شد. اگر افراد جامعه همواره به تأمین معاش و نگرانی از فقر و بیچارگی بیندیشند و از اصولی که حکومت بر پایه آن شکل گرفته دوری کنند، بسیاری از بد اخلاقی‌ها و ناهنجاری‌ها در جامعه پدید خواهد آمد، بنابراین، فقر در روایات به مثابۀ کفر و مرگ تلقّی شده است. رسول گرامی اسلام (|) می‌فرمایند:
«کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْرا.»[۴۳۴]
فقر نزدیک است که به کفر بینجامد.
زندگی فقیرانه، زندگی شرافتمندانه و عزّت‌مدارانه‌ای نیست. نشانۀ نکبت و شقاوت آدمی، زندگی در فقر و بدبختی است. انسانی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کند، هر روز و هر لحظه و هر ساعت درگیر این پدیدۀ شوم اقتصادی است و حضرت علی (×) نیز می‌فرمایند:
«الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَکْبَر.»[۴۳۵]
فقر و تنگ‌دستى مرگ بسیار بزرگست.
فیض‌الاسلام در ذیل این عبارت می‌نویسد:
«زیرا سختى مرگ یک‌بار است و سختى بى‏چیزى هر آن مشاهده می‌شود.»[۴۳۶]
پیامد‌ها و تبعات ناداری، در همۀ شئون زندگی انسان اثرگذار است و آدمی را هر روز و هر ساعتی با مشکلات فراوانی روبه‌رو می‌کند و این در برابر مردن بسیار سخت‌تر است. زمانی‌که فقر در جامعه امری ناپسند تلقّی شود و مانعی برای اجرای عدالت اقتصادی محسوب شود، باید از آن به خدا پناه برد و مولای متّقیان علی (×) در دعاهای خویش از این پدیدۀ زشت و گزندۀ اقتصادی به خدا پناه می‌برند و می‌فرمایند:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَفْتَقِرَ فِی غِنَاک‏.»[۴۳۷]
الهى، به تو پناه مى‏برم از این‌که در بى‏نیازى تو فقیر شوم‏.
حضرت هنگامی‌که از شرایط عصر خویش سخن می‌گوید، زمانه را این‌گونه می‌بیند که فشار اقتصادی جامعه را فراگرفته و بایستی با برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات کارشناسی‌شده این فضا را تغییر داد. ایشان در بیان شرایط زمانه در بُعد اقتصادی می‌فرمایند:
«اضْرِبْ بِطَرْفِکَ حَیْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِیراً یُکَابِدُ فَقْراً أَوْ غَنِیّاً بَدَّلَ نِعْمَهَ اللَّهِ کُفْراً أَوْ بَخِیلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْرا.»[۴۳۸]
گوشۀ چشمت را به هر سو که خواهی به مردم بیفکن! آیا جز مستمندی می‌بینی که با فقر دست به گریبان است؛ یا توانگری که با نعمت خدا در کفران است؟ یا آن که دست بخشش ندارد، و ندادن حقّ خدا را افزونی مال به حساب آرد؟!.
بیان حضرت، شرایط بد اقتصادی را گزارش می‌کند. شرایطی که در آن کسانی‌که تمکّن مالی دارند، ادای حقوق نمی‌کنند و مستمندان و فقیران در زیر دست و پای مستبدّان و مال‌پرستان در حال لِه‌شدن هستند و ظلم اقتصادی فراگیر شده است.
کرامت انسانی از اصول مسلّم دین مبین اسلام است و هر امری که این اصل را خدشه‌دار کند، ناپسند و نامشروع است. ناداری و فقر، از عواملی است که روح کرامت انسانی را لطمه می‌زند و احساس خواری را در انسان پدید می‌آورد و حضرت در آموزه‌های خود فرمودند:
«إِنَّ الْفَقْرَ مَذَلَّهٌ لِلنَّفْس‏.»[۴۳۹]
بی‌گمان، فقر مایه خواری جان است.
و به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی (×) فرمودند:
«الْقِلَّهُ ذِلَّه.»[۴۴۰]
کم داشتن، خواری است.

