|
|
|
.۰۰۰۰
درجه ی آزادی
۲۰۰
۲۰۰
۲۰۰
۲۰۰
۲۰۰
نتایج به دست آمده در جدول ۴-۷ رابطه ی بین ویژگی شخصیتی را با تاب آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد و نتایج به صورت زیر گزارش شدهاند: رابطهی بین تاب آوری و روان آزردگی منفی می باشد. یعنی با افزایش روان آزردگی میزان تاب آوری کاهش می یابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار می باشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی ۰٫۴۳ – سطح معناداری مشاهده شده ی ۰٫۰۰۰ کوچکتر از ۰٫۰۱ صدم می باشد. بنابراین فرضیهی محقق مبنی بر معناداری رابطه ی بین دو متغیر با میزان اطمینان ۰٫۹۹ صدم و میزان احتمال خطای ۰٫۰۱ صدم تایید میگردد. رابطهی بین تاب آوری و برون گرایی مثبت می باشد. یعنی با افزایش برون گرایی، میزان تاب آوری افزایش مییابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار میباشد. چون در میزان ضریب همبستگی ۰٫۴۰۷ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۰۰۰ کوچکتر از ۰٫۰۱ صدم میباشد. بنابراین فرضیهی محقق مبنی بر معناداری رابطه ی بین دو متغیر با میزان اطمینان ۰٫۹۹ صدم و میزان احتمال خطای ۰٫۰۱ صدم تایید میگردد. رابطهی بین تاب آوری و گشودگی مثبت میباشد.یعنی با افزایش گشودگی ، میزان تاب آوری افزایش مییابد؛ اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد. چون در میزان ضریب همبستگی ۰٫۱۱۲ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۱۱۴ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم می باشد. بنابراین فرضیهی محقق مبنی بر معناداری رابطهی بین دو متغیر تایید نمیشود. رابطهی بین تاب آوری و توافق مثبت میباشد. یعنی با افزایش توافق ، میزان تاب آوری افزایش مییابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار میباشد. چون در میزان ضریب همبستگی ۰٫۲۳۰ سطح معناداری مشاهده شده ی ۰٫۰۰۱ کوچکتر از ۰٫۰۱ صدم می باشد. بنابراین فرضیهی محقق مبنی بر معناداری رابطهی بین دو متغیر با میزان اطمینان ۰٫۹۹ صدم و میزان احتمال خطای ۰٫۰۱ صدم تایید میگردد. رابطهی بین تاب آوری و با وجدان بودن مثبت می باشد. یعنی با افزایش با وجدان بودن، میزان تاب آوری افزایش می یابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار می باشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی ۰٫۴۸۵ سطح معناداری مشاهده شده ی ۰٫۰۰۰ کوچکتر از ۰٫۰۱ صدم میباشد. بنابراین فرضیه ی محقق مبنی بر معناداری رابطهی بین دو متغیر با میزان اطمینان ۰٫۹۹ صدم و میزان احتمال خطای ۰٫۰۱ صدم تایید میگردد. فرضیه دوم) بین شیوه های فرزند پروری (مقتدرانه، مستبدانه، سهلگیر) با تاب آوری در دوره ی نوجوانی ارتباط وجود دارد. جدول۴-۸) جدول ضریب همبستگی بین شیوههای فرزند پروری با تاب آوری
| متغیر ها |
|
شیوههای فرزند پروری |
|
|
| |
شاخص های آماری |
شیوه فرزندپروری مقتدرانه |
شیوه فرزندپروری مستبدانه |
شیوه فرزندپروری سهل گیر |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[جمعه 1399-09-21] [ 02:54:00 ق.ظ ]
|
|
۲۰۰
نتایج به دست آمده در جدول ۴-۹ رابطهی بین شیوههای فرزندپروری را با ویژگیهای شخصیت با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان میدهد و نتایج در زیر گزارش شدهاند. هیچ ارتباط مثبت یا منفی بین روان آزردگی و شیوهی فرزندپروری مقتدرانه وجود ندارد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص برون گرایی و شیوهی فرزندپروری مقتدرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوه فرزندپروری مقتدرانه، میزان برون گرایی افزایش مییابد. اما میزان این رابطهی از نظر آماری معنادار نمیباشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی۰٫۰۷۸ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۲۷ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم می باشد. رابطهی بین گشودگی و شیوهی فرزندپروری مقتدرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری مقتدرانه، میزان گشودگی افزایش مییابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار میباشد. چون در میزان ضریب همبستگی ۰٫۱۸۴ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۰۰۹ کوچکتر از ۰٫۰۱ صدم میباشد. بنابراین فرضیهی محقق مبنی بر معناداری رابطهی بین دو متغیر با میزان اطمینان ۰٫۹۹ صدم و میزان احتمال خطای ۰٫۰۱ صدم تایید میگردد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص توافق و شیوهی فرزندپروری مقتدرانه مثبت میباشد. یعنی با شیوه فرزندپروری مقتدرانه، میزان توافق افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد. چون در میزان ضریب همبستگی۰٫۰۸۱ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۲۵ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص با وجدان بودن و شیوهی فرزندپروری مقتدرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری مقتدرانه، میزان با وجدان بودن افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد. چون در میزان ضریب همبستگی۰٫۰۲۱ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۷۷ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص روان آزردگی و شیوهی فرزند پروری مستبدانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوه فرزند پروری مستبدانه، میزان روان آزردگی افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی.۰۰۱۰سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۹۸۵ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیتی در شاخص برون گرایی و شیوهی فرزندپروری مستبدانه مثبت می باشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری مستبدانه، میزان برون گرایی افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی.۰۸۹۰سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۲۰۹ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیتی در شاخص گشودگی و شیوهی فرزندپروری مستبدانه منفی میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری مستبدانه، میزان گشودگی افزایش مییابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار میباشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی .۱۸**۰ – سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۰۰۹ کوچکتر از ۰٫۰۱ صدم میباشد.بنابراین فرضیهی محقق مبنی بر معناداری رابطهی بین دو متغیر با میزان اطمینان ۰٫۹۹ صدم و میزان احتمال خطای ۰٫۰۱ صدم تایید میگردد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص توافق و شیوهی فرزندپروری مستبدانه منفی میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری مستبدانه، میزان توافق افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی.۰۰۹۰-سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۸۹۵ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیتی با وجدان بودن و شیوه فرزند پروری مستبدانه مثبت می باشد.یعنی با شیوه فرزند پروری مستبدانه ، میزان با وجدان بودن افزایش می یابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمی باشد. چون در میزان ضریب همبستگی.۱۱۶۰ سطح معناداری مشاهده شده ی ۰٫۲ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم می باشد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص روان آزردگی و شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه، میزان روان آزردگی افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد؛ چون در میزان ضریب همبستگی.۰۹۸۰ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۱۸۹ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص برون گرایی و شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه، میزان برون گرایی افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد. چون در میزان ضریب همبستگی.۰۶۷۰ سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۸۹ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص گشودگی و شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوه فرزندپروری سهلگیرانه، میزان گشودگی افزایش مییابد. همچنین میزان این رابطه از نظر آماری معنادار میباشد. چون در میزان ضریب همبستگی .۱۴۳*۰سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۰۴۳ کوچکتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص توافق و شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه منفی میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه، میزان توافق کاهش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد. چون در میزان ضریب همبستگی.۱۳۱۰- سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۰۶۴ بز
| برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید. |
رگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد رابطهی بین ویژگی شخصیت در شاخص با وجدان بودن و شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه مثبت میباشد؛ یعنی با شیوهی فرزندپروری سهلگیرانه، میزان با وجدان بودن افزایش مییابد. اما میزان این رابطه از نظر آماری معنادار نمیباشد. چون در میزان ضریب همبستگی.۰۶۱۰- سطح معناداری مشاهده شدهی ۰٫۳۹ بزرگتر از ۰٫۰۵ صدم میباشد. ۴-۳-۲ سوال پژوهش سهم شیوههای فرزندپروری و ویژگیهای شخصیت در پیشبینی تاب آوری نوجوانان چقدر است؟ به منظور پاسخگویی به این سوال، از مدل آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. علاوه بر آن از ضریب رگرسیون چند متغییره به منظور تعیین معنی دار بودن ارتباط بین متغییرهای پیش بین (شیوههای فرزندپروری و ویژگی های شخصیت) با متغییر ملاک (تاب آوری) استفاده شد. جدول ۴-۱۰) جدول ضرایب همبستگی شیوه های فرزندپروری و ویژگی های شخصیت با تاب آوری در دوره ی نوجوانی با استفاده از روش اینتر (Enter)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
استفاده از این سیستم در شغل من مرا قادر خواهد ساخت تا وظایف را سریعتر انجام دهم. استفاده از این سیستم عملکرد شغلی مرا بهبود خواهد داد. استفاده از این سیستم در شغل من بهره وری مرا افزایش خواهد داد. استفاده از این سیستم اثربخشی مرا در شغلم را افزایش خواهد داد. استفاده از این سیستم انجام شغل مرا آسانتر خواهد کرد. من این سیستم را در شغلم مفید خواهد یافت.
انگیزش خارجی (دیویس و همکاران، ۱۹۹۲)
ادراکی که کاربران خواهند خواست تا فعالیتی را انجام دهند زیرا آن به نظر، برای دستبابی به خروجی های ارزشمند کاربردی می باشد که از خود فعالیت مجزا می باشند، همچون عملکرد شغلی بهبود یافته، پرداخت، یا ترفیع ها.
انگیزش خارجی با استفاده از این آیتم ها و بخش های مشابه که از TAM سودمندتر به نظر آمده است، عملی می شود (بخش های ۱ از ۶ تای بالا)
تناسب شغلی (تامپسون و همکاران، ۱۹۹۱)
چگونه قابلیت های یک سیستم عملکرد شغلی یک نفر را ارتقاء می دهد.
استفاده از این سیستم هیچ تاثیری بر عملکرد شغل من ندارد (امتیاز دهی معکوس) استفاده از این سیستم می تواند زمان مورد نیاز برای مسئولیت های شغلی مهم مرا کاهش دهد. استفاده از این سیستم بطور قابل ملاحظه ای می تواند کیفیت خروجی شغل مرا افزایش دهد. استفاده از این سیستم می تواند اثربخشی اجرای وظایف شغلی را افزایش دهد. بکارگیری می تواند کمیت خروجی برای مقدار مشابهی از تلاش را افزایش دهد. با در نظر گرفتن تمام وظایف، این حوزه کلی، چه استفاده ای از این سیستم می تواند به شغل من کمک کند (مقیاس متفاوت استفاده شده برای این آیتم).
مزیت نسبی (مور و بنباسات، ۱۹۹۱)
میزانی که چه استفاده از یک نوآوری به نظر بهتر از بکارگیری از نوع قبلیش می رسد.
استفاده از این سیستم مرا قادر می سازد تا وظایف را به سرعت انجام دهیم. استفاده از این سیستم کیفیت شغلی که من انجام می دهد را افزایش می دهد. استفاده از این سیستم انجام شغل مرا آسانتر می کند. استفاده از این سیستم اثر بخشی مرا در شغلم افزایش می دهد. استفاده از این سیستم بهره وری مرا افزایش می دهد.
انتظارات خروجی (کامپیو و هاگینز، ۱۹۹۵ب؛ کامپیو و همکاران، ۱۹۹۹)
انتظارات خروجی به نتایج برآمده از رفتار، مرتبط است. بر اساس شواهد تجربی، آنها به انتظارات عملکرد (مرتبط با شغل) و انتظارات شخصی (اهداف فردی) تقسیم بندی شده اند. به دلایل عملی، چهار تا از آیتم ها با بالاترین بار حاصل از انتظارات عملکرد و سه تا از بالاترین آیتم ها با بالاترین بار حاصل از انتظارات شخصی از کامپیو و هاگینز (۱۹۹۵ب) و کامپیو و همکاران (۱۹۹۹) برای نتیجه گیری در تحقیق حاضر انتخاب شدند. با اینجال، تحلیل عاملی ما، دو بعد برای بارگذاری بر روی یک عامل منحصر را نشان داد.
اگر من از این سیستم استفاده می کنم… من اثربخشی خودم در شغل را افزایش خواهم داد. من زمان کمتری را برای وظایف شغل روتین صرف خواهم کرد. من کیفیت خروجی شغلم را افزایش خواهم داد. من کمیت خروجی را برای مقدار مشابه تلاش افزایش خواهم داد. همکاران من مرا بعنوان رقیب در نظر خواهند داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۲- تاثیر اجتماعی
تاثیر اجتماعی بصورت میزانی که یک فرد مهم درمی یابد که دیگران باور دارند که او باید از این سیستم جدید استفاده نماید تعریف می شود. تاثیر اجتماعی بعنوان یک تعیینکننده مستقیم برای تمایل رفتاری بصورت هنجار ذهنی در TRA، TAM2، TPB/DTPB و C-TAM-TPB، فاکتورهای اجتماعی در MPCU، و تصویر در IDT نشان داده می شود. تامپسون و همکاران (۱۹۹۱) از عبارت هنجارهای اجتماعی در تعریف ساخت خودشان استفاده کردند و مشابهت آن را با هنجار ذهنی در TRA تائید نمودند. تا آنجا که آنها دارای برچسب های متفاوتی هستند، هر کدام از این ساخت ها شامل فرضیه ای صریح و ضمنی می باشند که رفتار افراد با باوری متاثر می شود که آنها گمان می کنند که دیگران آنها را بعنوان نتیجه تکنولوژی استفاده شده می بینند. پیوست ۱و ۲ و۳ سه ساخت مرتبط با تاثیر اجتماعی را نشان می دهد: هنجار ذهنی (TRA، TAM2، TPB/DTPB و C-TAM-TPB)، فاکتورهای (عامل های) اجتماعی (MPCU) و تصویر (IDT). مقایسه مدل حاضر پیوست ۱ و ۲ و۳ نشان داد که ساخت های تاثیر اجتماعی که در بالا فهرست شد، بطور مشابهی عمل میکنند. هیچکدام از ساخت های تاثیر اجتماعی در زمینه های اختیاری معنادار نیست؛ هرچند، هر کدام زمانیکه بکارگیری اختیاری می باشد، معنادار می شود. ونکاتش و دیویس (۲۰۰۰) پیشنهاد کردند که چنین اثراتی می تواند به پذیرش در زمینه های اجباری نسبت داده شود که منجر به تاثیرات اجتماعی برای دارا بودن اثری مستقیم بر تمایل می شود؛ در عوض، تاثیر اجتماعی در حوزه های اختیاری با اثرگذاری بر ادراکات در مورد تکنولوژی عمل می کند مکانیزم های دخیل در اینجا درونی سازی و هویت بخشی می باشند. در وضعیت اجباری، تاثیر اجتماعی به نظر تنها در مراحل اولیه تجربه فردی با تکنولوژی دارای اهمیت است و با نقش سایشی آن در طول زمان و درنهایت بی معنا شدن با بکارگیری تحمیلی کم اهمیت می شود(ونکاتش و دیویس ۲۰۰۰). نقش تاثیر اجتماعی در تصمیمات پذیرش تکنولوژی پیچیده است و در معرض دامنه ای وسیع از تاثیرات تصادفی قرار دارد. تاثیر اجتماعی دارای اثری بر رفتار فردی از طریق سه مکانیزم است: پذیرش، درونی سازی و هویت بخشی. در حالیکه دو مکانیزم دوم با تغییر ساخت باور یک فرد مرتبط هستند و یا منجر می شوند که فردی به منافع حالات اجتماعی بالقوه پاسخ دهد، مکانیزم پذیرش سبب می شود که یک فرد بطور ساده ای تمایل خود در پاسخ به فشار اجتماعی را تغییر دهد- بعبارت دیگر، گرایش های فردی برای سازگاری با تاثیر اجتماعی. تحقیق پیشین پیشنهاد می کند که افراد با احتمال زیادی با انتظارات دیگران سازگار می شوند زمانیکه آن افراد توانایی پاداش دادن به رفتار یا تنبیه عدم رفتار را دارا هستند. این دیدگاه پذیرش با نتایج سایر نوشتارهای قبول تکنولوژی سازگار بوده و نشان می دهد که اعتماد بر عقاید دیگران تنها در وضعیت های اجباری معنادار است، بخصوص در مراحل اولیه تجربه، زمانیکه عقاید فردی نسبتا ناشناخته است. این فشار هنجاری در طول زمان تحلیل خواهد رفت همزمان با اینکه تجربه افزایش می یابد، بنیانی عملی تر را برای تمایل فرد برای استفاد از این سیستم فراهم می آورد. این تئوری پیشنهاد می کند که زنان بیشتر تمایل دارند تا نسبت به عقاید دیگران حساستر باشند و بنابراین تاثیر اجتماعی را برجسته تر می یابند خصوصا زمانیکه تمایلی برای استفاد از تکنولوژی جدید را شکل می دهند. در مورد انتظارهای عملکرد و تلاش، اثرات جنسیت ممکن است با پدیده های روانشناسی موجود در نقش های جنسیتی که بطور اجتماعی ساخته شده، تحریک و ایجاد گردد. مرور فرا تحلیلی رودس[۵۵] (۱۹۸۳) بر روی اثرات سن بدین نتیجه رسید که نیازهای پیوندجوئی با سن افزایش می یابد، و پیشنهاد می کند که کارکنان مسنتر احتمال بیشتری دارد تا برتری افزایشی را به تاثیرات اجتماعی بدهند، با این اثر که با تجربه کاهش می یابد. بنابراین، انتظار یک تعامل پیچیده با این متغیرهای تعدیل کننده همزمان با تاثیر بر رابطهی تاثیر- تمایل اجتماعی وجودداشته است.
۴-۴-۲- شرایط تسهیلی
شرایط تسهیلی بصورت میزانی که فردی باور دارد که زیربنای سازمانی و فنی برای پشتیبانی بکارگیری این سیستم وجود دارد، تعریف می شود. این تعریف مفاهیم بیان شده توسط سه ساخت مختلف را دربر می گیرد: کنترل رفتاری درک شده (TPB/DTPB , C-TAM-TPB)، شرایط تسهیلی (MPCU)، و سازگاری (IDT). هر کدام از این ساخت ها برای دربرگرفتن جنبه های محیط فنی و یا سازمانی عملی و کاربردی می شوند که برای حذف موانع بکارگیری طراحی می شوند (به جدول ۳-۲ مراجعه کنید). تیلور و تاد (۱۹۹۵ب) تائید کردند که مطابقت نظری با شرایط تسهیلی مدل سازی بعنوان مولفه محوری برای کنترل رفتاری درک شده در TPB/DTPB وجود دارد. ساخت سازگاری حاصل از IDT آیتم هایی را بکار می گیرد که تناسب را میان شیوه کار فردی و استفاده از این سیستم در سازمان را مورد بهره بردای قرار می دهد. ونکاتش (۲۰۰۰) برای واسطه گری کامل این اثر شرایط تسهیلی بر تمایل با انتظار تلاش، تائیداتی را پیدا کرد. بطور آشکار، اگر انتظار تلاش در این مدل نشان داده نمی شود، آنگاه شخصی انتظار دارد که شرایط تسهیلی تمایل قابل پیش بینی شود. نتایج تجربی ما با این بحث ها سازگار می باشد. برای مثال، در TPB/DTPB، این ساخت در پیش بینی تمایل معنادار و مهم است؛ هر چند، در موارد دیگر
| دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است |
(MPCU و IDT)، در پیش بینی تمایل بی اهمیت و بدون معناست. بطور خلاصه، زمانیکه هر دو ساخت انتظار عملکرد و ساخت انتظار تلاش وجود دارند، شرایط تسهیلی در پیش بینی تمایل بی معنا خواهد بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳۱-۲۹
رفتار بکارگیری
۳۲
۷-۳-روایی پرسشنامه
روایی از واژه روا به معنای جایز و درست گرفته شده است و روایی به معنای صحیح و درست بودن است. مقصود از روایی آن است که به وسیله اندازهگیری بتواند خصیصه مورد نظر را اندازهگیری کند. بهبیان دیگر، وقتی که اندازهگیری از اعتبار و روایی لازم برخوردار است که همهی متغیرهای تأثیرگذار در مدل مورد توجه قرار گیرد. اهمیت روایی از آن جهت است که اندازهگیریهای نامناسب و ناکافی میتواند پژوهش علمی را بیارزش و ناروا سازد (خاکی، ۱۳۸۷). چون در این تحقیق ابزار جمعآوری اطلاعات و اندازهگیری متغیرها، پرسشنامه است، روایی پرسشنامه از اهمیت خاصی برخوردار است. روایی تحقیق میزان سازگاری پرسشنامه را با اهداف نشان میدهد. مسئله روایی محتوا (پرسشنامه) این است که آیا پرسشنامه جنبه مهمی از هدف تحقیق را اندازهگیری میکند یا خیر. برخی از مهمترین اقداماتی که جهت افزایش میزان روایی پرسشنامه صورت پذیرفته بهصورت خلاصه در زیر مطرح شده است: مطالعات زیادی از طریق مطالعه کتابها، پایاننامهها و مقالات بهعمل آمد تا بهطور کامل مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در تحقیق و چگونگی اندازهگیری آنها روشن گردد تا بتوان سؤالات را جهت بررسی فرضیات طراحی کرد. پس از طراحی سؤالات جهت اندازهگیری هر متغیر، پرسشنامه ابتدایی در اختیار اساتید راهنما و مشاور قرار گرفت تا اصلاح و تأیید شود. پرسشنامه نهایی تدوین و در میان کاربران بالقوه وبالفعل سیتم ها(مدیران وکارشناسان) توزیع گردید. در این پرسشنامه همانگونه که بیان شد از مقیاسهایی استفاده شده که به دفعات توسط پژوهشگران در پژوهشهای قبلی بهکار گرفته شده است و روایی و پایایی آن تایید شده است. اما در جهت بومیسازی پرسشنامه و بررسی روایی آن در جامعهی آماری پژوهش حاضر در ایران، از تأیید خبرگان شامل بررسی وتاییداساتیدراهنماومشاور استفاده شده است.
۸-۳-پایایی پرسشنامه
هدف و منظور از پایایی و ثبات پرسشنامه این است که چنانچه این تحقیق توسط فرد دیگری یا توسط همان محقق در زمان و مکانهای مختلف دوباره انجام شود به نتایج مشابهی دست یابد. بهعبارت دیگر پایایی یا اعتبار که به دقت و اعتبارپذیری نیز تعبیر میشود، معین میکند که یک ابزار اندازهگیری تا چه حد میزان سازگاری مفهوم مورد نظر را اندازه میگیرد. پایایی و یا اعتبار با پایداری و سازگاری اندازهگیری سر و کار دارد (سکاران، ۱۳۸۱). ضریب آلفای کرونباخ توسط کرونباخ ابداع شده و یکی از متداولترین روشهای اندازهگیری اعتماد پذیری و یا پایایی پرسشنامههاست. ضریب آلفای کرونباخ، برای سنجش میزان تک بعدی بودن نگرشها، عقاید و… بکار میرود. در واقع میخواهیم ببینیم تا چه حد برداشت پاسخگویان از سؤالات یکسان بوده است. رایجترین مقیاس که در تحقیقات اجتماعی بکار میرود طیف لیکرت است. در مقیاس لیکرت اساس کار بر فرض هم وزن بودن گویهها استوار است. بدین ترتیب به هر گویه نمراتی (مثلا از۱ تا ۵ برای مقیاس لیکرت ۵ گویهای) داده میشود که مجموع نمراتی که هر فرد از گویهها میگیرد نمایانگر گرایش او خواهد بود. آلفای کرونباخ از یکی از روابط زیر محاسبه میشود: یا که در این روابط kتعداد سؤالات، واریانس سؤالiام، واریانس مجموع کلی سؤالات، میانگین کواریانس بین سؤالات، و واریانس میانگین سؤالات میباشند (Cronbach,1951). با استفاده از تعریف آلفای کرونباخ میتوان نتیجه گرفت: (۱) هرقدرهمبستگی مثبت بین سؤالات بیشتر شود، میزان آلفای کرونباخ بیشتر خواهد شدو بالعکس، (۲) هر قدر واریانس میانگین سؤالات بیشتر شود آلفای کرونباخ کاهش پیدا خواهد کرد، (۳) افزایش تعداد سؤالاتتأثیرمثبت و یا منفی (بسته به نوع همبستگی بین سؤالات) بر میزان آلفای کرونباخ خواهد گذاشت، (۴) افزایش حجم نمونه باعث کاهش واریانس میانگین سؤالات در نتیجه باعث افزایش آلفای کرونباخ خواهد شد. هرقدر شاخص آلفای کرونباخ به ۱نزدیکترباشد، همبستگی درونی بین سؤالات بیشتر و در نتیجه پرسشها همگنتر خواهند بود. کرونباخ ضریب پایایی %۴۵ را کم، %۷۵ را متوسطو قابلقبول، و ضریب %۹۵ را زیاد پیشنهاد کرده (کرونباخ،۱۹۵۱).بدیهی است در صورت پایین بودن مقدار آلفا، بایستی بررسی شود که با حذف کدام پرسشها مقدار آن را میتوان افزایش داد. بررسی آلفای کرونباخ: جدول۳‑۳- آلفای کرونباخ عوامل
| آلفای کرونباخ |
عوامل |
| ۷۵۸/۰ |
انتظار عملکرد |
| ۷۸۵/. |
انتظار تلاش |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴- آمار استنباطی
آمار استنباطی مشخص میکند که آیا الگوها و فرایندهای کشفشده در نمونه، در جامعهی آماری هم کاربرد دارد یا خیر. آمار استنباطی شامل تمامی آمارهها و آزمونهایی میگردد که به آزمون فرضیههای تحقیق و به عبارتی برآورد پارامترهای جامعه از آمارههای نمونه میپردازند. از این رو، در قسمت آمار استنباطی باید دو مورد را همزمان مورد توجه قرار داد: اول اینکه، فرضیهی تحقیق از کدام نوع است. دوم اینکه، دادههای ما در کدام سطح سنجش میباشند(حبیبپور و صفری،۱۳۹۰).
۱-۳-۴-بررسی فرضیههای تحقیق
انتظار عملکرد بر روی تمایل رفتاری به استفاده ازسیستم یافناوری اطلاعات تاثیر مثبت دارد (H1). انتظار تلاش بر روی تمایل رفتاری (به استفاده ازسیستم یافناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد (H2). تاثیراجتماعی بر روی تمایل رفتاری ( به استفاده ازسیستم یافناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد (H3). شرایط تسهیل کننده بر روی رفتاربکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد (H4). خودکارآئی بر روی رفتار بکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) اثردارد ( H5). اضطراب برروی رفتار بکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) اثر دارد (H6). نگرش نسبت به استفاده از تکنولوژی برروی رفتاربکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) تاثیرمثبت دارد (H7). تمایل رفتاری دارای تاثیری مثبت و معنادار بر رفتار بکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) است (H8). در تحقیقاتی که هدف، آزمون مدل خاصی از رابطه بین متغیرهاست از تحلیل مدل معادلات ساختاری[۷۵] استفاده میشود. مدلیابی معادلات ساختاری یک تکنیک بسیار کلی و نیرومند از خانواده رگرسیون چند متغیری و به بیان دقیقتر، بسط مدل خطی عمومی[۷۶] است که بهمحقق امکان میدهدمجموعهای از معادلات رگرسیون را بهگونهای همزمان مورد آزمون قرار دهد. این مدل یک رویکرد جامع برای آزمون فرضیات درباره روابط متغیرهای مشاهدهشده و مکنون است (هومن، ۱۳۸۷). برای اجرای مدل معادلات ساختاری روشهای متنوعی وجود دارد که یکی از جدیدترین رویکردها در مدل معادلات ساختاری روش حداقل مجذورات جزئی[۷۷]است. روش حداقل مجذورات جزئی(pls) به جای بازتولید ماتریس کوواریانس تجربی، بر بیشترین واریانس تبیین شدهی متغیرهای وابسته بهوسیله متغیرهای مستقل تمرکز دارد. همانند هر مدلیابی معادلات ساختاری، مدل کمترین مجذورات جزئی از یک بخش ساختاری که ارتباط بین متغیرهای مکنون را نشان میدهد و یک قسمت اندازهگیری که نحوه ارتباط بین متغیرهای مکنون و نشانگرهای آنها را منعکس میکند، تشکیل شده است.بهعلاوه اینکه در این روش میتوان متغیر تعدیلگر را نیز در نظر گرفت(وولد،۱۹۷۵).از این رو، با توجه به دلایلبیانشده در این مطالعه جهت برازش مدل مفهومی تحقیق و آزمون فرضیات از روش PLSبه کمک نرمافزار Smart PLS استفاده گردید. مدل یابی PLSدر دو مرحله صورت میپذیرد. در مرحله اول، مدل اندازهگیری (مدل بیرونی) از طریق تحلیلهای روایی و پایایی و تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار میگیرد و در مرحله دوم، مدل ساختاری (مدل درونی) بهوسیله برآورد مسیر بین متغیرها بررسی میشود (هولاند، ۱۹۹۹).
۱-۱-۳-۴-ارزیابی مدل اندازهگیری (مدل بیرونی)
در روششناسی مدل معادلات ساختاری، ابتدا لازم است که تا روایی سازه مورد مطالعه قرار گرفته تا مشخص شود شاخصهای انتخابشده برای اندازهگیری سازههای مورد نظر خود از دقت لازم برخوردار میباشند یا خیر. بدین منظور از تحلیل عاملی تأییدی[۷۸] استفاده شد. مقدار ضریب قابلیت اطمینان ساختاری (CR): مقدار ضریب قابلیت اطمینان ساختاری از صفر تا یک متغیر است که مقادیر بالاتر از ۷/۰ پذیرفته میشود و مقادیر کمتر از ۶/۰ نامطلوب ارزیابی میگردد(ورست، ۱۹۷۴). در جدول ۲-۴ مقدار این ضریب برای هر یک از عوامل آورده شده است. جدول۲-۴- ضریب قابلیت اطمینان ساختاری (CR)
| CR |
عوامل |
| ۷۶۲/۰ |
انتظار عملکرد |
| ۸۶۶/۰ |
انتظار تلاش |
| ۸۹۹/۰ |
تاثیر اجتماعی |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶-۴- جمع بندی
در این فصل آمار توصیفی و استنباطی حاصل از دادهها ارائه شده است که در بخش استنباطی، نرمال بودن دادهها از طریق آزمون کولمگروف_اسمیرنف تأیید گردید. ۸ فرضیه تحقیق مورد بررسی قرار گرفت که کلیهیفرضیههابه جز فرضیهی۱، و ۷تأیید گردید. و نیزانطباق مدل پژوهش UTAUT بامدل UTAUT ونکاتش و همکاران ۲۰۰۳ باتوجه به نتایج حاصل ازتحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مدل پژوهش، با استفاده ازنرم افزار PLSو ضرایب استاندارد تحلیل مسیر و حالت ضریب معنی داری(آماره t) (پیوست ۵ و پیوست ۶) تاییدشد.
فصل پنج: نتیجه گیری و پیشنهادها
۱-۵- مقدمه
درفرایند هرتحقیق نتایج تحقیق اهمیت بسزایی دارد؛ چرا که نتیجه گیری های پژوهش می تواند مبنایی برای رفع مشکلات موجود یابهبود وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب باشد. بنابراین، دراین فصل به بحث وبررسی پیرامون نتایج تحقیق و ارائه پیشنهاد در راستای نتایج به دست آمده پرداخته می شود.
۲-۵- نتایج تحقیق
نتایج این پژوهش به شرح ذیل می باشد :
۱-۳-۵- نتایج مربوط به آزمون فرضیه ها
الف- فرضیه اول :انتظار عملکرد بر روی تمایل رفتاری(به استفادهازسیستم یافناوری اطلاعات)تاثیر مثبت دارد (H1). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) (مومنی، ۱۳۹۲) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه انتظارعملکرد بروی تمایل رفتاری تاثیر عمده ای ندارد (۹۶/۱>226/0) بنابراین فرضیه H1 رد می شود. ب- فرضیه دوم : انتظار تلاش بر روی تمایل رفتاری (به استفاده ازسیستم یافناوری اطلاعات)تاثیر مثبت دارد(H2). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه انتظارتلاش بروی تمایل رفتاری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱<618/4) و باتوجه به اینکه مقدار آماره t بیشتر از ۵۸/۲ شده است ، ضریب مسیر در سطح اطمینان ۹۹% نیز معنادار است. بنابراین فرضیه H2 درسطح اطمینان بالا تایید می شود. ج- فرضیه سوم :تاثیراجتماعی بر روی تمایل رفتاری (به استفاده ازسیستم یافناوری اطلاعات)تاثیر مثبت دارد(H3). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه تاثیر اجتماعی بروی تمایل رفتاری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱<256/2) .بنابراین فرضیه H3 تایید می شود. د- فرضیه چهارم : شرایط تسهیل کننده برروی رفتاربکارگیری (سیستم و یا فناوری اطلاعات) تاثیر مثبت دارد(H4). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه شرایط تسهیل بروی تمایل رفتاری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱<068/6) و باتوجه به اینکه مقدار آماره t بیشتر از ۵۸/۲ شده است ، ضریب مسیر در سطح اطمینان ۹۹% نیز معنادار است. بنابراین فرضیه H4 درسطح اطمینان بالا تایید می شود. ه- فرضیه پنجم : خودکارآئی بر روی رفتار بکارگیری(سیستم و یا فناوری اطلاعات) اثردارد( H5). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه خودکارآئی بروی رفتار بکارگیری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱<54/2) بنابراین فرضیه H5 تایید می شود. و- فرضیه ششم : اضطراب برروی رفتار بکارگیری(سیستم و یا فناوری اطلاعات) اثر دارد(H6). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه شرایط تسهیل بروی تمایل رفتاری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱<349/5) و باتوجه به اینکه مقدار آماره t بیشتر از ۵۸/۲ شده است ، ضریب مسیر در سطح اطمینان ۹۹% نیز معنادار است. بنابراین فرضیه H6 درسطح اطمینان بالا تایید می شود. ز- فرضیه هفتم : نگرش نسبت به استفاده از تکنولوژی برروی رفتاربکارگیری(سیستم و یا فناوری اطلاعات) تاثیرمثبت دارد (H7). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه شرایط تسهیل بروی تمایل رفتاری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱>715/0) بنابراین فرضیه H7 رد می شود. ت-فرضیه هشتم : تمایل رفتاری دارای تاثیری مثبت معنادار بررفتار بکارگیری(سیستم و یا فناوری اطلاعات) است(H8). نتایج حاصل از تحلیل ضرایب مسیر در سطح اطمینان ۰۵/۰ (یعنی tبزرگتر از ۱٫۹۶ باشد) که با استفاده از تکنیک بوت استراپ بر روی مدل به تصویر کشیده شده است (پیوست ۶) نشان می دهدکه شرایط تسهیل بروی تمایل رفتاری تاثیر مثبت دارد (۹۶/۱<85/2) و باتوجه به اینکه مقدار آماره t بیشتر از ۵۸/۲ شده است ، ضریب مسیر در سطح اطمینان ۹۹% نیز معنادار است. بنابراین فرضیه H8 درسطح اطمینان بالا تایید می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۱ مقدمه: در سامانه اقتصادی امروز دنیا، انتقال و گزارش اطلاعات صحیح مالی به مراکز تصمیم گیری، اهمیت بسیار زیادی دارد. سهامدارانی که اندوخته های خود را به شکل سرمایه در اختیار شرکتها قرار می دهند، برای آگاهی از چگونگی اداره سرمایه های خود و اطمینان از صحت عمل و کارآیی مدیران، وسیله دیگری جز صورت حساب ها و گزارشهای سالانه شرکتها دراختیار ندارند. دولت نیز به دلایل مختلفی از جمله، اطمینان از صحت مصرف وجوه و منابع کسب درآمد از طریق وصول مالیات و… نیازمند گزارشهای دقیق و صحیح مالی است. از طرف دیگر، اطلاع دقیق از نتایج فعالیت های مختلف اقتصادی و دقت در اجرای اصول حسابداری و برقراری سامانه مناسب انتقال اطلاعات به صورت گزارشهای مالی، عامل مؤثری دردست یابی برنامه های اقتصادی کشور به حساب می آید. در ارزیابی عملکرد و توان سودآوری یک شرکت، علاوه بر اینکه رقم سود گزارش شده برای سرمایه گذاری مهم است و بر تصمیم های آنها تأثیر دارد، ارتباط سود با سایر اجزای صورت های مالی نیز، مورد توجه خاص سرمایه گذاران است. بنابراین پژوهش هایی که در مورد سود انجام می گیرد، دارای اهمیت زیاد است. امروزه مدیریت سود یکی از موضوعات بحث انگیز و جذاب در پژوهش های حسابداری به شمار می رود. به دلیل این که سرمایه گذاران به عنوان یکی از عوامل مهم تصمیم گیری به رقم سود توجه خاصی دارند و با توجه به بیان اهمیت پژوهش در مورد مسائل مختلف مربوط به بورس و مدیریت سود، پژوهش حاضر با ارزیابی نوع مدیریت سود و بررسی اثر ساختار سرمایه (اهرم مالی) برروی مدیریت سودآوری، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، گامی بسیار کوچک برای شفاف سازی اطلاعات مالی می باشد. امید است که مشوق گامهای بزرگتر و پربارتر باشد. با این مقدمه، در این فصل کلیات تحقیق شامل تشریح موضوع تحقیق و بیان مسئله، ضرورت و اهمیت تحقیق، فرضیه ها و اهداف تحقیق و متغیرهای مورد بررسی، ارائه شده و نیز تعریف عملیاتی تعدادی از واژه های تخصصی استفاده شده در رساله به همراه چارجوب فصول آتی معرفی شده است. ۲-۱ تعریف مسئله شرکت هایی که اهرم مالی بالایی دارند، اگر قادر به پرداخت تعهدهای ناشی از تأمی مالی برون سازمانی نباشند، هم در معرض ریسک ورشکستگی قرار خواهند گرفت و هم قادر به پیدا کردن اعتباردهندگان جدید در آینده نخواهند بود. در چنین شرایطی اگر شرکت تمایل به دریافت وام جدید داشته باشد، از سوی اعتباردهندگان از لحاظ توان پرداخت بدهی در دوره های آتی مورد بررسی دقیق قرار میگیرد؛ بنابراین، برای تداوم فعالیت و سودآوری آتی وجود وجه نقد کافی ضروری است. تأکید روزافزون تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران بر جریان های نقد عملیاتی، به عنوان شاخص شفاف تری از عملکرد شرکت، سبب شده مدیریت انگیز ه های بیشتری برای مدیریت سود داشته باشد تا از این طریق تصویر مطلوبی از جریان های نقد عملیاتی ارائه دهد و بتواند منابع تأمین مالی برون سازمانی را حفظ کند. در نتیجه، شرکت هایی با اهرم مالی بالا در مقایسه با سایر منابع تأمین مالی توجه زیادی به جریان های نقد عملیاتی دارند. مطالعاتی نظیر بتی و وبر (۲۰۰۳) و دیچو و اسکینر (۲۰۰۳) نشان می دهد که شرکت هایی با اهرم مالی بالا به منظور اجتناب از قصور در شرایط قراردادهای بدهی اغلب با مدیریت سود درگیر هستند؛ در این پژوهش ها مدیریت سود با استفاده از معیارهای مبتنی بر اقلام تعهدی اندازه گیری شده است . نتایج این پژوهش ها نشان می دهد که افزایش اهرم مالی با کاهش مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی همراه است؛ البته می توان گفت که شرکت هایی که با افزایش بدهی و اهرم مالی مواجه اند می توانند با مدیریت سود واقعی درگیر باشند. مدیریت سود واقعی با تغییر در زمان بندی یا ساختار فعالیت های واقعی واحد تجاری همراه است؛ لذا، افزایش اهرم مالی می تواند انگیزه ای برای انتقال از مدیریت سود تعهدی به سمت مدیریت سود واقعی باشد . ژانگ (۲۰۰۶) در مطالعه ای، به طور غیرمستقیم، اثر سطح اهرم مالی را بر مدیریت سود واقعی بررسی کرد. وی این احتمال را بررسی کرد که آیا مفاد قراردادهای بدهی می تواند انگیزه ای برای مدیران در جهت دستکاری جریان های نقدی از طریق فعالیت های واقعی باشد. نتایج بررسی نشان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۸۰
جدول شماره (۳-۱) : انتخاب نمونه
با توجه به مراتب فوق، جامعه آماری تحقیق شامل ۸۰ شرکت است. از سوی دیگر، دوره زمانی تحقیق از سال ۱۳۸۹ لغایت ۱۳۹۳ در نظر گرفته شده است. از دلایل انتخاب دوره زمانی مذکور، امکان استخراج صورتهای مالی و یاداشتهای همراه در طول دوره زمانی مورد نظر است که در طول دوره ۵ ساله مذکور، امکان دستیابی به اطلاعات لازم برای محقق محرز گردیده است. ۳-۴ روش جمع آوری داده ها جهت جمع آوری داده های این تحقیق اعم از مبانی نظری تحقیق، سوابق تحقیق و داده ها از دو دسته داده ها استفاده شده است: الف) داده های اولیه ب) داده های ثانویه الف) داده های اولیه: به طور مستقیم در رابطه با موضوع و برای اولین بار برای یک پروژه خاص تحقیقاتی جمع آوری می شود. ب) داده های ثانویه: آن دسته از اطلاعات که قبلاٌ جمع آوری شده و هدف از جمع آوری آنها اجرای پروژه تحقیقاتی کنونی نبوده است. ۳-۴-۱ روش کتابخانه ای برای تدوین تاریخچه، ادبیات موضوعی و مبانی نظری تحقیق (داده های ثانویه) از اسناد و مدارک، کتابها و مقالات موجود در کتابخانه دانشگاه، مراکز اسناد و مدارک علمی و نیز پایگاههای جستجوی علمی در اینترنت استفاده شده است. ۳-۴-۲ روش میدانی داده ها و آمار و اطلاعات مورد نیاز این تحقیق از صورتهای مالی سالانه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، گزارشات سالانه بورس تهران و همچنین از نرم افزارهای تدبیر پردازش و ره آورد نوین استخراج گردیده است. ۳-۵ معرفی متغیرها و نحوه محاسبه آنها ۳-۵-۱ معرفی و نحوه اندازه گیری متغیرهای مستقل متغیر مستقل، متغیری است که پژوهشگر پس از اندازه گیری آن را در مقابل متغیر وابسته قرار می دهد. در راستای اهداف و فرضیه های این تحقیق، اساسی ترین مسئله ای که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. با این بیان، متغیرهای مستقل تحقیق حاضر به ترتیب زیر طبقه بندی و اندازه گیری شده اند. در این تحقیق متغیر مستقل عبارتند از: ساختار سرمایه : میزان استفاده از بدهی و سهام عادی برای تامین مالی دارایی ها می باشد و کلاً شامل قسمت چپ ترازنامه می شود و ارتباط بین بدهی و سرمایه در تامین دارایی های یک شرکت را اهرم مالی می گویند اهرم مالی شرکت که به صورت زیر محاسبه می شود: {بدهی های بلند مدت /(حقوق صاحبان سهام+بدهی های بلند مدت)} ۳-۵-۲ معرفی و نحوه اندازه گیری متغیرهای وابسته متغیر وابسته، متغیری است که همراه با تغییرات متغیر مستقل تحت تاثیر قرار می گیرد و وابستگی مستقیم و یا معکوس نسبت به متغیر وابسته نشان میدهد. در این پژوهش براساس تعاریف ارائه شده، حجم معاملات سهام به عنوان متغیر وابسته تعریف شده است. مدیریت سود: اقدامات آگاهانه به عمل آمده توسط مدیریت در خصوص چگونگی گزارش سود جهت رسیدن به اهداف خاص به گونه ای که منطبق با اصول و رویه های حسابداری می باشد(نوروش ودیگران ،۱۳۸۴،ص۱۶۹ ). ۳-۶ روش تجزیه تحلیل داده ها در تحقیقاتی که ارتباط بین دو یا چند متغیر اندازه گیری می شود از تحلیل همبستگی استفاده می شود. در این تحقیق چون هدف بررسی ارتباط بین متغیر و وابسته است، از این نوع تحلیل استفاده می شود. در این تحقیق پس از اجرای مرحله تحقیق کتابخانه ای و میدانی و استخراج اطلاعات کافی از نمونه ها و محاسبه ارزش های هر یک از متغیرهای، با استفاده از نرم افزارهای Exell و Eviews، به تجزیه تحلیل یافته ها و آزمون فرضیات پرداخته شده است. ۳-۶-۱ تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون ساده خطی: تحلیل همبستگی ابزاری است که به وسیله آن می توان میزان ارتباط خطی یک متغیر با متغیر دیگر را اندازه گیری کرد. همبستگی معیاری برای تبیین میزان ارتباط دو متغیر بوده و معمولا با تحلیل رگرسیون به کار برده می شود. موضوع تحلیل همبستگی با دو معیار ضریب همبستگی و ضرب تعیین به شرح ذیل دنبال می شود. ۳-۶-۱-۱ ضریب همبستگی® ریشه دوم ضریب تعیین است که می تواند مقادیری بین ۱- و ۱+ را به خود بگیرد و علامت آن همان شیب خط رگرسیون (b) است. یعنی اگر شیب خط رگرسیون مثبت باشد، ضریب همبستگی ® نیز مثبت، و اگر شیب خط رگرسیون منفی باشد، ضریب همبستگی نیز منفی خواهد بود. و اگر (b) صفر باشد، ® نیز صفر خواهد بود. ضریب همبستگی شدت و نوع رابطه را نیز نشان می دهد. ضریب فوق بر حسب روابط زیر محاسبه می شود: رابطه ۱الی۲) ۳-۶-۱-۲ ضریب تعیین (R2) مهمترین معیاری است که با آن می توان رابطه بین دو متغیر x و y را نشان داد. این ضریب میزان انحراف مشاهدات (y)، با برآورد خط رگرسیون را اندازه می گیرد و بین صفر تا یک در نوسان می باشد، به طوری که مقدار صفر بیانگر آن است که خط رگرسیون هرگز نتوانسته است تغییرات y را به تغییرات متغیر مستقل x نسبت دهد و مقدار یک بیانگر آن است که خط رگرسیون به طور دقیق توانسته است تغییرات y را به تغییرات متغیر مستقل x نسبت دهد. رابطه محاسبه ضریب مذکور عبارت است از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-۱ مقدمه در پژوهشهای علمی، تجزیه و تحلیل دادههای آماری جمعآوری شده از نمونههای آماری، مرحله مهمی از تحقیق تلقی میشود، زیرا محقق در این مرحله به نتیجه نهایی خواهد رسید. یعنی با استفاده از یک روش تحقیق، دادهها تجزیه و تحلیل، فرضیه ها آزمون و نهایتاً نتیجهگیری نهایی انجام خواهد شد. در فصل سوم روش جمع آوری اطلاعات و پردازش آنها مورد بحث و بررسی قرار گرفت و اطلاعات لازم جهت آزمون فرضیهها فراهم گردید. در این فصل به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته میشود و اثر متغیرهای مستقل مورد نظر بر متغیرهای وابسته تشریح میگردد. در این فصل، اطلاعات مربوط به ۸۰ شرکت که نمونه آماری ما را تشکیل دادهاند در دوره زمانی ۱۳۹۳-۱۳۸۹ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند تا ارتباط بین متغیرها برای آزمون فرضیه های تحقیق بررسی شود. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار Excel محاسبه و با نرمافزار Eviews مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. ۴-۲ تجزیه تحلیل داده ها تجزیه و تحلیل داده ها فرایندی چند مرحله ای است که طی آن داده هایی که از طریق بکارگیری ابزارهای جمع آوری در نمونه آماری فراهم آمده اند خلاصه، کد بندی و دسته بندی و در نهایت پردازش می شوند تا زمینه برقراری انواع تحلیل ها و ارتباط ها بین این داده ها به منظور آزمون فرضیه ها فراهم آید. در این فرایند، داده ها هم از لحاظ مفهومی و هم از لحاظ تجربی پالایش می شوند و تکنیکهای گوناگون آماری نقش بسزایی در استنتاج ها و تعمیم ها بر عهده دارد. هر پژوهش علمی مبتنی بر سوالاتی است که به ذهن محقق خطور کرده و وی آنها را به صورت فرضیه هایی در متن تحقیق بیان می کند. یافتن پاسخ برای این سوالات یا تصمیم گیری در مورد رد یا قبول فرضیه ها، محقق را بر آن می دارد تا از طرق مختلف به تجزیه تحلیل داده های جمع آوری شده بپردازد. انواع روش های تجزیه تحلیل به شرح زیر است: ۴-۲-۱ تجزیه تحلیل توصیفی در این نوع تجزیه تحلیل، پژوهشگر داده های جمع آوری شده را با استفاده از شاخص های آماری توصیفی، خلاصه و طبقه بندی می کند. به عبارت دیگر در تجزیه تحلیل توصیفی، پژوهشگر ابتدا داده های جمع آوری شده را با تهیه و تنظیم جدول توزیع فراوانی خلاصه می کند و سپس با کمک نمودار آنها را نمایش داده و سرانجام با استفاده از سایر شاخص های آمار توصیفی آنها را خلاصه می کند. در این پژوهش معروفترین و پرمصرف ترین شاخص های آمار توصیفی عبارتند از : میانگین[۹۳]، میانه[۹۴]، مد[۹۵] ارائه می شود. ۴-۲-۲ تجزیه تحلیل مقایسه ای در تجزیه تحلیل مقایسه ای علاوه بر این که اطلاعات جمع آوری شده به صورت توصیفی مورد تجزیه تحلیل قرار می گیرند، با یکدیگر نیز مقایسه می شوند. به این معنی که دو یا چند شاخص آمار توصیفی مورد مقایسه واقع می شوند. ۴-۲-۳ تجزیه تحلیل علی در تجزیه تحلیل علی، ابزار یا شاخص های آماری به کار برده شده همانند روشهایی است که در تجزیه تحلیل مقایسه ای مورد استفاده قرار می گیرد. تفاوت عمده بین این دو روش در این است که در تجزیه تحلیل علی، روابط علت و معلولی بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و پژوهشگر با بررسی فرضیه های آماری به استخراج روابط علت و معلولی می پردازد. با توجه به مطالب فوق، در ادامه این فصل، یافته های تحقیق و نتایج آزمون های آماری و تجزیه تحلیل آنها ارائه می شود. تحلیل آماری با استفاده از آمار توصیفی صورت گرفته و آزمون آماری با استفاده از آزمون های آماری مختلف انجام شده است. ۴-۳ آمار توصیفی همانطور که در بخش های قبلی بدان اشاره شد، آمار توصیفی بخشی از تجزیه تحلیل محقق را تشکیل میدهد. جدول (۴-۱) این آماره ها را درباره متغیرهای تحقیق ارائه می دهد:
متغیرها آماره ها |
LEVERAGE |
SIZE |
ABCASH |
ABCOST |
ABEXP |
| میانگین |
۱۱٫۲۳ |
۵٫۸۳۶ |
۰٫۱۲۵ |
۰٫۰۱۶ |
۰٫۰۰۱۸- |
| انحراف معیار |
۱۱٫۹۱۸ |
۰٫۵۷۸ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۰۴۲
۰٫۰۰۷
۰٫۱۷
۰٫۹۰
جدول (۴-۲): نتایج آزمون همبستگی متغیرها
با توجه به نتایج آزمون همبستگی بین متغیرهای مورد بررسی همبستگی قابل توجه ای وجود دارد. همانطور که در جدول فوق قابل مشاهده است بین اهرم مالی شرکت (LEVERAGE) و جریان نقد عملیاتی غیر عادی (ABCASH)، هزینه های تولید غیر عادی (ABCOST) و هزینه های اختیاری غیر عادی (ABEXP) همبستگی وجود دارد و با توجه به منفی بودن ضریب همبستگی نوع رابطه معکوس می باشد.
۴-۵ آزمون مانایی(استایی) متغیرها
سری زمانی[۹۸]، یکی از مهمترین داده های آماری مورد استفاده در تجزیه تحلیل تجربی است. در تحقیقات همواره چنین فرض شده که سری زمانی مانا[۹۹] است و اگر این حالت وجود نداشته باشد، آزمونهای آماری متعارفی که اساس آنها بر پایه t، F و آزمونهای مشابه بنا شده است، مورد تردید قرار می گیرد. از طرفی، اگر متغیرهای سری زمانی مانا نباشد، ممکن است مشکلی به نام رگرسیون کاذب بروز کند. در این گونه رگرسیونها، در عین حالی که ممکن است هیچ رابطه معنی داری بین متغیرهای الگو وجود نداشته باشد، ضریب تعیین( R2) بدست آمده آن ممکن است بسیار بالا باشد و موجب شود که محقق به استنباط های غلطی در مورد میزان ارتباط بین متغیرها کشانیده شود. از این رو در ادامه به بررسی مانایی متغیرها پرداخته می شود. ۴-۵-۱ آزمون ریشه واحد(Unit Root) آزمون ریشه واحد، یکی از معمول ترین آزمونهایی است که امروزه برای تشخیص مانایی یک فرایند سری زمانی مورد استفاده قرار می گیرد. اساس آزمون ریشه واحد بر این منطق استوار است که وقتی در یک فرایند خود رگرسیونی درجه اول ۱p= باشد (yt = pyt-1 + ut)، در آن صورت سری زمانی yt نامانا است. بنابراین اگر به روش حداقل مربعات معمولی، ضریب p معادله فوق برآورده شود و برابر با یک بودن آن مورد آزمون قرار گیرد، می توان مانایی یا نامانایی یک فرایند سری زمانی را به اثبات رساند. ۴-۵-۲ آزمون دیکی – فولر تعمیم یافته ( ADF[100]) آزمون ADF یکی از سودمندترین آزمونهایی است که برای بررسی مانایی متغیرها مورد استفاده قرار می گیرد. این آزمون مقدار بحرانی مربوط به سه سطح ۱، ۵ و ۱۰ درصد و همچنین مقدار آزمون ADF را محاسبه می نماید. اگر قدر مطلق محاسبه شده آزمون ADF از مقدار بحرانی (در این پایان نامه ملاک ۵ درصد است) بزرگتر باشد، فرضیه H0 مبنی بر نامانایی رد می شود و سری ماناست.
| Prob |
t-Statistic |
آماره ها متغیرها |
Test critical values ۵% level |
ADF test statistic |
| ۰٫۰۰۱ |
۲٫۸۶۸ |
۱۸٫۶۰۲ |
LEVERAGE |
| ۰٫۰۰۱ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- از بعد انتخاب شوندگان :
– ایجاد نوعی نظارت بر خود؛ چرا که حداقل در صورت عملکرد منفی، مورد پذیرش مجدد قرار نمی گیرد؛ – تلاش برای حفظ و گسترش پایگاه اجتماعی- سیاسی خود در آینده؛ – ایجاد انگیزه برای تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه.
- از بعد انتخاب کنندگان :
– احساس موثر بودن برای شهروندان و مسائل جامعه و ایجاد رضایت درونی در آنها؛ – افزایش آگاهی های سیاسی شهروندان در مورد گروه های سیاسی موجود و سوابق و فعالیت های آنان؛ – افزایش میزان مسئولیت پذیری شهروندان.
- از بعد برگزارکنندگان :
– ایجاد انسجام اجتماعی در سطح ملی و گروهی؛ – تبدیل انتخابات به ساختی نهادینه شده برای جامعه پذیری سیاسی؛ ج) پیامدهای پیش بینی نشده(احتمالی) انتخابات :
- ایجاد بی تفاوتی سیاسی در شهروندان؛
- ایجاد رغبت سیاسی در شهروندان؛
- افزایش تقاضاهای سیاسی اجتماعی شهروندان؛
- رشد انتظارات سیاسی اجتماعی شهروندان؛
- تغییر و اصلاح قوانین انتخاباتی(دارابی،۵۸:۱۳۸۸).
۲-۲-۳-۲ ساخت[۲۴] : در الگوی جامعه شناختی کارکردی به مناسبت الگویی بین نقش های شخصی، ساخت اطلاق می شود. در عرصه ای گسترده می توان ساخت اجتماعی را الگوی ایجاد شده کنش های متقابل انسانی تعریف کرد. به عبارت دیگر، ساخت ها، عوامل موثر اما غیر مشهودی هستند که طی زمان، بر اثر ارتباطات اجتماعی شکل گرفته اند. در واقع، افراد در زندگی خود متاثر از روند جامعه پذیری و جامعه پذیری سیاسی، در قالب هایی خاص رفتار می کنند و بر اساس همین قالب ها، رفتار خود و دیگران را ارزیابی می کنند(پالمر،۴۷:۱۳۷۲). این قالب ها، که به مرور شکل گرفته اند، تاثیر به سزایی در رفتار افراد در عرصه های مختاف دارند : مرتون، ساخت اجتماعی را انتظام اجتماعی[۲۵] و وسایل پذیرفته[۲۶] شده برای دستیابی به اهداف تعبیر می کند. منظور از انتظام اجتماعی(هنجار ها و رسوم)، در واقع، الزامات و محدودیت هایی است که فرد در حین عمل و رفتار خود با آنها مواجهه می شود(توسلی،۲۳۴:۱۳۷۰). مرتون یادآوری می کند، الزامات و محدودیت ها فقط عوامل بازدارنده نیستند و منافاتی با فردیت فرد نیز ندارند؛ بلکه این الزامات تنها به مثابه راهنماهایی عمل می کنند که مانع از بروز هرج و مرج در جامعه اند و قواعدی را برای طرز رفتار با افراد جامعه ارائه می دهند؛ ضمن اینکه دقیقا نمی گویند فرد باید چگونه رفتار کند و برای بروز سلیقه های فردی هم زمینه کافی را باقی می گذارند(توسلی،۲۳۵:۱۳۷۰). با توجه به دیدگاه مرتون و مسئله مشارکت سیاسی، می توانیم بگوییم که انتخابات یکی از راهکارهای پذیرفته شده برای دست یافتن به هدف بر قراری ارتباطات و تاثیر گذاری سیاسی میان شهروندان و نخبگان سیاسی است؛ قواعد و قوانین آن مشخص است و راهنمایی برای رفتار سیاسی محسوب می شود. بنابراین، هر شهروند، با رعایت قوانین انتخابات، تنها به انتخاب نامزدهایی می پردازد که صلاحیت آنها تایید شده است بر اساس اطلاعاتی که از مراجع گوناگون به دست می آورد و منطبق با سلیقه و عقیده خود به عبارت دیگر، هدف انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان تاثیر گذاری سیاسی است و راه پذیرفته شده این عمل در جوامع امروزی برگزاری انتخابات است. همچنین، مرتون، در مباحث خود به نکته ای قابل تامل اشاره می کند : ” هر گاه فرد گرایی مفرط قالب می شود وتنها هدف، کسب موفقیت باشد، دگرگونی ظریفی اتفاق خواهد افتاد؛ در این حال، قواعد و مقررات غیر رسمی توانایی خود را برای نظام بخشیدن از دست می دهند، اعتقاد کلی به این قواعد، بی ارزش و بی پایه جلوه می کند. مجازات های نهادی شده که ابزارهای نظم اجتماعی هستند، اثر بخشی خود را از دست می دهند و همه افراد به مهارت و کاردانی شخصی خود باز می گردند و فردیت، جای مشارکت اجتماعی را می گیرد. این همه نتایجی است که بعضی از جامعه شناسان آن را ویرانگر وحدت اجتماعی می نامند(توسلی،۲۳۵:۱۳۷۰).”
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هدف از مشارکت سیاسی در قالب رفتار انتخاباتی، حفظ و بقا نظام سیاسی است.
رفتار انتخاباتی افراد به عنوان یک رفتار سیاسی، متاثر از ساختار اجتماعی(خانواده، طبقه اجتماعی) و سیاسی(فرهنگ سیاسی) جامعه است.
کارکرد گرایی
جامعه شناسی سیاسی
۱
روابط اجتماعی در این دیدگاه، که به دیدگاه فایده گرا نیز معروف است. به صورت مبادلاتی دیده می شود مه بین عاملانی است که برای گرفتن منافع از یکدیگر هزینه هایی را متحمل شده اند و نسبت هزینه و سود را محاسبه می کنند.
سودی که فرد انتظار دارد از روابط و در مبادله به دست آورد، انگیزه او برای مبادله است. در واقع، انسان از سویی می خواهد منفعتی را به دست آورد و از سوی دیگر می خواهد به دست آوردن این منفعت با کمترین هزینه صورت گیرد. الگو های ترغیب و سابقه پاداش ها و خسارت ها در تعاملات و تبادلات رفتاری است که مردم را وا می دارد تا آنچه که باید بکنند انجام دهند.
مبادله
جامعه شناسی سیاسی
۲
برداشت های مردم از منافع خود و کاندیدا، که مدعی متحقق ساختن آنهاست، بر ارزیابی شهروندان از عملکرد گذشته، کاندیدا و عملکردهای شخصی، حزبی، قومی و قبیله ای آنها متکی است.
(نان بده، رای بگیر) مردم کسانی که بیشترین منافع را برای آنان ایجاد کند انتخاب می کنند. رای دهندگان و شهروندان در جدال برای توزیع مناسب قدرت در جست و جوی چهار نوع منفعت اند : منفعت اقتصادی (حفظ و ارتقا قدرت خرید، اشتغال، مسکن، استفاده از فرصتهای موجود در سازمانها و موسسات دولتی، تحرک طبقاتی و ….)، منفعت فرهنگی- اجتماعی (دسترسی آزاد به جریان اطلاعات، آزادی در تولید و مصرف محصولات فرهنگی ) منفعت سیاسی(جست و جوی منافع خود با استفاده از احزاب و گروهها، تجلی خواست خود به شیوه ای دموکراتیک در ساختار قدرت).
دیدگاه انتخاب عقلانی
اقتصاد سیاسی
۳
هر قدر افراد در زندگی شخصی خود به توان شناختی، اقتصادی و فرهنگی بیشتری دست یابند و همزمان، احساس تاثیر گذاری آنها در عرصه اجتماعی و سیاسی کاهش یابد، میزان بیگانه شدن از مشارکت افزایش می یابد.
(مرا ببین و بفهم و رای را بگیر) رای دادن برای : ۱٫تحقق منافع شخصی و ۲٫ بیان خود است. بیان خود: میزان تمایل فرد را برای ابراز وجود در عرصه اجتماعی ارائه می کند. طبق این دیدگاه، اگر رای دادن منجر به هیچ گونه احساس قدرتمندی در تاثیر گذاری بر سرنوشت فردی و اجتماعی، یا احساس اهمیت داشتن نظر شخصی برای نظام سیاسی نشود، بیان خود یا احساس قدرت محقق نمی شود. به این ترتیب، هر گونه احساس بی قدرتی در عرصه اجتماعی و سیاسی، به عدم تمایل برای مشارکت سیاسی منجر می شود.
دیدگاه انتخاب عقلانی اصلاح شده
اقتصاد سیاسی
۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بقه بندی و BF%، BMI، WHR آن ها اندازه گیریشد. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد، بین BF%، BMI، WHR سه گروه در نهاند تفاوت معنی داری وجود داشت در حالی که بین BF%، BMI، WHR سه گروه در کرمان تفاوت معنی داری وجود نداشت. با توجه به داده های حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که شرایط آب وهوایی مناطق گرمسیر بر وضعیت بالیدگی و در نتیجه میزان BF%، BMI، WHRدختران نوجوان غیر ورزشکار تأثیر متفاوتی دارد. در یک تحقیق که واندروال (۲۰۱۲) انجام داد، هدف بررسی ارتباط ما بین اضافه وزن و چاقی نوجوان، شاخص های دریافت حمایت اجتماعی خانواده و همتایان، تعامل استفاده از رفتارهای کنترل وزن ناسالم بود. آزمودنی ها شامل ۴۵۹۸ نوجوان دختر و پسر پایه نهم و دهم بود. یافته های حاصل از رگرسیون نشان داد که پسران و دختران چاق نسبت به همتایان با وزن طبیعی بیش تر تمایل به استفاده از رفتارهای کنترل وزن ناسالم دارند. نتایج نشان داد که نوجوانان ریسک بیش تری در استفاده از رفتارهای کنترل وزن ناسالم دارند و از مداخلات افزایش دانش و حمایت اجتماعی برای دستیابی به وزن طبیعی و حفظ آن استفاده می کنند. در تحقیقی که گروپر، آرسیوالا، لرد، هوگینز، سیمونز و الریچ (۲۰۱۳) با عنوان ارتباط ما بین مقررات خوردن و شاخص توده بدن، وزن و درصد چربی بدن در دانش آموزان کالج با میانجی گری نقش جنسیت انجام شد، آزمودنی ها شامل ۳۲۸ دانش آموز کالج (۲۱۵ دختر و ۱۱۳ پسر) بود. در زنان بیش تر ارتباط معنی داری ما بین مقررات خوردن و شاخص توده بدنی، وزن و یا درصد چربی بدن نشان داده شد. رابطه منفی معنی داری ما بین شاخص توده بدن و مقررات خودمختار خوردن ، انگیزش درونی و مقررات مشخص خوردن در دختران یافت شد در حالی که هیچ یک از این رابطه ها در پسران یافت نشد. فصل سوم روش شناسی تحقیق
۳- ۱ مقدمه
نقطه شروع هر تحقیقی سوألی است که در ذهن محقق حاصل میشود و سعی میکند تا راهحلی برای سوأل مورد نظر پیداکند. ممکن است سوأل چندان مشکل نباشد و با کمی جستجو در منابع علمی و یا انجام آزمایش ساده و یا رجوع به متخصصین فن، حل شود. اما اگر پاسخ به آسانی یافت نشود و یا نیاز به تفحص بیشتری داشته باشد، اینجاست که کار برای یافتن پاسخ باید منسجمتر و سازمانیافتهتر دنبال شود و مناسبترین طرح تحقیق برای حل مسئله انتخاب گردد. هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه شاخص توده بدنی با توانایی چرخش ذهنی در بین دانش آموزان دختر دبیرستانی است. در این فصل در ارتباط با روشتحقیق، جامعه آماری و نمونه ، مراحل انجام پژوهش، ابزاراندازهگیری، روشهای آماری تحقیق و توضیحاتی ارائه میشود.
۳-۲ روش تحقیق
در این پژوهش به بررسی رابطه شاخص توده بدنی با چرخش ذهنی پرداخته شد. با توجه به ماهیت پژوهش، تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود.
۳-۳ جامعه و نمونه آماری
در این تحقیق جامعه آماری را کلیه دانشآموزان دختر دوره متوسطه شهر ارومیه که در سال تحصیلی ۹۳-۹۲ تشکیل دادند که از بین آن ها ۲۰۰ نفر به صورت هدفمند۱۰۰ نفر فعال و ۱۰۰ نفر غیرفعال انتخاب شدند.
۳-۴ ابزار اندازه گیری
ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق شامل آزمون چرخش ذهنی، ترازوی دیجیتال، قدسنج،چربی سنج
۳-۴-۱آزمون چرخش ذهنی (MRT)[156]
این آزمون از اعداد ارائهشده از سوی شفارد و متزلر[۱۵۷] (۱۹۷۸) تشکیل شده است، و در اصل، از نسخه نقشهکشی اتوکد و آزمون چرخشذهنی وندربرگ و کیوس میباشد . شما در ادبیات، آزمون چرخشذهنی را به دو شکل V و K، یکی ۲۰ سؤالی و دیگری ۲۴ سؤالی پیدا میکنید. آزمون چرخش ذهنی (MRT) مورد استفاده در این تحقیق، مجموعهای ۲۴ سؤالی است. هر مسئله شامل یک شکل هدف در سمت چپ و چهار شکل محرک در سمت راست میباشد. دو شکل از چهار شکل محرک، نسخه چرخیده شده شکل هدف میباشد و دو شکل دیگر نمیتواند با شکل هدف یکسان باشد (شکل۳-۱). شکل۳-۱ .نمونهای از آزمون چرخشذهنی (پترز وهمکارانش،۱۹۹۵) آزمون شامل یک چکلیست اطلاعات شخصی محققساخته، مقدمه (صفحه اول و دوم) برای آشنایی با آزمون و صفحات سوم تا ششم که آزمون اصلی را دربرمیگرفت، بود. در دو صفحه مقدمه، روش نمرهدهی و طریقه انجام آزمون به همراه چند نمونه مسئله مشابه با آزمون اصلی آورده شدهبود. آزمون اصلی ۲۴ مسئله داشت که به صورت دو آزمون ۱۲ مسئلهای گرفته شد. مدت زمان برای حل هر آزمون ۴ دقیقه با زمان استراحت ۲ دقیقه بین دو آزمون بود.دو روش برای نمرهگذاری در ادبیات وجود دارد. اولین روش این است که برای هر پاسخ صحیح یک نمره ثبت شود و به ازای هر پاسخ نادرست یک نمره کسر شود. در این صورت حداکثر امتیاز ۴۸ نمره میباشد. یک توصیف مناسب از عملکرد چرخشذهنی و فرایندهای آن را میتوان درکار وویر (وویر و بریدن، ۱۹۹۵) پیدا کرد ، و اطلاعات ویژه برای آزمون V و K تجدید نظر شده، که در اینجا شرح داده شده است، را میتوان در کار پترز، چیشولم و لینگ[۱۵۸] (۱۹۹۵)، یافت. اینکه آیا آزمون به فرد خاص داده میشود یا به گروه، و روشی که در آن آزمونگر به معرفی آزمون میپردازد بسیار مهم است. در حالت ایده آل، معرفی اولیه به صورت جدی و نسبتاً شخصی انجام میشود، به طوری که افراد در موقعیت آزمونی جدی قرار میگیرند. در این زمان، و بهویژه هنگامیکه آزمون برای یک جمعیت ناآشنا با این نوع آزمون اجرا میشود، میتواند برای جلوگیری از هرگونه تهدیدی مؤثر باشد. برخی از روشهای اجرایی میتواند نت ایج غیرمنتظرهای داشته باشد. به عنوان مثال، طراحان آزمون دریافتند آزمون گروهی منجر به عملکرد بهتری نسبت به آزمون انفرادی میشود، چون تا اندازه ای حس رقابتجویی عادلانه در گروههای آزمایشی وجود دارد. البته هنگامیکه گروههای متفاوت با فرایند مشابهی آزمون شوند، مشکلی نیست، اما هنگامیکه فرایندهای متفاوتی استفاده شود، مقایسه بین گروهها بسیار دشوار میشود. نکته اینکه آزمون چرخشذهنی مورد استفاده، شامل سه نسخه A، B و C است که کاملترین و جامعترین نسخه آن، یعنی نسخه A، نسخهای است که از آن استفاده شد. تفاوت این سه نسخه میزان چرخش اشکال و درجه دشواری آن است که همانطور که اشاره شد این نسخه نسبت به دو نسخه دیگر ارجحتر است. با توجه به این توضیحات فوق، آزمون به صورت گروهی اجرا شد و نمونهها توجیح شده و همه به صورت هماهنگ آزمون را انجام دادند، بدینصورتکه جزوه آزمون به پشت کنار صندلیها گذاشته شده بود. آزمونگر از آنها خواست تا جزوه را برداشته و تنها صفحه اول یعنی صفحه چک لیست اطلاعاتشخصی را بادقت و صراحت تکمیل نمایند. تا زمانی که تمامی نمونهها صفحه را تکمیل نکرده بودند، به صفحه بعدی نمیرفتند. بعد از بررسی و اطمینان از اینکه تمامی نمونهها اطلاعاتشخصی خود را واردکردند نوبت به صفحه بعدی که مقدمهای برای آشنایی با آزمون بود میرسید. وقت کافی برای مطالعه و توضیحات کافی و مناسب به شرکتکنندگان داده شد و باز هم پس از اطمینان از اینکه نمونهها از این صفحه مشکلی ندارند به صفحه دوم آزمون با سه مسئله مشابه با آزمون رفتند. برای حل این سه مسئله، ۵ دقیقه زمان داده شد که نهایتاً جوابهای درست نیز به شرکتکنندگان گفته شد و آنها به بررسی دلیل اشتباهات خود در انتخاب گزینهها پرداختند. صفحه بعدی شامل آزموناصلی بود که باید انجام میگرفت. به سؤالات و اشکالات شرکتکنندگان رسیدگی شد و آنها نسبت به زمان آزمون، تعداد سؤالات و صفحات که ۴دقیقه برای ۱۲ مسئله در هر دو آزمون بود، توجیح شدند و گفته شد که در طول آزمون اصلی، جای هیچ سؤال و پرسشی نیست و تمامی شرکتکنندگان برای آزمون اصلی اعلام آمادگی کردند. جزوهها بسته و به پشت کنار صندلی قرار گرفت. با گفتن کلمه “شروع” آزمودنیها جزوه را برداشته و به مدت ۴ دقیقه به حل مسئلههای دو صفحهی سه و چهار برای آزمون اول که شامل ۱۲ مسئله بود، پرداختند. پس از اتمام زمان، مجدداً جزوهها به پشت کنار صندلی گذاشته شد. دو دقیقه استراحت و بعد از آن دوباره ۴ دقیقه زمان برای صفحات پنج و شش (آزمون دوم) که شامل ۱۲ مسئله بود، در نظر گرفته شد و با گفتن کلمهی “پایان”، شرکتکنندگان جزوه را بسته و کنار صندلی قراردادند. در یک تحقیق مقدماتی، این آزمون روی گروهی از دانشجویان دانشکده ادبیات به غیر از نمونه تحقیق اصلی انجام و پایایی آزمون با استفاده از روش آزمون مجدد ۷۸٪ محاسبه شد. چند نکته: شرایط گفته شده برای هر دو گروه ها یکسان بود.همانطور که گفته شد آزمون چرخشذهنی شامل دو آزمون ۱۲ مسئلهای است. هنگامیکه آزمون اول به پایان میرسید شرکتکنندگان دیگر حق برگشت به آزمون اول را نداشتند و تنها می توانستند به ۱۲ مسئله موجود در آزمون دوم بپردازند، حتی اگر برای پاسخگویی به آنها زمان لازم را در اختیارداشتند. شرکتکنندگان توجیح شده بودند که با گفتن کلمه پایان حتی اگر در حال حل یک مسئله هستند، جزوه را بسته و از ادامه کار صرف نظر نمایند. تذکر:آزمونهای چرخشذهنی به دوصورت کلی ارائه شدهاند. همانطور که اشاره شد، اولین آزمون ساخته شده توسط شفارد و متزلر (۱۹۷۱)، به صورت دوبعدی و از اعداد تشکیل شده بود. یعنی یکسری اعداد در جهتها و با زوایای مختلف از هم چرخیدهشدهاند که شرکتکنندگان باید یکسانی یا تفاوت بین آنها را بیابند. در آزمونهای دوبعدی بیشتر از اعداد، حروفانگلیسی، اشکال جذاب برای کودکان (مثل آدمک و اشکال حیوانات) استفاده میشود. نوع دیگر آزمونهای چرخشذهنی، آزمونهای سهبعدی است که به مانند آنچه در این پژوهش مورد استفادهقرارگرفت، از اشکال مکعبی سهبعدی در جهتها و زوایای مختلف استفاده میگردد (برای مشاهده نمونههایی از این آزمونها و اشکال، به پیوست ب و ج نگاه کنید).
۳-۴-۲ اندازه گیری شاخص توده بدنی
اﻧﺪازهﮔﻴﺮی وزن ﺑﺎ ﻟﺒﺎس ﺳﺒﻚ، ﺑﺪون ﻛﻔﺶ و ﺑﺎ ﺗﺮازوی ﭘﺰﺷﻜﻲ ﻣﺪل SOEHNLE و دقت ۱۰۰ ﮔﺮم اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. ﻗﺪ دانش آﻣﻮزان ﺑﺪون ﻛﻔﺶ، در ﺣﺎﻟﻲﻛﻪ ﭘﺎﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭼﺴﺒﻴﺪه ﺑﺎﺳﻦ و ﺷﺎﻧﻪﻫﺎ و ﭘﺲ ﺳﺮ در ﺗﻤﺎس ﺑﺎ ﻧﻤﺎﻳﻪی ﺑﻮد، ﻗﺪﺳﻨﺞ اﻧﺪازهﮔﻴﺮی ﺷﺪ .ﺑﺮای ﻫﺮ داﻧﺶآﻣﻮز شاخصتوده ﺑﺪنی به ﺻﻮرت ﻧﺴﺒﺖ وزن ﺑﺮﺣﺴﺐ ﻛﻴﻠﻮﮔﺮم ﺑﻪ ﻣﺠﺬور ﻗﺪ ﺑﺮﺣﺴﺐ ﻣﺘﺮ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪ. ﺑـﺮ ﻃﺒـﻖ آﻣﺎرﻫـﺎی ﺑـﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠـﻲ ﭼﻬـﺎر ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺮای وزن در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﻪ اﻳن ﺗﺮتیبﻛﻪ ﻛﻤﺘﺮ از۱۸٫۵ در گروه لاغر یا کموزن، بین ۱۸٫۵تا۲۴٫۹ در گروه وزن نرمال، بین ۲۴٫۹تا ۲۹ در گروه دارای اضافه وزن و بالاتر از ۳۰در گروه چاق طبقه بندی شدند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
گریسمن و همکاران،۲۰۱۲
مشتریگرایی تأثیر مثبتی بر روی عملکرد دارد و نوآوری نیز تعدیل گر مثبتی در رابطه بین این دو است.
سینگ و کوشی،۲۰۱۱
مشتریگرایی اثر مثبتی بر ایجاد ارزش و توسعه ارتباطات دارد ولی فروش محوری با ایجاد ارزش رابطه معنیداری ندارد ولی با توسعه ارتباطات رابطه مثبتی دارد.
والتر و همکاران، ۲۰۰۱
کنش مستقیم و غیرمستقیم ارتباطات مشتری تأثیر مثبتی بر ارزش دریافتی عرضهکنندگان دارد.
یولقا و اقرت ۲۰۰۲
ارزش دریافتی بر روی نیات خرید از طریق رضایت مشتریان تأثیر میگذارد.
رابطه رهبری تحولگرا مدیران و ارزش ارائهشده
کامرون و همکاران، ۲۰۰۶
رهبری تحولگرا موجب افزایش عملکرد و در نتیجه ایجاد ارزش میشود.
منبع: یافتههای تحقیق ۲-۴- جمعبندی فصل دوم در این فصل مبانی نظری موضوع تحقیق بررسی شد و چگونگی ارتباط بین متغیرها و دلیل منطقی این ارتباط بیان شد تا راهنمای کاری برای موضوع باشد. همچنین برخی تحقیقات قبلی که مرتبط با موضوع بوده است آورده شد تا پیشینه تحقیق شکل گیرد، تحقیقاتی که در گذشته انجامشده نشان میدهد که رهبری تحولگرا با ایجاد جوی مثبت در سازمان موجب افزایش عملکرد سازمان میشود. وجود رهبر تحولگرا زمینه را برای خلاقیت و نوآوری کارکنان فراهم میکند و قابلیتهای بازاریابی با ارائه ارزش برتر برای مشتریان موجب رضایت مشتریان میشود. همچنین اکثر تحقیقاتی که در گذشته انجام شده است نشاندهنده ارتباط مثبت بین نوآوری و ایجاد ارزش است که از این طریق موجب رضایت مشتری و در نتیجه باعث عملکرد بهتر شرکت میشود. فصل سوم روش شناسی تحقیق ۳-۱- مقدمه بررسی و تحلیل نقادانه شیوههای عام تئوری با هر یک از فنون ویژه علمی، وظیفه شاخهای از فلسفه علم است که روششناسی[۸۱] خوانده میشود. در این فصل ابتدا جامعه تحقیق توصیف میشود و روش نمونهگیری نیز مشخص میشود ابزار و روش گردآوری دادهها معرفی میشوند پس از آن مدل تحقیق و فرضیهها و همچنین تعریف عملیاتی متغیرها آورده میشود. روایی و پایایی به منظور اطمینان از روا بودن بهکارگیری ابزار مورد نظر و پایا بودن آن بررسی میشود. سپس به روش تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای آماری پرداخته میشود. ۳-۲- نوع تحقیق این تحقیق از نوع تجربی در حوزه تحقیقات توصیفی میباشد چون روابط بین متغیرها را در جامعه بررسی و توصیف میکند. از سوی دیگر، این تحقیق از لحاظ نوع هدف، تحقیق کاربردی میباشد. ۳-۳- جامعه آماری و روش نمونهگیری به دلیل اینکه محصولات شرکتهای خدماتی در معرض تقلید قرار دارند و محصولات آنها سریعاً به وسیله رقبا تقلید میشوند باید شرکتهای خدماتی به طور مداوم در محصولات خود نوآوری کنند و از این طریق ارزش برای مشتریان ایجاد کنند به همین دلیل ما جامعه خود را یکی از شرکتهای خدماتی یعنی شرکت بیمه انتخاب کردیم. جامعه آماری تحقیق حاضر را مدیران و کارکنان و مشتریان نمایندگیهای شرکت سهامی بیمه ایران در شهر تبریز تشکیل میدهند. بیمه ایران درتاریخ ۱۵/۰۸/۱۳۱۴ به عنوان نخستین شرکت بیمه ایرانی و دولتی تأسیس شد و به عنوان بنیانگذار صنعت بیمه آغاز به کارکردآغاز فعالیت بیمه ایران را به تعبیری می توان ملی شدن صنعت بیمه تلقی کرد. تعداد نمایندگیهای موجود در شهر تبریز ۳۶۷ نمایندگی می باشد، انتخاب نمونه برای نمایندگیها با استفاده از فرمول کوکران ۱۸۸ نمایندگی بدست آمد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی گزینش خواهند شد. همچنین نمونه آماری شعب به تعداد همه مدیران شعب (۹ نفر) انتخاب شد. n= = 94/187 = (۳-۱) که در این فرمول: N: حجم جامعه n: حجم نمونه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نوآوری × رهبری تحولگرای مدیران
۱۰۰/۰
۰۵۱/۰
۰۴۳/۰
ارزش ارائه شده
–
۵۱۰/۰
۴۲۹/۰
قابلیت بازاریابی کارکنان × ارزش ارائه شده
–
۱۱۳/۰
۰۹۵/۰
ارزش دریافتی مشتری
–
–
۸۴۱/۰
منبع: یافتههای تحقیق ۴-۵-۲-۳- شاخصهای برازش مدل تدوینشده توسط محقق بر مبنای چارچوب نظری و پیشینه تئوریک آن تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟ سؤالی است که هر پژوهشگری در مدلسازی معادلات ساختاری با آن مواجه است. معیارهای علمی مورد قبول برای پذیرش یا رد مدل نظری تدوینشده با استفاده از دادههای گردآوریشده، خود بحثی اصلی در شاخصهای برازش مدل را تشکیل میدهد. برازش مدل تعیینکننده درجهای است که دادههای واریانس-کواریانس نمونهای مدل معادلات ساختاری را حمایت میکند. از آنجایی که موضوع برازش مدل مفهومی و شاخصهایی که به بهترین نحو توانایی تفسیر بهتر برازش مدل را داشته باشند بسیار متنوع و پیچیده شده است، از این رو بسیاری از محققان با نوعی سردرگمی مواجه گردیدهاند. در زیر مهمترین شاخصهای برازش و مقدار این شاخصها برای مدل پژوهش حاضر آورده میشود. ۴-۵-۲-۳-۱- شاخصهای برازش مطلق شاخصهای اندازهگیری مطلق از اساسیترین و اصلیترین معیارها برای صحت و سقم برازش دادهها براساس مدل یا فرضیات پیشنهادشده میباشند. شاخص برازش مطلق تعیین میکند چگونه یک مدل پایهای با دادههای نمونه مربوطه به خوبی برازش دارد. شاخص (χ۲): شاخص کای اسکوئر برای ارزیابی برازش کلی مدل و تعیین میزان شدت اختلاف بین ماتریسهای کواریانس برآورد شده و مشاهدهشده تعریف میشود. مقدار این شاخص برای مدلهایی که برازش مطلوبی دارند کمتر از ۰۵/۰ خواهد بود و برای نمونههای بزرگ غالباً مدل را رد میکند. یکی از شاخصهایی که تأثیر مقدار حجم نمونه را در شاخص کای اسکوئر به حداقل میرساند، شاخص کای اسکوئر به درجه آزادی است. اگر مقدار این شاخص کمتر از ۵ باشد مدل از برازش نسبتاً خوبی برخوردار است و در صورتی که مقدار این شاخص کمتر از ۳ باشد برازش مدل کاملاً مطلوب خواهد بود. شاخص نیکویی برازش([۸۷]GFI): این اندازه تحت تأثیر حجم نمونه است و میتواند برای مدلهایی که به گونه ضعیفی فرمولبندی شدهاند، بزرگ باشد. کمیت این شاخص از صفر تا یک متغیر است. اندازه یک، نشانه کامل برازندگی کامل دادهها با الگو و صفر نشانگر عدم برازندگی است. هر چقدر این مقدار به یک نزدیک تر باشد نیکویی برازش الگو بیشتر است. شاخص تعدیلشده نیکویی برازش([۸۸]AGFI): با توجه به اینکه شاخص GFI تحت تأثیر حجم نمونه و درجات آزادی، معیار GFI را تعدیل میکند. این شاخص نیز میتواند از صفر تا یک متغیر باشد و مقادیر نزدیک به یک نشاندهنده نیکویی برازش الگو میباشد. شاخص([۸۹]RMSEA): ریشه میانگین مجذورات تقریب میباشد. این معیار به عنوان اندازه تفاوت برای هر درجه آزادی تعریف شده است. مقدار آن که به واقع همان آزمون انحراف هر درجه آزادی است، برای مدلهایی که برازندگی خوبی داشته باشد، کمتر RMSEA از ۰٫۰۵ است. مقادیر بالاتر از آن تا ۰٫۰۸ نشاندهنده خطای معقولی برای تقریب در جامعه است. مدلهایی که در آنها مقدار RMSEA 0.1 یا بیشتر باشد برازش ضعیفی دارد. شاخص ([۹۰]SRMR): این شاخص معیاری است برای اندازهگیری متوسط باقیماندهها و تنها در ارتباط با واریانس ها و کوواریانس ها قابلتغییر است. در مدلی که نیکویی برازش خوبی دارد، این باقیماندهها بسیار کوچک هستند. دامنه RMR براساس وزن هر متغیر مشاهدهپذیر محاسبهشده و چنانچه پرسشنامهای حاوی گویه هایی با طیفهای گوناگونی باشد این شاخص اعتبار خود را از دست میدهد. شاخص SRMR این مشکل را بر طرف میکند. برای مدل هایی با برازش خوب مقدار این شاخص زیر ۰۵/۰ است، هر چند مقادیر زیر ۰۸/۰ نیز مورد پذیرش میباشد. ۴-۵-۲-۳-۲- شاخصهای برازش مقایسهای شاخصهای برازش مقایسهای، شاخص برازش مطلق مدل مورد نظر را با شاخص مطلق مدل پایهای مقایسه میکند. در واقع این شاخصها مقادیر کای اسکوئر را با مدل پایهای مقایسه مینمایند و به دنبال مقایسه بین یک مدل خاص با سایر مدلهای ممکن میپردازد. شاخص ([۹۱]CFI): امروزه یکی از مهمترین و پرکاربردترین شاخصهای تفسیری پیرامون تأیید برازش خوب یا ضعیف مدل تجربی است. این شاخص برازش مدل موجود را با مدل مستقل مقایسه میکند. دامنه پذیرش این شاخص بین ۹/۰ تا ۱ بوده و چنانچه مقدار آن از ۹۵/۰ بیشتر باشد، مدل از برازش خیلی خوبی برخوردار است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
… کسى است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مدیران وکارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنهها بیشتر حشر، نشر، جلسه، مراوده، معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پابرهنهها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگى است که نصیب اولیا شده و عملاً به شبهات و القائات خاتمه مىدهد. (صحیفه نور، ج۲۰ : ۳۱۱ ) ۴-۲-۲- حسن سابقه و اصالت خانوادگی در خصوص بررسی سوابق افراد برای انتصاب، حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند: «باید شما اشخاصی که همکار می خواهید قرار بدهید، برای خودتان شناخته باشید از سابق، که اینها وضعشان، وضع خانواده شان، مسیرشان در دانشگاه اگر بودند چطور بودند، در سایر نقاط اگر چنانچه کار کردند چه جور کار کردند، همه اینها را در نظر بگیرید و افراد را برای کمک و دخالت در این امر بزرگ انتخاب کنید». (انتصاب از دیدگاه ارزشی اسلام، ۱۳۶۴: ۷۸) ۴-۲-۳- شجاعت در حل مسائل و امروز کشور و نظام و مدیریت آن همچون گذشته نیاز به شجاعت در حل مسائل و چه بسا وسوسهها، ما را از رسیدن به اهداف بزرگترى که در پیش رو و در نظر داریم محروم کند. (صحیفه نور، ج ۲۱: ۵۰) ۴-۲-۴- علم، تعهد و اعتقاد به جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۲/۰۴/۵۸ در این خصوص می فرماید: «افرادی انتخاب کنید که عالم باشند، متعهد به اسلام باشند و اعتقاد به جمهوری اسلامی داشته باشند». (انتصاب از دیدگاه ارزشی اسلام، نشریه شماره ۱۰ ، ۱۳۶۴) ۴-۲-۵- آمادگی همیشگی و عدم غفلت نیروهاى نظامى ما هرگز نباید از کید و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطى باید بنیه دفاعى کشور در بهترین وضعیت باشد. (صحیفه نور، ج ۲۱: ۷۴). ۴-۲-۶- برخورد جدی با هرگونه تخلف بار دیگر پشتیبانى خود را از سپاه پاسداران اعلام مىنمایم و به آنان و فرماندهان آنان گوشزد مىنمایم که کوچکترین تخلف موجب تعقیب است و اگر خداى ناکرده کارى کنید که موجب اخلال در نظم سپاه شود، بلافاصله اخراج مىگردید و تمام آنچه را که درباره ارتش گفتم درباره آنان به اجرا در مىآید. فرزندان انقلابىام! مواظب باشید. (صحیفه نور، ج ۱۲: ۲۰۲). ۴-۲-۷- حفظ انسجام و نظم حضرت امیر- علیه السلام- رئیس کل قوا بودند، ولى نسبت به سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند. هرگز در سپاه اسلام تحمیل نیست. یعنى درست یک عده برادر هستند که در کنار هم براى خدا مىجنگند، که یکى فرمانده و دیگرى فرمانبردار است، و تخلف از دستور فرمانده جایز نیست. باید نظم کاملاً رعایت شود. باید فرماندهان به سربازان بفهمانند که همه با هم برادریم، و همه با هم مىخواهیم کارى را انجام دهیم. ولى ارتش هم باید از فرمانده کل قوایش، که آقاى بنى صدر است اطاعت کند. خلاصه امروز که ما از طرف قدرت ها در خطر هستیم، البته به نظر من بعید به نظر مىرسد، باید منسجم باشیم. زیرا اگر انسجام به وجود آید، هیچ قدرتى نمىتواند به شما زور بگوید، و پیروزى از آن شماست. امروز ارتش پشتیبان بسیار قوى دارد و آن ملت است. ملت با ارتش است و ملت با ارتش عزیز همراه است. امید است که دولت و ملت و ارتش و گروه هاى متعهد با هم منسجم و یکدست شوند، تا نیرویى به دست آید که هیچ کس نتواند در مقابل آن بایستد. من از ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمرى و سایر نیروهایى که براى اسلام زحمت کشیدهاند، خصوصاً در کردستان فعالیت کردند تا کفار را شکست دهند، تشکر مىکنم. و به خانوادههاى شهداى بزرگ خود تسلیت مىگویم. و از خداوند مىخواهم که به شما و سایرین قدرت عنایت کند. شما الان سرباز اسلام هستید. (صحیفه نور، ج ۱۲: ۲۹۴). ۴-۲-۸- اطاعت از فرماندهان اطاعت از مافوق در جمهورى اسلامى و در لشکر اسلام، حکم اسلام است، حکم خداست. اطاعت از فرماندهان، که به یک تعبیر «اولى الامر» هستند، این در قرآن واجب شمرده مىشود و واجب است این جوانهاى دل پاک و صاف ما گول نخورند از شیاطینى که مىآیند با آنها صحبت مىکنند. هر که با شما صحبت کرد راجع به بىنظمى و بى اطاعتى، دنبالش نروید، ببینید این کى است و از کجا آمده و الهام از کجا مىگیرد. (صحیفه نور، ج ۱۲: ۴۰۸). لازم است از فرماندهان خود اطاعت کنید که عدم مراعات انضباط سربازى و پاسدارى موجب تضعیف قواى مسلح است؛ و کسانى که شما را به این نحو اعمال دعوت مىکنند درصدد تضعیف شما هستند و اگر آگاهانه عمل کنند، از دشمنان انقلاب و اسلام هستند و لازم است آنان را معرفى نمایید تا قاطعانه با آنان برخورد شود (صحیفه نور، ج ۱۲: ۴۴۱). از ثمرات انضباط، اطاعت از فرماندهان است. باید تمام افراد نیروهاى مسلح از فرماندهان خود اطاعت کنند، که بحمداللّه مىکنند. سرپیچى از اطاعت فرمانده، چه در قواى نظامى و انتظامى و چه در سپاه پاسداران و چه بسیج و نیروهاى مردمى، مسئولیت دارد و موجب تعقیب است. (صحیفه نور، ج ۱۳: ۵۴۱). ۴-۲-۹- دلجویی از زیردستان همانطور که اطاعت از فرماندهان لازم است و تخلف از آن جرم، فرماندهان نیز لازم است با سربازان و افراد به اصطلاح زیردست خود به شیوهاى اسلامى- انسانى رفتار نمایند، و آنان را با عواطف خود دلگرم نمایند و با اعمال پسن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این قسمت عواملی که طبق پژوهشهای پیشین از فاکتورهای مؤثر بر نگرش مخاطبان به تبلیغات موبایل و واکنش نسبت به آن محسوب میشوند، تشریح میشود.
۲-۸-۱- محتوای پیام
محتوا از اهمیت بالایی در تبلیغات پیامکی برخوردار است. یک شرکت انگلیسی تلفن همراه با بررسی ۶ نوع متفاوت از تبلیغات پیامکی شامل معرفی نام تجاری[۷]، پیشنهادات ویژه، تبلیغات مقطعی رسانهای، درخواست، مسابقات و نظر سنجی ها به نتایج جالب توجهی رسیدهاند. اینکه تبلیغاتی موفق است که کوتاه و مختصر (۲۸%)، سرگرم کننده (۲۶%)، متناسب با گروه هدف (۲۰%)، جذاب (۱۳%) و اطلاع رسان در مورد قیمتها و شرایط (۱۲%) باشد (Dickinger & Haghirian 2004). دو عامل میزان اطلاع دهندگی و میزان سرگرمکنندگی پیام از مشخصههای اصلی محتوای پیام هستند که طی تحقیق (Coursaris et al. 2010) این نتیجه به دست آمد که طول پیام با میزان اطلاع دهندگی رابطۀ مستقیم و با میزان سرگرمکنندگی رابطۀ عکس دارد. همچنین طبق زنجیرۀ ارزشی که لپانیمی و همکارانش (Leppaniemi et al. 2004) طی مطالعهای بر روی عوامل موفقیت تبلیغات تلفن همراه ارائه کردهاند، عامل محتوا به عنوان اولین عامل کلیدی در تبلیغات پیامکی میباشد. از نظر محقق حساسیت، شخصی سازی و موقعیت شناسی از عوامل تشکیل دهندۀ موفقیت محتوا هستند.
۲-۸-۲- زمان ارسال پیام
زمان ارسال پیامک باید به گونهای باشد که بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشد. مثلاً ارسال پیامک برای گروه هدف دانش آموزان در ساعات عدم حضور در مدرسه یا تبلیغ خرید یک آلبوم موسیقی بلا فاصله پس از پخش شدن از رادیو میتواند اهمیت تأثیر زمان در تبلیغات را مشخص کند (Dickinger & Haghirian 2004). همچنین کارول و همکاران (Carroll et al. 2005) بر این باورند که زمان ارسال پیام نیز مانند محتوا باید طبق درخواست فرد و قابل تعیین توسط وی باشد. در تحقیق دیگری تحت عنوان اینکه مشتری ها چگونه به تبلیغات موبایل واکنش نشان میدهند (Heinonen & Strandvik 2006)، نویسنده واکنش مشتری نسبت به تبلیغات را تابعی از دو عامل ارتباط محتوا و میزان پذیرش رسانه معرفی میکند و فاکتور زمان را در میزان پذیرش رسانۀ موبایل مؤثر میداند. در (اکبریان و کاوه ۱۳۸۹) بیان شده است که میزان پاسخگویی به تبلیغات موبایل در بازۀ زمانی عصر بیشتر از صبح است. همچنین (داوری نژاد و پیروی ۱۳۸۸) ساعت ۶ تا ۷ بعد از ظهر را زمان مناسب تری برای ارسال تبلیغاتی پیامکی ذکر کرده است.
۲-۸-۴- امکان شخصی سازی پیام ها
طبق گزارشی از نوکیا در (Leppaniemi & Karjaluoto 2005)، شخصی سازی پیام ها به معنای امکان فیلتر کردن پیامهای دریافتی توسط کاربر طبق علائق وی، و از عوامل پذیرش تبلیغات موبایل است. در مقاله اخیر بیان شده است که وجود پروفایل برای کاربران، به منظور ایجاد رابطۀ یک به یک و امکان شخصی کردن پیام ها برای هر مشتری، به اندازۀ آگاهی از مکان و زمان کاربر، در افزایش تمایل کاربر به استفاده از تبلیغات موبایل مؤثر است. همچنین یکی از ویژگیهای تبلیغات ناخواسته مرتبط نبودن محتوای پیام با علائق فرد ذکر شده است. به علاوه طبق گزارشی از انجمن بازاریابی از طریق موبایل MMA[8] در (Leppaniemi & Karjaluoto 2005)، شخصی سازی محتوا از محرکهای اصلی مؤثر روی پیشرفت تبلیغات موبایل ذکر شده است. در (Dickinger & Parissa Haghirian 2004) شخصی سازی پیام به معنای هدف گذاری پیامکها بر اساس اطلاعاتی که به مرور زمان از هر کاربر جمع آوری میشود، ذکر شده است. کارول و همکاران نیز در مقالۀ خود (Carroll et al. 2005) بیان کردهاند که طی تحقیقی که در میان کاربران کشور نیوزیلند انجام شده، تقریباً تمام کاربران شخصی سازی محتوا را یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکتهای تبلیغاتی دانستهاند. که شامل تطابق پیام ارسالی با فناوری تلفن همراه کاربر، زمان ارسال پیام، علایق کاربر و تعداد پیامهای ارسالی مطابق با درخواست هر فرد میباشد. لپانیمی نیز در (Leppaniemi & Karjaluoto 2005) ضمن ارائۀ مدلی مفهومی برای تمایل مشتری نسبت به تبلیغات موبایل، یکی از عوامل مؤثر بر تمایل مشتری را شخصی سازی محتوا میداند.
۲-۸-۵- کنترل توسط کاربر
کنترل بر روی پیام ها به این معنی است که کاربر باید امکان خروج از سیستم تبلیغات را در هر زمان دلخواه داشته باشد. ضمن اینکه خود بتواند تعیین کند چه نوع پیامهایی با چه موضوعاتی را دریافت کند (Leppaniemi & Karjaluoto 2005). کنترل بر پیامهای ارسالی موجب رضایتمندی مشتری و به تبع آن موجب
| منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است |
ایجاد دید مناسبی نسبت به تبلیغات پیامکی در مخاطب میشود (Dickinger & Haghirian 2004).
۲-۸-۶- داشتن اجازه از کاربر
از آنجایی که رسانۀ موبایل ابزاری است که افراد غالباً برای ارتباطات فردی و خصوصی از آن استفاده میکنند، انتظار دارند پیامی که دریافت میکنند شخصی باشد. این عامل باعث میشود در صورتی که پیام تبلیغاتی بدون اطلاع قبلی و بدون اجازه برای کاربران ارسال شود، نارضایتی ایجاد شده نسبت به سایر رسانهها مانند پست الکترونیک بالاتر باشد (Anon 2006) و این امر موجب تأثیر معکوس تبلیغ خواهد شد. به همین دلیل در ارسال تبلیغات موبایل حتماً باید اجازه قبلی از کاربر لحاظ شود. طبق نظر (Tsang et al. 2004) داشتن اجازه از طرف مشتری برای ارسال پیام تبلیغاتی، تأثیر مستقیم بر روی گرایش مشتری به استفاده از این نوع تبلیغات دارد. و از آنجایی که گرایش مشتری، رفتار وی را شکل میدهد، تبلیغات از طریق موبایل بدون در نظر گرفتن اجازه از وی ایدۀ مناسبی نیست. از نظر کاربران مصاحبه شده در تحقیق (Carroll et al. 2005) توجه به این نکته مهمترین عامل موفقیت شرکتهای تبلیغاتی میباشد. مصاحبه شوندگان معتقد بودهاند که اجازه ارسال پیامک و عدم ارسال آن در هر مرحله از تبلیغ میبایست در اختیار کاربر باشد. همچنین تحقیق دیگری (Smutkupt et al. 2010) نشان داده است داشتن مجوز ارسال پیام یک عامل بسیار با نفوذ در نگرش نسبت به نام تجاری مورد تبلیغ و تصمیم به خرید میباشد.
۲-۸-۷- حفظ حریم خصوصی
حریم شخصی افراد همواره امری حساس در تبلیغات بوده است. در نتیجه تبادل هرگونه پیامی که حاوی اطلاعات شخصی افراد باشد باید به نحوی صورت پذیرد که موجب آزردگی مشتری نشود (Haghirian & Madlberger 2005). طبق این مطالعه ورود به حریم شخصی افراد با گرایش مثبت مشتری نسبت به تبلیغات موبایل و ارزش تبلیغات از دیدگاه مشتری نسبت عکس دارد. برای اینکه حریم خصوصی افراد زیر پا گذاشته نشود، باید دقت کرد که تبلیغات به هرزنامه[۹] تبدیل نشوند. لپانیمی در مقالهاش (Leppaniemi et al. 2004) ذکر میکند ایجاد پایگاه داده از اطلاعات مشتریان باید با اجازۀ خود آنها بوده و اطلاعات آنها محرمانه حفظ شود. همچنین در مقالۀ دیگرش (Leppaniemi & Karjaluoto 2005) به نقل از انجمن بازاریابی از طریق موبایل عوامل مؤثر بر حفظ حریم خصوصی افراد را شامل امکان خروج مشتری از سیستم، اجازه از کاربر، امکان ایجاد محدودیت بر روی پیامهای دریافتی و محرمانه ماندن اطلاعات مشتری میداند.
۲-۸-۸- تعامل دوطرفه
تعامل دو طرفه به این معنی است که مشتری نیز امکان ارتباط با سیستم تبلیغاتی را داشته باشد. طبق گزارش انجمن بازاریابی موبایل که در (Leppaniemi & Karjaluoto 2005) آمده است، امکان تعامل دوطرفه از محرکهای اصلی مؤثر روی پیشرفت تبلیغات موبایل برشمرده شده است. عناصر تعاملی در تبلیغات برای ایجاد واکنش شناختی در بیننده به وی اجازه میدهد به اطلاعات بیشتری از طریق تلفن همراه دست یابد. با ایجاد شرایط تعاملی، تبلیغ کننده تلاش میکند که مشارکت کاربر را افزایش دهد. مطالعات نشان میدهد که سطح تعامل تبلیغات با نگرش نسبت به محصول رابطۀ مثبت دارد (Drossos et al. 2007).
۲-۸-۹- وجود شرایط تشویقی و انگیزه برای کاربر
افراد علاقهمندند که از برنامههای مستقیم بازاریابی، به منفعتی مالی دست پیدا کنند. ۸۶ درصد پاسخ دهندگان در پژوهشی که گروه تحقیقاتی HPI با حمایت شرکت نوکیا انجام داده است، بر این عقیده بودهاند که باید در ازای پذیرش تبلیغات روی تلفن همراه، سودی تجاری برای آنها در نظر گرفته شود (Drossos et al. 2007). تحقیقات نشان میدهد که تخفیف قیمت (ایجاد کاهش محدود در زمان به عنوان مشوق) به طور خاص در سرعت بخشیدن به خرید مشتری و تست محصول مؤثر است (Prendergast et al. 2005). همچنین تی سنگ در تحقیقی دربارۀ گرایش مشتری به تبلیغات تلفن همراه، ایجاد انگیزه برای دریافت پیامکهای تبلیغاتی را بر درخواست مخاطب به دریافت پیامهای تبلیغاتی تأثیرگذار میداند (Tsang et al. 2004). طی تحقیق دیگری نظرات صاحبان صنعت دربارۀ تبلیغات موبایل بررسی شده است که طی آن ایجاد سود دوطرفه یکی از عوامل مؤثر بر پذیرش تبلیغات موبایل شناخته شده است. سود دو طرفه به این معنی است که مخاطب هم در ازای دریافت تبلیغات به منفعتی دست یابد (Leppaniemi & Karjaluoto 2005). یکی از کارهایی که میتوان برای ایجاد شرایط تشویقی در تبلیغات سیار انجام داد، استفاده از کوپنهای سیار است. هدف کوپن سیار افزایش فروش از طریق کاهش قیمت در شرایط خاص است (Jayasingh & Eze 2009). به عنوان مثال شرکت مک دونالد برای ساعاتی که مشتری کمی داشت اقدام به ارسال کوپنهای سیار زمان دار نمود (Dickinger & Kleijnen 2008). کوپنهای سیار در دو نوع حساس به زمان (در جهت برانگیختن مخاطب برای خرید) و کوپنهای از پیش تعیین شده هستند. نوع دوم مربوط به آن دسته از کالاهایی هستند که مخاطب از قبل علاقهمندی خود را به آنها بیان کرده است. مخاطب میتواند این کوپن را تا زمانی که برای خرید اقدام میکند روی دستگاه موبایل خود نگهداری کند. همچنین میتوان از کوپنهای سیار در جهت استراتژی نگه داری مشتریهای شرکت استفاده نمود. در پایان نامۀ حاضر، از نوع دوم کوپنهای تخفیف برای مخاطبان استفاده میشود. در واقع مخاطبانی که علاقهمندیهایشان در سامانه مشخص شده است میتوانند با انجام فعالیتهای خاصی در راستای گسترش تبلیغات شرکت، به امتیاز و تخفیف دست یابند.
۲-۸-۱۰- فرکانس ارسال پیا م
فرکانس ارسال پیام به معنای تعداد پیام ارسال شده به مخاطب در واحد زمان است. در طی تحقیقاتی که در میان کاربران تلفن همراه انجام شده است، کاربران معتقد بودهاند که میبایست محدودیتی در قبال پیامهای دریافتی از طرف شرکتهای تبلیغاتی وجود داشته باشد. کارول و همکاران (Carroll et al. 2005) یکی از مهمترین عوامل مؤثر در گرایش کاربران به تبلیغات پیامکی را فرکانس ارسال پیام دانستهاند. نتایج تحقیق دیگری در مورد گرایش مشتری نسبت به تبلیغات موبایل (Haghirian & Madlberger 2005) نشان داد که فرکانس از جمله عواملی است که با گرایش مخاطبان به تبلیغات پیامکی نسبت عکس داشته است. همچنین در تحقیق دیگری تبلیغات با فرکانس بالا جزء ویژگیهای تبلیغات ناخواسته ذکر شده است (Leppaniemi & Karjaluoto 2005).
۲-۸-۱۱- اطلاع دهنده و سرگرم کننده بودن
از دیگر عوامل مؤثر بر نگرش مخاطبان نسبت به تبلیغات پیامکی و پذیرش آن، میزان اطلاع دهنده و سرگرم کننده بودن محتوای پیام است. تی سنگ (Tsang et al. 2004) در تحقیق خود اطلاع رسان بودن را از عوامل مؤثر بر گرایش مخاطب به تبلیغات موبایل بر میشمرند. حقیریان و مادلبرگر (Haghirian & Madlberger 2005) اطلاع رسانی بالا را از عوامل مؤثر بر ارزشمند شدن تبلیغ میدانند و ارزشمند شدن تبلیغ بر گرایش مشتری به تبلیغات موبایل تأثیر مثبت دارد.
۲-۸-۱۲- عدم رنجش
این فاکتور در واقع ترکیبی از موارد اجازه داشتن از کاربر، زمان ارسال، فرکانس پیام و محتوا میباشد. ولی به خاطر اهمیت به صورت جداگانه نیز در تحقیقات ذکر شده است. در (Leppaniemi & Karjaluoto 2005) تبلیغی مناسب ارزیابی شده است که به هیچ عنوان باعث آزار مشتری نشود و بنا بر مجوز قبلی، بر اساس علائق کاربر و مناسب با گرایشات وی باشد. همچنین در مطالعۀ (Tsang et al. 2004) رنجش از عوامل مؤثر بر گرایش مخاطب به پیامک تبلیغاتی عنوان شده است. در (Xu 2007) نیز رنجش از فاکتورهای مؤثر بر گرایش مشتری به تبلیغات موبایل شناخته شده است. در (Heinonen & Strandvik 2006) نویسنده معتقد است واکنش مشتری نسبت به تبلیغات تابعی از میزان ارتباط درک شده از پیام بازاریابی و میزان پذیرش رسانه بازاریابی است که مورد دوم با میزان مزاحمتی که برای دریافت کننده ایجاد میشود مرتبط دانسته شده است. زمان و مکان ارسال پیام بر ایجاد مزاحمت و درنتیجه میزان پذیرش رسانه اثرگذار شناخته شده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۲-۴- زمان ارسال تبلیغات
بسیاری از سامانه های تبلیغات پیامکی، زمان خاصی برای ارسال تبلیغات خود در نظر نمی گیرند و تبلیغات خود را بدون توجه شرایط افراد دریافت کننده در هر ساعت از شبانه روز مثل زمان های استراحت و یا ساعات کاری ارسال میکنند. درصورتی که طبق تحقیقات انجام شده زمان دریافت پیامک تبلیغاتی باید قابل تعیین توسط خود مخاطب باشد (Carroll et al. 2005). این مورد که هم در حفظ حریم خصوصی و هم در شخصی سازی تبلیغات برای افراد مؤثر است در این سامانه تبلیغاتی لحاظ شده و پیام هایی که به دلیل عدم در دسترس بودن مخاطب در زمان مورد نظر ارسال نشوند، تا رسیدن به بازۀ زمانی مناسب بعدی به تعویق خواهند افتاد.
۳-۲-۵- عدم افشای اطلاعات خصوصی کاربران به سایرین
امروزه شاهد این هستیم که شرکتهای تبلیغاتی شماره های مشترکین تلفن همراه را به صورت دسته بندی شده مربوط به هر شهر یا استان، به صورت غیر مجاز خریداری و استفاده میکنند که این کار علاوه بر اینکه نقض حریم خصوصی افراد برای ارسال بدون اجازۀ پیامک به شمار می آید، از نظر قانونی مجاز نمی باشد. حتی سرویس دهندگان سامانه های پیامکی اینترنتی نیز، به همراه پنل مدیریت پیامک، تعداد زیادی از شماره های مشترکین تلفن همراه را به شرکت متقاضی استفاده از سامانه میفروشند. ولی در سامانۀ تبلیغات هوشمند نه تنها شمارۀ مخاطبان از طریق غیر مجاز خریداری نشده و بدون رضایت آنها پیامک ارسال نمیشود، بلکه هرگز اطلاعات تماس افرادی که از طریق سامانه علاقه مندی های خود را اعلام کرده اند و یا برای شرکت در قرعه کشی ها به سامانه پیامک زده اند در اختیار صاحبان کسب و کارها قرار نمیگیرد و ارسال پیام هابه مخاطبان، از طریق سامانه و بدون اطلاع صاحبان کسب و کار از شماره تماسها انجام می گیرد. به این ترتیب جلوی لو رفتن و سوء استفاده از اطلاعات جمع آوری شده از مخاطبین و علاقه مندی های آنها در سامانه تبلیغات هوشمند گرفته خواهد شد.
۳-۲-۶- امکان انتخاب موضوع تبلیغات توسط کاربران
این مورد که مربوط به امکان شخصی سازی پیامهای تبلیغاتی برای مخاطبان است، از طریق پروفایل کاربر در وبگاه قابل اعمال است. به این صورت که کاربر به سامانۀ آنلاین مراجعه کرده و با ثبت اطلاعات خود در سامانه، موضوعات مورد علاقه خود را از لیست موجود انتخاب میکند. با این کار سامانۀ تبلیغاتی به طور خودکار تنها پیامک هایی با موضوع مورد علاقۀ فرد را به وی ارسال خواهد کرد. درواقع نوعی رابطۀ چند به چند بین لیست کاربران و لیست شرکتهای تبلیغ کننده وجود دارد و تبلیغات طبق این روابط ارسال میشود.
۳-۲-۷- معرفی محصولات جدید طبق رفتار قبلی کاربر
این مورد علاوه بر اینکه فاکتور قبلی را شامل میشود، بر وجود پروفایل برای کاربر و همچنین عکس العمل سامانه طبق رفتار قبلی مشتری اشاره دارد. به این صورت که رفتار کاربر در طول زمان و نحوۀ ارتباط وی با سیستم، نوع تعامل سامانه را با وی مشخص میکند. بر همین اساس درصورت اضافه شدن محصول جدیدی از سوی شرکت ها، محصولات مرتبط با کاربر به اطلاع وی می رسد.
۳-۲-۸- ایجاد شرایط تشویقی و انگیزه برای کاربر
طبق مطالعات پیشین، محققان معتقدند کاربران در صورتی به ماندن در یک سیستم تبلیغاتی علاقه نشان میدهند که این ارتباط برای آنها سودی در پی داشته باشد (Leppaniemi & Karjaluoto 2005). خصوصاً دربارۀ رسانۀ موبایل که یک ابزار کاملاً شخصی است، عدم استقبال برای دریافت تبلیغات از طریق این رسانه که تنها جنبه اطلاع رسانی داشته باشد، چندان دور از ذهن نیست. بنابراین باید شرایطی برای کاربر ایجاد شود که احساس رسیدن به سود، وی را به استقبال از این شیوۀ تبلیغات علاقهمند کرده و مخاطب تبلیغات قرار دهد. به منظور ایجاد این شرایط برای مشتری، چند تدبیر در نظر گرفته شده است: – قرعه کشی بین کاربران سیستم با هزینۀ شرکتهای تبلیغ کننده – برخوردار شدن از امتیاز درصورت بازنشر دادن تبلیغات بر روی شبکههای اجتماعی: کاربر با استفاده از امتیازات به دست آورده از این طریق میتواند برای خرید محصول مربوطه به تخفیف یا کوپن دست پیدا کند. باید به این نکته توجه داشت که وجود این ویژگی در سیستم به شرکت ها این امکان را می دهد که تبلیغات خود را در معرض دید افراد بیشتری بگذارند. بسیاری از شرکت های خارجی به کاربرانی که این کار را در شبکه های اجتماعی مانند foursquare انجام بدهند، تخفیف ها وامتیازات ویژه می دهند. نتیجۀ این کار برای شرکت مک دونالد این بود که استقبال مخاطبان از تبلیغات آنها تا ۳۳ درصد افزایش یافت و بیش از ۵۰ مطلب در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی درمورد آنها نوشته شد (Kaplan 2012). – امکان ارسال پیامک رایگان توسط کاربر با هزینۀ شرکت های تبلیغ کننده: کاربر میتواند برای شماره های دلخواه، از طریق سام
| دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است |
انه پیامک ارسال کند. با این شرط که در انتهای پیام جملۀ تبلیغاتی مربوط به یکی از شرکتهای تبلیغکننده اضافه شود. این کار علاوه بر گسترش تبلیغات توسط خود کاربران، باعث ایجاد ذهنیت مثبت در دریافت کنندۀ پیام که از طریق دوست خود آن را دریافت کرده است، میشود. – امکان آگاهی کاربران از میزان علاقه مندی سایر کاربران به محصولات: افراد معمولاً درصورت اطلاع از اینکه یک محصول خاص مورد استقبال دیگران قرار گرفته است، نسبت به آن محصول کنجکاو شده و درصدد دریافت اطلاعات بیشتر از آن بر می آیند. برای این منظور در این سامانه برای هر محصول مورد تبلیغ، نموداری نمایش داده میشود که نشان دهندۀ تعداد افراد مشترک در تبلیغات آن محصول میباشد. همان طور که می بینیم، در تمام این موارد برخورداری از امتیازات ویژه، در گرو فعالیت خاصی از سوی کاربر است که به نحوی باعث گسترش تبلیغات شرکت ها میشود. این امر باعث میشود که هم شرکتها و هم کاربران از این شرایط تشویقی سود ببرند.
۳-۲-۹- ایجاد حس مالکیت و وفاداری در مشتری
طبق تحقیق به عمل آمده از طریق پرسشنامه در این پژوهش، یکی از عواملی که می تواند افراد را به نام تجاری وفادار کند، ایجاد احساس مالکیت در افراد و برقراری ارتباط دو طرفه با آنهاست. به طوری که فرد خود را عضوی از مجموعه به حساب آورده و احساس اهمیت بکند. این مورد بر دیدگاه کاربران نسبت به سامانۀ تبلیغاتی مؤثر است. برای پیاده کردن این حالت در سیستم چند راهکار اندیشیده شده که به صورت زیر است: – ارسال پیام های مناسبتی مانند اعیاد و عزاداری ها و سالروز تولد افراد: این پیامک ها از طرف نام های تجاری که خود مایل به استفاده از این ویژگی باشند ارسال می شود. – پاسخ به مشکلات و نظرسنجی: در این سامانه امکان ارسال نظرات و طرح مشکلات دربارۀ محصولات از سوی مردم وجود دارد. در تحقیقات پیشین، تعامل دو طرفه از محرک های اصلی مؤثر روی پیشرفت تبلیغات موبایل شناخته شده است. – اعلام محصولات جدید: همان طور که قبلاً گفته شد، در صورتی که محصولات جدیدی به لیست شرکت ها اضافه شود، متناسب با علائق قبلی مخاطبان، این موارد را نیز به آنها معرفی میشود. این کار چون اهمیت دادن به کاربر تلقی میشود، تأثیر مثبتی روی ایجاد وفاداری ذهنیت وی دارد. – پیامک رایگان: اطلاع افراد از اینکه نام تجاری مورد علاقۀ آنها امکان ارسال پیامک رایگان را، که در قسمت شرایط تشویقی ذکر شد، برای آنها فراهم آورده است، حس عضوی از مجموعه بودن را به فرد منتقل میکند. – ارتباط با شبکه اجتماعی: همان طور که در قسمت مشوق ها ذکر شد، سیستم این امکان را به فرد می دهد که تبلیغات شرکتهای مورد علاقۀ خود را روی صفحۀ شخصی خود در فیسبوک بازنشر داده و در قبال آن امتیاز دریافت کند. با این کار کاربر در میان دوستان خود در شبکۀ اجتماعی، به عنوان فردی مرتبط با نام تجاری مورد تبلیغ شناخته شده و همین امر سبب ایجاد حس مالکیت در وی میشود. حال مواردی را که از باعث استقبال شرکت ها از سامانۀ تبلیغاتی مؤثر است ذکر میکنیم.
۳-۲-۱۰- ایجاد ذهنیت مثبت از نام تجاری
سامانۀ تبلیغات پیامکی مؤثر ویژگیهایی دارد که طبق نظر کارشناسان، با ایجاد ذهنیت مثبت از نام تجاری برای مخاطب، بر استقبال شرکت ها از سامانۀ تبلیغاتی معرفی شده تأثیر میگذارد. این موارد در برخی از ویژگیهای دیگر سیستم نیز مؤثر بوده و در قسمتهای قبل توضیح داده شد. در اینجا به ذکر نام آنها اکتفا میشود. درواقع ایجاد ذهنیت مثبت از نام تجاری روی دیگر ایجاد حس مالکیت و وفاداری در مشتری است که اولی از نگاه شرکت ها سودمند است و دومی از نگاه مخاطبان. به همین دلیل موارد مؤثر در آن ها اشتراک دارند. – عدم ارسال پیام های تکراری از یک نام تجاری – معرفی محصولات جدید مرتبط با علائق قبلی کاربر – امکان برقراری ارتباط با شبکه های اجتماعی کاربران – ارسال پیام های مناسبتی به مخاطبان از طرف نام تجاری – امکان مطرح کردن مشکلات و نظرات دربارۀ محصولات – امکان ارسال پیامک رایگان توسط مردم از طریق سیستم تبلیغاتی پیامکی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هزینۀ ثابت و دوره ای تعیین شده توسط شرکت های تبلیغاتی
وجود پایگاه داده از اطلاعات مشتریان
مزایا برای شرکت های استفاده کننده
معرفی مشتریان بالقوه- گسترش تبلیغات با استفاده از جمع سپاری
تنها ارسال انبوه پیام ها به عموم مردم
جذابیت های موجود در این سامانه برای شرکت ها از دیگر نکات مثبت طرح است که درواقع مزیت نسبی این سامانه از دیدگاه شرکت ها محسوب میشود. مهم ترین ویژگی سامانه از این منظر، معرفی مشتریان بالقوۀ محصولات شرکت ها به آنهاست. شرکت ها با ورود به سامانه می توانند با گروهی از مشتریان بالقوۀ محصولات خود ارتباط برقرار کنند که به خاطر ساختار در نظر گرفته شده در این سیستم، به مرور زمان تعداد آنها افزایش می یابد. بعلاوه گسترش تبلیغات در بین مردم با استفاده از جمع سپاری و با هزینۀ کم، دیگر جذابیت سامانه برای شرکت ها می باشد.
۳-۵- امکان سنجی پیاده سازی سامانه پیشنهادی در ایران
در این قسمت به بررسی امکان پیاده سازی و استفاده از این سامانه در ایران میپردازیم. با توجه به نظرسنجیهای صورت گرفته در این پژوهش که نتایج آن در فصل چهار بیان شده است، به نظر میرسد که از لحاظ استقبال مردم و صاحبان مشاغل از این نوع سیستم تبلیغاتی مشکلی وجود ندارد. از طرفی چون پیاده سازی این سامانه نیاز به سخت افزار خاصی ندارد، هزینۀ پیاده سازی آن، تنها هزینۀ معمول نرم افزاری بوده و مانعی برای پیاده سازی محسوب نمیشود. البته این امکان وجود دارد که به خاطر شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه روند پیشرفت و رشد سامانه به صورت مورد انتظار نباشد و شرکت ها و صاحبان مشاغل در قدم اول به خاطر جدید بودن این نوع از تبلیغات به تأثیر گذاری سامانه اعتماد کافی نداشته باشند. برای مثال در زمینۀ مواردی همچون درنظر گرفتن تخفیف و جایزه برای مشتریان که شرکت ها در ابتدا باید هزینه کنند تا بعد از آن به اعتماد مشتری دست پیداکنند، همان طور که در تحلیل های آماری خواهیم دید، این مسأله بیشتر به چشم می خورد. همچنین ویژگی حفظ حریم شخصی افراد در این سامانه طبق تحلیل های آماری جزء اولویت های پایین شرکت ها برای ترغیب شدن به استفاده از این سامانه بوده است. که دلیل آن را می توان در عدم رعایت این مورد در سیستم های تبلیغاتی موجود دانست. به نحوی که شرکت ها مطمئن نیستند که با رعایت حریم شخصی افراد نیز بتوان برای آنها پیام تبلیغاتی ارسال نمود. البته با گذشت زمان و مشاهدۀ تأثیرات مثبت این روش تبلیغات، اعتماد لازم برای اولین شرکت های استفاده کننده از سامانه ایجاد شده که خود باعث گسترش آن در بین سایرین خواهد شد. نکتۀ دیگری که در این سیستم وجود دارد و میتواند بر پیاده سازی و استفاده از سامانه تأثیرگذر باشد، اتصال به شبکه های اجتماعی است که تعدادی از مزایای سامانۀ پیشنهادی در راستای ایجاد شرایط تشویقی به این مورد وابسته است. ولی در حال حاضر در ایران محدودیتهایی در دسترسی به برخی شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک وجود دارد که این امر میتواند یک تهدید برای موفقیت اجرای این سیستم باشد. تا زمانی که این شرایط وجود دارد، برای از دست ندادن فرصت استفاده از ویژگیهای درنظر گرفته شده، میتوان از سایر شبکه های اجتماعی مانند گوگل پلاس و فیس نما (که یک شبکه اجتماعی ایرانی است) که محدودیتی در استفاده از آنها وجود ندارد استفاده کرد. بنابراین همان طور که تشریح شد، درمجموع مانع خاصی برای پیاده سازی و اجرای این سامانه در داخل کشور وجود نخواهد داشت.
۳-۶- مدل پیشنهادی و چگونگی ارزیابی
پس از شرح ویژگیها و نحوۀ عملکرد سامانۀ پیشنهادی تحقیق برای تبلیغات مؤثر پیامکی، در این قسمت به چگونگی روش ارزیابی طرح و مدل مبتنی بر آن میپردازیم. در این راستا ابتدا روش تحقیق و جامعۀ آماری مشخص شده و سپس متغیر ها، فرضیه های پژوهش، نحوۀ جمع آوری دادهها و چگونگی پرسشنامه ها بیان میشود.
۳-۶-۱- روش تحقیق
یکی از مشخصه هایی که تعیین کنندۀ اعتبار و ارزش یک کار پژوهشی میباشد، روش و ابزاری است که برای انجام پژوهش استفاده شده است. اتخاذ روش مناسب علاوه بر اینکه پژوهشگر را در رسیدن به نتیجه ای قابل اتکاتر یاری می دهد، روند پیشرفت پژوهش را تسهیل میکند. از اصطلاح روش تحقیق معانی متمایزی در متون علمی استنباط میشود که یکی از تعاریف جامع به این صورت است: روش تحقیق مجموعه ای از قواعد، ابزارها و راه های معتبر و نظام یافته برای بررسی واقعیت ها، کشف مجهولات ودستیابی به راه حل مشکلات است (خاکی ۱۳۸۲). هر تحقیق، تلاشی سیستماتیک به منظور دست یافتن به پاسخ یک پرسش و یا راه حلی برای یک مساله است که بر اساس این هدف، تحقیقات صورت گرفته را میتوان دسته بندی نمود. تحقیق حاضر بر مبنای هدف جزء تحقیقات کاربردی میباشد. اما طبقه بندی دیگر برای تحقیقات انجام گرفته، برحسب روش انجام آن میباشد. روش های تحقیق شامل انواع توصیفی، تاریخی، آزمایشی و پیمایشی است که تحقیق حاضر از نوع پیمایشی میباشد. در روش پیمایشی، توجه محقق بیشتر به شناخت و مطالعۀ میزان معنی داری اثر کنش ها و واکنش ها میان عوامل، معطوف میباشد. این روش برای بررسی میزان تغییرات یک یا
| دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است |
چند عامل در اثر تغییرات یک یا چند عامل دیگر به کار می رود. روش پیمایشی مبتنی بر همبستگی یا همخوانی به صورت میدانی است و به کمک تکنیک های مشاهده و مصاحبه مانند پرسشنامه به جمع آوری اطلاعات می پردازد (شکاری و همکاران ۱۳۸۷). روش پیمایشی دو نوع توصیفی و تحلیلی دارد که تحقیق حاضر، از نوع پیمایشی توصیفی است که در آن افراد جامعه یا نمونه، به وسیلۀ زیرمجموعه ای از آن بررسی شده و نتایج تعمیم داده میشود.
۳-۶-۲- روش گرد آوری داده ها
اطلاعات گردآوری شده، ارقام و مشخصاتی هستند که زمینه و اساسی برای ارائۀ یک پیشنهاد یا یک اقدام است. اطلاعات مورد نیاز برای این پژوهش به دو روش جمع آوری شده است. مطالعات کتابخانه ای: جهت تدوین مبانی، تعاریف و مفاهیم نظری از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. برای این منظور مقالات خارج و داخل کشور، پایان نامه ها و کتب به کار گرفته شده اند. تحقیقات میدانی: به دلیل نوع تحقیق و گستردگی جامعه آماری و برای دسترسی سریعتر به نظرات پرسش شوندگان، بهترین روش جمع آوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه در نظر گرفته شد. شاخصهای مورد تحقیق پیش از آنکه در قالب پرسشنامه به نظرسنجی گذاشته شود توسط اساتید مورد بررسی قرار گرفته و اصلاحات لازم صورت پذیرفت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷۸۰/۰
ذهنیت مثبت
۷۲۶/۰
مدیریت هزینه
۶۸۴/۰
کل پرسشنامه
۷۴۸/۰
برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، نمونه ای ۳۰ نفری انتخاب شد که با استفاده از تجزیه و تحلیل داده های نمونه مقدماتی از طریق نرم¬افزار آمار SPSS.15، ضریب آلفای کرونباخ کل سؤالهای پرسشنامه کابران ۸۷۶/۰ و پرسشنامه کارشناسان ۷۴۸/۰ تعیین شد. برای هر یک از متغیرهای تحقیق نیز، آلفا مورد محاسبه قرار گرفت که در جدول ۳-۳ و جدول ۳-۴ آمده است. با توجه به اینکه ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده بالای ۶۰ درصد میباشد میتوان اظهار کرد پایایی هر دو پرسشنامه در وضعیت بسیار مناسب قرار دارد.
۳-۷- جمع بندی
در این فصل ابتدا به ویژگیهای سیستم پیشنهادی تحقیق تحت عنوان سامانۀ تبلیغات مؤثر از طریق پیام کوتاه پرداخته شد. این ویژگیها با توجه به بررسی پژوهش های انجام شدۀ پیشین و همچنین نیازمندی های روز برای یک سیستم تبلیغاتی، جمع آوری شدند. پس از آن نحوۀ عملکرد سامانه برای دستیابی به ویژگیهای مذکور تشریح شد و پس از آن مقایسه ای بین سامانۀ پیشنهادی و سامانه های تبلیغات پیامکی موجود که در پژوهش های پیشین به آنها اشاره شده، انجام شد و مزایای طرح مشخص گردید. در ادامه مدل نظری تحقیق ارائه کردید و در جهت ارزیابی این مدل، روش تحقیق، روش گردآوری داده ها، فرضیات تحقیق و متغیر های تحقیق به تفکیک شاخص های مؤثر در آن ها تشریح و پرسشنامه ها و اعتبار روایی و پایایی آنها بررسی شد. در فصل بعد به تحلیل آماری دادههای جمع آوری شدۀ حاصل از نظر سنجی ها برای ارزیابی طرح پرداخته و فرضیه های درنظر گرفته شده مورد آزمون قرار خواهند گرفت.
۴- تجزیه و تحلیل داده ها و ارزیابی نظریه ها
۴-۱- مقدمه
پس از آن که داده ها گردآوری، استخراج و طبقه بندی شدند، باید مرحله جدیدی از فرآیند تحقیق که به مرحله تجزیه و تحلیل داده ها معروف است، آغاز شود. این مرحله در تحقیق اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان دهنده تلاش های صورت گرفته میباشد. در مرحله تجزیه و تحلیل نکته مهم این است که محقق باید اطلاعات و داده ها را در مسیر هدف تحقیق، پاسخگویی به سوالات تحقیق و نیز ارزیابی فرضیه ها، جهت داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. محتوای فصل چهارم تحقیق، تجزیه و تحلیل و جمعبندی دادههای بهدستآمده از پرسشنامهها میباشد. به همین منظور برای بالابردن میزان دقت و کاهش میزان اشتباهاتی که ممکن است در محاسبات دستی بروز نماید، برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرمافزار آماری SPSS استفاده گردیده که از قابلیتهای بالایی در تجزیه و تحلیل دادهها برخوردار میباشد. برای آمار توصیفی، داده های آماری مربوط به نحوه توزیع پاسخ دهندگان به ویژگیهای جمعیت شناختی و سایر ویژگیهای مورد نظر در پرسشنامه، آورده میشود. در این بخش همچنین از جداول توزیع فراوانی و نمودارهای آماری برای توصیف استفاده میشود. در بخش آمار استنباطی، از آزمون کلموگروف اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن داده ها و برای بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون t استیودنت تک نمونه ای استفاده میشود.
۴-۲- توصیف داده های جمعیت شناختی مربوط به کاربران
قسمت اول پرسشنامه مربوط به مشخصات فردی پاسخگویان شامل سن، جنسیت، میزان تحصیلات و میزان استفاده ماهانه از پیامک میباشد. یافتههای مربوط به مشخصات فردی پاسخگویان در قالب جداول تشریح میگردد. ۴-۱- ۱- جنسیت اولین سؤال مشخصات فردی پرسشنامه مربوط به جنسیت پاسخگویان میباشد. دادههای این سؤال، پاسخگویان را در دو سطح مختلف طبقهبندی میکند که فراوانی آنها در جدول ۴-۱ مشاهده میشود. با توجه جدول ۴-۱، ۳/۵۳ درصد (۸۱ نفر) از پاسخگویان مرد و ۷/۴۶ درصد (۷۱ نفر) زن می باشند. جدول ۴-۱- توزیع فراوانی کاربران بر حسب جنسیت
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رضایت شغلی
منبع: یافته های پژوهش نتایج آزمون نشان می دهد با کنترل اثر متغیر واسطه ای نیز رابطه مثبت میان برند و تعهد سازمانی همچنان وجود دارد. ۴-۸٫ تجزیه و تحلیل چند متغیره در این بخش به تجزیه و تحلیل چند متغیره ی متغیر ها پرداخته می شود. بدین منظور از تحلیل مسیر که از طریق رگرسیون چند متغیره انجام میشود، استفاده خواهد شد. تحلیل مسیر، شکلی از تحلیل رگرسیون کاربردی است که در آن برای هدایت کردن مسئله با آزمون فرضیههای پیچیده، از نمودار مسیر استفاده میشود. تحلیل مسیر، ما را قادر میسازد تا به اهمیت نسبی پیوندهای مستقیم و غیرمستقیم و بیاثری مدل با مجموعهای از دادهها پی ببریم. جهت آزمون اعتبار کلی مدل پژوهش از ضریب تعیین استفاده میشود. همان طور که در فرضیه¬های اصلی تحقیق نیز بیان شده است، در این پژوهش، علاوه بر تأثیر مستقیم برند بر تعهد سازمانی، تأثیر غیرمستقیم آن نیز با تعدیل متغیر رضایت شغلی بررسی می شود. به منظور درک بهتر، در این قسمت مدل پژوهش نیز ارائه شده است. شکل ۴-۱: مدل کلی پژوهش برند تعهد سازمانی منبع: چرناتونی(۲۰۰۲) ۴-۸-۱٫ رگرسیون چندگانه مرحله اول در مرحله اول اثرات مستقیم برند بر تعهد سازمانی مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج حاصل از رگرسیون در مرحله اول به صورت زیر می باشد. ۴-۳۴: جدول نتایج رگرسیون در مرحله اول
| ضریب همبستگی |
ضریب تعیین |
ضریب تعیین اصلاح شده |
انحراف معیار تخمین |
دوربین-واتسون |
| ۰٫۸۶۳ |
۰٫۷۴۴ |
۰٫۷۴۳ |
۰٫۲۵۸ |
۱٫۸۳۸ |
منبع: یافته های پژوهش در این قسمت از تحلیل رگرسیون به بررسی این نکته پرداخته می شود که آیا میتوان برای بررسی رابطه این متغیرها از رگرسیون استفاده کرد یا نه؟ برای همین منظور از آزمون دوربین- واتسون برای بررسی استقلال خطاها استفاده گردید. در صورتی که فرضیه استقلال خطاها رد شود و خطاها با یکدیگر همبستگی داشته باشند، امکان استفاده از رگرسیون وجود ندارد. چنانچه این آماره در بازه ۵/۱ تا ۵/۲ قرار گیرد فرضیه صفر یعنی وجود همبستگی بین خطاها رد میشود. از آن جایی که مقدار آماره دوربین- واتسون (۸۳۸/۱) در فاصله ۵/۱ و ۵/۲ قرار دارد، فرضیه عدم وجود همبستگی بین خطاها رد نمیشود و میتوان از رگرسیون استفاده کرد. در این جدول ضریب تعیین برای مرحله اول رگرسیون ۰٫۷۴۴ میباشد که نشان میدهد حدود ۷۴ درصد تغییرات در متغیر تعهد سازمانی با متغیرهای مستقل موجود در مدل تعریف میشود. در جدول بعد مقبولیت مدل به لحاظ آماری مورد بررسی قرار می گیرد. ۴-۳۵: جدول آنالیز واریانس مرحله اول
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱۰٫۵۸۱
۰٫۰۰۰
۱٫۷۲
منبع: یافته های پژوهش پس از تأیید اعتبار کلی مدل با استفاده از آزمون آنالیز واریانس، باید ضرایب هر یک از متغیرها را برآورد کرد. با توجه به ستون سطح معنیداری در جدول بالا مشخص میشود که متغیرهای مستقل وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی برند و کیفیت ادراک شده تأثیری مثبت بر متغیر تعهد سازمانی دارند. زیرا سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ میباشد. با توجه به اندازه و علامت ضرایب محاسبه شده برای متغیرهای مستقل، نتیجه میگیریم که متغیر تداعی برند بیشترین نقش را در اعتبار مدل این مرحله ایفا میکنند. چون بیشترین تأثیر مستقیم را بر متغیر وابسته تعهد سازمانی دارد. همخطی مرکب یکی از اشکالهای رایج در تجزیه و تحلیلهای رگرسیونی میباشد. همخطی مرکب موقعیتی است که در آن دو یا چند متغیر مستقل در رگرسیون بسیار به هم وابسته هستند. به طوری که تغییر کوچک در یکی باعث تغییرات بیشتری در دیگری میشود. برای بررسی این موضوع در مدل مرحله اول از ستون آمارههای همخطی محاسبه شده در جدول ضرایب مدل رگرسیون استفاده میکنیم. دامنه تغییرات درصد واریانس در یک پیشگو میباشد که نمیتوان با پیشگوهای دیگر آن را توضیح داد. وقتی دامنه تغییرات به صفر نزدیک شود همخطی چندگانه بزرگی وجود دارد و خطای استاندارد ضرایب رگرسیون بزرگ خواهند شد. یک عامل افزایشی واریانس (VIF) بزرگتر از ۲ معمولاً مسألهساز خواهد شد. با توجه به ستون VIF مشخص میشود که تمام ضرایب محاسبه شده کوچکتر از ۲ میباشند. بنابراین مدل رگرسیون مرحله اول با مشکل همخطی مواجه نیست. به عبارت دیگر میتوان گفت شرط استقلال برای متغیرهای مستقل برقرار است. بر اساس مقادیر بدست آمده در محاسبات فوق می توان اثرات مستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته تعهد سازمانی را در نمودار تفکیک شده در شکل ۴-۲ مشاهده کرد: ۰٫۲۶۹ شکل ۴-۲: اثرات مستقیم در مرحله اول ۰٫۲۵۸ ۰٫۳۷۱ ۰٫۵۲۱ ۴-۸-۲٫ رگرسیون چندگانه مرحله دوم در مرحله دوم، تاثیر غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته یعنی تاثیر وفاداری و آگاهی و کیفیت وتداعی برند بر متغیر واسطهای رضایت شغلی مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج حاصل از رگرسیون در مرحله دوم بصورت جدول ۴-۳۲ است: ۴-۳۷: جدول نتایج رگرسیون در مرحله دوم
| ضریب همبستگی |
ضریب تعیین |
ضریب تعیین اصلاح شده |
انحراف معیار تخمین |
دوربین-واتسون |
| ۰٫۵۷۶ |
۰٫۳۳۱ |
۰٫۳۲۷ |
۰٫۵۰۸ |
۲٫۱۴۹ |
منبع: یافته های پژوهش همانطور که مشاهده میشود مقدار آماره دوربین- واتسون (۲٫۱۴۹) در فاصله ۵/۱ و ۵/۲ قرار دارد، فرضیه عدم وجود همبستگی بین خطاها رد نشده و میتوان از رگرسیون استفاده کرد. با توجه به جدول بالا ضریب تعیین برای مرحله دوم رگرسیون ۰٫۳۳۱ میباشد که نشان میدهد حدود ۳۰درصد تغییرات در متغیر وابسته رضایت شغلی با متغیرهای مستقل موجود در مدل تعریف میشود. در مرحله بعد مقبولیت مدل را به لحاظ آماری بررسی میگردد. ۴-۳۸ : جدول آنالیز واریانس مرحله دوم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منبع: یافته های پژوهش ۴-۱۱٫ آزمون فرضیه ها در این قسمت، فرضیههای پژوهش مورد بررسی قرار گرفته و در مورد رد و یا عدم رد آنها بحث خواهد شد. فرضیه ۱: برند اثر مثبت و معنی داری بر تعهد سازمانی دارد. این فرضیه ازطریق آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد آزمون و بررسی قرار گرفته است. با توجه به ضرایب همبستگی و رگرسیون، مشخص گردید که ارتباط قوی و مثبتی بین برند و تعهد سازمانی وجود دارد. با توجه به سطح معناداری محاسبه شده، برای آزمون تاثیر چهار مولفه برند بر تعهد سازمانی که کمتر از ۰۵/۰ است، می توان ادعا نمود که با سطح اطمینان ۹۵/۰ آزمون معنادار است. همانطوری که در آزمون رگرسیون مشاهده شد، هر چهار مولفه وفاداری به برند، آگاهی از برند،کیفیت ادراک شده و تداعی برند با توجه به مثبت بودن ضرایب رگرسیونی، تأثیر مثبتی بر تعهدسازمانی دارند. همچنین با توجه به اندازه ضرایب بتا میتوان گفت که تداعی برند دارای شدت تأثیر بیشتری نسبت به سایرمولفه های برنداست. با توجه به اینکه هر چهار مولفه برند دارای تاثیر مستقیم و مثبتی بر تعهدسازمانی هستند، بنابراین، فرضیه اول پذیرفته میشود. فرضیه ۲: رضایت شغلی اثر مثبت و معنی داری بر تعهد سازمانی دارد. این فرضیه نیز از طریق آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد آزمون و بررسی قرار گرفته است. با توجه به سطح معناداری محاسبه شده، برای آزمون تاثیر رضایت شغلی برتعهد سازمانی که کمتر از ۰۵/۰ است با ۹۵% اطمینان میتوان ادعا نمود که آزمون معنادار است. مثبت بودن ضریب رگرسیون نشان دهنده تأثیر مثبت این متغیر بر تعهدسازمانی است. همچنین بالا بودن این ضریب نشاندهنده شدت تأثیر رضایت شغلی برتعهدسازمانی است. فرضیه ۳: نوع صنعت اثر مثبت و معنی داری بر تعهد سازمانی دارد. برای بررسی این فرضیه از آزمون ضریب اتا استفاده شده است. وجود ارتباط معنادار بین دو متغیر نوع صنعت وتعهدسازمانی در سطح معناداری ۰۵/۰ به اثبات رسید. مثبت بودن ضریب اتا نشان دهنده تأثیر مثبت این متغیر بر تعهدسازمانی است. فرضیه ۴: نوع مالکیت اثر مثبت و معنی داری بر تعهد سازمانی دارد. برای بررسی این فرضیه از آزمون ضریب اتا استفاده شده است. وجود ارتباط معنادار بین دو متغیر نوع مالکیت وتعهدسازمانی در سطح معناداری ۰۵/۰ به اثبات رسید. مثبت بودن ضریب اتا نشان دهنده تأثیر مثبت این متغیر بر تعهدسازمانی است. خلاصه آزمون فرضیه ها در جدول ۴-۴۸ نشان داده شده است. ۴-۴۸: جدول نتایج آزمون فرضیات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰٫۵۴۱
۰٫۵۷۱
عدم رد فرضیه
تأثیر مثبت نوع صنعت برتعهدسازمانی
۰٫۴۴۸
عدم رد فرضیه
تأثیر مثبت نوع مالکیت برتعهدسازمانی
۰٫۵۴۳
عدم رد فرضیه
منبع: یافته های پژوهش ۴-۱۲٫ جمع بندی و نتیجه گیری این فصل از پژوهش به تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده اختصاص یافته است. برای این منظور پس از بررسی ویژگی های عمومی شرکت ها و پاسخ گویان پرسشنامه، ابتدا آمار توصیفی تک تک متغیرها مورد بررسی قرار گرفته است. سپس به منظور کاربرد روشهای آماری پارامتریک آزمون نرمال بودن انجام گرفته است. در بخش تحلیلهای دو متغیره رابطه دو به دوی متغیرها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و ضریب اتا سنجیده شده است. سپس، در تحلیلهای چند متغیره به بررسی تأثیر متغیرها بر یکدیگر به وسیله تحلیل مسیر از طریق رگرسیون چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS، پرداخته شده است. در تحلیل مسیر میزان تأثیرگذاری متغیرهای مستقل و واسطهای و اثرات مستقیم و غیرمستقیم آنها مورد سنجش قرار گرفته است. در مرحله آخر نیز با توجه به نتایج حاصل از قسمتهای قبل، آزمون فرضیهها ارائه شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیهها حاکی از تأیید همه فرضیه های اصلی و فرعی پژوهش بود. در فصل بعدی بر مبنای یافتههای حاصل از فصل حاضر به بحث و نتیجهگیری در خصوص سؤالها و فرضیههای پژوهش پرداخته خواهد شد و در نهایت بر مبنای همین یافتهها پیشنهادهای پژوهش مورد اشاره قرار میگیرد. فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات ۵-۱٫ مقدمه در پایان هر فعالیت تحقیقی محقق باید نتایج کار خود و نیز پیشنهادهایی برای تحقیقات بعدی و همچنین هنمودهای کاربردی را ارائه نماید. یکی از بخش های مهم هر پژوهش قسمت نتیجه گیری و پیشنهادات آن می باشد. در حقیقت می توان از این بخش برای تبدیل نظریه ها به عمل استفاده کرد. بنابر این در فصل حاضر بر اساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها که در فصل چهارم به تفصیل بیان شد، به دنبال پاسخگویی به سوال های پژوهش خواهد بود. به علاوه نتیجهگیریهای صحیح و ارائه پیشنهادهای مناسب و سازنده یکی از مهمترین بخشهای تحقیقات علمی می باشد. در این فصل براساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها که در فصل چهارم به تفصیل بیان شد، در پی پاسخگویی به سؤال های پژوهش خواهیم بود. بدین منظور ابتدا چارچوب کلی تحقیق را مرور میکنیم و سپس با مروری مختصر بر یافتههای پژوهش، به بحث در خصوص سؤال های تحقیق میپردازیم. در نهایت براساس نتایج حاصل، پیشنهادهای پژوهش و محدودیتهایی که پژوهشگر طی مراحل مختلف انجام تحقیق با آ نها مواجه بوده است، مطرح خواهد شد. ۵-۲٫ مروری بر چارچوب کلی تحقیق پژوهش حاضر در پنج فصل تدوین گردیده است. در فصل اول، کلیات تحقیق ارائه شده است که مطالبی در مورد بیان مسئله، اهمیت موضوع و خلاصهای از روش تحقیق بیان شده است. فصل دوم نیز مروری بر مبانی نظری تحقیق و پیشینه پژوهش می باشد. هم چنین در فصل سوم به طور مفصل در مورد روش تحقیق، جامعه آماری، روش گردآوری دادهها و نیز روایی و پایایی پرسشنامه بحث گردید. فصل چهارم به تجزیه و تحلیل دادهها اختصاص داشت که در ابتدا توصیفی در مورد شرکت های مورد بررسی و پاسخگویان تحقیق صورت گرفت و در ادامه، تحلیلها در سه سطح تک متغیره، دو متغیره و چند متغیره انجام گرفت. فرضیههای پژوهش با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون و تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفته و در انتهای فصل چهار در مورد آزمون فرضیههای تحقیق بحث شد و در این فصل نتیجه گیری و پیشنهادات ارائه می شود. هدف اصلی این پژوهش بررسی برند برتعهد سازمانی در شرکتهای صد برند برتر ایران بوده است. در راستای این هدف، وفاداری به برند، آگاهی از برند، کیفیت ادراک شده و تداعی برند به عنوان ابعاد اصلی برند شناسایی شدند. همچنین با مطالعه پیشینه مشخص شدکه می توان تاثیر برند برتعهد سازمانی را به صورت غیر مستقیم نیز موردبررسی قرار داد. رضایت شغلی به عنوان متغیر واسطه در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت. بدین ترتیب برای بررسی روابط ما بین متغیرهای بیان شده، فرضیات پژوهش در قالب یک فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی تدوین گردید. برند اثر مثبت و معنی داری بر تعهد سازمانی دارد. رضایت شغلی اثرمثبت و معنی داری برتعهد سازمانی دارد. نوع صنعت اثرمثبت و معنی داری بر تعهد سازمانی دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نمره خام
۵۹
۹۴/۰
۶۲
۱۷/۱
۶۳/۸۲
۲
۴۸
۱۶/۰-
۴۸
۱۷/۰-
۸۴/۴۳
۱
۳۸
۲۲/۱-
۳۵
۵۰/۱-
۲۱/۱۱
۰
فصل پنجم نتیجهگیری خلاصه فصول این پژوهش با هدف هنجاریابی مقیاس سنجش روابط متقابل و تهیه جدول نرم برای اندازهگیری روابط متقابل پرسنل شرکت ایرانخودرو انجام شد. در فصل نخست مسئله، پرسشها و اهمیت انجام پژوهش ذکر شد. در فصل دوم تعاریف، مبانی نظری و پژوهشهای مرتبط و همسو مرور شد. در فصل سوم روششناسی پژوهش بیان شد و پس از جمعاوری دادهها تحلیلهای آماری انجام شده در فصل چهارم گزارش گردید. بحث و تفسیر و نتیجهگیری پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی ویژگیهای روانسنجی از جمله اعتبار، روایی، و نرم مقیاس سنجش روابط متقابل در بین پرسنل شرکت ایرانخودرو انجام شد. پس از اجرای پرسشنامه بر روی ۵۰۰ نفر، این پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. در مرحله بعدی برای پاسخ به این سوال که «آیا ابزار مورد پژوهش از اعتبار کافی برخوردار است؟» نتایج حاصل از اجرای آزمون نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ برابر ۶۷۳/۰ به دست آمد، که اعتبار خوبی را نشان داد. برای بررسی روایی سازه و پاسخ به این سوال که «پرسشنامه سنجش روابط متقابل از چند عامل اشباع شده است؟» از روش تحلیل مولفههای اصلی (pc) استفاده شد. با استفاده از تحلیل عاملی و به شیوه چرخش متعامد (واریماکس)، ۸ عامل استخراج شد، که این ۸ عامل ۱۹۸/۵۶% درصد کل واریانس و سهم عامل یکم با ارزش ویژه ۹۲۷/۱، ۱۷۸/۹% درصد از واریانس مشترک بین مواد پرسشنامه را تبیین کرد. قبل از اجرای تحلیل عاملی کفایت نمونهبرداری با استفاده از اندازه KMO برابر ۶۳۰/۰ و نیز رد فرض صفر مبتنی بر درست بودن ماتریس همسانی در جامعه به وسیله آزمون کرویت بارتلت، به اثبات رسید که اجرای تحلیل عاملی تبیینپذیر است. ماتریس عاملی نشان داد عامل نخست دارای بیشترین بار عاملی و سهم آن نیز از سایر عاملها بیشتر است. نتایج تحلیل عاملی مشخص کرد، این مقیاس از ۸ عامل اشباع شده است. به منظور سادهسازی عوامل استخراجی از چرخش متعامد به شیوه واریماکس استفاده شد. از یافتههای پژوهش که بر پایه طرح نمونهبرداری و از آزمونهای آماری مبتنی بر تحلیل عاملی و روش تحلیل مولفههای اصلی است نتایج ذیل حاصل شد. عامل یکم با ۴ سوال شامل سوالهای ۱۰، ۱۱، ۲۲، ۴۶ با این عامل همبستگی قوی داشته که «کودک مطیع و سازگار[۱۶۹]» نام گذاری شد. که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد که زمانهایی در دوران کودکی وجود دارد که مستقـل از فشـارهای «والدی» رفتـار میکردیم. در این زمـانها نه خود را با انتظارات والـدینمان سازگار میکردیم و نه علیه آنها طغیان میکردیم، بلکه به سادگی همانطور که دوست داشتیم رفتار میکردیم به این نوع رفتار در زمان بزرگسال «کودک مطیع و سازگار» گفته میشود. (استوارت و جونز، ۱۳۸۲) عامل دوم با ۳ سوال شامل سوالهای ۳۰، ۳۶، ۳۸ با این عامل همبستگی قوی داشته که «بالغ عملگرا[۱۷۰]» نام گذاری شد. که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد که بالغ عملگرا که بوسیلهی واقعیتها و اطلاعات تقویت و نیـرومند شده است و به وسیله انرژی جریـان یافته از والد و کودک درون به حرکت در میآید، به بررسـی چارههای گوناگون برای عمل کردن و تصمیمگیری دربارهی عملکرد شخصیت میپردازد. به این نوع رفتار در زمان «بالغ عملگرا» گفته میشود. (جیمز و ساوری، ۱۳۸۲) عامل سوم با ۳ سوال شامل سوالهای ۵۳، ۵۶، ۵۸ با این عامل همبستگی قوی داشته که «والد کنترلگر و مستبد[۱۷۱]» نام گذاری شد. که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد که گاهی اوقات که کودک بودیم، والدینم به من میگفتند چه کار کنم، آنها یا مرا کنترل نموده، یا ازمن انتقاد میکردند.هرگاه من به گونهای رفتار میکنم که تقلیدی از نقش والدینم در این زمینههاست، در بخش «والد کنترلکننده و مستبد» خود قرارداریم. (استوارت و جونز، ۱۳۸۲) عامل چهارم با ۳ سوال شامل سوالهای ۲۱، ۳۷، ۴۳ با این عامل همبستگی قوی داشته که «والد حمایتگر[۱۷۲]» نام گذاری شد. که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد زمانهای که والدینم از من مراقبت و مواظبت میکردند. مادرم ممکن بود مرا در آغوش بگیرد و پدرم موقع خواب برایم قصه بگوید. هرگاه رفتارهایی را که والدینم در زمان مراقبت از من نشان میدادند، بازنوازی کنم، در بخش «والد حمایتگر» خود هستیم. (استوارت و جونز، ۱۳۸۲) عامل پنجم با ۲ سوال شامل سوالهای ۸، ۱۵ با این عامل همبستگی قوی داشته که «والد احساسی[۱۷۳]» نام گذاری شد. که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد زمانهای که احساسات و افکار والدینم که در دوران کودکی مشاهده کردهایم از خود نشان میدهیم، در بخش «والد احساسی» خود هستیم. (جیمز و ساوری، ۱۳۸۲) عامل ششم با ۲ سوال شامل سوالهای ۱، ۲۸ با این عامل همبستگی قوی داشته که «والد عملگرا[۱۷۴]» نام گذاری شد. که میتوان آن را اینگونه تعریف کرد زمانهای که اعمال و حرکات والد خود را که در دوران کودکی مشاهده نمودهایم در زمان حال به آنها عمل میکنیم در بخش «والد عملگرا» خود هستیم. (جیمز و ساوری، ۱۳۸۲)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- روسیه و ترکمنستان در بازی بزرگ انرژی آسیای مرکزی؛ از حمیدرضا عزیزی، در این کتاب، به بررسی سیاست خارجی و روابط خارجی روسیه با غرب، آسیا و نهایتا کشورهای خارج نزدیک، شامل جمهوریهای سابق اتحاد شوروی پرداخته شده است و به تغییرات صورت گرفته در عرصهی سیاست خارجی این کشور پس از فروپاشی شوروی، اشاره شده است و اینکه سه گفتمان “اروآتلانتیکگرایی”، “اوراسیاگرایی” و “ملیگرایی” هریک در دورههایی توانستند، جهتگیری سیاست خارجی روسیه را شکلدهند و نهایتا روابط دو کشور ترکمنستان و روسیه، طی چند دوره تا سال ۲۰۱۱ بررسی میشود. در این کتاب، به شکل موردی بیشتر به نقش روسیه، اشاره شده است و سایر کشورهای مورد بررسی در این پژوهش را در برنمیگیرد.
- نقش عامل انرژی در روابط ایران و ترکمنستان؛ از حمید رضا عزیزی، این مقاله، روابط انرژی ایران و ترکمنستان تا سال ۲۰۰۹ را در بر میگیرد و اشارهای به روابط دو کشور، بعد از اعمال تحریمها بر ایران نشده است و لذا مباحث جدید تا سال ۲۰۱۴ را در برنمیگیرد.
- روابط ایران و کشورهای آسیای مرکزی: روند ها و چشم اندازها؛ از مهدی سنایی، در این کتاب علاوه بر مباحث اقتصادی، مباحث فرهنگی و سیاسی ایران، با این کشورها نیز بررسی شده است و اشارهی چندانی به بحث انرژی درروابط دو کشور ایران و ترکمنستان نشده است و تمرکز بیشتر بحث بر روابط اقتصادی است.
- مطالعه تطبیقی رهیافتهای امنیت انرژی چین و ژاپن در آسیای مرکزی؛ از الهه کولایی، در این مقاله به جذابیتهای منطقه برای دو کشور چین و ژاپن در حوزهی انرژی، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و رهیافتهای امنیتی دو کشورچین و ژاپن در زمینهی انرژی، در کل منطقهی آسیای مرکزی، اشاره شده است و به کشور ترکمنستان، به عنوان یکی از کشورهای منطقه، اشاراتی جزئی شده است.
- سیاست خارجی ترکمنستان؛[۲]از ریچارد پامفرت؛[۳]در این مقاله، نویسنده به بررسی سیاست خارجی ترکمنستان در حوزههای اقتصادی و سیاسی پرداخته و لذا مباحث مربوط به انرژی در بخش اقتصادی، بخشی از مقاله را تشکیل میدهد و این مباحث شامل دورهی ریاست جمهوری صفرمراد نیازاف و دو سال اول ریاست جمهوری بردیمحمداف میشود و سیاستهای انرژی این کشور در دورهی جدید بعد از فوت مراد ترکمنباشی را در برنمیگیرد.
- تجزیه و تحلیل سیاست خارجی ترکمنستان، در دورهی بردیمحمداف؛[۴] از لوکا آنسهشی،[۵] این مقاله شامل دو بخش است. در بخش اول مقاله، نویسنده به بررسی سیاست خارجی ترکمنستان در دورهی صفرمراد نیازاف و ارزیابی سیاست خارجی او پرداخته است و مباحث مربوط به انرژی، بخش کمی از بحث را شامل می شود. در بخش دوم مقاله نیز، به چندجانبهگرایی، در دورهی پس از صفرمراد نیازاف و روی کارآمدن بردیمحمداف، به عنوان رئیس جمهور جدید این کشور و اصلاحات انجام شده توسط او پرداخته شده است و صرفا دو سال اول ریاست جمهوری او را دربر میگیرد.
از آنجا که هدف این پژوهش، بررسی همکاریهای صورت گرفته در زمینهی انرژی در عرصهی سیاست خارجی ترکمنستان، علاوه بر روسیه و ایران، با چندین کشور دیگر مانند چین، ترکیه، پاکستان، افغانستان، ترکیه و اتحادیه اروپا و اهمیتی که این کشور در عرصهی سیاست خارجی، به واسطهی منابع غنی انرژی، برای این کشورها دارد، منابع موجود کمتر به طور مستقل به تأثیرگذاری عامل انرژی بر سیاست خارجی ترکمنستان پرداختهاند. ۷-۱ تعاریف نظری و عملیاتی ۱-۷-۱ انرژی انرژی، یکی از اصلیترین نیازهای جوامع انسانی امروز است، که نه تنها بر بسیاری از منازعات و روابط میان دولتها تأثیرگذار است، بلکه میتوان گفت بسیاری از مناقشهها و تعاملها، اساسا به علت دستیابی به آن به وقوع میپیوندد. موضوع انرژی، به دلیل نقش تعیینکنندهای که در اقتصاد جهان معاصر دارد، همواره یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه سیاستمداران در کشورهای مختلف بوده است. در این فرآیند، به طور تاریخی کشورهای دارای منابع انرژی و کشورهای طالب منابع انژری، هر یک به گونهای بخش عمدهای از ظرفیتها و تواتمندیهای سیاست خارجی خود را صرف تولید، توزیع و تضمین امنیت انرژی ساختهاند. بیشک در دنیای صنعتی امروز، انرژی، یکی از عوامل مهم تأثیرگذار در روابط میان کشورهاست. وجود منابع سرشار و ذخایر انرژی در برخی از کشورها و همینطور کمبود انرژی و نیاز شدید به آن در برخی دیگر، باعث شده است تا کشورها درباره سیاست خارجی خودشان و نیز در برقراری روابط با یکدیگر به این متغیر مهم توجه ویژهای داشته باشند.[۶] تا به امروز گونههای مختلفی از انرژی شناخته شده است، که با توجه به نحوه آزاد سازی و تأثیرگذاری، به دستههای مختلفی طبقهبندی میشوند. از آن جمله میتوان به انرژی جنبشی، انرژی گرمایی، انرژی الکتریکی، انرژی شیمیایی، انرژی پتانسیل و انرژی هستهای اشاره کرد. در تحقیق حاضر منظور از انرژی سوختهای فسیلی است که ذغال سنگ، نفت و گاز طبیعی را شامل میشود و در اینجا نفت و گاز طبیعی کشور ترکمنستان مد نظر است. ۲-۷-۱ سیاست خارجی[۷] سیاست خارجی، عبارت است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرحریزی شده توسط تصمیمگیرندگان حکومتی، که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بینالمللی است. بهطور خلاصه میتوان گفت که سیاستخارجی، شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است، که در صحنهی بینالمللی از سوی دولتها انجام میپذیرد. سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولتها باشد.[۸] مقولهی سیاست خارجی، از پیچیدهترین و گستردهترین مقولات در میان تمامی شاخههای علوم اجتماعی است، که دهها و حتی صدها عامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، تاریخی و تکنیکی در داخل واحدهای سیاسی در سطوح مختلف نظام بینالملل در آن دخالت مجرد یا متقابل دارند. سیاست خارجی یک کشور نه تنها از عوامل خارجی، که از محیط داخلی نیز تأثیر میپذیرد. به عبارت دیگر سیاست خارجی را، میتوان مجموعهی اهداف و روشهایی دانست، که یک دولت در مقابل دول خارجی، در جهت دفاع از منافع ملی خود، دنبال میکند. آنچه بیش از هر چیز سیاست خارجی یک کشور را تعیین میکند، مفهومی است که به “منافع ملی”، معروف شده است. اهمیت منافع ملی در تعیین سیاست خارجی، به اندازهای است که میتوان آن را محور سیاست خارجی دانست.[۹] مطالعه سیاست خارجی با مطالعه روابط خارجی، متفاوت است. روابط خارجی، عمدتا به مرور تاریخ و تحولات روابط میان دولتها میپردازد. در حالی که در سیاست خارجی، به ریشههای درونی در شکلگیری سیاستها، چرایی سیاستها، دکترینهای اجرایی سیاستها و بازتاب سیاستهای خارجی در روابط بین الملل، پرداخته میشود. هر کشوری بر اساس جایگاهی که در نظام بینالمللی دارد، یا بر اساس ساختار سیاسی حاکم، یا بر اساس قانون اساسی، و یا نقش نخبگان و افراد و نیز نقش محیط اجتماعی، ممکن است سیاست خارجی متفاوتی داشته باشد و به همین دلیل مطالعه سیاست خارجی دولتها نیز متفاوت است. سیاست خارجی دولتها ممکن است، سرچشمههای درونی (محیط اجتماعی یک کشور) و یا سرچشمههای بیرونی(نظام بینالملل) داشته باشد. کشورهای ضعیف، سیاست خارجیشان تحت تأثیر نظام بینالملل شکل میگیرد. در حالی که کشورهای قدرتمند، سیاست خارجیشان را از سرچشمههای درونی دارند. ۳-۷-۱ منافع ملی[۱۰] منافع ملی یک کشور، که معمولا توسط دولت تعریف میشود، استفاده از آن به عنوان ابزاری جهت تحلیل سیاست خارجی است. در اینجا منافع ملی، حاکی از آن است که چه چیزی برای ملت در رابطهاش با سایر کشورها بهترین است. این نوع استفاده از اصطلاح، نه تنها بر تهدید موجود نسبت به ملت از جانب آنارشی بینالمللی، بلکه بر قید و بندهای خارجی از جانب پیمانها، منافع و قدرت سایر کشورها و سایر عوامل خارج از کنترل ملت، نظیر جایگاه جغرافیایی و وابستگی به تجارت خارجی، بر سر راه آزادی مانور دولت تأکید میکند.[۱۱] منافع ملی، مفهومی پیچیده و دارای تعاریف مختلف، که ممکن است به مثابه هدفهای اولیه و همیشگی کشور تعریف گردد. کراسنر، منافع ملی را گزینهای گریز ناپذیر محسوب میدارد و به کلام لرد پالمرسون، منافع ملی، معیارهای جاودانی در حوزهی سیاست خارجی است. او معتقد است که، ما تعهد ابدی نداریم، بلکه منافع ملی برای ما ابدی است و وظیفه ما پیروی از آن است. دیوید سینگر نیز، میگوید: منفعت ملی، چشمانداز مهمی است که غالب ما جهان را در آن میبینیم، دشمنان را با آن شناخته و محکوم میکنیم، شهروندانمان را با استناد به آن تابع خود میسازیم، اعمالمان را به واسطه آن تأیید اخلاقی نموده و کارایی میبخشیم.[۱۲] منافع ملی، هر تعریفی که داشته باشد در برگیرنده نکات زیر است:
wpadminbar" style="box-sizing: inherit; font-size: 13px; line-height: 32px; direction: rtl; color: #cccccc; font-family: -apple-system, BlinkMacSystemFont,;">
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- بازیگران روابط بینالملل، تنها دولتها نیستند. شرکتهای چندملیتی و سازمانها و رژیمهای بینالمللی، بازیگران جدیدی هستند که در کنار دولتها نقش آفرینی میکنند.
- مسائل اساسی جهان، دیگر تنها مسائل نظامی، امنیتی و استراتژیک نیست. بلکه مسائل اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی و فرهنگی اهمیت بیشتری یافتهاند. این دگرگونی حرکت از سوی سیاست حاد، به سوی سیاست ملایم خوانده میشود. به همین دلیل نیز کاربرد زور و قدرت نظامی، کمتر و همکاریهای اقتصادی، اجتماعی بیشتر میشود.
- قاعده رفتار در عرصه جهانی، از تعارض و مخاصمه به همکاریهای فراملی تغییر کرده است. در شرایط وابستگی متقابل، قاعده بازی دیگر بازی حاصل جمع صفر نیست، بلکه برد و باخت میتواند به طور یکسان برای همه طرفهای بازی باشد. در روابط بینالملل، برد یک بازیگر لزوما به معنی باخت دیگری نیست و بازی جدید میتواند دو یا چند برنده و بازنده داشته باشد.