 

  1. ۱٫ ۱٫ ۵٫ فقر عامل نابودی

در آموزه‌های دینی، فقر آثار زیاد و زیانباری در عرصه‌های مختلف زندگی دارد. زمانی‌که روح و روان یک جامعه با نشاط نباشد و نتوان روح امید را در آن جامعه دید، باید دنبال علل آن رفت. یکی از عواملی که جامعه را از سلامت روحی و روانی عاری می‌کند و زیستِ عقلانی انسان را با مشکل روبه‌رو می‌کند، ناداری و کمبودداری است.
فقر جامعه را از پا در می‌آورد، انگیزه کار و تلاش را از آدمی سلب می‌کند و جامعه را از حرکت باز می‌ایستاند. حضرت امیر (×) در تلاش بود تا همگان را از تبعات ویران‌کننده فقر آگاه کند. از جمله آثار مخرّب فقر، پریشانی و آشفتگی در عقل و خرد است که حضرت از این پدیدۀ اجتماعی نگران بودند. ایشان خطاب به فرزندشان محمّد بن حنفیّه می‌فرمایند:
«یَا بُنَیَّ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّی

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:18:00 ق.ظ ]




  1. ۲٫ ۵٫ مالیات با برنامه

اگر حکومت در شرایط سختی که برای مردم به‌وجود می‌آید، در گرفتن مالیات از آن‌ها سهولت به‌خرج دهد، در ظاهر خراج کمتری به‌دست آورده ولی در واقع پایه‌های حکومت خود را محکم کرده است، زیرا در شرایطی‌که مالیات‌دادن برای مردم سخت بوده بدان‌ها تخفیف داده و بر آن‌ها آسان گرفته و اگر زمانی برسد که حکومت به یاری مردم نیاز داشته باشد، آن‌ها نیز به داد دولت خویش می‌رسند. حضرت امیر (×) یکی از سفارش‌هایی که به مالک اشتر می‌کنند در همین زمینه است:
«فَإِنْ شَکَوْا ثِقَلًا أَوْ عِلَّهً أَوِ انْقِطَاعَ شِرْبٍ أَوْ بَالَّهٍ أَوْ إِحَالَهَ أَرْضٍ اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ یَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ‏ وَ لَا یَثْقُلَنَّ عَلَیْکَ شَیْ‏ءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَئُونَهَ عَنْهُمْ فَإِنَّهُ ذُخْرٌ یَعُودُونَ بِهِ عَلَیْکَ فِی عمّارهِ بِلَادِکَ وَ تَزْیِینِ وِلَایَتِکَ‏ مَعَ اسْتِجْلَابِکَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ وَ تَبَجُّحِکَ بِاسْتِفَاضَهِ الْعَدْلِ فِیهِمْ مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِکَ لَهُمْ وَ الثِّقَهَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیْهِمْ وَ رِفْقِکَ بِهِمْ‏ فَرُبَّمَا حَدَثَ مِنَ الْأُمُورِ مَا إِذَا عَوَّلْتَ فِیهِ عَلَیْهِمْ مِنْ بَعْدُ احْتَمَلُوهُ طَیِّبَهً أَنْفُسُهُمْ بِهِ فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْت.»[۴۹۳]
اگر مالیات‌دهندگان از سنگینى مالیات، یا از آفتى که رسیده، یا خشک‌‌شدن چشمه‏ها، یا کمى باران، یا تغییر زمین بر اثر آب‌گرفتگى، یا بى‌آبى شکایت کنند مالیات را به‌اندازه‏اى که اوضاع آنان بهبود یابد تخفیف ده، و این تخفیف خرجى آنان بر تو سنگین نیاید، زیرا تخفیف تو ذخیره‏اى است که با آباد کردن شهرهاى تو و آرایش حکومتت به تو باز مى‏گردانند، به‌علاوه ستایش مردم را به خود جلب نموده، و شادمان هستى که سفره عدالت را در بین آنان گسترده‏اى، در حالى‌که با قوّت بخشیدن به آنان به‌وسیلۀ ذخیره‏اى که در تخفیف مالیات نزد ایشان نهاده‏اى مى‏توانى بر آنان اعتماد کنى، و با عدالت و مهربانیت که آنان‌را به آن عادت داده‏اى بر آنان مطمئن باشى، چه‌بسا گرفتاری‌هایى که پیش آید که پس از نیکى به مالیات‌دهندگان اگر حلّ آن‌را به آنان واگذارى با طیب خاطر بپذیرند، چه این‌که بر مملکت آباد آن‌چه را بار کنى تحمّل کشیدنش را دارد.
«در نگاه امیرمؤمنان علی (×) بخشودگی مالیاتی، هزینه‌ای از میان‌رفته نیست، بلکه همچون سرمایه‌ای ذخیره شده است که به دو صورت بازگشت می نماید:
۱ـ موجب رشد انگیزۀ مالیات‌دهندگان در کار و تلاش بیشتر و رونق اقتصادی افزون‌تر می‌شود؛
۲ـ پیوند آنان‌را با حکومت تقویت می‌کند و روش زمامداری را در دیده آنان می‌آراید و موجب دید مثبت آنان به حکومت می‌شود.»[۴۹۴]
اگر مالیات بر مردم فشار وارد نکند، آنان با اشتیاق کامل به فعّالیّت می‌پردازند و آبادانی توسعه می‌یابد و زندگی آنان با رفاه همراه می‌شود.