- سلسله مراتب قدرت که مبتنی بر قدرت نظامی بود، جای خود را به شبکه پیچیدهای از همکاریها میدهد که دیگر سلسله مراتبی نیست.[۴۴]
- تعدد ساختاری نظام بینالملل؛ مثلا ممکن است ساختار از لحاظ نظامی تک قطبی باشد، ولی از لحاظ اقتصادی چند قطبی.[۴۵]
۷-۲ وابستگی یا وابستگی متقابل؟ وابستگی،[۴۶]روابط بین کشورهای درحال توسعه و کشورهای صنعتی غرب را مشخص میکند. یعنی وابستگی، به عنوان حدود نابرابر وابستگی به بازارها و منابع عرضه و توانایی نابرابر دو کشور، برای تأثیرگذاردن، کمک یا صدمه زدن به دیگری تعریف میشود. اعمال و سیاستهای کشورهای در حال توسعه، اثرچندانی بر امور اقتصادی و سیاسی کشورهای صنعتی شده (حتی کشورهای کوچک صنعتی) ندارد. از طرف دیگر، سیاستهای یک کشور صنعتی شده غالبا عواقب مهمی برای یک کشور در حال توسعه دارد و هر گونه تلاشی در جهت تغییر شدید یا محدود کردن روابط برای کشور دوم، بسیار گران ولی برای اولی ارزانتر تمام میشود.[۴۷] به اعتقاد کوهن و نای، وابستگی متقابل وابستگی دو جانبه است که بین کشورها و یا بازیگران در کشورهای مختلف، وابستگی دو جانبه را به وجود میآورد و اثرات متقابل رفتارها دیده میشود. اما وابستگی، به این معنی است که کشوری تحت سلطه نیروهای خارجی قرار گیرد.[۴۸] ۸-۲ همگرایی یا وابستگی متقابل؟ وابستگی متقابل را بایستی از همگرایی،[۴۹]متمایز کرد. همگرایی را، عدهای چون اینکلز، قدمی فراتر از وابستگی متقابل میدانند. در همگرایی، واحدهای خودمختار که از قبل نقشهای حیاتیتری نسبت به سایر واحدها داشتهاند و این برتری نقش را برای خود حفظ کردهاند. نهادی جمعی ارائه میدهند، که به زیر مجموعهای از نهادها همچون نهادهای اقتصادی یا سیاسی تقسیم شده و به حل یک رشته مشکلات نهادی اصلی کمک میکند. اساسا همگرایی سیاسی جوامع، مستلزم دولتی واحد است که بیشتر از آن چیزی است که در وابستگی متقابل مورد نظر میباشد. دویچ، در این رابطه استدلال میکند که وابستگی متقابل همیشه منجر به همگرایی نمیشود. واژه وابستگی متقابل، بر یک مرحله دو بعدی تکیه دارد. این فرآیند مابین دولتها یا دیگر بازیگران بینالمللی، چندجانبه بودن روابط را نشان میدهد. از دیدگاه او وابستگی متقابل مثبت، از همبستگی حمایت میکند. در حالی که وابستگی متقابل منفی باعث تشدید تضاد میشود و وابستگی متقابل ضعیف نیز اختلافات چندانی ایجاد نمیکند. هاس، همگرایی را به عنوان فرآیندی تعریف میکند، که طی آن رهبران سیاسی جوامع مختلف متقاعد شوند که وفاداری، انتظارات و فعالیتهای سیاسی آنها را به سمت مرکز جدیدی که نهادهایش دارای اختیارات قانونی یا متقاضی اختیارات قانونی ورای اختیارات ملت-کشورها باشد سوق دهد.[۵۰] ۹-۲ مفاهیم بنیادین نظریه وابستگی متقابل برای روشنتر شدن مفهوم نظریه وابستگی متقابل، لازم است که اشارهی مختصری به مفاهیم بنیادین این نظریه داشته باشیم، که در روشنتر شدن بحث به ما کمک خواهند نمود. مفاهیم بنیادین این نظریه عبارتند از: وابستگی متقابل، قدرت، هزینه، حساسیت، آسیبپذیری. ۱-۹-۲ وابستگی متقابل[۵۱] ریچارد روزکرانس و دیگران، در تعریف وابستگی متقابل، در جایی آن را نوعی پیوند میدانند. وابستگی متقابل را، میتوان به عنوان پیوند مستقیم و مثبت منافع دولتها در مواردی تعریف کرد که، تغییر در موقعیت یک دولت ،جایگاه سایرین را در همان جهت تغییر میدهد. آنان همچنین وابستگی متقابل را به عنوان یک نظام تعریف میکنند که، میتوان آن را برآیند پیوندهای فوق دانست. “وابستگی متقابل، به مفهوم نظامی است که در آن، معمولا دولتها در نردبان موقعیت بینالمللی (توان اقتصادی، قدرت، رفاه، دسترسی به اطلاعات و یا تکنولوژی) با هم بالا و پایین میروند”. همانگونه که دیده میشود در این تعاریف بر همسویی تحولات و تأثیرات تأکید شده است. کوهن و نای، در تعریف تحلیلی وابستگی متقابل مینویسند: وابستگی، به معنای وضعیتی است که نیروهای خارجی، آن را تعیین میکنند یا تا حد زیادی تحت تأثیر قرار میدهند. وابستگی متقابل در سادهترین مفهوم، وابستگی دوجانبه است. وابستگی متقابل در سیاست جهانی، به وضعیتهایی اشاره دارد که، وجه مشخصه آنها آثار متقابل میان کشورها، یا میان بازیگران در کشورهای مختلف است.[۵۲] ۲-۹-۲ قدرت در دیدگاه سنتی، قدرت نظامی بر دیگراشکال آن برتری داشت و دولتهایی که بیشترین قدرت نظامی را داشتند بر امور جهان تسلط داشتند، اما منابعی که قابلیت تولید قدرت را داشتند، پیچیدهتر شدهاند. از دید یک ناظر موشکاف، در دوران پس از جنگ، شاهد دگرگونی بنیادین در عناصر قدرت، استفاده و دستیابی به آن هستیم. هانس مورگنتا، نویسنده برجسته واقع گرا در عرصه سیاست بینالملل، به عنوان یک تاریخدان در واکنش به حوادث دهه ۱۹۷۰، به طور قطع آنها را بیسابقه دانست و از ارتباط کارکردی بین نظامیگری و قدرت اقتصادی، سخن گفت و در اختیار داشتن قدرت نظامی، برای کشورهای انحصارگرا یا نیمه انحصارگرا را جهت دستیابی به مواد خام، برای دستیابی به اقتصاد پیشرفته را، ضروری دانست. کوهن ونای، قدرت را توانایی یک بازیگر به واداشتن دیگران به انجام کاری تعریف کردهاند، که در غیر این صورت تمایلی به انجام آن کار ندارد و همچنین قدرت را، توانایی کنترل منابع در مسیر دستیابی به اهداف خود دانسته اند. از دید آنان قدرت را به لحاظ کنترل بر نتایج، میتوان تصور کرد. از دید این دو وابستگی متقابل نامتقارن، میتواند ایجاد قدرت کند و این قدرت میتواند به عنوان کنترل بر منابع و یا نیروی بالقوهای که بر نتایج موثر است عمل کند. زیرا افزایش قدرت، موجب کاهش هزینه خواهد شد و بازیگری که کمتر وابسته است میتواند در رابطه با بازیگر دیگر تغییر ایجاد کند.[۵۳] بنابراین بین تعریف کوهن و نای، با تعریف مورگنتا از قدرت، تفاوت ماهوی وجود ندارد. بلکه صرفا تحولی در مصداق و ابزار قدرت، به وجود آمده است. تعبیری را که این دو نظریهپرداز در تعریف قدرت به کار میبرند، حاکی از وجود یک رابطه مستقیم علت و معلولی بین وجود قدرت و تمکین دیگر بازیگران است.[۵۴] ۳-۹-۲ هزینه واژه هزینه، از اساسیترین مفاهیم نظریه وابستگی متقابل است. تبدیل پیوستگی متقابل، به عنوان مفهومی عام در روابط میان جوامع به وابستگی متقابل، از طریق مفهوم هزینهها، توضیح داده می شود. در متون مربوط به وابستگی متقابل، تعریف دقیقی از مفهوم هزینه ارائه نشده است. کوهن و نای، صرفا به مفهوم آثار پرهزینه برای توضیح هزینه اشاره کرده اند و بیشتر سعی کرده اند با ارائه مثالهایی، این مفهوم را به طور عملیاتی تعریف نمایند و یا آن را در مقابل سود قرار دهند. کارل دویچ ،هزینه را در مقابل منفعت قرار میدهد.[۵۵]روابط مبتنی بر وابستگی متقابل، همواره متضمن هزینهاند، به این دلیل که استقلال عمل را محدود میسازد و هیچ تضمینی وجود ندارد که روابط مبتنی بر وابستگی متقابل، به نفع دو طرف بیانجامد.[۵۶] ۴-۹-۲ حساسیت و آسیب پذیری[۵۷] حساسیت، به درجه حساس بودن دولتها نسبت به حدوث تغییرات در دولت دیگر ارتباط دارد. که یکی از راههای اندازهگیری این بعد بررسی این موضوع است که، آیا دگرگونیها در زمینههای خاص (نرخ بیکاری یا نرخ تورم ) در سایر کشورها به همان سیاق است یا خیر؟
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- پایهریزی اقتصاد ملی، به منظور استفاده از منابع و تأمین نیازهای داخلی[۱۲۶]
در عرصهی سیاست خارجی نیز صفرمراد نیازاف رویکرد بیطرفی را درپیش گرفت. اقتصاد دوره شوروی ترکمنستان بر یارانههای عظیم بنا شده بود. زمانی که یارانههای شوروی قطع شد، بسیاری از مشاغل صنعتی و کشاورزی به سرعت درمانده شدند. در چنین فضایی بود که توجه دولتمردان ترکمنستان به درآمدهای حاصل از صادرات انرژی معطوف شد و این درآمدها به عنوان تأمین کننده اصلی ثبات اقتصادی و سیاسی مورد توجه قرار گرفت. همین عامل به عنوان یکی از انگیزههای اصلی اتخاذ سیاست بیطرفی از سوی صفرمراد نیازاف بود. به این ترتیب سیاست بیطرفی، پیش از هر چیز تضمینی مهم برای جریان یافتن سرمایههای خارجی و سرمایه بانک بینالمللی به اقتصاد ترکمنستان بود. این موقعیت بیطرف، میتوانست نقش مهمی نیز در تقویت اعتماد به ترکمنستان در بخش مالی و صنعتی جهان بازی کند. ترکمنستان با این سیاست در پی اطمینان یافتن از این امر بود که اقتصاد ملیاش به کمترین میزان ممکن تحت تأثیر وقایع ناخوشایند پیرامونی، (چه در بخش سیاسی و چه در بخش اقتصادی) قرار گیرد.[۱۲۷] گریگوری گلیسون، در این رابطه میگوید: سیاست بیطرفی ترکمنستان نخست در پی اطمینان یافتن از این بود که ترکمنستان میتواند بیشترین فاصله ممکن را با روسیه ایجاد کند، بدون اینکه دسترسی به بازارهای گاز شمالی و اروپایی را از دست بدهد. دوم، این سیاست طراحی شد تا توسعه تجارت با همسایگان جنوبی و غربی ترکمنستان را بر مبنای منافع مشخص ترکمنستان ارتقاء دهد و سوم، این سیاست اتخاذ شد تا جذب حداکثر سرمایه خارجی ممکن را برای ترکمنستان امکان پذیر کند تا دولت از این طریق صنایع مرتبط با گاز را احیاء کرده و امارتی همچون کویت در کشور خود ایجاد کند و در عین حال کنترل کامل بر نظام سیاسی را از دست ندهد.[۱۲۸] نیازاف با به کارگرفتن سیاست بیطرفی دائم تلاش کرد تا با جدا نگاه داشتن خود از اتحادها و ائتلافهای تنشزا، از هر اقدامی که امکان داشت جریان صادرات گاز ترکمنستان را به خطر بیاندازد دوری کند. محصور بودن ترکمنستان در خشکی و نیز نیازمند بودن صادرات گاز به احداث خطوط لوله منجر به وابستگی شدید درآمدهای ترکمنستان به روابط آن با کشورهای همسایه خود شد و ترکمنستان تلاش کرد سیاست خارجی خود را به شکلی تنظیم کند که هیچ گونه تنشی را با همسایگان ایجاد نکند. او حتی تلاش کرد تا با کنار گذاشتن اختلافات قومی و مرزی تاریخی با همسایگانش، تا حد امکان خود را از تنشهای منطقهای جدا نگه دارد. درواقع در دوران نیازاف دولت، ترکمنستان با محور قرار دادن بهرهبرداری از درآمدهای حاصل از فروش گاز طبیعی و به کار گرفتن سیاست بیطرفی دائم، تلاش کرد مسائل اقتصادی را از مسائل سیاسی جدا کرده و فقط به دنبال توسعه صادرات گاز طبیعی خود باشد. در این دوران دولت ترکمنستان را میتوان یک دولت رانتیر منزوی در نظر گرفت که به جای اینکه منابع خود را به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی و داخلی خود قرار دهد، سیاست داخلی و به ویژه خارجی خود را در خدمت منافع گازی خود قرار داده بود.[۱۲۹] علاوه بر اتخاذ رویکرد بیطرفی از سوی صفرمرادنیازاف، برای تأمین ثبات اقتصادی و جذب سرمایههای خارجی، انجام اصلاحات در بخش انرژی مورد توجه دولتمردان این کشور قرار گرفت. در بخش انرژی، اصلاحات به معنی کاهش وابستگی به مسکو و خطوط لوله بازمانده از دوران شوروری بود. در این رابطه دو چیز برای ترکمنستان به عنوان هدف تلقی میشد، متنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی و همچنین جذب سرمایههای خارجی (به ویژه از کشورهای غربی) در بخش انرژی، از جهتی، ایجاد تغییر در بخش انرژی مهمترین هدف دولت ترکمنستان بود، زیرا درآمدهای حاصل از این بخش، پایه و زیربنای فعالیتهای اقتصادی دولت در دیگر بخشها نیز بود. در سند توسعهای که در سال ۱۹۹۳ برای افزایش رشد اقتصادی ترکمنستان تدوین شد، تأکید اصلی بر جذب سرمایه در بخش گاز بود.[۱۳۰] در رابطه با متنوعسازی مسیرهای انرژی، ترکمنستان در زمان حیات نیازاف نتوانست به پیشرفتی در خور توجه دست یابد. مسیرهای گوناگونی که برای صادرات گاز ترکمنستان در نظر گرفته شده بود هر یک به دلیلی معوق مانده و یا از برنامه خارج شدند. تنها نتیجه واقعی در این ارتباط، احداث خط لوله کرپژه – کردکوی در سال ۱۹۹۷ برای انتقال گاز به ایران بود که آن هم با توجه به ظرفیت اندک خط لوله دستاوردی مهم محسوب نمیشد. در نتیجه، شاخص اصلی اقتصاد انرژی ترکمنستان در طول حیات نیازاف، همچنان وابستگی به مسکو بود. تأثیرات منفی این وابستگی بر اقتصاد ترکمنستان نیز امری قابل چشم پوشی نبود. به عنوان مثال، بحران اقتصادی سال ۱۹۹۸ در روسیه، به این دلیل که به کاهش خرید گاز ترکمنستان توسط روسیه منجر شد، تأثیر بسیار مخربی بر اقتصاد ترکمنستان بر جای گذاشت. ترکمنستان در این سال، دچار کسری در تراز پرداختها شد که تا سه سال بعد از آن ادامه داشت.[۱۳۱] تا اینکه نیازاف در اواخر دوران ریاست جمهوری خود، یک قرار داد ۲۵ ساله ارسال گاز به روسیه در سال ۲۰۰۳ را با پوتین امضاء کرد و در سال ۲۰۰۴، ۹/۲۱۱ میلیارد مترمکعب گاز به روسیه ارسال کرد.[۱۳۲] ترکمنستان در دوره نیازاف در جذب سرمایههای خارجی در بخش انرژی نیز موفق نبود. مهمترین دلیل آن، وجود قوانین دست و پا گیر برای فعالیت شرکتهای خارجی و همچنین اعمال مالیاتهای سنگین بر این گونه فعالیتها بود. به عنوان نمونه در بخش نفت، کنترل دولتی شدید اعمال میشد. چنانکه ۵/۹۰% تولید نفت این کشور، توسط شرکت دولتی نفت این کشور و۳% توسط شرکت گاز دولتی انجام میشد. به این ترتیب، تنها ۵/۶% برای شرکتهای خارجی باقی میماند. به همین دلیل، در اوایل سال ۲۰۰۲ اکسون موبیل[۱۳۳] فعالیت خود را در ترکمنستان متوقف کرد. شرکت شل نیز اعلام کرد که علاقه خود را به پروژههای نفتی ترکمنستان از دست داده است.[۱۳۴] بنابراین میتوان گفت سیاستی که صفرمراد نیازاف در پیش گرفت بیطرفی نبود، بلکه نوعی انزواطلبی بود و سیاستهای خارجی نیازاف و در کل تمام سیاستهای دیگر اعمال شده به وسیله رژیم تحت رهبری او، در پیشبرد کشور در یک مسیر خطرناک سهیم بودند. در واقع در اواخر سال ۲۰۰۶، رژیم ترکمنستان تقریبا به طور کامل از جامعه بینالملل جدا شده بود و فدراسیون روسیه به عنوان تنها شریک اقتصادی مهم ترکمنستان، تنها حامی بینالمللی برای نیازاف و همراهان او بود. این رژیم همچنین از همسایگان خود جدا شده بود به این دلیل که، نیازاف به طور سیستماتیک از شرکت در ابتکارات مختلف همکاری منطقهای که از سوی دیگر رهبران جمهوریهای منطقه ایجاد شده بود خودداری میکرد و انزوای بینالمللی ترکمنستان در زمان مرگ نیازاف به خوبی قابل درک بود.[۱۳۵] ۹-۳ راهبرد انرژی ترکمنستان در دوره ی بردیمحمداف (۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ ) اعلام رسمی درگذشت صفرمراد نیازاف رئیس جمهوری ترکمنستان، در اعلامیه مشترکی که توسط شورای امنیت ملی، هیأت وزیران و مجلس نمایندگان ترکمنستان منتشر گردید صورت گرفت. در این اعلامیه مشترک آمده بود که نیازاف، در ساعت یک بامداد روز ۲۱ دسامبر ۲۰۰۶ (اول دی ۸۵) به علت سکته قلبی درگذشت. در این اعلامیه که درگذشت صفرمراد نیازاف را اعلام میداشت همزمان بر این موضوع تأکید میشد که سیاستها و خطی مشیهای دوران نیازاف خصوصا در مباحث سیاست خارجی ادامه خواهد یافت و در این خصوص بر سیاست بیطرفی ترکمنستان در عرصهی بینالمللی، روابط خوب همسایگی، اعتماد متقابل، برابری و سود متقابل در همکاریهای بینالمللی و تعهد به تمام معاهدات بینالمللی تأکید گردید. در ۲۶ دسامبر اعضای شورای مصلحت خلق که بالاترین مرجع تصمیمگیری در ترکمنستان محسوب میشود تشکیل جلسه داد. این شورا ۱۱ فوریه ۲۰۰۷ را به عنوان روز انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود و بر اقدام صورت گرفته توسط شورای امنیت ملی در کنار زدن رئیس مجلس ترکمنستان که مطابق قانون اساسی رئیس حکومت موقت پس از فوت نیازاف تلقی می شد صحه گذاشت و پذیرفت ” قربانقلی بردیمحمد اف” که توسط شورای امنیت ملی به جای رئیس مجلس برکنار شده عهده دار کفالت ریاست جمهوری شده بود، تا زمان برگزاری انتخابات قدرت دولتی را در اختیار داشته باشد. این شورا همچنین ممنوعیتی را که در قانون انتخابات رئیس جمهور بود را تغییر داد و به بردیمحمداف اجازه داد که در انتخابات آتی بتواند نامزد انتخابات گردد.[۱۳۶] رهبری ترکمنستان (قربانقلی بردیمحمداف)، در اوایل سال ۲۰۰۷، در فرآیندی از تجدیدنظر سیاست خارجی با هدف تدبیر استراتژیهای جدید، در رفع انزوطلبی ترکمنستان بدون اعمال اثرات خارجی بر کشور وارد شد. با به قدرت رسیدن او بروز تغییرات و دگرگونیهایی هر چند اندک در سیاست خارجی این کشور پدیدار شد. یعنی جدا از اینکه سیاست خارجی عشقآباد و بیطرفی به رسمیت شناخته شده از طرف سازمان ملل ادامه یافت، اما اندک اندک نمودهای سیاست خارجی این کشور بیانگر آن بود که، عشق آباد به تدریج در پی نقشی متفاوت در سیاست خارجی، خروج از انزوای دوران نیازاف و ایفای بازیگری در بازارهای انرژی منطقه است. به عبارت دیگر هر چند بیطرفی مطلق نیازاف به سوی خنثی بودن در تحولات منطقهای و بینالمللی نمود پیدا میکرد و گاه ترکمنستان حتی از رأی ممتنع در سازمان ملل امتناع میکرد، اما بردیمحمداف اندک اندک از موضع بیطرفی کامل، فاصله گرفت و به نوعی سیاست بیطرفی نسبی و فعال حرکت کرد. در واقع اینطور به نظر میرسد که، رهبری جدید ترکمنستان انزوای بینالمللی را، به عنوان یک عامل متزلزل کننده در نظر گرفته است و به دنبال آن تعدیل وضعیت انزواطلبی را، در عرصههای منطقهای و جهانی انتخاب کردند. در این رویکرد اکنون ترکمنستان مناسبات خود را از سویی با امریکاییها و متحدان غربی و از سویی دیگر با روسها و همچنین همسایگانی مانند ایران، قزاقستان ازبکستان و افغانستان گسترش داد.[۱۳۷] بردیمحمداف با حذف اصل بیطرفی دائم از قانون اساسی ترکمنستان، پیامی به همه کشورهای جهان و منطقه فرستاد و آمادگی خود را برای حضور جدی در عرصه روابط منطقهای و بینالمللی اعلام کرد. آمادگی که با ورود بحران در روابط گازی با ایران و قطع صادرات خود در سردترین روزهای زمستان سال ۲۰۰۸، جلوهای عملی به خود گرفت. در جریان این اختلافها ترکمنستان به خاطر آنچه قیمت پایین گاز صادراتی به ایران عنوان میشد، جریان گاز صادراتی به ایران را قطع کرد. این عمل علاقه این کشور برای ورود به عرصه جهانی را نشان میداد.[۱۳۸] بردیمحمداف پس از رسیدن به پست ریاست جمهوری، اقداماتی در حوزهی اقتصادی از جمله انرژی انجام داد از جمله: ۱-۹-۳ افزایش سرمایهگذاریهای خارجی یکی از مشکلاتی که در ترکمنستان وجود داشت، قوانین سخت سرمایهگذاری، نرخهای بالای مالیات و عدم حمایت دولت از پروژهها بود. به همین دلیل بردیمحمداف نخستین گام را اصلاح قوانین سرمایهگذاری خواند و در روز اول اکتبر سال ۲۰۰۷ میلادی، قانون جدید سرمایهگذاری خارجی تأیید شد. در زمان نیاز اف، این کشور در زمره منزویترین کشورهای جهان بود و همین مسأله سبب شد، در بین کشورهای نفتخیز جهان کمترین رشد توسعه یافتگی اقتصادی را داشته باشد. اما پس از مرگ نیازاف و جایگزین شدن بردیمحمداف، فضا برای سرمایهگذاری و فعالیتهای اقتصادی بازتر شد. فضای بستهی حاکم بر این کشور باعث شده بود تا حجم سرمایهگذاری خارجی انجام شده در صنعت نفت و گاز آن، به نسبت دیگر همسایگانش به خصوص کشورهای قزاقستان و آذربایجان کمتر باشد. همین امر سبب شد تا بردیمحمداف، رایزنیهایی با شرکتهای خارجی سرمایهگذار در صنعت نفت و گاز انجام دهد و زمینه را جهت جذب سرمایهگذاری خارجی فراهم آورد.[۱۳۹] در تاریخ ۲ مه ۲۰۰۷ نیز، رئیس شرکت ترکمنگاز اشیگلد کاکااف، در اجلاس اقتصادی اوراسیا در استانبول، اعلام کرده بود که موافقتنامههای موجود با روسیه هر چند برای عشق آباد دارای امتیاز است ولی ترکمنستان طرفدار صادرات گاز به تمام کشورهای منطقه و فرامنطقهای و گزینههای صادراتی جدید بوده است و همواره به دنبال گسترش روابط بینالمللی، بر اساس عملگرایی است و برای تحقق اهداف خود سیاست تشویق سرمایهگذاران خارجی در صنعت نفت و گاز را در پیش گرفته است.[۱۴۰] در زمینه سرمایهگذاری و زیرساختها، توجه به زیرساختهای انرژی و سرمایهگذاری در این بخش به دلیل، وابستگی زیاد اقتصاد ملی آن به صنایع نفت و گاز رو به افزایش بود. افزایش تراز تجاری ترکمنستان تا اواسط ۲۰۰۹، منجر به چانه زنیهای بیشتر این جمهوری در سطح بینالمللی از جمله با روسیه، به عنوان مشتری اصلی گاز آن برای افزایش قیمت گاز شد و در طول چند سال گذشته توانست بیشترین استفاده را قدرت چانهزنی خود در سطح بینالمللی کند.[۱۴۱] در بهار سال ۲۰۰۹، بروز حادثه در خط لولهی انتقال گاز ترکمنستان به روسیه (مرکز- آسیای مرکزی)، منجر به، توقف گاز ترکمنستان به روسیه شد و پس از آن کاهش سریع قیمتها در بازار انرژی اروپا منجربه، قطع کامل صادرات گاز ترکمنستان به روسیه در بقیه سال ۲۰۰۹ شد. با این حال سرمایهگذاری خارجی، در بخش نفت و گاز ترکمنستان به خصوص پس از کشف میدان گازی بزرگ “یولاتان عثمان”[۱۴۲]، رو به افزایش بود و در پی بروز مناقشات و اختلافات میان روسیه و ترکمنستان، این کشور به سمت چین گرایش پیدا کرد و توانست یک اعتبار چهار میلیارد دلاری از چین برای انجام عملیات اکتشاف و استخراج در میدان “یولاتان عثمان”، دریافت کند و در پایان سال ۲۰۰۹، قراردادهای خدماتی به ارزش ۷/۹ میلیارد دلار، برای توسعه میدان یولاتان – عثمان بین شرکت ملی گاز ترکمنستان (ترکمنباشی) و شماری از شرکتهای امارات متحده عربی، چینی و شرکتهای حفاری کرهای به امضاء رسید.[۱۴۳] از ۱۴ تا ۱۶ نوامبر ۲۰۱۲، ترکمنستان هفدهمین کنفرانس بینالمللی نفت و گاز (OGT) و یک نمایشگاه تحت عنوان،” گرایش اصلی در توسعه صنعت نفت و گاز ترکمنستان و همکاری بینالمللی”، با هدف جذب سرمایهگذاری خارجی در این بخش برگزار کرد. مقامات ترکمنستان در طول این کنفرانس، از برنامههای خود برای شروع تولید در میدان گازی گالگنیش، صحبت کردند و شرکت دولتی ترکمن گاز، قراردادی با ارزش ۷/۹ میلیارد دلار، با شرکتهای پتروفاک بین المللی، FZE امارات متحده عربی، شرکت مهندسی حفاری چین و یک کنسرسیوم از شرکت بینالمللی LG و شرکت مهندسی هیونداری CO.Ltd ( کره جنوبی)، برای توسعه صنعتی میدان گالگنیش امضاء کرد و وزیر سابق صنعت نفت و گاز و منابع معدنی و رئیس فعلی ترکمنگاز، کاکا جلدی عبداللهاف[۱۴۴] گفت: ترکمنستان در حال حاضر حدود ۶۰ تا ۱۶۰، حوزه گازی شناخته شده در کشور دارد.[۱۴۵] طبق گزارش سرمایهگذاری جهانی[۱۴۶] در سال ۲۰۱۲، ترکمنستان در بین ۱۰ کشور برتر بعد از هنگ کنگ، چین، بلژیک، سنگاپور و چند کشور دیگر، بالاترین سطح جذب سرمایهگذاری خارجی را دارد. طبق گزارش WIR، تخمین زده میشود که، سرمایهگذاری ترکمنستان از ۵۵۳/۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹، به ۶۳۷/۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ و ۱۶۸/۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۱، رسیده است. مقامات انرژی ترکمن، اعلام کردند که، از کل این سرمایهگذاری ۵۷% آن مربوط به بخش انرژی میشود.[۱۴۷] اقدام دیگر بردیمحمداف در عرصهی انرژی علاوه بر جذب سرمایهگذاری خارجی، تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی آن، در جهت کاهش وابستگی به مسکو بود. ۲-۹-۳ تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی ترکمنستان تعریف استراتژی انرژی ترکمنستان در دورهی بردیمحمداف، بیان میکند که هدف ترکمنستان توسعه سیستم خط لوله متعدد، برای صادرات انرژی ترکمنستان به بازارهای بینالمللی به طور پایدار و دراز مدت است و خود را ملزم به انجام پروژههای خط لوله، که از لحاظ اقتصادی دارای توجیه امنیتی است میداند. ترکمنستان در تلاش برای ارتکاب تنوع در بازارهای صادرات به منظور کاهش خطر نوسان در بازار انرژی است. به همین دلیل به طور فعال دیپلماسی انرژی را دنبال کرده و همواره در تلاش برای ایجاد روابط اقتصادی با کشورهای ایران، چین، ترکیه، پاکستان و اروپا است. این کشور مسائل مربوط به تأمین منابع انرژی بازارهای جهانی را در توسعه گسترده همکاریهای بینالمللی در بخش نفت و گاز، تلاش در پروژههای حمل و نقل و ایجاد تنوع خط لوله های زیرساختی میداند.[۱۴۸] کشف میادین مهم گازی که با میدان یولاتان به اوج خود رسید، موجب قرار گرفتن ترکمنستان، در کانون توجه کشورهای مصرفکننده انرژی گردید. از آنجا که ترکمنستان از اقتصاد پیشرفتهای برخوردار نیست، بنابراین صنعت گاز آن میتواند، به عنوان موتور محرک اقتصادی ایفی نقش نماید. از این رو مهمترین استراتژی این کشور، استفاده از پتانسیل گاز طبیعی در جهت رشد اقتصادی و بهبود شرایط زندگی است. شکلگیری بازارهای نوظهور در آسیا (چین و هند)، از یک سو و وجود بازارهای مصرف انرژی در اروپا از سویی دیگر، فرصتهای مناسبی برای حضور پررنگ تر در مبادلات بینالمللی پیش روی ترکمنستان قرار داده است. بنابراین متنوع کردن مسیرهای صادرات گاز در راستای دستیابی به بازارهای مختلف و همچنین کاهش وابستگی به سیستم انتقال گاز روسیه برای این کشور از اهمیت ویژه ای برخوردار است و با استقبال اروپا و آسیا روبه رو شده است. با این وجود حفظ روابط نزدیک با روسیه به دلیل وابستگیهای اقتصادی، فرهنگی و جغرافیایی همچنان از اولویتهای ترکمنستان میباشد.[۱۴۹]در ۱۳ و ۱۴ مارس ۲۰۱۳، ترکمنستان یک کنفرانس بزرگ نفت و گاز در دبی برگزار کرد و بار دیگر برنامههای خود جهت تنوع بخشیدن به مسیرهای صادرات انرژی را تکرار کرد.[۱۵۰] بردیمحمداف بر خلاف صفرمراد نیازاف، در اتخاذ رویکرد تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی موفق عمل کرد و از جمله کارهای صورت گرفته در دوران ریاست جمهوری او در جهت تنوعسازی مسیرهای صادرات انرژی میتوان به، احداث خط لولهی انتقال گاز ترکمنستان – چین، امضای موافقتنامه تاپی(خط لوله انتقال گاز ترکمنستان- افغانستان- پاکستان – هند) در سال ۲۰۱۰، احداث خط لوله دوم گاز ترکمنستان به ایران در ژانویه ۲۰۱۰ و مشارکت در طرحهای ناباکو، خط لوله ماورای خزر اشاره کرد. ۱۰-۳ جمعبندی ترکمنستان پس از استقلال، با توجه به مشکلات اقتصادی و ذخایر غنی انرژی آن، نیازمند اتخاذ یک رویکرد مناسب جهت استفاده از این منابع بود. دو رئیس جمهور این کشور، یعنی صفرمراد نیازاف و بردیمحمداف، تلاشهایی را برای موفقیت در عرصهی انرژی انجام دادند که صفرمراد نیازاف، به دلیل سیاست انزواگرایانهای که در پیش گرفته بود در این عرصه چندان موفق نبود و تنها موفقیتی که در عرصهی انرژی برای تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی داشت، امضای موافقتنامه خط لوله چین- ترکمنستان بود. پس از مرگ او و به قدرت رسیدن بردیمحمداف، رئیس جمهور جدید، تلاش گستردهای را برای خروج عشق آباد از انزوای ایجاد شده توسط رئیس جمهوری قبلی صورت داد و این کشور در عرصهی سیاسی و دیپلماتیکی بسیار فعالتر شد و روابط خود را با سایر کشورها توسعه داد و در صدد جذب سرمایهگذاری خارجی و نوسازی صنایع نفت و گاز و تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی برآمد و توانست موافقتنامههای مهمی را، علیرغم مخالفتهای روسیه، در زمینهی خطوط لوله جهت انتقال گازطبیعی خود به امضاء برساند و وابستگی خود جهت صادرات گاز طبیعیاش به روسیه را تا حد زیادی کاهش دهد و به دنبال آن قدرت چانه زنیاش را جهت تعیین قیمت گاز در مقابل روسیه و در سطح بین المللی افزایش دهد. بنابراین راهبردهای انرژی که این رئیس جمهور در دوران زمامداری خود اتخاذ کرد، نسبت به رئیس جمهور پیشین آن، موفقیتآمیزتر بوده است. فصل ۴ تأثیر اقتصاد انرژی ترکمنستان بر سیاست خارجی این کشور ۱-۴ مقدمه هدف و برنامه ترکمنستان، محور قرار دادن اقتصاد در سیاست خارجی است که محور اصلی آن هم، تولید گاز و نفت است. چرا که ترکمنستان، از سایر مولفههای مهم تاثیرگذاری در سیاست خارجی بیبهره است. محور اصلی سیاست خارجی ترکمستان، بر انرژی استوار است و استفاده از اهرم صادرات گاز در درجه نخست و در درجه دوم نفت، باعث شده تا این کشور تلاش کند به عنوان محوری برای مشارکت شرکتهای چندملیتی جایگاه خود را درمعادلات سیاسی بیشتر کند. زیرا زمانی که منافع شرکتهای بزرگ که در این کشور سرمایهگذاری کردهاند با منافع حاکمان این کشور گره میخورد، تا حد زیادی قدرتهای بازیگر ازحاکمیت فعلی حمایت میکنند، تا منافع بلندمدت خود را در این کشور تثبیت کنند. بر این اساس محور سیاست خارجی ترکمنستان، برقرای ارتباط با سایر کشورها بر اساس مناسبات اقتصادی بویژه، در عرصه گاز و نفت شکل میگیرد.[۱۵۱]بردیمحمداف در سال ۲۰۰۸، در توصیف اولویتهای سیاست خارجی خود اذعان داشت: برقرای روابط نزدیک با همسایگانی که با ما ریشههای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی دارند جزء اولویتهای سیاست خارجی ماست که در این رابطه روابطمان با ایران، ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان، افغانستان و دیگر کشورهای منطقه را گسترش میدهیم. در همین حال مشارکت خود با کشورهایی مثل روسیه، چین، ایالات متحده آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا را تقویت خواهیم نمود.[۱۵۲] در واقع ترکمنستان در پی مرگ رئیس جمهور صفرمراد نیازاف، در دوران ریاست جمهوری بردیمحمداف به لحاظ سیاسی و دیپلماتیکی فعالتر بوده است[۱۵۳]و در پی تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژی و خطوط لوله جدید جهت انتقال گاز طبیعی خود برآمد. وابستگی ترکمنستان به صادرات گاز و نقش خطوط لوله به عنوان مکانیزم غالب انتقال، بدین معنی است که، سیاستهای مربوط به خطوط لوله، نقش بزرگی در سیاست خارجی ترکمنستان دارد و دولت از مزیت گسترده گزینههای خطوط لوله آگاه است. سودآوری خطوط لوله، همراه با هزینههای بالای احداث آنها وابستگی زیادی به قیمتهای انرژی در دنیا دارد که از حیطهی کنترل ترکمنستان خارج است و همچنین به اندازهی مخازن گاز که قابل بهرهبرداری است. مقداری گازی که قابل عرضه است، دامنهی خطوط لوله احداث شده را تعیین خواهد کرد و بدین ترتیب میتواند قدرت فروش و تجارت یک کشور را نسبت به هر مشتری مشخص کند.[۱۵۴] در ترکمنستان ذخایر گاز قابل توجهی، در حوزهی دولتآباد وجود دارد و با کشف یک میدان گازی جدید یعنی یولاتان جنوبی عثمان مشارکت در ساخت خطوط لوله با سایر کشورها را برای این کشور به صرفهتر ساخته است. در دورهی ریاست جمهوری قربانقلی بردیمحمداف، عامل انرژی دارای تأثیرگذاری بیشتری در عرصهی سیاست خارجی این کشور بوده است و ایدهی رئیس جمهور جدید این کشور، در جهت تنوعسازی مسیرهای خط لوله انتقال انرژی و جذب سرمایهگذرای خارجی جهت توسعه صنایع بخش نفت و گاز، موجب سیاست خارجی فعالتر آن وگسترش همکاریهای بیشتر این کشور در عرصهی سیاست خارجی شده است و عامل انرژی، به عنوان یک برگ برنده در سیاست خارجی ترکمنستان ایفای نقش میکند و موجب توجه قدرتهای بزرگ منطقهای(چین و ایران) و یا فرامنطقهای (اتحادیه اروپا، روسیه و آمریکا) به آن شده است و همانطور که اشاره خواهد شد یکی از دلایل حساسیت روسیه نسبت به این کشور، به دلیل منابع غنی انرژی است که دارد. در این فصل روابط انرژی ترکمنستان با این کشورها بررسی خواهد شد. ۲-۴ روابط انرژی ترکمنستان و چین چین دارای دو منفعت عمده در آسیای مرکزی است، یکی امنیت و دیگری منافع اقتصادی بر اساس انرژی است. نگرانی امنیتی عمده چین، مربوط به استان سینکیانگ به واسطهی همسایگی آن با کشورهای آسیای مرکزی است که دارای مرز طولانی ۳۷۰۰ کیلومتری با منطقه است و هر گونه بیثباتی در این منطقه، به طور بالقوه میتواند بر سین کیانگ تأثیرگذار باشد.[۱۵۵] از آنجا که تمرکز ما بر موضوع انرژی است، به شرح بیشتر موضوع امنیت پرداخته نمیشود. به واسطه رشد تقاضا برای انرژی در چین، دولت این کشور در تلاش است تا راهی برای دستیابی به منابع انرژی حوزهی آسیای مرکزی بیابد. برنامه انرژی چین در سال ۲۰۰۰ در کنگرهی ملی خلق چین اعلام شد. تمرکز اصلی این برنامه بر ساختن یک شبکه ۴۲۰۰ کیلومتری خطوط انتقال نفت و گاز، از ایالت غربی چین، سینکیانگ به سواحل شرقی و ابر شهر شانگهای است. در کنگره شانزدهم، استراتژی “نگاه به غرب” برای سرمایهگذاری در منابع انرژی روسیه و آسیای مرکزی، به تأیید رسید. اگرچه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، توجه چین به آسیای مرکزی افزایش یافت، اما پیگیری سیاست سرمایهگذاری در منابع انرژی این منطقه، پس از آنکه رقیب جدی این کشور یعنی ژاپن در سال ۲۰۰۳، در زمینه ساخت خطوط لوله انتقال نفت از سیبری سرمایهگذاری کرد به طور جدی دنبال شد.[۱۵۶] عامل دیگری که موجب افزایش حضور چین در آسیای مرکزی شد این است که، تأمین امنیت عرضه ثابت انرژی از آسیای مرکزی، دارای اهمیت قابل توجه ژئواستراتژیکی برای چین است. اهمیت جغرافیایی این منطقه برای چین از این لحاظ است که، به عنوان جایگزینی در جهت کاهش وابستگی چین به واردات انرژی از مسیرهای دریایی که تحت سلطه ناوگان ایالات متحده است.[۱۵۷]در صورت وقوع جنگ یا هر نوع حمله تروریستی در خطوط دریایی و به ویژه در تنگه آسیبپذیر مالاکا، عرضه انرژی به این کشور میتواند به آسانی متوقف شود. وقوع منازعهای میان چین و آمریکا بر سر تایوان و یا آغاز جنگی جدید در منطقه خلیج فارس، هر یک می تواند تأثیری جدی بر قیمت و نیز میزان انرژی وارداتی به این کشور بگذارد. اما در صورتی که چین بتواند در اقتصاد منطقه آسیای مرکزی جایگاهی مهم پیدا کند، از میزان آسیبپذیری این کشور کاسته شده و هزینه محروم کردن آن از انرژی مورد نیازش بیشتر خواهد شد. ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی با کشورهای پیرامونی، یکی از قدیمیترین بازدارندهها است که در صورت وقوع بحران مانع از تحریم چین توسط همسایگانش میشود.[۱۵۸] ترکمنستان یکی از این کشورهای پیرامونی است، که به دلیل منابع سرشار انرژی آن، مورد توجه چین است. چین، با رشد سریع اقتصادی و کمبود انرژی مواجه است. برعکس ترکمنستان، با مشکلات در پیدا کردن خروجی قابل اعتماد، برای صادرات انرژی خود روبه رو است. که این مکمل باعث شده است، چین به گسترش منافع خود در آسیای مرکزی از نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ بپردازد. در مورد ترکمنستان با توجه به سیاست عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها، توسعهی روابط برای چینیها آسانتر بوده است.[۱۵۹] کشور ترکمنستان، که از آن به عنوان دروازه طلایی ورود به کشورهای آسیای مرکزی نام برده می شود. دارای بیشترین ذخایر نفتی در غرب کشور، در پهنهی دریای خزر است. این دروازه طلایی همچنین با ذخایر عظیم گاز، انگیزههای چین را برای ورود این کشور و انجام سرمایهگذاری های قابل توجه، ترغیب نموده است.[۱۶۰] حضور اقتصادی چین در آسیای مرکزی، از سال ۲۰۰۶ آشکار شد. هنگامی که پکن، منافع استراتژیک بلند مدت خود را، در منابع گاز جمهوریهای آسیای مرکزی، به خصوص ترکمنستان یافت. چین به عنوان یک سرمایهگذار کلیدی در اقتصاد ترکمنستان است که در درجه اول این حضور در بخش نفت و گاز آن تبلور یافته است. طی چند سال اخیر سرمایهگذاری آن در ترکمنستان به طور چشمگیری افزایش یافته به گونه ای که، پکن ۳ میلیارد دلار اعتبار، برای توسعه میادین جدید گاز طبیعی در قسمتهای شرقی ترکمنستان اختصاص داده است. جایی که مقامات ترکمن، امید زیادی به طرحهای تولید گاز و صادرات آن دارند و به احتمال زیاد در آینده منافع اصلی چین در ترکمنستان، بر بخشهای نفت و گاز از جمله، توسعه میادین جدید گاز، تولید گاز و صادرات آن به چین متمرکز باقی خواهد ماند. اساسا هدف مهم چین، تأمین شدن اقتصاد چین توسط منابع هیدروکربن و متنوع ساختن مسیرهای عرضه آن است. که با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی، مجاورت با منطقه آسیای مرکزی و توانمندی اقتصادی، صنعتی و فناوری نوین در حال گسترش حضور خود در بازار انرژی کشورهای این منطقه، به ویژه ترکمنستان است. چین در سالهای اخیر، اعتبارات مالی و تسهیلات بانکی بلند مدت فراوانی را، برای خرید تجهیزات صنعتی و تولیدی ساخت شرکتهای چینی از جمله لوکوموتیو، واگن، دستگاهها و تجهیزات صنعت نفت و گاز و پتروشیمی و ساختمانسازی، در اختیار کشورهای آسیای مرکزی قرار داده است. پکن توانسته با اختصاص همین اعتبارات خط لوله گاز بیش از هفت هزار کیلومتری ترکمنستان به چین را، راهاندازی کند.[۱۶۱] ۱-۲-۴ خط لوله چین – ترکمنستان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- آمریکا و اتحادیه اروپا اهمیت منابع نفت و گاز طبیعی دریای خزر را در کمک به رونق اقتصای، امنیت و ثبات منطقه مورد شناسایی قرار میدهند.
- این ذخایر، برای توسعه و تولید نیازمند راههای دسترسی مطمئن به بازارهای جهانی میباشد.
- از نظر ایالات متحده و اتحادیه اروپا، عامل اساسی توسعه این امر، دسترسی سریع به مسیرهای چندگانه خطوط لوله می باشد.
- ایالات متحده و اتحادیه اروپا از پیشرفت کشورهای ساحلی دریای خزر برای تدوین یک رژیم حقوقی که توسعهی سریع منابع این منطقه بهبود دهد استقبال میکنند. [۲۲۸]
به گفته یکی از کارشناسان شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا، ترکمنستان برای اتحایه اروپا اهمیت خاصی پیدا کرده است.[۲۲۹] عامل تعیینکنندهای به نام امنیت انرژی، بروکسل را، به ترکمنستان متمایل ساخت. اتحادیه اروپا، تقویت همکاری انرژی با کشورهای حوزه خزر ( از جمله ترکمنستان) را، به عنوان پاسخی به چالشهای خاص خود یعنی تنوع گزینههای وارداتی خود، در جهت کاهش وابستگی به انرژی روسیه در نظر گرفت. در کل انرژی، چشم انداز آینده همکاری ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ترکمنستان را تشکیل میدهد و عوامل تصمیمگیرنده در اتحادیه اروپا، مفهوم امنیت انرژی را تدوین کردند. در حالی که امنیت انرژی برای ترکمنستان، مرتبط با تضمین جریان منظم درآمدها از اکتشاف، بهرهبرداری و در نهایت صادرات منابع گاز است، اتحادیه اروپا و آمریکا تضمین عرضهی گاز از خزر را یک گام مهم در افزایش امنیت انرژی خود میدانند. کانون توجه ترکمنستان نیز بر، تنوع مسیرهای صادرات انرژی و کاهش وابستگی به روسیه است.[۲۳۰] اتحادیه اروپا در جهت تنوعسازی مسیرهای وادات گاز خود و کاهش وابستگی به روسیه عمل می کند و از سوی دیگر، ترکمنستان به دنبال تنوعسازی مسیرهای صادرات گاز در جهت کاهش وابستگی به روسیه است بنابراین زمینه برای همکاری و مشارکت این دو در جهت تأمین امنیت انرژی یکدیگر فراهم میگردد. ۱-۷-۴ حضور ترکمنستان در پروژه خط لوله ناباکو عوامل تصمیم گیرنده اتحادیه اروپا، اهمیت زیادی به همکاری انرژی با ترکمنستان معطوف داشتهاند. یکی از اقدامات این اتحادیه در جهت تنوعسازی مسیرهای خط لوله واردکننده گاز و افزایش امنیت انرژی خود، اجرای پروژه خط لوله ناباکوست، که مایل به مشارکت ترکمنستان در این خط لوله است و ترکمنستان نیز برای مشارکت در آن ابراز علاقه کرده است. به نظر میرسد که ناباکو، در آینده به خط لوله ماورای خزر، متصل شود و تحویل گاز از کشورهای آسیای مرکزی، قزاقستان و ترکمنستان به آذربایجان را تسهیل کند. هر دو کشور نیز علاقمندی خود را برای مشارکت در خط لوله ماورای خزر ابراز داشته اند. خط لوله ناباکو، برای غلبه بر تسلط روسیه بر سیستم ترانزیت و خط لوله منطقهای و دستیابی مستقیم به ذخایر موجود خزر در آذربایجان، ترکمنستان و قراقستان طراحی شده است و به گفته الهام شعبان، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک باکو، این خط لوله ظرفیت انتقال ۳۰ میلیارد مترمکعب گاز در سال را خواهد داشت و به گفته ثابت باقراف: رئیس سابق شرکت دولتی نفت آذربایجان،[۲۳۱]زنده ماندن ناباکو بستگی به توانایی کشورهای آسیای میانه، به خصوص ترکمنستان، در تأمین گاز مورد نیاز آن خواهد داشت بنابراین پاسخ این سؤال که آیا ناباکو به واقعیت خواهد پیوست یا خیر؟ در عشق آباد، پایتخت ترکمنستان یافت میشود که رهبر ترکمنستان، قربانقلی بردیمحمد اف بارها از افتتاح مسیرهای جدید برای انتقال گاز خود ابراز علاقه کرده است.[۲۳۲] هم اروپا و هم کشورهای آسیای مرکزی در در یک موقعیت تاریخی قرار دارند و به شدت در پی تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی و دسترسی مستقیم به انرژی هستند، که خط لوله ناباکو دقیقا درهمین راستا قرار دارد. از نظر بسیاری از تحلیلگران خط لوله ناباکو، هسته اصلی سیاست و استراتژی اتحادیه اروپا برای متنوع ساختن مسیرهای تأمین امنیت انرژی خود است. خط لوله ناباکو، بخشی از پروژه گستردهای به نام “کریدور جنوب” است و شروع مذاکرات این پروژه درسال ۲۰۰۴ بود و وقوع بحران گازی زمستان ۲۰۰۹، بین روسیه و اوکراین، نقش اصلی را در تسریع روند مذاکرات این پروژه ایفا کرد.[۲۳۳] ناباکو، به عنوان یک پروژه مقدماتی توسط کمیسیون اروپا تصدیق و امضاء شده است و برخی از بازیگران مهم اروپایی، به دنبال محقق شدن این پروژه هستند. برای نمونه تنها چند روز بعد از کنفرانس بوداپست[۲۳۴] در مورد این پروژه، وزیر انرژی انگلیس، مالکوم ویکس[۲۳۵] از ترکمنستان و آذربایجان دیدن کرد و بر نقش مهم این دو کشور، در تأمین انرژی اشاره کرد. این دیدارها توسط کشورهای اروپایی ادامه پیدا کرد و وزیراقتصاد اتریش آقای مارتین برنستاین،[۲۳۶] نیز از این دو کشور دیدن کرد. به علاوه در اکتبر ۲۰۰۷، رئیس سیاست خارجی اروپا، خاویر سولانا[۲۳۷] نیز برای آغاز مذاکرات از عشق آباد دیدن کرد[۲۳۸] و پس از ملاقات هیأتی بلند مرتبه از اتحادیه اروپا با مقامات ترکمنستان در عشق آباد در نهم و دهم آوریل ۲۰۰۸، بردیمحمداف اعلام کرد،که ترکمنستان آمادگی دارد ۱۰میلیارد متر مکعب گاز به پروژه ناباکو اختصاص دهد، که این گامی مهم در جهت تثبیت مشارکت انرژی اتحادیه اروپا و ترکمنستان بود.[۲۳۹] بنابراین اتحادیه اروپا، مایل به مشارکت ترکمنستان در پروژه ناباکو است، که هزینه ساخت آن بالغ بر ۱۱ میلیون دلار خواهد بود. مشارکت ترکمنستان در موفقیت ناباکو، بسیار مهم است. درجلسه رسمی که در سه هفته اول آوریل ۲۰۱۰، در عشق آباد برگزار شد، علاوه بر گوندر اتینگر[۲۴۰] متصدی انرژی اتحادیه اروپا، شش نماینده از اتریش، بلغارستان، ایتالیا، پرتغال، رومانی و انگلستان با هدف همکاری دوجانبه انرژی حاضر شدند. در بیشتر موارد مباحث آنها، بر مشارکت ترکمنستان در پروژه ناباکو تمرکز داشت.[۲۴۱] معاون وزیر امور خارجه آمریکا ماتئوبریزا،[۲۴۲] به هنگام دیدار از جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۰۷، تأکید کرده بود، انتقال گاز طبیعی از ترکمنستان به بازارهای اروپایی، از مسیر خط لوله ناباکو ۵۰%، ارزان تر از مسیر پیشنهادی ترکمنستان- قزاقستان- روسیه به اروپا خواهد بود. اهمیت این خط لوله در رقابت قدرتهای بزرگ از جمله اتحادیه اروپا، برای دسترسی به منابع انرژی دریای خزر در سال ۲۰۰۷، با امضاء قرداد انتقال گاز روسیه در ماه می ۲۰۰۷، از سوی پوتین، نظربایف و بردیمحمداف مجددا مورد تأکید قرار گرفت. هر چند بردیمحمداف رئیس جمهور ترکمنستان، یادآور شد امضاء این توافقنامه، باعث لغو شدن پروژه خط لوله ناباکو نخواهد شد. زیرا این کشور نیز به دنبال تنوع خطوط نفت و گاز و عدم وابستگی به یک کشور است.[۲۴۳] مشارکت ترکمنستان در خط لوله ناباکو ، به واسطه خط لولهای خواهد بود که از زیر بستر دریای خزر، گاز این کشور را به آذربایجان انتقال دهد. به این ترتیب در مرحله اول، احداث خط لوله ماورای خزر پیششرط پیوستن ترکمنستان به ناباکو است. در حقیقت پس از آغاز بحث پروژه ناباکو، خط لوله ماورای خزر، به عنوان بخشی از این پروژه مورد توجه قرار میگیرد. ترکمنستان تاکنون عزم جدی خود برای پیوستن به ناباکو را نشان داده است. به جز تلاشهای این کشور برای احداث خط لوله ماورای خزر، بردیمحمداف در سال ۲۰۱۰، دستور ساخت خط لولهای از شرق به غرب کشور را صادر کرد تا با انتقال گاز از میدان یولوتان – عثمان، به ساحل دریای خزر، زمینه صادرات گاز ترکمنستان از زیر بستر دریا را فراهم میکند. تحولات به وجود آمده در عرصه انرژی ترکمنستان به روسیه در پی بحران سال ۲۰۰۹ بین دوکشور، عمدهترین مسائلی بوده اند که اهمیت پروژه ناباکو را برای ترکمنستان و اهمیت گاز ترکمنستان را برای اروپا افزایش دادهاند. معاون نخست وزیر ترکمنستان، در نوامبر ۲۰۱۰ اعلام کرد که، ترکمنستان میتواند ۴۰ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی خود را به خط لوله ناباکو اختصاص دهد.[۲۴۴]در صورت نهایی شدن این قرارداد، ترکمنستان تنها کشور آسیای مرکزی است، که دارای ذخایر کافی برای تأمین گاز مورد نیاز اروپا برای سالیان طولانی خواهد بود. هر چند روسیه مخالف اجرای طرح خط لوله ناباکو است و در رقابت با آن خط لوله جریان آبی را مطرح کرد. در واقع در عصر جهانی شدن اقتصاد، روسیه تلاش میکند تا با بهرهگیری از دیپلماسی خطوط لوله انرژی در عرصه سیاست خارجی و نیز افزایش صادرات نفت و گاز به بازارهای کشورهای اروپایی، از انرژی به عنوان ابزاری سودمند برای وابستگی متقابل درون سیستم مذکور بهرهبرداری کند. برای رسیدن به این هدف روسیه حدود ۶۳% از سهم صادرات گاز و نیز ۵۳% از سهم صادرات نفت خود را، روانه بازارهای اروپایی میکند که در راستای دستیابی به اهداف خود، مانع از اجرای طرحهایی خواهد شد که، درصدد رقابت با روسیه برای دستیابی به بازار انرژی اتحادیه اروپا میشود.[۲۴۵] سیستم خط لوله ناباکو شکل شماره ۴-۳ ۲-۷-۴ نقش انرژی در توسعهی روابط دیپلماتیکی ترکمنستان با اتحادیه اروپا پس از مطرح شدن خط لوله ناباکو از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا، ترکمنستان نیز در صدد توسعهی روابط دیپلماتیکیاش با اتحادیه اروپا، جهت مشارکت در این خط لوله و سرمایهگذاری در بخش انرژی ترکمنستان برآمد. زیرا مشارکت ترکمنستان در این خط لوله، جهت تنوع مسیرهای صادرات آن بسیار راهگشا میباشد. اولین دیدار رسمی بردیمحمداف از بروکسل، در پنج تا هفت نوامبر ۲۰۰۷، صورت گرفت. در بروکسل بردیمحمداف با هدف گشایش فصل جدیدی در روابط اتحادیه اروپا و ترکمنستان، با مقامات رسمی اتحادیه اروپا ملاقات کرد. از جمله رئیس کمیسیون اروپا، خوزه مانوئل باروسو،[۲۴۶] نماینده عالی سیاست امنیتی و خارجی مشترک اتحادیه اروپا، خاویر سولانا و رئیس جمهور پارلمان اروپا، هانس گرتپترنیک[۲۴۷] و جلسات جداگانهای با کمیسیون اتحادیه اروپا برای روابط خارجی، انرژی و تجارت انجام شد. در دیدار بردیمحمداف از بروکسل، اگرچه هیچ موافقتنامه واقعی امضاء نشد، ولی در کل با توجه به سطح و دامنه مذاکرات بازدید آن موفق اعلام شد. در مذاکرات بسیاری از مسائل مورد بحث قرار گرفت، اما هدف اصلی بردیمحمداف، جذب سرمایهگذاری بیشتر اروپا در بخش انرژی ترکمنستان بود و ساخت خط لوله برنامهریزی شده ناباکو، برای واردات از آذربایجان و آسیای مرکزی به اروپا به طور خاص در طول جلسات مورد بحث قرار گرفت. همچنین بردیمحمداف، نیاز به همکاری بیشتر شرکتهای اروپایی در بازسازی دو پالایشگاه بزرگ نفتی، یکی در بندر ترکمنباشی و دیگری نزدیک به مرز ازبکستان در شهر سیدی تأکید کرد. در رابطه با جذب سرمایهگذاری اروپا در بخش انرژی ترکمنستان که مورد بحث قرار گرفت، پیترمدلسون، بر ایجاد فضای مناسب سرمایهگذاری برای کسب و کار و بهبود قوه مقننه ترکمنستان تأکید داشت. در این رابطه بردیمحمداف به همتایان خود در اتحادیه اروپا اطمینان داد که این کشور مایل به همکاریهای نزدیک با اتحادیه اروپاست.[۲۴۸] علاوه براین ترکمنستان، درصدد توسعهی روابط دیپلماتیکی با سایر کشورهای اتحادیه اروپا از جمله آلمان نیز برآمد، که مهمترین عامل در توسعهی روابط، همان موضوع انرژی بود و هدف بردیمحمداف جلب توجه این کشور جهت سرمایهگذاری در بخش انرژی ترکمنستان بود. در تاریخ ۱۳ نوامبر ۲۰۰۸، قربانقلی بردیمحمداف، یک سفر پنج روزه جهت دیدار از اتریش و آلمان داشت و همراه با ۱۷۰ نفر از هیئت دولت، از این کشورهای اروپایی دیدن کرد، که یک پیشرفت عمده در عرصهی روابط خارجی ترکمنستان بود و این سفر برای اقتصاد ترکمنستان و مردم آن مفید بود. در اولین روز ملاقات انجمن اقتصادی ترکمنستان- آلمان در هتل آدلن[۲۴۹]حضور یافتند و بردیمحمداف در آنجا خطاب به نمایندگان شرکتهای آلمانی و اروپایی، در رابطه با فرصت های سرمایه گذاری در ترکمنستان سخنرانی کرد و تأکید آن بر پروژههای انرژی در ترکمنستان بود و بیان کرد با اشاره به ذخایر گاز طبیعی ترکمنستان در قسمت شرق کشور و بررسی های انجام شده توسط شرکت بریتانیایی گافنی، کلاین و همکارانش،[۲۵۰] ترکمنستان را به عنوان یکی از برزگترین تولیدکنندگان بالقوه انرژی در جهان ثابت کرد و بعد از جلسه صدراعظم آلمان، آنگلا مرکل، به خبرنگاران گفت: که پتانسیل قابل توجهی برای هر دو طرف جهت همکاری در بخش انرژی وجود دارد و آلمان مایل به کمک به ترکمنستان جهت استفاده از این پتانسیل به منظور، بهبود زیرساختهای کشور به خصوص در بخش نفت و گاز میباشد.[۲۵۱] علاوه بر این بردیمحمداف در فوریه سال ۲۰۱۰ به فرانسه سفر کرد و در دومین روز سفر به پاریس در همایش تجاری مشترک ترکمن-فرانسه شرکت کرد. بردیمحمداف، در این جلسه بیان کرد که، طبق برنامه توسعه صنایع نفت و گاز این کشور قصد دارد در این مدت سالانه ۲۵۰ میلیارد مترمکعب گاز و ۱۱۰ میلیون تن نفت خام را تولید کند و همچنین تصریح کرد، هم اکنون در ترکمنستان ۱۵۰ میدان و حوزه بزرگ نفت و گاز وجود دارد که نیاز به توسعه و بهرهبرداری دارند و دولت ترکمنستان، تنها برای توسعه میدان بزرگ یولاتان جنوبی، واقع در جنوب این کشور، قراردادی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار، با شرکتهای خارجی امضاء کرده است. که به دنبال آن در اکتبر همین سال هیئتی متشکل از مقامات شرکتهای نفتی “توتال” فرانسه، با سفر به عشق آباد آمادگی خود را برای حضور در بازار انرژی ترکمنستان به ویژه در زمینه، توسعه میدانهای نفت و گاز این کشور اعلام کردند و بیان داشتند که ما سخنرانی رئیس جمهور ترکمنستان در مجمع عمومی سازمانملل را درباره آمادگی عشق آباد در زمینه، گسترش همکاریها با جهان خارج در بخش انرژی مورد توجه قرار داده و از دعوت این کشور برای همکاریهای گسترده بینالمللی در زمینه نفت و گاز و سرمایهگذاری در این کشور استقبال میکنیم.[۲۵۲] ۸-۴ روابط انرژی ترکمنستان و ترکیه ترکمنستان و ترکیه، دوستان همیشگی بودهاند و این دوستی ریشه در اعماق تاریخ دارد. امروزه به خاطر ایجاد روابط موفق که به وسیلهی سران هر دو کشور، بر پایهی دوستی و اخوت، مدیریت میشود، ارتباطات دو کشور به سطوح بالایی رسیده است. در حال حاضر این عصر، عصر طلایی روابط میان دو کشور است. در طی ۶-۵ سال اخیر، روابط اقتصادی میان دو کشور ترکمنستان و ترکیه، گسترش یافته و تجارت خارجی آنها به شدت افزایش یافته است و ترکیه یکی از بزرگترین شرکای ترکمنستان، با بیش از ۶۰۰ شرکت ثبت شده در آن میباشد و دو کشور، پتانسیل عظیمی در برقراری روابط مربوط به انرژی دارند و آمادگی خود را برای افزایش همکاری در این بخش اعلام داشتهاند[۲۵۳]و قربانقلی بردیمحمداف، در سفرسال ۲۰۱۲ خود به ترکیه، به مناسبت بیستمین سالگرد روابط دیپلماتیک دو کشور، بر تعمیق همکاریها در بخش انرژی تأکید داشت.[۲۵۴] در دههی گذشته، بازار گاز طبیعی ترکیه سه برابر رشد داشته است. این نشان می دهد که این بازار در ترکیه، به سرعت در حال رشد و توسعه است. طبق برآوردها، تقاضای انرژی ترکیه ۹/۵% در سال تا سال ،۲۰۲۵ رشد خواهد داشت. بنابراین ترکیه نیازمند اقدامات به موقع جهت پاسخگویی به مصرف انرژی در حال رشدش و توسعهی بازارهای خود میباشد، که این یک کار آسان نیست. زیرا ترکیه ذخایر انرژی مناسب برای مقابله با افزایش تقاضای انرژی ندارد. بنابراین ترکمنستان، با توجه به ذخایر مهم نفت و خصوصا گاز طبیعی، یک منبع خوب جهت تأمین انرژی مورد نیاز آن خواهد بود که برای تأمین نیاز فعلی ترکیه تا ۵۰۰ سال دیگر کافی است و این کشور وابستگی زیادی به واردات ۹۳ درصدی نفت و ۹۷ درصدی گاز دارد.[۲۵۵] بنابراین زمینه برای همکاری دو کشور در عرصه ی انرژی فراهم خواهد شد زیرا علاوه بر منابع غنی گاز ترکمنستان، ترکیه نیز به عنوان یک بازار گاز طبیعی سریعالرشد و عظیم از اهمیت والایی برخوردار است. همچنین مکان و جایگاه استراتژیکیاش و سیاست انرژیای که دنبال می کند، اهمیت آن را برای ترکمنستان بیشتر میکند. سیاستهای داخلی و خارجی موفق که از سوی رئیس جمهور ترکمنستان ( بردیمحمداف)، دنبال شده به ایجاد و توسعهی محیط سرمایهگذاری، کمک کرده است و کمپانیهای خارجی سرمایهگذار را، به سودهای فوق العلادهای رسانده است و امروزه این کمپانیها سهم عظیمی در تولید نفت و گاز طبیعی ترکمنستان دارند که در نتیجهی آن، ترکمنستان بازار گاز طبیعی خود را تدریجا توسعه میدهد و در این میان ترکیه نقش مهمی در رسیدن آن به بازار اروپا ایفا میکند. ترکیه به عنوان پلی بین اروپا و آسیا، نه تنها یک بازار گاز طبیعی مهم است، بلکه بازیگری کلیدی و مهم در عرصهی تجارت گاز طبیعی است. در حال حاضر ترکیه حتی کمتر از یک میلیون متر مکعب گاز تولید میکند، ولی همان مقدار گاز را هم صادر میکند. به عبارت دیگر حجم صادرات گاز طبیعی که تقریبا معادل حجم تولید آن است، نشان میدهد که ترکیه، مکان و جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در عرصهی تجارت گاز طبیعی جهان، تحکیم کرده است. با در نظر گرفتن این واقعیت که واردات گاز اروپا روز به روز افزایش مییابد و گاز ترکمنستان برای امنیت راهبردی و اقتصادی اروپا مهم است، به تناسب آن روابط انرژی بین ترکمنستان و ترکیه هم روز به روز مهمتر میشود.[۲۵۶] زیرا نقش ترکیه در انتقال گاز ترکمنستان به ترکیه پررنگ تر می شود و منافع ترکیه نیز در این میان تأمین خواهد شد. روابط فعلی انرژی بین این دو کشور، شامل انتقال نفت ترکمنستان به جیهان ترکیه در سواحل مدیترانهای آن، از طریق BTC، [۲۵۷] وارد کردن برق ترکمنستان به ترکیه و موافقت نامههای گاز طبیعی است. انتقال گاز طبیعی ترکمنستان به اروپا، یکی از نمودهای همکاری در بخش انرژی میان دو کشور می باشد. به گونهای که عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه، در حمایت از برنامههای آسیای مرکزی، برای ساخت خط لوله جایگزین در می ۲۰۱۳، از وابستگی کمتر به روسیه سخن راند و بعد از گفت و گو با قربانقلی بردیمحمداف، گفت: ما مسائل و مشکلات را تشریح و توافقنامههایی را برای آوردن ذخایر انرژی ترکمنستان به اروپا از طریق ترکیه امضاء کردیم و این کشور قبلا نیز اعلام کرده بود که ترکمنستان میتواند در پروژه تاناپ سهیم باشد.[۲۵۸] این خط لوله جهت انتقال گاز منطقه شاه دنیز ۲ آذربایجان، به ترکیه و از طریق این کشور به اروپا طراحی شده است. این خط لوله با هزینه ساخت، نزدیک به ۲/۹ میلیارد دلار که شرکت دولتی جمهوری آذربایجان سوکار،[۲۵۹] مجری آن است قراراست ۱۶ میلیارد مترمکعب گاز را انتقال دهد که ۱۰ میلیارد مترمکعب آن به اروپا و شش میلیارد مترمکعب آن به ترکیه، انتقال داده خواهد شد. این پروژه احتمالا در سال ۲۰۱۷، هنگامی که تولید گاز شاه دنیز ۲ آغاز می شود، تکمیل خواهد شد. این پروژه به نظر میرسد شدنیتر از پروژه ناباکوست، که مورد حمایت اتحادیه اروپاست.[۲۶۰] البته حضور ترکمنستان در این پروژه هنوز قطعی نشده است. امروزه هر کسی میتواند اعتبار ترکمنستان را، به عنوان یک شریک در تجارت انرژی تشخیص دهد. ترکمنستان برای امنیت و تهیهی انرژی ترکیه، علی رغم وجود تهدید استفاده از انرژی به عنوان سلاح اهمیت زیادی دارد. روشن است که افزایش درآمدهای گاز طبیعی، اقتصاد ترکمنستان را تقویت خواهد نمود، چون گاز طبیعی، آیتم حیاتی برای درآمدهای خارجی ترکمنستان است. کمپانیهای ترکیه در بخش ساخت ترکمنستان، فعالیت زیادی دارند. بنابراین افزایش درآمدهای گاز طبیعی، برای ترکیه نیز سودمند خواهد بود. بنابراین در حالت کلی تجارت گاز طبیعی بین ترکیه و ترکمنستان، در منافع اقتصادی و استراتژیک هر دو کشور و همچنین امنیت انرژی منطقهی آسیا، نقش دارد. ۹-۴ جمعبندی قربانقلی بردیمحمداف، به عنوان رئیس جمهور جدید ترکمنستان، پس رسیدن به این مقام، یکی از اولویتهای سیاست خارجی خود را، توسعهی روابط با سایر کشورها و خروج از انزوای ایجاد شده توسط رئیس جمهور قبلی این کشور قرار داد و بر این اساس روابط خود با قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای را گسترش داد. از جمله کشورهایی که در زمینهی انرژی با این کشور همکاری دارند عبارتند از، چین، روسیه، پاکستان، افغانستان، اتحادیه اروپا، ترکیه و ایران. در رابطه با چین، این کشور به دلیل نیاز رو به رشد انرژی که دارد، ترکمنستان را، به عنوان یک کشور غنی از نظر دارا بودن ذخایر هیدروکربنی مورد توجه قرار داده است و مهمترین همکاری که میان آنها صورت گرفته است، خط لوله آسیای مرکزی- چین میباشد. روسیه نیز، به عنوان خریدار قدیمی گاز ترکمنستان، خواستار نفوذ قبلی خود بر این کشور است ولی ترکمنستان با در پیش گرفتن سیاست تنوعسازی مسیرهای انتقال انرژیاش توانست، وابستگی خود را تا حد زیادی کاهش دهد و قدرت چانهزنی خود را در مقابل آن افزایش دهد که در این میان روسیه، جهت تأمین صادرات گاز به اتحادیه اروپا، به گاز ترکمنستان نیاز دارد. دو کشور دیگر که در اینجا مورد بررسی قرار گرفت، افغانستان و پاکستان است، که ترکمنستان به عنوان یک کشور محصور در خشکی که به آبهای آزاد دسترسی ندارد، به موقعیت ترانزیتی این دو کشور نیاز دارد و این دو کشور نیز که از لحاظ منابع هیدروکربنی فقیر هستند، به منابع انرژی ترکمنستان نیاز دارند و هم اکنون مهمترین پروژهای که میان آنها در حال اجراست، خط لوله تاپی، جهت انتقال گاز ترکمنستان به این دو کشور و هند میباشد. در رابطه با ترکیه نیز، ترکمنستان همواره حتی در زمان نیازاف به دلیل مشترکات تاریخی و فرهنگی که دارند، روابط حسنه خود را با این کشور حفظ کرده است و این کشور نقش مهمی در رساندن گاز ترکمنستان به بازارهای اروپا، میتواند ایفاء کند و به همین دلیل درصدد گسترش روابط هستند. در واقع انرژی، از اهمیت راهبردی در سیاست خارجی ترکمنستان برخوردار است و علاوه بر گسترش همکاریها در عرصهی سیاست خارجی، بردیمحمداف درصدد توسعهی روابط دیپلماتیکیاش با این کشورها نیز برآمد و در عرصهی سیاست خارجی، انرژی، موجب جایگاه برتر این کشور در میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای و حساسیتهای روسیه، نسبت به آن شده است و انرژی، به عنوان یک برگ برنده در دست ترکمنستان در مقابل روسیه ایفای نقش میکند. فصل ۵ نقش عامل انرژی، در روابط ایران و ترکمنستان ۱-۵ مقدمه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
http://www.eurasianet.org/departments/news/articles/eav010510.ahtml ۱۲۵٫ Is Turkmenistan Losing Iran as a Gas Customer?(2014), available at: http://www.eurasianet.org/node/69616 ۱۲۶٫ EIA, Country Analysis Brief Overview(2014) available at: http://www.eia.gov/countries/country-data.cfm?fips=ir ۱۲۷٫ EIA, Country Analysis Brief:Iran(2014), available at: http://www.eia.gov/countries/cab.cfm?fips=ir ۱۲۸. EIA, Natural Gas Exports from Iran(2012), available at: http://www.eia.gov/analysis/requests/ngexports_iran/pdf/full.pdf ۱۲۹٫ Bp Statistical Review of World energy 2014
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۷- تعریف عملیاتی واژگان تمایل به مشارکت: در فرهنگ لغت معین تمایل به معنی اظهار میل و رغبت کردن، به سوی چیزی کج شدن، گرایش، میل، عاطفه و احساس آمده است.برای سنجش تمایل افراد مقیاسهای گوناگونی همچون طیفهای بوگاردوس، لیکرت، گاتمن و ترستون صورت میگیردکه در هرکدام از این طیفها گویههای مختلف باتوجه به درجه شدت و ضعف سنجش گویهها به ترتیب قرار داده میشوند. طیف یا مقیاس سنجش فاصلهای یکی از قدیمیترین مقیاسهای سنجش است و با ابداع آن عملا فصل جدیدی در روشهای علوم اجتماعی یعنی سنجش کیفیت ها آغاز گردید و بوسیله آن مسیر روش شناسی در علوم اجتماعی تا حدود زیادی تعیین گشت و اغلب فعالیتهایی که در زمینه سنجش کیفی پدیدههای اجتماعی تا کنون انجام گرفته، در واقع در جهت کامل کردن و دقیقتر کردن طیف بوگاردوس است(رفیع پور ۱۳۸۲). این طیفها تمایل افراد را در مورد موضوعات مختلف به صورت تمایل زیاد یا تمایل کامل، تمایل متوسط و عدم تمایل بیان میکنند. ما در این تحقیق تمایل افراد را در قالب طیفهای یاد شده مورد سنجش قرار ندادیم چون در این پژوهش افراد یا در مدیریت آبیاری مشارکت میکنند یا مشارکت نمی کنند. در این مورد برای سنجش تمایل بهرهبرداران اراضی پایاب سد ستارخان اهر پنج گویه را در اختیار بهرهبرداران قرار دادیم که نظر خود را در قالب موافق و مخالف بیان کردند این گویهها شامل نگهداری و حفاظت از ایستگاههای پمپاژ، تعمیر آنها، توزیع آب، حل و فصل اختلافات در مورد آب و تامین هزینههای نگهداری ایستگاهها میشدکه هر یک ازگویهها دارای وزن مساوی بودند وهریک از بهرهبرداران که به سه گویه و بیشتر جواب مثبت داده بود به معنی بهرهبردار دارای تمایل بوده ودو گویه وکمتر ازآن به منزله عدم تمایل قلمداد شد. با توجه به مطالب فوق تعریف عملیاتی تمایل به مشارکت در این پژوهش عبارت است از نظر مساعد یا مخالفت بهرهبرداران نسبت به مشارکت در مدیریت بهرهبرداری و نگهداری شبکه آبیاری. زمینه مشارکت: اصطلاح مشارکت را آلن بیرو به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا درگروهی شرکت جستن و با آن همکاری داشتن تعریف کرده است. – مشارکت در مفهوم گستردهاش به معنی برانگیختن حساسیت ودرنتیجه به معنی افزایش درک وتوان روستاییان جهت پاسخگویی به طرحهای توسعه ونیز تشویق به ابتکارات محلی است(اوکلی ومارسدن[۱]۱، ۱۳۷۰). مشارکت فرایندی سیستمیک وسمپاتیک است که در آن کارکرد اجزا و عناصر متشکله و سیستم به بقا، دوام و تعادل کل سیستم منجر می شود(توسلی،۱۳۸۷). با توجه به تعاریف متعددی که از مشارکت شده است تعریف عملیاتی وجود زمینه مشارکت در این پژوهش عبارت است از اعتقاد بهرهبرداران به همکاری و سهیم شدن بهرهبرداران در تامین منابع مالی و پرداخت حقابه، اعتقاد به هدر ندادن آب، شرکت در کلاسهای آموزشی واعتقاد به اینکه این کلاسها موجب افزایش مهارت بهرهبرداران در زمینه آبیاری میشود. شبکه آبیاری : به مجموعه تأسیساتی که نقش انتقال و توزیع آب را تا قطعه زراعی به عهده دارند شبکه آبیاری و زهکشی اطلاق میگردد. در این تحقیق منظور تمامی کانالها اعم از اصلی و درجه ۱ و ۲ و ۳ میباشد. مدیریت بهرهبرداری شبکه : خدمات مستمری که به منظور استفاده بهینه از سیستمهای آبگیری، انتقال و توزیع آب برای دستیابی به برنامه توزیع سالیانه آب در اراضی زیر پوشش شبکه و همچنین جمعآوری و تخلیه روان آبها و زهآبها در طول عمر مفید پیش بینی شده شبکه و در مقابل دریافت آببها صورت می گیرد، خدمات بهرهبرداری از شبکههای آبیاری و زهکشی نامیده میشود. نگهداری شبکه : خدمات نگهداری شبکههای آبیاری و زهکشی عبارت است از انجام عملیات مستمری از قبیل بازرسی، تعمیرات، لایروبی، تدارک مصالح و ماشین آلات و تجهیزات ایمنی و حفاظتی که امکان بهرهبرداری مناسب از تأسیسات شبکه را در طول عمر مفید آن فراهم میآورد. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش ۲-۱- مقدمه در این فصل جهت دستیابی به یک چارچوب نظری دو بخش عمده شامل مبانی نظری ومرور پیشینه تحقیق مورد مطالعه قرار خواهدگرفت.اجزای این فصل به شرح زیر می باشند. ۲-۲-مبانی نظری ۲-۲-۱-مفهوم تمایل در فرهنگ لغت معین تمایل به معنی اظهار میل و رغبت کردن، به سوی چیزی کج شدن، گرایش، میل، عاطفه و احساس آمده است. بر اساس منابع روانشناختی و طبق نظر محققانی از جمله کیم و هانتر[۲]، بررسی تمایل به انجام رفتار، بهترین پیش بینی کننده انجام رفتار محسوب میشود (کراژر[۳] و همکاران،۲۰۰۰). مشهورترین و مهمترین نظریه ای که در این زمینه مطرح شده است، متعلق به آژن و فیش باین[۴] میباشد. به نظر آنها رفتار در حالتی قابل پیش بینی، درک و توضیح است که ما به قصد شخص در رفتار توجه نماییم. به عبارتی رفتار در پی زنجیره ای از عوامل بوجود میآید و حلقه ماقبل بروز رفتار، قصد و نیت رفتاری است. ۲-۳- مفاهیم و تعاریف مشارکت مشارکت از نظر لغوی بر وزن مفاعله به معنای مشارکت دوجانبه و متقابل افراد برای انجام امری میباشد. مشارکت معادل(participation) انگلیسی است این کلمه از ریشه part به معنی قسمت، جزئی از بخش، گرفته شده است و به معنای سهیم شدن در چیزی و یا گرفتن قسمتی از آن است. اصطلاح مشارکت را آلن بیرو به معنای سهمی در چیزی یافتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و با آن همکاری داشتن تعریف کرده است. امروزه واژه مشارکت کاربرد زیادی یافته و در زمینههای مختلف بکار گرفته میشود. بسیاری از برنامهها هدف خود را جلب مشارکت سطح یا سطوحی از جامعه در اجرای طرحهای توسعه قرارداده است و بسیاری از برنامهها بر مبنای مشارکت جامعه در اجرای تمام یا بخشی از آن طرحریزی میشوند. کمتر کسی با این نکته مخالف است که مشارکت مردم اساس موفقیت هر طرح توسعه روستایی است. مساله تاکید بر اهمیت مشارکت نیست، بلکه در زمینه توسعه روستایی پایدار، دستیابی به یک توافق درباره مفهوم این واژه است. به شرطی که چنین عملی هم معتبر و هم امکان پذیر باشد. با وجود قدمت مشارکت در میان جوامع انسانی و عمل به آن، واژه مشارکت و مشارکتی برای اولین بار در اواخر دهه ۱۹۵۰ وارد فرهنگ توسعه گردید. و مدتها نیز طول کشید تا وارد عرصه روستایی شد. مساله مشارکت روستاییان در برنامههای توسعه روستایی موضوعی است که نقطه آغاز به دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بر میگردد(باقری، ۱۳۸۹). بنیادیترین اندیشه زیرساز مشارکت پذیرش اصل برابری مردم است و هدف از آن، همفکری، همکاری و تشریک مساعی افراد در جهت بهبود کمیت و کیفیت زندگی در تمامی زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. مشارکت فراگردی است که از راه آن مردم به دگرگونی دست مییابند و دگرگونی را در خود پدید میآورند. کرفت و بیراسفورد[۵]۱ تحولاتی چون ظهور جنبشهای اجتماعی جدید، تأمل و بازنگری در مورد نیاز انسان، ظهور مجدد ایده شهروندی و پست مدرن را موجب توجه به ایده مشارکت دانستهاند(نیازی، ۱۳۸۳). مشارکت بر این عقیده بنیادین استوار است که همه افراد حق دارند در مورد اموری که مربوط به خودشان است احساس مسئولیت نمایند، درباره آن فکر کنند، اندیشه خود را بدون ترس بیان کنند و بر تصمیمهایی که بر زندگی آنها اثر میگذارد دخالت داشته باشند. تعاریف متعددی از مشارکت از سوی صاحبنظران ارائه شده که به برخی از آنها میپردازیم. – در حقیقت مشارکت در نزد صاحبنظران از چنان اعتباری برخوردار است که بعضا توسعه را معادل مشارکت میدانند. لذا توسعه پایدار روستایی بدون اتخاذ روشهای که در آن به مشارکت مردمی به عنوان زیربنا نگریسته شود، میسر نمیباشد. مشارکت در حقیقت اهرمی است که انسانهای ناتوان را بسوی توانمندیها سوق داده و تواناییها بالقوه آنان را به بالفعل تبدیل میکند و بر قدرتشان برای بهرهگیری از زندگی می افزاید. – مشارکت را میتوان فرایند توانمندسازی محرومان و طرد شدگان تلقی کرد. این نظر مبتنی بر شناسایی تفاوتهای طبقات اجتماعی گوناگون به لحاظ قدرت سیاسی واقتصادی است. مشارکت به این مفهوم مستلزم ایجاد سازمانهایی برای فقراست که دمکراتیک، مستقل وخوداتکا باشند(باقری ،۱۳۸۹). – مشارکت در مفهوم گستردهاش به معنی برانگیختن حساسیت ودرنتیجه به معنی افزایش درک وتوان روستاییان جهت پاسخگویی به طرحهای توسعه ونیز تشویق به ابتکارات محلی است(اوکلی ومارسدن[۶]۱، ۱۳۷۰). – از دیدگاه جغرافیدانان مشارکت به مفهوم ساماندهی رابطه متقابل انسان روستایی با محیط جغرافیایی یا بهرهوری بهینه در سطوح مختلف تولیدات کشاورزی میباشداین درگذشته از طریق نظامهای همکار گروهی در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی وتولید کشاورزی بوده است امروزه نیز برای دستیابی به یک توسعه درونزا ومتکی به خود پایدار روستایی، بازنگری در مورد سازمانهای همکاری گروهی وتولید گروهی سنتی که ریشه در فرهنگ جغرافیایی این سرزمین دارند اجتناب ناپذیر است. – مشارکت درگیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیتهای گروهی است که آنان را بر میانگیزد تا برای دستیابی به هدفهای گروهی، یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شوند. – مشارکت کنشی اجتماعی، آموختنی و ناشی از یادگیری و تربیت است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
–
–
۳۲
–
–
۱۶۲۴
۲۶۰
۳-۵- ابزار و تکنیکهای جمعآوری اطلاعات به منظور جمعآوری دادههای این تحقیق از ابزارهای گوناگون استفاده شده است. نوع ابزارها با توجه به عوامل مختلف ازجمله ماهیت و روش تحقیق انتخاب شد. به همین منظور در بخش اسنادی از مقالات، مجلهها، فصل نامهها، ماهنامهها، پایاننامهها وکتابها استفاده گردید ودر بخش میدانی از ابزار پرسشنامه و مصاحبه که با مراجعه به نمونههای انتخاب شده در روستاهای مورد نظر تکمیل گردید. ۳-۶- ابزار پژوهش ابزار اصلی یعنی پرسشنامه شامل شش بخش به شرح زیر میباشد: بخش اول –سوالات عمومی که شامل مشخصات عمومی و فردی، سابقه کار، میزان تحصیلات، مالکیت اراضی، شغل اصلی و میزان درآمد میباشد که با ده گویه سنجیده میشود. بخش دوم -سوالات مربوط به میزان رضایت افراد از وضعیت فعلی مدیریت آبیاری میباشد که شامل توزیع عادلانه آب، میزان حقابه، وضعیت تاسیسات آبیاری و مسائل مدیریتی بوده و توسط پنج گویه سنجیده میشود. بخش سوم– سوالات مربوط به نگرش افراد در خصوص مشارکت در مدیریت آبیاری میباشد که شامل منبع تامین هزینه تاسیسات آبیاری، توانایی بهرهبرداران در اداره امور آبیاری، لزوم مشارکت بهرهبرداران در اداره امور آبیاری، میزان حقابه و تاثیر مشارکت در بهبود زندگی بهرهبرداران بوده که توسط ۱۵ گویه مورد سنجش قرار میگیرد. بخش چهارم– سوالات مربوط به ویژگیهای شخصیتی افراد که شامل اعتماد به نفس، فردگرایی، تقدیرگرایی و مسئولیتپذیری بوده و با ۲۰ گویه سنجیده شده است. بخش پنجم– سوالات مربوط به وجود امکان و بستر مشارکت که شامل پرداخت حقابه، شرکت در جلسات و کلاسهای آموزشی و نوع استفاده از آب میباشد که با هفت گویه سنجیده میشود. بخش ششم– سوالات مربوط به تمایل افراد به مشارکت که شامل تمایل به نگهداری از تاسیسات، تعمیر تاسیسات، تشکیل تعاونی برای توزیع آب و تامین هزینههای آبیاری توسط بهرهبرداران بوده و توسط پنج گویه در قالب بلی و خیر سنجیده میشود. ۳-۷- متغیرهای تحقیق متغیرهای تحقیق شامل دو گروه به شرح زیر میباشد: ۳-۷-۱- متغیر وابسته در این تحقیق متغیر وابسته عبارت است از تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت بهرهبرداری و نگهداری شبکه آبیاری در اراضی پایاب سد ستارخان شهرستان اهر ۳-۷-۲-متغیرهای مستقل در این تحقیق متغیرهای مستقل عبارتند از:
- ویژگیهای فردی بهرهبرداران شامل: سن، تحصیلات، شغل اصلی، سابقه کار و تعداد افراد تحت تکفل میباشد.
- ویژگیهای شخصیتی بهرهبرداران شامل: اعتماد به نفس ، فردگرایی، تقدیرگرایی میباشد.
- عوامل اقتصادی بهرهبرداران شامل: میزان در آمد و میزان مالکیت اراضی میباشد.
- رضایت بهرهبرداران از مدیریت آبیاری و وضعیت شبکه(رضایت از توزیع آب، میزان حقابه، وضعیت تاسیسات و نحوه مدیریت)میباشد.
- نگرش بهرهبرداران نسبت به مشارکت در مدیریت آبیاری( نگرش نسبت به هزینهها، توانایی مدیریت شبکه، پرداخت حقابه)میباشد.
- وجود زمینه مشارکت در مدیریت آبیاری شامل(پرداخت حقابه، استفاده صحیح از آب، شرکت در کلاسهای آموزشی و آشنایی با مهارتهای آبیاری ) می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اسمی
کیدو
جنسیت
اسمی
فیشر دقیق
تحصیلات
اسمی
کیدو
۳-۸-فرضیات تحقیق ۱-بین ویژگیهای فردی بهرهبرداران و تمایل آنها به مشارکت در مدیریت آبیاری رابطه وجود دارد. ۲-بین ویژگیهای اقتصادی بهرهبرداران و تمایل آنها به مشارکت در مدیریت آبیاری رابطه وجود دارد. ۳-ویژگیهای شخصیتی بهرهبرداران در تمایل آنها به مشارکت در مدیریت شبکه آبیاری موثر است. ۴- وجود زمینه مشارکت در مدیریت آبیاری بهرهبرداران در تمایل آنها به مشارکت در مدیریت شبکه آبیاری موثر است. ۵- رضایت از وضع موجود مدیریت شبکه آبیاری در تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت شبکه آبیاری موثراست. ۶- نگرش بهرهبرداران در مورد مدیریت آبیاری در تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت آبیاری موثر است. ۳-۹- قابلیت اعتماد و اعتبار ابزار اندازهگیری (پایایی و روایی) قابلیت اعتماد(پایایی ) و همچنین اعتبار(روایی) یک پرسشنامه یا ابزار اندازهگیری، از موضوعات بسیار مهم در امر جمع آوری اطلاعات و مشاهدات میباشد( سرمد و همکاران ۱۳۸۸) . ۳-۹-۱-قابلیت اعتماد ابزار اندازهگیری قابلیت اعتماد که واژههایی مانند پایایی و ثبات نیز برای آن به کار برده میشود، یکی از ویژگیهای ابزار اندازه گیری(پرسشنامه یا مصاحبه یا سایر آزمونهای علوم اجتماعی) است. مفهوم یاد شده با این امر سروکار دارد که ابزار اندازهگیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی به دست میدهد. با توجه به این امر معمولا دامنه ضریب قابلیت از صفر(عدم ارتباط) تا ۱+ (ارتباط کامل) است. ضریب قابلیت اعتماد نشانگر آن است که تا چه اندازه ابزار اندازهگیری ویژگیهای با ثبات آزمودنی و یا ویژگیهای متغیر و موقتی وی را میسنجد.لازم به ذکر است که قابلیت اعتماد در یک آزمون میتواند از موقعیتی به موقعیت دیگر و از گروهی به گروه دیگر متفاوت باشد. یکی از روشهای محاسبه قابلیت اعتماد استفاده از فرمول آلفای کرونباخ است. این روش برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازهگیری از جمله پرسشنامهها یا آزمونهایی که خصیصههای مختلف را اندازهگیری میکند بکار میرود. در این گونه ابزارها، پاسخ هر سوال میتواند مقادیر عددی مختلف را اختیار کند.برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمرههای هر زیر مجموعه سوالهای پرسشنامه(یا زیر آزمون) و واریانس کل را محاسبه کرد. مقدار صفر این ضریب نشان دهنده عدم قابلیت اعتماد و ۱+ نشان دهنده قابلیت اعتماد کامل است.مقدار این آماره در سطح ۹/۰ عالی ، بین ۷/۰ تا ۹/۰ مطلوب ، ۵/۰ تا ۷/۰ متوسط و پایین تر از ۵/۰ ضعیف است. در این تحقیق نیز جهت سنجش قابلیت اعتماد گویهها از آلفای کرونباخ استفاده شده است.مقدارآلفای کرونباخ بدست آمده در تحقیق حاضر برابر با۷۸/۰ است که در حد مطلوب قابل اعتماد میباشد. ۳-۹-۲-اعتبار اندازهگیری (روایی) ابزار اندازهگیری مفهوم اعتبار روایی به این سوال پاسخ میدهد که ابزار اندازهگیری تا چه حد خصیصه مورد نظر رامیسنجد. بدون آگاهی از اعتبار ابزار اندازهگیری نمیتوان به دقت دادههای حاصل از آن اطمینان داشت. ابزار اندازهگیری ممکن است برای اندازهگیری یک خصیصه ویژه دارای اعتبار باشد، در حالی که برای سنجش همان خصیصه بر روی جامعه دیگر از هیچ گونه اعتباری برخوردار نباشد. ۳-۹-۳– اعبتار محتوا اعتبار محتوا نوعی اعتبار است که معمولا برای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار اندازهگیری به کار برده میشود. اعتبار محتوای یک ابزار اندازهگیری به سوالهای تشکیل دهنده آن بستگی دارد. اگر سوالهای ابزار معرف ویژگیها و مهارتهای ویژهای باشد که محقق قصد اندازهگیری آنها را داشته باشد، آزمون دارای اعتبار محتوا است. برای اطمینان از اعتبار محتوا، باید در موقع ساختن ابزار (مانند طراحی پرسشنامه) چنان عمل کرد که سوالهای تشکیل دهنده ابزار معرف قسمتهای محتوای انتخاب شده باشد. بنابراین اعتبار محتوا ویژگی ساختاری ابزار است که همزمان با تدوین آزمون در آن تنیده میشود. اعتبار محتوای یک آزمون معمولا توسط افرادی متخصص در موضوع مورد مطالعه تعیین میشود. از این رو اعتبار محتوا به قضاوت داوران بستگی دارد. در این تحقیق نیز اعتبار سوالات پرسشنامه ابتدا از طریق روش اعتبار محتوایی برآورد شده به طوری که پرسشنامه بعد از طراحی در اختیار ۱۷ نفر از کارشناسان خبره سازمان آب منطقهای استان آذربایجانشرقی و اساتید دانشگاه تبریز قرار گرفته و بعد از گردآوری نظرات آنها بصورت پرسشنامه نهایی درآمده است. ۳-۱۰- تجزیه و تحلیل دادهها
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۵/۲۴
۲/۱۵
گروه عدم مشارکت
فراوانی
۳۶
۱۳
۰
۴
۶
درصد
۶۱
۲۲
۰
۸/۶
۲/۱۰
۴-۲-۱۰- نگرش افراد در خصوص مشارکت در مدیریت آبیاری با توجه به جدول(۴-۱۰) میتوان نتیجه گرفت که گروه دارای تمایل به مشارکت با گروه فاقد تمایل به مشارکت در مورد گویههایی که به سنجش نگرش بهرهبرداران در مورد مشارکت در مدیریت آبیاری میپردازد نظرات موافق و مخالف را بیان نمودهاند . نظر گروه دارای تمایل به مشارکت: گروه دارای تمایل به مشارکت درموردگویههای”محول شدن مدیریت از طرف دولت به مردم کارایی خواهد داشت” به میزان ۹/۸۲ درصد ، “اداره امور آبیاری حق بهرهبرداران است” به میزان ۳/۸۳ درصد ، “حقابه باید پرداخت شود” ۶/۹۴ درصد ، “زیاد بودن هزینههای لازم برای مدیریت “۸/۵۶ درصد ، “توانایی بهرهبرداران در تامین هزینههای آبیاری” ۷/۶۴ درصد ، “مشارکت موجب استفاده بهتر از آب میشود” ۷/۸۸ درصد ، “افزایش مشارکت موجب بهبود آبیاری میشود” ۸/۸۸ درصد ،” لزوم مشارکت بهرهبرداران در اداره امور آبیاری” ۶/۹۵ درصد ،” مدیریت آبیاری توسط بهرهبرداران موجب افزایش قدرت و مالکیت آنها میشود” ۸/۸۶ درصد و” به عهده گرفتن مدیریت آبیاری توسط بهرهبرداران موجب بهبود وضعیت زندگی آنها میشود” به میزان ۷/۸۷ درصد نظر موافق و کاملا موافق داشتهاند.همچنین در مورد گویههای “مدیریت آبیاری وظیفه دولت است” به میزان ۵۲ درصد ، “تاسیسات آبیاری متعلق به دولت است “۵۲ درصد و “عدم توانایی لازم بهرهبرداران در اداره امور آبیاری” به میزان ۷/۶۲ درصد نظر مخالف و کاملا مخالف داشتهاند. نظر گروه فاقد تمایل به مشارکت: گروه عدم تمایل به مشارکت درباره گویههای” مدیریت آبیاری وظیفه دولت است” به میزان ۵/۶۹ درصد ،” تاسیسات آبیاری متعلق به دولت است” ۷/۸۴ درصد ،”عدم توانایی لازم بهرهبرداران در اداره امور آبیاری “۴/۶۴ درصد ، “حقابه باید پرداخت شود” ۹/۹۴ درصد ،”زیاد بودن هزینههای لازم برای مدیریت” ۲/۷۱ درصد،”لزوم مشارکت بهرهبرداران در اداره امور آبیاری” ۷/۸۴ درصد و”مدیریت آبیاری توسط بهرهبرداران موجب افزایش قدرت و مالکیت آنها میشود” به میزان ۶/۷۹ درصد نظر موافق و کاملا موافق داشته و در مورد گویههای “توانایی بهرهبرداران در تامین هزینههای آبیاری” ۵/۵۲ درصد ، “مشارکت موجب استفاده بهتر از آب میشود” ۹/۵۵ درصد ،”افزایش مشارکت موجب بهبود آبیاری میشود” ۲/۴۹ درصد،”حقابه پرداختی برای تامین هزینههای آبیاری کافی است” ۳/۵۹ درصد و” به عهده گرفتن مدیریت آبیاری توسط بهرهبرداران موجب بهبود وضعیت زندگی آنها میشود” به میزان ۸/۴۵ درصد نظر مخالف و کاملا مخالف دارند. با توجه به نتایج جدول(۴-۱۰) ملاحظه میشود که به غیر از چهار مورد “حقابه باید پرداخت شود” ، “زیاد بودن هزینههای لازم برای مدیریت” ، “لزوم مشارکت بهرهبرداران در اداره امور آبیاری” و “مدیریت آبیاری توسط بهرهبرداران موجب افزایش قدرت و مالکیت آنها میشود” در سایر موارد نظرات گروه دارای تمایل به مشارکت و گروه عدم تمایل به مشارکت مخالف ودر جهت عکس همدیگر میباشد. جدول ۴-۱۰- نگرش بهرهبرداران در خصوص مشارکت در مدیریت آبیاری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وجود زمینه مشارکت در زمینه مدیریت آبیاری در تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت شبکه آبیاری موثر است
*
۵
رضایت از وضع موجود مدیریت شبکه آبیاری در تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت شبکه آبیاری موثراست.
*
۶
نگرش بهرهبرداران در مورد مدیریت آبیاری در تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت آبیاری موثر است.
*
فصل پنجم خلاصه، نتیجهگیری وپیشنهادات ۵-۱-مقدمه در فصل گذشته یافتههای تحقیق در قالب نتایج توصیفی و استنباطی که روش اصلی آن مدل رگرسیونی لاجیت بود مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت در این فصل به جمع بندی، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات در خصوص تمایل بهرهبرداران و عوامل موثر بر مشارکت آنها در مدیریت آبیاری پرداخته شده است. ۵-۲- خلاصه آب ازجمله موثرترین وکاراترین عوامل دربقای بشرمحسوب میشودکه اهمیت آن درنگرش جدیدجهانی به عنوان یک کالای مهم اقتصادی -اجتماعی ونیازاولیه انسان مرتباًدرحال افزایش است. محدودیت این ماده حیاتی به عنوان یک منبع تجدیدشونده وقرارگرفتن بخش قابل توجهی ازاراضی کشورما درمناطق خشک ونیمه خشک، موجب گردیده بخش کشاورزی هرروزبامحدودیت بیشترمنابع آبی مواجه باشد. مطالعات نشان میدهد که متاسفانه بازده آبیاری در بخش کشاورزی۳۰ درصد میباشد. مروری کوتاه به پیشینه مدیریت آب و آبیاری، حاکی از این است که مهمترین عامل پایین بودن میزان کارایی آب جدایی بهرهبرداران از بدنه مدیریتی منابع آب میباشد. مشارکت بهرهبرداران درمدیریت شبکههای توزیع آب درجهان از اهمیت بالایی برخوردار است به طوری که سازمانهای مسئول با بررسی زمینههای همکاری و مشارکت بهرهبرداران در مدیریت آبیاری وشناسایی و تقویت عواملی که موجب افزایش تمایل و انگیزه آنها در این امر میشود موجبات مشارکت هر چه بهتر بهرهبرداران را فراهم میکنند. درکشورما نیزطی برنامههای پنجساله دوم وسوم توسعه کشوربه این امر تأکیدخاص گردیده است. یکی از طرحهای آبی که در استان آذربایجانشرقی اجرا شده است طرح سد و شبکه ستارخان درشهرستان اهر میباشد که در راستای سیاست سازمان آب، استفاده از مشارکت بهرهبرداران در مدیریت بهرهبرداری و نگهداری شبکه از اهمیت بسیاری برخوردار است . درتحقیق حاضر به تبیین عوامل موثر بر تمایل بهرهبرداران به مشارکت در مدیریت بهرهبرداری و نگهداری شبکه آبیاری در اراضی پایاب سد ستارخان پرداخته شده تا با شناسایی عوامل موثربر مشارکت بهرهبرداران و تقویت نقاط مثبت و رفع نقاط ضعف، از مشکلات عدیدهای که در این راستا وجود دارد کاسته و بهبود بهرهوری را در این شبکه شاهد باشیم. این تحقیق از نوع توصیفی –همبستگی بوده و اطلاعات لازم از طریق تکمیل پرسشنامه به صورت میدانی توسط محقق گردآوری گردید. آمارهای توصیفی برای توصیف ویژگیهای فردی، اقتصادی، شخصیتی و اجتماعی بهرهبرداران و مدل لاجیت برای شناسایی عوامل موثر برتمایل به مشارکت در این طرح با توجه به ماهیت اسمی دو وجهی متغیر وابسته تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. دادههای به دست آمده حاکی از این است که ۵/۷۷ درصد از بهرهبرداران دارای تمایل به مشارکت بوده و ۵/۲۲ درصد نیز فاقد تمایل به مشارکت میباشند. میانگین سنی گروه دارای تمایل به مشارکت ۹/۴۵ بوده و میانگین سنی گروه فاقد تمایل به مشارکت ۸/۵۰ میباشد. متوسط میزان مالکیت اراضی در گروه دارای تمایل به مشارکت ۸/۴ هکتار و درگروه فاقد تمایل به مشارکت ۹/۳ هکتار است. در گروه دارای تمایل به مشارکت میزان درآمد کشاورزی ۴/۳ میلیون ریال در ماه و درگروه فاقد تمایل به مشارکت۸/۲ میلیون ریال در ماه میباشد. میانگین سابقه کشاورزی در گروه دارای تمایل به مشارکت۴/۳۳ و در گروه فاقد تمایل به مشارکت ۲/۳۷ سال میباشد همچنین حداکثر سابقه کار در گروه دارای تمایل به مشارکت ۶۵ سال و حداقل آن سه سال بوده و برای گروه فاقد تمایل به مشارکت ۵۰ سال و حداقل آن دو سال میباشد. شغل اصلی ۴/۷۹ درصد ازگروه دارای تمایل به مشارکت و۷/۸۴ درصد از گروه عدم تمایل به مشارکت،کشاورزی است. اطلاعات تکمیلی در فصل گذشته(فصل چهارم ) موجود میباشد. ۵-۳- نتیجه گیری نتایج آزمون کیدو برای استقلال و تاثیرعوامل بر روی متغیر وابسته(تمایل و عدم وجود تمایل به مشارکت) نشان داد که متغیر های سن، سابقه کشاورزی، تحصیلات و تعداد فرزندان از متغیرهای ویژگیهای فردی با وجود و عدم وجود تمایل به مشارکت معنیدار نشدند.پس از وارد کردن متغیرها در مدل رگرسیون لاجیت در نهایت نتایج برآورد مدل موید آن است که متغیرهای اعتماد به نفس در سطح ۹۵ درصد و فردگرایی در سطح ۹۹ درصد از ویژگیهای شخصیتی و میزان رضایت از وضعیت فعلی مدیریت آبیاری و نگرش افراد در خصوص مشارکت در مدیریت آبیاری و ویژگیهای اقتصادی در سطح ۹۹ درصد معنیدار شدند. با توجه به نتایج مدل مشاهده میشود که این عوامل نزدیک به ۸۰ درصد از تغییرات متغیر وابسته را پیش بینی میکنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- اصل حقیقت جویی: تلاش درراستای پی جویی حقیقت و وفادارب به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
- اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت حقوق پژوهشگران و پزوهیدگان (انسان ،حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه وکلیه همکاران پژوهش.
- اصل منافع ملی:تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
- اصل رعایت انصاف و امانت :تعهد به اجتناب ازهرگونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال ، تجهیزات ومنابع در اختیار.
- اصل راز داری : تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد ، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
- اصل احترام : تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات ورعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
- اصل ترویج : تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال ان به همکاران علمی و دانشجویان به غیر مواردی که منع قانونی دارد.
- اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیر حرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که وزه علم و پژوهش را شائبه های غیر علمی می آلایند.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه اینجانب محمد باقری………………… دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/ دکتری تخصصی/ در رشته ………….معماری…………………… که در تاریخ ……….۱۹/۱۱/۹۲٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫ از پایان نامه /رساله خود تحت عنوان ” . طراحی آکادمی ورزشهای پهلوانی و زورخانه ای بر پایه فرهنگ وعقاید حاکم بر شکل گیری فضاهای زورخانه. ” با کسب نمره ……….۱۹٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫ ودرجه ………………………… دفاع نموده ام بدینوسیله متعهدمی شوم:
- این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده ودر مواردی که از دستاوردهای علمی وپژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و … ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
- این پایان نامه /رساله قبلا” برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پائین تریا بالاتر) درسایر دانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
- چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
- چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازآن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی محمد باقری تاریخ و امضاء دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات دانشکده معماری، گروه معماری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(بیان منحصر سابقه تحقیقات انجام شده درباره موضوع و نتایج به دست آمده در داخل و خارج از کشور نظرهای علمی موجود درباره موضوع تحقیق) در پژوهشی که توحیدی و ضیایی در سال ۱۳۹۱ به بررسی ماهیت و آثار اقاله می پردازند، بیان می کنند که آنگاه که انسان قدم به عرصه ی حیات اجتماعی گذاشت و عقود و قراردادها به عنوان وسایل تبادل و تعامل اقتصادی در روابط فی مابین اشخاص به وجود آمد، اقاله نیز به عنوان نماینده ی اراده ی مشترک متعاقدین جهت انحلال و ازاله ی عقدی که خود محصول همان اراده ی مشترک است، شناسایی گردید. ( توحیدی و ضیایی، ۱۳۹۱) در پژوهشی که قراملکی و قاسمی در سال ۱۳۸۹ به بررسی و بازپژوهی ماهیت اقاله در حقوق وضعی ایران می پردازند، بیان می کنند که اقاله یک عمل حقوقی است که با تراضی متعاقدین صورت میپذیرد و موجب انحلال عقد می شود. برمبنای بیع جدید بودن اقاله، تلف عوضین یا یکی از آن دو، مانع اقاله است.( قراملکی و قاسمی، ۱۳۸۹) در پژوهشی که ابراهیم زاده عطاری در سال ۱۳۸۸ به بررسی اقاله و احکام آن می پردازد، بیان می کند که از آنجا که اقاله در شرع حالت امضایی دارد نه تأسیسی لذا معنی اصطلاحی آن نمیتواند دور از معنای لغوی آن باشد ولی به هر حال لفظ اقاله در معانی مختلفی به کار رفته است. هنگامیکه دو طرف برای برآوردن نیازها و تأمین منافع خود با یکدیگر معامله ای را منعقد سازند این معامله از آثاری برخوردار می شود حال اگر پس از آن دریابند که به هدف مورد نظر خود نمیرسند و پشیمان گشته و طلب فسخ معامله را کنند با توافق یکدیگر می توانند معامله را بهم زنند (اقاله) و در نتیجه آثار آن نیز زایل می گردد. (ابراهیم زاده عطاری، ۱۳۸۸)در پژوهشی که قلی پور در سال ۱۳۸۸ به بررسی قبول اقاله و عدم سختگیری در معامله می پردازد، بیان می کند که یکی از فضایل اخلاقی تجارت که عمل به آن، محیط بازار و کسب و کار را به محیطی سالم و مطلوب برای کسب و تجارت تبدیل می سازد «اقاله یا تفاسخ قرارداد در صورت ندامت خریدار» و عدم سختگیری در معامله است. اقاله در لغت به معنای مسامحه و نادیده انگاشتن امری می باشد و در اصطلاح فسخ عقد از طرف معامله کنندگان بعد از پشیمانی یکی از دو طرف معامله و درخواست فسخ از جانب او و قبول این درخواست از طرف دیگر می باشد. (قلی پور، ۱۳۸۸)در پژوهشی که ره پیک در سال ۱۳۸۵ به بررسی عقود معین می پردازد، بیان می کند که عقود معین به قراردادهایی اطلاق میشود که نام و احکام مشخصی در قوانین دارند و از این جهت قالبهای از پیش طراحی شده برای روابط حقوقی اشخاص تلقی میگردند.برای معین شدن یک عقد لازم است حداقل تمایزهایی بین آن عقد و سایر عقود تصور شود والا فوایدی که بر این تقسیم بندی مترتب می گردد بوجود نخواهد آمد. بنظر میرسد برخی از عقود که در نظرات مشهور و به طور سنتی در عقود جای گرفتهاند در حد کافی شرایط یک عقد معین را دارا نباشند و برعکس برخی دیگر از اعمال حقوقی که در این دسته جای ندارند در آن قرار میگیرند. عقد صلح یکی از عقود معین است که احکام و مواد متعددی را در قانون مدنی به خود اختصاص داده است. بررسی این عقد و مواد مربوط به آن نشان میدهد که این عقد بیش از آنکه ویژگیهای یک عقد معین را داشته باشد یک قالب عمومی برای توافق میباشد که تابع قواعد کلی قراردادهاست.( ره پیک، ۱۳۸۵)
فرضیات پژوهش
- قراردادهایی که با نام مشخص در قانون تعریف شدهاند مانند بیع، اجاره، رهن، قرض، صلح از جمله عقود معین می باشند.
- انحلال رابطه حقوقی سابق و زوال آثار ناشی از آن رابطه از جمله آثار اقاله می باشند.
- میتوان با تحلیل آثار و ماهیت و نقاط قوت و ضعف اقاله در آثارحقوقدانان و حقوق موضوعه به نتایج توصیفی قابل قبولی رسید.
- اقاله نسبت به اشحاص ثالث بیع جدید تلقـی می گردد.
سوالات پژوهش
- در قانون مدنی کشور عقود معین به چه صورت بیان شده اند؟
- انحلال رابطه حقوقی سابق و زوال آثار ناشی از آن رابطه چگونه از اقاله ناشی می گردند؟
- آیا میتوان با تحلیل آثاروماهیت ونقاط قوت وضعف اقاله در آثارحقوقدانان وحقوق موضوعه به نتایج توصیفی قابل قبولی رسید؟
- اقاله نسبت به اشحاص ثالث چگونه است؟
اهداف تحقیق
(شامل اهداف علمی۱ کاربردی۲ و ضرورت های۳ خاص انجام تحقیق) : هدف این تحقیق رسیدن به نظری واحد در خصوص ماهیت، آثار و شرایط تحقق اقاله با بررسی ابعاد گوناگون حقوقی آن است. بررسی عقود معین در قانون مدنی کشور. بررسی آثار اقاله در عقود. بررسی و تحلیل مواد ۲۸۳ تا ۲۸۸ قانون مدنی جمهوری اسلامی. بررسی اقاله نسبت به اشحاص ثالث. در صورت داشتن هدف کاربردی بیان نام بهره وران (اعم از مؤسسات آموزشی و اجرایی و غیره): خیر جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق در چیست؟ اگرچه تحقیقات وپژوهشهای بسیاری در زمینه ماهیت اقاله انجام گرفته است، اما پژوهشی که به بررسی ماهیت اقاله و بررسی آثار آن در عقود معین مصرحه قانون مدنی در حقوق ایران باشد، موجود نمی باشد. از سویی دیگر نتایج این پژوهش می تواند در اختیار حقوقدانان، قانونگذاران و کلیه افرادی که در این زمینه فعالیت دارند، قرار گیرد تا با استفاده از آن در تصمیم گیری ها و قانونگذاری ها به شیوه علمی تر عمل نمایند . همچنین وکلا، قضات و فعالان عرصه تجارت نیز می توانند از این پژوهش بهره مند گردند. بنابر این، این پژوهش علاوه بر جنبه نظری، دارای جنبه کاربردی نیز می باشد ، بدین صورت که تمامی افرادی که با موضوع قراردادها در ارتباط می باشند، می توانند از نتایج این تحقیق بهره مند گردند.
روش کار
الف) نوع روش تحقیق: روش تحقیق در خصوص این موضوع از نوع روش توصیفی – تحلیلی می باشد. توصیفی از آن جهت که باید تمام پارامترها و زوایای مورد بحث به طور کامل توضیح داده و با استفاده از منابع و مآخذ داخلی و خارجی به بسط و توضیح آن پرداخته شود. روش تحلیلی نیز می باشد از آن جهت که به بررسی و تحلیل ارتباطات اجتماعی برای دستیابی و اندازه گیری متغیرها می باشد. ب)روش گرد آوری اطلاعات : اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش با استفاده از منابع داخلی از طریق کتابخانه ای و اینترنتی به دست آمده است. ابزارجمع آوری در این قسمت، همه اسناد چاپی مانند کتاب، مجلات، دایره المعارف، فرهنگ نامه ها، روزنامه ها، هفته نامه ها، سالنامه ها، ماهنامه ها، لغت نامه ها، مصاحبه های چاپ شده، پژوهش نامه ها، متون چاپی نمایه شده در بانک های اطلاعاتی و اینترنت و هر منبعی که به صورت چاپی قابل شناسایی باشد، است. پ) ابزار گردآوری اطلاعات: فیش برداری، مشاهده و تحقیق شبکه ای ث) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: روش تحقیق در این پژوهش به صورت تحلیلی – اسنادی انجام خواهد شد و با استناد به کتابها و منابع حقوقی صورت می گیرد. به این ترتیب در این پژوهش با توجه به ماهیت و هدف پژوهش که تعیین ماهیت اقاله و بررسی آثار آن در عقود معین مصرحه قانون مدنی در حقوق ایران است، با روش توصیفی – تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.بنابراین در سازماندهی و انجام تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی تلاش می گردد با استفاده از اصول منطقی و علمی به تبیین و توصیف دقیق پدیدههای مورد بحث پرداخته شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شروط در قانون مدنی ما سه دسته اند: شرط فعل، شرط نتیجه و شرط صفت ماده ی ۲۳۴ ق.م مقرر می دارد شرط بر سه قسم است: ۱٫ شرط صفت ۲٫ شرط نتیجه ۳٫ شرط فعل اثباتاً یا نفیاً در این مبحث به طور اختصار خواهیم دید که آیا می توان ضمن اقاله شروط سه گانه را درج کرد؟ نظر به اینکه ممکن است عدم امکان اجرای هر یک از این شروط و تخلف مشروط علیه اقاله را در معرض انقراض قرار می دهد بیان این شروط و ضمانت اجرای آن به وسیله ی مشروط علیه و تأثیر آن در اقاله قابل بررسی خواهد بود. ۱٫شرط فعل: مطابق ماده ی ۲۳۴ ق.م که تصریح می نماید. شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خاصی شرط شود. چنانچه ضمن اقاله یکی از مقابلین شرط نماید که خانه ای را بطور رایگان برای طرف مقابل بسازد و با این شرط اقاله انجام گیرد. لیکن پس از انجام اقاله، مشروط علیه از انجام شرط مذکور امتناع نماید اقاله چه وضعیتی پیدا می کند؟ آیا مثل شرط فعل ضمن سایر عقود مشروط له مخیر در فسخ عقد و یا الزام وی به انجام شرط خواهد بود؟ همانگونه که در مبحث راجع به فسخ و اقاله بیان شده امکان فسخ و اقاله وجود ندارد لذا چنانچه مشروط علیه فعل یاد شده را انجام ندهد نمی توان گفت که مشروط له حق فسخ دارد. زیرا فسخ اقاله امکان ندارد. بنابراین گنجاندن شرط فعل در اقاله ارزشی ندارد. و عملاً فاقد ضمانت اجرا می باشد لذا امری است لغو و بیهوده لکن با کمی تامل می توان صحت چنین شروطی را در ضمن اقاله ممکن دانست. زیرا قانون مدنی در خصوص ضمانت اجرای شرط فعل دو اختیار را برای مشروط الیه مقرر داشته است. یا فسخ عقد و یا الزام متعهد، در نتیجه چون فسخ اقاله امکان ندارد می توان اجبار مشروط علیه را به انجام شرط فعل از دادگاه تقاضا کرد. ۲٫ شرط نتیجه: با عنایت به ماده ۲۳۴ ق.م شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود. درباره ی شرط نتیجه در اقاله با استنباط از ماده ی ۲۴۰ ق.[۶۶]م می توان گفت که مشروط له می تواند برای جبران خسارت خود عقد را همانگونه که هست قبول نماید و همین طور می توان گفت، چنانچه ضمن عقد نکاح نیز شرط نتیجه محقق نشود نمی توان آن را فسخ کرد، چون نکاح اساساً قابل فسخ به این صورت نخواهد بود لذا فقط طرف برای جبران خسارت می تواند به مشروط علیه مراجعه کند. لذا در اقاله نیز فسخ اقاله ممکن نیست و فقط مشروط له می تواند برای جبران خسارت به مشروط علیه مراجعه کند.[۶۷] ۳٫ شرط صفت: در شرط صفت نیز که عبارت است از شرط راجع به کیفیت یا کمیت مورد معامله نیز چنانچه ضمن اقاله آورده شود و چنانچه پس از اقاله معلوم شود که شرط مقرر در مورد معامله موجود نمی باشد مشروط له نمی تواند اقاله را فسخ نماید لذا به همان دلایلی که راجع به شروط مزبور گفته شد نمی تواند اقاله را فسخ کند. بلکه برای جبران خسارت می تواند به مشروط علیه مراجعه کرد. لذا بیان چنین شروطی ضمن اقاله مخالفتی و مبابینتی با اقاله ندارد.
فصل چهارم
بررسی شرایط و آثار تحقق اقاله
مبحث اول: آثار اقاله
اقاله به دنبال خود آثار فراوانی دارد همانطوریکه در بحث راجع به تعریف و ماهیت اقاله مطرح شد اقاله برای انحلال عقود و قراردادهای لازم به کار می رود اثر اصلی و مستقیم اقاله انحلال عقود می باشد، لذا عقد از زمان اقاله منحل می شود به عبارت دیگر نوک پیکان در اثر اقاله متوجه عقد مورد اقاله است. در پی اقاله عقد، آثار دیگری نیز بر اقاله مترتب خواهد شد که به آن آثار تبعی اقاله گویند لذا چنانچه به دنبال عقد، تعهداتی که در اثر عقد مورد اقاله بر عهده طرف عقد وجود دارد چنانچه این تعهدات اجرا نشده باشد اثر منفی اقاله عبارت است سقوط تعهد. ولی چنانچه اجرا شده باشد اثر اقاله محدود به قطع آثار آن می باشد. اعاده عوضین از آثار دیگر اقاله می باشد که در صورت تلف آنها نیز استرداد مثل یا قیمت آن مطرح میباشد، تأثیر اقاله بر منافع عقد مورد اقاله نیز مورد توجه ماست که در جای خود به آن خواهیم پرداخت و بالاخره اقاله در حقوق اشخاص ثالث نیز تأثیرگذار خواهد بود. لذا در این فصل به بررسی آثار و تحقق اقاله خواهیم پرداخت.
گفتار اول: انحلال عقد و زوال تعهد و قطع آثار ناشی از عقد
دراین گفتاراقاله ی عقد عهدی با توجه به عنوان پایان نامه این جانب از موضوع بحث ما خارج است ولیکن به جهت روشن شدن آثار اقاله اجتناب از توضیح آن گریزناپذیر است، که آن را به صورت اختصار توضیح می دهیم. همانگونه که در مباحث گذشته مطرح شد اقاله موجب انحلال عقد می شود، عقدی که قبلاً واقع شده است با اراده طرفین و یا قائم مقام آنها فسخ می شود. مهمترین و اصلی ترین و به عبارت دیگر اثر مستقیم اقاله انحلال عقود لازم می باشد در واقع نوک پیکان متوجه خود عقد می باشد. بنابراین چنانچه عقد اصلی ما عقد عهدی بوده باشد. متبایعین می توانند بعد از مدتی عقد مزبور را اقاله نمایند از زمان اقاله، عقد عهدی منحل می گردد و نسبت به آینده اثری نخواهد داشت.در اثر انحلال عقد گاهی اقاله موجب سقوط تعهدات ناشی از عقد نیز می شود و در این صورت چنانچه عقدی واقع شده باشد و تعهدات ناشی از آن هنوز به مرحله اجرا در نیامده باشد اثر اقاله سقوط و زوال تعهدات ناشی از عقد مورد اقاله خواهد بود. به عنوان مثال، چنانچه کسی در مقابل شخصی دیگر تعهد به انجام کاری نماید و قبل از اجرای این تعهد عقد مزبور اقاله گردد، علاوه بر اینکه عقد یاد شده منحل می شود، تعهدات ناشی از آن عقد نیز ساقط می شود.لذا همانگونه که قبل از این نیز مطرح شد عده ای اثر اصلی عقد را سقوط تعهدات می دانند و از موضع قانونگذار بر این خصوص حمایت نموده اند.[۶۸] ولی ما در انتقاد از این نظریه معتقدیم که اثر اصلی اقاله انحلال عقود می باشد و سقوط تعهدات اثر تبعی اقاله می باشد. در صورتیکه در اثر توافق دو طرف، عقدی واقع شود و تعهدات لازم در عقد مزبور نیز انجام شده باشد با اقاله عقد مزبور دیگر سقوط تعهدات مفهوم ندارد. در مثال مزبور چنانچه در بین عقد اجاره، طرفین عقد تصمیم به انحلال عقد اجاره بگیرند در این صورت اقاله ضمن اینکه عقد اجاره را منحل می نماید، موجب قطع آثار ناشی از این عقد می گردد و لذا چنانچه شخصی که در مقابل کسی دیگر تعهد به انجام کاری نموده باشد و بعد از انجام تعهد اقاله صورت گیرد ضمن انحلال عقد مزبور آثار ناشی از تعهد یاد شده نیز قطع می گردد.[۶۹] با وجود این چنانچه طرفین اراده کنند که عقد را اقاله کنند این عقد نیز منحل به دو قسمت خواهد بود، بخشی که مورد اقاله قرار گرفته، و منحل شده و اثر اصلی و تبعی آن مشمول مقرات فوق الذکر خواهد شد و بخشی دیگر که به جای خود باقی مانده است به حیات حقوقی خود ادامه می دهد.بنابراین از نظر نگارنده این رساله اقاله عقد عهدی چیزی جز انتقال دین به متعهدله محسوب نمی شود.
گفتار دوم: زمان تأثیر اقاله
یکی از مباحثی که در این قسمت مورد مطالعه قرار می گیرد، بحث راجع به زمان اثرگذاری اقاله م باشد، علی الاصول زمانی که عقدی واقع می شود طرفین آثار آن را از زمان انعقاد عقد مورد نظر قرار می دهند، لذا چنانچه عقد اجاره ای واقع می شود طرفین از تاریخ انعقاد عقد آثار آن را جاری می سازند. این امر نیز مانع اثربخشی آن به زمان بعد نمی باشد. اقاله را ما یک عمل حقوقی دو طرفه دانستیم لذا اقاله نیز از این قاعده نباید مستثنی باشد در خصوص موضوع فوق در اقاله دو دیدگاه مطرح شده است. ۱٫دیدگاهی که اثر اقاله را از زمان عقد مورد اقاله می داند، این نظریه ایست متروک. ۲٫نظر دیگر که طرفداران بسیار زیادی نیز دارد، اثر اقاله را از زمان تحقق اقاله می دانند لذا بر این اساس ما این دو نظر را در دو گفتار ذیل مورد بررسی قرار می دهیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در صورت تلف مال قیمی، قیمت زمان اقاله پرداخت می شود. همانطوری که می دانیم پس از عقد هر یک از طرفین به صورت مالکانه حق هرگونه تصرف در اموال خریداری شده را دارند طرفین می توانند آن را خود شخصاً استفاده نمایند و یا به کسی دیگر منتقل نمایند گاه ممکن است مال مزبوردر ید آنها تلف شود چنانچه مال مزبور مثلی باشد مثل آن و در صورتی که قیمی باشد قیمت آن پرداخت خواهد شد.در این قسمت می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که چنانچه مورد معامله قیمی بوده باشد و منجر به تلف گردد چه زمانی باید پرداخت گردد. در این خصوص نظرات مختلفی ابراز گردیده است. قیمت زمان اقاله؟ قیمت زمان تحویل به مالکین، قیمت زمان تلف؟ و نظرات دیگر، نظر به اینکه در این خصوص دو نظر عمده وجود دارد که عبارتند از نظریه یوم التلف و نظریه یوم الاقاله ،لذا ما فقط به این دو نظریه می پردازیم. ۱- نظریه یوم التلف در صورتیکه مال مورد معامله قیمی باشد و در زمان تصرف هر یک از متقابلین تلف گردد، طبق این نظریه هر یک از طرفین باید قیمت روز تلف را بپردازد .فقهایی همچون محقق ثانی، قیمت وقت تلف را مقبول دانسته است ایشان در پذیرش نظریه فوق می گوید تا زمانی که عین موجود است ضمان به عین تعلق دارد و لذا چنانچه مال مزبور تلف گردد ضمان از عین به قیمت روز تلف تعلق خواهد گرفت. کسانی که که این نظریه را پذیرفته اند نیز با تمسک به استدلال مزبور قیمت روز تلف را مبنا قرار داده اند چرا که این استدلال در خصوص غاصب نیز وجود دارد. بعضی از حقوقدانان کشورمان نیز در تألیفات خود بر آن نظر استناد نموده اند.[۷۷] ۲- نظریه یوم الاقاله: همانطوریکه در قسمت قبلی بیان شد، حقوقدانان با انتقاد از نظریه پرداخت قیمت روز تلف به نظریه پرداخت قیمت در روز اقاله گرایش پیدا کرده اند به نظر اینان زمانی که دو نفر مال مورد معامله را با اقاله رد و بدل می نمایند لحظه رد و بدل مال نیز لحظه وقوع اقاله خواهد بود حال چنانچه در لحظه مزبور مال قیمی بوده باشد و خریدار نمی تواند مال قیمی را تسلیم نماید ناچاراً ضمان وی از اعاده مال قیمی مزبور به قیمت روز اقاله تعلق خواهد گرفت. چرا که تاقبل از اقاله وی مالک مال خود بوده است. و فروشنده در این مدت هیچ گونه تصرفی، خصوصاً تصرف مالکانه بر عوض مزبور نداشته است لذا در روز اقاله مستحق دریافت قیمت همان روز می باشد که این نظریه در میان فقها طرفداران زیادی دارد.[۷۸] دکتر سیدحسن امامی بیان می دارند. در صورتی که بهای موضوع تلف شده تا زمان اقاله تغییر کرده باشد به نظر می رسد که بهای زمان اقاله را باید معیار تعیین بدل قرارداد زیرا در آن تاریخ که دو طرف به بازگرداندن آثار عقد تراضی می کنند و ظاهراً این است که به وقوع همان لحظه نظر دارند. چنانکه اگر عوضین نیز موجود باشند وضع زمان اقاله را موضوع تراضی می سازند.[۷۹]بنابراین نظریه مزبور صحیح به نظر می رسد چرا که دور از انصاف خواهد بود که ما مالک را ضامن تلف مال خود بدانیم.لذا پذیرش نظریه مزبور موافق با نیات متقابلین می باشد، زیرا هدف آنها رسیدن به عوضین در روز اقاله می باشد نه اینکه اثر مالکیت خود را به زمانی قبل از اقاله تسری دهند.
گفتار دوم: اعاده منافع عوضین
همانطور که اشاره شد، اثر اقاله محدود به انحلال عقد نمی شود بلکه عوضین را نیزبه جای نخستین باز می گرداند. در دو گفتار گذشته چگونگی اعاده عین عوضین و در صورت تلف آنها اعاده بدل آن را اعم از مثلی یا قیمی مورد مطالعه قرار دادیم. اینک، باید به این بحث پرداخت که پس از اقاله تکلیف منافع عوضین چه خواهد شد؟ آیا مثل اعاده عین عوضین، منافع آنها نیز به تبع اعاده عین به مالک قبل از عقد برمی گردد. برای پاسخ گویی به سوال مزبور ما منافع را به منفصل و متصل تقسیم می کنیم.
بند اول: منافع منفصله
منافع منفصله یا منافع جداشدنی، عبارت است از منافع و نمائاتی است که قابل تجزیه از عین مال میباشد، به عبارت دیگر منافعی که قابلیت تفکیک و جدایی از عین داشته باشد و مستقلاً بتواند مورد معامله واقع شود آن را منافع منفصله گویند. مانند شیر وپشم و بره ای که از گوسفند حاصل می شود منافع منفصله است. لذا زمانی که عقد بیع مزبور مورد اقاله واقع شود آیا منافع یاد شده نیز باید به تبع عین به مالک قبل از عقد برگردد؟ نظر به تحلیلی که از ماهیت اقاله به عمل آمده و ما آن را فسخ دانستیم لذا طبیعی است که اثر اقاله نسبت به آتیه باشد و در گذشته هیچ گونه اثری نخواهد داشت لذا منافع منفصله که در زمان بعد از عقد تا زمان اقاله در عین ایجاد شده تحت مالکیت مطلق خریدار قرار می گیرد، زیرا وی در این فاصله مالک عیان مزبور می باشد و منابع حادث شده نیز به تبع مالکیت عین متعلق به مالک اخیر خواهد بود. حکم مزبور مورد قبول حقوقدانان قرار گرفته و قانون مدنی نیز صراحتاً با عنایت به فسخی بودن ماهیت اقاله در ماده ی ۲۸۷ ق.م مقرر می دارد: نمائات و منافع منفصله که از زمان عقد تا زمان اقاله در مورد معامله حادث می شود مال کسی است که بواسطه عقد مالک شده است. همانگونه که می دانیم حکم ماده مزبور امری نیست بلکه تکمیلی است و طرفین می توانند برخلاف آن تراضی نمایند و منافع منفصله را به مال عین تملیک نمایند و توافق برخلاف آن هیچ گونه ایرادی نخواهد دانست و هیچ گونه تعارضی بین عقد مزبور با قوانین و نظم عمومی وجود ندارد.[۸۰] بنابراین حقوقدانان در خصوص مفاد مزبور توافق دارند. دکتر جعفر لنگرودی در خصوص اقاله قهقرایی می گوید: علی الاصول اثر اقاله از حین اقاله است. و تأثیر قهقرایی ندارد ماده ۲۸۷ق.م آشکارا این نظر را بیان کرده است.[۸۱]
بند دوم: منافع متصله
منافع متصله و جدا نشدنی است از منافعی که به طور مستقل وجود خارجی ندارد به عبارت دیگر تفکیک و جدایی منافع متصل از عین مورد معامله غیرممکن می باشد. لذا همانگونه که در اثر اقاله، عوضین به مالکین قبل از عقد اعاده می گردند، منافع مزبور نیز به تبع عوضین به مالکین قبل از عقد برمی گردد. ماده ی ۲۸۷ ق.م در قسمت دوم خود در خصوص منافع متصله مقرر می دارد. نمائات متصله مال کسی است که در نتیجه اقاله مالک می شود. نظریه مزبور با عنایت به ماهیت اقاله صحیح به نظر می رسد لذا حقوقدانان متعرض حکم مزبور نگردیده اند و آن را مورد پذیرش قرار داده اند. آقای دکتر ناصر کاتوزیان بیان می دارند، آنچه همراه مبیع و جدانشدنی است، موضوع اقاله قرار می گیرد و به تابعیت از عین، باز می گردد، دو طرف در زمان اقاله به وضع کنونی مورد معامله نظر دارند، پس اگر به بازگرداندن آن تصمیم بگیرند ظاهر این است که منافع متصله را موضوع مبادله می سازند.[۸۲]
مبحث چهارم: شرایط تحقق اقاله
نظر به اینکه در بحث راجع به ماهیت اقاله به اثبات رسید اقاله نتیجه توافق طرفین برای انحلال عقد پیشین و زمان آثار آن در آینده می باشد. برای تحقق اقاله باید شرایطی وجود داشته باشد. شرایط تحقق اقاله مثل شرایط صحت معاملات متنوع می باشد نظر به اینکه اقاله به مفهوم واقعی کلمه عقدی که مشمول ماده ی ۱۸۳ ق.م. می باشد نیست، در تحلیل راجع به شرایط تحقق آن ویژگی های خاص وجود دارد که پرداختن به آن اجتناب ناپذیر می باشد. ولی در مجموع می توان گفت که اقاله چون ناشی از توافق طرفین می باشد و اهلیت طرفین، معلوم و معین بودن موضوع اقاله و بالاخره مشروعیت جهت اقاله که آن را به عنوان عمل حقوقی دو جانبه می دانیم ساری و جاری است، به طور کلی می توان گفت که اقاله تابع قواعد عمومی قراردادهاست با این حال چون ما آن را عقد معاملاتی نمی دانیم آن را جدای از قواعد عمومی راجع به معاملات نمی دانیم. پس اقاله که نتیجه توافق طرفین برای انحلال عقد سابق و قطع آثار آن در آینده و استرداد عوضین می باشد باید دارای شرایط مزبور باشد لذا در این فصل به هر یک از شرایط خواهیم پرداخت.
گفتار اول: قصد و رضای طرفین
همان گونه که گفته شد اقاله نتیجه توافق طرفین عقد برای انحلال و زوال آثار آن در آینده می باشد. بنابراین چون اقاله توافق طرفین برای انحلال عقد می باشد و به عنوان یک عمل حقوقی دو طرفه تلقی می شود تحقق آن منوط به قصد و رضای طرفین است. همچنانکه برای تأسیس یک ماهیت حقوقی قصد و رضای طرفین لازم می باشد برای تحقیق اقاله نیز وجود چنین قصد و رضای ضروریست.[۸۳] طرفین باید در صحت و سلامت کامل توافق بر انحلال نمایند و اراده خود را باید بوسیله ای اعلام نمایند وسایل اعلام اراده عبارتند از: لفظ، کتاب، اشاره و قبض و اقباض و… شایع ترین وسیله ی ابراز اراده جهت تحقق اقاله لفظ می باشد که مورد اتفاق همه حقوقدانان می باشد برخی هر لفظی که صراحتاً و یا تلویحاً دلالت بر برهم زدن عقد داشته باشد را برای عقد اقاله کافی می دانند چنانچه اگر با لفظ بیع یا صلح نیز عقدی را اقاله کنند کافی خواهد بود. به طور کلی می توان گفت که هر لفظی که مقصود طرفین را جهت تحقق اقاله برساند کافی برای تحقق آن می باشد. چنانکه حتی تحقق آن را به فعل و اشاره می توان برقرار ساخت. اقاله فعلی، که آن را اقاله معاطاتی نیز می گویند به وسیله ی قبض و اقباض صورت می گیرد. اقاله به هر لفظی واقع شود چه به صیغه ی ماضی و یا غیره دلالت بر اقاله نماید. کافی خواهد بود. ماده ی ۲۸۴ قانون مدنی به جهت پایان دادن به اختلافات می گوید «اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع می شود که دلالت بر بهم زدن معامله کند» لذا چنانچه در مواردی نیز برای آنها یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد اشاره ای که مبین قصد و رضای طرفین باشد کافی است. بنابراین اقاله به ایجاب و قبول طرفین واقع می شود. ایجاب و قبول طرفین باید مطابق و منطبق بر اراده و قصد و رضای طرفین باشد. یعنی همانگونه که عقد با ایجاب و قبول که منطبق بر انشای ایجاد عقد باشد واقع می شود، اقاله که برای انحلال عقد بکار می رود با ایجاب و قبول طرفین که دلالت بر انحلال آن نماید کافی خواهد بود. اقاله اکراهی: اینکه پس از طرح مبحث فوق این سوال مطرح می شود که آیا اقاله ای که بر اثر اکراه واقع شود اگر آثار حقوقی دارد چنین اقاله ای باطل است یا غیرنافذ؟ بطور کلی اکراه از عیوب اساسی در اراده محسوب می شود و به جهت نقص اراده انشایی موجب نفوذ عقد نمی باشد چون رضا را مختل و آن را غیر نافذ می کند و اکراه متعرض قصد طرفین نمی گردد تا موجب بطلان آن گردد. حال این سوال مطرح است که آیا اقاله نیز مانند عقد می باشد و همان نتیجه که در اثر اکراه در عقد حاصل می شود در اقاله نیز قابل ترتیب اثر است؟ فقهای امامیه به اجماع معامله اکراهی را که طرفین انجام می دهند به دلیل فقدان رضا آن را غیرنافذ دانسته اند.[۸۴] قانون مدنی ما در مورد اقاله اکراهی صراحتی ندارد. برخی از حقوقدانان کشورمان در خصوص اقاله اکراهی اظهارنظر صریحی کرده اند، یکی از اینها اقاله مکره را محکوم به می دانند ،ایشان می گویند «برخلاف عقود، اقاله مکره را نمی توان فقط غیر نافذ دانست که رضایت بعدی مکره بتواند آن را کامل کند، زیرا غیرنافذ بود حکمی است که قانون برای عقود و معاملات مقرر داشته است و ما گفتیم که اقاله یک عقد در معنای خاص کلمه نیست».[۸۵]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- فصل چهارم: مقایسه، نقد و بررسی ۲۱۸
۱) مقایسهی سنت راشدال- سورلی و تقریر مبتنی بر بهترین تبیین ۲۲۲ ۱٫۱) مقایسه از لحاظ نقدهای وارد بر عینیّتگرایی ۲۲۲ ۱٫۱٫۱) وجود تبیینهای اخلاقی دیگر غیر از عینیگرایی و طبیعتگرایی ۲۲۲ ۱٫۱٫۱٫۱) پاسخ عینیگرایان به ادعای مذکور ۲۲۴ ۱٫۱٫۱٫۲) رد دیدگاههای شبیه به توصیهگرایی ۲۲۴ ۱٫۱٫۲) پاسخگویی به استدلال مبتنی بر غرابت ۲۲۵ ۱٫۱٫۲٫۱) پاسخ کلی عینیگرایان اخلاقی ۲۲۶ ۱٫۱٫۲٫۲) پاسخ آدامز به استدلال غرابت ۲۲۶ ۱٫۱٫۲٫۳) پاسخ مارودس به ادعای طبیعتگرایان ۲۲۷ ۱٫۲) مقایسه از لحاظ نقدهای وارد بر استنتاج ۲۲۸ ۱٫۲٫۱) ادعای عینیّت اخلاقی بدون خدا ۲۲۸ ۱٫۲٫۱٫۱) پاسخ عینیگرایان به این ادعا ۲۲۹ ۱٫۲٫۱٫۲) پاسخ سنت راشدال- سورلی ۲۳۰ ۱٫۲٫۱٫۳) پاسخ آدامز به این ادعا ۲۳۰ ۱٫۲٫۲) ادعای بیثبات شدن عینیّت ارزشهای اخلاقی با باور به خدا ۲۳۱ ۱٫۲٫۲٫۱) پاسخ سنت راشدال- سورلی به این ادعا ۲۳۱ ۱٫۲٫۲٫۲) پاسخ آدامز به این ادعا ۲۳۲ ۱٫۳) برتری نسبی استدلال تروبلود-آدامز نسبت به تقریر راشدال- سورلی ۲۳۳ ۲) ملاحظات ۲۳۴ ۲٫۱) استدلال اخلاقی در فلسفهی اسلامی ۲۳۴ ۲٫۲) استدلال اخلاقی و حفظ استقلال اخلاقی ۲۳۵ ۲٫۳) برهان جهانشناختی و برهان اخلاقی ۲۳۶ ۲٫۴) استدلالهای اخلاقی معاصر ۲۳۷ ۳) نتیجه ۲۳۹ منابع ۲۴۱ منابع فارسی ۲۴۲ منابع انگلیسی ۲۴۶ پینوشتها ۲۵۲ مقدّمه: همزمان با پیدایش تقریرهای متفاوت از براهین اثبات وجود خدا، همواره نگاه به اخلاق به عنوان یکی از مهمترین مؤلفههای راهبردی میان فلاسفه و خدا وجود داشته است. اما با تزلزل براهین وجود شناختی، جهانشناختی و غایتشناختی، و حملات شدید دیوید هیوم بر براهین اثبات وجود خدا و انتقادات فزایندهی کانت به هرگونه تلاش برای اثبات وجود خدا با ادلّهی نظری، توجّه خداباوران به سوی اخلاق، به عنوان دریچهای نو برای دفاع از خداباوری، جلب شد. کانت اگر چند هرگونه اثبات نظری وجود خدا را برنمیتابید، امّا در عین حال اعتقاد به وجود خدا را به عنوان اصل موضوعهی ضروری اخلاق فرض میکرد. هرچند این مطلب هیچگاه به عنوان یک استدلال برای اثبات وجود خدا عرضه نشد و کانت تنها برای معنادار ساختن تجربهی اخلاقی انسان، چنین چیزی را عملاً فرض کرد، امّا مخالفان، به عنوان یک استدلال اخلاقی برای اثبات وجود خدا، انتقادات شدیدی بر آن وارد ساختند. شکست استدلال کانت، شکست استدلال اخلاقی بود. از این رو تا اوایل قرن بیستم، اقبال به اقامهی برهان به نفع وجود خدا از طریق مبادی اخلاقی، کاهش چشمگیری داشت. امّا در قرن اخیر و همزمان با شکوفایی فلسفهی اخلاق، استدلالهای اخلاقی متنوّعی شکلگرفتند. ویلیام جیمز مدّعی شد اگر دین کاذب باشد اخلاق هدفاش را و کامل بودن مفهوماش را از دست میدهد، جان هنری نیومن آزادی وجدان اخلاقی انسان را در ارتباط با وجود خدا میدید، عدّهای امر اخلاقی را دال بر آمر اخلاقی میدانستند، عدّهای قائل بودند وثاقت و مرجعیّت اخلاق محتاج وجود خدا است و عدهای خدا را مقنّن قوانین اخلاقی معرفی میکردند. در راستای همین تلاشها، استدلال بر وجود خدا از طریق باور به عینیّت ارزشهای اخلاقی، شکل گرفت. برخی از فلاسفهی که به عینیّت ارزشهای اخلاقی باور داشتند، با تمرکز بر این عینی بودن ارزشهای اخلاقی استدلالی را سامان دادند که وجود یک ذهن مطلق اخلاقی را لازم مینمود. این پژوهش که با اطلاع از این پیشینه شکلگرفته است و در پی مطالعهی استدلالهایی است که تلاش دارند از طریق عینیّت ارزشهای اخلاق، باور به وجود خدا را معقول میدانند. در حقیقت پاسخ به دو سؤال که آیا ارزشهای اخلاقی عینی ست؟، و اگر عینیست آیا میتواند شاهد و دلیلی برای وجود خدا فراهمآورد؟، آنچیزی است که این پژوهش با تمرکز بر روی استدلالهای اقامه شده به این شیوه، سعی در یافتن پاسخ آن است. واضح است که در این میان، به علت درگیری فراوان مباحث این پژوهش با علم اخلاق، برای رسیدن به مقصود، باید به مباحث فلسفهی اخلاق اشاره کنیم. این امر از این باب است که بسیاری از استدلالهای مطرح شده در این پژوهش، برای اقامه شدن، نیاز جدی به اثبات مقدماتی دارند که جایگاهشان اغلب در فلسفهی اخلاق است. به این علت نیز ما برای نقد و بررسی و فهم استدلالها، ناگزیر به اشاراتی به این مباحث هستیم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- الف اخلاقاً درست است؛ زیرا خدا به الف امر میکند.
- ب اخلاقاً نادرست است؛ زیرا خدا از ب نهی میکند.
- ج نه اخلاقاً درست است و نه نادرست؛ زیرا خداوند نه به آن امر کرده و نه از آن نهی کرده است(تالیافرّو، ۱۳۸۲: ۳۳۹).
۳٫۱٫۲) تباین و تعارض عینیّتگرایی اخلاقی و نظریّهی امر الهی با اینکه نظریّهی امر الهی یک استدلال نظاممند و مشخّص برای اثبات وجود خدا نیست امّا آیا استدلال اخلاقی میتواند زمینهی مناسبی برای امر الهی پدید آورد؟ به نظر میرسد تقریر استدلال اخلاقی که در سنّت راشدال- سورلی و نتیجهای که از آن بهدست آمد، نمیتواند زمینهی مناسبی را برای نظریّهی امر الهی پدید آورد. از این مطلب که ارزشهای اخلاقی باید به صورت عینی در ذهن الهی حضور داشته باشد، نمیتوان به ابتنای اوامر اخلاقی به اوامر الهی رسید. دیدیم که امر اخلاقی، یا برای توجیه الزام اخلاقی است و یا برای فهم معنای اخلاقی. در حالی که بحث عینیّت ارزشهای اخلاقی، مربوط به وجودشناسی و متافیزیکی اخلاق است و دغدغهی الزام و یا معناشناسی اخلاقی ندارد. عینیّتگرایی نمیخواهد بگوید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. بلکه میخواهد این را اثبات کند که درست و نادرستی حقیقتاً وجود دارد. حتّی عدّهای بر این باورند که رابطهی این دو دیدگاه نهتنها تباین نیست بلکه نظریّهی امر الهی به واسطهی ماهیّت خود میتواند با عینیّت ارزشهای اخلاقی در تعارض باشد(تالیافرّو، ۱۳۸۲: ۳۳۷) و ماهیّتاً مانع از شکلگیری استدلال اخلاقی مورد نظر ما شود. پیشفرضهای عینیّت ارزشهای اخلاقی، مانند استقلال اخلاقی که هرگونه ابتنای اخلاق به امر خارج از اخلاق را نهی میکند یا مرجعیّت عقل عملی که مرجعیّت تامّ معرفتی برای خود قائل است و یا خودفرمانروایی[۳۱۱] اخلاقی که قائل است اخلاق هیچ مجالی برای اوامر، خواه از جانب مدیر، خواه کشیش، و خواه خدا، نمیدهد، در نظریّهی امر الهی بهکلّی نقض میشود(آدامز، ۱۳۸۶: ۱۰۵). نظریّهی امر الهی اخلاق را غیر مستقل و وابسته میکند، مرجع اخلاق را خدا میداند و به دگرفرمانروایی[۳۱۲] اعتقاد دارد. امّا آدامز چگونه میتواند با اعتقاد به نظریّهی امر الهی، به عینیّتگرایی اخلاقی که مقدّمهی استدلال از طریق عینی بودن ارزشهای اخلاقی بر وجود خداست، باور داشته باشد؟ آدامز ابتدا نظریّهای مبتنی بر همین نگاه سنّتی بر امر الهی ارائه میدهد امّا نواقص ذاتی نظریّهی امر الهی و انتقادات شدید کسانی مانند جفری استوت[۳۱۳]، بر دیدگاه او، باعث میشود آدامز به سوی اصلاح و تعدیل این نظریّه حرکت کند(جوادی و موسوی، ۱۳۸۸: ۱۱۷). او میپذیرد که نظریهی امر الهی جایگاه عینی ارزشهای اخلاقی را محقق نمیسازد. از این رو به تفکیکی میان ارزش و الزام قائل میشود تا ارزشهای اخلاقی و خیر و فضیلت را عینی و مستقل تعریف کند ولی اوامر اخلاقی، یعنی باید و نباید را وابسته به امر الهی معرفی کند و با توسل به این شیوه، بتواند اشکالات فراوان نظریهی امر الهی را پاسخ گوید. این تغییر رویه، راه را برای باور به عینیّتگرایی اخلاقی باز کرد[۳۱۴]. ۳٫۱٫۳) ارزش منحصر به خیر اگر بخواهیم دیدگاه آدامز را در قالب استدلال از طریق عینیّت ارزشهای اخلاقی بر وجود خدا بیاوریم، باید بدانیم در تفکّر آدامز تفکیکی میان ارزشهای اخلاقیِ به معنایِ عام، صورت پذیرفته است. او نظریّهی ارزش خود و عینی بون ارزشهای اخلاقی را منحصر به معنای خاصّ ارزش، یعنی خوبی و خیر کرده و از آنجایی که سعی در ساماندهی نظریّهی تعدیلی امر الهی دارد، این معنای عینی از خیر را در اثبات متّکی بودن درست و نادرست اخلاقی به اوامر و نواهی الهی بهکار برده است(See: Adams, 1999: 250). پس ارزش اخلاقی در لسان آدامز منحصر به خیر است و درست و نادرست اخلاقی را ، که همرا با الزام است، در این استدلال خود، مورد توجّه قرار نمیدهد. البته توجّه او به خیر نیز، نه به خیرهای محدود و جزئی بلکه به خیر حقیقی و واقعی که ملاک و آرمان تمام خوبیهاست منحصر است. ۳٫۱٫۴) استنتاج از راه بهترین تبیین[۳۱۵] نکتهی دیگری که پیش از ورود به استدلال آدامز باید مطرح کرد، این نکته است که استدلالی که آدامز اقامه کرده از راه استنتاج از راه بهترین تبیین است. در کنار قیاس[۳۱۶] و استقراء[۳۱۷] که از استدلالهای سنتیِ منطقِ ارسطویی به شمار میآیند، نوع دیگری شیوهی تفکّر وجود دارد که به «استنتاج از راه بهترین تبیین» شهرت دارد. هر چند این «چارلز پیرس»[۳۱۸] بود که این شیوهی استدلالی را به شهرت رساند امّا سابقهی این استدلال را میتوان در کلام ارسطو نیز جستجو کرد. ارسطو در آثار منطقی خود از دو واژهی epagoge و apagoge استفاده میکند. او واژهی اوّل را برای اشاره به استقراء به کار میبرد و واژهی دوم را برای اشاره به شیوهی استدلالی متفاوت از شیوهی استقراء بهکار میبرد، امّا مترجمین به علّت تشابه این دو لغت به یکدیگر، هر دو واژه را به استقراء ترجمه کردهاند، در صورتی که منظور ارسطو از واژهی دوم نوع دیگری از استدلال است که در عرض استدلال استقرایی قرار دارد و مستقل از آن تعریف میشود(Aliseda, 2006: 28) و آن همین شیوهی استنتاج از راه بهترین تبیین است. این نوع استدلال که در کلام فلاسفه به «استنتاج فرضیهای[۳۱۹]»، «قیاس فرضی[۳۲۰]»، «روش فرضیهای[۳۲۱]»، «روش حذفی[۳۲۲]»، «استقراء حذفی[۳۲۳]» و «استنتاج نظری[۳۲۴]» نیز شهرت دارد (هارمن، ۱۳۸۴: ۱۴۶)، نه تنها در قلمروهای فلسفی مانند معرفتشناسی، توجیه گزارههای مربوط به عالم واقع، توجیه اذهان دیگر، تبیین معجزه، توجیه تجارب دینی واثبات خداوند و…، بلکه در مباحث علمی دانشمندانی مانند داروین و انیشتن[۳۲۵] نیز با محبوبیّت خاصّی روبرو بوده است(نک: اکاشا، ۱۳۸۷: ۳۹). در اینروش استنتاج، فرضیه و دیدگاهی قابل پذیرش است که بهتر از باقی دیدگاهها توانایی تبیین قرائن موجود را داشته باشد.ونفراسن[۳۲۶] مثالی معروف در این باب را بیان میکند:مندر نیمه شب صدایی از دیوارمیشنوم و صبح،هنگامی که از خواب بیدار میشوم، پنیری که درون کمد داشتهام را نمییابم. من با کنار هم قرار دادن صدای دیوار و نبودن پنیر در کمد، به این نتیجه میرسم که موشی با من زندگی میکند(Van Fraassen, 1980: 19-20). شاید فرضیههای دیگری را بتوان در این باب مطرح کرد. به طور مثال پنیر را دزدی خورده است و صدای دیوار تنها صدای آبگرمکن بوده باشد(اکاشا، ۱۳۸۷: ۳۸-۳۷) و امّا فرضیهی اوّل، فرضیهی قابل قبولتری نسبت به باقی فرضیههاست و بهتر از باقی دیدگاههای دیگر میتواند قرائن موجود را توجیه و تبیین کند. بنابراین، هنگامی که یک نظریّهپرداز بتواند فرضیهای ارائه دهد که مجموعه دادههای مورد نظر را بهتر از هر نظریّهی دیگری تبیین کند، آن فرضیه میتواند صادق باشد. باید توجّه داشت ویژگی سادگی و ایجاز(اکاشا، ۱۳۸۷: ۴۳) و نداشتن مورد نقض آشکار(بیات، ۱۳۹۰: ۲۸) از ویژگیهای مهمّ این شیوهی استنتاج است. استدلالی که آدامز طرّاحی میکند از طریق چنین روشی پیش میرود. آدامز از طریق طرّاحی یک فرضیهی هوشمندانه، که میتواند عینیّتگرایی اخلاقی را بهعنوان شاهدی مهم در حیات انسانی تبیین کند، استدلالی را برای تأیید وجود خدا ساماندهی میکند. پس نباید به دنبال مقدّماتی منطقی و ارسطویی برای استدلال او باشیم بلکه باید نگاهی شبیه به آنچه بیان شد را برای استدلال آدامز قائل باشیم. ۳٫۱٫۵) بیان افلاطونی آدامز باید دانست گفتار آدامز که در ادامه خواهد آمد بسیار آشناست. آدامز مدّعی است ما به چیزی عشق میورزیم و از امری پیروی میکنیم که تصوّرکنیم به آنچه که حقیقتاً لایق عشق ورزیدن و پرستیدن است، شباهت دارد. این بیان لحنی بسیار افلاطونی است و در چهارچوب نظریّات نوافلاطونیان قرار میگیرد. آدامز این تعبیر افلاطونی[۳۲۷] را بهکار میگیرد تا بتواند حقیقت ارزشهای اخلاقی را در چهارچوبی مناسب بیان کند. آدامز سعی در تبیین خیر دارد و مدّعی است تنها کلام افلاطونی میتواند در توضیح انگیزیهی انسانی در تحسین و پیروی از خیر نهایی، یاریرسان ما باشد. تنها در تعبیر افلاطونی، استخوانبندی مفهوم خیر با این حقیقت مشخّص میشود که ما دارای انگیزهی پیروی از غایات هستیم. غایاتی که ادّعای شناختشان را نداریم بلکه بیشتر از آنکه بخواهیم آن را بفهمیم میخواهیم آن را بدست آوریم(Adams, 1999: 27). در نتیجه نگاه افلاطونی آدامز به خیر، برای بیان آنچه سعی در توضیح آن دارد بسیار مناسب است. هرچند آدامز تنها در باب خیر چنین ادّعایی دارد و به طور کلّی هرگونه وجود ارزش و واقعیّتِ دیگر را مربوط به عالمی مانند عالم مثل نمیداند. ۳٫۱٫۶) متأثّر بودن از نگاه آکوئیناس به خیر یکی از نکاتی که از کلام آدامز آشکار است، تأثیرپذیری آدامز از فیلسوفان بزرگی مانند آکوئیناس[۳۲۸] است. او با الهام از دیدگاه مؤمنانهی مسیحیت، که آکوئیناس از شاخصین این نوع نگاه است، و پیوند آن با نگاه نو افلاطونی، نظریّهی خیر خود را سامان میدهد. ما میتوانیم کل نظریّهی خیر آدامز را در این جملات آکوئیناس خلاصه کنیم: این شیء خوب است و آن شیء خوب است، ولی این و آن را رها کن و اگر در توان داری خود خیر را در نظر بگیر. آنگاه خدا را خواهی دید، نه خیر را از طریق خیری که غیر از خود اوست، بلکه او خیر همهی خیرهاست؛ زیرا در همهی این موجودات خیر، خواه آنهایی که نام بردم و خواه هر خیر دیگری که میتوان تشخیص داد یا تصوّر کرد، وقتی به حق داوری کنیم نمیتوانیم بگوییم یکی از دیگری برتر است مگر اینکه تصوّری از خود خیر داشته باشیم بهگونهای که بر طبق آن بتوانیم، هم برخی موجودات را به عنوان خیر تحسین کنیم و هم خیری را بر خیر دیگر ترجیح دهیم(Aquinas: 1887: 117). ۳٫۲) تقریرآدامز از استدلال از طریق عینیّتگرایی اخلاقی بر وجود خدا آدامز بحث خود را از از تعریف فضیلت[۳۲۹] آغاز میکند. علمای علمِ اخلاقِ معاصر، تمام توجّه و فکر خویش را معطوف به بهزیستی انسان کردهاند. آدامز این توجّه بیش از اندازه، به چیزی که باعث خوشبختی انسان میشود و برای زندگی انسان خوب است را، امری نادرست میداند و معتقد است باید توجّه اصلی اخلاق بر خوبیِ فی نفسه، که واقعی، عینی و حقیقی است، متمرکز باشد. وی از همین تعریف آغاز کردهاست و نظریّهی خود را بسط داده است. استدلال آدامز را میتوان چنین خلاصه کرد که او معتقد است: فضیلت برتری معطوف به خیر است و برتری در ذات خویش، خوبی است و خوشبختی و سعادت یک شخص شامل بهرهمندی[۳۳۰] از امری است که برتر است و یا خوبی محدود است. بهرهمندی از این برتری و خوبی به شخص نگاهی اجمالی و گذرا به امری متعالی و اعجاب انگیز میدهد. وقتی انسان به آن امر شگفتانگیز و اعجابآور توجّه میکند، در حقیقت به یک خوبی نخستین و ذاتی که وجودی مستقل از وجود خوبهای شخصی و محدود دارد توجّه میکند. در واقع یک امر خوب است به این واسطه که به آن خیر نخستین و کامل شباهت دارد. آدامز این خیر کامل، نخستین و ذاتی را خدا مینامد. در حقیقت برتری هر خیر محدود شامل شباهت به نمونهی برتری است که آن نمونه خداست. کسی که فیالنفسه[۳۳۱] برتر است و چیزی بهتر از او نیست. آدامز با تمسّک به شناخت خیر به خداوند، سعی دارد برای خوبی یک زمینهی عینیگرایانه فراهم آورد و و سعی دارد این تفکّر بیهوده را که خیر قابل تأویل به اموری دیگر و یا قابل فروکاست به نقطهنظرهای انسانی است، از بین ببرد. آدامز معتقد است میان برتری و عینیّت ارزشهای اخلاقی گره خورده است. او خدا را خیر متعالی میداند و این خیر متعالی چیزی است که نمونهی شایان تقلید[۳۳۲] برای امور برتر است(Wariboko, 2009: 54). آدامز معتقد است با ارائهی نظریّهی خیر خود، تبیینی را از ارزشهای اخلاقی ارائه داده، که بهترین تبیین از ارزشهای اخلاقی است. در این تبیین ماهیّت ارزشها، عینیّت آنها و حتّی الزام آنها و به طور کلّی تمام آنچه که برای پذیرش ارزشها در نظام اخلاقی لازم است ارائه شده است و از این رو بهتر از دیدگاههای طبیعتگرایانه توانایی تبیین خوبی را دارد. ۳٫۲٫۱) تبیین نظریّهی خیر آدامز پس میبینیم برای آغاز بحث توضیح نظریّهی خیر آدامز بسیار ضروری است. آدامز فضیلت اخلاقی را امری میداند که دو شرط مهم در خود دارد: برتری و شباهت به خیر حقیقی. ۳٫۲٫۱٫۱) فضیلت برتری معطوف به خیر[۳۳۳] آدامز فضیلت را نوعی برتری میداند(Adams, 2009: 12). این برتری گاهی ویژگی و صفت برای اشخاص یا موضوعات فیزیکی است و گاهی مربوط به امورکیفی مانند زیبایی نور مهتاب است. برخی اوقات نیز میتوان این برتری را در امور انتزاعی، مانند استدلال ریاضیات و یا اشعار یافت(Adams, 1987: 17). پس مفهوم برتری، به صورت سنّتی، برای ارزیابی اشخاص، خصائص و اموری نظیر به آن به کار میرود(Wariboko, 2009: 54) امّا این صفت را در هر شرایطی نمیتوان به این امور الصاق کرد[۳۳۴].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- مور، جرج ادوارد (۱۳۸۲)«اخلاق» ترجمه اسماعیل سعادت، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
- مور، جرج ادوارد (۱۳۸۸) «مبانی اخلاق، تهران»ترجمه غلامحسین توکلی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
- موسوی، سیده منا؛ جوادی، محسن(۱۳۸۸) «راهکار رابرت مری هیو آدامز در دفاع از نظریه امر الهی»، مجله قبسات، شمارهی ۵۳، ص ۱۳۸-۱۱۳٫
- وارنوک، مری (۱۳۶۸)«فلسفه اخلاق در قرن حاضر»ترجمه محمدصادق لاریجانی، تهران: مرکز ترجمه و نشر کتاب.
- وارنوک، مری (۱۳۸۰)«فلسفه اخلاق در قرن بیستم»ترجمه ابولقاسم فنایی، قم: بوستان کتاب.
- وال، ژان (۱۳۸۰)«بحث در مابعدالطبیعه»ترجمه یحیی مهدوی و همکاران، تهران: نشر خوارزمی.
- ویلیامز، برنارد(۱۳۸۳)«فلسفه اخلاق» ترجمه و تعلیقات زهرا جلالی، قم: دفتر نشر معارف اسلامی.
- هارمن، گیلبرت (۱۳۸۴) «استنتاج از راه بهترین تبیین»ترجمه رحمت الله رضایی، فصلنامه ذهن، شماره ۲۳، ص ۱۵۴-۱۴۵٫
- هالینگ دیل، ر.ج (۱۳۹۱)«تاریخ فلسفه غرب»ترجمه عبدالحسین آذرنگ، تهران: نشر ققنوس.
- هولمز، رابرت (۱۳۸۵)« مبانی فلسفه اخلاق»ترجمه مسعود علیا، تهران: ققنوس.
- هیر، ریچارد مروین (۱۳۸۳) «زبان اخلاق» ترجمه امیر دیوانی، قم: انتشارات طه.
- هیگ، جان (۱۳۸۷)« وجود خدا» ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران: نشر علم.
۲) منابع انگلیسی:
- Adams, Robert M. (1987) “The Virtue of Faith and Other Essays in Philosophical Theology” New York: Oxford University Press.
- Adams, Robert M. (1999) “Finite and Infinite Goods: A Framework for Ethic” New York: Oxford University Press.
- Adams, Robert M. (2009) “A Theory of Virtue: Excellence in Being for the Good” New York: Oxford University Press.
- Aliseda, Atocha. (2006) “Abductive Reasoning: Logical Investigations into Discovery and Explanation“,E-Book. Publisher: Springer.
- Alston, William (1989) “Divine Nature and Human Language: Essays in Philosophical Theology”, Ithaca: Cornell University Press.
- Aquinas (1887) “A Select Library of the Nicene and Post-Nicene Fathers (Vol.3)” ed: Philip Schaff, Buffalo:The Christian literature co.
- Baggett, David and Walls, Jerry L. (2011) “Good God: The Theistic Foundations of Morality“, New York:Oxford University Press.
- Beck, Lewis W. (1960) “A Commentary on Kant’s Critique of Practical Reason ” Chicago: University of Chicago Press.
- Bentham, Jeremy (1823) “An Introduction to the Principles of Morals and Legislation“, Oxford: Clarendon Press.
- Bolling, Landrum (1995) “D. Elton Trueblood“. Richmond: Earlhamite magazine. Online Available: http://www.waynet.org/people/biography/trueblood.htm.
- Brink, David O. (1984) “Moral Realism and the Sceptical Arguments from Disagreement and Queerness” in Australasian Journal of Philosophy, No.62:2, pp.111-125.
- Butler, J. (1765) “Fifteen Sermons to which are added Six Sermons Preached on Public Occasions“, London: Horsfield.
- Byrne, Peter (2004).”Moral Arguments for the Existence of God” in Stanford Encyclopedia of Philosophy: http://plato.stanford.edu/entries/moral-arguments-god.
- Copp, David (2001) “Meta-ethics” in Encyclopedia of Ethics, Vol: 2. ed: Lawrence C. Becker; Charlotte B. Becker. New York: Routledge.
- Craig, William and Moreland, J. P. (2008)” Reasonable Faith: Christian Truth and Apologetics”, Wheaton, IL: Crossway Books.
- Craig, William and Moreland, J. P. (2009) “The Blackwell Companion to Natural Theology”, West Sussex: Wiley Publishing.
- Denise, Theodore (1999) “Great Traditions in Ethics”, New York: Wadsworth Publishing Company.
- Garner, Richard T. (1990)”On the genuine queerness of moral properties and facts” in Australasian Journal of Philosophy, No.68:2, pp137-146.
- Gay, Robert (1987) “Moral Arguments for the Existence of God” in Modern Theology, Vol: 3, pp: 117-136.
- Geisler, Norman L. (1999) Moral Argument of God in “Baker Encyclopedia of Christian Apologetics“, (vol:Mm, pp: 212-217) Michigan: Baker Books.
- Geisler, Norman L. and Turek, Frank (2004) “I Don’t Have Enough Faith to Be an Atheist“. Wheaton, IL: Crossway.
- George, Robert P. (1996) “Natural Law, Liberalism, and Morality” Oxford: Oxford University Press.
- Hare, R. M. (1998) “Prescriptivism” in Routledge Encyclopedia of Philosophy, Vol.7, ed. Edward Craig, New York: Routledge.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(۱۱) باید توجه داشت این دروننگری که راشدال برای اثبات وجود وجدان اخلاقی در انسان، بکار میگیرد، به کلی متفاوت از بحث دروننگری و شهود اخلاقی است که به آن اشاره شده است. در اینجا شهود راهی برای رسیدن به قوّهای است که هر انسان را قادر به درک احکام اخلاقی میکند و همین وجدان اخلاقی است که شهادت به وجود و اعتبار عینی ارزشهای اخلاقی میدهد. هرچند راشدال در نظریّات خود به شهودگرایی تعدیل شدهای قائل است. (۱۲) امّا این ایرل سوم شافتسبری(ایرل لقبی برابر با کُنت در فرانسه است) بود که نخستین بار خیر و شر را به حس اخلاقی نسبت داد. او انسان را دارای یک قوّه میداند که واجد حس تشخیص درست و غلط است (Shaftesbury,1904: 39-50). فرانسیس هاچسون این نظریّه را گسترش داد و به عنوان یک نظریّهی مستقل اخلاقی مطرح کرد. (۱۳) راشدال هیچگاه در متن استدلال خود از اصطلاح «خدا» استفاده نمی کند. و همواره به یک ذهن مطلق اشاره دارد. گاهی این ذهن را منبع تمام حقایق میداند و گاهی کنترل کنندهی تمام واقعیتها. با این کار هم نظریّات مختلف اخلاقی می توانند وارد بحث شوند و هم دیدگاه های معنوی مختلف که بعضی خدا را تنها نگهدارنده ارزشها میدانند نه خالق آن. امّا این استدلال باب اثبات وجود خداست و آن را باید در سنّت ا خدای ادیان ابراهیمی فهم کرد. خود راشدال برای تشریح ادهای خود نیز این ذهن مطلق را با خدا تطبیق میدهد و از ضرورت وجود خدا سخن به میان میآورد. هرچند دلیلی برای این ادعا دلیلی نمیآورد. (۱۴) انسان به عنوان یک موجود متفکر، ارزش را در حقیقتی مییابد که به دنبال آن است و این میتواند تبدیل به اصلیترین هدف زندگی انسان شود. البته نباید تصور کرد که این حقیقت چیزی بیگانه از انسان است بلکه این حقیقتی که انسان حقیقتجو به دنبال آن است، کامل کننده و متمم ماهیت عقلانی انسانست(Sorley, 1918: 31). (۱۵) در مباحث زیبایی شناختی برخی از فلاسفهی هنر زیبایی را امری ذهنی ناظر به احساسات و عواطف افراد میدانند و هیچگونه تحقق عینی برای آن قائل نیستند(رید، ۱۳۷۱: ۲). اینان زیبایی و زشتی را امری وابسته به تمایلات و احساسات افراد دانسته و به این امر معتقند که زیبایی مربوط به فرد صاحب حس است نه صفت شیء محسوس. به عبارتی زیبایی در چشمان تماشاگر است(See: Ross,1982: 37) . اگر معنای زیبا را از قورباغه ای بپرسی جواب خواهد داد:«ماده ام، او که سر کوچکش دو چشم بزرگِ گرد برجسته دارد و دارای دهن گشاد و شکم زرد و پشت قهوهای است»(دورانت، ۱۳۷۳: ۲۲۱-۲۲۲) پس زیبایی امری ذهنی و سلیقه ای و احساسی است و در خارج ردپایی از آن نمی توان یافت. به همین دلیل صدق و کذب و درست و نادرست در قضایایی که زشت و زیبا محمول آن است راهی ندارد. یعنی اگر کسی بگوید این صدا زیباست، نمی توان گفت این ادعا و گزاره ی بیان شده توسط این شخص صادق و یا کاذب است، زیرا آن فرد صرفاً سلیقه و احساس خودش را در مواجهه با این صدا بیان کرده است . رفتن به نوارابزار درباره وردپرس مقالات سری 24 سفارشیسازی 63 بهروزرسانی افزونه, 3 بهروزرسانی پوسته 1212 دیدگاه در انتظار مدیریت است تازه ویرایش نوشته جستوجوجستوجو سلام edame بیرون رفتن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- Wariboko, Nimi (2009) “The Principle of Excellence: A Framework for Social Ethics“, Lanham:Rowman & Littlefield.
- Wielenberg, Erik J. (2005) “Value and Virtue in a Godless Universe” New York: Cambridge University Press.
- Zacharias, Ravi (2008) “The End of Reason: A Response to the New Atheists” Grand Rapids: Zondervan.
پینوشتها (۱) راشدال ارزش را به معنای خیر، درست و وظیفه که معنای خاص فلسفی آن است استعمال میکند هرچند گاهی معنای اخصی را همچون تجویزی بودن حکم مورد نظر دارد امّا بیشتر نگاهش به محمول گزارههای اخلاقی است. یعنی او درست بودن و خوب بودن را اموری میداند که دارای ارزش ذاتی هستند.در این باب در فصلهای گذشته توضیحات لازم داده شد. (۲) در مقابل این دیدگاه میتوان به اخلاق مسیحی اشاره کرد که مرجعیت اش از کلیساست و این کلیساست که خوب و بد و درست و غلط را به تشخیص میدهد و نشان میدهد. هر چند در دنیای مدرن، واسطهی کلیسا حذف میشود و انسان خود میتواند به تنهایی از خدای خود درست و غلط را بیاموزد. (Rashdall,1916: 2) از همین رو راشدال بر این عقیده است که اخلاق وابسته به کلیسا هم از دل همین وجدان اخلاقی بیرون میآید. (۳) استدلال کرت بایر را میتوان چنین صورتبندی کرد:
- وظیفهی هر کس، بنابر دیدگاه خودگرایی، تحصیل بیشترین نفع(در لذّتگرایی تحصیل بیشترین لذّت) است.
- از میان برداشتن الف برای ب بیشترین نفع را به همراه دارد.
- محافظت الف از خود بیشترین نفع را برای خود به همراه دارد.
- پس وظیفهی اخلاقی ب از میان برداشتن الف و وظیفهی اخلاقی الف، ممانعت از این کار است.
- ممانعت ب از انجام وظیفهی اخلاقی خود، عملی غیر اخلاقی است.
- پس برای الف هم اخلاقی است و هم اخلاقی نیست که ب را از عملاش بازدارد.
- امّا به دلیل اصل عدم امکان اجتماع نقیضین، یک فعل نمیتواند هم اخلاقی و هم غیر اخلاقی باشد.
بنابراین مقدّمهی اول ناصحیح و خودگرایی منجر به تناقض است. (Rachels James: 75-76) (۴) این مطلب همان امری است که سیجویک، استاد راشدال، بر آن تأکید دارد: خواست آنچه هم درست است و هم معقول. معقولیت یک رفتار باعث ایجاد انگیزه برای انجام عمل میشود حتی اگر هیچ تمایل ذاتی برای انجام این عمل تجویز شده وجود نداشته باشد. در این صورت برای یک ذهنی که به معقولیت ذاتی پیروی از لذّت باور دارد، ممکن است که احساس کند که مجبور به پذیرش است، نه فقط پذیرش معقولیت انتزاعی رفتار غیرخودخواهانه، بلکه احساس میکند که مجبور به پذیرش چیزی درونمان هست که به یک سری رفتار بهکلی جدا از علایق شخصی فرد، فرمان میدهد، امر میکند و تجویز میکند. به بیان دیگر ما مجبور به پذیرش وجود و مرجعیّت چیزی که در عرف وجدان نامیده میشود یا مجبور به پذیرش وظیفهای که وجدان آن را تجویز میکند هستیم. این امر در اصطلاح فنی به عقل عملی یا امر مطلقی که عقل به آن امر میکند، مشهور است. ( Rashdall,1907, I : 47) سیجویک به نوعی شهودگرایی را منضم به فایدهگرایی میکند، کاری که بسیار از فایدهگرایی مرسوم به دور است. او شهودگرایی را تا حدی گریز ناپذیر میداند(ادواردز، ۱۳۷۸: ۱۲۸) راشدال هم این پیوند شهودگرایی و فایدهگرایی را میپذیرد و به آن اشاره دارد. (۵) فایدهگرایی به گونهی غیر قابل تفکیکی با لذّتگرایی ممزوج شده و عدهای این مطلب را مطرح کردهاند که از آنجایی که فایدهگرایی یک دیدگاه غایتانگارانه است، شاید بتوان به نظریّاتی غیر غایتانگارانه در اخلاق متوسّل شد. دو مکتب مشهور غیر غایتانگارانه، شهودگرایی و وظیفهگرایی است. بنابر مکتب شهودگراییاگر بخواهم بدانم که آیا باید دروغ بگویم یا نه، باید تا لحظهی انجام فعل منتظر بمانم و به ندای درونم گوش دهم تا ببینم باید این دروغ خاص و معین را بگویم یا نه. بنابر مکتب اخلاق وظیفهگرا که کسانی مانند کانت از آن دفاع میکنند، برای پاسخ به سؤال مشابه که آیا باید دروغ بگویم یا نه، یک قانون کلی منقش در آگاهی انسان را معرفی میکند که به من میگوید هیچگاه نباید دروغ بگویی حتی اگر راهزن مسلحی با تهدید جان و مالات،از مکان تقریبی بهترین دوستات سؤال بپرسد، باز هم دروغ گفتن بنابر این قانون کلی اشتباه است. اگر این نظرات را بپذیریم نباید به هیچ عنوان تابعی از نتیجه را در محاسبات اخلاقی خود وارد کنیم. امّا راشدال این نظریّات را کاملاً خام و غیرقابل قبول میداند. راشدال به نوعی یک نتیجهگرا و فایدهگراست.جدا کردن عمل از نتیجهاش منطقاً محال است. نتایج تا جایی که میتوان پیشبینی کرد، جزئی از فعل هستند (Rashdall,1916: 11). (۶) دیدگاه فایدهگرایی یک دیدگاه مورد قبول در نظر میان بسیاری از فلاسفه است. از این جمله ارسطو وافلاطون هستند. ارسطو گرچه نگاهاس به اخلاق متمایل به بهزیستی فردی است امّا یک فایدهگرا محسوب میشود که فایده و سود را کاملاً غیر لذّتگرایانه میداند. امّا افلاطون خیر فردی را گره خورده با اجتماع میداند و نگاه اجتماع گرایانه دارد به اخلاق دارد. بعضی از اخلاقگرایان انگلیسی مانند مانند کامبرلند از افلاطونیان کمبریج و تابعان او مانند کلارک دیدگاه فایدهگرایانهی افلاطون و ارسطو را به واسطهی تعالیم مسیحیت گسترش دادند.این تأیید فایدهگرایی در میان حسگرایان اخلاقی مانند هاچسون که صورت بندی معروف “بیشترین خوشی برای بیشترین تعداد” از اوست، هم وجود داشت. این فرمول پیش از باتلر در انگلیس و کانت در آلمان خیلی کم و به ندرت مورد انکار واقع شد. ( Rashdall,1907, I : 216) (۷) در دستگاه غایتانگارانه، خیر میتواند تفسیر شود به عنوان: الف) لذّت الف.۱) شخصی انگارانه (لذّتگرایی فردی) الف.۲) برای همه انسانیت (لذّتگرایی همگانی یا فایدهگرایی) ب) بهزیستی اخلاقی ب.۱) شخصیانگارانه (کمالگرایی فردی) ب.۲) برای همه انسانیت (کمالگرایی همگانی) ج) یک بهزیستی کلی شامل خیر اخلاقی، عقلانی و زیبایی شناختی و… : ج.۱) شخصیانگارانه (سعادت شخصی) ج.۲) برای انسانیت (فایدهگرایی آرمانی) (Rashdall,1913: 48 ) (۸) یکی از اموری که راشدال بر آن تأکید دارد و مدعیست شک در آن، نظریّات معرفتی متفاوتی را تولید میکند، بحث واقعیت «خود» و «ذات» انسانی است که در هر ساختمان اخلاقی پیشفرض قرارگرفته شده است. ذاتی و نفسی که پیشفرض قرار دادنش اساس معرفت است و برای داشتن هرگونه معرفتی به حضور مستمر و مداوم این ذات محتاجیم. معرفت تکه تکه و قطعه قطعه در لحظات مختلف بر این ذات و نفس وارد میشود و اگر نتوانیم لحظات متوالی زندگیِ همراه با آگاهیمان را به عنوان لحظات متوالی حضور مستمر ذات و نفس آدمی تلقی کنیم، هرگز نمیتوانیم این تجریبات متوالی را در این جهان بنا کنیم.اگر واقعیت وجود این ذات را انکار کنیم، هیچ زمینهای برای باور داشتن به وجود این جهان برای ما باقی نمیماند. چون معرفت به این جهان تنها با فرض واقعیت این ذات است که شکل می گیرد. به عبارت دیگر معرفت، به فاعل شناسا محتاجاند. یعنی اشیاء تنها در ارتباط با یک فاعل شناسا شناخته میشوند. از لحاظ معرفتشناسی تا مدرِکی نباشد مدرَکی هم نخواهد بود. حداقل چیزی که میتوانیم ادعا کنیم وجود یک ذهنیست، که قابلیت شناخت و معرفت را دارد و این ذهن وجودش به همان اندازه یقینی است که وجود موضوعات خارجی یقینی است.برای امکان اخلاق، به این ذات محتاجیم. ذاتی که نتوان آنرا به ذرات روحی ناپیوسته و یا ایدهها و احساسات مجزا از هم تعبیر کرد. به ذاتی محتاجیم که نتوان آنرا صفت صرف و بدون جوهر دانست. به ذاتی محتاجیم که حاصل اتفاق در ارگانیسم مادّی نباشد.به عقیدهی راشدال افعال منحصر به فرد ما، ناشی از یک ذات مجرد و غیرمادّی است که وجودش هم برای معرفت و هم برای تحقق افعال اخلاقی ما لازم و ضروری است( Rashdall,1907, II : 199-200). (۹) راشدال شروطی را برای عینیگرایی مطرح میکند. شرط اول برای عینی بودن ارزشها اعتقاد به این امر است که گزارههای اخلاقی مستقیماً توصیفگر حقایق اخلاقیاند، و بدین لحاظ، آنها دارای ارزش صدقاند، و صدق و کذبشان با این مطلب، که آیا حقایق اخلاقی را توصیف میکنند یا نه، تعیین میشود. پسزمانی میتوان از ارزش عینی و حکم عینی اخلاقی سخن به میان آورد که به صادق بودن و یا کاذب بودن یک ارزش اخلاقی قائل باشیم. چون کسی قائل به عینیگرایی اخلاقی است، به واسطهی داشتن یک حقیقت عینی و ملاک واقعی، توان قضاوت در باب صادق بودن یا کاذب بودن اخلاقی را دارد( Rashdall,1907, II : 211). امّا اگر دیدگاهی شبیه به دیدگاه ذهنیگرایان داشته باشیم که ارزشها را اموری نه واقعی بلکه غیر مستقل و وابسته به احساسات درونی انسانها خواهند بود، آنگاه متصف شدن این ارزشها به صادق و کاذب بودن امری بیمعنا ست. به عبارت دیگر مهمترین امر برای قضاوت در باب گزارهها و احکام اخلاقی، که همان داشتن ملاک و حقیقت اخلاقیاست، در قضاوت ذهنیگرایی اخلاقی وجود ندارد. پس از دیدگاه ذخنیگرایان ادعای صادق یا کاذب بودن احکام اخلاقی بیمعناست. به طور مثال در باب دو گزارهی اخلاقی مانند «شکنجهی افراد بیگناه خوب نیست» و «دروغ گفتن برای کسب منفعت شخصی امر درستی است»، عینیّتگرایی اخلاقی مدعی است که این گزارهها یا کاذباند یا صادق. عینیّتگرا میتواند بر اساس دارا بودن معیاری اخلاقی حقیقی، قاطعانه بر صادق بودن گزارهی اخلاقی اول و کاذب بودن گزارهی دوم حکم کند و ادعا کند همهی گزارههایی مطرح در اخلاق قابلیت صدق و کذب را در خود دارد. ولی با داشتن موضع ذهنیگرایانه، دیگر این قدرت را نداریم که احکام اخلاقی را صادق و یا کاذب بدانیم. زیرا معیار و ملاکی نداریم. بسیاری از احکام بر اساس ذهنیتهای متفاوت و احساسات متعارض، هم میتواند صادق باشند و هم کاذب. چون معیارها متفاوت است. بسیاری از احکام اخلاقی دیگر نیز چون هنوز در ارتباط مستقیم با فاعل اخلاقی قرار نگرفتهاند و طبعاً ذهنیت و یا احساسی را برانگیخته نکردهاند، نه صادق اند و نه کاذب. شرط دوم این است که ارزش ها جهانشمول و مطلقاند. یعنی اگر چیزی خوب یا درست است، آن چیز در هر زمان و در هر مکان خوب و درست است. رفتارهای اخلاقی ما باید مطابق با ارزشهای مطلق باشد و تنها ارزشهای عینی هستند که واجد این ویژگی هستند. پس عینیّت ارزشهای اخلاقی به این معناست که درست بودن و یا خوب بودن یک عمل اخلاقی محدود به زمان و مکان نیست(Rashdall,1913: 35). این ارزشها در فرهنگهای متفاوت تغییری نمیکنند و همهی جوامع بشری را در بر میگیرند. اگر کودک آزاری را عملی غیر اخلاقی بدانیم، این عمل مربوط به فرهنگی خاص، یا دینی خاص، یا منطقهی جغرافیایی خاصی نیست. بلکه کودک آزاری در همه فرهنگها، ادیان و مناطق جهان عملی غیر اخلاقی خواهد بود. این دیدگاه مقابل دیدگاه ذهنیگرایی اخلاقی است. ذهنیگرایان عمومیّت اخلاق را به جوامع و فرهنگهای متفاوت تخصیص میزنند و حتی گاهی احکام اخلاقی را نسبت به هر فردی منحصر به فرد میدانند. این نظریّه هر رفتار اخلاقی را دارای زمینههایی میدانند که با تفاوت این زمینهها، احکام اخلاقی نیز متفاوت میشود. شاید امروزه در فرهنگهای متجدد «کسب منفعت از کار کودکان» امری غیر اخلاقی باشد امّا در فرهنگهای سنتی و جوامع کمتر توسعه یافته کار کودکان نه تنها امری نادرست نیست بلکه گاهی جزء ضروریات جامعه و وظایف کودکان است. البته نباید گمراه شویم. راشدال از ارزشهای کلی و جهانشمول و ارزشهای جزئی صحبت میکند. به طور مثال راستگویی ارزش مهمی است، مگر اینکه اتفاقی رخ دهد یا موقعیتی بوجود آید که بتواند التزام فرد به صدق و درستی را به واسطهی ارزش مهمتری مغلوب سازد. اگر گفتن حقیقت باعث کشته شدن فرد بیگناهی شود؛ گفتن حقیقت و راستگویی از لحاظ اخلاقی امری اشتباه است. با این حال راستگویی همچنان ارزشی کلی و جهانشمول است که موقعیتهای جزئی اینچنینی باعث محدود شدناش نخواهد شد( Rashdall,1907, II : 147). شرط سوم عینی بودن ارزشها که میتوان از کلام راشدال استخراج کرد، عدم تأثیر خواست و خواهشهای انسانی در ارزشهای اخلاقیست. راشدال به شدت بر این امر اصرار دارد که ارزشها محصول خواست و خواهشما نیست(Rashdall,1913: 35). تمایلات انسانی و خواستهای بشر نمیتواند در درست بودن و نادرست بودن رفتارهای اخلاقی ما تأثیری داشته باشد. اگر فردی از آزار رساندن به حیوانات لذّت میبرد یا اگر فردی در موقعیتی است که دروغ گفتن میتواند منفعت زیادی به او برساند، این خواستن و لذّت بردن، باعث نمیشود که آزار حیوانات و دوغگویی عملهای اخلاقی تلقی شوند. این امر هم بهخاطر وجود همان ملاک و معیار حقیقی در دیدگاه عینیگراست. امّا اگر دیدگاه ما دیدگاه ذهنیگرایانه بود آنگاه باید بپذیریم ارزش ها محصول خواستها و خواهشهای ماست. درستی و نادرستی رفتارهای اخلاقی ما وابسته به خواست و تمایل افراد است. خیر چیزی نیست جز آنچه ما میخواهیم و شر هم تنها آن چیزیست که ما آن را نمیخواهیم. پس قتل میتواند در جایی و نسبت به فردی که تمایل به کشتن افراد دارد درست باشد و در جایگاه دیگری نادرست باشد(Rashdall,1916: 9). (۱۰) ایدهآلیسم کانتی، که راشدال در بیان آن را میپذیرد ولی در عمل گاهی به دیدگاه بارکلی نزدیک میشود، ایدهآلیسم اصلاح شده یا ایدهآلیسم انتقادی است که تجربه و اشیاء خارج را مبدأ معرفت میدانند امّا ذهن را تنها دریچه علم میدانند. پس ایدهآلیسمی که کانت در مقام رد آن بر میخیزد ایدهآلیسم مطلق است.البته باید توجه داشت که ایدهآلیسم کانتی، یا به طور کل هر ایدهآلیسم متافیزیکی، منطقاً ما را به ایدهآلیسم در اخلاق نمیرساند. اینکه جهان در ذهن ما شکل میگیرد و ما از جهان خارج فهمی مستقل از ذهن نداریم، منطقاً باعث نمیشود که تصوّر کنیم در اخلاق هم، که جهان باید است و بهکلی متفاوت از جهان هست است، میتوانیم همین روند را طی کنیم. امّا راشدال معتقد است که این آرمانگرایی در متافیزیک، به صورت طبیعی حمایت و پشتیبانی لازم را از آرمانگرایی در اخلاق بوجود میآورد(Rashdall,1907, II : 198). (۱۱) باید توجه داشت این دروننگری که راشدال برای اثبات وجود وجدان اخلاقی در انسان، بکار میگیرد، به کلی متفاوت از بحث دروننگری و شهود اخلاقی است که به آن اشاره شده است. در اینجا شهود راهی برای رسیدن به قوّهای است که هر انسان را قادر به درک احکام اخلاقی میکند و همین وجدان اخلاقی است که شهادت به وجود و اعتبار عینی ارزشهای اخلاقی میدهد. هرچند راشدال در نظریّات خود به شهودگرایی تعدیل شدهای قائل است. (۱۲) امّا این ایرل سوم شافتسبری(ایرل لقبی برابر با کُنت در فرانسه است) بود که نخستین بار خیر و شر را به حس اخلاقی نسبت داد. او انسان را دارای یک قوّه میداند که واجد حس تشخیص درست و غلط است (Shaftesbury,1904: 39-50). فرانسیس هاچسون این نظریّه را گسترش داد و به عنوان یک نظریّهی مستقل اخلاقی مطرح کرد. (۱۳) راشدال هیچگاه در متن استدلال خود از اصطلاح «خدا» استفاده نمی کند. و همواره به یک ذهن مطلق اشاره دارد. گاهی این ذهن را منبع تمام حقایق میداند و گاهی کنترل کنندهی تمام واقعیتها. با این کار هم نظریّات مختلف اخلاقی می توانند وارد بحث شوند و هم دیدگاه های معنوی مختلف که بعضی خدا را تنها نگهدارنده ارزشها میدانند نه خالق آن. امّا این استدلال باب اثبات وجود خداست و آن را باید در سنّت ا خدای ادیان ابراهیمی فهم کرد. خود راشدال برای تشریح ادهای خود نیز این ذهن مطلق را با خدا تطبیق میدهد و از ضرورت وجود خدا سخن به میان میآورد. هرچند دلیلی برای این ادعا دلیلی نمیآورد. (۱۴) انسان به عنوان یک موجود متفکر، ارزش را در حقیقتی مییابد که به دنبال آن است و این میتواند تبدیل به اصلیترین هدف زندگی انسان شود. البته نباید تصور کرد که این حقیقت چیزی بیگانه از انسان است بلکه این حقیقتی که انسان حقیقتجو به دنبال آن است، کامل کننده و متمم ماهیت عقلانی انسانست(Sorley, 1918: 31). (۱۵) در مباحث زیبایی شناختی برخی از فلاسفهی هنر زیبایی را امری ذهنی ناظر به احساسات و عواطف افراد میدانند و هیچگونه تحقق عینی برای آن قائل نیستند(رید، ۱۳۷۱: ۲). اینان زیبایی و زشتی را امری وابسته به تمایلات و احساسات افراد دانسته و به این امر معتقند که زیبایی مربوط به فرد صاحب حس است نه صفت شیء محسوس. به عبارتی زیبایی در چشمان تماشاگر است(See: Ross,1982: 37) . اگر معنای زیبا را از قورباغه ای بپرسی جواب خواهد داد:«ماده ام، او که سر کوچکش دو چشم بزرگِ گرد برجسته دارد و دارای دهن گشاد و شکم زرد و پشت قهوهای است»(دورانت، ۱۳۷۳: ۲۲۱-۲۲۲) پس زیبایی امری ذهنی و سلیقه ای و احساسی است و در خارج ردپایی از آن نمی توان یافت. به همین دلیل صدق و کذب و درست و نادرست در قضایایی که زشت و زیبا محمول آن است راهی ندارد. یعنی اگر کسی بگوید این صدا زیباست، نمی توان گفت این ادعا و گزاره ی بیان شده توسط این شخص صادق و یا کاذب است، زیرا آن فرد صرفاً سلیقه و احساس خودش را در مواجهه با این صدا بیان کرده است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- رفع نارسائی مالیاتی سنتی
- ایجادمنبع درآمدبرای پاسخگوئی به هزینه های روزافزون دولت
- ایجادنظام مالیاتی متناسب باعملکردپیمان منطقه ای
- شفاف سازی مبادلات اقتصادی وآشکارسازی بخش اقتصادزیرزمینی،
- ایجادتحول دررساختارمالیاتی به دلایل ناهمگونی باروندتوسعه
علی رغم این که به دلیل فقدان شناخت مالیات برارزش افزوده برخی ازکشورها نسبت به پذیرش آن ابرازنگرانی کرده اند،اماباگذشت زمان شمارکشورهای استفاده کننده ازاین مالیات بسیارافزایش یافته است (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۴). ۱-۴- اهداف تحقیق ۱- بررسى تأثیر اجراى قانون مالیات بر ارزش افزوده بر درآمدهای مالیاتی دولت ۲- بررسی میزان اهمیت و تعیین اولویت اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در افزایش درآمد مالیاتی استان یزد ۳- بررسی نرخ رشدمالیاتی کشورطی دوره اجرای سیاست مالیات برارزش افزوده دراستان یزد ۱-۵- سوالات تحقیق
- آیا اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده بر افزایش درآمد مالیاتی استان یزدتاثیر مثبتی دارد؟
- آستانه نرخ رشدمالیاتی کشورطی دوره موردبررسی (اجرای سیاست مالیات برارزش افزوده) دراستان یزدبه چه مقداربوده است؟
۱-۶- فرضیات تحقیق ۱- اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده بر افزایش درآمد مالیاتی استان یزد تاثیر مثبت و معنی دار دارد. ۲-نرخ رشددرآمدهای مالیاتی استان یزد پس ازاجرای سیاست مالیات برارزش افزوده از مقدار آستانه رشد درآمدهای مالیاتی فراتررفته است. ۱-۷- قلمرو تحقیق ۱-۷-۱- قلمرو مکانی این تحقیق در مورد استان یزد انجام گرفته است. ۱-۷-۲- قلمرو زمانی در این تحقیق از داده های ماهانه بین سالهای ۱۳۸۴-۱۳۹۲ استفاده شده است. ۱-۸- تعاریف واژه ها مالیات مالیات انتقال بخشی از درآمدهای جامعه به دولت و یا بخشی از سود فعالیت اقتصادی است که نصیب دولت میگردد. به عبارت دیگر تعهد مالی و قانونی شخص حقیقی نسبت به دولت است و حق اجتماعی است بر گردن کسانی که در سایه مواهب جامعه به زندگی و کار مشغولند و قسمتی از درآمد یا ثروت خود را به دولت میپردازند.درواقع مالیات عبارت ازسهمی است که بموجب اصل تعاون ملی وطبق مقررات موضوعه هریک ازافرادکشورموظف است ازدرآمدیادارائی خویش به منظورتامین هزینه های عمومی وحفظ منافع اقتصادی سیاسی واجتماعی کشور،برحسب توانائی واستطاعت مالی خودبه خزانه دولت بپردازد (آقانظری، ۱۳۸۷). مالیات بر ارزش افزوده[۳] نوعی مالیات چند مرحلهای است که در مراحل مختلف زنجیره تولید ـ توزیع براساس درصدی از ارزش افزوده کالاهای تولید شده و یا خدمات ارائه شده اخذ می گردد ولی مالیات پرداختی در هر مرحله از زنجیره واردات ـ تولید ـ توزیع به عنصر مرحله بعدی زنجیره انتقال مییابد تا در نهایت توسط مصرفکننده نهایی پرداخت گردد. این مالیات در واقع نوعی مالیات غیرمستقیم بر مصرف است که به صورت غیرانباشته به کلیه مراحل تولید و توزیع خصوصی کالا و خدمات تعلق میگیرد و خرید کالا و خدمات واسطهای را از پرداخت مالیات معاف میکند. مالیات بر ارزش افزوده، برابر مالیات بر تولید ناخالص ملی است، به عبارت دیگر پایه مالیات بر ارزش افزوده، تولید ناخالص ملی است. مالیات برارزش افزوده نسبت به سایر مالیاتهای مرسوم یک مالیات جدید است، گسترش این سیستم یکی از بهترین توسعههای مالیاتی به شمار میرود که برای رفع یا کاهش اختلال و نارساییهای مالیات سنتی و همچنین افزایش درآمد دولت شکل میگیرد. (طرح استقرار نظام مالیات برارزش افزوده، ۱۳۸۷) مودی فعالان اقتصادی اعم ازشخص حقیقی وحقوقی که اقدام به فروش،صادرات یاواردات کالاها وخدمات مشمول مالیات برارزش افزوده می کنندوطبق ضوابطی که سازمان امورمالیاتی اعلام می نمایدمکلف به ثبت نام شده اندمودی محسوب می شوند (راهنمای مودیان مالیات برارزش افزوده، ۱۳۸۸) سازماندهی تحقیق در این فصل مسئله و هدف تحقیق بیان شده است و فرضیه های مبتنی بر مسئله تحقیق پایه گذاری و تعریف شده اند.همچنین قلمرو موضوعی،مکانی و زمانی تحقیق بیان گردیده و متغیر های تحقیق تعریف شدند. در فصل دوم چارچوب نظری تحقیق و بعضی از تحقیقات خارجی و داخلی انجام شده در رابطه با موضوع تحقیق بیان می شود. فصل سوم در بر گیرنده روش تحقیق است. فصل چهارم مربوط به تجزیه و تحلیل داده ها و برآورد مدل تحقیق و در انتها فصل پنجم به نتیجه گیری پرداخته و پیشنهادات ارائه گردیده است. فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق ۲-۱- مبانی نظری آشنایی با درآمدهای عمومی دولت از جمله وظایف دولت، ارائه خدمات عمومی از قبیل: امنیت، بهداشت و درمان، آموزش و…، تخصیص منابع بین بخش های مختلف کشور، توزیع درآمد و ثروت بین گروه های مختلف جامعه و دست یابی به اهدافی مانند تثبیت قیمت ها، اشتغال کامل و رشد اقتصادی می باشد. دولت برای انجام وظایف و مسئولیت های خود به هزینه و برای تأمین این هزینه ها به منابع مختلف مالی نیازمند است. اصولاً درآمدهای دولت به دو گروه کلی تقسیم بندی می شود: الف- درآمدهای مالیاتی: یکی از مهم ترین راه های تأمین مخارج دولت، جمع آوری مالیات است به عبارت دیگر، با توجه به مقایسه این منبع مهم تأمین مالی با سایر منابع، می توان گفت، هرچه سهم مالیات ها در تأمین مخارج دولت بیشتر باشد، از آثار نامطلوب اقتصادی کاسته می شود. در کشورهای پیشرفته برخلاف کشورهای در حال توسعه- که مالیات ها نقش ناچیزی دارند- تقریباً تمامی مخارج دولت از این طریق دریافت می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- دادن تصمیمها و کمکهای فنی یا واگذاری فیلمهای سینمایی تحصیل میکند (سازمان امور مالیاتی کشور، ۱۳۸۷).