 

  1. ۲٫ ۵٫ حراست از بیت‌المال

حراست از بیت‌المال، از جانب هرکسی باید رعایت شود و هر یک از افراد جامعه باید حراست و نگهداری از بیت‌المال را یک فرض بر خود بدانند. امّا این حراست و حفظ اموال عمومی، از سوی حکومت که بیشترین امکانات را در اختیار دارد، اهمیّتی مضاعف پیدا می‌کند.

 

  1. ۴٫ ۲٫ ۵٫ مفهوم‌شناسی

واژۀ بیت‌المال همان‌گونه پیداست از ترکیب «بیت» و «مال» تشکیل شده است. «در لغت آن‌را خزینۀ اسلام و مکان نگهداری اموال دانسته‌اند و در اصطلاح حکومتی و فقهی، به اموال عمومی و مشترک میان مسلمانان اطلاق گردیده است؛ بنابراین واژۀ بیت‌المال به تدریج از معنای مکانیِ خود خارج شده، نام حال یا همان مظروف را به خود گرفته است.[۴۹۵]

 

  1. ۴٫ ۲٫ ۵٫ اهمیّت حراست از بیت‌المال

یکی از عواملی که موجب می‌شود حکومت از هم پاشیده نشود، حراست از بیت‌المال است. مراقبت از اموال عمومی و اجازه ندادن به هرکسی برای دست‌اندازی به بیت‌المال موجب دل‌گرمی مردم می‌شود و می‌دانند که حاکم جامعه حافظ اموال عمومی است. حضرت هرگونه حریم‌شکنی در عرصۀ اقتصاد را خلاف اصول خویش می‌دانستند و بریز و بپاش در اموال را تأیید نمی‌کردند و در بیانی فرمودند:
«أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ.»[۴۹۶]
هان بدانید که دادن و بخشیدن دارایی در جایی که سزاوار و شایسته نیست، همان بریز و بپاش و بیش از اندازه و گزاف‌کاری است.
امام علی (×) زمانی‌که از شایسته‌سالاری و اهلیّت‌گرایی سخن می‌راند، بدترین ویژگی حکومت نابخردان را به غارت بردن اموال عمومی می‌داند و این نشان می‌دهد تا چه اندازه ایشان پای‌بند به حراست از بیت‌المال و اموال عمومی بودند. امام علی (×) دغدغه خویش ر

 

 
 
 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:17:00 ق.ظ ]