۲-۲-۳-۲- مالیات های غیرمستقیم مالیات های غیرمستقیم، مالیات هایی هستند که به طور غیرمستقیم بر کالاها و خدمات وضع می شوند. این دسته از مالیات ها به سه گروه عمده مالیات بر واردات (عوارض گمرکی)، مالیات بر انواع کالاها و خدمات داخلی (مثل مالیات بر فرآورده های نفتی و سیگار) و مالیات بر ارزش افزوده تقسیم می شوند که پایه اخذ آنها مصرف داخلی کشور می باشد. مالیات های مستقیم مستقیماً و متناسب با درآمد اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی وصول می شود. اما مالیات های غیرمستقیم به ارزش بعضی از کالاها و خدمات اضافه می شود و پرداخت آن به مصرف کننده تحویل می گردد. اساس این تقسیم بندی عادلانه بودن آن است، چرا که مالیات های مستقیم از این رو توجه و تأکید است که این نوع مالیات از اعتبار درآمد و ثروت افراد مطالبه می شود، حال آن که مالیات های غیرمستقیم به کلیه ی مصرف کنندگان کالا یا استفاده کنندگان از خدمتی که دولت بر آنها مالیات وضع کرده است صرف نظر از موقعیت مالی فرد تعلق می گیرد. درواقع مصرف این گونه کالاها و خدمات است که فرد را به مؤدی پرداخت کننده مالیات غیرمستقیم تبدیل می کند (سازمان امور مالیاتی کشور ، ۱۳۸۷). روند مالیات های غیر مستقیم در ایران را می توان به سه دوره تقسیم نمود: الف) دوره اول: تا قبل از اجرای قانون موسوم به تجمیع عوارض ب) دوره دوم: اجرای قانون موسوم به تجمیع عوارض ج) دوره سوم: اجرای مالیات بر ارزش افزوده قانون موسوم به تجمیع عوارض مصوب سال ۱۳۸۱ با اهدافی چون یکپارچگی قوانین اخذ مالیات غیرمستقیم در کشور طی سالهای ۱۳۸۲- ۱۳۸۷ به معرض اجرا گذارده شد. اما این نظام مالیاتی با وجود اینکه بسترهای مناسبی را در ساختار مالیاتی کشور برای اخذ مالیات غیرمستقیم ایجاد نمود، دارای معایبی اساسی چون موارد ذیل بود:
- وصول مالیات تنها در مرحله تولید و اخذ آن از فروش درب کارخانهای؛
- عدم وصول مالیات درگمرکات؛
- مشکلات ناشی از تفکیک کالاهای نهایی از کالاهای واسطهای جهت مشمولیت؛
- داشتن اثرات آبشاری و اخذ مالیات مضاعف از تولید؛
در جمهوری اسلامی ایران، تلاش در جهت رفع این معایب و اصلاحات ساختار مالیاتی به منظورگسترش پایه مالیات به دامنه وسیعتری از کالاها و بهبود مراحل اجرایی اخذ این مالیات، موجبات زمینهسازی اجرای تدریجی مالیات بر ارزش افزوده در کشور را فراهم نمود. مالیات بر ارزش افزوده به عنوان جایگزین انواع مالیات هایی که از مصرف اخذ می شوند، به ویژه مالیات ها و عوارض مندرج در قانون موسوم به تجمیع عوارض(که با اجرای نظام مالیات بر ارزش افزوده حذف و جایگزین گردید)، با هدف بهینه سازی نظام اخذ مالیات بر مصرف، حذف اثرات سوء مالیات ها و عوارض چندگانه و آبشاری و شفافسازی معاملات اقتصادی و عملاً با همان نرخ قانون موسوم به تجمیع عوارض به اجرا گذاشته شده است. در طبقهبندی مالیاتهای غیرمستقیم تاکنون به علت نبود یک الگو و نظام مدون مالیاتی برایایران، طبقهبندی جامع برایاین نوع تدوین نشده است اما آنچه که به صورت رایج در سیستم مالیاتی کشور به کار میرود به صورت کلی عبارت است از: ۱) مالیات بر محصول (تولید) و واردات. ۲) مالیات بر استفاده از کالا و خدمات. ۲-۳- مفهوم ارزش افزوده تعریف ارزش افزوده در همه کتب اقتصاد کلان مشترک و شامل “تفاوت ستانده و داده” است که در فرایند فعالیت اقتصادی ایجاد می شود و خود را هم به شکل “درآمد و سود” نشان میدهد. بر مبنای این تعریف از ارزش افزوده ؛ نوعی مالیات بر مصرف طراحی شده که هم اکنون در بیش از ۱۴۰ کشور جهان با عنوان مالیات بر ارزش افزوده به اجرا درآمده است. منظور از ارزش افزوده توسط یک مؤسسه عبارتست از مابهالتفاوت بین عایدات مؤسسه ناشی از فروش و هزینه خرید کالا و خدمات واسطه از سایر مؤسسات. در ضمن چون جمع ارزش افزودههای بنگاههای اقتصادی در یک کشور، برابرتولید ملی همان کشور است (حسامی عزیزی، ۱۳۸۱). از دیدگاه اقتصادی، ارزش افزوده تفاوت بین ارزش ستانده (محصول) و ارزش داده (مواد اولیه) است؛ اما در تدوین قانون به لحاظ ارائه نگرش مطلوب اجرایی، این تعریف بر اساس روشهای حسابداری و با تکیه بر روش صورتحساب ارائه میشود. به عبارت دیگر، ارزش افزوده بیانگر تفاوت بین ارزش کالاها و خدمات عرضه شده با ارزش کالاها و خدمات به کار رفته در خرید یک شخص در یک دوره معین است. در واقع، حاصل جمع ارزش افزوده تمام بنگاههای اقتصادی، همان تولید ملی است؛ زیرا تمام معاملهها منهای معاملههای واسطهای (خرید بنگاهها از بنگاههای دیگر) برابر با مجموع دستمزد، بهره، اجاره و سایر پرداختها به عوامل تولید در سطح ملی و مساوی تولید ملی است. بنابراین میتوان ارزش افزوده را از رابطه زیر محاسبه نمود (حسامی عزیزی، ۱۳۸۱): (۲-۱) استهلاک + سود + اجاره + بهره + دستمزد = معاملات واسطهای ـکل معاملات = ارزش افزوده ۲-۴- مالیات بر ارزش افزوده مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات چند مرحلهای است که که طی مراحل زنجیره واردات ؛ تولید – توزیع و مصرف با نرخ مالیاتی ثابت “غیرتصاعدی” براساس درصدی از ارزش افزوده کالاهای تولید شده و یا خدمات ارائه شده اخذ می گردد ولی مالیات پرداختی در هر مرحله از زنجیره واردات ـ تولید ـ توزیع به عنصر مرحله بعدی زنجیره انتقال مییابد تا در نهایت توسط مصرفکننده نهایی پرداخت گردد. مبنای محاسبه این مالیات بهای کالا و خدماتی است که در داخل تولید یا به کشور وارد می شوند و فروشندگان و ارایه کنندگان خدمات برای آنها صورتحساب صادر میکنند. مالیات برارزش افزوده بدین دلیل ازمالیاتهای فروش وغیرمستقیم کاملامتمایزاست که درهرمرحله ازتولیدوضع می شود. مالیات برارزش افزوده می تواند از آبشاری بودن مالیات که درزمان وضع مالیات برفروش یامالیات غیرمستقیم درمراحل مختلف تولیداتفاق میافتد، جلوگیری نماید و به صورت جدا از قیمت اصلی کالاها وخدمات محاسبه می گردد. این مالیات در واقع نوعی مالیات غیرمستقیم بر مصرف است که به صورت غیرانباشته به کلیه مراحل تولید و توزیع خصوصی کالا و خدمات تعلق میگیرد و خرید کالا و خدمات واسطهای را از پرداخت مالیات معاف میکند. در حال حاضر معمولترین روش اجرایی این مالیات استفاده از سیستم صورتحساب خرید و فروش است و اشخاصی که به فعالیت اقتصادی اشتغال دارند از یک طرف پرداختکننده و از طرف دیگر وصولکننده این مالیات بوده و وصولکننده، مالیات پرداختی را از مالیات وصولی کسر و مابهالتفاوت را به حساب مالیاتی پرداخت میکند (تعیین بدهی مالیاتی از طریق به کارگیری نرخ ثابت مالیات روی کل فاکتور فروش و کسر مقدار مالیات پرداختی بر خرید واسطهای) (سعیدی و نهتانی، ۱۳۹۰). پایه مالیات برارزش افزوده، تولید ناخالص ملی است. اکثریت بالایی از کشورهای پذیرنده مالیات بر ارزش افزوده، این مالیات را تا حد زیادی جایگزین مالیاتهای دیگر بخصوص مالیاتهای بر مصرف و فروش ساختهاند. باید توجه داشت که به علت گستردگی پایه مالیاتی در این نوع مالیات میتوان نرخ مالیاتی را در سطح پایین برقرار کرد. مالیات برارزش افزوده میتواند تا حد زیادی جایگزین مالیاتهای دیگر شود، همچنین امکان دارد این مالیات بخشی از فعالیتهای اقتصادی را که تحت پوشش قراردادن آنها با استفاده از سایر روشها مثل مالیات برفروش دشوار است پوشش دهد. مالیات برارزش افزوده نسبت به سایر مالیاتهای مرسوم یک مالیات جدید است، گسترش این سیستم یکی از بهترین توسعههای مالیاتی به شمار میرود که برای رفع یا کاهش اختلال و نارساییهای مالیات سنتی و همچنین افزایش درآمد دولت شکل میگیرد. این مالیات، در قرن حاضر مورد استقبال بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است؛ به طوری که در حال حاضر اکثر کشورهای جهان به اجرای این مالیات پرداختهاند و از مزایای این مالیات مدرن بهره میبرند. این مالیات، از ارزش افزوده بنگاهها در مراحل مختلف فرایند تولید- توزیع اخذ میشود و از مزایای بسیاری همچون توان درآمدزایی بالا برای دولت و حکومتهای محلی، پایه گسترده مالیاتی، سهولت اجرا، مشارکت مستقیم مردم در فرایند مالیاتگیری و غیره برخوردار است. این مالیات و درآمدزایی حاصل از آن باعث شده که در بسیاری از موارد مورد توجه دولت باشد. ایجاد درآمد جدید، باثبات و قابل انعطاف به منظور پاسخگویی به هزینههای روزافزون دولتها، از جمله دلایل اصلی انتخاب مالیات بر ارزش افزوده در برخی از کشورها میباشد. هر چند که مانند هر روش مالیاتی دیگر، مالیات بر ارزش افزوده نیز مشکلات خاص خود را دارد؛ اما به نظر میرسد که با فراهمآوردن اقدامهایی به منظور برطرف کردن این مشکلات، نارساییهای مالیات بر ارزش افزوده در مقایسه با سایر مالیاتها ناچیز باشد (سعیدی و نهتانی، ۱۳۹۰). استفاده از مالیات برارزش افزوده موجب کاهش مالیات مضاعف، کاهش فرارهای مالیاتی و کاهش وقفه زمانی پرداخت نیز میشود. این نوع مالیات به دلیل افزایش قمیت تمام شده فروش درمراحل مختلف ممکن است اثر تورمی داشته باشد، اما چنانچه با گسترش پایه مالیاتی نرخهای مالیات کاهش یابد، چندان به صراحت نمیتوان دراین خصوص اظهارنظر کرد. همچنین اثر این مالیات در درآمد گروههای کمدرآمد غیرقابل اجتناب خواهد بود. حتی اگر بر آخرین حلقه که خرده فروشی است برقرار نشود، انتقال مالیات به قیمت خرده فروشی قطعی خواهد بود در نتیجه گروههای با درآمد کم و متوسط نسبت به گروههای با درآمد بالا، سهم بیشتری از درآمدشان را بابت مالیات پرداخت میکنند (اسدا… زاده، ۱۳۸۷). در این نظام مالیاتی هر یک از ارایه دهندگان کالا و خدمات که در این نظام مالیاتی از نظر دولت؛ مودیان مالیاتی تلقی میشوند؛ به نگهداری دفاترحسابداری و در هنگام فروش مکلف به تهیه و صدور صورتحساب مکلف هستند. با توجه به اینکه در این نظام اقتصادی ؛ فعال اقتصادی نباید خود مالیاتی پرداخت کند و باید مالیات تنها از مصرف کننده نهایی اخذ شود ؛ فعالان اقتصادی ؛ مالیات پرداختی بابت مواداولیه و سایرکالاها را از وجوه مالیات دریافتی از خریداران کالاها و دریافت کنندگان خدمات خود کسر و تنها مابهالتفاوت را به خزانه دولت پرداخت می کنند. به این ترتیب هر فعال اقتصادی تنها به میزان ارزش افزوده ای که در کارش ایجاد می شود مالیات به حساب دولت واریز میکند و عمل انتقال مالیات از هر عنصر زنجیره تولید تا توزیع به بعد، تا زمانی که مالیات به مصرف کننده نهایی اصابت میکند؛ ادامه پیدا میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
علاوه براین نظام مالیاتی در ایران با چالشهایی از جمله هزینههای بالای عملیاتی وصول مالیاتها، نارضایتی مؤدیان مالیاتی از پرداخت مالیات ناشی از پایین بودن فرهنگ مطلوب مالیاتی در بین آحاد جامعه، فرآیندهای غیراستاندارد و عدم استفاده از فناوریهای روز، نارساییهای اجرایی در مرحله وصول مالیات، عدم کارایی نظام تنبیه و تشویق، عدم ایفای نقش باز توزیع عادلانه درآمدهای حاصل از وصول مالیاتها در سطح جامعه، گستردگی معافیتها، وجود فرارهای متعدد مالیاتی مخصوصاً در دهکهای بالای درآمدی جامعه و لاجرم وجود تبعیضهای مالیاتی در میان مؤدیان، وجود برخی قوانین و مقررات دستوپاگیر و ناهمسو با قوانین مالیاتی و… روبروست (پناهی و یادگاری، ۱۳۸۹). ۲-۱۸- ضرورت اصلاح نظام مالیاتی بیتوجهی به مقولهی مالیاتها یکی از عوامل اصلی ایجاد انسداد در توسعهیافتگی اقتصادی و اجتماعی ایران است. از منظر اقتصادی، اتکاء بیش از حد بر درآمدهای نفتی با توجه به نوسانهای شدید و غیرقابل پیشبینی آن در بازارهای جهانی، بیثباتی کل درآمدهای دولت را سبب شده است. از سویی دیگر به علت پایین بودن سهم درآمدهای مالیاتی در تأمین مخارج دولت و بهبود و رفاه اجتماعی و همچنین کافی نبودن درآمدهای مالیاتی در جهت پوشش دادن مخارج، دولت را در سالهای گوناگون با کسری بودجه مواجه نموده که با توجه به تأثیر بلندمدت آن و استقراض از بانک مرکزی جهت تأمین این کسری و تزریق درآمدهای ناشی از فروش نفت به اقتصاد کشور، باعث تشدید تورم در اقتصاد ایران شده است. بنابراین ضرورت اصلاح و تجدیدنظر در نظام مالیاتی کشور و استفاده از منابع و روشهای مدرن مالیاتی چون مالیات بر ارزش افزوده میتواند یک راهکار اساسی جهت بهبود وضعیت اقتصاد ملی باشد. از دیدگاه اجتماعی نیز، توسعهی بخش مالیات و وابستگی بیشتر دولت بر درآمدهای مالیاتی مردم، باعث تقویت ساختاری دموکراسی میشود و نظارت مردم بر ارکان حکومت را توسعه میبخشد. نکته مهم دیگر آن است که در جامعهی مبتنی بر مالیات، کارایی و اثربخشی در حداکثر حالت خود قرار میگیرد. بررسی ظرفیت بالقوه مالیاتی کشور نشان میدهد که بین ظرفیت بالقوه مالیاتی و وصولهای بالفعل، شکاف قابل توجهی وجود دارد و حاکی از آن است که اتخاذ تدابیری در جهت اصلاح نظام مالیاتی در رفع مشکلات موجود ضروری به نظر میرسد. اجرای پروژه مالیات بر ارزش افزوده، در صورت کارایی در عملکرد، قطعاً زمینهساز شرایطی خواهد بود که طی آن نظام مالیاتی کشور با تحول در بازدهی مواجه شود و شکاف وضعیت موجود آن با شرایط مطلوب به حداقل ممکن برسد. در مقدمه توجیهی لایحه مالیات بر ارزش افزوده که در هیأت دولت به تصویب رسیده، دلایل توجیهی به اجرا درآوردن این قانون به صورت زیر بیان شده است: الف) افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در ترکیب درآمدهای دولت با اتکا به منابع جدید و بر پایه مصرف ب) کاهش فشار مالیاتی بر بخش تولید و سرمایه گذاری مولد اقتصادی از طریق تعدیل نرخهای مالیات بر درآمد ج) افزایش کارایی نظام مالیاتی از طریق کاهش هزینه و زمان وصول درآمدهای مالیاتی د) تمرکز امور مربوط به اخذ مالیات و حذف عوارض و درآمدهای شبه مالیاتی هـ) افزایش مشارکت عمومی در کسب درآمدهای مالیاتی و گسترش زمینه خوداظهاری. اجرای مالیات بر ارزش افزوده، شفافیت فعالیت اقتصادی دو گروه از فعالان بازار را به دنبال خواهد داشت. در درجه اول کسانی که پشت پرده به دلالی و واسطهگری مشغولند، اینان بدون اینکه در زحمت تولید، شریک باشند و بدون اینکه در مقابل مصرفکنندگان تعهدی به عهده بگیرند، با قرارگرفتن در مسیر تولید تا مصرف، با خرید و فروشهای مکرر باعث عدم شفافیت و التهاب در بازار میشوند. فعالیت اقتصادی این عده بیشتر از این بابت شفاف خواهد شد که براساس قانون مالیات بر ارزش افزوده، مسیر تهیه و توزیع کالاها مشخص میشود. با اجرای این قانون، کسانی که بیجهت در مسیر تولید تا مصرف قرار گرفتهاند شناسایی شده و به تدریج حذف میشوند. گروه دیگر کسانی هستند، که خارج از مسیر قانونی و رسمی واردات، کالاهای خارجی را دور از چشم قانون به داخل ایران منتقل کرده و بازار ایران را مملو از کالاهای بیکیفیت خارجی کردهاند. ویژگی اصلی این عده، عدم تعهد آنها در برابر مصرفکنندگان است چرا که نه گارانتی معتبری ارایه میکنند و نه حتی در قبال صحت و سلامت کالایی که ارایه میکنند، مسؤولیتی میپذیرند. با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، منافع این دسته از خرابکاران بازار، به شدت به خطر میافتد. به طور خلاصه، قانون مالیات بر ارزش افزوده به ضرر کسانی است که از شفافیت بازار گریزانند و منافعشان در بهرهبرداری از شایعات، رانتهای اطلاعاتی و قاچاق است (ضیائی بیگدلی، ۱۳۸۴). ۲-۱۹- آثار اقتصادى مالیات بر ارزش افزوده آثار اقتصادى مالیات بر ارزش افزوده را میتوان به بخشهای درآمدى، تورمى و توزیعى تقسیم کرد. اندازهگیرى گستردگى پایه مالیات، نخستین قدم در تخمین درآمدهاى ناشى از اجراى مالیات برارزش افزوده است که در این راستا باید انتخاب و نوع مالیات، اصول مبدأ و یا مقصد و همچنین نحوه محاسبه این مالیات محاسبه و توسط قانونگذار مشخص شود. ۲-۱۹-۱- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده بر سطح عمومی قیمتها مالیات بر ارزش افزوده بر اضافه ارزش کالاها و خدمات یعنی بر تفاضل قیمت فروش و خرید نهاده ها وضع می شود. معمولاً در پروسه VAT این نوع مالیات نهایتاً به مرحله خرده فروشی منتقل می شود. بنابراین بازدهی مالیات بر ارزش افزوده با نرخ ۱۰ درصد معادل مالیات بر خرده فروشی با نرخ ۱۰ درصد است. با این تفاوت که این نوع مالیات به جای مرحله نهایی در هر مرحله یی از تولید و توزیع وصول می شود. در واقع VAT مودیان بیشتری را پوشش می دهد و از این رو به عنوان ابزاری مطمئن جهت افزایش درآمد به کار گرفته می شود. با این وجود به دلیل جامعیت VAT معمولاً این مالیات از لحاظ اجرایی فشار شدیدی بر ساختار اداری سیستم مالیاتی وارد می کند. (در کشورهای در حال توسعه این موضوع یکی از دلایل عدم اجرای VAT محسوب می شود.) علاوه بر این مالیات بر ارزش افزوده بار مالیاتی را از درآمد به هزینه منتقل می کند. به جهت همین ویژگی برخی از کشورها (به عنوان مثال نروژ و هلند) به اجرای VAT تمایل پیدا کردند. مهم ترین بحثی که در مخالفت با اجرای مالیات بر ارزش افزوده مطرح است، تاثیر تورمی آن بر قیمت های خرده فروشی است. کلیه صاحب نظران اعم از طرفداران سیستم VAT و مخالفان آن احتمال افزایش قیمت و نرخ تورم را پیش بینی می کنند. از لحاظ نظری ممکن است همزمان با معرفی VAT شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) در یک سال منتقل (حالت انتقال) یا به صورت شتابان در چند سال متوالی افزایش پیدا کند. (تغییرات شتابان در CPI) چنانچه تورم را به معنای افزایش مداوم قیمت ها تعریف کنیم مالیاتی که یک بار در قیمت ها تغییر ایجاد کند نمی تواند تورم زا باشد. جهت بررسی آثار تورمی VAT برای هر کشور آزمون های مختلفی صورت گرفته است. در این آزمون علاوه بر VAT عوامل دیگری نظیر تغییر در بار مالیاتی، افزایش دستمزدها، سیاست های جبرانی و کاهش سایر مالیات ها و… که می توانند در نوسانات قیمت ها تاثیرگذار باشند مورد استفاده قرار گرفته است. براساس آزمون های به عمل آمده به طور نمونه وضعیت کشور دانمارک با اصل انتقال مطابقت دارد. این کشور با هدف افزایش درآمدهای مالیاتی، سیستم VAT را با موفقیت به مورد اجرا گذاشت به طوری که پس از معرفی VAT مالیات بر مصرف بخش خصوصی ۱۹ درصد افزایش یافت. در این کشور روند CPI پس از اجرای VAT برابر با روند قبل از اعمال آن بوده است. در سال معرفی VAT یعنی در فاصله زمانی آوریل و اکتبر سال ۱۹۶۷ افزایش قیمت ناشی از معرفی VAT حدود پنج درصد بود که با اجرای سیاست های مناسب از قبیل افزایش دستمزدها، کاهش مالیات بر درآمد و… ضمن جبران افزایش قیمت ها، از انتقال قیمت ها به دوره بعد جلوگیری به عمل آمد. با این سیاست ها شیب روند CPI از ۳/۱ قبل از اجرای VAT به ۱/۱ پس از اعمال آن رسید. همان طوری که اشاره شد اجرای VAT ممکن است تورم شتابان را به همراه داشته باشد. در برخی از کشورها VAT بدون انتقال منحنی شاخص CPI موجب تغییرات شتابان در CPI شده است. به عبارت دیگر VAT با افزایش اندک در قیمت ها مواجه نبوده بلکه افزایش شتابان قیمت ها را به دنبال داشته است. این موضوع در کشورهایی چون ایتالیا، پرو، فلسطین اشغالی و فرانسه تجربه شده است. در کشورهای فوق الذکر شیب CPI قبل از اجرای VAT به ترتیب ۳۱/۱، ۹۶/۳، ۱۸/۵ و ۶۶/۰ بوده که این ارقام پس از اجرای VAT به ۲۱/۵، ۸۹/۱۳، ۸۹/۱۲ و ۵۴/۱ رسیده است (فارابی، ۱۳۹۰). در فلسطین اشغالی VAT در ژوئیه ۱۹۷۶، ضمن حذف مالیات بر مواد غذایی و پوشاک با هدف وصول درآمدهای بیشتر به مورد اجرا گذاشته شد. مبنای VAT خیلی گسترده بود به طوری که به خدمات مالی نیز تسری داده می شد. سیستم VAT در این کشور موجب شد افزایش قیمت ها در قالب هزینه های تولید به قیمت نهایی کالاها منتقل شود. با این انتقال دولت سیاست افزایش دستمزدها را به مورد اجرا گذاشت که این موضوع همراه با انتقال هزینه تولید موجب تغییراتی شتابان در قیمت ها شد. البته اثر سیاست های انبساطی دولت جدید بر نرخ تورم که در نیمه دوم سال ۱۹۷۷ با افزایش شدید هزینه های دولت و دستمزد همراه بود، بیش از اثر VAT بوده است. در کشور فرانسه نیز معرفی مالیات بر ارزش افزوده با شتاب ۱/۲ درصدی در قیمت ها همراه بوده است. البته به نظر صاحب نظران کمتر از یک درصد این افزایش به مالیات بر ارزش افزوده مربوط می شود. فرانسه از پیشگامان اجرای VAT بود. در این کشور فرم جدید VAT در ژانویه ۱۹۶۷ جانشین مالیات های قدیمی شد. براساس سیستم جدید VAT بسیاری از معافیت ها منسوخ شد و مالیات مضاعف (به طور مثال مالیات مضاعف بر ساختمان و لوازم منزل) حذف شد و تعداد نرخ های مالیاتی از هفت نرخ به چهار نرخ کاهش یافت. پس از این تغییرات افزایش قیمت ها و دستمزدها سرعت بیشتری گرفت. با دخالت مستقیم دولت و نظارت بر سود نهایی عمده فروشی و خرده فروشی و قیمت خدمات، افزایش قیمت ها کنترل شد. همزمان با این سیاست ها نرخ های مالیات بر ارزش افزوده نیز افزایش یافت. اگرچه اثر مستقیم مالیات بر ارزش افزوده روی قیمت ها کمتر از یک درصد تخمین زده شد لیکن این تغییرات نرخ افزایش قیمت ها را تسریع کرد. در برخی دیگر از کشورها تورم شتابان با انتقال منحنی CPI همراه بوده است. به طور مثال تجربه کشور نروژ در رابطه با VAT با این وضعیت مطابقت دارد. در این کشور شیب روند CPI از ۷/۰ به ۷/۱ پس از اجرای VAT رسید و در عین حال CPI از ۷۸/۹۳ به ۱۰۰ بالغ شده است. در این کشور به رغم اینکه تعدیلاتی در خصوص کاهش مالیات بر درآمد و دارایی صورت گرفت لیکن این سیاست ها ناکافی بوده است. در برخی دیگر از کشورها VAT بدون اثرات تورمی یا با اثر کم بوده است. اطلاعات موجود نشان میدهد نقش VAT در نرخ تغییرات قیمت ۲۱ کشور نامحسوس بوده است. از جمله این کشورها می توان به کاستاریکا و انگلستان اشاره کرد. در کشور کاستاریکا در ژانویه ۱۹۷۵ مالیات بر ارزش افزوده با نرخ ۱۰ درصد به اجرا گذاشته شد. افزایش درآمدهای حاصله از این مالیات ۵۰ میلیون کرون برآورد شد. به علاوه معرفی VAT با اصلاحاتی در خصوص مالیات بر مصرف از جمله افزایش پایه و نرخ ها همراه شد. به رغم معرفی مالیات جدید و گسترش مالیات های قبلی روند قیمت ها فاقد تغییرات بوده است (فارابی، ۱۳۹۰). اثرات تورمی مالیات بر ارزش افزوده در انگلستان عملاً نامحسوس بوده است. در این کشور VAT جایگزین دو نوع مالیات شد؛ مالیات بر خرید با نرخ های متفاوت ۲۵، ۱۸ و ۵/۱۱ درصد و مالیات بر اشتغال که به نوع شغل اعمال می شد. در اواخر سال ۱۹۷۲ (معرفی VAT در آوریل ۱۹۷۳ بوده است) جهت مقابله با آثار احتمالی افزایش قیمت ها پیش بینی هایی به عمل آمد و بر این اساس طرحی جهت کنترل قیمت های خرده فروشی به تصویب رسید. در این طرح، کنترل قیمت ها به صورت موقتی در رابطه با قیمت کالاهای خاصی که مورد شکایت مصرف کنندگان بود، شکل گرفت. بر مبنای این طرح از زمان اجرای VAT چنانچه تغییرات قیمت کالاها از طرف فروشندگان به طور صحیح اعلام نمی شد اخطاریه یی از طرف سازمان مالیاتی به آنها ابلاغ می شد. همچنین جهت آشنایی مردم با تغییرات احتمالی قیمت ها طی برنامه های ویژه دامنه تغییرات قیمت در هر پوند همچنین قیمت کالاها قبل از اعمال VAT و پس از آن گزارش می شد. نخستین آگهی دولت در رابطه با تغییرات قیمت ناشی از VAT در اواسط ماه مارس از طریق جراید و روزنامه ها منتشر شد. در این آگهی تغییرات قیمت کالاها به تفکیک با عناوین «بدون تغییر» و «رو به بالا» و «رو به پایین» اعلام شده بود. تغییرات قیمت در هر قلم کالا توسط مسوولان مالیاتی محاسبه و سپس به کنفدراسیون صنایع و کنسرسیوم خرده فروشی ارائه می شد. علاوه بر این جزواتی تحت عنوان «راهنمای قیمت های مالیات بر ارزش افزوده» در ۵/۵ میلیون نسخه توسط شبکه های رادیو و تلویزیون دولتی چاپ و این جزوات از طریق ادارات پست به طور رایگان در سطح کشور توزیع می شد. همچنین دولت بولتن های فصلی در خصوص VAT برای تولیدکنندگان منتشر می کرد تا بدین ترتیب اطلاعات مربوط به VAT در کلیه سطوح افزایش یابد. نتایج به عمل آمده نشان می دهد با توجه به تاثیر مثبت این تبلیغات اجرای سیستم VAT در این کشور به سهولت انجام پذیرفت و همان طوری که پیش بینی شده بود تعداد زیادی از کالاهای مصرفی بادوام از کاهش قیمت برخوردار شدند. طبق مطالعات به عمل آمده شاخص قیمت مصرف کننده در زمان اجرای VAT کمتر از ۷/۰ درصد افزایش داشته است. علاوه بر این گزارش های مکرر دولت نیز خاطرنشان می سازد اثر VAT بر قیمت ها نامحسوس بوده است. همچنین طبق بررسی های به عمل آمده توسط سازمان مصرف انگلستان در آوریل سال ۱۹۷۳ (در سطح ۸۰۰ فروشگاه خرده فروشی) از کل ۲۱۸۸ نوع کالا افزایش قیمت در ۴۰ درصد آنها کمتر از حد مورد انتظار بوده و ۲۰ درصد اقلام بیش از حد مورد انتظار افزایش داشته است. همچنین شواهد نشان می دهد در خدماتی نظیر رستوران ها و سینماها افزایش قیمت ها بیش از فروشگاه ها بوده است. به نظر می رسد موفقیت VAT در این کشور خصوصاً در بعد کاهش آثار تورمی آن ناشی از توجه عمیق مسوولان و همکاری بخش صنایع با دیگر بخش ها در راستای تحقق اهداف مربوطه بوده است (فارابی، ۱۳۹۰). برخی از کشورها یکی از دلایل عمده به کار نگرفتن مالیات بر ارزش افزوده را نگرانی در مورد وجود رابطه مثبت بین اعمال این مالیات و افزایش نرخ تورم عنوان کرده اند. از طرف دیگر، تجربه کشورهای استفاده کننده از این مالیات این نگرانی را تأیید نمی کند. اما صاحب نظران مالی معتقدند که اعمال مالیات بر ارزش افزوده، مانند وضع هر مالیات دیگری، یک سیاست انقباضی محسوب میگردد. بنابراین، کاربرد آن منجربه کاهش نقدینگی در اقتصاد می شود. از این رو میتوان گفت که اعمال این مالیات نوعی اثر ضد تورمی در اقتصاد به جا خواهد گذاشت. سایر صاحب نظران معتقدند اگر با اعمال مالیات بر ارزش افزوده پیش از افزایش عرضه کل، تقاضای کل گسترش یابد، کمبود عرضه کل، افزایش قیمتها را به بار خواهد آورد. اما مازاد تقاضا وکمبود عرضه کل ممکن است بنا به دلایل بسیاری بروز کند و این مساله به تنهایی به اعمال مالیات بر ارزش افزوده مرتبط نیست. از طرف دیگر صندوق بین المللی پول در زمینه اثر مالیات بر ارزش افزوده بر قیمت ها، مطالعه ای در ٣۵ کشور جهان انجام داده که نشان می دهد در ٢٢ کشور، معرفی مالیات بر ارزش افزوده تأثیر عمده ای بر قیمت کالاها وخدمات مصرفی نداشته یا اثرش بسیار کم بوده است. در ٨ مورد، اجرای مالیات برارزش افزوده با تغییر در شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی همراه بود. ولی از این ٨ مورد فقط یک مورد افزایش نرخ تورم را به صورت فزاینده به همراه داشت و در ٧ مورد دیگر در روند افزایش قیمت ها هیچ گونه شتابی مشاهده نگردید. به عبارت دیگر در ٨٣ درصد از کشورها، معرفی و اجرای مالیات بر ارزش افزوده موجب نرخ فزاینده تورم نگردید. در ۶ کشور اعمال این نوع مالیات، در تسریع نرخ رشد تورم سهیم بود، اما در این موارد اعمال مالیات بر ارزش افزوده با سیاست های انبساطی مربوط به دستمزد و نیز دیگر سیاست های انبساطی پولی و اعتباری توأم بود و به این ترتیب نمی توان به این نتیجه رسید که فقط اعمال این مالیات، موجب نرخ تورم فزاینده شده است. نتیجه مطالعه صندوق بین المللی پول در واقع به این صورت است که اعمال مالیات بر ارزش افزوده در اکثر موارد تورمی نیست. با این همه، حتی اگر اجرای مالیات بر ارزش افزوده سبب افزایش تورم شود با اعمال سیاست های کنترل قیمت می توان افزایش نرخ تورم را مهار کرد (فارابی، ۱۳۹۰). ۲-۱۹-۲- تأثیر مالیات بر ارزش افزوده و تورم به دو علت مطالعات روی اثرهای تورمی مالیات بر ارزش افزوده، همراه با مشکلات اساسی است: نخست اینکه در عمده کشورهای پذیرنده، این مالیات جانشین مالیاتهای دیگر شده و اثرهای تورمی خالص ناشی از مالیات بر ارزش افزوده غیر قابل تشخیص شده است. از سوی دیگر، در دورهای که این مالیات در بیشتر کشورهای جهان گسترش یافته است، اقتصاد کشورهای مورد نظر به علت شوکهای اقتصادی جهانی و داخلی دستخوش تغییراتی بوده است، تغییرهای قیمت نفت، یکی از عمدهترین شوکهای فوق محسوب شده در نتیجه، تشخیص و تفکیک اثرهای مالیات بر ارزش افزوده بسیار دشوار است. به هر حال معرفی هر مالیات جدید اگر منجر به افزایش درآمدهای مالیاتی شود موجب افزایش در قیمتها می شود، ولی در معرفی سیستم مالیات بر ارزش افزوده این فرضیه مطرح است که چون این پایه مالیاتی جایگزین مالیاتهای دیگر می شود، میتواند بدون افزایش در سطح قیمتها تجربه شود (نادران، ۱۳۸۰). ۲-۱۹-۳- تجربه سایر کشورها و ایران در مورد اثرات تورمی مالیات بر ارزش افزوده ۲-۱۹-۳-۱- سایر کشورها شاید یکی از نگرانیهای کشورهایی که قصد اجرای مالیات بر ارزش افزوده را داشتند آثار تورمی این مالیات بوده هر چند که مزایای برقراری مالیات بر ارزش افزوده میتواند چنین نگرانیهایی را منتفی نماید، به طور کلی آثار تورمی مالیات بر ارزش افزوده عمدتاً در نظامهایی که این مالیات به قصد افزایش در درآمدهای مالیاتی معرفی شده است، مطرح می باشد و چون این کشورها با اثر خنثی درآمدی این معرفی را انجام دادهاند، مسئله افزایش سطح عمومی قیمتها با تورم، اگر نیز وجود داشته باشد از اهمیت زیاد یا نرخ قابل توجهی برخوردار نخواهد بود. در این زمینه تحقیقی توسط تایت[۸] بر روی ۳۵ کشور صورت گرفت، براساس این مطالعه در ۲۲ کشور بعد از اجرای مالیات بر ارزش افزوده تغییری در نرخ تورم مشاهده نشده و یا ناچیز بوده است، در ۷ مورد افزایش نرخ تورم فقط به صورت یک افزایش یکباره بوده است. بنابراین در ۲۹ کشور اجرای مالیات بر ارزش افزوده تورم شتابان به همراه نداشته است، در ۵ کشور اعمال مالیات بر ارزش افزوده تورم شتابان را دامن زده است، اما اعمال این مالیات در کشورهای مذکور همراه با سیاستهای انبساطی اعتباری و افزایش دستمزدها بوده است. آلن تایت براساس این مطالعه معتقد است هیچ ارتباط خودکاری بین تغییرات نرخ مالیات بر ارزش افزوده و تورم وجود ندارد. ۲-۱۹-۳-۲- در ایران با توجه به شرایط جانشینی و مکمل بودن پایه مالیات بر ارزش افزوده نسبت به پایههای دیگر مالیاتی، انتظار می رود که در نظام مالیاتی ایران این مالیات جایگزین تجمیع عوارض بشود، این جایگزینی اگر با برنامه مناسب اجرا شود، یک افزایش نسبی در قیمتها را به دنبال خواهد داشت که منجر به افزایش قیمت حاملهای انرژی خواهد شد که به تدریج با گذشت زمان تعدیل می شود. بسیارى از کارشناسان به دنبال اثر تورمى، آثار توزیعى مالیات برارزش افزوده را نیز یکى از مشکلات این نظام مىدانند چرا که موجب تغییر قدرت خرید گروههاى مختلف درآمدى (به دلیل تغییر قیمت کالاها در سبد مصرفى خانوار) خواهد شد. اما بعضى دیگر معتقدند که این افزایش قیمت یک انتقال کوتاه مدت در نرخ رشد شاخص بهاى مصرفکننده است. این نکته مسلم است که اجرای این روش در صورتی برای ایران مفید خواهد بود که با توجه به شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران، پایه ریزی شود (نادران، ۱۳۸۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- فرضیه فرعی تحقیق با سطح ۹۹ درصد تائید شده به این معنی که با احتمال ۹۹ درصد مالیات کنونی شرکتها به تناسب ارزش افزوده آنها تغییر نکرده است.
- جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به جای مالیات بر شرکتها با نرخ متوسط ۷۴ درصد با هدف تامین کلیه هزینه های جاری دولت با احتمال ۹۵درصد،افزایش در درآمدهای مالیاتی را در پی خواهد داشت.
- جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به جای مالیات بر شرکتها با نرخ متوسط ۴۹درصد با هدف تامین تقریباً ۶۷ درصد هزینه های جاری دولت با احتمال ۹۰درصد،افزایش درآمدهای مالیاتی را به دنبال خواهد داشت.
- جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به جای مالیات بر شرکتها با نرخ پیش بینی شده در لایحه مالیات بر ارزش افزوده مصوب سال۱۳۶۶ دولت به میزان ۱۰ درصد به احتمال ۹۹ درصد، منجر به افزایش درآمدهای مالیاتی خواهدشد. براساس نتایج حاصل از آزمون فرضیات و با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد مالیات بر ارزش افزوده در برقراری عدالت مالیاتی و کارآیی اقتصادی، جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به جای مالیات بر شرکتها پیشنهاد شده است.
عرب مازار و آیت (۱۳۸۷) در مقاله ای تحت عنوان “برآورد ظرفیت بالقوه اقتصادی مالیات در ایران” به بررسی ظرفیت مالیاتی بالقوه ایران پرداخته اند. در این مقاله تلاش شده است تا با ارائه تعریفی مشخص از ظرفیت بالقوه اقتصادی مالیات، عوامل اثرگذار بر آن از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد. پس از مرور ادبیات موضوع و مطالعات انجام شده در سطح بین المللی، ظرفیت بالقوه اقتصادی مالیات کشور در چارچوب یک مدل پانل و بر اساس اطلاعات۲۰ کشور جهان برای دوره ۲۰۰۰-۱۹۹۸ برآورد شده است. نتایج مدل نشان می-دهد که در دوره مذکور متوسط ظرفیت بالقوه اقتصادی مالیات در کشور (بدون احتساب پرداختی بیمه های اجتماعی) حدود ۳/۱۲ درصد بوده است که در مقایسه با متوسط عملکرد نظام مالیاتی کشور در این دوره (۱/۷) درصد، بسیار بالا است. همچنین نتایج این مطالعه نشان میدهد که شاخص تلاش مالیاتی کشورمان در این دوره حدود ۵۸ درصد بوده است. خسرو پیرایی (۱۳۸۷) در مقاله ای تحت عنوان «برآورد ظرفیت مالیاتی در استان فارس» با استفاده از روش رگرسیونی حداقل مربعات معمولی به برآورد ظرفیت مالیاتی استان فارس پرداخت، کل درآمدهای استان، ارزش صادرات، ارزش واردات، سهم ارزش افزوده، بخش صنعت، کشاورزی و خدمات و متغیر مجازی جنگ از مهم ترین عوامل تاثیر گذار در نظر گرفته شدند. یافته های این تحقیق حکایت از آن دارد که کوشش مالیاتی استان فارس طی سال های ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۲ کوچکتر از یک بوده است که نشان دهنده ی وجود شکاف مالیاتی در این استان می باشد. خالوزاده و همکاران (۱۳۸۷) در مقاله ای تحت عنوان «مدل سازی غیر خطی و پیش بینی درآمدهای مالیاتی کشور به تفکیک منابع مالیاتی» با استفاده از آزمون نمایی لیاپاخوف به بررسی نوع توابع و با استفاده از ساختار شبکه عصبی مصنوعی به تخمین مدل پیش بینی درآمدهای مالیاتی پرداخته اند- نتایج حاصل از مدل حاکی از یک روند بلند مدت ثابت درآمدهای مالیاتی بوده که دقت بسیاری بالای پیش بینی برون نمونه ای مدل را تایید می کند. فرازمند (۱۳۸۷) در مقاله ای به بررسی عوامل موثر بر ظرفیت مالیاتی در استان لرستان می پردازد. این مطالعه چگونگی افزایش درآمدمالیاتی به عنوان بخشی از درآمدهای دولت و نسبت آن به تولید ناخالص داخلی را دراستان لرستان بررسی می نماید. ظرفیت مالیاتی و عوامل موثر برآن در استان لرستان طی دوره ۸۳-۱۳۶۰ با استفاده از الگوی های اقتصادسنجی به روش ARDL موردبررسی قرارگرفته است. در این مدل، متغیرهای برونزای ارزش افزوده بخشهای مختلف اقتصادی، درآمدسرانه، نرخ باسوادی، نرخ تورم و جمعیت استان براساس مبنای نظری و مطالعات تجربی به عنوان مهمترین عوامل تاثیرگذارمورد بررسی قرارگرفتند. نتایج کمی حاصل از برآورد مدل طی دوره موردبررسی نشان می دهد که بین ارزش افزوده بخش های صنعت و خدمات نرخ باسوادی و ظرفیت مالیاتی استان رابطه مثبت وجوددارد ولی متغیرهای ارزش افزوده بخش معدن، درآمدسرانه، نرخ تورم و جمعیت رابطه معنی داری ندارند. همچنین دراین مطالعه ظرفیت های مالیاتی و کوشش مالیاتی استان نیز با استفاده از پارامترهای برآورده شده الگو طی این دوره محاسبه شده است. از مقایسه مالیاتهای وصولی و ظرفیت های مالیاتی برآورده شده در سالهای مذکور می توان نتیجه گرفت که نظام مالیاتی در دریافت مالیات واقعی از کارایی بالایی برخوردارنبوده است. موسوی (۱۳۸۷) در مقاله ای به بررسی ظرفیت مالیاتی استان های کشور طی سال های ۸۴ و ۸۵ می پردازد که نتایج تحقیق کوشش مالیاتی کشور را ۷۵ درصد برآورد می نماید. امینی و همکاران (۱۳۸۷) در مقاله ای به پیش بینی درآمدهای مالیاتی استان قزوین با استفاده از مدل سری های زمانی و روش مداخله ای طی سال های ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۳ پرداخته اند. مدل برارزش شده در این تحقیق (۱,۱)ARMA می باشد که طبق آن درآمدهای مالیاتی استان قزوین را طی ده سال آینده پیش بینی مینماید. رضایی (۱۳۸۸) در مقاله ای درآمدهای مالیاتی مستقیم برای دوره ۵ ساله برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. نتایج حاصل از مدل ARMA بیانگر روند افزایشی درآمدهای مالیاتی مستقیم طی برنامه پنج ساله ی پنجم می باشد همچنین نتایج این تحقیق بیانگر این موضوع می باشد که مالیات دریافتی قبل از سال ۱۳۸۴ از مقدار پیش بینی شده کمتر بوده است و بعد از سال ۱۳۸۴ مالیات دریافتی بیشتر از مالیات پیش بینی شده تر را مدل باشد. فلاحتی و همکاران (۱۳۸۹) در مقاله ای به برآورد ظرفیت مالیاتی کشور با استفاده از شبکه های عصبی پرداخته اند. در این مطالعه از روش مدلسازی شبکه عصبی استفاده شده است که درآن متغیرهای مستقل به عنوان لایه ورودی وارد سیستم یادگیری شبکه عصبی میشوند. متغیرهای ورودی در مدل یعنی، نرخ تورم، ضریب جینی، نسبت جمعیت شهری به کل جمعیت، درجه باز بودن اقتصاد و سهم ارزش افزوده بخش های کشاورزی و صنعت از GDP، متغیرهای مستقل مدل را تشکیل میدهند و متغیر وابسته یا تابع که همان ظرفیت مالیاتی است، حکم لایه خروجی را در شبکه عصبی دارد. بر حسب روش آزمون و خطا برای لایه های پنهان و گره های هر لایه، شبکه عصبی به صورت مناسب انتخاب میشود. در این مدل آموزش از روش داخل شبکهای[۱۲] و از رویکرد پرسپترون چند لایهای[۱۳] بصورت پیشرو و بدون بازخورد استفاده شده است. ۲-۲۷-۲- پیشینه خارجی بالارد[۱۴] و همکاران (۱۹۸۷) با استفاده از مدل تعادل عمومی به این نتیجه رسیدند که برقراری یک نرخ یکنواخت مالیات بر ارزش افزوده درایالات متحده، کارآیی اقتصادی را بهبود می بخشد و مالیات بر ارزش افزوده، کمترین هزینه اجتماعی نهایی در میان مالیاتها را دارد. کولیس و میلنوویچ[۱۵] (۱۹۹۷) در تحقیقی با عنوان برآورد درآمد ناشی ازمالیات بر ارزش افزوده در جمهوری کرواسی نشان داده اند که مبنای مالیات برارزش افزوده در این کشور در فاصله سالهای ۱۹۹۴-۱۹۹۷بین ۵۰ تا ۵۸ درصدتولید ناخالص داخلی در این کشور نوسان داشته است. آنها همچنین با استفاده از یک الگوی رگرسیونی چند متغیره مقطعی بر اساس اطلاعات مربوط به درآمد ناشی از مالیات بر ارزش افزوده، وسعت پایه مالیاتی، نرخ مالیات وتغییرات نرخ ۴۹ کشور جهان نتیجه گیری نموده اند که افزایش نرخ مالیات و وسعت پایه مالیاتی می تواند درآمد ناشی از مالیات بر ارزش افزوده را افزایش دهد علاوه بر این نتایج الگوی رگرسیونی آنها حاکی از تاثیر منفی وجود تعدد نرخ های مالیات بر ارزش افزوده بر درآمد ناشی از این نوع مالیات می باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منابع منابع
- آقانظری، ح. (۱۳۸۷). تبیین مشترکات بین خراج و مالیات ارزش افزوده مصرفی – فصلنامه مالیاتی-شماره اول.
- آقایی، ا و ناهید، ا. (۱۳۸۴). ساختار نرخ، عدالت و معافیت در نظام مالیات بر ارزش افزوده، فصلنامه مجلس و پژوهش، سال یازدهم، شماره ۴۵، ص ۱۴۷.
- ابریشمی، ح و مهرآرا، م. (۱۳۸۱). اقتصاد سنجی کاربردی. انتشارات دانشگاه تهران، تهران.
- احسانفر، م. (۱۳۸۰). برآورد ظرفیت مالیاتی استان مازندران در سالهای۱۳۵۰-۷۷ ، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه مازندران.
- ارباب، ح. (۱۳۶۶). بررسی ظرفیت مالیاتی در جمهوری اسلامی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس تهران.
- اسدا…زاده بالی، م. (۱۳۸۷). اثر بخشی مالیات بر نابرابری و توزیع درآمد در ایران – فصلنامه مالیاتی-شماره اول.
- امینی، ع. (۱۳۸۷). پیش بینی درآمدهای مالیاتی استان قزوین با استفاده از مدل سریهای زمانی و روش مداخله ای طی سالهای ۱۳۷۴- ۱۳۸۳، فصلنامه پژوهشها و سیاستهای اقتصادی، سال شانزدهم، شماره ۴۷٫
- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران. (۱۳۸۱). نماگرهای اقتصادی، اداره بررسی های اقتصادی، تهران.
- بزرگ اصل، م. (۱۳۸۷). مالیات بر ارزش افزوده و گزارش گری مالی آن، مجله حسابرس، شماره ۴۱٫
- پژویان، ج. (۱۳۸۴). چالش های نظام مالیاتی در اقتصاد ایران، فصلنامه مجلس و پژوهش، سال یازدهم، شماره ۴۵، ص ۱۱.
- پناهی، ع، یادگاری، س و حسینی، آ. (۱۳۸۹). بررسی و تحقیق در خصوص مشکلات ناشی از اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده و ارائه راهکارهای اصلاحی، پروژه شماره۲۳ اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و انجمن مدیران صنایع، صص ۲۸ و ۲۹٫
- پیرایی، خ. (۱۳۸۷). برآورد ظرفیت مالیاتی در استان فارس، فصلنامه تخصصی مالیات، شماره اول، سال شانزدهم.
- جعفری صمیمی، ا و صالح نژاد، س. (۱۳۷۷). جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده برای مالیات بر شرکتها و تأثیر آن بر بودجه دولت در ایران» بررسیهای حسابداری و حسابرسی، سال هفتم، شماره ۲۶٫
- حسامی عزیزی، ب. (۱۳۸۱). جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده برای مالیات شرکتها و تأثیر آن بر درآمدهای مالیاتی دولت در استان گلستان، پایان نامه کارشناسی ارشد، مازندران، دانشگاه مازندران.
- رضایی، م. (۱۳۸۷). ویژگیهای منابع مالی دولت اسلامی و اثر آن بر سرمایه گذاری اقتصادی، فصلنامه مالیاتی، شماره اول.
- ـــــــــ. (۱۳۸۸). پیش بینی درآمدهای مالیاتی مستقیم(برای دوره ۵ساله برنامه پنجم توسعه)، فصلنامه تخصصی مالیات، شماره ششم.
- سازمان امور مالیاتی کشور. (۱۳۸۷). مبانی نظری و محاسباتی مالیات بر ارزش افزوده، انتشارات سازمان مالیاتی کشور، معاونت مالیات بر ارزش افزوده تهران، نسخه ۰۲/۱٫
- سعیدی، پ و نهتانی، ح. (۱۳۹۰). بررسی جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده (VAT) به جای مالیات بر درآمد شرکتهای تولیدی»، فصلنامه علمی- پژوهشی جستارهای اقتصادی سال هشتم، شماره ۱۵٫
- شرزهای، غ و ماجد، و. (۱۳۹۰). تأمین مالی پایدار شهر: چگونگی تأمین مالی به منظور توسعه پایدار شهری، فصلنامه مدیریت شهری، سال نهم، شماره ۲۷٫
- صفایی نیکو، ح. (۱۳۷۵). برآورد ظرفیت مالیاتی استان همدان، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس.
- صفری بکتاش، ع. (۱۳۸۰). برآورد ظرفیت مالیاتی استان آذربایجان شرقی با توجه به عملکرد کل کشور و مقایسه آن با کوشش مالیاتی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.
- ضایی بیگدلی، م. (۱۳۸۴). جایگاه مالیات بر ارزش افزوده در اصلاح نظام مالیاتی، ، فصلنامه مجلس و پژوهش، سال یازدهم، شماره ۴۵، ص ۷۵.
- ضیایی بیگدلی، م و طهماسبی بلداجی، ف. (۱۳۸۳). مالیات بر ارزش افزوده مالیاتی مدرن، چاپ اول، پژوهشکده اموراقتصادی، تهران.
- طباطبایی یزدی، ر. (۱۳۸۴). سیاست های مالیاتی در کشورهای در حال توسعه واستفاده از تجارب کشورهای توسعه یافته، فصلنامه مجلس و پژوهش، سال یازدهم، شماره ۴۵.
- طهماسبی، ب، افضلی، ا و بوستانی، ر. (۱۳۸۳). نگرشی بر مالیات بر ارزش افزوده و چگونگی اجرای آن در ایران، چاپ اول در مقاله فارابی، هیرو، مالیات بر ارزش افزوده و اثرات آن، تجربه کشورها و شیوه اجرا در ایران (۱۳۹۰) مجله اقتصادی- ماهنامه بررسی مسائل و سیاستهای اقتصادی، شماره های ۳ و ۴ ص۷۱٫
- عرب مازار، ع و زایر، آ. (۱۳۸۷). برآورد ظرفیت بالقوه اقتصادی مالیات در ایران، فصلنامه مالیات، سال شانزدهم، شماره ۲٫
- عرب مازار، ع. (۱۳۸۴). در اندیشه نظام مطلوب مالیاتی، ، فصلنامه مجلس و پژوهش، سال یازدهم، شماره ۴۵، ص ۲۷.
- علی پور شیر سوار، ح. (۱۳۸۲). محمدی معاف،سمانه- مهمدی پور ، سیما، مالیات بر ارزش افزوده و اثرات احتمالی آن در ایران، دانشگاه آزاد، واحد رشت.
- عیسی زاده روشن، ی. (۱۳۷۶). رشد درآمدها ی مالیاتی و ایجاد ارتباط منطقی بین بودجه دولت ودرآمدهای مالیاتی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان.
- فارابی، ه. (۱۳۹۰). مالیات بر ارزش افزوده و اثرات آن، تجربه کشورها و شیوه اجرا در ایران، مجله اقتصادی، ماهنامه بررسی مسائل و سیاستهای اقتصادی، شماره های ۳ و ۴ ص ۷۳٫
- فرازمند، ح و بهاروند احمدی، ا. (۱۳۸۷). بررسی عوامل موثر بر ظرفیت مالیاتی در استان لرستان، فصلنامه مالیات، سال شانزدهم، شماره ۳٫
- فلیحی، ن. (۱۳۸۵). برآورد تلاش مالیاتی بالقوه در ایران، پژوهشنامه مالیات و توسعه ،سازمان امور مالیاتی کشور، تهران.
- فلیحی، ن. (۱۳۸۷). بررسی عوامل موثر بر تلاش مالیاتی و پیشنهاد تدوین الگوی سیستم دینامیکی تلاش مالیاتی، فصلنامه مالیاتی، شماره اول.
- قانون مالیات بر ارزش افزوده مجلس شورای اسلامی مصوب ۱۷/۲/۱۳۸۷٫
- قطمیری، م و اسلاملوئیان، ک. (۱۳۸۵). برآورد ظرفیت مالیاتی و مقایسه آن با کشورهای منتخب طرح تحقیقاتی سازمان امور مالیاتی کشور.
- کین، م. (۱۳۸۴). مقالاتی پیرامون مباحث نظری و اجرایی مالیات بر ارزش افزوده، ترجمه غلامرضا حیدری کرد زنگنه، چاپ اول، سازمان امور مالیاتی کشور، تهران.
wpadminbar" style="box-sizing: inherit; font-size: 13px; line-height: 32px; direction: rtl; color: #cccccc; font-family: -apple-system, BlinkMacSystemFont,;">
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴۹/۴
۷۵/۲۰-
۴۱/۴۱
۴-۳ آمارهای استنباطی در این قمست ابتدا با استفاده از آزمون کلوموگروف اسمیرنوف به بررسی نرمال بودن دادهها پرداختهایم. بعد از آن با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون میزان همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته را در قالب مدلهای چند متغیره بیان کردهایم. پس از این مرحله با به کار گیری آزمون فیشر معنادار بودن رگرسیون مورد نظر برای هر متغیر را آزمون کردهایم و با کمک گرفتن از آزمون t میزان را مشخص نموده و با توجه به مقدار آنها، مدل رگرسیونی هر متغیر را مطرح کردهایم و به بررسی خطا پرداختهایم و در مرحلهی بعد با استفاده از آزمون والد میزان دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری فعالیتهای واقعی را در سطح بالایی از عدمتقارن اطلاعاتی و در سطح پایین مورد مقایسه قرار داده و ارزیابی کردهایم و در نهایت با مشخص کردن مقدارهای دوربین-واتسون مستقل بودن خطاها را بررسی کردهایم. ۴-۳-۱ فرضیهی اول در آغاز مشاهدات مربوط به تمامی شرکتها را به دو گروه شرکتهای عدمتقارن اطلاعاتی در سطح بالا و عدمتقارن اطلاعاتی در سطح پایین طبقهبندی شده است. که در تمامی مدلهای رگرسیونی فرضیات مشاهدات مربوط به عدمتقارن در سطح پایین که صورت dum1 و عدمتقارن در سطح بالا به صورت dum2 آورده شده است. ۴-۳-۱-۱ آزمون کولموگروف-اسمیرنوف(آزمون نرمال بودن دادهها) :Ho دادهها نرمال است. H1: دادهها نرمال نیست. جدول(۴- ۲): آزمون نرمال توصیف داده
| تعداد شرکتها |
سطح معنا داری |
شرح |
| ۶۷۲ |
۰۷۱/۰ |
تأیید میشود |
همانگونه که در جدول(۴-۲) مشاهده میشود چون سطح معناداری برابر ۰۷۱% و بیشتر از ۰۵% میباشد، پس در سطح ۹۵% فرض Ho تایید میشود، یعنی دادهها نرمال است. در پیوست جداول مربوط به این آزمون برای هر فرضیه آورده شده است. ۴-۳-۱-۲ تحلیل همبستگی نتایج ارائه شده در جدول (۴-۳) بیانگر آن است که در سطح اطمینان ۹۵% بین اقلام تعهدی اختیاری با عدمتقارن اطلاعاتی، عملکرد، اندازه شرکتها و عدمتقارن در دو سطح مانند یافتههای ماتسوموتو و دچو و دیچو(۲۰۰۲) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و همچنین بین اقلام تعهدی اختیاری و پیشبینی رشد شرکتها برعکس یافتههای فرانکل و دیگران(۲۰۰۰) رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در پیوست جداول مربوط به همبستگی بین تمام متغیرها در تمامی رگرسیون در فرضیهها آورده شده است. جدول(۴-۳): ماتریس همبستگی اقلام تعهدی و متغیرهای مستقل
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۹۸۹/۱
۹۸۸/۱
۴-۵ شدت هم خطی(VIF) با توجه به VIF که در پیوست آورده شد ه است در تمامی فرضیهها VIF متغییرها از ۲ بیشتر نمیباشد. بدین معنی که شدت همخطی بین متغییرها زیاد نیست و نقش مناسبی در مدل دارند. فصل پنجم نتیجهگیری ۵-۱ مقدمه در این تحقیق تاثیر عدمتقارن اطلاعاتی را بر روی مدیریت سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار دادهایم. دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری فعالیتهای واقعی که خود از سه طرق جریان غیرنرمال، تولید غیرنرمال و هزینههای اختیاری انجام میپذیرد، به عنوان محرکهای مدیریت سود در نظر گرفته شده است، که هر کدام به ترتیب به وسیله مدل کاسزنیک و مدل رویچودهری اندازهگیری شده است. شواهد بدست آمده نشان داد که در شرکتهایی که عدمتقارن اطلاعاتی وجود دارد. مدیران به طور جسورانهتری به مدیریت سود میپردازند. همچنین به این نتیجه رسیدیم که در سطح بالا از عدمتقارن اطلاعاتی انتظار میرود که مدیران بیشتر به دستکاری اقلام تعهدی اختیاری میپردازند. ۵-۲ ارزیابی آزمون فرضیهها این تحقیق همانند یافتههای محققانی چون بیان و آمبرس(۲۰۱۰)، ریچاردسون(۱۹۹۸) عدمتقارن اطلاعات عامل اصلی در هدایت مدیران به سمت مدیریت سود است. بدین منظور که عدمتقارن اطلاعاتی میان مدیریت و افراد برون سازمانی نظیر سرمایهگذاران یکی از مسائل بارز در حوزههای مختلف از جمله بازار سرمایه است. از طرف دیگر چون دستکاری اقلام تعهدی و فعالیتهای واقعی، ابزارهای مدیریت سود میباشند و با توجه به آزمون هریک از ابزارها به طور جداگانه میتوان یک رابطه مثبت و معناداری بین هر کدام از این محرکها و عدمتقارن اطلاعاتی پیدا کرد که نتایج هریک به اختصار در ادامه تشریح شده است: ۵-۲-۱ نتایج فرضیهی اول بر اساس یافتههای حاصل از آزمون این فرضیهها و با استفاده از مدل کاسزنیک(۱۹۹۹) و انحراف معیار سود پیشبینی شده، همانند نتایج تحقیقهای باچتیار(۲۰۱۰) و خدامیپور و قدیری(۱۳۸۹) ، بین مدیریت سود مبتنی بر دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و عدمتقارن اطلاعاتی در سطح اعتماد ۹۵ درصد یک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین صورت که با افشای کمتر اطلاعات و با افزایش عدمتقارن اطلاعاتی مدیران بیشتر تمایل به دستکاری اقلام تعهدی اختیاری دارند، این در حالی است که واسان و بون(۲۰۱۰) هیچ رابطه مثبت و معناداری بین اقلام تعهدی اختیاری و عدمتقارن اطلاعاتی پیدا نکردند. در نهایت با توجه به آزمون والد و سطح معناداری ۷۱۹/۰ یه این نتیجه رسیدیم که بین اقلام تعهدی اختیاری در دو سطح بالا و پایین از عدمتقارن اطلاعاتی تفاوت معناداری وجود ندارد. یعنی در دو سطح از عدمتقارن اطلاعاتی احتمال دستکاری اقلام تعهدی اختیاری به یک میزان است. ۵-۲-۲ نتایج فرضیهی دوم بر اساس یافتههای حاصل از آزمون این فرضیهها و با استفاده از مدل رویچودهری(۲۰۰۶) و انحراف معیار سود پیشبینی شده به این نتیجه رسیدیم که در سطح اطمینان ۹۵ درصد یک رابطه مثبت و معناداری بین تولید غیرعادی و عدمتقارن اطلاعاتی وجو دارد. در شرایطی که عدمتقارن اطلاعاتی در یک شرکت وجود داشته باشد، مدیریت به منظور بالا نشان دادن سود، تمایل به دستکاری فروش واحد تجاری دارند. آنها میتوانند از طریق ارائه تخفیف قیمت و یا در نظر گرفتن دوره اعتباری طولانیتر برای فروش محصولات خود، شاهد افزایش موقت فروش و به دنبال ان افزایش سود شرکت باشند. در واقع مدیران با این روش سود سال مالی بعد را به دوره جاری منتقل میکنند. لازم به ذکر است که مشتریان ممکن است انتظار این تخفیفات قیمت را در دورههای آتی نیز داشته باشند. بنابراین وقتی که در دورههای بعد تخفیف قیمت حذف میشود و قیمت به میزان قبلی باز میگردد، ممکن است موجب کاهش فروش شرکت در آن دورهها گردد و در نتیجه سودآوری آتی شرکت با خطر مواجه شود. در نهایت با توجه آزمون والد و سطح معناداری ۰۰۲/۰ به این نتیجه رسیدیم بین ضرائب عدمتقارن اطلاعاتی در دو سطح بالا و پایین تفاوت معناداری وجود دارد، بدین صورت که در سطح پایین از عدمتقارن اطلاعاتی احتمال دستکاری فروش بیشتر خواهد بود. ۵-۲-۳ نتایج فرضیهی سوم نتایج حاصل از آزمون این فرضیهها حاکی از این است که بین تولید غیرعادی و عدمتقارن اطلاعاتی در سطح اطمینان ۹۵/۰ یک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین صورت که در شرکتهایی که عدمتقارن اطلاعاتی وجود داشته باشد مدیران به منظور بالا نشان دادن سود شرکت خود میتوانند اقدام به تولید بیش از حد محصولات کنند. چنانچه سطح تولید افزایش یابد، هزینههای سربار تولید به تعداد محصول بیشتری سرشکن شده و در نتیجه هزینه ثابت هر واحد کالا کاهش مییابد. اگر کاهش هزینه ثابت هر واحد تولید شده با افزایش هزینه نهایی در تولید آن تهاتر نشود، هزینه کل واحد محصول کم میشود، در نتیجه، بهای تمام شده کالای فروش رفته پایینتر نشان داده میشود. البته مدیران در این حالت زمانی تمایل به تولید بیش از حد دارند که کاهش در هزینههای تولید بیشتر از هزینههای نگهداری موجودی کالا در آن دوره باشد. در آخر آزمون فرضیه با توجه به آزمون والد و سطح معناداری ۰۲۴/۰ به این نتیجه رسیدیم که بین ضرائب عدمتقارن اطلاعاتی بین دو سطح اختلاف معناداری وجود دارد، بدین صورت که در سطح پایین از عدمتقارن اطلاعاتی احتمال دستکاری تولید بیشتر است. ۵-۲-۴ نتایج فرضیهی چهارم نتایج آزمون این فرضیهها نشان دهندهی این است که بین هزینههای اختیاری و عدمتقارن اطلاعات در سطح اطمینان ۹۵% یک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، بدین صورت که با افزایش سطح افشای اطلاعات و کاهش عدمتقارن اطلاعات، مدیران با کاهش مخارج اختیاری، هزینههای گزارش شده را کاهش و سود را افزایش میدهند. اگر مدیران مخارج اختیاری را به منظور کسب اهداف سودآوری کاهش دهند، مجبورند که این مخارج را به صورت غیرعادی در سطح پایین نشان دهند. نتایج حاصل از آزمون والد در سطح معناداری ۹۸۱/۰ به ما نشان میدهد که بین میزان دستکاری هزینههای اختیاری در دو سطح از عدمتقارن اطلاعات تفاوت معناداری وجود ندارد. ۵-۳- نتیجهگیری در این تحقیق از چند جنبه شواهد جدید در رابطه با مدیریت سود در شرکتهای با وجود عدمتقارن اطلاعاتی ارائه گشت:۱) مدیریت سود توسط شیوههای دستکاری اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری فعالیتهای واقعی بررسی گردید و نشان داده شد که شرکتها از هر دو شیوه استفاده میکنند. اما زمانی که عدمتقارن اطلاعاتی زیاد است، بیشتر از دستکاری اقلام تعهدی اختیاری میپردازند.۲) و همچنین با توجه به نتایج بدست آمده، اهمیت توجه سرمایهگذاران و تحلیلگران مالی به عدمتقارن اطلاعاتی در شرکت دو چندان میگردد. زیرا احتمال آن وجود دارد که مدیران اطلاعات بیشتری درباره ارزش حقیقی شرکت نسبت به آنچه که سرمایهگذاران میدانند، داشته باشند و از مدیریت سود برای داشتن الگوی یکنواختی از سود استفاده میکنند. اگر چنین مساله وجود داشته باشد، احتمال رسیدن زیان به سهامداران بیرون از شرکت وجود خواهد داشت. ۵-۴ محدودیتهای تحقیق محقق باید یافتههای تحقیق را هر چه صادقانهتر و شفافتر گزارش کند. اگر محققان، محدودیتهای پژوهش را بیان کنند، بسیاری از برداشتهای نادرستی که به دلیل عدم ارائهی محدودیتهای تحقیق است، انجام نمیشود. ۱)هزینههای اختیاری متشکل از هزینههای اداری، عمومی و فروش و نیز هزینههای تحقیق و توسعه میباشد با توجه به اینکه اطلاعات مربوط به هزینه تحقیق و توسعه از صورتهای مالی شرکت های جامعه آماری قابل استخراج نبود( مجزا از سایر هزینه های جاری نبود)، به ناچار از این معیار صرفنظر شد. ۲)با توجه به اینکه ما در این تحقیق از مدل کاسزنیک برای بدست آوردن اقلام تعهدی اختیاری استفاده کردهایم و با توجه به اینکه در این مدل برای هر صنعت و با حداقل ۳۰ مشاهده به صورت جداگانه کار میشود در این تحقیق با توجه به شرکتهای استفاده شده(لیست آن جداگانه در پیوست آورده شده است) امکان تفکیک صنعت به صنعت با حداقل ۳۰ مشاهده وجود نداشت در نهایت ما این مدل را برای تمامی شرکتها به صورت یک جا استفاده کردهایم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
منابع لاتین:
- Akerlof, G. (1970). “The Market for lemons: Quality and Market Mechanisms”. Quarterty Journal of Economic، ۸۴(۳): PP 488-500.
- Ambrose, B. and X. Bian. (2009). “ Stock Market Information amd REIT Earning Management “. The Pennsylvania State University.
- Bachtiar, Y . S. (2008). “Accrual and Information Asymmettry”. Paper Present at the Ninth International Business Research Conference, Held at Dubai, United Arab Emirates, from WBI.
- Barton, J. J., and P. J. Simko. (2002).” The balance sheet as an earnings management constraint”. The Accounting Review (Supplement): PP 1-27.
- Bhattacharya , Neil ,H .Desai and K .Venkataraman, (2010) . “Earnings Quality and Information Asymmetry” Available at URL: http://www.ssrn.com.
- Ambrose, B. and X. Bian .(2010). “Stock Market Information and REIT Earnings Management”. The Pennsylvania State University.
- Cohen, D. and P. Zarowin. (2008). “Accrual-based and real earnings management activities around seasoned equity offerings”.Working paper, New York University , PP 1-20.
- Dechow, P. M., And I. D. Dichev. (2002). “The quality of accruals and earnings: The role of accrual estimation errors”. The Acccounting Review (Supplement): PP 35-59.
- Degeorge, F. J, Patel and R, Zechhauser. (1999). “Earning management to exceed thresholds”. Journal of Business, PP 1-32.
- Dye, R.H. (1988). “Earning Management in an Overlapping Generation Model”, Journal of Accounting Research, PP 195-235.
- Elton, E.J., M.G. Gruber, and M.N. Gultekin, 1984, “Professional Expectations: Accuracy and Diagnosis of Errors,” Journal of Financial and Quantitative Analysis 19, 351-363.
- Fern,R.H. B.Brown. and S.W. Dickey. (1994). “An Emperical Test of Politically-motivated Incom Smooting in the Oil Refining Industry”, Journal Applied Research, PP 92..
- Francis, J., R. LaFond, P. M. Olsson, and K. Schipper. (2004). “Costs of equity and earnings attributes”. Accounting Review 79, 967–۱۰۱۰٫
- Frankel, R. M., M. F. Johnson, and K. K. Nelson. (2002). “The relation between auditor’s fees for nonaudit services and earnings management”. The Accounting Review (Supplement): PP 71-106.
- Garcia Lara, J,M. Garcia Osma, B. and Penalva, F. (2008). “Accounting conservatism and corporate governance. Rev of Account, Stud, Forthecoming.
- Graham. Dodd, B & B Cottle, S.,( 1989). “Security analysis: principles and techniques”. New york, McGraw- Hill, PP 465.
- Gunny, K. (2005). “What are the consequences of real earnings management” http://ssrn.com/abstract=816025.
- Jayaraman. S. (2008).“Earnings volatility, cash flow volatility and informed trading”. Journal of Accounting Research 46: PP 809-851.
- Jones, J. (1991). “Earning management during import relief investigation”. Journal of Accounting Research, PP 193-228.
- Kasznik, R., (1999). “ On the association between voluntary disclosure and earningsmanagement, J”. of Account. Res., Vol. 37:. 1, pp 57-81.
- Kim, J. and B. C. Sohn. (2008). “Real versus Accrual-based Earnings Management and Implied Costs of Equity Capital”.
- Cormier, D. Aerts, W. Ledoux, M-J and M, Magnan. (2009). “Attributes of Social and Human Capital Dislosur and Information Asymmetry between Manageres and Investors”. Canadian Journal of Administrative Sciences, 26(1): 71-88.
- Li, K., and X. Zhao.(2008). “Asymmetric Information and Dividend Policy”. Financial Management, 37(4): PP 673-694.
- Matsumoto, D. A. (2002). “Management’s incentives to avoid negative earnings surprises”. The Accounting Review 77 (July): PP 483–۵۱۴٫
- Mohd ,E.(2005). “Accounting for Software Development Costs and Information Asymmetry” .The Accounting Review 80 (4): PP 1211-1231.
- Richardson,V.J. (1998). “Information asymmetry and earnings management: some evidence.”Review of Quantitative Finance and Accounting. 15: PP 325 –۳۴۷٫
- Roychowdhury, S. (2006).”Management of earnings through the manipulation of real activities that affect cash flow from operations”. Journal of Accounting and Economics, 42(3): PP 335-370.
- Schipper, K. (1989). ” Commentary on earnings management”. Accounting Horizons, 3(4): PP 91-102.
- Wasan, S and Boon, P. (2010). Do Accoruals Exacerbate Information Asymmetry in the Market?. Advances in Accounting, 26(1): PP 66-78.
- Yu, W. (2008). “Accounting-Based Earnings Management and Real Activities Mnipulation”. Georgia Institute of Technology..
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نفت خام ایران با تنوع میکروبی بالا با احتمال زیاد حاوی تنوعی از باکتری های بی هوازی از جمله باکتری های بی هوازی احیاء کننده ی نیترات می باشد. این باکتری ها با حذف نیترات می توانند این باکتری ها با حذف نیترات می توانند پلی سیکلیک آروماتیک های با وزن مولکولی بالا را شکسته و یا حتی با شکستن آلکان های بلند زنجیره ، ترکیبات قابل دسترس تری برای میکروب های نفتی فراهم آورند. لذا در فرآیندهای حذف آلاینده های نفتی و یا سبکسازی نفت می توانند مثمرثمر باشند. کنترل دمایی محیط به عنوان یکی از فاکتورهای مهم در رشد و فعالیت باکتری های نفت زی می تواند در میزان حذف آلاینده ها تاثیر بگذارد. محققین رشته های مختلف علوم خاک ، محیط زیست و رفع آلودگی های محیطی ، پزوهشگاهها و پالایشگاههای نفت از این اطلاعات در چنین فرآیندهای مشابهی استفاده می کنند.
۱-آیا در نفت ایران باکتری احیاء کننده ی نیترات وجود دارد؟ ۲-آیا نفت های خام مورد بررسی در این تحقیق دارای باکتری احیاء کننده ی نیترات میباشد؟ ۳-چالش ها و مشکلات کشت بی هوازی میکروبی چیست؟ ۴-آیا باکتری های احتمالی احیاء کننده ی نیترات جدا شده از نفت های مورد بررسی قابلیت ایجاد تغییر در ساختار نفت را دارند؟ ۵-مراحل شناسایی باکتری های جدا شده چگونه است؟ فصل دوم پیشینه پژوهش ۲-۱ مقدمه امروزه نفت یکی از مسائل اساسی دنیاست. مسائلی از قبیل عرضه و تقاضای نفت ، بهای نفت ، مواد جایگزین نفت ، باکتری های تولید کننده ، نحوه ی بهره برداری و غیره. نمونه های فراهم شده از یک بستر نفتی فعالیت قابل توجهی از باکتری مزوفیلیک احیا کننده ی نیترات و سولفات را نشان داده است. بانک میکروبی بیوتکنولوژی نفت برای اولین بار در دنیا با ۱۵۰ سویه ی میکروبی توسط محققان کشورمان در پژوهشگاه صنعت نفت ایجاد شد. ایزوله کردن و توصیف صفات اختصاصی نمونه های جدید باکتری های احیاء کننده نیترات از نفت از مسائل مهم این تحقیق بشمار میرود. نفت به عنوان یک کالای تجاری با استراتژی های ملی و قدرت جهانی عجین شده است. نفت در طبقه بندی منابع خام در ردیف منابع معدنی استراتژیک است. نفت ایران سهم عظیمی در تجارت جهانی دارد بطوریکه در سال های اخیر سهم کشورمان در تجارت جهانی حدود ۳۴ % بوده است ( ۲۰ ) . شهرستان های مسجد سلیمان و گچساران قسمت اعظم نفت و گاز ایران را تولید می کنند و دو مخزن بزرگ بی بی حکیمه و گچساران که در منطقه ی گچساران واقع است هر کدام چیزی حدود ۳۲ میلیارد بشکه نفت با کیفیت دارند و تقریبا از دهه ی هفتاد این میادین وارد چرخه ی تولید نفت ایران شدند. با این حال استخراج نفت دارای مشکلاتی است و نیاز به تشخیص صلاحیت قابل اعمال دارد به این معنا که آیا محدوده ی اکتشافی استخراجی در حیطه ی صلاحیت ملی است یا صلاحیت مرجع بین المللی (سازمان ملل متحد) . در برداشت اولیه استخراج نفت بیشتر با استفاده از انرژی داخلی مخزن که توسط گازهای تحت فشار یا رانش طبیعی توسط آب ایجاد میشود صورت میگیرد. در برداشت ثانویه بیشتر از تزریق آب یا آبروبی استفاده میشود و EOR به عنوان سومین مرحله برداشت مطرح می شود. EOR مبحثی راجع به روشهای مورد استفاده برای بازیافت بیشتر نفت از مخازن نفتی است ( ۱۴ و ۱۸ ) . ازدیاد بازیافت نفت ( Improved oil) و بازیافت پیشرفته ی نفت AOR (Recovery advanced oil) معانی مشابهی با EOR دارند بجز آنکه آنها روشهای مقدماتی و ثانویه برداشت را هم در بر میگیرند. چهار گروه از روشهای بازیافت حرارتی (Thermal Recovery) امتزاج گاز (Miscible gas) رانش شیمیایی (Chemical recovery) و رانش میکروبی (Flooding Microbial) وجود دارند. روشهای میکروبی عبارتند از : رانش میکروبی و بازیافت میکروبی دوره ای (Cyclic Microbial Recovery) . گاهی از امواج الکترو مغناطیس هم استفاده میشود (EMH) که در آن با ایجاد یک میدان مغناطیسی متغیر با فرکانس بالا انرژی مولکولها افزایش یافته و در نهایت از گرمای تولید شده برای ازدیاد برداشت نفت استفاده می شود. ( از چند مگا هرتز تا ۳۰۰ مگا هرتز ) از این روش برای برداشت نفت های نیمه سنگین و سنگین استفاده میشود. شدت جریان به جنس مخزن بستگی دارد. تولید نفت سنگین کانادا در آینده ی نزدیک از مرز ۲/۱ میلیون بشکه در روز هم می گذرد ولی در ایران با وجود ذخایر قابل ملاحظه ی نفت سنگین به دلیل عدم انتقال تکنولوژی مربوطه تولید از میادین نفت سنگین صورت نمی گیرد. یکی از روش های غیر حرارتی جهت ازدیاد برداشت از مخازن نفت سنگین روش تزریق گاز دی اکسیدکربن است. شناسایی و ارزیابی انواع آلاینده ها در محیط راهکار مناسبی برای حل مشکلات زیست محیطی صنعت نفت میباشد. از جمله اولویت های این بخش شامل: -پایش و شبیه سازی پراکنش آلاینده ها در محیط زیست -کنترل و پاکسازی آلاینده ها در مناطق صنعتی -ارزیابی و جایگزینی مواد مصرفی و تولیدی در صنعت نفت در راستای کاهش پیامدهای زیست محیطی -حذف نیترات از نفت خام و اثر آن روی صنایع مربوطه -تحقیق در زمینه ی ردیابی آلودگی های نفتی و منشا یابی آن ها امروزه با مصرف بسیار زیاد نفت سبک بسیاری از کشورها رو به تکنولوژی هایی جهت قابل مصرف کردن نفتهای سنگین نموده اند. یکی از متداول ترین روشهایی که امروزه مورد تحقیق و بررسی در جوامع علمی است استفاده از روش های میکروبی است. در این میان شکستن ترکیبات سنگین بسیار مورد توجه هستند، یعنی باکتریهایی که از نفت به عنوان منابع کربن ، ازت و گوگرد استفاده می کنند با بیرون کشیدن این ترکیبات از ساختارهای پیچیده ی نفتی مثل آسفالتین یا رزین باعث فروپاشیده شدن این ساختارها و سبک تر شدن نفت می گردند لذا تحقیق در زمینه ی یافتن باکتری های بومی که قادر به انجام این مهم می باشند در عرصه ی بیوتکنولوزی نفت امروزه نقش به سزایی ایفا می کند ( ۱۶ ) . ۲-۲ نظریه منشاء آلی نفت نظریه ی منشاء آلی نفت در سال ۱۸۸۸ توسط انگلر (Engler) و(Hofer) هوفر بیان شد. امروزه می توان گفت که نظریه ی منشا آلی برای نفت خام نسبت به هر نظریه دیگری قابل قبول تر است. نفت خام معمولا در لایهای رسوبی یافت می شود و همواره مقدار زیادی مواد آلی در این لایه ها وجود دارند. بقایای این مواد اعم از گیاهی و یا حیوانی محتوی مقدار زیادی کربن و هیدروژن هستند که سازنده ی اصلی نفت خام میباشند. بنظر می رسد موجودات بسیار کوچک و بی شماری که در دریاها ، دریاچه ها و مرداب ها زندگی می کنند و پلانکتون نامیده می شوند منشاء مواد آلی مولد نفت باشند. توزیع پلانکتون ها در سطح دریاها یکنواخت نیست. این موجودات در قسمت بالای آب دریاها ( عمق ۵۰ تا ۱۰ متری) که اشعه ی خورشید نفوذ می کند و نیز در مجاورت سواحل متمرکز اند. تولید مثل این موجودات بسیار زیاد است و پس از نابودی در کف دریاها رسوب کرده قسمت اعظم مواد آلی را تشکیل می دهند که بعدا با رسوب های مختلف مخلوط می شوند. همچنین آب رودخانه هایی که به دریا می ریزند حاوی مقداری مواد هیومیک است که ترکیباتشان نزدیک به هیدروکربن ها میباشد. از دیدگاه دیگر بر اساس زمان و هنگام بروز نشت نفت را به انواع زیر طبقه بندی می کنند : ۱-نفت سبک و فرار : دارای ویژگی های سیالیت زیاد و بی رنگ، سرعت پخش روی آب سریع، بوی تند و قوی و سرعت تبخیر زیاد می باشد. ۲- نفت نچسب : این نفت دارای پایه ی پارافینی متوسط تا سنگین با داشتن حالت واکسی و نچسبی می باشد و در حرارت های پایین بصورت جامد در می آید. ۳- نفت سنگین و چسبناک : غلیظ و رسوبی ، چسبناک ، معمولا بی رنگ ولی قهوه ای یا سیاه نیز می باشد و در بستر دریا ته نشین می شود و در معرض هوا بصورت قیر یا آسفالت در می آید.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
با توجه به مقادیر به دست آمده در نتایج مشاهده شد که میزان نیترات موجود در در نمونه نسبت به حالت شاهد یا کنترل کم شده و در نتایج به صفر رسیده است. در واقع همه میزان نیترات نفت توسط باکتری مصرف شده است. قاعدتا میزان ازت در نمونه از سایر عناصر کمتر است. چون ازت در نفت در داخل ساختارهای پیچیده وجود دارد. پس از ازت میزان گوگرد در نمونه کاهش یافته است زیرا در محیط MSM استفاده شده در این تست کمی منبع گوگرد وجود داشت و چون باکتری هیچ منبع غذایی به جز نفت در اختیار نداشته در نتیجه ممکن است برای تغذیه به سراغ منبع گوگرد رفته و آن را مصرف کند و مقدار گوگرد کاهش پیدا کند ولی هیچ منبع کربن و هیدروژنی در نمونه نداشتیم که باکتری NRB بی هوازی ما حتما نیاز اولیه خود را از نفت تامین کند. انتظار داریم بعد از کربن ، میزان هیدروژن بیشترین مقدار باشد زیرا ترکیب عمده محیط را کربن و هیدروژن تشکیل داده بودند. ولی اگر نمونه نفتی مورد استفاده ترش باشد میزان گوگرد در آنالیز عنصری بیشترین مقدار خواهد بود زیرا افزایش گوگرد باعث ترش شدن نفت می شود. در نهایت با توجه به درصدهای به دست آمده میانگین این عناصر به صورت C + N + H + S = 100% خواهد بود. حال این درصد بین ۱۰۰-۹۰ ٪ ممکن است متغیر باشد به دلیل اینکه در این آنالیز دقت اندازه گیری در حد میلی گرم است و ممکن است در اثر خطای اندازه گیری در برخی موارد میزان نمونه نزدیک به صفر باشد ولی دستگاه آن را صفر گزارش کند و یا ممکن است نمونه نفتی آنالیز شده دچار آلودگی شده باشد (مثل آلوده شدن با خاک ) و خطا ایجاد کند. باید توجه داشت نفت مورد آزمایش ممکن است دارای ناخالصی هم باشد که شامل عناصری به غیر از کربن ، هیدروژن ، نیتروژن و گوگرد می باشد زیرا غلظت نمونه های نفتی با هم متفاوت است. برخی از انها سبک و برخی دیگر غلیظ و سنگین هستند و دارای ناخالصی و ترکیبات پیچیده می باشند. این مقادیر در سه بار تکرار آزمایش به دست آمده و گزارش شده اند که می توان با توجه به وجود آلودگی یا ناخالصی در نمونه از آنها میانگین گرفت. فصل پنجم بحث و نتیجه گیری ۵-۱ مقدمه شاید امروز بتوان گفت که ارزش مشتقات پتروشیمی بسیار حائز اهمیت می باشند زیرا منابع سوختی دیگری وجود دارند که از آنها به عنوان منبع انرژی می توان استفاده نمود. حال آنکه نفت میزانی محدود داشته و چنانچه به اتمام برسد تهیه ی مشتقات مهم آن نیز منتفی خواهد شد. لذا تولید صحیح و برنامه ریزی های دقیق در صنعت نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند و با مرور زمان بصورت رکن اساسی این صنعت تلقی می گردند. ۵-۲ بیوتکنولوژی و اهمیت بیوتکنولوژی نفت کلمه ی بیوتکنولوژی که از دو بخش ” بیو ” به معنای زندگی موجودات زنده و ” تکنولوژی ” به معنای هنر بشر در استفاده از علم تشکیل شده است بطور کلی بر استفاده از موجودات زنده یا بخشی از آنها برای تولید فراورده ی ویژه ای دلالت دارد. بیوتکنولوژی ( فناوری زیستی ) علم جدیدی نیست. هزاران سال است که انسان برای حل مشکلات و بهبود شیوه ی زندگی خود با دستکاری ژن ها اصلاحاتی را در موجودات زنده بوجود آورده است. سرآغاز این علم به تقریبا ۱۰۰۰۰ سال پیش بازمی گردد زمانی که مردم دانه های گیاهانی را که دارای ویژگی ها و صفات بهتری بودند برای کاشتن در سال بعد گرداوری می کردند. شواهد و مدارک موجود نشان میدهد که بابلی ها ، مصری ها و رومی ها کار انتخاب گونه های بهتر را برای اصلاح نژاد دام ها هم انجام می دادند. در حدود ۶ هزار سال پیش از میلاد مسیح مردم با استفاده از فرآیند طبیعی تخمیر آبجو ، شراب و نان تهیه می کردند. ۴ هزار سال پیش از میلاد مسیح چینی ها از باکتری های تولید کننده ی اسید لاکتیک برای ساختن ماست ، از کپک برای ساختن پنیر و از باکتری های تولید کننده ی اسید استیک برای ساختن شراب استفاده می کردند. ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد گرداوری گیاهان برتر تقریبا رواج یافت و این کار منجر به پایه گذاری نخستین بانک ژن گیاهی شد. گیاهانی که دارای صفات دلخواه مثل مقاومت به بیماری ها بودند برای استفاده های بعدی نگهداری می شدند. ” نیکولای واویلور ” دانشمند ژنتیک گیاهی پژوهش ها و برنامه های پرورشی گسترده ای را روی گیاهان آغاز کرد. در اواخر سده ی ۱۹ تحولات عظیمی در زیست شناسی “بیولوژی” صورت گرفت. در این سده میکروارگانیسم ها و عمل پاستوریزه کردن ( پاستوریزاسیون ) شناخته شدند. گرگور مندل با استفاده از دانه ها و آزمایشهای گیاهی مطالعه در مورد ژنتیک را آغاز کرد. کلمه ی بیوتکنولوژی اولین بار به وسیله ی کارل ارکی ( مهندس بلغاری ) در سال ۱۹۱۹ به کار رفت. در آن زمان منظور از این کلمه همه ی کارهایی بود که با استفاده از موجودات زنده فراورده هایی از مواد خام اولیه بدست می آمد. بیوتکنولوژی علمی بود که در آغاز سده ی بیستم کشاورزی و صنعت را در کنار هم آورد ( ۲۳ ) . بین سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۵۲ تلاش پژوهشگران روی ارتباط ژن و پروتیین تمرکز یافت. آنها ارتباط مستقیمی بین جهش های یک ژن و توالی های اسید آمینه در پروتئین پیدا کردند. کشف پنی سیلین در طی جنگ جهانی دوم منجر به توجه روی پروتئین های دارویی گردید. سال های جنگ سرد با کار روی میکروارگانیسم ها برای آماده سازی انها به عنوان سلاح های زیست شناختی ( بیولوژیکی ) و تولید آنتی بیوتیک های بیشتر سپری شد. با کشف ساختارDNA توسط جیمز واتسون و فرانسیس کریک در سال ۱۹۵۳ نخستین گام بسوی بیولوژی و مولکولی مدرن برداشته شد . پس از آن دانشمندان بسیاری به انجام آزمایشهایی پرداختند تا مشخص کنند که اطلاعات بدست آمده درباره ی ساختار سلول در ژن ها چگونه به رمز درآمده (کدشده) و بیان می شوند. اطلاعات بدست آمده درباره ی ساختار سلول زیست شیمی (بیوشیمی) و وراثت درهای تازه ای را به روی بیولوژی مولکولی مدرن و بیوتکنولوژی باز کردند. در سال ۱۹۸۵ برنامه ای برای تعیین نقشه ی ژتتیکی انسان طراحی شد. این برنامه به نام پروژه ی ژنوم انسانی نامیده میشود که هدفش کشف همه ی ۸۰ هزار تا ۱۰۰ هزار ژنهای انسان تا سال ۲۰۰۳ است. تعریف رسمی بیوتکنولوژی که تمام بخشهای دولت کانادا از آن استفاده میکنند عبارت است از ” کاربرد علم و مهندسی در استفاده مستقیم یا غیرمستقیم از موجودات زنده ، بخشی از بدن موجود زنده یا فراورده های آنها در شکل طبیعی یا تغییر یافته ی آنها ” . هزاران سال است که نان ، پنیر ، سرکه، شراب و آبجو با کمک تخمیر بوسیله ی میکروب ها (مخمر ها، باکتری ها، کپک ها و قارچ ها ) ساخته میشوند ( ۲۶ ) . تخمیر ، تولید پادزیست ( آنتی بیوتیک ) و پخت نان در قلمرو بیوتکنولوژی سنتی به شمار می آیند در حالیکه روشهای مربوط به کشت سلول ، هموشی (فیوژن) سلول ها، هیبریدوما و مهندسی ژنتیک در قلمرو بیوتکنولوژی نوین بشمار می آیند. هرچند بیشتر مردم بیوتکنولوژی را همان مهندسی ژنتیک می دانند ولی مهندسی ژنتیک تکنیک مورد استفاده در بیوتکنولوژی مدرن و شاخه ی جدیدی از بیوتکنولوژی است که دانشمندان را قادر می سازد تا ژنهای موجودات زنده را با دستکاری تغییر دهند و یا ژنهای ویژه ای را بین موجودات زنده منتقل کنند و از این طریق بتوانند موجب تکثیر صفات دلخواه شوند. بیوتکنولوژی توانایی تغییر ویژگی های ژنتیکی موجودات زنده را به طریقی بی سابقه فراهم می سازد. این تکنیک با پتانسیل زیادی که برای حل مشکلات بشری مانند بیماری ها ، فقر ، گرسنگی ، آلودگی و غیره دارد به عنوان برجسته ترین نشانه ی پیشرفت بیولوژی از زمان مشاهدات مندل در زمینه ی ژنتیک گیاهی با کشف آنتی بیوتیک ها به شمار میرود. بیوتکنولوژی از راههای مختلفی به نوع بشر سود می رساند. بیوتکنولوژی یعنی تولید فکر و ایده ی جدید در زمینه های مختلف غذایی، دارویی و حتی مواد صنعتی. امروزه افزون بر صدها مرکز آموزشی و پژوهشی، شرکتهای تجاری متعددی نیز برای کسب منافع بلقوه بیوتکنولوژی به پژوهش در این زمینه روی آورده اند. تاکنون کارهایی در مورد استفاده از مواد زاید و پسماندها بوسیله ی بیوتکنولوژی صورت گرفته است. کارخانه های پالایش پساب ها که تقریبا در همه ی شهرهای جهان وجود دارد برای مصرف یک سری از مواد زاید جامد از میکروب ها استفاده می کنند. بیوتکنولوژی همچنین برای حل مشکلات آلودگی های صنعتی به کار گرفته شده است. در این زمینه باکتری های تغییر نیافته برای تجزیه ی نفت و از بین بردن آلودگی های نفتی مورد استفاده واقع شده اند و در حال حاضر باکتری هایی با تغییر ژنتیکی یافته شده اند که می توانند از مواد نفتی تغذیه کنند. دانشمندان در حال پژوهش روی میکروارگانیسم هایی هستند که می توانند فرم های دیگر آلودگی مانند آفات، حشرات و مواد شیمیایی زاید را از بین ببرند. پژوهش های دیگر در حال بررسی چگونگی استفاده از میکروب ها برای تولید گاز متان از مواد زاید و هیدروژن از آب هستند ( ۲۳ ) . بیوتکنولوژی به طور مستقیم و غیرمستقیم میتواند بر محیط زیست و حفظ منابع طبیعی اثرات مثبت داشته باشد مثلا با بکارگیری بیوتکنولوژی کشاورزی مقدار قابل توجهی از حجم سموم شیمیایی که وارد محیط می شوند کاهش خواهد یافت. کشاورزی سنتی مستلزم استفاده از میلیون ها پوند ( وزنی ) مواد آفت کش، حشره کش و مواد غنی کننده ی خاک است. این مواد شیمیایی که اکثرا برای سلامت مردم، حیوانات و برخی حشرات سودمند زیان دارند در خاک باقی می مانند یا وارد آبهای زیرزمینی می شوند. علم بیوتکنولوژی با تقویت و اصلاح سیستم مقاومت طبیعی گیاه و تولید حشره کش های بیولوژیک میتواند به حل این مشکل یاری دهد و از این طریق به سلامت افراد جامعه و محیط زیست کمک کند. ” پاکسازی بیولوژیکی ” که از قابلیت های متابولیسمی میکروارگانیسم ها برای پاکسازی محیط زیست و از بین بردن آلاینده ها ( بنزین، سموم کشاورزی، پساب کارخانه ها، نفت خام و غیره ) و دیگر مشکلات محیطی استفاده میکند شاخه ی مهمی از بیوتکنولوژی است که در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اساس این تکنیک در نتیجه عمل طبیعی ” فرسایش بیولوژیکی ” است که در آن مواد شیمیایی به وسیله ی عوامل بیولوژیکی از بین می روند. بیوتکنولوژی محیطی در واقع بطور طبیعی در محیط وجود دارد یکی از مثال های اولیه پدیده ی کودسازی (کومپوستینگ ) است که در آن باکتری ها و قارچ ها و دیگر ارگانیسم ها مواد آلی را تجزیه کرده و به خاک باز میگردانند. میکروارگانیسم هایی که در طبیعت وجود دارند اساس کار بیوتکنولوژی بوده و بسته به موارد استفاده از آن انتخاب یا سازگار می گردند. معمولا میکروارگانیسم های مربوطه را از محل های مربوطه جداسازی کرده و مستقیما یا بعد از سازگار نمودن بکار می برند. در صنعت نفت نیز از بیوتکنولوژی به ترتیب قدمت در تمیز کردن آلودگی های نفتی ، ازدیاد برداشت از مخازن زیرزمینی هیدروکربنی ، جلوگیری از خوردگی و رسوب زدایی مواد معدنی و آلی بهره برداری شده است و دیگر کاربرد مهم آن در ممانعت از پیشرفت و گسترش معضل مخروطی شدن آب و گاز در اطراف چاه تولیدی می باشد که با انسداد لایه ای از خلل و فرج در سطوح زیرین و فوقانی لایه ی تولیدی مخزن بوقوع می پیوندد ( ۱ و ۲۳ ) . ۵-۳ بحث در سال ۱۹۷۵ در کارولینای جنوبی از یک مخزن نفت خام متعلق به ارتش در حدود ۸۰ هزار گالون نفت خام به آب دریا نشت کرد. کمک رسانی سریع باعث شد که تا حدودی از انتشار آلودگی جلوگیری شود اما نتوانست از نفوذ نفت خام به خاک شنی نفوذپذیر دریا و رسیدن به بستر زیر آب جلوگیری کند. به زودی آب بالای بستر شروع به جذب مواد شیمیایی سمی نظیر بنزن از خاک اشباع شده از نفت خام کرد و این مواد سمی به طرف مناطق مسکونی کشیده شد. تا سال ۱۹۸۵ آلودگی به مناطق مسکونی رسید و ساکنان منطقه با مشکل جدی محیطی روبه رو شدند. خارج کردن خاک آلوده عملا نا ممکن بود و خارج کردن آب آلوده سطحی نیز منبع آلودگی را برطرف نمیکرد. یک راه حل ممکن استفاده از فن آوری جدید “پاکسازی زیستی” بود. مطالعات انجام شده بوسیله ی سازمان زمین شناسی آمریکا ( USGS ) نشان داده است میکروارگانیسم هایی که بطور طبیعی در خاک وجود دارند می توانند مواد سمی مشتق شده از نفت خام را مصرف کرده و آنها را به کربن دی اکسید بی زیان تبدیل کنند. مطالعات انجام شده نشان داده است که قدرت این تبدیل بیولوژیکی با افزودن برخی از مواد افزایش می یابد. از لحاظ نظری با تحریک اجتماع میکروبی طبیعی از طریق افزودن برخی از مواد اولیه میتوان میزان تجزیه بیولوژیکی مواد را افزایش داد و سدی برای جلوگیری از سرایت آلودگی به مناطق شهری به وجود آورد. در سال ۱۹۹۲ این نظریه بوسیله ی دانشمندان USGS به مرحله ی عمل درآمد. مواد غذایی اولیه وارد خاک آلوده شد. آب آلوده سطحی با حفر چاه های استخراجی خارج گردید و کار اندازه گیری میزان آلودگی آغاز شد. تا پایان سال ۱۹۹۳ آلودگی مناطق مسکونی تا ۷۵ درصد کاهش یافت حتی کاهش درصد آلودگی در نزدیکی منابع غذایی بیشتر هم بود، در آب سطحی که زمانی بیش از ۵ هزار قسمت در میلیارد به تولوئن آلوده بود دیگر آلودگی وجود نداشت ( ۱۹ ) . روش غربالگری و جداسازی باکتری تجزیه کننده ی نیترات توسط Bicca و همکارانش در سال ۱۹۹۹ انجام شد. گام بعدی جهت جداسازی باکتری های بی هوازی و هوازی تولید کننده ی بیوسورفاکتانت اندازه گیری تغییرات کشش سطحی محیط کشت باکتریایی است. که Francy در سال ۱۹۹۱ سویه هایی را که تجزیه کننده هیدروکربن های نفت بودند و نیز از نظر تولید بیوسوفکتانت بررسی شده بودند را به عنوان سویه نهایی معرفی کرد ( ۷ ) . فاکتورهای محیطی و شرایط رشد از جمله PH و دما از عواملی هستند که بر رشد باکتری ها و به دنبال آن توانایی استفاده از هیدروکربن های نفت و نیترات نفت تاثیر گذارند. در این زمینه محققین مختلف نتایج متفاوتی را در مورد باکتری های مختلف جدا شده بدست آوردند. Salmon در سال ۱۹۹۸ PH برابر ۷ را به عنوان بهترین PH برای بیودگراداسیون معرفی نمو( ۸ ) . Bartha و Bossert در سال ۱۹۸۴ نشان دادند که درصد تجزیه با کاهش درجه حرارت کاهش می یابد و با افزایش درجه حرارت افزایش در سرعت متابولیسم هیدروکربن ها به ماکزیمم مقدار خود میرسد که معمولا در درجه حرارت ۴۰-۳۰ درجه سانتی گراد است (۹) . Banat در سال ۱۹۹۳ یک باسیلوس بی هوازی روی یک محیط حاوی هیدروکربن جداسازی کرد که قادر به احیای نیترات نفت در دمای ۴۰ درجه بود ( ۹ ) . Banat در سال ۱۹۹۵ یک درجه حرارت ۳۰ درجه را به عنوان اپتیمم درجه حرارت برای رشد و تجزیه ی PAH ها گزارش نمود. Sugiura در سال ۱۹۹۷ گزارش نمود که Acineto bactersp. T4 حدود ۲۰-۳۴ ٪ نفت خام سبک عربی و ۲۷-۱۴ ٪ نفت خام دبی و ۲۵-۱۴ ٪ نفت خام Shengai و ۱۶-۱۲ ٪ نفت خام Maya را در ۲۰ درجه تجزیه می کند. همینطور Rahman و همکارانش در سال ۲۰۰۲ نشان دادند که پنج ایزوله ی جدا شده توسط آنها به صورت تکی و هم به صورت مخلوط میکروبی بیشترین تجزیه ی نفت خام را در دمای ۳۰ درجه نشان دادند. ما در این پژوهش درجه حرارت ۴۰-۳۸ درجه را به عنوان بهترین دما برای رشد و تولید باکتری های احیاء کننده ی نیترات نفت معرفی کردیم. در سال ۱۹۹۳ دانشمندی به نام James M. Tiedje به صورت مشابه روی بقای نیترات آزاد در محیط بی هوازی فاقد نیترات در دانشگاه میشیگان کار کرد. وی از محیط کشت واسطه MSM در مراحل تحقیق در آزمایشگاه استفاده نمود. در تایید مطالب ذکر شده در مورد تضاد بین باکتری های NRB و SRB در سال ۲۰۱۱ دو محقق به نام های Shao Hongbo و Zhuang Wen بر روی جداسازی یک سویه از باکتری های احیا کننده نیترات از بستر نفتی آب شور و ممانعت از رشد باکتری های احیا کننده سولفات پژوهش انجام دادند و نتایجی تقریبا مشابه گزارش کردند ( ۱۰ ) . در سال ۲۰۰۸ محققی به نام ّAleksadr A. Grigoryan به همراه یک تیم پژوهشی روی رقابت بین باکتری های احیا کننده سولفات و باکتری های احیا کننده نیترات در یک بستر نفتی روی سویه Argentina مطالعه و پژوهش انجام داد. آنها در مراحل اولیه کشت باکتری ها به صورت مشابه از محیط نوترینت براث استفاده نمودند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۲‑۲مدل معماری شبکه توزیع ویدئو تلویزیون اینترنتی: در اینترنت، اکثریت VDN ها دارای یک ساختار CDN (شبکهی تحویل محتوا) سنتی هستند، که در آن مجموعهای از مراکز دادهها تمامی بار را تحمل میکنند، یعنی بر روی توزیع محتوا به مشتریان تمرکز میکند. برای نمونه، در مورد msnTV، YouTube، Jumptv، myTVPal و …، که تماما با ویدئوهای خاصی کار میکنند. P2PTV: روش دیگری که این روزها در اینترنت محبوب شده است؛ شامل استفاده از ظرفیت بلااستفاده کلاینتها، برای به اشتراک گذاشتن توزیع ویدئو با سرورها، از طریق سیستمهای با ماهیت نظیر به نظیر است. امروزه، موفقترین شبکههای P2PTV شامل iMP (متعلق به BBC)، Joost، PPlive و TVUnetwork، PPstream، SopCast، TVAnts هستند. اینها شبکههای مجازی هستند که در سطح برنامه و بر روی زیرساختار اینترنت توسعه یافتهاند. گرههای موجود در شبکه، به اسم نظیرها، منابع خود (پهنای باند، قدرت پردازش و ظرفیت ذخیرهسازی) را به گرههای دیگری که علایق مشترکی (از طریق برنامه در نظر گرفته شده) دارند را به اشتراک میگذارند. در اثر این ویژگی، با افزایش تعداد مشتریان، منابع شبکهی P2P نیز افزایش میابد. و این چیزی است که به آن در اینترنت، مقیاسپذیری (scaling) اطلاق می شود. به طور واضح، استفاده از زیرساخت P2P برای توزیع ویدئو، به دلیل نیازی بالای پهنای باند این کار، ایدهی خوبی به نظر می رسد، همچنین می توان نتیجه گیری کرد که سرویسهای ویدئو در زمان تقاضا (VoD) مشخصههای مشابهی از سیستمهای P2P محبوب را، برای اشتراک و توزیع فایل دارا هستند. با این وجود، جریان ویدئوی بلادرنگ (TV زنده) محدودیتهای متفاوت و مقیدی دارند که به یک سری مسائل تکنیکی خاص می انجامد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شبکههای محتوا برای تحویل ویدئو در اینترنت
در قسمت ۲٫۲ دو معماری اصلی را برای شبکههای تحویل ویدئو برپایهی اینترنت را معرفی کردیم: TV اینترنتی و P2PTV. در این قسمت آنها را بطور عمیقتری مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. بسته به تعداد مشتری های همزمان آنها، TV های اینترنتی با استفاده از مجموعه ای از سرورها یا توسط یک شبکهی تحویل محتوای مقیاسپذیر (CDN) به کار بسته شدهاند. از طرف دیگر، P2PTV بر اساس سیستمهای نظیر به نظیر (P2P) تشکیل شده است. معماریهای گوناگونی برای سرویسهای یکسان، با توجه به مقیاس و هزینه کاربری ها مورد نیاز است (توسعهی این سرویس در اینترنت به دلیل هزینههای بالای پهنای باند بسیار گران است).
مشکل مقیاس پذیری و هزینهی ارسال ویدئوی زنده در اینترنت
مشکل مقیاس و هزینه از این واقعیت که تنها ارتباطات موجود در اینترنت، ارتباطات یک به یک هستند نتیجه میشود، که به ارسال نسخه های متعددی از ویدئو به هر کلاینت اشاره دارد. پهنای باند، گرانترین منبع در اینترنت است و تحویل ویدئو، سرویسی است که بیشترین تقاضای پهنای باند را دارد. به طور خاص، هزینهی تحویل زندهی ویدئو با تعداد کلاینتهایی که همزمان در شبکه وجود دارند متناسب است و امروزه این اولین محدودیت برای در دسترس بودن و تنوع محتوای ویدئو در اینترنت است. با این حال، به دلیل اینکه جریان ویدئوهای پرطرفدار، ازدحام زیادی در اغلب بخش های اینترنت ایجاد می کنند، مقیاسبندی تحویل ویدئوی زنده بدون یک برنامهریزی دقیق، مشکل است. ازدحام، به تعداد زیاد تلفات بسته ها در هنگام توزیع و در نتیجه تنزل کیفیت تصویر دریافت شده توسط کلاینتها منجر میشود. با این حال ارتباط نقطه به نقطه یک محدودیت استاندارد پروتکل اینترنت[۱۲] نیست، بلکه یک قانون تجاری مهیا کنندهی سرویس اینترنت[۱۳] مرسوم است که بر اساس نبود استانداردهای پخته و حفاظت از منافع است. در IP، ارتباط یک به یک، تک پخشی[۱۴] نامیده میشود. استاندارد IP، ارتباط یک به همه[۱۵] و یک به تعداد[۱۶] را نیز ممکن میسازد. در حالی که در IP همه پخشی، داده به تمامی مقصدهای ممکن فرستاده میشود (فقط یکبار توسط منبع)، در چندپخشی IP، داده به تمامی متقاضیانی که علایقشان به آن داده را در منبع ثبت کردهاند، فرستاده میشود (فقط یکبار توسط منبع). همه پخشی IP و چندپخشی IP به شبکههای اختصاصی محدود شدهاند (شبکههای صنفی یا سازمانی). برنامههای کاربردی که چندپخشی IP را استفاده میکنند؛ شامل: معماریهای IPTV (بخش ۲٫۲ را ببینید)، ویدئو کنفرانس، یادگیری از راه دور، ارتباطات صنفی، توزیع نرم افزار، پروتکلهای مسیریابی، نشان دادن سهام، اخبار و غیره میباشند. IP چندپخشی قادر به کمینه کردن پهنای باند مصرف شده در شبکه است. یک متقاضی به منظور دریافت یک محتوای چندپخشی خاص، به یک گروه چندپخشی می پیوندد (توسط پروتکل مدیریت گروه اینترنت IGMP). مسیریابها درختهای توزیع را برای هر گروه چندپخشی میسازند (با استفاده از چندپخشی مستقل پروتکل PIM) که محتوای چندپخشی را به تمامی متقاضیانی که در این گروه هستند ارسال و توزیع میکند.
شبکههای تحویل محتوا (CDN): مقیاس پذیری جهانی
بدون استفاده از IP multicasting در اینترنت، زیرساخت تحویل ویدئو معمولا توسط یک مجموعه سرور آغاز میشود که ارتباطات تک پخشی را بکار میبرند. این مجموعه قابلیت دسترسی و حفظ تعادل بالایی را بین سرورهای خود فراهم میکند. این مجموعه سرورها دارای یک پهنای باند در دسترس (و گران قیمت) B Kbps است، که توسط مجموعهای از سرورها (معمولا بطور یکنواخت) به اشتراک گذاشته میشود. اگر جریان، bw Kbps را مصرف کند، تعداد کل کلاینتهای همزمان باید کمتر از B/bw باشد. با افزایش پهنای باند B در دسترس (که هزینه را نیز افزایش میدهد)، یا با کاهش کیفیت ویدئو (کاهش bw) میتوان تعداد کلاینتهای را افزایش داد. برای مثال اگر bw=500 Kbps باشد و ما چهار هزار کلاینت داشته باشیم (که برای یک سیستم جهانی تعداد کمی است)، ما نیاز به B=2 Gbps داریم (که برای اکثر مدلهای تجاری مقدار بسیار بالایی است). سرورهای واقعی میتوانند جریانهای تقریبی ۸۰۰ Mbps را جاری سازند و میتوانند بسیار مطمئن باشند. با این وجود، زمانی که تعداد کلاینتها افزایش می یابد، مجموعه سرورها برای اجتناب از ایجاد گلوگاه و کاهش تاخیر برای کاربران انتهایی، باید به چندین مجموعه ارتقا یابد. شبکههای تحویل ویدئوی برپایهی اینترنت موفق کنونی، یک ساختار شبکهی تحویل محتوای (CDN) سنتی دارند. یک شبکهی تحویل محتوا (CDN)، سیستمی از سرورهاست که در نقاط استراتژیک در سرتاسر اینترنت قرار گرفتهاند و بصورت ناپیدا[۱۷] برای تحویل محتوا به کاربران نهایی با یکدیگر همکاری دارند. اساسا تمامی گرهها در یک CDN میتوانند محتوای مشابهی را سرویسدهی نمایند. اولویت برای یک گره خاص برای سرویسدهی یک کلاینت خاص با استفاده از پروتکلهایی بین سرورها برای تشخیص اینکه کدام گره برای این کار بهترین است، مشخص میشود. هر CDN قواعد خاص خود را برای تعیین بهترین سرور دارد، که معمولا بر اساس مجاورت شبکه، ازدحام شبکه و غیره است. CDN ها در اصل، برای بهبود سرویس جهانی وب[۱۸] توسعه یافته بودند. این راهکار، تاخیر و ترافیک شبکه را با مسیردهی تقاضاهای کلاینتها به یک گره نزدیک به آن کلاینت، کاهش میدهد. علاوه بر آن، CDN قابلیت در دسترس بودن سرویس را با اجتناب از نقاط نقص یگانه[۱۹] و انکار توزیع شدهی سرویس[۲۰]، بهبود میبخشد. امروزه، دانش آکادمیک وسیعی از زمینههای مختلف استفاده از تکرر CDN به WWW وجود دارد. برخی از مهمترین زمینهها که راهکارهای CDN را متمایز میسازند، عبارتند از: مکانیزم مسیریابی تقاضا، که تعیین میکند کدام گره به عنوان کلاینت سرویسدهی خواهد کرد، محتوا در کجا تکرار خواهد شد (یعنی در کجا، گرهای از CDN در اینترنت قرار داده شود و در کدام گره، هر محتوا، بسته به محبوبیتش تکرار شود)، چگونه پایداری بین سرورها، با در نظر گرفتن تغییرات محتوا حفظ شود، و چگونه CDN با تغییرات محتوا، سرور و کلاینت وفق یابد. CDN های موفق کنونی عبارتند از: Akamai، با دهها هزار سرور جایگزین[۲۱]، که در سرتاسر اینترنت قرار گرفتهاند؛ CDNetworks، با گستره ای وسیع در سطح آسیا؛ Globule، یک CDN جمعی با کد باز؛ CoDeeN، یک سیستم آزمایشی آکادمیک که بر روی PlanetLab ساخته شده است وغیره. با در نظر گرفتن اینکه تحویل ویدئو، یکی از کاربردهای با تقاضای پهنای باند بالاست که در اینترنت وجود دارد، طبیعی است که فکر کنیم که CDN ها می توانند به خوبی، سرویسهای خود را به تحویل ویدئو گسترش دهند. امروزه، تمامی CDNهای تجاری، سرویس ویدئو در زمان تقاضا، به دلیل اینکه از نظر تکنیکی مشابه دانلود فایل است، را ارائه می دهند. همچنین CDN های خاصی برای سرویس تحویل رسانه، برای جریان صوت، و جریان تصویر توسعه یافتهاند. موفقترین TV اینترنتی از معماری CDN استفاده میکند، برای نمونه YouTube، msnTV، Jumptv و غیره را می توان نام برد. در پشت CDN های تجاری نیز مطالعات آکادمیک وجود دارند. از نقطه نظر مقیاس و هزینه، ساختار CDN، مشکل مقیاسپذیری مجموعه سرورها را (با اجتناب از گلوگاه ها) حل میکند؛ اما مسالهی هزینه همچنان پابرجا است، چرا که در یک CDN، مجموعهای از سرورها تمامی بار را تحمل میکنند (بر عمل توزیع محتوا به مشتریان متمرکز میشوند). بنابراین همانند راهکار مجموعه سرورها، هزینه، متناسب با تعداد کل کلاینتهای همزمان در شبکه است. علاوه بر آن، هزینهی عملکرد و نگهداری سرورهایی که در سرتاسر جهان توزیع شدهاند، نیز باید در نظر گرفته شود. این هزینهی عملیاتی، معمولا کاربرد CDN را فقط به سایتهای تجاری بزرگ محدود میکند. با این وجود، CDN، مشکل مقیاسپذیری را فقط تا حدی حل میکند: پهنای باند در دسترس متغیر نیست؛ بنابراین یک CDN، نمی تواند با محتوایی که ناگهان محبوب می شود، مقیاسپذیری را فراهم کند. اگر سرورهای CDN نزدیک به کلاینتها باشد، از ایجاد تنگنا اجتناب میکنند. برای مثال، برای یک محتوای جهانگستر، این کار آسان است، اما در صورتی که برخی محتواها در داخل یک شبکه محبوبیت بسیاری داشته باشند، این عمل غیرممکن است. بعنوان مثال، مسابقات فوتبال یکی از محتواهای زندهی محبوب در جهان هستند، اما برای نمونه مسابقهی ایران-عراق طرفداران زیادی در داخل ایران خواهد داشت و داشتن سرورهای زیاد در خارج از ایران کمک زیادی به ما نخواهد کرد، زیرا آنها، همان لینکهای مزدحم را برای کلاینتها به اشتراک میگذارند.
شبکههای نظیر به نظیر (P2P): کم کردن هزینهها
از نقطه نظر مقیاسپذیری، اگر بخواهیم ویدئوهایی با محبوبیت های متفاوت را ارائه دهیم، بنظر لازم میرسد که باید سرور را تا حد ممکن در مجاورت کلاینتهای نهایی داشته باشیم. از نقطه نظر هزینه، توزیع بار تحویل ویدئو به کلاینتهای علاقمند، امری ایدهآل بنظر میرسد. روشی که در حال محبوب شدن است، شامل استفاده از ظرفیت عموما بلااستفاده کلاینتها برای به اشتراک گذاری توزیع ویدئو با سرورها، از طریق سیستمهایی با ماهیت نظیر به نظیر کنونی است. P2PTVها، شبکههای مجازی هستند که در سطح برنامه توسعه یافتهاند، و گرهها در این شبکهها، نظیر نامیده میشوند. این گرهها به این دلیل که اساسا همگی علایق مشترکی دارند، منابع خود (پهنای باند، توان پردازش و ظرفیت ذخیرهسازی) را به گرههای دیگر ارائه میدهند. در نتیجه، با افزایش تعداد مشتریان، افزایش منابع کلی شبکه نیز بوقوع میپیوندد. با این وجود، نظیرهایی که به نظیر دیگری سرویس میدهند، میتوانند با ملاک مجاورت در شبکه، با اجتناب از گلوگاه ها، حتی به صورت کارآمدتری نسبت به سرورهای CDN انتخاب شوند. پایهگذاری مقیاسپذیری در خاصیت اثر شبکه به دلیل هزینهی بالای پهنای باند توزیع ویدئو، بنظر ایدهی خوبی میآید. نقطه ضعف این رویکرد، این است که نظیرها کاملا خودمختار و غیرهمزمان و با فرکانسهای بالایی قطع و وصل میشوند. زمانی که گرهای شبکه را ترک میکند (ما این وضعیت را نقصان[۲۲] خواهیم خواند)، باعث از دست رفتن اطلاعاتی میشود که در حال ارسال به گره دیگر بوده است. بنابراین، منابع شبکه تماما متغیر هستند و این منجر به یک محدودیت جدی در سطح کنترل میشود؛ زیرا شبکه باید دارای استقامت بالایی نسبت به این نوسانات داشته باشد. مهمترین چالش در طراحی P2P، ارائه کیفیت مورد درخواست کلاینتها، در یک محیط با نوسانات بالا می باشد. برای توزیع ویدئو در شبکههای P2PTV، تعدادی نمونه تجاری موجود هست. موفقترین آنها عبارتند از BBC:iMP (بر اساس نرمافزار VeriSign Kontiki )، Joost، PPlive، PPstream، SopCast، TVAnts و TVUnetwork. در کنار شبکههای تجاری، برخی مطالعات آکادمیک نیز از جمله SpreadIt، CoopNet و SplitStream بر روی P2PTV انجام شده است. چالشهای پیاده سازی یک شبکه P2P برطبق انواع سرویس ویدئوی ارائه شده، متفاوتاند. برای نمونه، ویدئو در حین تقاضا (VoD) مشخصههای مشابهی به عنوان سیستمهای P2P محبوب برای به اشتراک گذاری و توزیع فایل دارد. با این حال، جریان ویدئوی بلادرنگ (TV زنده)، محدودیتهای متفاوت و سخت تری دارد، که به یک سری نیازمندی های تکنیکی خاص اشاره میکند، که برآورده ساختن آنها در محیطهای با دینامیک بالا، بسیار مشکل است. در قسمت بعدی، خلاصهای از تکنولوژی P2P را معرفی خواهیم کرد و رویکردهای کنونی برای سرویس TV زنده را مورد بحث قرار خواهیم داد.
شبکههای نظیر به نظیر
شبکههای نظیر به نظیر دستهای از سیستمها و برنامهها هستند که منابع توزیع شده را برای انجام برخی اعمال بحرانی به شکلی تمرکز یافته بکار میبرند. منابع میتوانند از نوع پردازش، ذخیرهسازی (بویژه محتوا) و یا ارسال (پهنای باند) باشند. کارکردهای بحرانی عبارتند از: محاسبهی توزیع شده، اطلاعات به اشتراک گذاشته شده، همکاری بین نظیرها یا هر نوعی از سرویس که بتواند توسط سیستمی با این ویژگیها ارائه شود. در رابطه با شبکههای P2P، یک سری از تعاریف وجود دارد (۱). در این نوشته، از تعریف زیر که توسط Clay Shriky ارائه شده ، استفاده شده است: یک شبکهی نظیر به نظیر، شبکهی محتواییای است که از منابع آزاد موجود در لبههای[۲۳] اینترنت (کاربران انتهایی) بهره میجوید. شبکههای نظیر به نظیر موردی خاص از شبکههای محتوا هستند، اختلافها در برخی مشخصههای معماری و گرههای شبکه است: شبکههای P2P از نظیرهای مستقل تشکیل شدهاند. در حقیقت، گرهها باید قابلیت قطع و وصل به شبکه را در هر زمان و به طریقی قابل انعطاف را داشته باشند. علاوه بر این، در حالت کلی هر گرهای، خود، مقدار منابعی که میخواهد به اشتراک بگذارد را تعیین میکند. با در نظر گرفتن اینکه گرهها میتوانند آزادانه وارد سیستم شده و منابع خود را به اشتراک بگذارند، یک مکانیزم تشویقی برای این عضویت در شبکه لازم است. این عامل تشویقی، به این دلیل که در شبکههای P2P، نظیرها اهداف و یا نیازهای مشترکی را به اشتراک میگذارند، در حالت کلی حاصل شده است. بنابراین، میل ضمنی برای به اشترک گذاری منابع در این نوع از سیستمها وجود دارد. دستآورد دیگری که از استقلال نظیرها به دست میآید، گمنامی[۲۴] است. عموما، منابع و گیرندههای یک محتوا نمیخواهند شناخته شوند (برای مثال به دلایل قانونی، هنگامی که محتوا شامل حقوق کپیرایت باشد)، یا در موارد دیگر، به این دلیل که این دانش، کاملا غیرضروری است. دستهبندی اولیه شبکههای P2P که در نشریات ظاهر شد، بر پایهی نوع برنامه شبکه بود (۲): اشتراک محتوا: تحویل فایل، توزیع چندرسانهای، حافظههای توزیع یافته، نهانسازی[۲۵]، مدیریت اطلاعات (کشف، تودهسازی، فیلتر کردن، واکاوی[۲۶]، سازماندهی و … ). همکاری: ارتباطات (چت، پیغامهای فوری)، بررسی/ویرایش/تالیف/ایجاد اشتراکی، بازی کردن، شبکههای اجتماعی و غیره. محاسبات توزیع شده: محاسبات توزیع شدهی اینترنت/اینترانت و غیره. کاربرد آن شامل جستجوی حیات برونزمینی، پروژهی ژنوم[۲۷]، تحلیل بازار، تحلیل ریسک مالی، تحلیل آمارگیری نفوس[۲۸] وغیره. دستهبندی بر پایهی کاربرد، برای فهم انواع مختلف طراحیها، معماریها و الگوریتمهایی که در دنیای P2P وجود دارد ناکافی است.
شبکهی پوششی: لایهی کنترل و مسیریابی
در یک شبکهی P2P، دو نوع دادهی مبادله شده وجود دارد: خود محتوا (یعنی فایلها، ویدئوها و غیره ) و پیغامهای کنترل و مسیریابی (قطع و وصل نظیرها، انتشار محتوا، جستجوها و غیره). هر شبکهی P2P، روش خود را برای مبادلهی انواع دادهها را دارد. همانطور که در شبکههای محتوا، مسالهی طراحی مبادلهی محتوا، توزیع محتوا و مسالهی طراحی مبادلهی پیغامهای کنترل، کشف محتوا نامیده میشود. با در نظر گرفتن کشف محتوا، یک شبکهی P2P مجبور است که بصورت ناپیدا[۲۹]، محتواها را به کاربران انتهایی ارائه کند، یعنی نمای کلی و ثابتی از محتواها را ارائه دهد. به منظور دست یابی به این هدف، برخی پیغامهای کنترل و مسیریابی، مجبورند که بین نظیرها، برای کشف موقعیت محتوا به طریق کارآمد و موثر (موثرترین و کارامدترین طریق ممکن) مبادله شوند. با اطلاعات کنترلی مبادله شده، شبکهی دانش[۳۰] ساخته میشود. دانش، اطلاعاتی است دربارهی موقعیتی (در هر نظیر) که محتوایی خاص، در آن یافت میشود. شبکهی شناخت معمولا شبکهی پوششی نامیده میشود و بدین صورت تعریف میشود: شبکهی پوششی، یک گراف جهتدار است. گرهها همان نظیرها هستند. اگر یک نظیر شرکت کننده، موقعیت نظیر دیگر را بداند، مسیر مستقیمی از گره اولیه به گره دیگر وجود دارد. خودسازماندهی. یک دستهبندی مشترک برای P2P، برپایهی اینکه چگونه شبکه پوششی ساخته میشود وجود دارد. خودسازماندهی شبکهی P2P میتواند ساختیافته یا غیرساخت یافته باشد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
یکی از مشکلترین و اساسیترین چالشها در محاسبات نظیر به نظیر، ارائه مشوقهایی به نظیرها، برای به اشتراکگذاری منابع آنهاست، چون اساس P2P مبتنی بر همکاری است. برای نمونه در Gnutella نزدیک به ۹۸% از پاسخها توسط ۲۵% از میزبانهای به اشتراکگذاری و تقریبا ۵۰% از پاسخها صرفا توسط ۱% از میزبانهای به اشتراکگذاری ارسال شدهاند. بدیهی است وجود مکانیزمی، برای ممانعت از دریافت بدون ارسال، برای تمامی میزبانها و بطور عمده برای سیستم مفید میباشد. به روز رسانی نرمافزار کلاینت برای کم کردن کردن پهنای باند دریافت گرههای سودجو، راهکاری عملی نیست، چرا که نرمافزار میتواند توسط شخص سومی تغییر یابد. مثالهای برجستهی آن شامل Kazaa و نسخهی اصلاح شدهی آن، KazaaLite هستند[۷]. چیزی که مساله را در داخل پوششهای بزرگ مشکل میسازد این است که نظیرها فقط با کسر کوچکی از نظیرها تقابل دارند. نگهداری تاریخچهای اختصاصی از نظیرهای خوب و بد، مقیاسپذیر نیست، بخصوص در نظر گرفتن این که هزینه عوض کردن شناسههای آنلاین در اکثر سیستمهای برخط صفر است (توسط حملات white-washing و Sybil مورد بهرهبرداری قرار میگیرد). سیستمهای کارآمدتر، با به اشتراکگذاری یک تاریخچهی مشترک، عقاید نظیرهای دیگر را به کار میگیرند. چنین راهکارهایی معمولا با دو چالش مواجهاند. اول اینکه، برای ذخیره، به روزرسانی و پرسوجوی اطلاعات رتبهبندی، حافظه و ارتباطاتی مورد نیاز است که برای پیادهسازی، از سرورهای مرکزی و یا با تحمل هزینههای سربار ارتباطی بالا برای سیستمهای پخششده باید استفاده کرد. در ثانی، چنین سیستمهایی نسبت به تبانی نظیرهای بدخواه آسیبپذیر هستند. نظیرهای بدخواه، میتوانند رتبهی یکدیگر را در سیستم بالا ببرند. این تبانیها را میتوان توسط اتخاذ تاریخچههای به اشتراکگذاشتهشدهی غیرعینی، که در آن، نظیرها به نظیرهایی که خود به آنان امتیاز دادند، سرویس میدهند. Karma یک مکانیزم نمونه، بر پایه استفاده از میکرو-پرداختها است. یک راهکار ساده و محبوب دیگر، مکانیزم این-در ازای-آن است. به بیانی ساده، یک نظیر، وقتی بستههایی را با نظیر دیگر به اشتراک میگذارد که آن نظیر نیز بستههایش را با دیگری، به اشتراک بگذارد. واضح است که، یکی از این دو نظیر مجبور است ارسال بستهها را برای جلوگیری از بنبست[۷۸] و قحطی[۷۹] را شروع نماید و بنابراین خطر پشتیبانی از یک گره سودجو را به جان بخرد. این مشکل را میتوان تا حدی و با به اشتراک گذاشتن بستههای خاصی، را به رایگان، حل کرد. بستههای رایگان براساس شناسهی گیرندهها تعیین میشوند. رویکردهای ساده، از دو تابع درهمریز[۸۰] استفاده میکنند، یکی برای آدرسهای IP و دیگری برای شماره توالیها و یک بسته در صورتی رایگان است که مقادیر درهمریخته آن مطابقت داشته باشند. مجموعهی بستههای رایگان در BitTorrent به عنوان مجموعه سریع[۸۱] معروفند. طبیعتا، این-در ازای-آن فقط برای پروتکلهای با مبادلهی بستهی دوسویه امکانپذیر است که شامل پروتکلهای برپایهی DAG و بسیاری از پروتکلهای بر پایهی درخت نمیشود. تلاشهایی که برای غلبه بر این محدودیتها در درختها صورت گرفته، معمولا جریانها را به باریکههایی تقسیم میکنند و متناوبا درختها را برای دستیابی به تقارن بیشتر بازسازی میکنند، یعنی وظایف والدینی-فرزندی بطور متناوب عوض میشود و والدین میتوانند در صورتی که فرزندانشان در گذشته چیزی به اشتراک نگذاشته باشند، آنها را تنبیه نمایند. متاسفانه چنین تلاشهایی، همانند تمامی رویکردهای تاریخچهی اختصاصی، مقیاسپذیر نیستند. برای جریانسازی نظیر به نظیر، دادن مشوقهایی به نظیرها برای به اشتراک گذاری کافی پهنای باند ارسال به منظور توزیع سریع بستهها ضروری است. مکانیزمهای مشوق به صورت مجازی تمامی قسمتهای سیستم را تحت تاثیر قرار میدهند.
مقایسهای با به اشتراکگذاری فایل
مابین به اشتراکگذاری فایل و جریاندهی زنده چندین تفاوت وجود دارد. جریاندهی زنده از بافرهای کوچکی استفاده میکند و بستهها مجبورند به موقع تحویل داده شوند. این محدودیتها، هم مزایایی و هم معایبی دارند. ممکن است زمان دانلود کاربران سودجو در برنامههای اشتراکگذاری فایل، طولانیتر شود، اما هیچ جریمهای برای این عملکردشان وجود ندارد. در مقابل، سودجوئی در برنامهی جریانسازی زنده ممکن است به سرعت منجر به از دست رفتن بستهها و کاهش کیفیت بازپخش شود. بنابراین با یک مکانیزم تشویقی خوب ، سودجویان علاقمند به استفاده از سیستم، چارهای به جز قطع سودجوئی نخواهند داشت. از دیدگاه منفی، سودجویان و نظیرهای کند هم مقداری از پهنای باند را مصرف میکنند و به خاطر وجود بافرهای کوچک، در صورتی که پهنای باند کل اندک باشد، این امر ممکن است منجر به تلفات بسته در نظیرهای خوب شود. برتری بعدی، سربار اطلاعرسانی است. تمامی نظیرها مجبورند متناوبا به همسایههای خود اطلاعرسانی کنند، در غیر اینصورت از لیست همسایگی حذف میشوند. این کار تعداد همسایههایی که یک نظیر میتواند بطور یکجا حفظ کند را محدود میکند. بنابراین داشتن همسایههای کمتر و ارسال بستههای کمتر به جای آن منطقیتر است. در جریانسازی زنده، منبع ارسال یک نقطهی نقص منحصر به فرد[۸۲] است. اگر منبع، شبکه پوششی را ترک کند، تمامی نظیرها تحت تاثیر قرار میگیرند. بنابراین حفاظت از منبع در برابر حملات عدم پذیرش سرویس[۸۳] و نظیرهای بدخواه الزامی است. این کار برای مثال میتواند با استتار نقش آن به عنوان منبع، از چشمان دیگران انجام شود. پنهان کردن منبع. منبع یک بافر ثانویه دارد و همانند نظیرهای دیگر، تقاضای بسته میکند. هنگام انجام چنین کاری، برخی پیشگیریها در زمان ارسال تذکرها و تقاضاها باید صورت گیرد. زمانی که تذکری به یک همسایه ارسال میشود، بستههایی که برای آنها، همسایه به عنوان ریشهی درخت توزیع رانش [۸۴]بسته انتخاب شده، باید به تذکر افزوده شوند. علاوه بر آن، همسایه نباید تقاضایی برای آن بستهها دریافت کند. بستههای دیگری که منبع نمیتواند از طریق همسایگی به آنها دسترسی پیدا کند، از طریق بافر اصلی افزوده میشوند (و شاید بتوانند بار دوم رانش داده شوند). متاسفانه رانش دادن بستهها به صورتی که در توضیح دادیم، نقش منبع را به ریشههای انتخاب شده در داخل همسایگی خود آشکار میکند. یک حقهی ساده میتواند از این کار ممانعت کند. بستهها در ابتدا و قبل از شروع توزیع، تعداد تصادفی از جهشها را پیش میبرند. در هر جهش، پیشروی با احتمال ثابتی متوقف میشود. با مشاهدهی بستهها و تذکرهای رانش داده شده، نظیرها ممکن است هنوز قادر به حدس زدن اینکه آیا منبع همسایگی آنها هست یا نه، خواهند بود، اما این کار مشکلتر میشود. برای افزایش بیشتر امنیت، منبع میتواند تکرار[۸۵] شود. مشکلات زیر نیز در زمان تکرار منبع باید در نظر گرفته شوند:
- المثنیها باید محتوای یکسانی را با اعداد توالی یکسان تحویل دهند.
- استامپهای زمانی بستهها باید یکی باشد
- عمل رانش دادن بستهها باید برای اجتناب از تکثیر، در بین المثنیها تقسیم شود.
۳٫۶٫۳ استراتژی این-در ازای-آن مکایزم این-در ازای-آن در BitTorrent برای محدود کردن سودجوئی استفاده شده است. آدرس IP بیشتر به جای شناسهی یک نظیر، برای تعیین بستههای موجود آزاد استفاده شده است، این کار این اطمینان را به ما میدهد که سودجویان نمیتوانند تمامی بستهها را با اجرا کردن پروتکل چندگانه در پورتهای UDP مختلف، بدست آورند. برای بستههای غیرآزاد، نرخ بازپخش، که تعیین میکند از چند بیت در نظیر در عوض برای ارسال یک بیت انتظار میرود، باید برآورده شود. این نرخ متناوبا با بار کنونی تطبیق داده میشود.
رتبهبندی همسایهها
همسایهها یک رتبهبندی را برای تصمیمگیری دربارهی اینکه همسایهها را حذف کنند و یا همسایهها را برای پیشبردن بستههای رانشی انتخاب نمایند، دریافت میکنند. رتبهها توسط محاسبهی یک نمره و مرتبسازی همسایهها توسط نمره تخصیص داده میشود. نمرهی یک همسایه توسط تعداد بستههای دریافتی تعیین میشود. پارامترهای دیگری نظیر پیغامهای اضافهباری نیز با بهبودهای کمی، به معادله اضافه میشوند. حذف کردن همسایهها. هنگامی که نظیرهایی خوبی در دسترس هستند، پشتیبانی از نظیرهایی که فقط تعداد کمی از بستهها را به اشتراک میگذارند یا در دوردست واقعاند هیچ مزیتی ندارد. برای اینکه سیستم قادر به حذف کردن همسایهها باشد، در ابتدا باید اطمینان یابد که اتصال بعد از حذف آن گره هنوز پابرجا خواهد ماند. اگر این مورد برقرار باشد، نظیرها براساس تاخیر تجربه شده، تصمیم میگیرند که یا پهنای باند را بهبود دهند (بر اساس رتبه) و یا محلیت را. برای اجتناب از ساقط شدن نظیرهای سریع به جای نظیرهای بسیار کندتر، صرفا به این دلیل که نظیرهای سریع اندکی دورتر واقعاند یا مسیر دیگری در نزدیکی وجود دارد، در ابتدا و قبل از ساقط شدن، باید بررسی شوند.
توصیهنامهها و گواهینامههای همسایگی
در حالی که استراتژی این-در ازای-آن مقدار دادهای که به نظیرهای سودجو ارسال میشود را محدود میکند، مکانیزم دیگری برای جلوگیری از خرابکاری همسایههای بد، لازم است. برای این کار، تعیین رتبهی نظیرها قبل از مبادلهی بستهها، برخی مرتبسازیهای تاریخچه یا مکانیزمهای توصیهنامه را پیشنهاد میکنند. استفاده از تاریخچههای به اشتراکگذاشته شده، با در نظر گرفتن هزینهی ارتباطات، پرهزینه میشود. تاریخچههای اختصاصی با افزایش تعداد نظیرها، قابل مقیاسبندی نیستند. نداشتن یک تاریخچه به این نکته اشاره میکند که نظیرها در ابتدا مجبورند حضور قبلی خودشان را به محض الحاق به شبکه اثبات کنند، در غیر اینصورت یک مکانیزم ثبتنام برای جلوگیری از حملات white-washing و Sybil لازم خواهد بود. در StreamTorrent، نظیرها از همسایههای خود در مورد همسایههای بیشتر سوال میکنند. همسایهها در عوض آن با مجموعهای از همسایههای خود برطبق شناسهی متقاضی و رتبه پاسخ میدهند. در حالی که این استراتژی احتمال گرفته شدن غیرسودجوها را بعنوان همسایهی غیرسودجو دیگر افزایش میدهند، نمیتواند هیچ تضمینی را در اختیار قرار دهد. محدودیت اصلی این است که همسایهها تقاضاهای الحاقی را دریافت میکنند که هیچ اطلاعاتی دربارهی فرستندهای که الحاق را تقاضا کرده، ندارند. این کار در چندین زمان ظاهر میشود:
- یک نظیر ممکن است همسایههای کافی داشته باشد و بنابراین درخواست الحاق را رد کند. این نظیر مجبور است لیستی از کاندیداهای متناوب را بدون داشتن هیچگونه اطلاعات رتبهبندی دربارهی گیرنده تالیف کند.
- نقاط ورودی فاقد هرنوع اطلاعات رتبهبندی هستند و بنابراین کاندیدهای تصادفی را برمیگردانند. این کاندیدها نخواهند فهمید که نقطهی ورودی آدرس را فراهم کرده است.
- سودجیان میتوانند آدرس نظیرهای خوب را مبادله کرده یا در مورد آنها تبانی کنند.
یک راهکار جزئی برای این مساله توسط پذیرش گواهینامهها و زنجیرهای از اعتمادها[۸۶] داده شده است. گواهینامهای برای هر توصیهنامه صادر میشود. اگر نظیر و نظیر همسایههای مشترک داشته باشند، میتواند گواهی نامهای را برای به صادر کند. یک گواهینامه شامل شناسه و رتبهی صادرکنندهی نظیر توصیه شده است. با این وجود، گواهینامهها باید به دقت استفاده شوند تا موجب بنبست و قحطی نشوند. همسایههای جدید هیچ رتبهای ندارند و باید با اینحال قادر به ملحق شدن به یک جریان باشند. نظیرهای بیکار بطور نمونه رتبهی بدی دارند اما میتوانند خود را بعنوان همسایههای جدید وانمود کنند. در نتیجه مکانیزمی برای پاداش دادن به نظیرهای با رتبهی بالا استفاده شده، برای مثال با:
- کم کردن نرخ بازپخش به اجرا درآمده توسط استراتژی این-بهازای-آن.
- زدودن همسایههای بد، به جای ردکردن الحاقها
- تخصیص ظرفیت یدکی در همسایه
نیازی نیست که گواهینامهها بر اساس رمزنگاری کلید عمومی باشند. نظیرهای توصیه شده که تقاضاهای الحاقی را دریافت میکنند، تنها کسانی هستند که نیاز به تایید گواهینامهها دارند. رمزنگاری متقارن برای این منظور کافی است. نظیرها در StreamTorrent، همسایههای خود را در داخل چهار گروه بسته به رتبهی آنها کلاسبندی میکنند. برای هر همسایهی جدید، یک کلید تصادفی بار هر یک از چهار گروه تولید شده و به همسایهی جدید فرستاده میشود. برای صادر کردن یک گواهینامه، همسایه گروه گیرنده را براساس رتبهاش محاسبه کرده و کلید تصادفی مربوطه را با شناسهی گیرنده درمیآمیزد. گواهینامه نه قابل انتقال به نظیرهای دیگر است و نه قابل استخراج توسط گیرنده برای تعیین رتبهاش.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(، و )
شکل ۶‑۲فرضیات شبیه سازی
معیارهای ارزشیابی
- پیوستگی نمایش: قطع ارتباط و یا از دست رفتن فریم بر پیوستگی نمایش تأثیر گذار است، لذا این معیار با محاسبه متوسط نسبت فریمهای دریافت شده توسط گره به کل فریمهای ارسالی برای آن گره اندازهگیری میشود. فریمهای دریافت نشده یا به طور کل به دست گره مقصد نرسیدهاند (گره مقصد شبکه را ترک کرده باشد یا به هر دلیلی فریم گم شده باشد) یا پس از مهلت نمایش دریافت شدهاند که در این حالت دور ریخته میشوند.
- درصد گرههایی که موفق به آغاز نمایش شدهاند: این معیار با محاسبه نسبت گرههایی که موفق به آغاز نمایش شدهاند (حداقل به اندازه یک پنجره نمایش) به کل گرههای شبکه اندازهگیری میشود.
- تأخیر نمایش: این معیار متوسط تأخیر میان لحظه کد شدن ویدئو در گره منبع و نمایش آن در گره را نشان میدهد.
نتایج شبیهسازی
اولین آزمون، مربوط به بررسی معیار پیوستگی نمایش است. با توجه به استراتژیهای امتیاز دهی در بخش ۵ معرفی شدند، درصد پیوستگی نمایش را با ۱۰% گره سودجو مورد سنجش قرار دادیم. (شکل ۶-۴ و ۶-۵) نتایج این شبیه سازی را برای ۵۰۰، ۱۰۰۰، ۲۰۰۰ گره نشان میدهد. همانطور که در شکل ۶-۳ میبینید با افزایش تعداد گرههای شبکه، با از استفاده مکانیزم تشویقی در مقایسه با روس عادی نتیجه بهتری از نظر درصد پیوستگی نمایش کسب کرده است. در این آزمون اهمیت اجتناب از گرههای سودجد به خوبی نمایان شده است. این اختلاف در حدود ۹ درصد است. شکل ۶‑۳مقایسه کارایی پیوستگی نمایش برای مقادیر مختلف گره و ۱۰% سودجو شکل ۶‑۴ مقایسه کارایی پیوستگی نمایش برای مقادیر مختلف گره و ۵۰% سودجو معیار بعدی، سنجش درصد گرههایی است که موفق به آغاز نمایش شدهاند. همانطور که در (شکل ۶-۵ و ۶-۶) مشاهده میکنید با افزایش تعداد گرههای شبکه، روندی صعودی و قابل قبول را دنبال کردهاند. شکل ۶‑۵مقایسه کارایی از دیدگاه درصد گرههای موفق به آغاز نمایش با ۱۰% سودجو شکل ۶‑۶مقایسه کارایی از دیدگاه درصد گرههای موفق به آغاز نمایش با ۵۰% سودجو (شکل۶-۷ و ۶-۸) میزان تأخیر آغاز نمایش برای مقادیر مختلف گره را نشان میدهد. همانطور که مشاهده میکنید همانند حالت قبلی، با افزایش تعداد گرهها، تأخیر آغاز نمایش رشد پیدا کرده است که به طور کلی مسئلهای نامطلوب است. اما تأخیر برای تعداد گرههای کمتر از ۲۰۰۰ گره، میزان کمتری بوده است. شکل ۶‑۷مقایسه از دیدگاه تأخیر آغاز نمایش برای مقادیر مختلف گره ۱۰% سودجو شکل ۶‑۸مقایسه از دیدگاه تأخیر آغاز نمایش برای مقادیر مختلف گره ۵۰% سودجو
نتیجه گیری و کارهای پیش رو
پخش زنده تصویر به صورت نظیر به نظیر در اینترنت در بعضی از مواقع، به صورت همزمان بیش از ۱۰۰ هزارکاربر را پشتیبانی می کند. توجه به این حقیقت که یک سیستم نظیر به نظیر به تنهایی تعداد محدودی بیننده را پشتیبانی می کند، ضروری است. در ارسال داده در شبکههای نظیر به نظیر، یک منبع، ویدئو را به صورت بلادرنگ برای تعداد زیادی از تماشاچیان میفرستد. این تکنیک از ظرفیت خود بینندگان به جای سرور ویدئویی استفاده میکند. در پخش زنده بر پایه شبکهی نظیر به نظیر، ویدئو از طریق پهنای باند نظیرهای موجود در مسیر برای کاربران زیادی پخش میشود. برخلاف سیستمهای ارسال بر پایهی سرور که تعداد سرورهای رسانهای که به کاربران سرویس میدهند با رشد کاربران بصورت خطی زیاد میشود، در این روش تعداد سرویس دهنده ها و سرویس گیرنده های نظیر با نرخ خطی زیاد میشود. بنابراین روش ارسال همزمان نظیر به نظیر هزینهی فرستادن داده در مقیاس زیاد را برای کاربران متعدد کم میکند و باعث جلوگیری از ازدحام در شبکه میشود. برای بدست آوردن موفقیتی همانند ارسال فایل در شبکه های نظیر به نظیر برای پخش ویدئو این شبکه ها باید کیفیت بالا و ثابتی برای پخش تصویر و زمان پایینی برای شروع فرآیند پخش فراهم کنند و به زیرساخت اختصاصی نیاز نداشته باشند. ولی سه عامل این کار را مشکل میکند، اول اینکه پهنای باند نظیرها اغلب برای پشتیبانی از کیفیت بالای فایلهای ویدئویی ناکافی است. دوم اینکه ممکن است نظیرها در هر لحظه ای از شبکه جدا شوند که این خود این عمل، باعث از بین رفتن قابلیت اطمینان شبکه میشود. سوم اینکه بر خلاف سیستمهای سرویس دهنده/گیرنده، بستهها نیاز دارند تا روی مسیرهای چند سطحی ای بازپخش شوند. هر سطح مقداری تأخیر دارد، مخصوصاً در زمانی که خطوط ازدحام دارند این تاخیر بیشتر هم می شود. بیشتر این نظریه های بر این فرض استوار شدهاند که همهی کاربران همکاری می کنند، اما در واقعیت همیشه این طور نیست. در برخی سیستمهای پخش نظیر به نظیر، نیاز است که گروه کوچکی از نظیرها چندین برابر میزان دریافتشان، ارسال نمایند و این امر باعث می شود که این کاربران مایل به همکاری نباشند. همچنین کاربران ممکن است خودخواه باشند و برای بیشتر کردن سود خود بدرفتاری نمایند. مثلا در ساختار درختی همواره به عنوان برگ خود را معرفی کند تا از ارسال پهنای باند معاف شود. بنابراین یک مکانیزم تشویق در کارآیی سیستم نظیر به نظیر بسیار حیاتی می باشد. طراحی مکانیزم های تشویقی برای پخش ویدئو بسیار مشکل تر از برنامههای دریافت فایل می باشد.(به خاطر نیازهای بلادرنگ). یکی از راهکارها در این برنامه ها استفاده کردن از سابقه افراد می باشد. این سابقه در برنامه های دریافت فایل قابل دسترسی می باشند زیرا زمان دریافت فایل ها معمولا بسیار زیاد است. ما با ارائه یک مکانیزم تشویقی پخششده در سیستم و بر پایه امتیازدهی به گرهها باعث افزایش کیفیت سرویس و کم کردن تاخیر تحویل میشود. برای بهبود مکانیزمهای تشویقی میتوان برای امتیاز دهی، از توابع بهینه تری استفاده کرد که بدون افزایش سربار محاسبه، به طور عادلانهتری عمل کند. همچنین میتوان از یک سرور مرکزی برای جمعآوری امتیازات کل گرهها در دوره زمانی اخیر استفاده کرد.
مراجع
[۱] Dapeng Wu, Hou, Y.T.; Wenwu Zhu; Ya-Qin Zhang; Peha, J.M “Streaming Video over the Internet – Approaches and Directions” IEEET Circ. Syst. Vid. 11, 2001: PP 282-300. [۲] Eric Setton, Noh, J.; Girod, B. “Low latency video streaming over peer-to-peer networks” IEEE International Conference on Multimedia (9-12 July 2006) Toronto, ontario. [۳] Amoza F.R.; Rodríguez-Bocca P.; Rubinob G.; Sabiguero A. “A robust P2P streaming architecture and its application to a high quality live-video service” Electro. Notes Disc. Math. 30, 2008: PP 219-234. [۴] Luan H. “P2P Live Streaming towards Best Video Quality” IEEE CCNC 2008 proceedings , (10-12 January 2008) Las Vegas, Nevada. PP 458-463. [۵] Hui Guo, T. Koala “Overlay Networks Construction for Multilayered Live Media Streaming” IEEE (14-16 December 2006) The Hong Kong Polytechnic University, Hong Kong. PP 149-153. [۶] Jiangchuan L.; Rao S.G.; Li B.; Hui Zhang “Opportunities and Challenges of Peer-to-Peer Internet Video Broadcast” Proceedings of the IEEE. 96, 2006: PP 11-24. [۷] Pierpaolo B.; Thomas S.; Thomas W.; Bernd G. “Low-delay Peer-to-Peer Streaming using Scalable Video Coding” IEEE Packet Video Workshop. 12, 2007: PP 173-181. [۸] Silverston T; Fourmaux O;Crowcroft J. “Towards an Incentive Mechanism for Peer-to-Peer Multimedia Live Streaming Systems” Eighth International Conference on Peer-to-Peer Computing IEEE, (15-18 March 2008) IEEE Computer Society Washington, DC, USA, PP 125-128.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نامتجانس همزمانی فرایندهای تولید، توزیع و مصرف ایجاد ارزش اصلی در تعاملات خریدار- فروشنده مشارکت مشتریان در فرایند تولید عدم امکان ذخیرهسازی عدم انتقال مالکیت
۲-۲-۱-۳- اهمیت نیروی انسانی در سازمانهای خدماتی در دورهای که جهانی شدن و آزادی اقتصادی فراگیر شده، کارکنان در حال تبدیل به یک مزیت رقابتی در سازمانها هستند. یک کسب و کار ممکن است که با تعدادی از کارکنان متوسط مدیریت شود، اما کارکنان شایسته میتوانند موجب بالارفتن سطح کسب و کار و ترقی آن شوند. به همین ترتیب کارکنان ناشایست میتوانند یک امپراطوری کسب و کار بزرگ را به سوی سقوط و نابودی بکشانند. در بازار فشرده و پُر از رقابت کنونی، حفظ کارکنان شایسته و همچنین توسعه وفاداری کارکنان به سازمان، پیوسته اهمیت پیدا کرده و به یک چالش دائمی تبدیل گردیده است. نیروی انسانی ماهر، متخصص، دانشمدار، مشتاق و خلاق امروزه یکی از مزایای رقابتی سازمانها بوده و داشتن چنین کارکنانی برای هر سازمانی یک مزیت و راهی به سوی ترقی و پیشرفت است. در سایه کارکنان ماهر است که کارها به درستی انجام میپذیرد، این کارکنان دانشمدار و یادگیرنده هستند که دائماً خود را با دانش روز تطبیق میدهند و به بهترین شکل وظایفشان را انجام میدهند، این نیروی انسانی خلاق و نوآور است که روشهای نوین تولید و خدماترسانی را ابداع میکند یا موجب تسهیل این فرآیند میشود. بدون شک انسان به عنوان برترین مخلوق، تواناییهای فراوانی دارد که میتواند آنها را در راستای پیشبرد اهداف و دستیابی به رسالت سازمان به کارگیرد. این مهم نیازمند فراهم آوردن شرایط و پیشنیازهای لازم برای کارکنان بوده و سرمایهگذاری و توجه همه جانبه به منابع انسانی را میطلبد. همین اهمیت و لزوم توجه به جوانب مختلف نیازهای کارکنان و وجهههای مختلف رفتار کارکنان در سازمان بوده که موجب پیدایش و گسترش نظریات رفتار سازمانی شده است (طه زاده، ۱۳۹۲). ۲-۲-۱-۴- ویژگیهای اجتماعی – جمعیتشناسی کارکنان محققان بسیاری به بررسی ویژگیهای جمعیتشناختی و اجتماعی کارکنان بر متغیرهای وابسته مختلف پرداختهاند که از مهمترین آنها میتوان به فرحآبادی و همکاران (۱۳۹۱)؛ دانایی و همکاران (۱۳۹۲)؛ روحیپور (۱۳۹۲)؛ سرین[۳] و همکاران (۲۰۱۳)، سیلر و همکاران (۲۰۱۳). در تحقیق حاضر، پس از بررسی ادبیات تحقیق، برخی از ویژگیهای مهم جمعیتشناسی کارکنان شناسایی شد که عبارتند از: مدت ارتباط با مشتری: به مدت زمانی که مشتری با این بانک ارتباط دارد اشاره دارد. سن: شامل سن افراد ارائه دهنده خدمات است. جنسیت: به مرد یا زن بودن کارکنان اشاره دارد. میزان دارایی نقدی: میزان دارایی که به صورت پول نقد کارکنان دارند. تعداد ارائهدهندگان خدمات: تعداد کارکنانی که خدمات خاص را در بانک ارائه میدهند. وضعیت کارکنان: شامل وضعیت استخدامی کارکنان است که به صورت قراردادی، پیمانی و استخدامی هستند. نوع ارائه خدمات در شغل: شامل نوع خدماتی که در بانک توسط کارکنان بانک ارائه می شود. شامل افتتاح حساب، اعطای تسهیلات، … که در این تحقیق با مقیاسهای ارائه دهنده تسهیلات، صندوقدار، سایر موارد سنجیده میشود. ۲-۲-۱-۴- تأثیر سیستم مشارکت در تحقق اهداف موسسه همکاری و مشارکت افراد سازمان در تصمیمگیریها و تعیین اهداف سازمان باعث افزایش کارائی و بهرهوری کارکنان میشود. زمانی که کارکنان در تعیین اهداف سازمان و تصمیمگیریهای مربوط به امور سازمان مشارکت دارند، دید کاملتر و همه جانبهای نسبت به امور و اهداف پبدا میکنند و باعث میشود کارها و فعالیتهایی که در جهت رسیدن به این اهداف انجام میدهند با آگاهی و دقت بیشتری انجام دهند. مشارکت کارکنان در تصمیمگیریها باعث میشود آنان حس نزدیکی و وفاداری بیشتری به سازمان داشته باشند. بدین ترتیب شرکت دادن افراد در هدفگذاریها، تنظیم و اجرای اهداف مؤسسه، طریق عمده دیگری برای نزدیک ساختن فرد به سازمان است. فردی که در سازمان مورد مشورت و نظرخواهی قرار میگیرد و در تصمیمات و امور مشارکت و به عبارتی در تعیین اهداف موسسه شرکت نماید احساس میکند که سازمان متعلق به اوست و هدف او و سازمان یکی است. اما در آنجا که هدف شخص با مؤسسه هیچگاه یکسان نمی شود، بلکه تلاش در آن است که حتیالمقدور اهداف مذکور به هم نزدیک شده و از شدت تضاد کاسته میشود. ۲-۲-۱-۵- اهداف مشارکت کارکنان هدف از مشارکت آن است که با دخالت دادن کارکنان در فرآیند تصمیمگیری از میزان برخوردها و تعارضات موجود بین مدیران و کارکنان کاسته شود و طرفین کار با داشتن حق و فر صت مساوی برای تبادل نظر و تصمیم گیری درباره مسائل سازمانی، خود را متعلق به گروه واحدی بدانند که در جهت تحقق اهداف مشترک فعالیت میکنند. مشارکت کارکنان دارای ۳ هدف است:
- هدف اقتصادی: مشارکت کارکنان سبب افزایش کمی و کیفی بهره وری در سازمان میشود.
- هدف اجتماعی: مشارکت کارکنان باعث تقویت همکاری در طرفین میشود.
- هدف روانی: میزان برخوردها را کاهش و محیط کاری سالم و مناسبی را به وجود. آورده و به آرامش محیط کار کمک میکند. استقرار نام مشارکت در مدیریت ارزش عامل انسان در سازمان را به رسمیت میشناسد و به جنبه انسانی کار توجه بیشتری معطوف میگردد و موجب رضایت کارکنان میگردد.
۲-۲-۲- ارزش خدمات و اهمیت آن مشتری، اصلی ترین منبع سودآوری و رشد بانک است و بانکداران بر این نکته که رمز موفقیّت و تداوم بقاء بانکها، جذب، حفظ و نگهداری مشتریان است، تفاهم دارند. به همین دلیل، موضوع مشتری محوری در بانکها نیز از اولویت خاصی برخوردار است، تا آ نجا که مشتری محوری جزء ذاتی بانکداری محسوب شده و کسب و کار بانکداری، بدون رضایتمندی و خشنودی مشتریان، مقبول و موفق نخواهد بود. مهمترین وجه مشتری محوری و فاخرترین مفهوم در این رابطه موضوعی است که در سالهای اخیر، تحت عنوان ارزشآفرینی مطرح میشود. ارزش آفرینی، هدفی متعالی در کسب وکار میباشد و به معنای رویکردی است که یک سازمان در قبال همه ذینفعان و به ویژه مشتریان خود در پیش میگیرد و در آن مشتری را محور همه فعالیتها و فرآیندهای خود قرار میدهد. به این ترتیب، سازمان بانک از منظر مشتریان، به نحوی مهندسی می شود که محصولات و خدمات ارائه شده نیازها و خواستههای مشتری را تأمین کند. دامنه این امر حتّی تا کشف نیاز پنهان مشتریان و یا فراتر از آن، ایجاد نیاز در مشتریان گسترش مییابد.به همین دلیل پرداختن به موضوع ارز شآفرینی برای مشتریان در فضای به شدّت رقابتی کنونی، در کانون توجه قرار گرفته است. سازمانها باید از دریچه چشم مشتریان به کارکنان و فرآیندها و تصمیمات خود بنگرند تا بتوانند خود را با انتظارات مشتریان همراستا سازند. دلیل این امر آن است که ارزش باید از سوی گیرنده آن تعریف و تعیین شود و نه صرفاً ارائهدهنده آن. از این رو لازم است؛ سازمانها طرح «ارزشآفرینی» از نگاه ذینفعان و از جمله مشتریان را تدوین و اجرا کنند. ارزشآفرینی رویکردی یکپارچه است که نشان میدهد، سازمان چگونه میتواند در منظر ذینفعان و به ویژه مشتریان، ارزش خلق کند. اگر سازمانی نتواند برای مشتریان خود ارزشآفرینی کند، به مرور از ذهن و زبان مشتریان، خارج و از صحنه بازار محو میشود. ارزشآفرینی برای مشتریان، با تقویت قابلیتهای سازمانی و تواناییهای فردی محقق میشود. این دو، از جنس نامشهودهایی است که هویت یک سازمان را تشکیل میدهد و حتّی قابل کپیبرداری نیست. ارزشآفرینی به این معنی است که خدمت یا محصول تولید شده به ایجاد یا افزایش ارزش نزد مشتری منجر شود و ارزش هم همان چیزی است که مشتری حاضر است بابت آن هزینه بپردازد؛ چرا که برایش بسیار حائز اهمیت بوده، منفعت دارد یا رافع مشکلی از او است. به این ترتیب، برای رسیدن به مشتریان وفادار که ضامن بقای سازمان هستند، باید در راه پیادهسازی و نهادینه ساختن فرهنگ ارزشآفرینی برای مشتری در سازمان برنامهریزی کرده و گام برداشت.نگرش ارزش محور به ما نشان میدهد که باید برای مشتری ارزش بیشتری (نسبت به رقباء) خلق شود. این نگرش کمک میکند تا الگوی فعالیت سازمان به الگوی یکپارچه، با معناتر و عمیقتری ارتقاء یابد.تا در نهایت منجر به ارزش آفرینی مطلوب و ایجاد اعتماد و تعلق خاطر پایدار مشتری نسبت به سازمان شود (عسگری، ۱۳۹۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۹- روشهای تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات در این تحقیق برای تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده از نمونه از روشهای آماری توصیفی و نیز از روشهای آمار استنباطی استفاده شده است. در واقع، هر متغیر ابتدا در قالب جداول و شاخص آماری، توصیف شده و سپس فرضیههای تحقیق با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ۳-۹-۱- آزمون معنی دار بودن ضرایب ß در معادلات رگرسیون رگرسیون به صورت دو متغیره و چند متغیره محاسبه میشود. در رگرسیون دو متغیره، یک متغیر مستقل و یک متغیر تابع وجود دارد؛ ولی در رگرسیون چند متغیره یک متغیر تابع و چند متغیر مستقل وجود دارد. در رگرسیون چندگانه، به جای ضریب همبستگی معمولی، «ضریب همبستگی چندگانه» وجود دارد. این ضریب نشان میدهد که شدت رابطه متغیرهای مستقل به طور کلی با متغیر وابسته به چه میزان است. در این پژوهش از رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. رگرسیون به کار گرفته شده در تحقیق حاضر به قرار زیر است: + …. y= a + همچنین به منظور بررسی تأثیر متغیرهای جمعیتشناختی بر وفاداری مشتریان از آزمون t مستقل برای متغیر جنسیت و سایر متغیرهای جمعیتشناختی از تحلیل واریانس (ANOVA) استفاده شده است. از آزمون t مستقل زمانی استفاده میشود که هدف مقایسه میانگین بین دو گروه از افراد که از همدیگر متفاوت هستند و در گروههای A و B سازماندهی شدهاند، میباشد. در این روش سعی میگردد که تفاوت بین دو گروه به عنوان مثال زنان و مردان، مشخص شود. همانطور که گفته شد برای بررسی تأثیر متغیر جنسیت بر وفاداری شغل از این آزمون استفاده شد. از تحلیل واریانس (ANOVA) به منظور آزمون تفاوتهای موجود در بین میانگینهای جوامع یا گروههای مورد مطالعه از طریق بررسی میزان واریانس بین گروهها نسبت به واریانس درون گروهها، استفاده میشود. بطور خلاصه در این روش دو نوع واریانس باید برآورد گردد که یکی از آنها واریانس بین گروهها و دیگری واریانس درون گروههاست. بر مبنای تخمین این دو واریانس است که امکان محاسبه میزان F فراهم گردد. بر این اساس پس از محاسب F اگر سطح معناداری بدست آمده کوچکتر از ۰۵/۰ و بزرگتر از ۰۱/۰ باشد میتوان قضاوت کرد که بین میانگین گروههای مورد مطالعه تفاوت در سطح ۹۵ درصد میباشد و در صورتی که عدد بدست آمده کوچکتر از ۰۱/۰ باشد میتوان مدعی شد که این تفاوت در سطح ۹۹ درصد معنادار است. لذا میتوان نتیجه گرفت که تفاوت معناداری بین گروهها وجود دارد (کلانتری، ۱۳۸۹). همانطور که اشاره شد برای بررسی تأثیر متغیرهای جمعیتشناختی به جز جنسیت از تحلیل واریانس بهره گرفته شده است. ۳-۱۰- خلاصه فصل در فصل سوم، روششناسی که بخش علمی تحقیق را در بر میگیرد مورد بررسی قرار گرفته است. مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از فرایند اجرای تحقیق روش اجرای تحقیق، روش نمونهگیری، روش جمعآوری دادهها، معرفی ابزار اندازهگیری، اعتبار و پایایی پرسشنامه و روش تجزیه و تحلیل آماری . فصل چهارم تجزیه و تحلیل دادهها و یافتههای تحقیق ۴-۱- مقدمه تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده با ابزار گردآوری اطلاعات، یکی از پایههای اصلی هر مطالعه و بررسی است. پس از گردآوری دادهها، مرحلهی جدیدی از فرایند تحقیق که به مرحلهی تجزیه و تحلیل دادهها معروف است آغاز میشود. این مرحله در تحقیق از اهمیت بسیاری برخوردار است؛ زیرا این مرحله نتایج زحمات و تلاش محقق در روند انجام کار تحقیق میباشد. در این مرحله، محقق با استفاده از روشهای آماری مناسب و به طور علمی و همچنین با تکیه بر معیار عقل سعی میکند دادهها را در جهت آزمون فرضیات و ارزیابی آن مورد پردازش و بررسی قرار دهد تا بتواند به اطلاعات قابل استفاده دست یابد. این فصل به تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه میپردازد و شامل موارد زیر میباشد: بررسی و توصیف اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه با استفاده از شاخصهای فراوانی و فراوانی نسبی به وسیلهی نرمافزارهای SPSS و Excel، آزمون فرضیات و همچنین بررسی فرضیات تحقیق از تحلیل همبستگی، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس (ANOVA) با بهرهگیری از نرمافزار SPSS. ۴-۲- آمار توصیفی برای تبیین و تشریح دادههای جمعآوری شده در تحقیق از آمار توصیفی استفاده میشود. آمار توصیفی را عمدتاً مفاهیمی از قبیل جدول توزیع فراوانی و نسبتهای توزیع، نمایش هندسی و تصویری توزیع، اندازههای گرایش به مرکز، اندازههای پراکندگی و نظایر آن تشکیل میدهد. آمار توصیفی برای تبیین وضعیت پدیده یا مسأله یا موضوع مورد مطالعه مورد استفاده قرار میگیرد یا در واقع ویژگیهای موضوع مورد مطالعه به زبان آمار تصویرسازی و توصیف میگردد. از ابزارهای رایج در آمار توصیفی جداول و نمودارها میباشد (حافظ نیا، ۱۳۸۵)؛ که در تحقیق حاضر، از جداول و نمودارها برای به نمایش در آوردن برخی ویژگیهای جمعیتشناختی که در واقع ۶ سؤال عمومی پرسشنامه میباشد، استفاده شده است. ۴-۲-۱- جنسیت پاسخدهندگان در جدول ۴-۱ و شکل ۴-۱، درصد افراد برحسب جنسیت پاسخدهندگان آمده است.
| جدول ۴-۱: توزیع فراوانی پاسخدهندگان بر حسب جنسیت |
| جنسیت |
فراوانی |
درصد فراوانی |
فروانی تجمعی |
| مرد |
۲۰۴ |
۹/۸۹ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- معنا و مفهوم صدقه چیست؟
- از نگاه امامیه و اهل سنت، بنیهاشم چه کسانی هستند؟
- دیدگاههای علمای امامیه و اهل سنت دربارهی صدقه به بنیهاشم، چیست؟
د: پیشینهی تحقیق در این زمینه تحقیق مستقلی انجام نشده ولی در طی بحثهای دیگری مثل بحث فقهی زکات، این موضوع بیان شده است؛ ازجمله کتابی بنام عقیده فی اهل البیت بین افراط و التفریط از گروه وهابیون در عربستان تألیف شده که طی معرفی اهلبیت و اینکه اهلبیت چه کسانی هستند و صدقه بر آنها حرام است، به بحث و بررسی این موضوع پرداخته است. محتوای پژوهش حاضر از مجموعههایی تشکیل شده است که نسبت به بعضی از فصلهای تحقیق، قدمت طولانی دارد؛ برای مثال منابعی که بهطور کلی این بحث را در ضمن بحثهای دیگر مثل کتاب زکات مطرح کردهاند عبارتاند از: کتب امامیه: خلاف، نهایه و مبسوط شیخ طوسی، شرایع و معتبر محقق حلی، مختلف الشیعه علامه حلی، البیان و لمعه شهید اول، الروضه شهید ثانی و جواهر الکلام و تحریر الوسیله و شروحی که بر شرایع و عروهالوثقی و تحریر الوسیله وجود دارد. مستند الشیعه نراقی و مدارک الاحکام و… نیز از جمله آثاریاند که این بحث پرداختهاند. کتب اهل سنت: المبسوط الاصل محمد بن حسن شیبانی، المنتفی حاکم شهید، الموطا مالک، الام شافعی، مغنی ابن قدامه، فقه الزکاه یوسف قرضاوی؛ اما با این حال کتاب مستقلی با موضوع پرداخت صدقه به بنیهاشم نوشته نشده و بیشتر کتابهای ذکرشده، به ادلهی وجوب زکات و همچنین حرمت صدقه بر سادات بنیهاشم و … پرداختهاند. هـ.: فرضیههای تحقیق
- صدقه، اعطای چیزی به دیگری بهقصد تقرب به خدا و بدون هیچ چشمداشتی است که شامل صدقهی مستحبی و واجب میشود. صدقهی واجب، خود به زکات مال، فطره، کفارات و نذورات، تقسیم میشود.
- مراد از بنیهاشم بنا بر نظر مشهور علمای امامیه و اهل سنت، به افرادى گفته مىشود که از طریق پدر به هاشم بن عبدمناف منتسب هستند؛ که عبارتاند از آل ابوطالب، آل عباس، آل ابولهب و آل حارث.
- قول اکثر قریب بهاتفاق فقهای امامیه، حرمت پرداخت زکات واجب غیرهاشمی به هاشمی است؛ مگر در زمان اضطرار و ناکافی بودن خمس.
- اکثر علمای امامیه و اهل سنت، در حرمت و عدم حرمت صدقات بین واجب و مستحب بر بنیهاشم، قول بهتفصیل را پذیرفتهاند. صدقهی واجب را حرام و صدقهی مستحبی را جایز میدانند؛ و صدقه واجب، در چند صورت فرد هاشمی، میتواند از صدقات واجب استفاده کنند که این امور عبارتاند از عارض شدن حالت اضطرار زکات دهنده هاشمی باشد صدقه از افراد و مصادیق سبیل الله باشد همانند موقوفات عمومی زیرا این موارد بعد از وقف، صدقه محسوب نمیشود، هاشمی اگر چیزی از مستحق و یا امام دریافت کند برای او جایز است زیرا در این صورت صدقه محسوب نمیشود.
و: اهداف تحقیق هدف از تحقیق حاضر تبیین نظریههای مختلف در موضوع صدقه به بنیهاشم از منظر مذاهب فقهی، بررسی هرکدام از نظریهها و مصداقیابی احکام مطروحه است. به طور کلی هدف اصلی این تحقیق، به دست آوردن حکم پرداخت صدقه به بنیهاشم از دیدگاه مذاهب فقهی است و مشخص کردن مصداق بنیهاشم در این مورد است. ز: قلمرو تحقیق محدودهی تحقیق شامل مباحث فقهی در شش مذهب، امامیه، زیدیه، حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی است؛ لذا نگارنده به دیگر مذاهب فقهی نظر ندارد. ح: اهمیت تحقیق موضوع و حکم پرداخت صدقه به بنیهاشم از مباحثی است که تاریخمند نیست و در محدودهی زمانی خاصی منحصر نمیشود. این مسئله از زمان حیات پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله تا روز قیامت موضوعیت دارد؛ چراکه همهی نوادگان پسری آن حضرت نیز شامل بنیهاشم هستند و باید حکم پرداخت صدقه به آنها نیز روشن شود. هرچند علما و فقهای مذاهب فقهی هرکدام از منظر خود این مسئله را برررسی کردهاند اما تاکنون در حد پایاننامه به این مسئله پرداخته نشده است. ط: فایده تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- مراد از صدقه به معنای عام است که شامل صدقات مستحب و واجب میشود که خود صدقات واجب، شامل زکات مال، زکات فطره و نذورات است که ما میخواهیم احکام پرداخت این نوع صدقات بر بنیهاشم را از دیدگاه مذاهب فقهی – امامیه، زیدیه، حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی -بررسی کنیم.
- محور اصلی بحث ما صدقات واجب است و از صدقه مستحبی کمتر بحث به میان میآید زیرا در مورد حکم پرداخت این نوع از صدقات به بنیهاشم، اکثر فقهای اسلامی جایز میدانند و فقط در حرمت و عدم آن بر پیامبر و امام بعد از او اختلاف دارند که به این مباحث پرداخته میشود.
- طبق نظر امامیه خمس به شش قسم تقسیم میشود که سه قسم آن متعلق به امام معصوم است و سه قسم دیگر آن متعلق به ذوالقربی پیامبر و امام که شامل ایتام، مساکین و ابن السبیل هستند، میباشند.
- از نگاه اهل سنت، در نحوه تقسیم خمس بین فقهای مذاهب اختلافنظر وجود دارد که از نظر حنفیه، در زمان رسولالله صلّیاللهعلیهوآله به پنج قسمت تقسیم میشود ولی بعد از او سهم ذویالقربی قطع میشود و این سهم، در اینکه بین خویشاوندان پیامبر، تقسیم میشود یا صرف امر دیگری میشود اختلاف نظر، وجود دارد.
فصل دوم مفهوم و مصداق بنیهاشم مقدمه ما در این فصل به بررسی افراد و مصادیق بنیهاشم از دیدگاه مذاهب خمسه میپردازیم تا در نهایت مشخص شود، از منظر آنها بنیهاشم شامل چه کسانی میشود. شایسته است که قبل از ورود به بحث، در رابطه با اجداد پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله و قبیله بنیهاشم و تاریخچه آن، مطالبی آورده شود. نسب پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآله نسب پیامبر اسلام به این صورت است: حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله طبق روایتی که در بعضی از کتب آمده است، پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله فرمودند: در معرفی و بیان نسب پدران من به اجدادم هر وقت به نام عدنان رسیدید به همین مقدار اکتفا کنید. اجداد بعد از عدنان مرا نام نبرید. همچنین در روایات دیگری از آن حضرت آمده است که فرمودند: وقتیکه نسب من به معد بن عدنان تا ابراهیم علیهالسلام رسید، بیانکنندگان چنین انسابی (نسابین) دروغ یگویند.[۱۱۸] نسب شناسان تعداد پدران و نیاکان میان اسماعیل وعدنان را ۱۵ تا ۲۰، حتی تا ۴۰ نفر دانستهاند. نسب شناسان درباره نسب عدنان، بهسختی دچار، اختلاف شدهاند.[۱۱۹] ما نیز به تبعیت از کلام نورانی نبی اکرم از ذکر اجداد گرامی پیامبر بعد از جناب عدنان خودداری میکنیم. اجداد نبی اکرم صلّیاللهعلیهوآله عبارتند از: عبدالله بن عبدالمطلب هاشم بن عبدمناف بن قصى بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لؤىّ بن غالب بن فِهر بن مالک بن نضر بن کَنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان.[۱۲۰] صاحب کتاب المجموعالنوری نیز به این مطلب اشاره کرده است.[۱۲۱] بنیهاشم در گذر تاریخ ۱- بنیهاشم قبل از اسلام
طایفهای از قریش از فرزندان هاشم بن عبدمناف است، قریش نخستین قبیلۀ عرب است که شهر مکه را آباد و خانۀ کعبه را نوسازی کرد. قریش لقب جد بزرگ این قبیله است و به معنی کوسهماهی است وجه دیگر آن مشتق از تَقرَش به معنی گرد آمدن است.[۱۲۲]
الف) هاشم کیست؟ هاشم، جد دوم پیغمبر، از طرف پدرش «عبدمناف» دو منصب «سقایت و رفادت» یعنی میزبانی حاجیان در مکه را به ارث برده بود. وی به دلیل فتوت و ایثارش در زمان قحطی در میان قریش و نیز اقدامات کارآمدش در گسترش تجارت قریش از مکه تا شام و انجام کارهای عامالمنفعه ازجمله: حفر چاه زمزم، احترام و شأن و محبوبیت خاصی در بین مردم مکه پیدا کرد و «ریاست قریش» برای او تثبیت و به خاطر علو مرتبه و مقامش به عمرو العلا موسوم و سیدالبطحاء نیز به او میگفتند[۱۲۳]. وی در جوانی درگذشت. بعد از هاشم برادرش مطلب منصب او را گرفت و سپس عبدالمطلب فرزند هاشم جانشین او شد. اسم او به خاطر موی سفیدی که جلوی پیشانیاش داشت به شیبه، معروف بود[۱۲۴] که نسب بنیهاشم به او میپیوندد. بعد از عبدالمطلب، فرزندانشان بهعنوان بنیهاشم و بنیعبدالمطلب معروف شدند. از افتخارات بزرگ بنیهاشم، وجود مبارک پیغمبر اسلام حضرت محمد صلّیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام و خاندان پیامبر (اهلبیت) علیهمالسلام است. همین افتخارات باعث شد که بنیهاشم مورد حسادت و دشمنی شدید پسرعموهای خود بنیامیه قرار گیرند که از قبل نیز بنیامیه، به دیده حسادت و رقابت به آنها مینگریست.[۱۲۵] ب) کیفیت ولادت هاشم نقل شده که هاشم و عبدشمس هر دو با هم به دنیا آمدند و در هنگام ولادت مشاهده کردند که انگشتهای هاشم به پیشانى عبدشمس چسبیده و چون خواستند آن دو را از یکدیگر جدا کنند خون جارى گردید و همین سبب شد که حاضران گفتند: میان این دو برادر خون حاکم خواهد بود و چنان شد که گفته بودند، زیرا تا آنجا که تاریخ به یاد دارد میان فرزندان هاشم و عبدشمس که به نام فرزند عبدشمس «امیه» به بنیامیه معروف شدند خونریزى بوده است.[۱۲۶] ج) وجهتسمیه هاشم به این نام ملقب شدن وی به هاشم از آنرو بود که قریش طی چند سال اموال خود را از دست داده و دچار قحط شده بودند. هاشم، برای رفع این مشکل، به شام سفر کرد و دستور داد نان فراوانی بپزند. سپس نانها را بر شتران بار کرد و به مکه برد. در آنجا نانها را شکست و ترید نمود (هَشَمالثَریدَ/ الخُبزَ) و شتران را نحر کرد و پخت و مکّیان را سیر کرد[۱۲۷]. این نخستین فراوانی نعمت قریش پس ازآن دوران سخت بود. از اینرو، به وی هاشم (خردکننده، تکهتکه کننده) گفتند.[۱۲۸] ۲- بنیهاشم مقارن با بعثت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآله از طایفهی بنیهاشم بود و بعثت ایشان از این قبیله باعث حسادت و دشمنی سایر قبائل قریش گردید. (بنیامیه از سرسختترین این دشمنان بودند). شمار اندکی از بنیهاشم اسلام آوردند. برخی از هاشمیان نیز به دشمنی و رویارویی شدید با حضرت برخاستند ابولهب عموی پیامبر صلّیاللهعلیهوآله و ابوسفیان بن حارث که به هجو پیامبر صلّیاللهعلیهوآله میپرداخت ازجمله این افراد بودند.[۱۲۹] ۳- بنیهاشم پس از پیامبر صلّیاللهعلیهوآله: پس از رحلت پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله)، رقابتهای قبیلگی پیش از اسلام، حتی در بین صحابه پیامبر صلّیاللهعلیهوآله در قالب مخالفت با جانشینی علی (علیهالسلام) آشکار گشت. بسیاری از مخالفان خلافتِ امام علی (علیهالسلام)، خلافت او را به معنای ادامه حکومت بنیهاشم بر عرب میدانستند؛ چنانکه عُمَر در گفتوگو با علی (علیهالسلام) و همچنین عباس بن عبدالمطّلب عنوان میکرد که: عرب نمیپذیرد که نبوت و خلافت با هم در یک خاندان جمع گردد.[۱۳۰]در مقابل، امام علی (علیهالسلام) ضمن تأیید اینکه خلفای پیامبر صلّیاللهعلیهوآله باید از قریش و بنیهاشم باشند، تصریح کرد که فقط افراد معینی از بنیهاشم شایسته این منصب و مسئولیتاند.[۱۳۱] مخالفت با جمع شدن نبوت و خلافت در بنیهاشم، موجب اتحاد سایر تیرههای عرب شد؛ زیرا تیرههای مختلف قریش، مردمان مدینه و متحدانِ آنان میپنداشتند اگر علی (علیهالسلام) خلیفه شود، خلافت هیچگاه از بنیهاشم خارج نخواهد شد. به همین دلیل، برخی از صحابه، هنگامیکه هنوز پیامبر صلّیاللهعلیهوآله دفن نشده بود، در سقیفه، گرد آمدند و از میان خود، بدون مشورت با بنیهاشم و بهرغم اعلام وصایت و جانشینی علی (علیهالسلام) از سوی پیامبر صلّیاللهعلیهوآله خلیفهای منصوب کردند. از این زمان کشمکش میان بنیهاشم و خلفا و حاکمانِ پس از آنان در تمامی دورهها وجود داشته است [۱۳۲] گفتار اول: مفهوم و مصداق بنیهاشم از نگاه امامیه در فصل اول روشن شد که خمس حق ثابت برای خدا و رسول خدا و ذی القربی و سه طایفه دیگر که به مصرفکنندگان خمس، تعبیر شده بودند که شامل، ایتام و مساکین و ابن سبیل، از خویشاوندان نسبی و رحمی[۱۳۳] پیامبر و امام معصوم را شامل میشود و خمس عوض زکات برای آنان قرار داده شده که به مستحقین از طوائف ثلاثه خمس معروفند. این سه، گروه از مستحقین خمس، دارای یک سری شرایط مشترکی هستند که با داشتن این شرایط جز ء مستحقین خمس محسوب میشوند بنابراین مناسب است که قبل از برشمردن مصادیق بنیهاشم، باید به دو مسئله بپردازیم. مسئله اول: روایاتی که از ذوالقربی اراده بنیهاشم شده. مسئله دوم: شرایط مستحقین خمس را بررسی کنیم تا در نهایت ملاک و معیار معرفی بنیهاشم از جهت مفهوم و مصداق مشخص شود. اول: مراد از ذوالقربی در روایات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- خود هاشم و خود مطلب.
- فرزندان دختر یا نوه دختری. پس دختران هاشم و فرزندان نوهی پسری هاشم را شامل میشود.
- مطلب، برادر هاشم که با برادرش شفیق هم بودند یعنی از یک پدر و مادر بودند[۱۶۹] بنابراین نسل و دودمان و آل مطلب یا بنیمطلب از بنیهاشم محسوب نمیشوند.
- بنی عبدشمس و بنینوفل. این دو از مطلب نسبت به هاشم، دورتر بودند زیرا مطلب شفیق هاشم محسوب میشد اما این دو مادرشان از قبیله بنی عدی بوده و قبل از ازدواج با عبدمناف عبدشمس و نوفل به دنیا آورده بود؛ و از فرزندان عبدمناف محسوب نمیشوند؛ و قطعاً از آل عبدمناف یا بنی عبدمناف نیستند. پس وقتی از آل عبدمناف نیستند بهطریقاولی از بنیهاشم نیستند زیرا نسب این دو به پدرشان میرسد که از قبیله بنیهاشم نبودند.
عدم الحاق، آل ابولهب به بنیهاشم از نظر مذهب حنفی به خاطر اینکه احدی از آل ابیلهب در مدت زندگی رسول خدا مسلمان نشدند جز قبیله بنیهاشم محسوب نمیشوند ولی برخلاف این دیدگاه که در کتاب جامع الا وصول آمده عتبه و متعب هردو پسران ابولهب بودهاند و در جریان فتح مکه مسلمان شدند و آن دو در جنگ طائف و حنین پیامبر صلّیاللهعلیهوآله را همراهی کردند و در مقابل کسانی که میگویند ابیلهب نسلی از خود باقی نگذاشته است این نظریه است که نسل او عقبه نزد نسب شناسان برخوردار بودند[۱۷۰] بنابراین از نگاه مذهب حنفی، بنیهاشم عبارتاند از آل علی، آل عقیل، آل جعفر آل عباس و آل حارث، پس بنا بر مبنای این مذهب، بنو ابیلهب و بنو مطلب خارج از دایره بنیهاشم محسوب میشوند. بنیهاشم از نگاه مالکیها: مالک نیز همانند ابوحنیفه مراد از ذویالقربی بنیهاشم به تنهای و مراد از بنیهاشم هم همان پنج بطن میدانند با این تفاوت که فرزندان غالب بن فهیره، از آل پیامبر و بنیهاشم، میدانند.[۱۷۱] بنیهاشم از نگاه شافعیها شافعی و جماعتی از علما معتقدند: آل پیامبر عبارتاند از: بنیهاشم یا همان فرزندان هاشم و بنیمطلب و یا همان فرزندان مطلب که شافعی برای اثبات مدعای خود اینگونه استدلال کرده که چون رسول اکرم بنیمطلب را با بنیهاشم در سهم ذویالقربی (خویشاوندان) شریک قرار داده و به احدی از قبایل قریش از این سهم نداده است، پس میتوان دریافت که آل پیامبر منحصراً این دو گروه میباشند[۱۷۲] استدلال شافعی بر الحاق بنیمطلب به بنیهاشم شافعی، با استناد به حدیث جبیربن مطعم بخاری روایت چنین کرده است: «من و عثمان در محضر رسول خدا رفتیم و گفتیم: ای رسول خدا درحالیکه ما و بنیمطلب یکی هستیم شما از خمس خیبر سهمی را به آنان دادید ولی به ما چیزی ندادید آن حضرت در جواب ما فرمود: «انما بنو مطلب و بنوهاشم شی واحد» همانا بنیمطلب و بنیهاشم یک خاندان هستند.[۱۷۳]» البته شافعی با ا استفاده عبارت ولم یعط احدا من قبائل قریش غیرهم از حدیث نبوی، دیگر قبائل قریشی که نسبشان به جناب عبدمناف میرسد را خارج میکند، وای قبائل شامل بنی عبدشمس و بنینوفل چون قول نادری هم وجود دارد که اینها ملحق به بنیهاشم میشوند[۱۷۴]؛ این نظر فوق درفقه المنهجی نیز آمده است.[۱۷۵] صاحب کتاب العقیدتنا منا فی اهلبیت، بین الافراط وتفریط، در ضمن بیان حقوق مالی اهلبیت، تحت عنوان، مراد آل فی الزکاه، (عدم تعلق زکات به آنها) مصادیق بنیهاشم را اینگونه بیان کرده است: «علما در تعیین مصادیق آن اختلاف دارند، حنفیه و مالک و احمد بن حنبل، آل علی ع، آل عباس، آل جعفر، آل، عقیل، آل حارث بن عبدالمطلب، ولی ابیلهب[۱۷۶] را از بنیهاشم به خاطر کفرش و حریص بودن بر آزار و اذیت نبی اکرم، صلّیاللهعلیهوآله خارج دانستهاند.[۱۷۷]» بنابراین بنیمطلب را هم جزء بنیهاشم میداند اما بنو ابیلهب به خاطر کفرش خارج از بنیهاشم میدانند. بنیهاشم از نگاه حنبلیها این مذهب علاوه بر بنیهاشم، (پنج بطن معروف) بعضی از علمای این مذهب، ابیلهب را داخل بنیهاشم دانستهاند. چون او را از سلاله هاشم میدانند[۱۷۸]. چون ابیلهب ظاهراً از محدوده بنیهاشم به خاطر نسبش به جناب هاشم میرسد، از بنیهاشم محسوب میشود اما اینکه بهواسطه کفرش از. مستحقین خمس محسوب نمیشود و میتوان به زکات داد، ان شاءالله در فصل سوم به این مسئله خواهیم پرداخت. در مور د الحاق بنیمطلب به بنیهاشم دو رأی متعارض وجود دارد. الف: رأی اول الحاق: روایت جبیر بن مطعم را احمد بن حنبل، ذکر کرده، البته با این تفاوت که عبارت «انا و بنو مطلب لم نفرق فی جاهلیه ولا اسلام انما شی واحد[۱۷۹]» و همین روایت از شافعی در مسندش، با این تعبیر که «انما بنو هاشم و بنو مطلب شی واحد وشبک بین اصابع»[۱۸۰] از این روایت ابن حنبل استفاده میشود که بنیمطلب مستحق خمس هستند. چون آنها با بنیهاشم باهم برابرند؛ و زکات هم مانند بنیهاشم بر آنها حرام است.[۱۸۱] ب) رأی دوم: عدم الحاق.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- دلیل روایی
در مورد اینکه برخی قائلین به جایز بودن زکات هاشمی برای هاشمی دیگر، به حدیثی از عبّاس بن عبد المطلب استناد کردهاند که گفته است: «از رسول اکرم پرسیدم: ای رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله همانا شما صدقات مردم را برای ما حرام گردانیدید آیا جایز است که برخی از ما ـ اهلبیت ـ زکات یا صدقات فرد دیگری را که او نیز از ما اهلبیت است دریافت و مصروف نماییم؟ آن حضرت فرمود آری این کار اشکالی ندارد باید گفت برخی از راویان این حدیث متهم هستند»[۳۱۹].
- نقل فتوا
الف: مذهب حنفی درالمنتقی آمده است: از امام ابوحنیفه نقل گردیده که گفته است: برای یک هاشمی جایز است که زکات (واجب و مستحبی) خود را به هاشمی مانند خود بدهد.[۳۲۰] ب: مذهب حنبلی قول راجح از منظر ابن تیمیه آن است که برای بنیهاشم زکات گرفتن از هاشمیین جایز است.[۳۲۱] اگر فرد هاشمی فقیر و نیازمند باشد و از بیتالمال بهرهمند نیست که شأن و مرتبهی او در این زمان و در تمام بلاد مسلمین حفظ شود و چیزی برای او یافت نمیشود که خود را از گرسنگی نجات دهد، در این صورت فرد هاشمی اگر زکات خود را به هاشمی دهد اولی و بهتر است که زکات خود را به غیرهاشمی دهد.[۳۲۲] فرع دوم: حکم پرداخت زکات فطره؛ به بنیهاشم الف: شروط استفاده هاشمی از زکات فطره آِیا بنیهاشم درصورتیکه فقیر باشند و مالی جهت معیشت خود به دست نمیآورند و از بیتالمال هم تأمین نمیشوند، میتواند از زکات فطره استفاده کنند؟ ابن صالح در جواب به این سؤال گفته است که به خاطر روایت از نبی اکرم صلّیاللهعلیهوآله که صدقه برآل محمد حلال نیست زیرا چرک مردم است بنابراین روایت مطلق صدقات چه صدقه و زکات فطره و یا مال بر بنیهاشم و آل محمد حرام است.[۳۲۳] ب: فتوای ابن تیمیه در مورد زکات فطره فقط ابن تیمیه اینگونه فتاوا داده است که درصورتیکه بنیهاشم از خمس محروم باشند صدقه زکات به آنها داده میشود تا اینکه احتیاجات خود را برطرف کنند دادن زکات و صدقه به آنها بهتر از این است که بهطرف مردم دست گدایی دراز کنند. فرع سوم: حکم صدقه بر عمال از بنیهاشم بسیاری از فقها، «هاشمی نبودن» را نیز شرط لازم برای تصدی امور زکات دانستهاند: ولی با این وجود، در جواز وعدم جواز مسئولیتپذیری فرد هاشمی بهعنوان متولی یا عامل بودن در امر زکوات بین برخی از فقهای اهل سنت اختلاف است و برخی صحت آن را مشروط به شر طی دانستهاند. الف: دلیل بر عدم جواز اکثر فقهای اسلامی معتقدند: سپردن مسئولیتهای مربوط به زکات به خویشاوندان رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآله (که همان بنیهاشم هستند) جایز نیست. ابوحنیفه قول صحیح نزد او عدم جواز صدقه بر عمال هاشمی است مذهب مالکیه و شافعی و برخی از حنابله فتوا به عدم جواز دادهاند و الخرقی گفته: «همانا صدقه بر بنیهاشم بهعنوان عاملیت زکات صحیح نیست که پولی دریافت کند زیرا بنیهاشم به خاطر قرابتی که با رسول الله صلّیاللهعلیهوآله دارند از گرفتن این اجر بهعنوان عاملیت زکات منزه هستند چون این نوع اجر شبیه چرک است»[۳۲۴] استدلال این گروه روایت فضل بن عباس و مطلب بن ربیعه است که بیانش، گذشت. ب: دلیل جواز یکی از اندیشمندان به نام «ناصر»، بهکارگیری بنیهاشم در امور و مسئولیتهای مربوط به زکات و اعطای دستمزدی از این طریق به آنان را جایز دانسته و البته در قولی، امام شافعی و امام احمد بن حنبل نیز همین دیدگاه را تأیید و پذیرفتهاند. قاضی ابویعلی پیرامون این مسئله میگوید: «بهکارگیری کسانی چون بنیهاشم به خاطر خویشاوندی با رسول اکرم صلّیاللهعلیهوآله و بردگان و کفارـ که زکات گرفتن برای آنان حرام است ـ در امور مسئولیتهای مربوط به زکات و تعیین دستمزد و حقوقی از این طریق به آنان، جایز است زیرا آنچه این افراد دریافت میکنند زکات نیست بلکه دستمزد و پاداش کاری است که انجام دادهاند. به همین خاطر هم میزان مزد و اجرتی که افراد میگیرند متناسب با نوع و میزان کارشان متفاوت است.»[۳۲۵] در کتاب حاشیه ابن عابدین آمده که ابوحنیفه گفته است «همانا گرفتن زکات توسط فرد هاشمی، بهعنوان عاملیت، مکروه است و حکم حرمت بر آن بار نمیشود.»[۳۲۶] فرع چهارم: شرایط دریافت صدقه استفاده از صدقات واجب در چه صورتی بر بنیهاشم حلال میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
r =1
r =۰
۸۶/۱۷
۲۹۲/۱۴
۸۸/۱۴
۹۲۸/۱۱
r =2
ماخذ: محاسبات تحقیق بر اساس آمارههای دو آزمون در جدول(۴-۳) وجود ۱ بردار همجمعی اثبات میشود. به عبارت دیگر فرضیه صفر در هر دو آزمون پذیرفته میشود و مناسبترین الگو، الگوی وجود عرض از مبدا بدون روند میباشد. انتخاب این الگو به این صورت است که هر پنج الگو را به ترتیب از مقیدترین حالت که الگوی اول است تا نامقیدترین حالت که الگوی پنجم است برآورد میشود. سپس فرضیه وجود هیچ بردار همجمعی (r=0) به ترتیب در آنها آزمون میشود. اگر بر اساس کمیتهای بحرانی آماره آزمون اثر(یا حداکثر مقدار ویژه) این فرضیه رد شود، در مرحله دوم فرضیه صفر r=1 را مجدداً به همین ترتیب از مقیدترین حالت تا نامقیدترین حالت آزمون میشود. به همین ترتیب برای r=2 و بیشتر انجام میشود. وقتی این کار متوقف میشود که فرضیه صفر مورد پذیرش واقع شود. در این مطالعه، این فرضیه در دو الگوی اول ودوم بر اساس کمیت آماره ارائه شده رد میشود. در نتیجه براین اساس، الگوی سوم، عرض از مبداء نامقید و بدون روند مناسبترین الگو برای تحلیل همجمعی است و این الگو بدان معنا است که در الگوی کوتاهمدت روند زمانی وجود ندارد و تنها عرض از مبداء وجود دارد. این عرض از مبداء سبب خواهد شد تا روابط بلندمدت از روند برخوردار باشند. اما چون روند برابر با صفر قرار داده شده است فرض بر این است که عرض از مبداء روابط بلندمدت توسط عرض از مبداء روابط کوتاهمدت خنثی شدهاند به گونهای که در نهایت تنها عرض از مبداء برای الگوی کوتاهمدت باقی مانده است. بر اساس نتایج ارائه شده در جدول(۴-۳)، وجود یک بردار همجمعی ثابت شده است که این نتیجه به دست آمده نیز مورد تایید تئوریهای اقتصادی میباشد. بر اساس آزمون همجمعی و مشخص شدن تعداد بردارهای همجمعی، میتوان بردار همجمعی و نرمال شده آن را نشان داد(پیوست(۱-۷)). در این نرمالسازی، بردارهای همجمعی مورد نظر نسبت به متغیر ، نرمال شدهاند. ضرایب به دست آمده در معادله(۴-۴)، (۴-۵) و (۴-۶) به صورت کشش تفسیر میشوند. (۴-۴) معادله(۴-۴)، رابطه ضرایب تعادلی بلندمدت همراه با علامت مربوط به آنها را نشان میدهد. همانطور که مشاهده میشود، علامتهای به دست آمده با تئوریهای اقتصادی همخوانی دارد. به عبارت دیگر، با افزایش اشتغال مصرف انرژی برق افزایش سرانه مییابد و با افزایش درآمد واقعی سرانه، مصرف انرژی برق سرانه کاهش مییابد به گونهای که یک درصد افزایش در اشتغال( )، منجر به افزایش مصرف انرژی برق سرانه ()، به میزان ۷۶۰۴/۱ درصد میشود و یک درصد افزایش در درآمد واقعی سرانه ()، منجر به کاهش مصرف انرژی برق سرانه به میزان ۱۱۱۷۸/۰ درصد میشود. اگر بردار به دست آمده را بر اساس درآمد واقعی سرانه نرمالسازی شود، معادله آن را میتوان به صورت زیر نوشت: (۴-۵) یعنی، با یک درصد افزایش در مصرف انرژی برق سرانه، درآمد واقعی سرانه به میزان ۹۴۶۴/۸ درصد کاهش مییابد. در مورد اشتغال نیز میتوان به این نتیجه رسید که با یک درصد افزایش در اشتغال، درآمد واقعی سرانه به میزان ۷۴۹/۱۵ درصد افزایش مییابد. اگر بردار به دست آمده را بر اساس متغیر اشتغال نرمالسازی شود، میتوان آن را به صورت زیر نوشت: (۴-۶) یعنی با یک درصد افزایش در مصرف انرژی برق سرانه، اشتغال به میزان ۵۶۸۰۶/۰ درصد افزایش و با یک درصد افزایش در درآمد واقعی سرانه، اشتغال به میزان ۰۶۳۴۹۶/۰ درصد افزایش مییابد. بعد از مشخص شدن ضرایب بلندمدت، نوبت بررسی اثر تکانههای وسیع بر بردار همجمعی است. همانطور که از نگاره(۴-۱) مشخص است، بردار همجمعی مورد نظر گرایش برای حرکت به سمت رابطه تعادلی بلندمدت خود دارد. اما، قبل حرکت به سمت تعادل بلندمدت جهشی در جهت خارج شدن از حرکت به سمت تعادل بلندمدت وجود دارد. ولی، این جهش به اندازهای نیست که مانع از تعدیل بلندمدت شود. نگاره۴-۱- اثر تکانههای وسیع بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار نگاره (۴-۲)، اثر تکانههای وارده بر متغیره بر مصرف انرژی برق سرانه با یک انحراف معیار نشان میدهد. همانطور که مشاهده میشود، اثر تکانه وارده در طول زمان گرایش به زایل شدن دارد. اما، قبل از حرکت به سمت زایل شدن اثر تکانه، جهشی وجود دارد. نگاره ۴-۲- اثر تکانه وارده به مصرف انرژی برق سرانه بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار نگاره(۴-۳)، اثر تکانه دارده بر درآمد واقعی سرانه با یک انحراف معیار را نشان میدهد. همانطورکه مشاهده میشود تکانه وارده گرایش به زایل شدن دارد. ولی در طول حرکت به سمت تعادل بلندمدت جهشهای متفاوتی مشاهده میشود. نگاره ۴-۳- اثر تکانه وارده به درآمد واقعی سرانه بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار نگاره (۴-۴)، مربوط به بررسی اثر تکانه وارده بر متغیر اشتغال با یک انحراف معیار است و همانطور که از این نگاره مشخص است، اثر تکانه وارده در طول زمان گرایش به زایل شدن دارد. گرچه، در بر اثر تکانه وارده در ابتدا جهشی در اشتغال به وجود آمده است. نگاره ۴-۴- اثر تکانه وارده به اشتغال بر بردار همجمعی با یک انحراف معیار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Fac ، منظور آزمون خود همبستگی بین جملات اخلال. Ffu، منظور آزمون درستی تصریح شکل تابع. Fnor، منظور آزمون نرمال بودن توزیع جملات اخلال. Fhet، منظور آزمون واریانس ناهمسانی. جدول(۴-۶)، نتایج مربوط به آزمون علیت گرنجر همراه با جمله تصحیح خطا را برای بررسی ارتباط علّی کوتاهمدت را نشان میدهد. بر اساس نتایج به دست آمده، در کوتاهمدت تنها بین رشد اشتغال و رشد مصرف انرژی برق رابطه علّیای وجود دارد و جهت این رابطه از سوی رشد اشتغال به رشد مصرف انرژی برق سرانه میباشد. زیرا، مقدار آماره F از نظر آماری در سطح % ۱ معنیدار است. ضریب جمله تصحیح خطا فقط در معادلهای که مصرف انرژی برق سرانه متغیر وابسته است وارد شده است. زیرا، رابطه بلندمدت فقط در این حالت وجود دارد. میزان وقفه برابر با دو است. جدول ۴-۶- نتایج آزمون علیت گرنجر
| ECT) t ( آما ره |
آماره (احتمال) |
متغیر وابسته |
| ΔLnNI ΔLnEM ΔLnEC |
| (۰۰۰/۰ ) ۵۹۴۲/۵- |
( ۷۷۴/۰ ) ۲۵۷/۰ ( ۰۰۱/۰ ) ۵۸۴/۸ ……. ( ۲۹۸/۰ ) ۲۵۳/۱ …… ( ۷۸۸/۰ )۲۳۹ /۰ ……. ( ۱۶۱/۰ ) ۹۲۸/۱ ( ۱۸۲/۰ ) ۷۸۶/۱ |
ΔLnEC ΔLnEM ΔLnNI |
ماخذ: محاسبات تحقیق یکی از مسائل مهم در برآورد معادلات بالا مشخص کردن طول وقفههای است که باید در الگو وارد شود تا بتوان اطمینان حاصل کرد که جملات خطا خصوصیات کلاسیک را دارا هستند. یعنی همبستگی پیاپی ندارند، دارای توزیع نرمال با میانگین صفر و واریانس هستند و مستقل از یکدیگر توزیع شدهاند. در عین حال طول وقفههای مناسب(p)، بستگی به وجود یا عدم وجود متغیرهایی دارد که تنها رفتار الگو را در کوتاهمدت تحت تاثیر قرار میدهند و در صورت وجود اگر از الگو حذف شوند، اثر آنها تنها رفتار الگو را در کوتاهمدت تحت تاثیر قرار میدهند و در صورت وجود اگر از الگو حذف شوند، اثر آنها در جمله اخلال() ظاهر خواهد شد. در چنین صورتی معمولاً افزایش طول وقفههای p به منظور خوش رفتار کردن جمله اخلال کارساز نیست. به ویژه اینکه افزایش بیش از حد p تعداد پارامترهای مورد برآورد الگو را نیز زیاد میکند. این مسئله خود بر برآورد رتبه ماتریس حاوی اطلاعات مربوط به روابط تعادلی بلندمدت تاثیر گذاشته، توجیه اقتصادی بردارهای همجمعی متعدد به دست آمده را مشکل میسازد. ۴-۳-۵- ثبات فضای همجمعی یکی از مسائل مربوط به الگوهای رگرسیونی سری زمانی این است که پارامترهای تخمین زده شده ممکن است در طول زمان تغییر نمایند. عدم ثبات در پارامترها میتواند ناشی از تصریح باشد که اگر شناخته نشود قابلیت این را دارد که در نتایج اریب ایجاد نماید. در این قسمت به بررسی اینکه آیا کششهای تخمین زده شده در طول زمان پایدار هستند پرداخته شده است. بدین منظور از آزمون پسران و پسران(۱۹۹۷)، برای عدم ثبات در پارامترها استفاده شده است. آزمون پسران و پسران(۱۹۹۷)، مقادیری را برای الگویهای تصحیح خطا از طریق گرفتن هر متغیر تفاضل یافته همراه با جمله تصحیح خطای وقفهدار شده تخمین میزند. این کار تنها برای معادلهای مصرف انرژی برق متغیر وابسته است ممکن است. زیرا، این معادله، تنها معادلهای است که در آن ارتباط تعادلی بلندمدت وجود دارد. جمله تصحیح خطا از بردار همجمعی بلندمدت محاسبه شده است. زمانی که الگو تخمین زده شد، پسران و پسران(۱۹۹۷)، پیشنهاد میکنند که آزمون مجموع تجمعی بازگشتی پسماندها(CUSUM) و مجذور مجموع تجمعی بازگشتی پسماندها(CUSUMSQ) که توسط براون و همکارانش(۱۹۷۵)، ارائه شده است برای ارزیابی ثبات پارامترها استفاده شود(آماره CUSUM برای یافتن تغییرات سیستماتیک در ضرایب رگرسیون و آماره CUSUMSQزمانی که انحراف از پایداری ضرایب رگرسیون اتفاقی و ناگهانی است مفید واقع میشود). الگو به وسیله OLS و پسماندها مشروط به آزمونCUSUMQ )) تخمین زده شدهاند. همانطور که در دو نگاره(۴-۴) و (۴-۵) نشان داده شده است، نمودارها بین دو خط صاف( فاصله اطمینان % ۹۵) قرار گرفتهاند. بنابراین، فرض صفر مبنی بر وجود ثبات ساختاری رد نمی شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- آیا با استفاده از این تفکیک توانمندی بهتری جهت توضیح تغییرات بازده بدست می آوریم؟
- آیا رشد در سود باقی مانده و سایر اجزای رشد سود ارتباط متفاوتی با بازده دارند؟
- آیا بازار به طور کامل کاربردهای رشد در سود باقی مانده و سایر اجزای رشد را درک می کند، یا این اجزا، بازده های آتی سهام را پیش بینی می نمایند؟
ضرورت و اهمیت پژوهش از زمان آدام اسمیت دیدگاه غالب در خصوص سازمانها این بوده است که آنها نیروی خود را از سرمایه گذاران، کارکنان و تأمین کنندگان به دست می آورند تا کالا و خدماتی را برای مشتریان خود تولید کنند. در این دیدگاه عملکرد سازمانی عبارت است از بازده مالی که به سهامداران می رسد (فیرر[۷] و همکاران، ۲۰۰۳: ۳۶۰-۳۴۸). هریک از ما در طول زندگی خود تصمیماتی را برای سرمایه گذاری در زمینه های مختلف از جمله ملک، طلا، سهام و مانند اینها اتخاذ می کنیم. در یک تصمیم علمی انتخاب هر یک، بستگی مستقیم به میزان ریسک و بازده آن فرصت در مقایسه با دیگر فرصت های سرمایه گذاری دارد. به عبارت دیگر هدف اصلی شناسایی آن فرصت سرمایه گذاری است که بیشترین بازده را با ریسک یکسان و یا کمترین ریسک را در شرایط بازده مساوی در مقایسه با دیگر فرصت ها به ما می دهد. بنابراین اهمیت پیش بینی بازده سهام، محققان را بر آن داشته تا به دنبال متغیرها و شاخص هایی که ارتباط معنادار با بازده سهام دارند و همچنین متغیرهایی که بر این رابطه تأثیرگذارند؛ باشند. آن ها همواره به دنبال این بوده اند که متغیرهایی را که بر بازده تأثیرگذارند، یافته و بر اساس آن تصمیمگیری کنند. نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می دهد که اطلاعات مالی و غیرمالی هر دو بر بازده سهام مؤثر هستند (مهرانی و همکاران، ۱۳۸۳: ۷۸-۷۷). لذا یکی از معیارهایی که برای سنجش عملکرد سازمان ها که در این تحقیق به آن پرداخته شده است، بازدهی سهام است زیرا معمولاً مهم ترین معیار ارزیابی عملکرد موسسات، در حال حاضر نرخ بازده سهام است. این معیار به تنهایی دارای محتوای اطلاعاتی برای سرمایه گذران بوده و برای ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی این معیار کاهش یابد زنگ خطری برای شرکت است و عملکرد شرکت را مناسب نشان نمی دهد. این معیار دارای محتوی اطلاعاتی زیادی می باشد، زیرا ارزیابی عملکرد برمبنای ارزش بازار، اطلاعات سرمایه گذاران را به خوبی منعکس می کند. از طرف دیگر سودآوری شرکتها همواره مورد توجه افراد ذینفع در شرکتها بوده و قابلیت سودآوری شرکتها درآینده و توان پیش بینی آن می تواند کمک بسیار مفیدی به تصمیم گیری آنها در خرید و فروش سهام و دادن اعتبار به شرکتها و نیز هشداری به مدیران برای بهبود عملکرد خود و … می باشد. در حوزه مدیریت مالی استفاده با از تکنیک ها، روش ها و مدل های علمی ، عموماً درجهت کمک به اخذ تصمیمات معقول در حیطه امور مالی شرکتها و سایر سازمانها به شدت رواج پیدا کرده است، از یک سو پیشرفت سریع فناوری رشد اقتصادی را سریع تر نموده و از سوی دیگر رقابت روز افزون شرکتها دستیابی به سود را محدود و احتمال ورشکستگی را افزایش داده است، بدین ترتیب تصمیم گیری های مالی نسبت به گذشته راهبردی تر شده است و بدنبال آن پژوهش های حسابداری و مالی متعددی معطوف به ایجاد کردن مدلی برای پیش بینی وضعیت مالی و اقتصادی شرکتها گردیده است. از این رو، مطالعه و بررسی استفاده از مدل سود باقی مانده به منظور تبیین دقیق تر رابطه بین رشد سود و بازده سهام در کشور ما می تواند گامی اساسی در راستای ایجاد بستر مناسب برای تحقیقات آینده باشد. بنابراین موضوع حاضر از اهمیت زیادی برخودار است و نتایج این تحقیق می تواند راهگشای حل بسیاری از سوالات موجود در این زمینه باشد. اهداف پژوهش
- هدف اصلی ۱ : تعیین رابطه بین بازده سهام و اجزای رشد سود.
هدف فرعی ۱-۱: تعیین رابطه بین بازده سهام و رشد سود باقی مانده. هدف فرعی ۱-۲: تعیین رابطه بین بازده سهام و رشد در سود سرمایه ای رشد در سرمایه. هدف فرعی ۱-۳: تعیین رابطه بین بازده سهام و رشد سود ناشی از تغییر هزینه تامین مالی خالص از مالیات. هدف فرعی ۱-۴: تعیین رابطه بین بازده سهام و رشد سود ناشی از تغییر نرخ هزینه سرمایه.
- هدف اصلی ۲ : تعیین قدرت توضیح دهندگی مدل تفکیک رشد سود مبتنی بر سود باقی مانده نسبت به مدل پایه ای سود و بازده سهام.
هدف فرعی ۳-۱: تعیین رابطه بین بازده آتی سهام و رشد در سود باقی مانده. هدف فرعی ۳-۲: تعیین رابطه بین بازده آتی سهام و رشد در سود سرمایه ای رشد در سرمایه. هدف فرعی ۳-۳: تعیین رابطه بین بازده آتی سهام و رشد سود ناشی از تغییر هزینه تامین مالی خالص از مالیات. هدف فرعی ۳-۴: تعیین رابطه بین بازده آتی سهام و رشد سود ناشی از تغییر نرخ هزینه سرمایه. کاربردهای پژوهش بطور کلی این پژوهش در بخش کاربردی نیز اهداف زیر را دنبال مینماید: بدیهی است که به دنبال انجام هر تحقیقی تلاش بر این است نتایج بدست آمده مورد استفاده علاقمندان قرار بگیرد تا در اتخاذ تصمیمات موثر کارا و موثر باشد .لذا این تحقیق نیز مستثنی از این امر نخواهد بود. از طرف دیگر نتایج تحقیقات برای خود مدیران شرکتها نیز قابل توجه خواهد بود تا نتایج مثبت بیشتری را رقم بزنند؛ لذا نتایج تحقیقات حاضر می تواند برای گروه های زیر قابل استفاده باشد:
- سرمایه گذاران بخش خصوصی، مردم و دولت
- سهامداران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
- مدیران شرکتها
- موسسالت مالی و اعتبارای و سرمایه گذاری
- متخصصین و تحلیلگران مالی
- محققان و دانشجویان .
سوال های پژوهش سوالات پژوهش به صورت زیر تدوین شدهاند:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- بررسی وضعیت دادهها از نقطهنظر نرمال بودن[۱۲۱] و ایستا بودن[۱۲۲] (نمودارهای SPAS و SAC)، با استفاده از آزمون آماری k-s [۱۲۳] و بررسی شکل دادهها؛
- استفاده از تبدیل Box-Cox برای نرمال نمودن دادهها و تفاضلگیری برای ایستا نمودن دادهها؛
- در بررسی ضرائب و نمودارهای خودهمبستگی و خودهمبستگی جزئی[۱۲۴] و مدلبندی آماری در این مطالعه با انجام مراحل فوق مدلبندی آماری ARIMA به دستآمده به صورت زیر است:
درواقع مدلبندی آماری به صورت (۱و۱و۱)ARIMA که پارامترهای ۱=P، ۱=q، ۱=d به دست آمدهاند. در برآورد مقدار تقاضای نفت اوپک با سه روش فوق، فقط سری زمانی تکمتغیره مورد توجه قرار گرفته است ( کراشر، ۲۰۰۲)[۱۲۵]. پیشبینی سود سهام با رویکرد شبکه عصبی در برآورد تقاضای نفت اوپک با رویکرد شبکه عصبی، از روش شبکه عصبی پس انتشار خطای انعطافپذیر[۱۲۶](B.P) استفاده شده و پس از انجام نرمالسازی دادهها، آموزش دادهها صورت گرفته است(فراکلر،۲۰۰۲)[۱۲۷] .با تغییرات مداوم تعداد لایهها و بخصوص با تغییرات تعداد نرونهای لایهی پنهان توپولوژی شبکه مورد بررسی قرار گرفت و نهایتاً بهترین معماری شبکه عصبی پس انتشار خطای سهلایه به صورت (۵*۱۵*۱) به دست آمده که لایه ورودی با ۵ متغیر ورودی، در لایه میانی (پنهان) با ۱۵ نرون و یک خروجی تقاضای نفت به دست آمده است (کلمنت،۲۰۰۲)[۱۲۸] . توابع لایه میانی تابع ریگموئیدی و تابع فعالسازی (جمعکننده) تابع خطی[۱۲۹] در نظر گرفته شده است کاربرد آن در مدلهای استفاده از روش B.P پیشبینی شبکهی عصبی رایج است و در تحلیلهای مالی – اقتصادی، این روش به طور مداوم مورد استفاده قرار گرفته، با توانایی پسخور خود بهترین برازش را ارائه میدهد (قاسمی، اسدپور و شاصادقی، ۱۳۸۰). رویکرد ترکیبی در پیشبینی در این سناریو ترکیب روشهای پیشبینی فردی مورد توجه قرار گرفته است. روشهای فردی تحلیل شده به صورت زیر معرفی میشوند: روش هموارسازی نمایی ساده براون: xi1 هولت: xi2
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- حداکثر شدن سود به عنوان یک معیار: اکثر سهامداران عادی سود شرکت را هدف مطلوب و حداکثر شدن آن را به عنوان حداکثر شدن ثروت خود تلقی می کنند. حتی برخی محافل بازار مثل واحد ارزیابی بورس تهران با تأکید بیشتر بر سود گذشته شرکت مبنای ارزیابی و قیمت گذاری سهم شرکت ها را بر این معیار قرار داده اند:
| (۱) |
میانگین سود سه سال گذشته شرکت |
= قیمت هر سهم |
| نرخ بازده مورد انتظار |
در حالی که براساس مفاهیم بازار کارا و با فرض اینکه هر سهم در برگیرنده تمامی اطلاعات تاریخی آن باشد نمی توان سود هر سهم را به عنوان یک معیار منفرد در میزان ثروت سهامدار قبول کرد. ۲) حداکثر شدن عایدی هر سهم به عنوان یک معیار: به لحاظ اینکه سهامدار بیشتر به میزان عایدی خود توجه دارد تا به کل سود شرکت، عایدی هر سهم به عنوان معیار دیگری در جهت اندازه گیری ثروت سهامداران مطرح است. اما عایدی به دلیل عدم توجه به ریسک سرمایهگذاری در سهام متفاوت، نمیتواند به عنوان یک معیار منحصر به فرد در نظر گرفته شود. ضمن این که در تعریف عایدی باید زمان بازده مورد انتظار را نیز تعریف کرد. زمان دریافت عایدی به دلیل تورم و کاهش ارزش زمانی پول بسیار مهم است. طبیعی است که سهامدار یک ریال عایدی امروز را بر یک ریال عایدی فردا ترجیح می دهد. ۳) حداکثر شدن قیمت سهم: قیمت سهم در بازار نشان دهنده ارزشی است که بازار برای شرکت و سهم به عنوان قسمتی از شرکت قائل می شود. در واقع عملکرد شرکت در عملیات سودآور و شرایط عرضه و تقاضای سهم که آن هم ناشی از شرایط شرکت و اقتصاد کلی بازار است، قیمت سهم را تعیین می کند. قیمت سهم به دلایل بسیاری از عوامل درونی و عملکرد شرکت می تواند به عنوان معیاری نسبی در جهت حفظ ثروت سهامدار مطرح باشند. ولی تآثیر گذاشتن عوامل خارج از کنترل مدیریت مثل شرایط کلی حاکم بر بازار سرمایه و سهم اعتبار این معیار به عنوان یک متغیر مستقل را تحت الشعاع قرار میدهد. ضمن این که تغییرات قیمت سهام تا زمانی که سهامدار اقدام به فروش سهام خود نکند امری ذهنی است (پی نوو، ۱۳۸۷). دلایل چندی وجود دارد که نمی توان به صراحت معیاری کلی که مورد پذیرش عموم باشد را به عنوان تشخیص عملکرد مدیریت در راستای منافع سهامداران معین کرد که به چند مورد آن اشاره می شود: ۱) تفاوت مطلوبیت سهامداران: سهامداران را با توجه به الگوی خرید و فروش سهم می توان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول که از روش اصولی استفاده کرده، یعنی سهام را تا زمانی که بازده بالایی دارد نگهداری می کنند و در مواقعی که ارزش ذاتی سهام کمتر از ارزش بازار آن است، اقدام به فروش سهم می کنند. اکثر شرکت های سرمایه گذاری از این روش پیروی می کند و احتمال اینکه دوره نگهداری سهام از طرف آنها طولانی باشد زیاد است. دسته دوم سهامدارانی که با هدف سفته بازی سعی در به دست آوردن حداکثر سود در حداقل زمان را دارند. دسته سوم سهامدارانی که به دنبال بازدهی برابر با متوسط بازدهی بازار هستند و از خرید و فروش مکرر سهام خودداری می کنند. تفاوت سه دسته سهامداران فوق در مدت زمانی است که آنها جهت به دست آوردن میزان تشخیص بازده در نظر می گیرند. این تفاوت در مدت زمان محاسبه بازده یک سهم با توجه به زمان های شاخص در قیمت سهام مثل زمان های نزدیک به مجمع عادی سالیانه شرکت که نزدیک به زمان تقسیم سود شرکت می باشد، باعث تفاوت در بازده محاسبه شده یک سهم می شود. سهامدارانی که در کوتاه مدت به دنبال انتفاع از سهم هستند بیشتر به سود حاصل از خرید و فروش سهم توجه دارند. ۲) تفاوت در نگرش به فعالیت شرکت: حداکثر کردن منافع یا ثروت سهامداران به عنوان یک اصل مورد قبول مدیریت و سهامداران است. سود و بازده سهام در مورد محاسبه بازده سهام تفاوت هایی در مورد نحوه محاسبه آن و دیدگاه های آن بین مدیریت و سهامداران می باشد، در شرکت های سهامی عام الزاماً تئوری نمایندگی مبنی بر وظایف مدیریت در حداکثر کردن ثروت سهامداران صدق نمی کند. در شرکت های سهامی بزرگ که سهام در دست افراد زیادی است، سهامداران کنترل کمی بر مدیریت شرکت دارند. اغلب مالکیت و کنترل در شرکت جدا از هم می باشد. مالکیت سهامدار امری قطعی است که در اختیار خود اوست، در حالی که مجرای اعمال کنترل سهامدار در شرکت، مدیریت است. مدیریت اغلب به جای در نظر گرفتن حداکثر نمودن ثروت سهامدار، سعی دارد تا با استفاده بهینه از منابع موجود، به دست آوردن منابع با حداقل هزینه و به کارگیری منابع در پروژه های با بازده مطلوب به سطح رشد قابل قبولی برسد. مدیران برای تثبیت هر چه بیشتر و نجات خود گاه ممکن است از ریسک های قابلقبول اجتناب کنند که این مسلماً در راستای منافع سهامداران نیست. حتی مدیران درجه ریسکپذیری متفاوتی دارند همین تفاوت در مدیران و سهامداران در نحوه نگرش به نوع مدیریت شرکت باعث تفاوت در معیارهای ارزیابی عملکرد بین آنها می شود. البته گزارش های مدیران در مورد شرایطی که باعث اتخاذ تصمیمات مورد اعتراض سهامداران واقع می شود، باعث کاهش فاصله انتظاراتی سهامداران با آنها خواهد شد. همین فاصله انتظارات است که باعث به کارگیری حسابرسان در شرکت ها می شود (فرشاد فر، ۱۳۸۲: ۳۴).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بین بازده سهام و اجزای رشد سود ارتباط معناداری وجود دارد. (۱-۳) در این مدل، معناداری هر یک از ضرایب رگرسیونی ، ، و منجر به تایید هر یک از فرضیات فرعی اول تا چهارم مربوط به این فرضیه اصلی می شود. همچنین در صورتی که مدل کلی رگرسیونی این فرضیه از نظر آماری معنادار باشد، نشان می دهد که ارتباط معناداری بین اجزای رشد سود و بازده سهام وجود دارد و در نتیجه فرضیه اصلی تایید خواهد شد.
مدل تفکیک رشد سود مبتنی بر سود باقی مانده دارای قدرت توضیح دهندگی بیشتری از مدل پایه ای سود و بازده سهام است. (۲-۳) مدل (۲-۳) در این فرضیه نشان دهنده مدل پایه ای سود و بازده می باشد. برازش این مدل رگرسیونی منجر به ایجاد ضریب تعیین رگرسیونی می شود. همچنین مدل رشد سود نیز بر پایه مدل رگرسیونی (۱-۳) ایجاد شده است که این مدل نیز منجر به ایجاد ضریب تعیین رگرسیونی خواهد شد. مقایسه ضرایب تعیین رگرسیونی منجر به نتیجه گیری در مورد این فرضیه تحقیق خواهد شد.
بین بازده آتی سهام و اجزای رشد سود ارتباط معناداری وجود دارد. (۳-۳) به منظور آزمون این فرضیه، مدل رگرسیونی (۱-۳) با نشانگر زمان ۱+t برای متغیر وابسته بازده سهام در مدل (۳-۳) برازش داده می شود. در این مدل نیز معناداری ضرایب رگرسیونی ، ، و منجر به تایید هر یک از فرضیات فرعی اول تا چهارم مربوط به این فرضیه اصلی می شود. متغیرهای پژوهش و نحوه محاسبه آن ها متغیرهای این پژوهش به دو گروه طبقه بندی می شود:
بازده سهام شرکت i در سال t. بازده آتی سهام شرکت i در سال t.
سود باقی مانده شرکت i در سال t. سود ناشی از رشد سرمایه شرکت i در سال t. سود ناشی از تغییر هزینه تامین مالی خالص از مالیات شرکت i در سال t. سود ناشی از تغییر نرخ هزینه سرمایه شرکت i در سال t. تعاریف عملیاتی متغیرها:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- آیا قوانین موجود در زمینه جبران خسارت ناشی از جرم کافی نبوده و باید در خصوص مواردی نحوه تقدیم درخواست، پاسخگویی و اعتراض قوانین مصرح تدوین گردد؟
- آیا بین تأمین خواسته کیفری و تأمین خواسته حقوقی تفاوتهایی در جبران خسارت ناشی از جرم وجود دارد؟
پ) فرضیات تحقیق ۱- به نظر میرسد، قوانین موجود در این زمینه کافی نبوده و باید در خصوص مواردی نحوه تقدیم درخواست، پاسخگویی و اعتراض قوانین مصرح تدوین گردد. ۲- به نظر میرسد بین تأمین خواسته کیفری و تأمین خواسته حقوقی تفاوتهایی در جبران خسارت ناشی از جرم وجود دارد. ت) اهداف تحقیق در این پژوهش، ضمن بررسی ماهیت، مبانی و اهداف جبران خسارت ناشی از جرم در حقوق ایران، به طور خلاصه به تطبیق موضوع جبران خسارت ناشی از جرم بر الگوی سیاست اسلام و ایران و ارائه پیشنهادات مناسب جهت تهیه و تدوین قوانین لازم و ایجاد رویۀ قضایی عادلانه و ترمیمی در این زمینه، میباشد. هدف اصلی:
- بررسی قوانین مختلف دادرسی و کیفری در رابطه با جبران خسارات ناشی از جرم در جامعه میباشد.
اهداف فرعی:
- بررسی مبانی، احکام و شرایط صدور و اجرای قرار تأمین خواسته کیفری
- شناخت ابهام و اختلاف نظرهای موجود در زمینه جبران خسارات معنوی و مادی ناشی از جرم
ث) روش تحقیق روش تحقیق در پژوهش حاضر، مانند اغلب پژوهشهای علوم انسانی، کتابخانهای و اسنادی است. بنابراین، در این ارتباط، کتب و مقالات داخلی و خارجی، سایتهای اینترنتی و تمام اسنادی که مرتبط با موضوع بوده و پژوهشگر را در اهداف مورد نظر یاری کند، مورد استفاده قرار خواهند گرفت. ج) معرفی پلان و ساختار تحقیق پژوهش حاضر در سه فصل مجزا تدوین شده است که به ترتیب عبارتند از: بخش اول که این قسمت شامل بیان مسئله، ضرورت انجام تحقیق، اهداف و فرضیه های پژوهش، تعریف متغیرها و پیش فرضهای پژوهش و چارچوب تحقیق است. فصل اول خسارات مادی ناشی از جرم، فصل دوم پژوهش که شامل خسارات معنوی ناشی از جرم است. و در آخرین فصل این پژوهش که شامل بحث و نتیجهگیری میباشد، شامل بحث، تفسیر، نتیجهگیری، جمعبندی و پیشنهادات است. قسمت اول بحث پاسخ به سؤالات پژوهش است سپس نتایج با یافتههای دیگر محققین مقایسه میگردد و دلایل تفاوت ذکر میشود. فصل اول خسارات مادی ناشی از جرم تعریف لغوی خسارت: ارباب لغت خسارت را به معنی: ضدربح، ضررکردن، زیان مندی، ضرر و زیان آوردند تعریف حقوقی خسارت: تعریف هر جا که نقصی دراموال ایجاد شود و یا منفعت مسلمی از دست برود و یا به سلامت و حیثیت و عواطف شخصی لطمه ای وارد آید می گویند ضرری به بار آمده است. انواع خسارت: خسارت جسمی / خسارت مازاد بر دیه / خسارت مالی / خسارت معنوی / خسارت اسمی / خسارت تنبیهی یا کیفری مبحث اول: خسارت جسمی گفتار اول: تعریف خسارت جسمی مراد از خسارت جسمی، هرگونه آسیب و صدمهای است که بر تمامیت جسمی و بدنی شخص وارد شود، همانگونه که بعضی از صاحبنظران ضرر را به مطلق کاستی در نفس یا عضو یا عرض و آبرو یا مال تعریف کردهاند[۲]. مصادیق خسارات جسمی: ۱- نقص عضو ۲- تلف نفس ۳- تلف منفعت گفتار دوم: جبران خسارت جسمی با پرداخت دیه این خسارت ناظر بر ضررهای مادی است که در پی ایراد خسارت جسمانی و برای ترمیم صدمه و یا جلوگیری از تسری آن بر زیان دیده تحمیل می شود. این ضرر پولی و اقتصادی هر چند که در پی خسارت جانی ایجاد شده، ولی کاملاً از نوع و طبیعت دیگری است و تلف عضو یا منفعت آن محسوب نمیشود و به نظر باید از خسارت اختصاص داده شده برای خسارت جانی تفکیک شده و مستقلاً قابل جبران محسوب شود. در این منظر دیه که برای جبران خسارت وارد بر جسم اعتبار شده نباید با کسر دارایی که به صورت هزینه های درمان تحقق یافته خلط شود. بند اول: ماهیت حقوقی دیه برای آگاهی از ماهیت حقوقی دیه بایسته است که دیه را در جنایت های سه گانه خطایی محض[۳]،شبه عمد[۴] و عمد[۵] مورد بحث اجمالی قرار دهیم. الف) فقیهان امامیه از حدیث رفع، برداشتن مواخذه و کیفر را از اعمالی که اشتباهاً (به خطا) از مکلف صادر شده است، استفاده کرده اند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دانش موجود در افراد، نیازمند به روز شدنهای دائمی است. توانایی انتقال دانش، جابهجایی افراد را ایجاب کرده است که این امر مستلزم هزینه و محدودیت در دستیابی به دانش و در سرعت انتشار دانش در درون سازمان است. سازمان ممکن است دانش کلیدیاش را به واسطه ترک کارکنان کلیدی سازمان از دست بدهد.
منبع: گرانت، ۲۰۰۵ ۵- رویکرد ایجاد (یا ساخت) و خرید دانش (داونپورت،۱۹۹۸، ص ۸۹) همه سازمانهای سالم، دانش را خلق و از آن استفاده میکنند. سازمانها بر اثر تعامل با محیط پیرامون خود، اطلاعاتی را جذب و آنها را به دانش تبدیل میکنند. سپس این دانش را با تجربیات، ارزشها و مقررات داخلی خود، در هم میآمیزند تا به این ترتیب مبنایی برای اقدامات خود به دست آورند. سازمانهای سالم مسائل را حس میکنند و به شرایط پاسخ میدهند. سازمان بدون دانش نمیتواند خود را سامان داده و زنده و پویا، خود را حفظ کند(داونپورت،۱۹۹۸). به هنگام صحبت درباره دانش آفرینی، به همان اندازه که منظور “دانش کسب شده” است. “دانش خلق شده” در درون سازمان نیز مد نظر است. سازمان دانش- محور، در هر زمان و مکانی که به دانش نیاز دارد، به جستجوی آن میرود و دانش را صرفاً به این دلیل که دارای ارزش ذاتی است، پیجویی نمیکند. مستقیمترین و گاهی مؤثرترین راه برای کسب دانش خرید آن است. یعنی خرید سازمان یا استخدام فرد یا افرادی که از دانش مورد نیاز برخوردارند. تلاش برای اندازهگیری ارزش دانش، حداقل نشان دهنده آن است که دانش نوعی سرمایه و دارایی تلقی میشود و در عین حال اندازهگیری کمّی آن کاری دشوار است. محاسبه بهای دانش کسب شده تنها فرآیند دشوار در زمینه کسب دانش نیست. بلکه یافتن محل یا منبع دانش مفید نیز برای شرکت خریدار دشوار است. بسیاری از کسانی که دانش آنها باعث موفقیت در خرید دانش و یا در عمل به موفقیت سازمان میانجامد، شناخته شده نیستند. راه رایج برای دانش آفرینی در سازمان، ایجاد گروهها و واحدهای مخصوص این کار است. مراکز پژوهشی و واحدهای تحقیق و توسعه نمونهای از این گروهها هستند. هدف آنها خلق دانش جدید یا راهی نوین برای انجام امور است. آنچه در تصمیمگیری برای گزینش رویکرد مدیریت دانش اهمیت دارد، یافتن روشی سازگار با فرهنگ سازمان است. باید دید که کدامیک از عوامل فوق، محوریت فرهنگ سازمان را تشکیل میدهند. ضمن اینکه تأثیر این رویکرد برمدل و استراتژی که برای مدیریت دانش و زیر سیستمهای آن مورد توجه قرار می گیرد، بخوبی مشاهده میشود. درواقع محوراصلی اتخاذ و اجرای استراتژیها،برای دستیابی به اهداف سازمانی، رویکرد و نوع نگاهی است که هر سازمان به مفاهیمی نظیر مدیریت دانش در مجموعه خود دارد. ۲-۴ مدلهای مدیریت دانش براساس تعریفی که از مدیریت دانش در بین نظریه پردازان اصول مدیریت دانش وجود داشته است و متناسب با رویکردی که به مفهوم مدیریت دانش دارند، هر یک از صاحبنظران به مدلی در خصوص مدیریت دانش اشاره کردهاند که الزاماً شباهتی با سایر مدلها نداشته است و حاوی عناصر و اجزای متفاوتی با دیگر مدلهای موجود بوده است. مدلهای مطرح شده در حوزه مدیریت دانش فوق العاده زیاد و متنوع اند که در اینجا بناچار به تعداد محدودی از آنها اشاره میشود. با این هدف که تنوع دیدگاهها در آنها به خوبی نشان داده شود. ۲-۴-۱- مدل هیکس[۱۵] (۲۰۰۰) این مدل از ۴ فرآیند تشکیل شده است: ۲-۴-۱-۱- خلق کن: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط بر میگردد. توسعه این قابلیت، تجربه تسهیم دانش، ایجاد ارتباط بین ایدهها و ساخت ارتباطهای متقاطع با دیگر موضوعات از اهمیت کلیدی برخوردار است. ۲-۴-۱-۲- ذخیره کن: به عنوان دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش است که از طریق آن، قابلیت ذخیره سازمان یافتهای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای کارمندان دیگر و تسهیم مؤثر دانش فراهم میشود، بوجود میآید. در این سامانه باید دانشهای لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود. ۲-۴-۱-۳- نشر کن: این فعالیت به توسعه یک روح جمعی که در آن افراد به عنوان همکارانی در جهت دنبال کردن اهداف مشترک احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیتهایشان به یکدیگر وابستهاند، کمک میکند. ۲-۴-۱-۴ به کار ببر: چهارمین فرآیند از این ایده آغاز میشود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است این عنصر فرآیند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل میکند. ۲-۴-۲- مدل هفت سی ارائه شده توسط انجمن بهره وری و کیفیت امریکا[۱۶] (۱۹۹۶) براساس این مدل فرایند مدیریت دانش در سازمانها از خلق و ایجاد دانش شروع شده و سپس سازمان به دنبال یافتن دانشهایی است که در محیط بیرون خلق و ایجاد شدهاند و تلاش میکند تا آنها را هم کسب کند و بدست آورد. پس ازآن تلاش سازمان بر این امر قرار میگیرد تا مجموعه دانش ایجاد و کسب شده را در سطح سازمان بسط داده و آنرا بین کارکنان تسهیم نماید تا همه از ایدهها و دانشهای جدید آگاه و مطلع شوند. پس از آنکه دانش در بین کلیه کارکنان تسهیم شد آنها میتوانند به تبادل دانش در سطح عمومی بپردازند و از این دانش عمومی و جمعی در جریان فعالیتهایشان سود برند. به کاربستن دانش و استفاده مفید از دانش تسهیم شده از طریق برقراری ارتباط با دیگران، این مزیت را ایجاد میکند تا آنان نیز توجه بیشتری به دانش و فواید ناشی از کسب دانش درونی و بیرونی سازمان داشته باشند و در نهایت تمامی این تلاشها به عنوان یک عامل فرهنگی تأثیرگذار در سازمان به بسط فرهنگ تسهیم دانش در تمامی سازمان میانجامد. ۲-۴-۳- مدل “نوناکا” و “تاکیوچی” (نوناکا و تاکیوچی ۱۹۹۵) محققان مدیریت ژاپنی “نوناکا” و “تاکیوچی” تأثیر بسیاری بر مباحث مدیریت دانش داشتهاند. مفهوم “دانش پنهان” و “دانش آشکار” توسط نوناکا برای طرح ریزی نظریه یادگیری سازمانی طبقهبندی شده است. در این تقسیم بندی، با توجه به همگرایی بین شکلهای پنهان و آشکار دانش، آنان مدلی را پایهگذاری کردهاند که به نام خودشان معروف شده است. این مدل برخلاف مدلهای پیشین،تمرکز خود را بر دو نوع دانش “آشکار” و “پنهان” مبذول داشته، به نحوه تبدیل آنها به یکدیگر و نیز چگونگی ایجاد آن در تمامی سطوح سازمانی (سطح فردی، گروهی و سازمانی) توجه دارد. در این مدل پویا، نحوه استفاده و تبدیل این دو نوع دانش و چگونگی مدیریت دانش در این زمینه، به صورت حرکت مارپیچی (حلزونی) فرآیندی مستمر فرض شده است. نمودار ۲-۲: مدل مارپیچی دانش نوناکا و تاکیوچی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۵-۶- استراتژی ذخیره و انبارش، جریان و رشد (پروکپنکو، ۲۰۰۲،ص۹-۸) رویکردها به مدیریت دانش، وابسته به دانش محوری و متمرکز سازمان هستند. تفاوت در رویکردها میتواند ناشی ازتفاوت در کسب کارها باشد. کسب و کارها می توانند مبتنی بر تخصص و متخصصان، مبتنی بر تجربه و بر کارآیی باشند. کسب و کار مبتنی بر تخصص و متخصصان، مشکلات و مسائل بزرگ، پیچیده و ریسکی، جدیدو غیرعادی برای مشتریان را حل میکند. دانشگران از دانش عمومی سطح بالایی برای شناخت، حل مسائل و یادگیری بهره میبرند. یک کسب و کار مبتنی بر متخصص و تخصص، با مسائل جدید و شیوههای جدید برای حل مسائل، مشخص و تعریف میشود. کسب و کار مبتنی بر تجربه، مسائل بزرگ و پیچیده مشتریان را حل میکند. مسائل و مشکلات جدیدند اما میتوانند با روشها و شیوههای موجود در یک حوزه و زمینه خاص، در هر زمان حل شوند. کسب و کار مبتنی بر کارایی، مسائل شناخته شده را حل میکند. کیفیت راهحلها در سرعت و ارزانی فعالیتها برای رفع نیازهای مشتریان نمود پیدا میکند. این نوع رویکرد با مسائل شناخته شده و روشهای شناخته شده برای حل آنها، تعریف و مشخص میشود. تعداد کمی از سازمانهای دانش- محور فقط در یکی از این کسب و کارها فعال هستند. اغلب سازمانها در تعدادی از این کسب و کارها فعالیت میکنند. این تفاوتها ما را به سمتی هدایت میکنند تا بین ۳ استراتژی [انبارش و ذخیره دانش، جریان دانش و رشد دانش] تفاوت قائل شویم. استراتژی ذخیره و انبارش بر جمع آوری و ذخیره همه دانشها در پایگاههای اطلاعات در سازمان، متمرکز شده است. اطلاعات در پایگاه دادهها ذخیره شده و برای کلیه دانشگران در سازمان و شبکههای دانش، قابل دسترسی و دستیابی است. استراتژی جریان دانش بر جمعآوری و ذخیره دانش در پایگاههای اطلاعات در سازمان متمرکز شده است، اطلاعاتی که برای استفاده در فرآیندهای کاری مبتنی بر دانش مورد استفاده قرار میگیرند. استراتژی جریان دانش یک استراتژی راهنمای اطلاعات است که در آن اطلاعات در حوزههای دانشی که در اختیار افراد سازمان قرار دارد، ثبت میشود. استراتژی رشد دانش بر توسعه دانش جدید متمرکز است. دانش جدید در فرآیند کاری نوآورانه، نمود پیدا میکند و زمانی به وقوع میپیوندد که دانشگران باید مشکلات و مسائل جدید را با روشهای جدید، برای مشتریان حل کنند. زک[۲۴] (۲۰۰۲) چارچوبی برای انتخاب استراتژی مدیریت دانش در سازمان ارائه داده است که در نمودار۲-۴ ارائه شده است. نمودار ۲-۴: چارچوبی برای انتخاب استراتژی مدیریت دانش
| |
|
بهرهبرداری واستفاده از دانش موجود نوع نگاه به دانش کشف دانش مورد نیاز |
| |
|
| دانش بیرون از سازمان |
منبع تامین دانش |
دانش داخل سازمان |
| |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بوده است (Williams، Walters، Ibid، p.11)؛ زیرا مدیران باید نسبت به الگوی مورد نظر نگرش مثبت داشته باشند و متعهدانه آن را دنبال نمایند؛ زیرا بدون حمایت مدیران، برنامههای تغییر شکست خواهد خورد. مطالعات نشان میدهد که فرهنگ سازمان در سطوح عالی سازمانی تنظیم میگردد و از طریق سلسله مراتب سازمانی به سطوح پایین انتقال داده میشود. اگر مدیران به فرهنگ سازمانی تعهد لازم داشته باشند فکرهایی که القا میکنند بهآسانی در سطح سازمانی نفوذ خواهد کرد. همچنین تمام مدیران باید در برنامههای آموزشی شرکت کنند و همه در جهت الگوی تدوین شده عمل نمایند؛ زیرا اگر هر یک از مدیران صرفاً امور مربوط به واحد خود را انجام دهد، سازمان با مسألهای به نام فقدان فرهنگ سازمانی مواجه خواهد شد. ۲-۶-۲-۶-۲ تغییر افراد اگر افراد سازمان تغییر کنند، الگوی اعتقادات و ارزشهای حاکم بر سازمان تغییر میکند، بهویژه اگر تغییر در پستهای کلیدی باشد (Williams، Ibid، p.671). در قسمتهای قبل آورده شد که مدیران شکل دهنده فرهنگ سازمان هستند و آنها ارزشهای خود را در سطح سازمان پخش میکنند. طبیعی است که با تغییر مدیران عالی سازمان، ارزشهای الگوی اساسی رفتار دستخوش تغییر میشود. پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: اذا تغیّر السلطان تغیّر الزمان (بحار، جلد۷۷، ص۱۶۵). هنگامیکه حاکم و مدیر یک گروهی تغییر کند و یا در اخلاق و در رفتارش دگرگونی حاصل شود، زمان دگرگون میشود. در توضیح این روایت نمونههای تاریخی زیادی بیان میشود. از جمله اینکه میگویند: به روزگار ولید بن عبدالملک همّت همه مردمان باغ و بوستان و سرای بوده و به روزگار سلیمان بن عبدالملک به خوش خوردن بود و یکدیگر را گفتندی تو چه خوردهای و چه پختهای و به روزگای عمربن عبدالعزیز همّت مردمان عبادت کردن، قرآن خواندن، صدقه دادن و کارهای خیر کردن بود. لذا هر روزگار مردم رغبت آن کنند که سلطان ایشان کند (تقوی دامغانی، همان، ص۶۲). البته تغییر پستهای افراد و برنامههای جابهجایی در سازمانها نیز میتواند به تغییر فرهنگ سازمانی کمک کند؛ بهویژه اگر افراد مورد نظر دارای فرهنگ مطلوب سازمانی باشند، با تغییر و انتصاب آنها در پستهای مختلف به انتقال مفاهیم، تجربیات، ارزشها و همچنین کسب معرفت منجر گشته و موجب پرورش فرهنگ سازمانی میگردد. برنامههای تعدیل نیروی انسانی اگر بر اساس یک برنامه مدون و هدفدار باشد میتواند به تغییر فرهنگ بینجامد. نکته آخر اینکه در سازمانهایی که برای مدت زیادی دارای شرایط ثابت بودهاند تغییر فرهنگ در گرو تغییر رهبران سازمان است؛ زیرا مدیران نقش محوری در تغییر فرهنگ دارند. ۲-۶-۲-۶-۳ توسعه نظام مشارکتی یکی از روشهای پرورش فرهنگ سازمانی ایجاد و توسعه نظام مشارکتی در سازمان است (O،Reilly، Ibid، pp.9-25). اصولاً یکی از شیوههای بسیار مناسب و پرجاذبه پرورش شخصیت انسانها «مشورت» است و مشورت از نشانههای رشد فرهنگ سازمانی است و بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری بهره میبرند. مکتب اسلام انسانها را به این مهم ترغیب نموده است. خداوند در قرآن خطاب به پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکّل علی ا…» (آیه۱۴۴، سوره آل عمران). پیامبر اسلام (ص) نیز از مشورت به عنوان اصلی تربیتی استفاده کرده و به لحاظ جنبه آموزشی و تربیتی آن با یاران خود به مشورت میپرداخت در حالیکه نیاز به مشورت هم نداشت. بر این اساس نظام مدیریت مشارکتی از دستورات اکید اسلام است. با توسعه آن میتوان از تمامی فکر و اندیشهها استفاده نمود و از نظریات، ابتکارات و مشارکت آنها در حل مشکلات و مسائل سازمان استفاده کرد. در این نظام ا ز آنجائی که به فکر و نظریات کارکنان توجه داده میشود به پرورش احساس وفاداری، همکاری و تعهد افراد نسبت به سازمان منجر میگردد. مدیران نیز به عنوان تصمیم گیرنده نهایی با هدایت و راهنمایی، تشویق و قدردانی، موجب شکوفایی و رشد تواناییها، ارزشها و بهبود رفتار کارکنان میگردند. همچنین نظام مشارکتی با توسعه گروههای کاری نیز به پرورش فرهنگ سازمانی منجر میگردد. زیرا از طریق گروهها، افراد بر رفتار و نگرش یکدیگر تأثیر میگذارند و بحثهای گروهی یک روش عالی برای توسعه اعتقادات، ارزشها و الگوهای مطلوب رفتاری به شمار میآید. نظام مشارکتی در بهبود ارتباطات سازمانی، افزایش تواناییهای حل مسائل و تصمیمگیری و رشد کارکنان نیز مؤثر است. ۲-۶-۲-۶-۴ نظام ارزشیابی عملکرد معیارهای ارزشیابی عملکرد مدیران و سایر کارکنان میتواند به ترویج و پرورش فرهنگ سازمانی کمک کند. در واقع نظام ارزشیابی عملکرد فقط به کمیت و کیفیت کار نباید توجه گردد بلکه براساس ارزشهای فرهنگ سازمانی معیارهایی تدوین گردد که به پرورش فرهنگ سازمانی بینجامد. کارکنان نیز باید از معیارها دقیقاً اطلاع داشته باشند و سپس افرادی که دارای عملکرد مناسب براساس فرهنگ مطلوب هستند مورد تشویق و قدردانی قرار گیرند. در واقع نظام تشویق و قدردانی نیز باید هماهنگ با برنامههای پرورش فرهنگ سازمانی باشد. ۲-۶-۲-۶-۵ تغییر ساختار و سایر نظامهای سازمانی بسیاری سازمانها در برنامههای تغییر خود به تغییر و اصلاح ساختار و نظامهای سازمانی میپردازند. تغییر اساسی در ساختار و نظامهای دیگر میتواند بر فرهنگ سازمان هم تأثیر بگذارد. ساختار، چگونگی گروهبندی وظایف و نحوه ارتباطات سازمانی را نشان میدهد. تغییر ساختار و سایر نظامها مانند، نظام اطلاعات مدیریت، نظام کنترل، حقوق و مزایا، بوجه بندی و استخدام بر رفتار افراد تأثیر میگذارد(Williams، Ibid، p.79 ). برای مثال، تغییر ساختار از ماشینگونه به انسانگونه بر بسیاری از جنبههای سازمانی مانند رفتار فردی، گروهبندی وظایف، سلسله مراتب سازمانی، چگونگی کنترل عملکرد، ارتباطات و نحوه تصمیمگیری تأثیر دارد. در نتیجه الگوهای رفتاری فرهنگ سازمانی، تحت نفوذ آن تغییرات قرار میگیرد.(زارعی متین-مدیریت رفتار سازمانی پیشرفته) ۲-۶-۳ زیر ساختهای فنآوری اطلاعات با توجه به گسترش روزافزون کاربرد فناوری اطلاعات در سازمانها، استفاده از آن برای مدیریت دانش نیز رو به افزایش است. فناوریهایی مانند شبکههای سطح محلی (LAN)، اینترانت، اینترنت، ایمیل، پایگاههای اطلاعاتی سازمان و … همگی نقش مؤثری در مدیریت دانش ایفا کردهاند. از سوی دیگر، قابلیت دسترسی بیشتر، ارائه نرمافزارهای پیشرفتهتر و کاهش هزینهها و استقرار تجهیزات رایانه، نقش پشتیبان فناوری اطلاعات برای مدیریت دانش را بیش از پیش نموده و پیشرفتهای قابل توجهی در رفتار هوشمندانه و مبتنی بر دانش سازمانها و افراد آنها به وجود خواهد آورد. آنچه در فناوری اطلاعات مهم است «تفکر اطلاعاتگرا» یا تفکری است که از مجموعهای از اطلاعات مفید و موثّق تشکیل شده است. به عبارت دیگر، آنچه اطلاعات تولید میکند، فکر انسان خردمند است نه ابزار. فناوری اطلاعات بیشترین سهم را در مدیریت دانش داشته است، به طوری که پشت همه فعالیتهای مدیریت دانش، فناوری اطلاعات نهفته است. بیشتر تجزیه و تحلیلها بر این است که پیدایش فناوریهایی مانند اینترنت و سیستمهای مبتنی بر دانش، توزیع دانش و اجرای مدیریت دانش را تسهیل میکنند، اما این نگرش نیز وجود دارد که فناوریهای مزبور در واقع ضد دانش و مدیریت دانش هستند و فقط موجب انباشت اطلاعات میشوند نه دانش (شائمی برزکی، ۱۳۸۴:ص۳۹) از بُعد فناوری، مدیران، مدیریت دانش را با فناوری موجود پیوند میدهند. این فناوری شالوده فناوری سازمانی را از قبیل مجموعههای داده، اینترانتها، وب جهانگستر و نیز ابزارهای موجود شامل موتورهای جستجو، مواد چند رسانهای و ابزارهای تصمیمگیری، تشکیل میدهد. قابلیتهای فناوری شناخته شده مشتمل است بر زیر بنای IT جهانی ، پایگاههای داده یکپارچه ، عملکرد متقابل سیستمهای موجود ، نظامهای خبره و مجموعه متداولی از محصولات وب و ایمیل. به کارگیری فناوری اطلاعات پیشرفته، سازمانها را قادر میسازد از امتیازهای فکری خود بهره بیشتری ببرند (امانتی، ۱۳۸۱: ص۴۲-۴۳). اعتقاد بر این است مدیریت دانش نظامی است که مستلزم تخصص ویژهای است و این تخصص در اغلب سازمانها یافت نمیشود و فناوری به تنهایی قادر به انجام آن نیست. هنوز فناوری مدیریت دانش را نمیتوان به عنوان طرح واحدی که برای هر سازمانی کار کند، در نظر گرفت. علت این است که فناوریهای مکمل برای پشتیبانی از مدیریت دانش بندرت در طرحی واحد در دسترس هستند و نیز اکثر شرکتها آنقدر متکی به بخشهای خاصی از ساختار مدیریت دانش هستند که حتی اگر طرح همه جانبه و کامل جایگزین آنها شود، جداییناپذیرند. متأسفانه این امر به موقعیتی منجر شده است که بسیاری از شرکتها، مدیریت دانش را از طریق ابزارها و فناوریهای مفرط زاید و جدید، مورد توجه قرار میدهند. به علاوه، اکثر شرکتها و مهمتر از آن کارکنان دانشی آنها، سرمایهگذاریهای زیادی در فناوری انجام دادهاند که تقریباً در هدفها و نقشهای مدیریت دانش پیچیدگی ایجاد کرده استفناوری مورد استفاده برای پشتیبانی مدیریت دانش باید پاسخگوی نیازهای جدید باشد (Murphy)،(P.8: 2008). ۲-۶-۳-۱ ساختار مدیریت دانش ساختار مدیریت دانش متشکل از یک مخزن داده ، مدیریت محتوا ، همکاری و ابزارهای دسترسی است. این ابزارها به سیستمهای مدیرت دانش کمک میکند تا به صورت کارا و اثربخش، به تسخیر، اشتراک و یافتن اطلاعات از طریق سیستمهای مشترک بپردازند. در ادامه هر کدام از این ابزارها بررسی میشود. مخزن داده عبارت است از: «فرایندی که دادهها را استخراج و آنها را به شیوهای که برای تجارت معنادار است، سازماندهی میکند. مدیریت محتوا. شامل بهکارگیری ابزارها و فرایندهایی برای حفظ و نگهداری اسناد است. این ابزارها به کاربران اجازه میدهد تا به سادگی به «ایجاد، انتشار، جستجو و مدیریت اطلاعات» بپردازند. مدیران، ابزارهای وب پایه را به کار میگیرند تا منابع اطلاعات را با همدیگر ادغام کنند و دسترسی به میزان متنوعی از پایگاههای مشترک، راهنماها، اسناد و فرایندها را برای کاربران فراهم کنند. این ابزارها اطلاعات را سازماندهی میکنند و دسترسی به اطلاعات را بهبود میبخشند. همکاری (اشتراک). ابزارهای اشتراک، سازمانها را با توانایی اشتراک بازخورد کاربر و «بهترین عمل در راستای موجودیتهای جهانی» مجهز میکند . هدف اشتراک عبارت است از «ایجاد سیستم مدیریت اشتراکی و پایه که از اشتراک دانش و بهکارگیری مجدد اطلاعات پشتیبانی میکند» .رسیدن به این هدف، مستلزم بهکارگیری ابزارهای اشتراک ، جلسات بحث، زمانبندیهای گروهی ، پست الکترونیکی و … میباشد( (Duffy،( ۲۰۰۱ در: Ray، (P.164: 2008). مدخلها و دسترسی. در نهایت سیستم مدیریت دانش نیازمند ابزاری است که برای کاربران دسترسی به پایگاه دانش را فراهم میکند. یک پورتال این دسترسی را از طریق یک رابط وب به پایگاه شرکت یا مخزن داده فراهم میکند. بعد از ایجاد یک سیستم مدیریت دانش، بزرگترین چالش این است که چطور کاربران سیستم با پایگاه دانش تعامل خواهند داشت. در واقع، بخش مهمی از هر سیستم مدیریت دانش، تعلیم افراد در مورد چگونگی استفاده از آن است. نبود آموزش، مانعی برای هر پروژه مدیریت دانش تلقی شود . ۲-۶-۳-۲ اثرگذاری فناوری اطلاعات در سازمانها فناوری اطلاعات در سازمانها تأثیر بسزایی دارد. این فناوری افراد و گروههای مورد نیاز را دور هم جمع میکند؛ مانند تیمهای مجازی، جوامع مجازی، تجارت مجازی و تجارت اشتراکی. «کیم و لی» (۱۹۹۶) پی بردند که دسترسی آسان و گسترده به دادههای مشترک، باعث میشود سازمانهای مجازی انعطافپذیر باشند. مبادله اطلاعات، دسترسی آسان به دادهها و ارتباط از راه دور، کارکنان یک سازمان را قادر میسازد تا واحد کاری خود را به طور پویا در موقعیتهای جغرافیایی و ابعاد زمانی متفاوت ایجاد کنند. بنابراین، یک سازمان میتواند شانس بهتری در تبدیل شدن به کلاس جهانی به واسطه انعطافپذیر بودن و مجازی بودن داشته باشد. یکی از دلایل پذیرفته شدن و بهکارگیری سازمانهای مجازی این است که سازمانهای مجازی به دلیل اتکای زیاد بر روی فناوری اطلاعات، دارای مزایای ذاتی یعنی متکی بر مدیریت بر مبنای علم و دانش هستند. در این سازمانها، دانش به عنوان نیروی محرکه اصلی سازمان مجازی خواهد بود. این سازمانها به اتکا بر روی فناوری اطلاعات تمایل دارند. به خاطر داشتن این نکته حایز اهمیت است که نباید فناوری خود به عنوان هدف نهایی محسوب شود (اشرف العقلایی، ۱۳۸۱). البته، در این راه شایسته است به نظر «راگلس» (۱۹۹۷) که اعتقاد دارد تمامی ابزارهای مدیریت دانش رایانهای شده نیستند، توجه کرد (چیت سازیان، ۱۳۸۵:ص.۳۰). «راگلس» (۱۹۹۷) ابزارهای مدیریت دانش را به سه دسته تقسیم میکند و میان آنها تمایز قایل میشود: ۱- برخی از ابزارها مخصوص تولید و تنظیم دانش است. این دسته شامل خلق یک ایده جدید، طراحی مدلهای نو، ترکیب و تلفیق رشتههای علمی گوناگون و در نهایت توسعه فراگردهای جدید در سازمان است . ۲-دسته دوم: کاربرد این دسته از ابزارها در نظام بخشی و کدگذاری دانش است. این دسته از ابزارها اجازه میدهد تا دانش به قابلیت دسترسی همگانی و انتقال میان افراد و سازمانها دست یابد. ۳-دسته سوم ابزارهایی هستند که جهت تسهیم دانش هستند. «علوی و تایوانا» (۲۰۰۳) فناوریهای اطلاعات را به عنوان «سیستمهای دانش» توصیف و آنها را در چهار فرایند دستهبندی میکنند: -۱ ایجاد : برای ایجاد و توسعه قابلیتها و کاردانیهای جدید ۲- ذخیره/ بازیابی : برای توسعه حافظه سازمانی در مورد داخلی (مهارتهای فردی و فرهنگ سازمانی) و خارجی (سیاستهای رسمی، روندها، پروندههای رایانهای و دستی) ۳- انتقال : برای انتقال دانش از یک محل به محل دیگر ۴- بهکارگیری : برای استفاده از دانش در فرایندهای حل مشکل و تصمیمگیری طبق گفته مؤلفان، تعدادی از ابزارهای فناوری اطلاعات برای پشتیبانی از این فرایندها مورد استفاده قرار میگیرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سازمانی، فرهنگ سازمانی، زیرساختهای فناوری اطلاعات و سبک رهبری) با هم برابر نبوده و اختلاف معناداری با یکدیگر دارند. از اینرو، به منظور تعیین رتبه عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در شعب بانک تجارت استان اصفهان، از آزمون Wilcoxon استفاده میشود. نتایج آزمون Wilcoxon نشان میدهد که میزان رتبه عوامل موثر بر استقرار مدیریت دانش در شعب بانک تجارت استان اصفهان به ترتیب عبارتند از: ۱ و ۲٫ زیرساختهای فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی؛ ۳ و ۴٫ فرهنگ سازمانی و سبک رهبری. به عبارت دیگر، رتبه وضعیت زیرساختهای فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی با بکدیگر و نیز فرهنگ سازمانی و سبک رهبری اختلاف معناداری با یکدیگر نداشته است. ۴-۵ جمعبندی آماری در این فصل به تشریح و تحلیل آمار توصیفی و سپس آمار استنباطی بدست آمده از تحقیق پرداخته شد. نتایج حاصل از متغیرهای جمعیت شناختی پاسخگویان به پرسشنامه، به طور جداگانه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج آماری نشان میدهد که اکثر پاسخگویان مرد بوده و سنی بین ۳۰ تا ۴۰ سال داشتهاند. همچنین بیشتر آنها دارای مدرک لیسانس میباشند. علاوهبر این، سابقه خدمتی اکثر پاسخگویان بین ۲۱ تا ۳۰ سال بوده است. خروجیهای توصیفی تحقیق، جهت درک بهتر و تحلیل صحیح تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. ۴-۶ جمعبندی تحلیلی در این فصل، نتایج حاصل از آزمون فرضیات در جداولی به طور مختصر ارائه گردید و فرضیات تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج فرضیات نشان میدهد که چهار عامل ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، زیرساختهای فناوری اطلاعات و سبک رهبری دارای وضعیت مناسبی در جامعه مورد بررسی بوده و از این رو شرایط برای استقرار مدیریت دانش در شعب بانک تجارت استان اصفهان فراهم میباشد. نتایج آزمون فریدمن و ویلکاکسون نشان میدهد که زیرساختهای فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی دارای بالاترین رتبه از نظر کارکنان و فرهنگ سازمانی و سبک رهبری دارای کمترین میزان رتبه بوده است. البته لازم به ذکر است که میانگین تمامی عوامل بیشتر از حد متوسط یعنی در وضعیت مطلوب قرار دارد. به عبارت دیگر، زیرساختهای فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی دارای بهترین وضعیت و سبک رهبری و فرهنگ سازمانی دارای بدترین وضعیت نسبت به مابقی عوامل هستند. فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها ۵-۱ مقدمه در این فصل، نتایج حاصل از بررسی مشخصات جمعیتشناختی پاسخدهندگان به سوالات پرسشنامه و نتایج حاصل از بررسی پاسخهای پاسخ دهندگان به سوالات پرسشنامه آورده میشود. همچنین نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیههای تحقیق آورده میشود. سپس پیشنهاداتی در زمینه این تحقیق و تحقیقات آتی بیان میشود. ۵-۲ نتایج حاصل از بررسی مشخصات جمعیت شناختی پاسخ دهندگان جنسیت : اکثریت نمونههای تحقیق (۸۸ نفر) یعنی ۷۵% درصد «مرد» و (۳۰ نفر) یعنی ۲۵% درصد «زن» میباشند. میزان تحصیلات : ۱۹ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۱۶% درصد دارای مدرک تحصیلی دیپلم، ۱۶ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۱۴% ، ۷۰ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۵۹% درصد دارای مدرک کارشناسی و ۱۳ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۱۱% درصد دارای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر می باشند. سابقه کار : ۱۲ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۱۰% درصد دارای سابقه زیر ۱۰ سال، ۳۳ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۲۸% درصد دارای سابقه ۱۰ تا ۱۵ سال، ۳۰ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۲۵% درصد دارای سابقه ۱۶ تا ۲۰ سال و ۴۳ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۳۷% درصد دارای سابقه ۲۱ تا ۳۰ سال هستند. سن : تنها ۲ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۲% درصد سن کمتر از ۳۰ سال، ۶۲ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۵۲% درصد سن بین ۳۰ تا ۴۰ سال، ۵۲ نفر از پاسخ دهندگان معادل ۴۴% درصد سن بین ۴۱ تا ۵۰ سال و ۲ نفر معادل ۲% درصد سن بیش از ۵۰ سال دارند. ۵-۳ نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیههای تحقیق ۵-۳-۱ نتایج حاصل از بررسی فرضیه ۱ : ۱) میانگین پاسخها به پرسش ۱ برابر ۳٫۳۹۸ است. پس به نظر پاسخ دهندگان سازمان انعطاف پذیر است و قادر است با تغییرات محیطی سازگار شود. ۲) میانگین پاسخها به پرسش ۲ برابر ۳٫۴۴۹ است. پس به نظر پاسخ دهندگان سازمان انعطاف پذیر است و قادر است با تغییرات محیطی سازگار شود. ۳) میانگین پاسخها به پرسش ۳ برابر ۳٫۸۶۴ است. پس به نظر پاسخ دهندگان در این سازمان،کارکنان به اطلاعات مورد نیاز خود به آسانی دسترسی دارند. ۴) میانگین پاسخها به پرسش ۴ برابر ۲٫۹۶۶ است. پس به نظر پاسخ دهندگان سازمان در برابر سایر رقبا، ماهیتی نوآورانه و پیشرو ندارد. ۵) میانگین پاسخها به پرسش ۵ برابر ۳٫۷۱۱ است. پس به نظر پاسخ دهندگان ارتباطات افقی خوب بین کارکنان و سایر واحدها وجود دارد. ۶) میانگین پاسخها به پرسش ۶ برابر ۳٫۲۱۱ است. پس به نظر پاسخ دهندگان در این سازمان از تیمها و کمیته های کاری متنوع به منظور تسهیل همکاری و هماهنگی افراد و واحدهای سازمانی استفاده می شود. ۷) میانگین پاسخها به پرسش ۷ برابر ۳٫۸۳۹ است. پس به نظر پاسخ دهندگان سازمان سازمان فرایندهایی برای انتقال دانش سازمانی به کارکنان دارد. ۸) میانگین پاسخها به پرسش ۸ برابر ۳٫۳۳۹ است. پس به نظر پاسخ دهندگان سازمان مجموعه ای از شاخصهای مدیریت دانش را تدوین کرده است. ۹) میانگین پاسخها به پرسش ۹ برابر ۳٫۶۴۴ است. پس به نظر پاسخ دهندگان در این سازمان ارتباطات کاری متنوع و زیادی با یکدیگر داریم. ۱۰) میانگین پاسخها به پرسش ۱۰ برابر ۳٫۴۵۷ است. پس به نظر پاسخ دهندگان موانع کمی برای جریان اطلاعات بین ستاد و صف(شعب) وجود دارد. ۱۱) وضعیت ساختار سازمانی جهت استقرار مدیریت دانش، در وضعیت مناسب (بیشتر از ۳) قرار دارد، به عبارت دیگر، میانگین وضعیت ساختار سازمانی جهت استقرار مدیریت دانش بیشتر از حد متوسط (بیشتر از ۳) میباشد. همچنین وضعیت ساختار سازمانی نیز برای کل نمونه ۱۱۸ نفری در حدود ۴۹/۳ میباشد که گویای وضعیت مناسب ساختار سازمانی از نظر پاسخدهندگان مییاشد. بنابراین در سطح معناداری ۵ درصد فرضیه اصلی ۱ تحقیق، تایید میگردد، یعنی: «ساختار سازمانی مناسب برای استقرار مدیریت دانش در شعب بانک تجارت استان اصفهان وجود دارد.» ۵-۳-۲ نتایج حاصل از بررسی فرضیه ۲ : ۱) میانگین پاسخها به پرسش ۱۱ برابر ۳٫۳۳۹ است. پس به نظر پاسخ دهندگان فرهنگ سازمانی، آشکارا درباره چشم انداز ، استراتژی و سیاست سازمان بحث می کند. ۲) میانگین پاسخها به پرسش ۱۲ برابر ۳٫۱۹۵ است. پس به نظر پاسخ دهندگان فرهنگ سازمانی از اعتماد و فرهنگ باز حمایت می کند. ۳) میانگین پاسخها به پرسش ۱۳ برابر ۳٫۴۹۱ است. پس به نظر پاسخ دهندگان فرهنگ سازمانی، تسهیل کننده یک محیط یادگیری است. ۴) میانگین پاسخها به پرسش ۱۴ برابر ۳٫۶۶۹ است. پس به نظر پاسخ دهندگان کارکنان اغلب دانش مهارتهای کاری و اطلاعات خود را با یکدیگر مبادله می کنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دیگر کشورهای خاورمیانه
۱۳
۱۵،۳
آفریقا
۹
۱۰،۶
اروپا و آمریکا
۸
۹،۴
کل
۸۵
۱۰۰
توزیع ناحیه ای مؤسسات مالی اسلامیاین ارقام نشان می دهند که بیشترین تعداد مؤسسات مالی اسلامی علاوه بر آسیا در کشورهای خاورمیانه ای قرار دارند . با اینکه این شکل در مورد نحوه ی گسترش جغرافیایی بانکداری اسلامی اطلاعاتی می دهد اما صریحاً در مورد قدرت نسبی بانکداری اسلامی در مناطق مختلف توضیحی بیان نمی دارد . برای پی بردن به قدرت نسبی بانکداری اسلامی در مناطق مختلف وجوه تحت مدیریت بانک ها و مؤسسات مالی اسلامی در مناطق مختلف در جدول و نمودار زیر نشان داده شده است وجوه تحت مدیریت مؤسسات اسلامی در مناطق مختلف در این شکل می توان مشاهده که بخش اصلی فعالیت بانکداری اسلامی در خاورمیانه و به ویژه در کشورهای G.C.C متمرکز گردیده است . این ناحیه ۸۴ درصد از کلیه ی وجوه تحت نظارت بانک ها و مؤسسات مالی اسلامی را تشکیل می دهد . ۲ ـ ۱-۲-۲-۵- اندازه اندازه یا حجم دارایی یک متغیری مهم در تعیین میزان کارایی بانک می باشد . این متغییر درجه ی کارایی در مقیاس و حجم را تعیین می نماید . اقتصاد دان ها نشان داده اند که بانک های بزرگتر در دست یافتن به ترکیب و مقیاس بهینه ی تولید در موقعیت بهتری قرار دارند . در نتیجه ، آنها نسبت به بانک های کوچک کاراتر می باشند . میزان تخمینی کاهش در هزینه ها به دلیل صرفه جویی در مقیاس از ۲۰ تا ۵۰ درصد می باشد . نوشتجات در موضوعات بانکداری و تأمین مالی نشان می دهند ، بانک های کوچک ذاتاً دارای عدم کارایی به مقیاس می باشند . لازم به ذکر است که کارایی کامل در سطح دارایی به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار وجود داشته است و میزان ضرر عدم کارایی ، برای بانک هایی که دارایی هایشان کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار است در حدود ده درصد می باشد . میزان عدم صرفه جویی به حجم برای بانک های کوچک بین ۱۰ تا ۲۰ درصد یافت گردیده در حالی که بانک های بزرگتر دارای صرفه جویی به مقیاس بسیار بالایی بودند . اطلاعات موجود نشان داده اند که بانک ها و مؤسسات مالی اسلامی از آن حجم دارایی بهینه ای که باید داشته باشند ، فاصله ی زیادی دارند . متوسط حجم دارایی های این گونه مؤسسات در سال ۱۹۹۶ برابر با ۳۹۵ میلیون دلار بود . اما توجه داشته باشید که این عدد به دلیل اختلافات شدید بین حجم دارایی بیشینه (۸،۶ میلیارد دلار) و حجم دارایی کمینه (فقط ۷۲ هزار دلار) ممکن است گمراه کننده باشد . انحراف معیار معادل ۲، ۱ میلیارد دلار به دست می آید (تقریباً ۴ برابر میانگین ) ؛ که به وجود مقادیر افراطی ، یعنی مقادیر بسیار بزرگ یا بسیار کوچک ، در ارقام اشاره دارد . با توجه به ارقام ، این طوردیده می شود که تنها ۱۱ مؤسسه بالای رقم میانگین قرار دارند . اگر ما مؤسسه ی تابونگ حاجی ۱ مالزی را که مؤسسه ای با هدف خاص می باشد از این مجموعه استثنا نماییم ، تنها ده مؤسسه ی مالی وجود دارند که از دیدگاه اقتصادی بالای اندازه ی بهینه می باشند . بیش از هشتاد درصد این مؤسسات در زیر سطح بهینه ی ۵۰۰ میلیون دلار قرار دارند . حجم کوچک وجوه بانک های اسلامی ، مهمترین مانع در بحث حداقل کردن ریسک به وسیله تنوع سبد دارایی می باشد . در مورد اندازه ی سرمایه باید گفت که در ادبیات اقتصادی برای بانک هایی که حجم دارایی شان کمتر از یک میلیارد دلار می باشد ، اندازه ی بهینه یعنی سطحی که در آنها هزینه ی متوسط حداقل می باشد ، بین ۷۵ ـ ۳۰۰ میلیون دلار می باشد . همان طور که اطلاعات موجود در جدول زیر نشان می دهند ، از میان این مؤسسات ، فقط هشت مؤسسه را می توان یافت که به اندازه بهینه ی سرمایه دست یافته اند . بانک ها و مؤسسات مالی اسلامی برحسب اندازه ی سرمایه ۱۹۹۶
| توزیع فراوانی |
دارایی ها (میلیون دلار) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- آیا روش های تعیین ثمن در قراردادهای پیمانکاری منحصر در روشهای سنتی مذکور در قانون مدنی است؟
- آیا قراردادهای پیمانکاری با شیوه های نوین تعیین ثمن بر مبنای قواعد عمومی و قوانین ایران معتبر است؟
- آیا ملاک تعیین ثمن (معلوم و معین بودن) در قراردادهای پیمانکاری هم اجرا می شود؟
د- فرضیه ها:
- روش های تعیین ثمن در قراردادهای پیمانکاری منحصر در روش های سنتی نیست.
- بر مبنای قواعد عمومی و قوانین روشهای نوین تعیین ثمن در قراردادهای پیمانکاری و صنعتی معتبر است.
- بر مبنای اصول کلی معلوم و معین بودن ثمن یکی از شرایط ثمن صحیح است.
ه- لزوم بازنگری برخی از قوانین و اصلاح آن ها: بخش عمدهای از معاملات و قراردادهای منعقده بین اشخاص حقیقی و حقوقی از جمله دولتها شامل قراردادهای پیمانکاری یا صنعتی میگردد؛ تنوع این قراردادها چنان زیاد است که قوانین و مقررات جاری جوابگوی تمام نیازمندیهای جدید قراردادی در حوزه پیمانکاری نیست زیرا در شرایط کنونی و در حوزه تجارت جهانی بویژه حوزه پیمانکاریهای نفت و گاز از سرمایه ها و صنایع کوچک به تنهایی کاری ساخته نیست؛ در این حوزه تجاری تنها با اجتماع سرمایههای کوچک میتوان با رقبای خارجی و داخلی به رقابت پرداخت. به همین دلیل باید با اصلاح قوانین و مقررات کنونی و تصویب مقررات جدید همگام با تحولات اجتماعی و اقتصادی مدل های جدید قراردادی را برای کارفرمایان و پیمانکاران بویژه کارفرمایان و پیمانکاران حوزه انرژی از جمله نفت و گاز فراهم نمود و حمایتهای حقوقی لازم را از فعالان کلان اقتصاد داخلی فراهم نمود. و- روش تحقیق و منابع: روش تحقیق و پژوهش این پایان نامه روش تحلیلی است و در تدوین آن از کتاب های حقوقی، پایان نامه ها و مقالات مرتبط متنوعی استفاده شده است. همچنین از منابع الکترونیکی نیز بهره برداری شده است. با وجود این گزافه نخواهد بود که مطالب کلیدی پایان نامه را نتیجه کار و تجربه چند ساله خود در حوزه قراردادهای پیمانکاری به خصوص قراردادهای حوزه نفت و گاز معرفی نمایم. ز- ساختار پایان نامه و تقسیم موضوع: مطالب این پایان نامه در دو فصل و به ترتیب ذیل تدوین شده است. در فصل نخست مفاهیم و مبانی تعیین ثمن و در فصل دوم اقسام و روش های تعیین ثمن مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است. در فصل نخست و در قسمت مفاهیم ابتدا به مفاهیم اساسی مورد بحث در این پایان نامه از جمله ثمن و قراردادهای پیمانکاری و تعاریف مرتبط خواهیم پرداخت؛ در قسمت مبانی، ابتدا مبانی نظری را در چند عنوان بررسی خواهیم نمود، ابتدا نقش ثمن، سپس ویژگیهای ثمن در قراردادهای پیمانکاری و پیشگیری از ضرر، جهل و غرر را بررسی خواهیم نمود. که به طور جداگانه و در مبحث غرر، ارکان غرر و مبانی آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد. در قسمت مبانی قانونی در بدو امر قانون مدنی ایران با نگاهی به معلوم و معین بودن ثمن بررسی خواهیم کرد و سپس دیگر قوانین و مقررات را مورد کنکاش قرار خواهیم داد. در فصل دوم و در مبحث اقسام، به تقسیم انواع ثمن، انواع قراردادهای پیمانکاری به اعتبارهای مختلف، مثل تقسیم بندی بر اساس ماهیت، تقسیم بندی بر اساس مبلغ قرارداد و قراردادهای مرسوم در حوزه نفت و گاز خواهیم پرداخت، البته طرح موضوع قراردادهای نفت و گاز به دلیل وجود عمده قراردادهای پیمانکاری در این حوزه و شکل گیری اولیه قراردادهای پیمانکاری در این حوزه میباشد. روشهای سنتی و نوین تعیین ثمن در قراردادهای پیمانکاری مورد بررسی قرار میدهیم. در روش سنتی، ثمن پولی، ثمن کالایی، ثمن از نوع کار و منفعت را بحث نموده و در روش های نوین، کشف قیمت به روش مزایده و حراج، مناقصه، تفویض اختیار به کارشناس و موسسات کارشناسی، به روش اعلام بهای خرید، ارجاع به قیمت بازار و ثمن شناور را به طور مبسوط به جهت اهمیت آن بررسی خواهیم نمود و در انتها مدلهای تعیین حق الزحمه و روشهای پرداخت آن را در این فصل بررسی خواهیم نمود. هر یک از عنوان های اصلی نیز حسب مورد به عنوان های ریزتر تقسیم شده است. فصل اول- مفاهیم و مبانی: فصل نخست حاوی دو مبحث اساسی است: مفاهیم و مبانی. بنابراین در این فصل ابتدا به تعریف ثمن و مفاهیم مرتبط با آن و سپس مبانی تعیین ثمن در قراردادهای پیمانکاری می پردازیم. مبحث اول- مفاهیم: در این قسمت ابتدا به تعریف ثمن و سپس تعریف قراردادهای پیمانکاری خواهیم پرداخت. گفتار اول- تعریف ثمن:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
واحد انجام آن قابل محاسبه میباشد انجام میگیرد. با این روش ریسک افزایش قیمت نهایی پروژه به عهده کارفرما بوده اما ریسک و تغییرات احتمالی متعلق به پیمانکار میباشد. پیمانکار می بایست ریسک افزایش قیمت های واحد از قیمت توافقی را بر عهده بگیرد. در این روش میبایست بابت تغییرات قیمتهای واحد مذکور پیش بینی لازم انجام گرفته که مبنای آن می تواند ضرایبی برای فصول مختلف سال و نسبت به سال مبنا اعمال گردد. ج- تعیین حق الزحمه یا ثمن به روش درصدی از هزینه کل: در این روش پیمانکار با توجه به هزینه اجرای پروژه درصدی از آن را که بستگی به نوع پروژه، حجم پروژه و مبلغ کل پروژه دارد به عنوان حق الزحمه دریافت نماید. این رقم شامل توافق طرفین یعنی کارفرما و پیمانکار خواهد بود. البته در جایی که مناقصه برگزار میگردد این در صد شامل رقابت شده و پیمانکار برای اینکه پروژه را در اختیار گیرد ناچاراً به سود کم قناعت کرده و درصد فوق را کم در نظر می گیرد. این روش مستلزم داشتن شرایط ذیل می باشد. تجربه های کار پیمانکار در پروژه های مشابه توانایی پیمانکار از لحاظ فنی و تخصصی و آشنایی داشتن به امکانات و تخصص های به روز وجدان کاری پیمانکار برای انجام پروژه با کیفیت عالی در زمان و با هزینه اندک کارفرما و پیمانکار اعتماد مناسب و قانونمندی را با هم داشته و از سوء ظن های بی مورد بپرهیزند. کارفرما و پیمانکار می بایست هرگونه تغییر در نقشه ها و مدارک فنی که باعث تغییر در قیمتها می گردد و به طور کلی هر عاملی را که باعث عدم اطمینان گردد را به اطلاع یکدیگر برسانند. در صورت تحقق شرایط فوق پیمانکار با کمترین هزینه و کمترین سود موفق به انجام پروژه گردیده است. رفتن به نوارابزار درباره وردپرس مقالات سری 24 سفارشیسازی 63 بهروزرسانی افزونه, 3 بهروزرسانی پوسته 1212 دیدگاه در انتظار مدیریت است تازه ویرایش نوشته جستوجوجستوجو سلام edame بیرون رفتن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ه- به روش ارجاع به قیمت موجود در بازار: این ضابطه که صبغه فقهی نیز دارد و به قیمت سوقیه یا عادله یا قیمت متعارف نامیده میشود که به طور کلی به دو دسته تقسیم می شود. گروهی معتقد به قیمت بازار در زمان و مکان انعقاد قرارداد هستند و گروهی دیگر قیمت زمان و مکان اجرای قرارداد را ملاک قرار می دهند.
بر اساس این ضابطه اگر در قرارداد ضابطهای برای تعیین ثمن در نظر گرفته نشده باشد، ملاک قیمت، قیمت زمان انعقاد قرارداد است. چنانکه ماده ۴۵ قانون فروش کالای نروژ مصوب ۱۹۸۸ مقرر می دارد: «اگر قرارداد بدون تعیین ضابطه ایی برای تعیین ثمن منعقد شود، خریدار باید قیمتی را بپردازد که عموماً در زمان انعقاد قرارداد برای چنین کالایی در شرایط مشابه و در تجارت مربوطه تعیین میگردد مشروط بر اینکه ثمن غیر معقول نباشد؛ اگر تعیین چنین قیمتی عموماً ممکن نباشد، خریدار باید قیمتی را بپردازد که اصولاً با توجه به ماهیت، کیفیت موضوع و شرایط آن معقول باشد….». علی القاعده برای تعیین قیمت به این روش می بایست به عرف رجوع کرد ولی در بعضی از قراردادهای بینالمللی در ارتباط با عملیاتی هستند که منحصر به فرد یا بسیار ویژه هستند و در مورد آن ها امکان ندارد بتوان به مبلغی استناد کرد که برای اجرای مشابه در اوضاع و احوال قابل مقایسه به حساب گذاشته می شوند.
براساس این نظریه قیمت بازار در زمان و مکان تحویل کالا ملاک تعیین قیمت می باشد. چنانکه قانون متحد الشکل تجاری ایالات متحده آمریکا، علیرغم آنکه ملاک مزبور را پذیرفته است، به نحوی آن را هم به عنصر معقولیت ربط داده است. بند ۱ ماده ۳۰۵-۲ آن قانون مقرر می دارد: «در صورتیکه طرفین بخواهند می توانند قرارداد فروشی را منعقد سازند که قیمت آن تعیین نشده باشد. در این صورت ثمن قرارداد، قیمت معقول در زمان تحویل می باشد….». همچنین ماده ۲۱۲ قانون تعهدات سویس مقرر داشته: « اگر مشتری سفارش بدهد، بدون اینکه قیمت را تعیین کند، قرارداد بیع، به قیمت متوسط در روز و محل اجرای قرارداد، منعقد تلقی میشود….». و- ثمن شناور: در این قسمت ابتدا تعریفی از ثمن شناور ارایه و سپس شرایط پذیرش ثمن شناور را ذکر می کنیم. مفهوم ثمن شناور: چنان که گفته شد[۱۷۶]: مقصود از ثمن شناور این است که مبلغ مقطوع ثمن قرارداد در هنگام انشای معامله تعیین نمیشود و متعاملین تعیین قطعی آن را به آینده محول می سازند. مشخص نبودن عوض در قرارداد اعم از این است که متعاملین توافق ابتدایی در خصوص ضابطه تعیین آن در آینده در قرارداد به عمل آورده باشند، یا اساسا ذکر عوض را مطلقاً مسکوت گذاشته باشند. همچنین ممکن است یکی از متعاملین نسبت به آن ناآگاه بوده و متعلق قصد انشای طرف مقابل معلوم و مشخص باشد. هر چه هست در زمان انشای عقد، عوض معامله برای طرفین یا یکی از آن ها مشخص نیست. بنابراین ثمن شناور[۱۷۷] ثمنی است که هنگام انشای عقد معلوم نباشد خواه در قرارداد شیوهای برای تعیین آن منظور گردیده و خواه در معامله مقرر شده باشد که متعاقدین یا یکی از آن ها یا شخص ثالثی در آینده آن را تعیین نماید. خواه طرفین در قرارداد کاملا سکوت کرده باشند به طوری که نه شیوهای مقرر و نه کسی را مأمور تعیین ثمن نموده باشند[۱۷۸]. ضرورت شناور بودن عوض را میتوان ایجاد تحول در معاملات جهانی دانست. تحولات اقتصادی و صنعتی چهره خاص به معاملات بخشیده، به طور مثال امروزه به طور گسترده ایی قراردادهای پیش فروش گسترش پیدا کرده است. قراردادهایی که معمولاً ضابطه تعیین ثمن در آن، نرخ بازار در هنگام تحویل آن، یا تعیین توسط ارگان یا سازمان مشخصی است. در این خصوص می توان به پیش فروش خودرو اشاره نمود. شرکت های خودرو ساز به واسطه اینکه قسمت قابل توجهی از قطعات و مواد اولیه ساخت خودرو را می بایست از شرکت های سازنده داخلی یا خارجی تهیه نموده و به جهت اینکه قراردادهایی که با شرکتهای ثالث منعقد مینماید تابع شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی و متغیرهای بسیاری میباشد که موجب میگردد قراردادهای نه مقطوع بلکه قراردادهای با ثمن شناور منعقد نماید، لذا به جهت مشخص نبودن قیمت واقعی خودرو برای خودرو ساز مجبور به موکول نمودن قیمت قرارداد به آینده میگردند. شرایط پذیرش ثمن شناور: بدون تردید معین بودن مورد معامله از شرایط صحت عقد میباشد[۱۷۹]. برای رسیدن به تعریف معین بودن با رجوع به مواد ۵۶۴ و ۶۹۴ قانون مدنی می توان به این موضوع پی برد. به نظر میرسد که منظور قانونگذار از معین بودن مورد معامله، نهی از مردد بودن آن می باشد[۱۸۰]. به بیان دیگر معین بودن مورد معامله به این معنی است که مورد معامله از سایر اشیا به طوری متمایز گردد که مشخصاً بتوان به آن اشاره نمود و با چیز دیگر مشتبه نشود[۱۸۱]. مسلماً هدف از تعیین مورد معامله در قرارداد، رفع غرر میباشد. از دیگر شروطی که در ماده ۱۹۰ قانون مدنی برای صحت معامله در نظر گرفته شده است میتوان به معین بودن مورد معامله اشاره نمود، که مستفاد از ماده ۳۴۲ همین قانون می توان به این موضوع پی برد. گفته شد که مقصود مقنن از معلوم بودن مورد معامله، معلومیت از حیث مقدار، جنس و وصف آن می باشد. سؤال اساسی در خصوص معلوم بودن مورد معامله این است که آیا مورد معامله در خارج می بایست معلوم باشد یا صرف معلوم بودن در ذهن متعاملین کفایت می کند؟ با رجوع به ماده ۳۴۳ قانون مدنی اینگونه استنباط می گردد که متعلق انشای متعاملین مقدار معلومی میباشد اگرچه مقدار آن در عالم واقع هنوز روشن نشده باشد. به بیان دیگر صرف اینکه وصف مورد معامله در ذهن متبایعین در هنگام انشاء روشن باشد، برای صحت عقد کافی می باشد. با توجه به تعاریف معلوم و معین بودن ثمن، جایگاه ثمن شناور را چگونه میتوان تعریف نمود؟ در حالتی که ممکن است میزان عوض یا ثمن در قرارداد معلوم و مشخص می باشد ولی تعیین نوع ثمن یا مبلغ قرارداد بر عهده طرفین یا ثالث گذاشته شده است، بطور مثال قیمت کالایی از سوی فروشنده به دو نرخ دلار آمریکا و ریال ایران ایجاب گردد و قبول نوع آن بر عهده خریدار گذاشته شود. یا مثلاً نحوه تعیین ثمن در قراردادهای پیمانکاری به شیوه درصدی از حجم کار انجام شده، بطور مثال هزینه پیمانکار ساختمانی ۱۵% هزینههای انجام شده طبق فاکتورهای موجود تعیین میگردد. با توجه به موضوعات مطروحه معلوم گردید بحث قرارداد با عوض شناور بایستی در چهارچوب معلومیت مورد معامله مورد بررسی قرار گیرد نه معین بودن مورد معامله. گفتار سوم- تعیین حق الزحمه یا ثمن در قراردادهای پیمانکاری: در این قسمت روشهای تعیین حق الزحمه در قراردادهای پیمانکاری با استفاده از روش مرسوم و به ترتیب ذیل مورد مطالعه و پژوهش قرار میگیرد. الف- تعیین حق الزحمه یا ثمن به روش قیمت ثابت و مقطوع: در این روش مبلغ قرارداد به صورت مقطوع در قرارداد تصریح میشود. در این نوع قرارداد، قیمت پروژه بر اساس کار نهایی برآورد می گردد، به این دلیل در زمان مناقصه می بایست طراحی کامل شده باشد تا پیمانکار بتواند برآورد دقیقی را از پروژه داشته باشد و قیمت مناسبی را پیشنهاد نماید. پس در این روش کارفرما طبق یک طرح ثابت به پیمانکار حق الزحمه میدهد سپس چنانچه تغییراتی در طراحی و زمان ایجاد شود یا کارفرما بخواهد حجم پروژه را افزایش دهد و فاز دیگری از آن را شروع کند راه کار دیگری برای حق الزحمه پیمانکار در نظر گرفته نشده است. بدین صورت کارفرما ریسک تغییرات احتمالی را خود بر عهده میگیرد، اما ریسک افزایش قیمت تمام شده را به پیمانکاران انتقال میدهد. در این روش پیمانکار میبایست تمام شرایط اجرای پروژه را در نظر گفته و قیمت پیشنهاد نماید. بدین منظور برای تغییرات احتمالی حاشیه سودی در قرارداد برای خود پیش بینی مینماید. ب- تعیین حق الزحمه یا ثمن به روش قیمت واحد: در این روش پرداخت نهایی به پیمانکار بر اساس قیمت های واحد توافق شده در قرارداد و مقادیر کار واقعی انجام شده صورت می گیرد. پس در این حالت می بایست پروژه را به صورت مناسب به فعالیت های مستقل تقسیم نمود و حجم و اندازه آن را با دقت مناسبی تخمین زده شود و شرایط و ویژگیهای هر کدام مشخص باشد هرچه این برآوردها دقیق تر باشد شرایط پرداخت برای دو طرف کارفرما و پیمانکار روشن تر می باشد. در زمان مناقصه یک برآورد تقریبی بر اساس طراحی ها انجام می گیرد و بر این اساس مبلغ تقریبی در قرارداد قید می گردد. با این حساب کارفرما آزادی بیشتری در طراحی و تغییرات و اجرا خواهد داشت، زیرا محاسبه اضافه حق الزحمه ساده تر و دقیق تر میباشد و پرداخت طبق مقادیر نهایی واقعی کار که واحد انجام آن قابل محاسبه میباشد انجام میگیرد. با این روش ریسک افزایش قیمت نهایی پروژه به عهده کارفرما بوده اما ریسک و تغییرات احتمالی متعلق به پیمانکار میباشد. پیمانکار می بایست ریسک افزایش قیمت های واحد از قیمت توافقی را بر عهده بگیرد. در این روش میبایست بابت تغییرات قیمتهای واحد مذکور پیش بینی لازم انجام گرفته که مبنای آن می تواند ضرایبی برای فصول مختلف سال و نسبت به سال مبنا اعمال گردد. ج- تعیین حق الزحمه یا ثمن به روش درصدی از هزینه کل: در این روش پیمانکار با توجه به هزینه اجرای پروژه درصدی از آن را که بستگی به نوع پروژه، حجم پروژه و مبلغ کل پروژه دارد به عنوان حق الزحمه دریافت نماید. این رقم شامل توافق طرفین یعنی کارفرما و پیمانکار خواهد بود. البته در جایی که مناقصه برگزار میگردد این در صد شامل رقابت شده و پیمانکار برای اینکه پروژه را در اختیار گیرد ناچاراً به سود کم قناعت کرده و درصد فوق را کم در نظر می گیرد. این روش مستلزم داشتن شرایط ذیل می باشد.
- تجربه های کار پیمانکار در پروژه های مشابه
- توانایی پیمانکار از لحاظ فنی و تخصصی و آشنایی داشتن به امکانات و تخصص های به روز
- وجدان کاری پیمانکار برای انجام پروژه با کیفیت عالی در زمان و با هزینه اندک
- کارفرما و پیمانکار اعتماد مناسب و قانونمندی را با هم داشته و از سوء ظن های بی مورد بپرهیزند.
- کارفرما و پیمانکار می بایست هرگونه تغییر در نقشه ها و مدارک فنی که باعث تغییر در قیمتها می گردد و به طور کلی هر عاملی را که باعث عدم اطمینان گردد را به اطلاع یکدیگر برسانند.
در صورت تحقق شرایط فوق پیمانکار با کمترین هزینه و کمترین سود موفق به انجام پروژه گردیده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- طاهرخانی، دکتر حسین، قرارداد با عوض شناور، نشر دادگستر، چاپ اول، ۱۳۹۲٫
- عبده بروجردی، محمد، حقوق مدنی، جلد اول، ناشر علمی تهران، ۱۳۲۹٫
- قاسم زاده، دکتر سید مرتضی، ره پیک، دکتر حسن و کیایی، دکتر عبدالله، تفسیر قانون مدنی، انتشارات سمت، چاپ اول، ۱۳۸۲٫
- قاسم زاده، دکتر سید مرتضی، حقوق مدنی، اصول قراردادها و تعهدات، دادگستر، چاپ چهاردهم، ۱۳۸۹٫
- قاسم زاده، دکتر سید مرتضی، حقوق مدنی، مختصر قراردادها و تعهدات، دادگستر، چاپ دهم، ۱۳۹۲٫
- کاتوزیان، دکتر ناصر، قواعد عمومی قراردادها، جلد اول، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۷۶٫
- کاتوزیان، دکتر ناصر، قواعد عمومی قراردادها، جلد دوم، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۷۶٫
- کاتوزیان، دکتر ناصر، قواعد عمومی قراردادها، جلد سوم، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۷۶٫
- کاتوزیان، دکتر ناصر، قواعد عمومی قراردادها، جلد چهارم، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۷۶٫
- کاتوزیان، دکتر ناصر، قواعد عمومی قراردادها، جلد پنجم، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۷۶٫
- کاتوزیان، دکتر ناصر، قانون مدنی در نظم حقوق کنونی، نشر دادگستر، چاپ اول، ۱۳۷۷٫
- مظفر، محمد رضا، منطق، ترجمه مجید حمید زاده و انشاء الله رحمتی، انتشارات حکمت، چاپ اول، ۱۳۸۱٫
- موسسه بین المللی یکنواخت کردن حقوق خصوصی، اصول قراردادهای تجاری بین المللی، ترجمه دکتر بهروز اخلاقی و همکاران، نشر شهر دانش، چاپ دوم، ۱۳۸۱
- محقق داماد، دکتر سید مصطفی، قواعد فقه، انتشارات سمت، چاپ سوم، ۱۳۷۶٫
- محمدی، علی، ترجمه و شرح اصول فقه (نوشته محمد رضا مظفر)، انتشارات دارالفکر، چاپ هفتم، ۱۳۸۱٫
ب-مقالات:
- ابراهیمی، سید نصرالله، نگاهی به بهینه سازی قراردادهای بالادستی صنعت نفت (نسل سوم قراردادهای بیع متقابل)، مشعل (نشریه کارکنان صنعت نفت ایران)، شماره ۴۸۶، دوره جدید، ۱۷ آبان ۱۳۸۸٫
- خزاعی، حسین، روشهای پرداخت ثمن در تجارت بین الملل، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۲۵٫
- داراب پور، مهراب، ثمن شناور، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۱٫
- شیروی، عبدالحسین، ابراهیمی، سید نصرالله، اصغریان، مجتبی، اکتشاف و توسعه میادین نفتی ایران از طریق قراردادهای بیع متقابل، مجله حقوقی بین المللی، نشریه مرکز امور حقوقی بین المللی ریاست جمهوری، شماره ۴۱٫
- طاهرخانی، حسین، قرارداد با عوض شناور از دیدگاه اصول حقوقی، مجله حقوقی و قضایی دادگستری، شماره ۴۳٫
- علیخانی، محمد، بررسی وضعیت حقوقی مبیع و ثمن در قراردادهای بین المللی فروش گاز، مجله حقوقی بین المللی، شماره ۴۰٫
- قاسم زاده، سید مرتضی، نظریه جواز تعیین ضابطه مورد تعهد و تملیک- شیوه های تعیین مورد تعهد و تملیک، (صص ۱۳۳تا ۱۶۰)فصلنامه علمی و پژوهشی مدرس، دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، ویژه نامه حقوق،۱۳۸۳٫
- نوری، سید مسعود، بیع با ثمن شناور از دیدگاه فقه، مجله نامه مفید، شماره بیست و دوم، تابستان ۱۳۷۹٫
رساله ها:
- اسلامی پناه، دکتر علی، معلوم و معین بودن معامله در حقوق ایران و فقه اسلامی و بررسی تطبیقی آن در حقوق فرانسه و کامن لا، رساله دکتری در رشته حقوق خصوصی دانشگاه تهران، خرداد ماه ۱۳۸۰٫
- اسدی شهیدی، حمید رضا، تعیین ثمن در فقه امامیه و حقوق مدنی ایران با مطالعه تطبیقی در حقوق مدنی مصر، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه امام صادق(ع)، زمستان ۱۳۷۹٫
- امینی، عیسی، روشهای تعیین ثمن در کنوانسیون بیع بین المللی کالا وین مصوب ۱۹۸۰ و حقوق ایران، رساله دکتری، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳٫
- زاهدیان، مجتبی، عقد بیع با ثمن شناور Open Price در کنوانسیون بیع بین المللی کالا ۱۹۸۰ وین، حقوق انگلیس، حقوق آمریکا و حقوق ایران، رساله کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه شهید بهشتی، سال ۱۳۷۶٫
- صادق پور، رضا، بررسی ماهیت حقوقی قرارداد بیع متقابل نفتی، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی مازندران، ۱۳۹۱٫
- صحرا نورد، اسدالله، تحلیل حقوقی بیع متقابل (BUY BACK) در قراردادهای نفتی ایران، رساله کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه تهران، سال ۱۳۸۱٫
- طاهرخانی، حسین، قرارداد با عوض شناور، رساله دکتری حقوق خصوصی، واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۰٫
- علوی یزدی، حمید رضا، روشهای تعیین ثمن در عقد بیع، رساله کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۰٫
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- مشاور بخواهد این افراد را از کار برکنار کند. در این صورت، مشاور مکلف به اجرای این دستور است و حق ندارد برکنارشدگان را بار دیگر در رابطه با این قرارداد بکار گمارد. اجرای این دستور از مسئولیتهای مشاور نمیکاهد و از این بابت حقی را برای او ایجاد نمینماید.
- مشاور بایستی مسئولیت و هزینه های مربوط به کلیه امور کارکنان خود از جمله و نه محدود به استخدام، پرداخت حق الزحمه، مزایای قانونی طبق قانون کار جاری در کشور، مالیات و بیمه جهت اجرای ماده ۳۸ قانون تامین اجتماعی را برعهده گیرد. کارفرما هیچگونه مسئولیت نسبت به ادعاهای کارکنان مشاور ندارد و فیصله دادن به این گونه ادعاها منحصرا از مسئولیت های مشاور می باشد. مشاور در این مورد کارفرما را از هر نوع مسئولیت، پرداخت هزینه ها و یا خسارات مصون می دارد.
- تهیه و تأمین محل کار، دفتر، لوازم و ماشینهای اداری و هر نوع امکانات لازم برای انجام موضوع قرارداد به عهده و هزینه مشاور بوده و کارفرما در این خصوص هیچ گونه تعهدی ندارد.
ماده ۷- تعهدات کارفرما کارفرما متعهد است مبلغ قرارداد را مطابق شرایط مندرج در این قرارداد و حداکثر ظرف مدت سی روز از تاریخ تصویب صورت وضعیتهای مشاور، پرداخت نماید. ماده ۸–نماینده طرفین هر یک از طرفین مکلف است ظرف یک هفته از امضای قرارداد کتباً نماینده خود را با ذکر حدود اختیارات به طرف مقابل معرفی کند. نماینده مشاور باید اختیارات کافی برای اداره و اجرای موضوع قرارداد و تعامل با کارفرما را داشته باشد. ماده ۹- تضمین حسن انجام کار
-
- برای حصول اطمینان از حسن انجام کار، ده درصد از هر پرداخت مشاور به عنوان تضمین حسن انجام کار کسر و نزد کارفرما نگهداری می شود. مبلغ تضمین حسن انجام کار در پایان قرارداد و در صورت رضایت کارفرما به مشاور پرداخت خواهد شد.
- در صورت فسخ قرارداد مطابق ماده ۱۸ قرارداد، تضمین حسن انجام کار به نفع کارفرما ضبط می شود.
ماده ۱۰- کسور قانونی
-
- کارفرما از هر صورت وضعیت مشاور ۳ درصد (سه درصد) بابت مالیات کسر و به حساب اداره دارائی و امور اقتصادی واریز می نماید و تصویر رسید آن را به مشاور ارائه می نماید.
- کارفرما حسب ماده ۳۸ سازمان تامین اجتماعی از هر پرداخت به مشاور ۵ درصد (پنج درصد) بعنوان سپرده قانون تامین اجتماعی کسر و تا پایان کار نزد خود نگه میدارد، استرداد مبلغ مذکور که از مشاور کسر گردیده و همچنین پرداخت آخرین صورت وضعیت مشاور منوط به تسلیم مفاصاحساب نهائی مشاور از سازمان تامین اجتماعی می باشد.
- بطور کلی هر نوع کسور قانونی که به این قرارداد تعلق گیرد بعهده و هزینه مشاور خواهد بود.
ماده ۱۱- دقت و کوشش مشاور باید، خدمات موضوع این قرارداد را منطبق با اصول فنی و مهندسی و با استفاده از آخرین دست آورد های جهانی و با بکارگیری حداکثر مهارت و دقت، به وسیله کارکنانی که واجد صلاحیت تخصصی بوده و مورد تائید کارفرما هستند، انجام دهد. ماده ۱۲- اقدامات مشاور که نیاز به تائید کارفرما دارد هرگاه مشاور به هنگام انجام کار، برای تعیین نحوه ادامه کار، جلسه یا جلسات هماهنگی را به منظور تصمیمهای راهبردی ضروری بداند. موظف است موضوع را طی گزارش توجیهی برای کارفرما بفرستد. کارفرما از تاریخ دریافت گزارش و در زمان مقتضی نسبت به تشکیل جلسه اقدام می کند و تصمیمها را در صورت جلسه ای تنظیم و به مشاور ابلاغ می نماید. مفاد این ماده منافات با تعهدات مشاور برای اجرای درست کار و مسوولیت ناشی از آن ندارد. ماده ۱۳- محرمانه بودن اطلاعات
-
- در صورتی که طبق شرایط قرارداد اطلاعات مربوط به موضوع قرارداد جز طبقه بندی محرمانه باشد، و یا محرمانه بودن آن از سوی کارفرما به مشاور اعلام شود، مشاور مجاز نیست بدون تائید قبلی کارفرما، اطلاعات و یا نتایج را به طور مستقیم یا غیر مستقیم در اختیار دیگران بگذارد و باید کوشش نماید تمامی اطلاعات و یا نتایجی را که در جریان انجام خدمات تحصیل می کند، محرمانه تلقی نموده و حداکثر سعی خود را برای جلوگیری از افشای اطلاعات بکار بندد.
- در مواردی که اطلاعات و یا نتایج محرمانه است، پس از اتمام قرارداد یا در صورت فسخ یا خاتمه قرارداد کماکان موارد حفاظت از آنها به قوت خود باقی است.
-
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- اثبات این مطلب که مشاور برای گرفتن کار یا اجرای آن، به کارکنان کارفرما، دستمزد، پاداش یا هدایائی داده یا آنها یا واسطه های آنان را در منافع خود شریک کرده است.
ب- کارفرما در صورت تحقق هر یک از موارد زیر، ابتدا به مشاور اخطار می کند تا نسبت به رفع نوافق و اشکالها اقدام کند و جریان امور را ظرف مدت یک ماه، به صورت قابل قبول درآورد. در صورت عدم اقدام از سوی مشاور برای رفع نواقص در پایان مهلت تعیین شده موضوع فسخ قرارداد ابلاغ گردد.
-
- تاخیر غیرموجه در انجام خدمات، بیش از ده درصد مدت مربوط
- رعایت نکردن استانداردهای فنی و شئونات حرفه ای
تبصره ۱- مشاور با دریافت ابلاغ فسخ قرارداد موظف است کار را متوقف کرده و بی درنگ کارفرما را از وضعیت کار مطلع سازد و طی مهلتی که از طرف کارفرما اعلام می شود (حداقل دو هفته) اصل مدارک و گزارشهای خدمات انجام شده تا آن تاریخ را به کارفرما تحویل دهد. تبصره۲- کارفرما پس از ابلاغ فسخ قرارداد نسبت به ضبط تضمین حسن انجام کار به نفع خود اقدام کرده و نسبت به تعیین مبلغ مربوط به خدمات انجام شده قابل قبول پس از کسر مطالبات یا خسارات احتمالی وارده، تا تاریخ فسخ طبق شرایط قرارداد اقدام خواهد کرد. ماده ۱۹- حل اختلاف دو طرف، باید نهایت کوشش خود را برای حل اختلاف بین خود در رابطه با این قرارداد، به طور دوستانه به کار برند.هرگونه اختلاف ناشی از این قرارداد را که نتوان به صورت دوستانه بین دو طرف حل و فصل کرد، به هیاتی متشکل از یک نفر نماینده بی طرف و نمانیدگان دو طرف قرارداد (هر کدام یک نفر)، ارجاع می شود. در صورتی که نسبت به مورد اختلاف توافق حاصل نشود، موضوع باید در دادگاههای صالحه ایران، حل و فصل گردد. طرفین متعهد هستند در طول بررسی اختلافات و صدور حکم، تعهداتی را که به موجب قرارداد به عهده دارند، کماکان انجام دهند. ماده ۲۰- مالکیت اسناد تمام مدارک و گزارشهائی که به موجب این قرارداد توسط مشاور تهیه میشوند، از جمله نسخ اصلی، نور گذر یا رایانه ای همه متعلق به کارفرماست. مشاور میتواند با اجازه کارفرما یک نسخه قابل تکثیر از مدارک وگزارشهای یاد شده را نزد خود نگاه دارد. ماده ۲۱- ابلاغها هرگونه اطلاعیه، دستور کار، اعلام نظر، ابلاغ تعلیق، خاتمه دادن به قرارداد و موارد مشابه، تنها به صورت کتبی معتبر است. رسید دبیرخانه هر دو طرف و یا رسید تحویل پستی، ملاک تسلیم گزارشها، مدارک و مکاتبات است. تغییر نشانی مندرج در صدر قرارداد باید ۱۵ روز قبل به اطلاع طرف مقابل رسانده شود وگرنه هرگونه ابلاغ به آدرسهای مذکور ابلاغ شده تلقی می شود. ماده ۲۲- زبان قرارداد زبان قرارداد فارسی است. کلیه گزارشها و مدارک فنی مربوط به پروژه به زبان انگلیسی و عنداللزوم به درخواست کارفرما به دو زبان انگلیسی و فارسی تنظیم و به نماینده کارفرما ارائه میگردد. ماده ۲۳- قوانین و مقررات حاکم بر قرارداد این قرارداد، از هر حیث تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است. ماده۲۴- تعلیق کارفرما می تواند در هر زمانی نسبت به تعلیق قرارداد به مدت یک ماه اقدام نماید. در این دوران هیچ پرداختی به مشاور صورت نخواهد گرفت. چنانچه مدت تعلیق از یک ماه بیشتر شود، پیمانکار می تواند پیش از ابلاغ شروع مجدد کار نسبت به فسخ قرارداد اقدام نماید. ماده ۲۵- نسخ قرارداد این قرارداد در ۲۵ ماده و در ۳ نسخه تهیه و به امضای طرفین رسید. هر یک از نسخ به تنهایی دارای اعتبار کامل است. جدول آنالیز قیمت
| ردیف |
فعالیت |
وزن فعالیت(درصد) |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تغییرات اجتماعی و جمعیت شناختی در جوامع ، رشد تعداد کودکان و تشدید و تقویت نقش کودکان بر تأثیر تصمیمات.
- افزایش سفرهای تعطیلاتی خانوادگی (نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۱)
همانطور که ذکر شد از آن جا که والدین زمان زیادی را صرف شغل خود کرده و زمان کمتری را برای فرزندان دارند و در عین حال از درآمد قابل توجهی برای خرج کردن برخوردارند ، از تعطیلات به عنوان زمانی برای ارتباط مجدد به عنوان یک خانواده استفاده می کنند(گرام ۲۰۰۴، نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۱). در نتیجه والدین به طور فعال کودکانشان را برای مشارکت در تصمیمات خرید تشویق می کنند به ویژه برای سفر و تفریحات (نیکرسون و جروسکی۲۰۰۱). لیندستروم بحث می کند که تأثیر فرزندان بسیار وسیع تر از محصولاتی است که به خود آن ها تعلق دارد . از پرسشنامه ی فرزند برند [۲۶]او برآورد می شود که والدین خیلی بسیار زیاد نسبت به آنچه عموماً اعتقاد دارند توسط فرزندانشان تحت تأثیرند(گرام ۲۰۰۴). ادبیات رفتار مصرف کننده (بلک ول و همکاران [۲۷]۲۰۰۱، آسائل [۲۸]۱۹۹۸، مورگان [۲۹]۱۹۹۶) بیان کردند که مصرف کنندگان خانوادگی زمانیکه تصمیم خرید می گیرند در چهار مرحله در گیر می شوند:
- بیان مسئله یا برانگیخته شدن نیاز
- جستجوی اطلاعات
- ارزیابی گزینه ها و جایگزین ها
- تصمیم نهایی خرید (لین وو ۲۰۰۷[۳۰] ، هنلن و همکاران[۳۱] ۲۰۰۵ ).
اغلب مطالعات دریافتند که هر چه کلاس اجتماعی و سطح تحصیلات خانواده ، سن کودک بالاتر و اقتدار در تربیت کمتر باشد(کودک از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشد و خانواده دموکراتیک تر باشد)،تأثیر کودک قابل ملاحظه تر است به ویژه مراحل اولیه ی تصمیم گیری، مراحلی مهم برای تأثیر مستقیم کودک در نظر گرفته شده است(گرام ۲۰۰۴). همانطور که فرزندان بزرگتر می شوند، توانایی و مهارت های تصمیم گیری پخته تری را بروز می دهند ، به دنبال اطلاعات در مورد جنبه های مهم محصولات /خدمات می گردند و اطلاعات خاص تر در ارزیابی محصولات استفاده می کنند. رودرجان[۳۲] ۱۹۹۹، گرام۲۰۰۴). رودرجان مدعی است که هرچه فرزندان بزرگتر می شوند، به مصرف کنندگان با اطلاع تری تبدیل می شوند و اطلاعاتی را به کار می گیرند که برای ارزیابی جمع آوری کردند و پیشنهادهای محصولات را با هم مقایسه می کنند(گرام۲۰۰۴). هاوارد و مادریگال[۳۳] (۱۹۹۰) بیان کردند که مطالعات گوناگون دریافتند تأثیر نسبی شوهر ، زن و فرزند احتمالاً بر اساس موارد زیر متفاوت است:
- نوع تصمیم خرید
- مرحله ی فرایند تصمیم گیری
- ویژگی های خانواده(ونگ و همکاران۲۰۰۳)
احتمال تصمیمات مشترک ویژگی اصلی است که انتخاب های پیش از خرید خانواده را از افراد منفرد متمایز می کند . یک خانواده به طور نرمال اغلب زمانیکه انتخاب های فراغتی خانواده را انجام می دهند، به عنوان بخش تصمیم گیری عمل می کند.شواهد بسیاری نشان می دهند که فرزندان قدرت تأثیر قوی بر انتخاب های تعطیلات و سفر خانواده در مقایسه با طیف وسیع محصولات دیگر دارند(لین وو۲۰۰۷ ، جنکینز ۱۹۷۹، دارلی و لیم [۳۴]۱۹۸۶، سوئین یارد و سیم [۳۵]۱۹۸۷، دان۱۹۹۹[۳۶]، مینتل[۳۷] ۲۰۰۳). تأثیر فرزندان هم جنبه های فعال و هم منفعل را پوشش می دهد(لین وو۲۰۰۷ ، منگل برگ۱۹۹۰[۳۸]). تأثیر می تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد . لیندستروم ذکر می کند که تأثیر غیر مستقیم کودکان نیز علاوه بر تأثیر مستقیم آن ها بسیار مهم است . حتی زمانیکه کودکان حضور ندارند نیز تأثیر گذارند. والدین تمایلی اساسی برای خوشحال کردن فرزندان دارند، پس اگر آن ها بدانند که فرزندانشان xرا ازy ترجیح می دهند، x را انتخاب می کنند(گرام ۲۰۰۴، گرام و هارتل۲۰۰۴و لیندستروم ۲۰۰۳). پس اتفاق نظری وجود دارد که کودکان حتماً تأثیر قابل ملاحظه ای در خرید های خانواده دارند. جنکینز ۱۹۷۹گزارش داد که ۳۵-۲۰ درصد از والدین تأثیر فرزندشان را در مقوله ی تعطیلات در انتخاب زمان، مقصد ، اقامت و فعالیت ها، قوی دانسته اند.جنکینز۱۹۷۹، ونگ و همکاران ۲۰۰۳). در زمینه ی گردشگری لذت و خوشایند فرزند انگیزه ای مهم برای والدین است و همانطور که ریان [۳۹](۱۹۹۲) و جونز و جیموتی[۴۰](۲۰۰۲) ذکر کردند به معنی قدرت تأثیر مستقیم در فرایند های تصمیم گیری است(گرام ۲۰۰۴). کوچکترین فرزندان با حضور صرفشان و نیاز ها و محدودیت های خاصشان به طور غیر مستقیم بر تصمیمات والدینشان تآثیر دارند به طوریکه تقاضا ها و و محدودیت های خاص آن ها نسبت به آن چه که خانواده می تواند یا نمی تواند انجام دهد موثر است (هارتل و گرام ۲۰۰۴). تورنتون و همکاران می نویسند ، رضایت فرزندان به شدت توسط والدین اندازه گیری (رتبه بندی) می شود و اگر فرزندشان دوست نداشته باشد که از سایتی بازدید کند ، احتمال راضی بودن او کم است. . رایان ۱۹۹۲ نتیجه می گیرد ، فرزندان می توانند به عنوان کاتالیست هایی در ایجاد بازدید از یک جاذبه [یک مقصد تفریحی]در نظر گرفته شوند. این نشان می دهد که کودکان به طور غیر مستقیم قدرتمندند ، حتی اگر این قدرت کمتر از قدرت تصمیم مستقیم باشد(گرام ۲۰۰۴).تورنتون و همکاران (۱۹۹۷) می نویسند ، تصمیم گیری در زمینه ی تعطیلات یک فرایند پیچیده از مذاکره میان افراد با قدرت های نامساویِ تأثیر است (گرام ۲۰۰۴). پس تحقیقات اخیر پذیرفته اند که کودکان هم به طور مستقیم و هم غیرمستقیم در تصمیم گیری خانواده مشارکت دارند(هارتل و گرام ۲۰۰۴) و بلیچفلد و همکاران[۴۱] (۲۰۱۰) و تحقیقات بسیاری از جمله کار ۲۰۰۵، گرام ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷، بین تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم فرزندان در طول فرایند تصمیم گیری تمایز قائل شدند(بلیچفلد و همکاران ۲۰۱۰). مطالعاتی که کودکان را و نقشی که از لحاظ تصمیم گیری تعطیلات بازی می کنند ، بررسی کرده اند، در کل نشان می دهند، که کودکان بخشی از فرایند های تصمیم گیری هستند . پس بر آن شدیم که در تحقیق پی رو ما نیز تأثیر فرزندان را در فرایند تصمیم گیری برای سفر های تفریحی بررسی کنیم ، زیرا این موضوع در زمینه ی گردشگری موضوعی نادیده گرفته شده ، در کشورمان است و نتایج حاصل از آن می تواند راهگشایی برای بازاریابان و برنامه ریزان گردشگری باشد تا از این منظر برای پیشرفت گردشگری و طرح های خود بهره برند. ۱٫۴گزاره های تحقیق ۱٫۴٫۱ پرسش های اصلی و فرعی پرسش اصلی:
wpadminbar" style="box-sizing: inherit; font-size: 13px; line-height: 32px; direction: rtl; color: #cccccc; font-family: -apple-system, BlinkMacSystemFont,;">
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پرسش های فرعی:
- تأثیر فرزندان بیشتر مستقیم است یا غیر مستقیم ؟
- تأثیر فرزندان در کدامیک از مراحل چهارگانه ی تصمیم گیری بیشتر است؟
- کدام گروه سنی بیشترین تأثیر را اعمال می کند؟
- از میان فرزندان دختر و پسر کدامیک تأثیر گذارترند؟
۱٫۴٫۲فرضیه های تحقیق
- فرزندان بر فرایند تصمیم گیری انتخاب مقصد تأثیر دارند.
- در صورت وجود تأثیر ، بیشترین تآثیر فرزندان به صورت غیر مستقیم است.
- در صورت وجود تأثیر ، مرحله ی اول تصمیم گیری در فرایند تصمیم گیری تأثیر پذیرترین مرحله می باشد.
- در صورت وجود تأثیر ، فرزندان بزرگتر( گروه سنی ۱۵ تا ۱۸ ساله ها یعنی دبیرستانی ها) نسبت به فرزندان کوچکتر ( ۱۲تا ۱۴ ساله ها راهنمایی ها) تأثیر بیشتری بر فرایند تصمیم گیری دارند.
- در صورت وجود تأثیر فرزندان دختر نسبت به فرزندان پسر تأثیر بیشتری بر فرایند تصمیم گیری دارند.
۱٫۴٫۳هدف های تحقیق یا نتایج مورد انتظار هدف از این تحقیق پاسخ به این پرسش است که آیا فرزندان در فرایند تصمیم انتخاب مقصد تأثیر دارند یا خیر . اهداف دیگر این تحقیق شامل موارد زیر است :
- شناخت نوع تأثیر از نظر مستقیم یا غیر مستقیم بودن آن
- شناخت تأثیر پذیرترین مرحله در مراحل چهار گانه ی تصمیم گیری انتخاب مقصد
- شناخت موثرترین گروه سنی در مراحل فرایند تصمیم گیری انتخاب مقصد
- شناخت موثر ترین جنس در فرایند تصمیم گیری انتخاب مقصد
۱٫۴٫۴شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق تأثیر: زمانیکه فردی به روشی عمل می کند به طوریکه رفتار دیگری را به روشی مطلوب تغییر دهد(مارتنسن ۲۰۰۸[۴۲]) تأثیر، شامل اقداماتی است که توسط یکی از اعضای خانواده باعث تفاوت در طول فرایند تصمیم گیری می شود. اکستروم [۴۳]مفهوم تأثیر را به عنوان تغییر در گرایشات فرد ، در نتیجه ی تعامل بین والدین و فرزندان تعریف می کنند کرونهوج [۴۴](۲۰۰۲) تأثیر را به عنوان توانایی یک عضو خانواده برای دستیابی به نتیجه ای خاص با تأثیر بر احساسات و عقاید و رفتار والدین تعریف می کند. ( میکلسن و نورگارد [۴۵]۲۰۰۷). در این مطالعه مفهوم تأثیر چنین تعریف می شود : تلاش های فعال و منفعل فرزندان برای دستیابی به پذیرش والدین برای مشارکت در تصمیم گیری و گرفتن نتیجه ی مورد نظر . دو نوع اصلی تأثیر تشخیص داده شده اند: اول ، تأثیرمستقیم یا فعال که “به طور مستقیم بر اساس نیازهای شخص تصمیم گیرنده ” است. ( بتی و تالپید [۴۶]۱۹۹۴، روحانی ۱۳۹۰) در این نوع تأثیر فرزند از طریق استراتژی های تأثیر گوناگون تعامل می کند تا آن چه را که می خواهد بدست آورد(سواندیناتا [۴۷]۲۰۱۱ ،میکلسن و نورگارد ۲۰۰۷).تأثیر مستقیم هم چنین به تصمیم گیری مشترک بر می گردد ( سواندیناتا ۲۰۱۱). دوم ، تأثیر غیر مستقیم یا منفعل که ” در آن تصمیم گیرنده نیازهای یک عضو دیگر خانواده را به طور غیر مستقیم مورد توجه قرار می دهد”. بتی و تالپید ۱۹۹۴، روحانی ۱۳۹۰)در این نوع تأثیر والدین از آن چه که فرزند می خواهد آگاهند و تلاش می کنند بدون تعامل مستقیم با او، ازآن تبعیت کنند(سواندیناتا ۲۰۱۱ ،میکلسن و نورگارد ۲۰۰۷). فرایند تصمیم گیری :اتفاق نظر کمی درتعداد مراحل فرایند تصمیم گیری وجود دارد، قبل از این که مدل لی و مارشال در سال ۱۹۹۸ به عنوان انتخاب نهایی شود، مدل سه مرحله ای دیویس و ریگواکس در سال ۱۹۷۴، چهار مرحله ای موشچیز و میشل [۴۸]در سال ۱۹۸۶ و فرایند نه مرحله ای وود ساید و متز[۴۹] در سال ۱۹۷۹ وجود داشت (لی و مارشال[۵۰] ۱۹۹۸,). در این مطالعه مدل چهار مرحله ای مورد استفاده قرار گرفته است. چهار مرحله عبارتند از تشخیص مشکل، جستجو، ارزیابی گزینه ها و انتخاب نهایی. مرحله تشخیص مشکل وقتی است که عضو یا اعضای خانواده تشخیص می دهند که مشکلی وجود دارد و نیاز باید برطرف شود.(روحانی ۱۳۹۰). سفر تفریحی : سفر تفریحی ، به مسافرت هایی اطلاق می شود که با هدفی ویژه برای گذراندن روزهای تعطیل انجام می شود و معمولاً در نقاط خاص برای گردش در مکان های خاص صورت می گیرند.(پارساییان و اعرابی۱۳۷۸ ) البته تعریف سفر تفریحی خانوادگی مورد نظر در مطالعه به شرح زیر است : سفری که خانواده به همراه فرزندان به قصد تفریح و خوشگذرانی (و نه زیارت و بازدید از اقوام) به هنگام تعطیلات انجام می دهند و حداقل ۲۴ ساعت را در آن مقصد می گذرانند، اطلاق می شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به معنای دقیق کلمه ، تقاضا برای فعالیت های تفریحی می تواند به طور قطع ، با حضور فرزندان تحت تأثیر قرار گرفته یا حتی تحریک شده باشد (روبین ۲۰۱۰ ) . می توان گفت که حضور مداوم فرزندان عاملی است که این بینش را ایجاد می کند که یک مقصد یا جاذبه کودک پسند است ولی حضور مداوم و منظم کودکان نتیجه ی فعالیت هایی است که برای فرزندان جذابند ؛ بدین معنا که مدیران گردشگری برای پیشبرد مقاصد و جاذبه ها نیاز به فعالیت هایی دارند که برای آن ها جذاب باشند و بدین منظور می باید از فعالیت های عملی استفاده نمایند و متدهای تعاملی را برای تشویق مشارکت در مطالعه و کسب دانش بیابند ( روبین ۲۰۱۰) . فرزندان واضحاً فعالیت هایی با اجزای تعاملی و فعال برای لذت بخش تر و تفریحی تر بودن را ترجیح می دهند ( نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۱ ، روبین ۲۰۰۱۰) . در اکثر موارد مطالعاتی ، بزرگترها مورد مطالعه قرار گرفته اند ( مانند این تحقیق که درک والدین را مورد بررسی قرار می دهد ) زیرا بزرگترها را تصمیم گیرنده ی فعالیت های خانواده می دانند . ولی امروزه ، در عصر بازاریابی بازاریابان معتقدند که پیام های آنان در ذهن های جوان تر تأثیر بیشتری دارد و ذهن آنان قابل دستیابی تر است (روبین ۲۰۱۰ ). بریجز و بریش دریافتند که فرزندان بر محصولات کودک محوری تأثیر دارند که فرصت و زمان بیشتری برای مشاهده ی تبلیغاتشان دارا هستند. نکته ی دوم که ممکن است برای بازاریابان گردشگری خوب باشد این است که آن ها معتقدند که والدین نیاز مبرمی دارند به کنترل آن چه که به عنوان خانواده انجام می دهند و به سادگی با وسوسه های فرزندانشان متقاعد نخواهند شد ( روبین ۲۰۱۰ ). بری و پولای [۱۲۷](۱۹۶۸ ) ترنر ، کلی و مک کنا [۱۲۸](۲۰۰۶) دریافتند که والدین معتقدند که بندرت تسلیم کلافه کردن های فرزندانشان می شوند. کالینگفورد ( ۱۹۹۵ ) بیان می دارد که والدین می خواهند برای اجتناب از نا امیدی فرزندانشان و بدست آوردن رضایت آن ها انتخاب های گردشگری و سفر را انجام دهند . در اینجا استراتژی سازمان های گردشگری مقصد ارتباط با والدینی خواهد بود که سازمان آن ها ، آنچه را که والدین برای فرزندانشان می خواهند ، دارد که بر اساس مطالعه ی تورلی[۱۲۹] (۲۰۰۱) ممکن است شامل فرصت هایی برای با هم بودن خانواده ، آموزش و تربیت فرزندان و بهبود روابط خانوادگی باشد ( روبین ۲۰۱۰ ) . نکته ی سوم و مناسب ترین گزینه ، ممکن است یک رویکرد دو جانبه ، کودک ـ خانواده ، باشد. همانطور که یاد شد ، بازاریابان برای جذب خانواده های فرزند دار باید بصری بودن فعالیت های خود را در نظر بگیرند و والدین را از مزایای به همراه آوردن فرزندانشان آگاه نمایند ( مثلاً ورودیه ی رایگاه برای فرزندان ، عناصر آموزشی و تعاملی بودن و …. ) ( روبین ۲۰۱۰ ) . اما ارزش نظر فرزندان به خوبی توسط متخصصان بازاریابی شناخته شده است . در واقع تعدادی از آژانس های تبلیغاتی وجود دارند که متخصص تحقیق بازار برای کودکان هستند . تحقیق برای مجلات کودکان و نوجوانان ، شو های تلویزیونی ، نوارهای ویدئویی و تبلیغات صورت گرفته است (نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۰) . حتی خودرو سازان تلاش های تبلیغاتیشان را به سمت ۶ تا ۱۴ ساله ها گردانده اند . یک تحقیق توسط انجمن جی دی پاور[۱۳۰] نشان داد که ۶۵% از والدین در مورد برخی موارد با فرزندانشان، قبل از خرید ، صحبت می نمایند (نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۰). مطالعه ی کالینگفورد با مصاحبه از کودکان ۷-۱۱ ساله در مورد سفر های برون مرزی نتایجی را نمایان کرد و او نتیجه گرفت که دو سطح از عقاید در آن ها وجود دارد که باید بررسی شود :
- ارزیابی سطح آگاهی از فعالیت ها و جاذبه هایی که توسط مقاصد ارائه می شود .
- ارزیابی معنی و ارزش تجربه ی تعطیلات از دیدگاه کودک .
نبود تحقیق در زمینه ی کودکان ممکن است بر اساس این عقیده باشد که کودکان مخاطبان هدف برای صنعت گردشگری محسوب نمی شوند زیرا فرض بر این است که کودکان عموماً اظهار می کنند که هرچه والدینشان انتخاب کنند ، می پذیرند و تأثیری مهم بر انتخاب والدین از مقصد اعمال نمی کنند . دلیل دوم برای نبود تحقیق در زمینه ی کودکان ممکن است مربوط به دشواری های پیش روی مطالعات در داده ها باشد ( نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۰ ). شواهد کافی وجود دارد که پیشنهاد می دهد بازار تعطیلات خانوادگی در حال رشد است و اینکه تأثیر فرزندان در تصمیمات خرید به طور فزاینده ای ، قوی شده است ( نیکرسون و جروسکی ۲۰۰۰ ). شواهدی وجود دارد که از اهمیت فرزندان در بازار تعطیلات پشتیبانی می کند و بیان می دارد که مطالعه در زمینه ی خانواده هایی که با فرزندانشان سفر می روند بسیار مهم است : نزدیک به نیمی از تمام سفر های تعطیلات خانوادگی در ۱۹۸۸ ایالات متحده شامل فرزندان می شوند و با یک افزایش پنج درصدی در سال ۱۹۹۷ و ۵۵ درصدی از ۱۹۹۲ روبرو بوده است . بر اساس مجمع صنعت سفر ، بیشتر والدین ، فرزندانشان را هم در سفرهای تفریحی و هم در سفر های تجاری با خود می برند . ۲٫۸فرزندان و تصمیم گیری فعالیت تصمیم گیری که شامل خرید محصولات و خدمات در خانواده می شود ، به نظر می رسد که بیش از یک نتیجه از تصمیم گیری گروهی ، نسبت به گذشته باشد ( هال ، شاو و جانسون ۱۹۹۵[۱۳۱]، برنز ۱۹۹۲[۱۳۲] ) . چنین فعالیت تصمیم گیری نوعاً شامل اعضای متعدد خانواده می شود که نقش های متنوعی را در فرایند تصمیم گیری ایفا می کنند . به علاوه شواهدی وجود دارد که کودکان نقش بسیار بیشتری در فرایند تصمیم گیری خانواده نسبت به پیش بینی مطالعات قبلی بازی می کنند ( هال ، شاو و جانسون ۱۹۹۵ ). به علت افزایش آگاهی از نقشی که فرزندان در تصمیم گیری خانواده ایفا می کنند ، به نظر می رسد که تأثیر فرزندان در تصمیم گیری خانواده ، به طور چشمگیری در طول دو دهه ی اخیر رشد کرده است ( هال ، شاو و جانسون ۱۹۹۵، سلرز ۱۹۸۹ ) و افزایش توجه به فرزندان و نقش آن ها در تصمیم گیری روی داده است (هال ، شاو و جانسون ۱۹۹۵، فوکسمن و همکاران ۱۹۸۹ ) . این روند تأثیر فزاینده ، به نظر می رسد که از عوامل متعددی نشأت گرفته باشد که شامل موارد زیر است :
- ثروت بیشتر ، که خانواده های زیادی از آن بهره می برند .
- اجتماعی شدن [۱۳۳] مصرف بیشتر فرزندان
- استقلال رو به رشدی که به کودکان به علت درآمد دوجانبه ی خانواده ها و نرخ های بالاتر رشد داده می شود (هال ، شاو و جانسون ۱۹۹۵).
اکستروم ، تانسوهاج و فوکسمن ( ۱۹۸۷ ) نتیجه گرفتند که تغییرات اجتماعی اخیر و در نتیجه پروفایل جمعیت شناختی خانواده ها ، موجب تغییرات متعاقب در تأثیر نسبی فرزندان در فرایند تصمیم گیری خانواده شده است . معقول است انتظار داشته باشیم که شکل رفتاری این تأثیر با متغیر های ساختاری خانواده تحت تأثیر قرار گیرند . به طور مثال جنکینز (۱۹۷۹) دریافت که تأثیر فرزندان ، با افزایش درآمد خانواده بیشتر می شود و پاور بیان می کند تأثیری که فرزندان بر فرایند تصمیم گیری خانواده دارند ، به نظر می رسد که با افزایش سن ، بیشتر شود (هال ، شاو و جانسون ۱۹۹۵ ) . امروزه کودکان از آزادی و اختیار بیشتری نه تنها در تصمیم گیری مصرف روزانه ی خانواده بلکه هم چنین در ذله کردن والدینشان برای خرید سایر محصولاتی که آن ها دوست دارند ، لذت می برند ( کار و سینگ[۱۳۴] ۲۰۰۶ ). محققان معاصر نشان دادند که کودکان یک بازار مصرف کننده ی بزرگ را تشکیل می دهند که یا با قدرت خرید مستقیم برای اسنک و شکلات و یا خرید غیر مستقیم در هنگام خرید برای موارد با ارزش ( کار و سینگ ۲۰۰۶ ، هنلن و سینگ ۱۹۹۸ ) . فرزندان دو بازار متفاوت را تشکیل می دهند : بازار اولیه ، بازار تأثیر گذار و بازار آینده . جدول ۲-۲ بازار مصرفی فرزندان . کار و سینگ ۲۰۰۶ محصولاتی فرزندان خریدار و کاربر آن هستند ، محصولات مخصوص آن ها می باشد. آن ها گاهی خودشان محصول را برای خود می خرند یا محصول را قبل از اینکه والدینشان بخرند ، انتخاب می کنند. برای سایر محصولات و یا خدمات ، مثل آنهایی که توسط همه ی افراد خانواده استفاده می شوند ، آن ها ممکن است بر خرید والدین اثر بگذارند. (کار و سینگ ۲۰۰۶ ). برخی محصولات وجود دارند که فرزندان از تأثیر مستقیم یا قدرت ذله کردن با ذکر علایقشان به طور علنی و اظهار آن ها با صدای بلند برخوردارند . برای سایر محصولات الگو های خرید والدین توسط دانش اولیه ی آن ها از سلایق و علایق فرزندانشان تحت تأثیر قرار می گیرد. این فرمانِ منفعلِ انتخاب ، برای تنوع گسترده ای از محصولات مناسب است و به نظر می رسد که تصمیم گیری در مسائل با حضور ِ صرفِ فرزندان تغییر کرده است (کار و سینگ ۲۰۰۶ ). آن ها وفاداری به برند را ایجاد می کنند ، در نتیجه یک بازار آینده ی قابل رشد هستند که بر تصمیمات خانوادگی در حوزه های متنوع تأثیر می گذارند( اوگدن ، اوگدن و رمزی۲۰۱۰[۱۳۵] ) ماهیت تصمیم گیری مشترک در تصمیم گیری ها با حضور فرزندان تغییر کرده و تصمیمات دیگر فقط منحصر به زوج ها نیست ( کار و سینگ ۲۰۰۶ ، فیلیارترات و ریچی ۱۹۸۰ ) . همان طور که ذکر شد ، فرزندان در تصمیم خرید خانواده بسیار تأثیر گذار شده اند . بر اساس مطالعه ی مک نیل ، فرزندان با سنین ۴ تا ۱۲ سال به طور مستقیم بر۳۰۰ میلیارد دلار از خرید های بزرگسالان در سال ۲۰۰۲ تأثیر گذاشته اند و ۳۰۰ میلیارد دلار دیگر را موجب شده اند . او برآورد می کند که این بازار تأثیر گذار اینک بیست درصد در هرسال در حال رشد است (شور [۱۳۶]۲۰۰۳ ) . کِرنیت معتقد است که منشأ تأثیر فرزندان بیش از بیست سال است . چون در آن زمان ، فرزندان به عنوان تأثیر گذارنده ای مهم در انتخاب برندها برای گونه های محصولات بزرگسالان شناخته شد ، مثل تأثیر بر انتخاب خودرو ، هتل ، مقاصد گردشگری، فست فود ، لوازم الکترونیکی و اغلب محصولات غذایی در منزل . در پاسخ به این افزایش تأثیر ، سازندگان و دست اندر کاران این محصولات و خدمات باید شروع به تبلیغات مستقیم برای فرزندان نمایند . (شور ۲۰۰۳ ) .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پیوند های خانوادگی بیولوژیکی
فرزندان با عوامل اجتماعی سازی غیر خانواده زودتر مواجه می شوند.
مراقبت های پولی
مراقبت های غیر پولی
اشکال تصمیم گیری خانوادگی کلیشه ای کاهش می یابد
مسئولیت های روابط آمیخته
حقوق روابط متمایز
فرزندان تصمیمات بیشتری را به طور آزادانه می گیرند
تنهایی ( جدایی)
تعلق
می توان مشاهده کرد که امروزه فرزندان نه تنها مشاهده گرانی منفعل هستند بلکه جایگاهی قابل ملاحظه در خانواده دارند و تأثیری مهم بر تصمیمات خربد والدین می گذارند ( علی و باترا[۱۴۱] ۲۰۱۱ ). در خانواده های جدید ، فرزندان با تصمیم گیری در سنین کمتر مواجه می شوند ، مسئولیت ها و نقش های بزرگتری را در خرید خانواده می پذیرند . بر اساس تحقیق ویملا سیری[۱۴۲](۲۰۰۴ ) ، افزایش تأثیر فرزندان بر تصمیمات خرید والدین ، بیشتر در کشور های توسعه یافته ، می تواند به دلایل گوناگون باشد: یک اینکه افزایش در تعداد زوج های شاغل که منجر به ورود سریع فرزندان به جامعه می شود ( همانطور که در جدول فلاری نیز دیده شد) و بنابراین افزایش تأثیر فرزندان بر والدین ؛ دوم اینکه تغییر در ساختار خانواده از خانواده های مشترک به خانواده های هسته ای که فرزندان را قادر می سازد بر تصمیمات خرید والدین اثر گذار باشند ؛ سوم اینکه تعداد کمتر فرزندان به ازای هر خانواده ، منجر به افزایش در قدرت خرید هر یک می شود؛ چهارم اینکه در معرض قرار گرفتن رسانه ها به طور مکر، منجر به اجتماعی شدن فرزندان می شود که در عوض منجر به تأثیر فرزندان بر تصمیمات خرید والدین می شود و… (علی و باترا ۲۰۱۱ ). اخیراً یک تحقیق نشان داد که تأثیر فرزندان کاملاً ورای آن چیزی است که به طور سنتی ما فکر می کنیم شامل حوزه هایی می گردد که فرزند ابتدائاً مصرف کننده ی آن محصولات است (فلاری ۲۰۰۶ ) . بیشتر مطالعات نشان داده اند که فرزندان ، تأثیر بیشتری بر تصمیمات خرید برای محصولات مرتبط با خودشان مثل اسباب بازی (کار و سینگ ۲۰۰۶، برنز و هریسون [۱۴۳]۱۹۸۵) ، غلات (بلچ و همکاران ۱۹۸۵ ، کار و سینگ ۲۰۰۶ ) میان وعده (آهوجا و استیونسون[۱۴۴] ۱۹۹۳ ) و لباس خود (فوکسمن و تانسوهاج۱۹۸۸ ) اعمال می کنند زیرا به خود آن ها مربوط است (رمزی ، اوگدن و زکریا ۲۰۱۲، فوکسمن تانسوهاج و همکاران ۱۹۸۹، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ، بیتی و تالپید ۱۹۹۴، رودر جان ۱۹۹۹ ).در عوض انتظار می رود که فرزندان بر محصولاتی که گرانتر هستند ، تأثیر کمتری داشته باشند زیرا والدین می خواهند این تصمیمات را بدون ملاحظه ی تمایل فرزندان بگیرند؛ در نتیجه تأثیر فرزندان در محصولات با دوام که معمولاً گرانتر هستند کم است (بلچ ، بلچ و همکاران ۱۹۸۵ ، اسپرو و پاپر و همکاران[۱۴۵] ۱۹۸۷ ، سوئین یارد و سیم ۱۹۸۷، فوکسمن و تانسو هاج ۱۹۸۹ ، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ، مارتنسن و گرانهلت ۲۰۰۸ ).امااین یافته مغایر با یافته هایی است که می گوید فرزندان در بسیاری از محصولات حتی در محصولات بادوام گرانتر تأثیر می گذارند (رمزی ، اوگدن و زکریا ۲۰۱۲ ، جنکینز ۱۹۷۹ ، درما و کاپور [۱۴۶]۲۰۰۳ ، بوسمن [۱۴۷]۲۰۰۶ ) . روی [۱۴۸]( ۲۰۰۴) دریافتند که فرزندان تأثیر زیادی بر حوزه های غیر سنتی نظیر دکور منزل ، اتوموبیل و لوازم الکترونیکی منزل دارند(فلاری ۲۰۰۶) . در مطالعه ی نیکلودئون [۱۴۹]، ۹ تا از ۱۰ والدینی که بررسی شدند ،گفتند که ترجیحات برند فرزندانشان را برای محصولات فنی ، وزن چشمگیری در تصمیم گیری دارد.به علاوه والدین در مطالعه ی او اذعان داشتند که ، به نظر می رسد فرزندان در حوزه هایی نسبت به والدینشان دانش بیشتری دارند. کوپر [۱۵۰](۱۹۹۹) بیان کرد که در ۴۳% از خرید های والدین ، درخواست از طرف فرزندان بوده است .رودر جان (۱۹۹۹) بیان می دارد که حتی اگر تأثیر فرزندان به طور مستقیم و با درخواست مستقیم نباشد ، آن ها به طور غیر مستقیم و به شیوه ای منفعل با نشان دادن آن چه دوست دارند و آن چه دوست ندارند ، بر فرایند تصمیم گیری اثر می گذارند. لیندستروم بحث می کند که تأثیر غیر مستقیم فرزندان نیز بسیار مهم است زیرا والدین اگر بداننند که فرزند آن ها X را به Y ترجیح می دهد ، آن را در تصمیمات خود لحاظ می کند (گرام ۲۰۰۵ ). تحقیقات نشان می دهد که فرزندان به طور فزاینده ای توسط عوامل بیرون از خانواده ، اجتماعی می شوند. درصد فرزندانی که والدین آن ها هردو بیرون از منزل کار می کنند در حال افزایش است و بنابراین درصد قابل توجهی از زمان خود را تنها یا بیرون از خانه سپری می کنند و با محیط تکنولوژیک بی مانندی روبرو هستند و از کامپیوتر ، اینترنت ، تلویزیون و … استفاده می کنند . در حقیقت سرعت زیاد تغییر تکنولوژی و توسعه ی آموزشی، فرزندان را با دانش تر از والدینشان کرده است( فلاری ۲۰۰۶) . در نتیجه فرزندان نه تنها درونداد بیشتری دارند ، بلکه دروندادشان توسط ارتباط منحصر بفرد به عوامل اجتماعی بیرونی شکل گرفته است . البته باید اظهار کرد که اثر فرزندان می تواند شامل اثرات احساسی مستقیم یا غیر مستقیم بر تصمیمات خرید والدین دارند . اثر نق زدن که فرزندان به والدینشان نشان می دهند ، روز به روز در حال رشد است و این افزایش ، در سیستم خانواده ی کوچک آن ها ،آن ها را در مرکز اهمیت باقی می گذارد( علی و باترا ۲۰۱۱) . یک تحقیق کانادایی در سال ۱۹۹۹ توسط لابریک و ریچارد انجام شد که کودکان ۹ تا ۱۲ سال را به همراه یکی از والدینشان را درمورد درک از سطح تأثیر فرزند در زمینه ی شام خوردن بیرون از خانه بررسی کرد. آن ها نتیجه گرفتند که فرزندان حتماً سطحی قابل توجه از تأثیر را بر تصمیم گیری در زمینه ی اهداف کل خانواده اعمال می کند (روبین ۲۰۱۰) البته علی و باترا در مرور ادبیات خود ( ۲۰۱۱ ) بیان می کنند که فرزندان علاوه بر محصولات مرتبط با خود که در بالا ذکر شد ، برای اعمال تأثیر بر خانواده که مربوط به محصواتی نظیر تعطیلات (آهوجا و استیونسون ۱۹۸۳ ، بلچ و همکاران ۱۹۸۵ ، کار و سینگ ۲۰۰۶ ) ؛ تصمیمات بیرون غذا خوردن خانواده ( فیلیارترات و ریچی ۱۹۸۰ ، کار و سینگ ۲۰۰۶) ؛ سینما ( دارلی و لیم ۱۹۸۶ ) عملگرایانه بوده است . لکمن و لاناس [۱۵۱](۱۹۹۳) دریافتند که هر چه تصمیم اثر مستقیم تری بر فرزند داشته باشد ،به نظر می رسد که تأثیر بیشتری داشته باشند . در حالیکه فلاری و برنز (۲۰۰۵ ) نتیجه گرفتند که هرچه یک فرزند ترجیح و علاقه ی بیشتری به یک محصول خاص داشته باشد ، فرزند اعتقاد دارد که در فرایند تصمیم گیری تأثیر گذار تر است . البته بیان شده که فرزندان اقتدار کمتر و تأثیر کمتری بر محصولاتی دارند که مربوط به خانواده می شود و نیازمند منابع مالی بیشتر است ( علی و باترا ۲۰۱۱ ، مانگلبرگ ۱۹۹۰ ). علی و باترا(۲۰۱۱) بیان می کنند که میزان اثری که توسط فرزندان اعمال می شود ، با توجه به نوع محصول، مرحله ی تصمیم گیری ، خانواده ،فرزندان ، ویژگی های جمعیت شناختی ، والدین و … متفاوت است . زمینه ی فرهنگی نیز نقش مهمی در مشارکتی که فرزند می کند ، ایفا می کند. بری و پولای [۱۵۲](۱۹۶۸ ) و کار وسینگ (۲۰۰۶) زوج مادر و فرزند را در خرید محصولات مربوط به غلات صبحانه مطالعه کردند و دریافتند که در اغلب محصولات ، والدین واسط خرید برای فرزندان هستند . در چنین شرایطی ، تأثیر فرزندان بر تصمیمات خرید توسط دو عامل هدایت می شود :
- جسارت و اعتماد بنفس فرزند
مطالعه نشان داد که هرچه فرزند جسور تر یا والد فرزند محور تر باشد به احتمال بیشتر ، مادر برند مورد علاقه ی فرزند را خواهد خرید.مطالعه ی چان و مک نیل ( ۲۰۰۳ ) در چین نشان داد ، جسارت و اعتماد بنفس فرزند می تواند احتمال خریده شدن برند مورد علاقه ی او را افزایش دهد ( علی و باترا ۲۰۱۱ ). مک نیل نیز مانند کار و سینگ کودکان را همانقدر مصرف کننده می بیند که سه نقش را ایفا می کنند : آنان خریداران مستقیم اند ، آنان تأثیر گذارند و آنان مشتریان آینده اند (گرام ۲۰۰۵) . در یک تحقیق آلمانی نمایان شد که فرزندان بر خریدهای والدینشان تأثیر دارند به خصوص از نظر محصولات خوراکی . لیندستروم بحث می کند که تأثیر فرزندان بسیار گسترده تر از محصولاتی است که به خود آن ها تعلق دارد و فرزندان بین ۸-۱۴ ساله ، تقریباً بر ۱٫۲ تریلیون دلار در تمام دنیا خرج کرده یا بر خرج کرد ، تأثیر گذاشته اند (ونگ ۲۰۰۶ ) . از پرسشنامه ی فرزند برند او برآورد می شود که والدین خیلی بسیار زیاد توسط فرزندانشان نسبت به آن چه واقعاً اعتقاد دارند ، تحت تأثیرند. برای نمونه برآورد شده است که فرزندان ۶۰% از تمام خرید های اتوموبیل و تقریباً بسیار بیشتر برای تعطیلات تأثیر گذارند (گرام ۲۰۰۵) . بر اساس همین پرسشنامه فرزندان بیان کردند که والدینشان نظر آن ها را می پرسند؛ و تفاوتی میان کشورهای مختلف و طبقات اجتماعی یافت نشد ( گرام ۲۰۰۵ ).مطالعات بسیاری کردند که چگونه تأثیر فرزندان توسط تعدادی از متغیرها نظیر نوع محصول ، مرحله ی تصمیم گیری ، عقیده های والدین و ویژگی های کودک و بخش خانواده تغییر می کند. ونگ [۱۵۳](۲۰۰۶) بیان می کند که اهمیت محصول و دانش محصول دو عاملی هستند که تأثیر مهمی بر تصمیم گیری دارند . درک فرزندان از اهمیت محصول یک انگیزه ی قوی برای مشارکت در تصمیم گیری خرید است. آن ها هرچه بیشتر درک کنند که محصول مهم است ، بیشتر دوست دارند در فرایند تصمیم گیری آن مداخله و مشارکت نمایند. علت اصلی پرداختن به مسئله تأثیر فرزندان بر تصمیم گیری مصرف و خرید ، این است که والدین قویاً تمایل به آماده کردن فرزندانشان برای خودکفایی دارند . این تمایل شکل فراهم کردن مهارت هایی برای کوچکترها به خود می گیردبه طوریکه آن ها بتوانند از عهده ی همکاری با والدین برآیند ( مک نیل[۱۵۴] ۱۹۸۷) به هر حال سن فرزندان نقشی مهم برای تأثیر آنان بازی می کند. رودر جان در تحقیقات وسیعی که در مطالعات مربوط به کودکان انجام داد ، خلاصه کرده است که وسعت تأثیر فرزندان بر خرید های خانواده به تعدادی از عوامل بر می گردد (گرام ۲۰۰۵ ) . علی و باترا بیان می کنند که از عوامل دیگر تأثیر بر تصمیمات خانواده ، خود ویژگی های فرزند نظیر سن و جنسیت او می باشد که در بخش های بعدی به آن می پردازیم .البته نوع محصول نیز بر تأثیری که فرزند بر فرایند تصمیم گیری خرید آن می گذارد، مهم است ۲٫۱۰تأثیر فرزندان بر مرحله ی تصمیم گیری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحصیلات پدر، تحصیلات مادر
تعداد فرزندان
ویژگیهای فرزندان
جنسیت (دختر، پسر )
سن (۱۲ تا ۱۴ سال) و (۱۵ تا ۱۸ سال)
۳-۷اعتبار سنجی ابزار بدون آگاهی از اعتبار ابزار اندازه گیری (پرسشنامه) نمیتوان به دقت دادههای حاصل از آن اطمینان داشت. برای بررسی اعتبار ابزار باید روایی و پایایی آن مورد ارزیابی قرار گیرد. مفهوم روایی به این سوال پاسخ میدهد که ابزار اندازه گیری تا چه حد خصیصه مورد نظر را می سنجد. در طی دو مرحله، روایی صوری پرسشنامه مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت و در نهایت پرسشنامه نهایی تایید شد. علاوه بر روایی، پایایی پرسشنامه نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. پایایی ابزار، که از آن به اعتبار، دقت و اعتماد پذیری تعبیر میشود، عبارت است از اینکه اگر وسیله اندازهگیری در شرایط مشابه در زمان یا مکان دیگر مورد استفاده قرار گیرد، نتایج مشابهی از آن حاصل شود. (خاکی، ۱۳۷۹) با توجه به آنکه سوالات پرسشنامه برای سنجش واقعیت موجود طراحی شده و واقعیتها برای هر خانواده ثابت و غیر قابل تغییرند لذا پایایی پرسشنامه مورد تایید قرار میگیرد. ۳-۸٫ روش تحلیل داده ها در این مطالعه پس از گردآوری پرسشنامهها، پرسشها کدگذاری و دادهها وارد نرم افزار آماری SPSS15 شدند. با ورود دادهها، نخست داده ها به منظور بررسی هرگونه خطا در درج اطلاعات مورد بررسی قرار گرفته و سپس خروجی های گرفته شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در تحقیق حاضر تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از فنون و روشهای آمار توصیفی و نیز استفاده از روشهای آمار استنباطی انجام شد. برای تحلیل داده های این بخش، از روشهای معمول در آمار توصیفی نظیر تهیه جداول فراوانی، رسم نمودارهای مختلف، محاسبه شاخصهای آماری و همچنین از روشهای آمار استنباطی نظیر آزمونهای تی استیودنت و کا-اسکوئر استفاده شد. در بررسیهای تحلیلی، قبل از انجام آزمون فرضیه ها، سطح آزمون (حداکثر خطای نوع اول قابل قبول α )را از قبل تعیین می کنند و سپس خروجیهای بدست آمده را با آن مقایسه میکنند. در این پژوهش، همانند اکثر تحقیقات، سطح آزمون برابر مقدار ۰۵/۰=α در نظر گرفته شد. برای بررسی تحلیلی نیاز به طرح فرضیه آماری و آزمودن آن میباشد. فرضیه به صورت فرض صفر و فرض مقابل بیان میشود و بر اساس شواهد بدست آمده از پژوهش، نتیجه آزمون منجر به قبول یا رد فرض صفر آماری میشود. برای پذیرش یا رد فرض صفر آماری از دو معیار سطح معنا داری آزمون و یا مقایسه آماره آزمون با مقدار مربوط آن از روی جدول توزیع احتمالی آماره میتوان استفاده نمود. در استفاده از سطح معناداری آزمون، در صورتیکه مقدار آن کمتر از سطح آزمون مقدار( ۰۵/۰=α ) باشد فرض صفر رد میشود در غیر این صورت دلایل کافی برای رد فرض صفر وجود نداشته و فرض صفر مورد تایید قرار میگیرد. فصل چهارم :یافته های پژوهش -۴٫۱ مقدمه همانگونه که در فصل سوم شرح داده شد پرسشنامه ها در فاصله اوایل تا اواسط اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ توزیع شدند. برای انتخاب افراد نمونه ۴ مدرسه شامل دو مدرسه راهنمایی دخترانه و پسرانه و دو دبیرستان دخترانه و پسرانه از شهر کرج انتخاب شدند و سپس از بین دانش آموزان هر مدرسه تعداد ۴۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و از آنها خواسته شد تا پرسشنامه را برای تکمیل به والدین خود ارایه دهند. از بین ۱۸۰ پرسشنامه توزیع شده تعداد ۱۶۱ پرسشنامه معادل با ۸۹ درصد پرسشنامههای توزیع شده گردآوری شد که در جدول زیر پرسشنامه های تکمیل شده از هر گروه دانش آموزان ارایه شده است. جدول شماره ۴- ۱: توزیع فراوانی تعداد پرسشنامههای گردآوری شده
| گروه |
فراوانی |
درصد فراوانی |
نرخ بازگشت پرسشنامه |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- ابوعبدالله محمد بن عمر بن الحسین بن الحسن بن علی طبری رازی معروف به امام فخر و ابن الخطیب(متولّد در ۵۴۳ یا ۵۴۴ در ری و متوفی در سنه ۶۰۶ به هرات). وی شرحی بر کتاب اول قانون نوشت.
- نجیب الدین شرف الحکما ابوحامد محمد بن علی بن عمر متطبب سمرقندی کشته شده درهرات بدست مغول بسال ۶۱۸ق.
- خواجه رشیدالدین فضلالله الوزیر ابن عمادالدوله ابی الخیر بن موفقالدوله (غالی یا عالی)یا علی همدانی طبیب و سیاستمدار نامی عصر ایلخانان مغول در حدود سال ۶۴۸ قمری/۶۲۹ خورشیدی در همدان در یک خانواده پزشک یهودی متولد گردید. نیای بزرگ او «موفقالدوله علی» یک عطار یهودی بود و به همراه دانشمند بزرگ خواجه نصیرالدین طوسی در دژ الموت مهمان اجباری اسماعیلیان بود و پس از یورش هلاکو به آنجا به خدمت وی درآمد.رشیدالدین که به دلیل یهودی بودن نخست «رشیدالدوله» خوانده میشد و پس از مسلمان شدن، نامش به رشیدالدین تغییر یافت و در دستگاه ایلخانان مغول پیشرفت نمود. بالاخره در حدود ۲۸ دی ۶۹۶ خ./ذیالقعده ۷۱۷ قمری خواجه رشیدالدین و پسر شانزدهسالهاش (که شربتدار اولجایتو بود) را با تحریک دشمنان و به تهمت مسموم کردن سلطان محمد خدابنده اولجایتو در چرگر به قتل رساندند.کتب طبی تالیف ایشان عبارتند از طب اهل ختا(تنسوق نامه= تنکسوق نامه)- ادویه مفرده ختایی – ادویه مفرده مغولی و..
- علاء الدّین ابوالحسن علی بن ابی الحزم القرشی معروف به ابن النّفیس(متوفی در ذیقعده سنه ۶۸۷ از اجلّه علما و حذاق اطبای مشرق در دیار مصر و صاحب تألیفات متعدّد از جمله الموجز فی القانون و شرح فصل بقراط و بغیۀ الطالبین و حجۀ المتطببین و فاضل بن ناطق(که کتابی است از نمط حی بن بقظان ابن طفیل) والرّسالۀ الکاملیۀ فی السّیرۀ النّبویۀ و کتاب بسیار حجیم عظیم الشّامل در هشتاد مجلّد در طب، که علاوه بر پزشکی در انواع شعب علوم و فنون از فقه واصول و حدیث و عربیت و منطق و بیان و جدل نیز مرتبتی رفیع و تبحرّی به کمال داشت استاد وی در طبّ مهذّب الدّین عبدالرحیم بن علی بن حامد معروف به ابن الدّخوار[۱] است(۵۶۵-۶۲۸) که از او کتابهای شرح تقدّمه المعرفۀ و مختصر حاوی زکریای رازی و مختصر اغانی و چند کتاب دیگر در دست داریم. از وجوه اهمیت و اعتبار ابن النّفیس در علوم پزشکی یکی بخصوص تفرّد او در تحقیقات و تتبعات بدیع در باب دوران صغیر خون و اظهار عقاید و آراء جدید راجع به آنست.
- قطبالدین محمود بن مسعود مصلح شیرازی (زاده ۶۳۳ درگذشته ۷۱۰ ه.ق) یکی از علمای ایرانی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است که نقش مهمی در گسترش حکمت و فلسفه، علوم طبیعی، پزشکی و هنر خود داشته است.فرزند مولانا ضیاءالدین مسعودبن مصلح شیرازی پزشک معروف و از مشایخ صوفیه در سال ۶۳۳ هجری قمری در شیراز پا به عرصه هستی نهاد.قطبالدین علاوه بر شاگردی در نزد پدر از محضر بزرگانی چون کمالالدین ابوالخیر بن مصلح کازرونی، شمسالدین محمد بن احمدالحکیم الکیشی، شرفالدین زکی بوشکانی، خواجه نصیر طوسی، نجمالدین کاتبی، علامه قطبالدین مؤیدالدین عرضی و کمال کوفی بهره فراوانی یافت تا آنجا که علاوه بر پزشکی، بر علوم دیگری چون ریاضی، فلسفه، علوم ادبی، دین شناسی، موسیقی، نواختن رباب و سرودن شعر، بازی شطرنج و فنون شعبدهبازی به چیرگی شگفتانگیزی دست یافت. او مدتی در شهرهای سیواس و ملطیه به شغل قضاوت اشتغال یافت و در زمانی دیگر از طرف تکودار، ایلخان مغول به سمت سفارت، همراه اتابک پهلوان به مصر نزد ملک قلادون الفی اعزام شد. آرامگاه وی در مقبرهالوزرای چرنداب تبریز است. آثار طبی قطب الدین شامل کتابهای ذیل است:
۱-کتاب نزهه الحکماء و روضه الاطباء، همچنین معروف به تحفه السعدیه و شرح کلیات القانون. این بزرگترین اثر قطب الدین، در پنج مجلد است. او در سرتاسر حیاتش بر روی آن کار کرد و آن را به محمد سعدالدین، وزیر ارغون شاه و حاکم ایلخانی ایران، اهدا نمود. ۲-رساله فی البرص ۳- شرح الاُرجوزَه (شرحی بر ارجوزه ابن سینا) ۴- رساله فی بیان الحاجه الی الطب و آداب الاطباء و وصایاهم.
- نجم الدین محمود بن الیاس شیرازی( -۷۳۰ق.) از رجال علمی است[۲] که در فنون و علوم مختلف نظیر فقه و شعر بخصوص طب دست داشته و صاحب تألیفاتی در این موضوعات بوده است مانند شرح فصول بقراط و کتاب التشریح و الرسالۀ الثلجیۀ و کتاب الاغذیۀ و الاشربۀ و رشیدیه(لطائف رشیدیه) که موشّح است بنام خواجه رشیدالدّین فضل الله همدانی وزیر فاضل و بارع غازان خان و اسرار النکاح که بهموجب قول معین الدّین ابوالقاسم جنید شیرازی در شدّ الازار دیباچهای در عشق.
- مسعود بن محمد سنجری]سجزی[ [۳]طبیب( متوفای بعد از ۷۳۴ق.[۴]): مؤلف کتاب«حقایق اسرار الطب= الحدود»
- سدیدالدّین محمد بن مسعود طبیب کازرونی سدیدی از علمای قرن هشتم(زنده در ۷۴۵ق.) و صاحب رساله تشریح و تکملۀ الموجز و کتاب معروف المغنی فی شرح الموجز است.
- علامه شمس الدین محمد بن محمود آملی از علما و محققین و پزشک بزرگ شیعه در قرنهای هفتم و هشتم هجری است. تاریخ ولادت او مشخص نیست ولی میتوان گفت که ایشان در نیمه دوم قرن هفتم هجری در آمل به دنیا آمد و برای تحصیل علوم مختلف محضر استادان بزرگی را در چند شهر درک نمود و سپس در زمان الجایتو بنا به درخواست آن پادشاه به سلطانیه رفت و مورد احترام وی و وزیرش خواجه رشید الدین فضل الله همدانی قرار گرفت و مدرس مدرسه سلطانیه شده و بعد از مرگ آن پادشاه و اختلال امور آذربایجان چندی در سیاحت بلاد گذرانید تا اینکه در زمان فرمانروایی شاه شیخ ابواسحق به شیراز رفت و همانجا متوطن شد و به تدریس و تالیف پرداخت. اصالت وی از خوران از توابع ایوان که ناحیه ای بین کرمانشاه و ایلام است بوده و این منطقه در زمان کنونی در استان ایلام قرار دارد. وی همچنین با جمال الدین حسن بن یوسف بن علی بن مطهر معروف به علامه حلی متوفی به سال ۷۲۶ هـ.ق و قاضی عضدالدوله ایجی از علمای اهل سنت متوفی به سال ۷۵۷ هـق معاصر بود و طریق مجادله و مناظره میپیمود. علامه شمس الدین محمد بن محمود آملی در دوران عمرش مسافرتهایی زیادی نمود و از این راه دانشهای فراوانی کسب کرد وی در زبان فارسی و عربی مهارت بسزایی داشت و در هر دو زبان تالیفات زیادی داشت از جمله تالیفات مشهور او در زبان عرب شرح کلیات قانون ابن سینا است که در سال ۷۵۳ هـ.ق تمام کرد و شرح بر مختصر الاصول ابن صاحب که قاضی عضدالدین ایجی به مذاق اهل تسنن شرح کرده بود و وی به مذاق شیعه نوشته و در آن عقاید عضدالدین ایجی را رد کردهاست. از دیگر تالیفات وی شرح کلیات طب(طب ایلاقی= الفصول الایلاقیه) سید شرف الدین محمد ایلاقی(مقتول به سال۵۳۶ق.) است. نفایس الفنون فی عرایس العیون اما مهمترین اثر شمس الدین آملی کتاب نفائس الفنون فی عرایس العیون است که از جمله کتب معتبر فارسی شمرده میشود و درباره شرح موضوعات مختلف علوم است و در آن بالغ بر ۱۲۰ نوع از علوم و چندین فنون مختلف یاد شدهاست.
- شهاب الدین بن عبدالکریم قوام غزنوی ناگوری(زنده در ۷۹۰ق.). وی متخلص به شهاب است. در هندوستان می زیست. پزشکی را نزد حسامعلی آموخت. «شفاء الامراض» به نظم فارسی در ۱۶۴ باب تألیف وی می باشد. این کتاب را با استفاده از منابع پزشکی ایران و هند به نظم درآورده است که از نظر صنعت شعری کمارزش و از لحاظ محتوای پزشکی عادی است و چیز جدیدی در آن مشاهده نمی شود. (سرمدی،۱۳۷۸ ،ص.۴۸ )
- برهان الدّین نفیس بن عوض بن حکیم المتطبب الکرمانی(متوفی در سنه ۸۴۱ یا ۸۴۲) از مشاهیر اطبای دربار میرزا الغ بیک بن شاهرخ بن امیر تیمور گورکان و مؤلف کتاب شرح الاسباب و العلامات بر کتاب معروف الموجز از تألیفات اما علّامه علاء الدّین ابوالحسن علی بن أبی الحزم القرشی معروف به ابن النفیس (متوفی در ذیقعده سنه ۶۸۷) که آنرا در غره ذی الحجه سال ۸۴۱ یعنی بعد از شرح اسباب و علامات مذکور در سمرقند تألیف نموده است.
- غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی از حکما و فلاسفه بزرگ در ایران دوره اسلامی است. فرزندِ بزرگ و وارث منصب علمی و کرسی درس صدرالدین محمد دشتکی (سیدِ سند) و از سادات منتسب به زید بن علی بن حسین(ع) بود. وی در سال ۸۶۶ هجری قمری در محلۀ دشتک شیراز به دنیا آمد. خانوادۀ دشتکی از سادات شیراز بوده و به علم و حکمت زبانزد بودند. او را به القاب ویژۀ خواجه نصیرالدین از جمله «استاد بشر» و «عقل حادی عشر» هم موصوف داشتهاند و «در فنون حکمی و ریاضی ضربالمثل جمهور علمای نزدیک و دور» بوده است.
غیاثالدین دشتکی را در زمان شاه اسماعیل اول مأمور به تعمیر رصدخانه مراغه کردند اما به دلایلی این مهم محقق نشد. او در زمان سلطنت شاه طهماسب اول به مقام صدارت دربار رسید، اما به دلیل منازعاتی که میان او و محقق کرکی بر سر مسائل مختلفی از جمله تعیین قبلۀ مساجد ایران پیش آمد، از صدارت عزل و به شیراز بازگشت.(بهارزاده،۱۳۹۰، ص.۷۲۸) روایات بسیاری از انزوا و گوشهگیری دشتکی پس از مغضوب شدنش در درگاه صفوی نقل شده است. چنانکه کاتبان کمتر به نسخهپردازی از آثار او پرداختند، زیرا که نه از نظر سیاسی صلاح بود و نه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه. این شرایط فرصت را برای سودجویان پدید آورد تا پس از وی اقدام به انتحال آثار او کنند و مدعی شوند «از کتابهای حکیم دشتکی جز نامی باقی نیست». اما آثار متعددی که از وی در فلسفه، ریاضی، هیئت، تفسیر قرآن و… به جا مانده است نشان میدهد که دشتکی پس از رجعت به شیراز، بقیۀ عمر را به تحقیق و تألیف و تدریس در مدرسۀ منصوریه گذرانده است. حدود ده سال بعد از بازگشت به شیراز یعنی سنه ۹۴۸ق. وفات یافت و در کنار پدرش در مدرسه منسوب به خودش(منصوریه) به خاک سپرده شد. در میان علوم و تخصص ها، کم ترین توجه، به شخصیت و فعالیت های عملی او در حوزه طب و پزشکی شده است. این مساله موجب شده تا سایر دانش ها و علومی که او در آن ها نیز تخصص زیادی داشت، مورد غفلت واقع شود. در مجموعه آثار دشتکی، دو اثر علمی در حوزه طب وجود دارد. «معالم الشفاء» و «شافیه» که خلاصه معالم الشفا است.. هم چنین، گزارش های تاریخی از رفتارهای بهداشتی و رعایت توصیه های پزشکی توسط او سخن می گویند. این مسائل نشان دهنده این واقعیت است که دشتکی علیرغم گرفتاری های علمی و اجرایی، در امور طب نیز چهره ای شاخص بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بررسی تاریخ طب ایرانی – اسلامی در قرن دهم هجری بدون در نظر گرفتن دشتکی و رساله طبی معالم الشفا، پژوهشی ناقص خواهد بود.(جعفری،۱۳۹۰، ص.۲۳) – حکیم علاءالدین علاءالدین تبریزی تولد و وفات: قرن دهم هجری. وی از خاندان پزشکان معروف تبریز بوده است. وی مؤلف کتاب “کامل علائی” است که آن را برای شاه اسماعیل صفوی (۹۰۵ – ۹۳۰ ق) تألیف کرده است. این کتاب به فارسی است و شامل واژهها و اصطلاحهای پزشکی بر اساس حروف الفبا میباشد.
- بهاءالدوله رازی ، پزشک و عارف ایرانی در قرن نهم و دهم هجری . وی نواده سیدمحمد نوربخش (۷۹۵ـ ۸۶۹) بنیانگذار طریقه نوربخشیه بود (تاجبخش ، ۱۳۷۲ـ۱۳۷۵ ش ، ج ۲، ص ۴۹۲؛ معصوم علیشاه ، ج ۳، ص ۳۱۹). برخی منابع ، نام او را محمدحسین نوربخشی ، فرزند قوام الدین ، نوشته اند (الگود، ۱۳۵۶ ش ، ص ۳۹۸)، لقب او را نیز بهاءالدین (نفیسی ، ج ۱، ص ۲۷۴؛ خواندمیر، ج ۴، ص ۶۱۲) و بهاءالدوله (نفیسی ، ج ۱، ص ۴۰۰) ثبت کرده اند و عنوان کامل او در پایان نسخه خطی خلاصه التجارب (گ ۳۴۳ ر)، بهاءالدوله پسر شاه قاسم پسر شمس الدین محمد نوربخشی آمده است . شاه قاسم پدر بهاءالدوله علاوه بر مرشدی طریقت خویش در پزشکی نیز تسلط داشت ، چنانکه بهاءالدوله در خلاصه التجارب (گ ۲۰۲) از وی با عنوان «حضرت » یاد کرده و درمانهایش را متذکر شده است . وی در ۹۲۷ درگذشت (خواندمیر، همانجا). شمس الدین ، برادر بهاءالدوله ، نیز گاهی به پزشکی می پرداخت (الگود، ۱۳۵۶ ش ، همانجا). از تاریخ تولد بهاءالدوله اطلاع دقیقی در دست نیست . اگر چه با استناد به سال تألیف مهمترین اثر او، خلاصه التجارب ، می توان او را متولد حوالی ۸۶۰ دانست ، و همان گونه که از نسبت او پیداست موطنش ری بوده و پدرش نیز در همانجا به دنیا آمده است (همانجا). از مطالب خواندمیر (همانجا) سفرهایی را که بهاءالدوله در طول زندگیش انجام داده می توان مشخص کرد، خود او نیز در جاهای مختلف خلاصه التجارب از کاشان ، نطنز، اصفهان ، هرات و استرآباد یاد می کند. از معلمان و استادان بهاءالدوله اطلاعی نداریم ، جز اینکه او به بعضی کارهای درمانی پدرش (رجوع کنید به خلاصه التجارب ، باب دوم ) اشاره می کند.
- از پزشکان آغاز عهد صفوى سلطانعلى گنابادى مؤلف کتاب دستورالعلاج است به فارسى که آن را به سال ۹۳۳ ق. در دو مقاله نوشت. سلطانعلى در مقدمه این کتاب گفته که تا سال نهصد و سى و سه، چهل سال در خراسان و ماوراءالنهر، بهویژه در سمرقند دانش پزشکى مىآموخت و این کتاب را به سال ۹۳۴ به اتمام رسانید. چندى بعد سلطانعلى کتاب فارسى دیگرى موسوم به «مقدمه دستورالعلاج» تنظیم کرد. این کتاب در یک مقدمه و دو مقاله شامل چندین فصل «در بیان حفظ صحّت و بیان حد طب و احوال تندرستى و بیمارى و احوال نبض و غیره» تدوین شده است.
- فخرالدین ابوالحسن علی بن حسن زوارهای اردستانی اصفهانی (ـ بعد از ۹۶۰ یا ۹۶۸ق.)
مفسری است معروف و صاحب چندین ترجمه از جمله «ترجمه مکارم الاخلاق = مکارم الکرائم» «ترجمه الطرائف = طراوه اللطائف»؛ «ترجمه تفسیر العسکری»، «مفتاح النجاه فی ترجمه عده الداعی»، «ترجمه المناقب فی ترجمه کشف الغمه» و «روضه الابرار فی ترجمه نهجالبلاغه» و …
- عماد الدّین محمود بن مسعود بن محمود شیرازی(قرن۱۰ق.) از اطبای معروف عهد صفویه و مؤلف کتاب افیونیه و کتاب المرکبات الشاهیه در مفردات ادویه بهزبان عربی بهجهت شاه طهماسب صفوی و کتاب ینبوع و آتشک و بیخ چینی و سته ضروریه همگی در طب وی ابتدا در خدمت عبدالله خان استاجلو حاکم شروان بود و بعد از آن که مغضوب او واقع گردید ملازم دربار شاه طهماسب اوّل(۹۱۹-۹۸۴) و سپس از طرف وی مأمور طبابت در شهر مشهد شد و مدت بیست سالی نیز بموجب قول خود او در مقدمه رساله بیخ چینی در هندوستان اقامت کرد.
- پزشک معروف دیگرى که از پایان عهد تیمورى باقى مانده و در آغاز این عهد چند اثر فارسى در طب از خود بازنهاده یوسف بن محمد بن یوسف طبیب هروى مشهور به یوسفى (متوفای ۹۵۰ ق.) است. وى اصلاً از اهل خواف بود و قسمت بزرگى از دوران حیاتش را در هرات گذراند و در اواخر زندگانى خود ظاهراً از بیم سرخکلاهان به هند رفت. از اثرهاى منظوم و غیرمنظوم او است:
۱. علاجالامراض در نشانههاى بیمارىها و مداواى هر یک که منظومهاى مرکب از ۲۸۹ رباعى بود. ۲. شرح این منظومه که آن را جامعالفوائد نامیده است و آن به چاپ رسیده. ۳. قصیدهاى در حفظ صحت که به سال ۹۳۷ ق. بهنام ظهیرالدین بابُر ساخت. ۴. ریاضالادویه که در سال ۹۴۶ق. بهنام همایون تألیف کرد. ۵. دلائل البول که به سال ۹۴۲ ق. نوشت. ۶. دلائل النّبض که در آن از شناخت بیمارىها به دلالت نبض سخن رفته و یوسفى آن را در سال ۹۴۲ تألیف کرده. ۷. جواهراللغه یا بحرالجواهر در بیان واژهها و اصطلاحهاى پزشکى که به سال ۹۲۴ از نگارش آن باز رسته بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
انصاری شیرازی، علی بن حسین-مولف/متطبب، محمد بن احمد،قرن ۹ق.-کاتب
- پاتولوژی = العلل و الامراض = علم الامراض(۸۷۴۹)
تنکابنی، حسن بن ابوالحسن-مولف/متطبب تفرشی، محسن-کاتب
- طبیعیات (رساله در ـ)(۱۴/۱۰۶۷۹)
حسینی موسوی متطبب، حسنحسینی موسوی متطبب، حسن-کاتب ۴-۲-۷٫تفصیل تألیفات داده های این فصل عبارتند از موضوعاتِ خُرد شامل اختلاجِ اعضا(از منظر علوم غریبه و طب) و بیماریهای اپیدمیک(مثل وبا و طاعون) و بیماریهای اطفال و زنان و خواص الاشیاء و تأثیر فواکه و باهیه و.. برای ورود به توصیف کتابشناسی و نسخه شناسی ابتدا لازم است اشاره شود که مطالب این پایاننامه از درهمکرد و نقد و بررسی و توضیح اطلاعات حدود۲۰۰۰عنوان نسخه خطی موجود در سه جلد فهرست موضوع طب کتابخانه آستان قدس رضوی(یعنی جلد۱۹ – جلد ۹ کتب اهدایی مقام معظم رهبری- مجلد اخیر(در حال تدوین) و همچنین فهرست مجدد حدود ۱۳ عنوان نسخه خطی فهرست نشده بدست آمده است. در اینجا برای اینکه مطلبی از قلم نیفتد ناچار شدم اطلاعات کتابشناسی (شامل عنوان و زبان و مولف و آغاز و انجام و ابواب و فصول) و نسخه شناسی (شامل خط و کاتب و تاریخ تحریر و گاهی انجامه کاتب و ضمائم و کاغذ و گاهی جلد و یادداشتها) نسخه ها را هرچند بصورت خلاصه ذکر و مطالب و توضیحات اضافی را حذف و اشتباهات و اغلاط فاحش را تصحیح و به ذکر مهمترین مؤلفان و کاتبان و کتب خطی بسنده کنم: آتشک(رساله در-)=آبله (۴۲۰۳۸) (فارسی) مؤلف: عمادالدین محمودبن مسعود بن محمود شیرازی (زنده در ۹۷۹یا ۹۷۷ق.) وی در شیراز زیردست پدرش که پزشک ماهری بود پرورش یافت ، روزگاری پزشک امیر عبدالله خان ، استاجلو حاکم شروان بود ، بعد به دربار تهماسب (۹۳۰-۹۸۴ق.) رفت ، ۲۰سال هم درهند بود ، در دربار پادشاه اوده جای یافته است ، تاریخ فوت وی شاید د ردهه یکم شده یازدهم باشد ، تألیف شده سال ۹۷۷ق. درمشهدالرضا ، برای پادشاهی که نام او را نبرده است ، ار امیر بهاء الدوله نوربخشی و از پزشکان یونان و میرزا شرف الدین حسن(حسین ) نام برده شده است ، در ۴ فصل ۱- حدود و نامهای آتشک و طرق حدوث آن ۲- علامات ۳- اسباب ۴- معالجات وخاتمه در طلایی که برای درمان جرب بسیار مفید است . آغاز: «بسمله،الحمدلله المحمود فی کل فعاله … اما بعد چون مرضی که معروف به آتشک است .» انجام: «در آتشک وادویه او نیز همان شیوه مسلوک شده است و اتفاقاً مجموع اهل خیرت تجربه برآن اتفاق کرده است قد تم الرساله بعون الملک الوهاب.» مذیل است به ۵/۱۵ ورق حاوی منقولاتی از حکیم یوسفی در دفع آبده فرنگ و دیگر امراض و خلاصه فی کتاب طب البعا ومنقو لاتب از مرکبات شفایی و دارای حواشی طبی . نستعلیق ۲۳سطری، کاتب: نامعلوم، تاریخ تحریر:قرن ۱۳ق.، کاغذ:نخودی آهارمهره، ۱۱گ۲۲×۱۳،عناوین به شنگرف، روی برخی عبارات خطی به شنگرف کشیده شده، جلد:تیماج قهوه ای، وقفی سردار کل یارمحمد خان افشار۲۰خرداد ۱۳۳۲٫ الآجال (رساله ـ ) (۳۷۷۴۳) (عربی) مؤلف: قطبالدین محمود بن مسعود شیرازی ( ـ ۷۱۰ق.) رسالهای است مختصر در امر آجال(اَجلها) و فواید آن، که از شرح قطبالدین شیرازی بر قانون ابن سینا ـ پایان تعلیم ثالث ـ انتخاب شده است. آغاز: «قوله فهذه هی الآجال الطبیعیه فان قلت الاجل الطبیعی هل یزید و ینقص ام لا قلت لِحنین رساله فی امرالاجال» انجام: «و هیهنا آجال اخترامیه غیرها و هی اخری من شرح القطب الشیرازی علی کلیات القانون» نستعلیق ۲۰ سطری، تاریخ تحریر: قرن ۱۲ق.، کاغذ: نخودی آهار مهره، ۲گ ۵/۱۸×۱۲، روی برخی عبارات به شنگرف خط کشیده شده، جلد: تیماج ضربی، اهدایی مقام معظم رهبری در مهر ۱۳۸۶٫ آداب معاشرت (رساله در-) (۳۹۸۶۱) (فارسی) مؤلف: محمد حسین حکیم بن محمد شفیع طبیب اصفهانی مشهدی کتابی است طبی درمورد روابط زناشویی ، مولف درمقدمه یادآور می شود که برای اعمال زناشویی باید از قواعد و قانون آن پیروی کرد وبه ذکر منافع و مضرات عمل زناشویی به استناد روایات و همچنین تحفه المؤمنین حکیم محمد مومن مرتضی قلی خان شاملو ، چشمه زندگانی (ظاهراً از محمد هادی بن صالح شیرازی قرن ۱۲ق. ، مرعشی ۲۹/۱۱۲-۱۱۰زهرالربیع ،طب الائمه ، و اشعار فارسی و مسائل طبی در این زمینه می کند. آغاز: «بسملـه،الحمد لله الذی حرص الالف علی الباء وصلی الله علی محمد و آله النجباء الاصفیاء چنین گوید اقل الخلیقه بل لاشیء فی الحقیقه بنده محتاج محمد حسین … اصفهانی الاصل مشهدی المسکن که العلم علمان علم الابدان و علم الادیان … از جمله ضروریات علم مباشرب زنان… .» انجام: « تاختن معشوقان خطایی بدن را از ختنه گاه لذت وافر حاصل گردد وازخود رفتن ناظر و منظور را دربستر آیینه بظهور آید و لاحول ولاقوه الا بالله العلی العظیم وصلی الله علی خیزه الوری و آله مصابیح الدجی و ائمه الهدی تم .» نسخ مختلف سطری، کاتب:نامعلوم، تاریخ تحریر:قرن ۱۲ق.، کاغذ:نخودی آهارمهره،۲۶گ۵/۱۶×۸،عناوین به شنگرف،روی برخی عبارات به شنگرف،فواصل عبارات با گوی شنگرفی ، اوراق میانی جداشده است و بعضا رطوبتی، جلد: تیماج قهوه ای ، وقفی محمد اکبر هاشم نیا ، ۲۳/۲/۱۳۸۸٫ اِثنی عشریه = علاج وبا (۳۶۴۷۴) (فارسی) مؤلف: سید ابوالقاسم بن محمدباقر بن محمد بن باقر حسینی طبیب شیرازی[۵] (ـ قرن ۱۳ق.) رسالهای است در درمان وبا مشتمل بر دوازده فصل و خاتمه. ظاهراً رساله در صفر ۱۲۶۵ تألیف شده و تاکنون چاپ نشده است. آغاز: «بسمله. بعد از حمد و سپاس نامتناهی الهی و صلوات بر بهترین موجودات» انجام: «امیدوار از حضرت ربّ الارباب چنان است که ناظرین این رساله بعد از دقت در ملاحظه در معالجه این مرض بر بصیرت باشند»
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصلیترین مسأله تحقیق حاضر این است که تفسیر تطبیقی در ساحت چیستی، پیشینه، مبانی و روش دارای چه مشخصههایی است و اشکالات و نقایص این مشخصهها کدام است؟ این پرسش را میتوان از طریق سؤالهای زیر دنبال کرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- ۱٫ بیان مسأله تحقیق
در ساحت تفسیر و تفسیرپژوهی، امروزه با عناوینی چون تفسیر تطبیقی، تفسیر مقارن و تعابیر مشابه روبهرو هستیم. برخی ایده چنین تفسیری را طرح کردهاند و برخی در امکان و بلکه در ضرورتِ آن سخن گفتهاند و بعضی نیز در تأسیس و پایهگذاری و مبناگذاریِ تئوریکِ چنین تفسیری کوشیدهاند و پارهای در گامی عملی، آثاری تفسیری با این هدف فراهم آوردهاند و سرانجام، برخی کوشیدهاند جایگاه این گونه تفسیری را در سامانه و نظام طبقهبندیای که خود ساخته و پرداختهاند یا وام گرفتهاند، معیّن کنند. در کنار این کوششها و در گامی فراتر، برخی از محافل دانشگاهی، رشتهای با عنوان تفسیر تطبیقی در سطوح تحصیلات تکمیلی تأسیس و برپا کرده و در توسعه و تعمیق این ایده کوشیدهاند. مجموع این رخدادها حاکی از آن است که ایده تفسیر تطبیقی بهمثابه پدیدهای در ساحت تفسیر، امری موردِ اقبال، قابل تأمل و رو به توسعه است. بیگمان رخدادهایی از این دست، مسبوق و مصبوغ به کوششها و دستاوردهایی است که در سایر قلمروهای معرفتی ـ چه ساحات مطالعات اسلامی (همچون فقه مقارن/ تطبیقی) و چه ساحات دینپژوهی (همچون دینشناسی تطبیقی) و چه مطالعات غیردینی (همچون ادبیات تطبیقی، فلسفه تطبیقی، حقوق تطبیقی و…) ـ رواج و رونقی یافته است. در کنار مطالعات تطبیقی صورت گرفته در این ساحات، خودِ مطالعه تطبیقی بهمثابه گونهای مطالعه و پژوهش نیز مورد پرسش و تأمل بسیاری قرار گرفته و در بابِ چیستی و اعتبار و دشوارههای آن سخنها و چالشهای جدی و قابلِ تأملی پدیدار گشته است. توجه به تعریف مطالعه تطبیقی در برخی از این علوم نمایانگر این وضعیت است: ادبیات تطبیقی: «مطالعه و بررسی مقایسهای آثاری که برخاسته از زمینههای فرهنگی متفاوتند»[۱] حقوق تطبیقی: «مطالعه حقوق دو یا چند کشور و تعیین وجوه افتراق و اشتراک آنها»[۲] فلسفه تطبیقی: «فلسفه تطبیقی یا مقایسهای، تلاشی معرفتی است برای تحلیل و بیان آرای فلاسفه … در محدوده موضوع یا موضوعات خاص و مقایسه آنها …»[۳] در برخی از تعاریف فوق، تطبیق به مقایسه تعریف شده است، در حالی که این تعریف، فقط لفظ را معنا میکند و اطلاع بیشتری از نحوه تطبیق یا مقایسه نمیدهد. در بیان چیستی یک مطالعه تطبیقی، آنچه باید روشن شود، خود مقایسه است. برخی وظیفه مطالعه تطبیقی را فقط کشف مواضع خلاف و وفاق دانستهاند، درحالی که هدف مطالعه تطبیقی، مانند دیگر رویآوردهای تحقیقی، فهم و شناخت است و چنین نیست که مطالعه تطبیقی محدود به کشف اختلافها و شباهتها باشد، بلکه هدف مطالعه تطبیقی شناخت یک پدیدار یا دیدگاه در پرتو مقایسه است.[۴] بر این اساس است که باید گفت دشوارههای تعریف تطبیق در حوزه علوم مختلف و در خود مطالعه تطبیقی، یکی از مسائل چالش برانگیز این قلمرو مطالعاتی محسوب میشود. در این میان، مقوله تفسیر تطبیقی هم از این دشوارهها و چالشها بینصیب نیست. تلقیهای مختلفی از تفسیر تطبیقی وجود دارد که دقت در آنها نشان میدهد مقوله تفسیر تطبیقی چندان مورد تأمل قرار نگرفته است و بهمثابه یک گونه تفسیری به پرسش و مطالعه جدّی سپرده نشده است و کوششهایی که در این قلمرو صورت پذیرفته، به لحاظ روششناختی، معرفتشناختی و هرمنوتیکی ارزیابی نشده است. بیشتر کسانی که در باب تفسیر تطبیقی اظهارنظر کردهاند، برای آن در میراث تفسیری تبار و پیشینه قائل شدهاند، ولی نه مشخصههای صریح و شفافی برای تعیین مصداق، بیان کردهاند و نه درباره میزان تأثیرپذیری کوششهای حال حاضر از مقدار بضاعت پیشینیان تصویر روشنی ارائه کردهاند. از همینرو، تحقیق حاضر میخواهد به سنجش تلقیهای موجود در خصوص چیستی تفسیر تطبیقی بپردازد و همچنین با مراجعه به سنت تفسیری و نیز آثار تفسیری جدید، هم سیر تحول تاریخی این جریان را تحلیل کند و هم با تکیه بر توان میراث تفسیری بتواند مقوله تفسیر تطبیقی را از حیث مبانی و روش، بررسی و نقد کند.
- سؤالهای اصلی و فرعی تحقیق
اصلیترین مسأله تحقیق حاضر این است که تفسیر تطبیقی در ساحت چیستی، پیشینه، مبانی و روش دارای چه مشخصههایی است و اشکالات و نقایص این مشخصهها کدام است؟ این پرسش را میتوان از طریق سؤالهای زیر دنبال کرد:
- تفسیر تطبیقی چیست و در سامانه طبقهبندی تفاسیر از چه جایگاهی برخوردار است؟
- تفسیر تطبیقی در دورههای مختلف، با چه تحولاتی روبهرو بوده است؟
- چه رویکردهایی در اهداف مفسران از تفسیر تطبیقی مشاهده میشود؟
- شیوههای نقل و نقد در هنگام تطبیق آراء و نظریات چگونه است؟
- مبانی و پیشفرضهای تفسیر تطبیقی کدام است؟
- چه آسیبهایی در جریان تفسیر تطبیقی رخ داده است؟
- ۳٫ فرضیههای تحقیق
- از تفسیر تطبیقی تلقیهای متفاوتی وجود دارد که به نظر میآید برخی از آنها خارج از موضوع تفسیر باشد. تفسیر تطبیقی از تطبیق آرای مفسران شیعه و سنی بهمثابه مقدمات تفسیر بهره میبرد.
- با گسترش علم کلام در سده چهارم، تفسیر تطبیقی نیز رو به توسعه مینهد تا در سده دهم و تحت تأثیر قدرتهای سیاسی حاکم بر جامعه شیعه و اهل سنت، به کمال خود نزدیک میشود.
wpadminbar" style="box-sizing: inherit; font-size: 13px; line-height: 32px; direction: rtl; color: #cccccc; font-family: -apple-system, BlinkMacSystemFont,;">
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- تقریبگرایانه است که هدفش تأکید بر مشترکات و نزدیک کردن دیدگاهها در موارد اختلافی است.
- مفسران در تفسیر تطبیقی درصدد اثبات حقانیت دیدگاه خود بودهاند و کمتر فارغ از ایدههای مذهبی و بهصورت منصفانه به بررسی دیدگاههای تفسیری مذهب مقابل پرداختهاند. در نقل آرا نیز روشهای مخدوشی به چشم میخورد.
- در تفسیر تطبیقی، مبانی بر محور حقانیت باورهای خاص یک مذهب و صحت منابع تفسیری آن مذهب استوار است.
- در بررسی تفاسیر تطبیقی موجود، میتوان به آسیبهای مبنایی و روشی اشاره کرد که برخاسته از نقایص موجود در کارکرد تطبیق است.
- ۴٫ اهداف تحقیق
این پژوهش درصدد است، اولاً به توصیف و تحلیل تلقیهای مطرح از تفسیر تطبیقی بپردازد و معلوم کند چه قرائتهایی از تفسیر تطبیقی وجود دارد و این قرائتها چه مشخصههایی دارند، یعنی فضای تفسیرپژوهی در حیطه تفسیر تطبیقی را روشن کند؛ ثانیاً با بررسی آثار تفسیری، رهیافتها، مبانی و شیوههای اجرایی تفسیر تطبیقی را تبیین کند و همچنین با بیان آسیبهایی که این گونه تفسیری را تهدید میکند، بتواند راهی به سوی رویکرد علمی به تفسیر تطبیقی بگشاید؛ زیرا بر این باور است که تفسیر تطبیقی، چه در مقام تدوین آثار تفسیری و چه در مقام آموزشهای دانشگاهی بیش از هر اقدامی، نیازمند بررسی و سنجش شاخصههای معرفتی خود است.
- ۵٫ ضرورت و اهمیت تحقیق
مقبولیت مطالعات تطبیقی در تفسیر به حدی بوده است که در قالب رشته معینی به نام تفسیر تطبیقی در مقطع دکتری ظهور کرده است و این در حالی است که هنوز خود مقوله تفسیر تطبیقی مورد کاوش جدی و منسجم قرار نگرفته است. ضرورت پژوهش حاضر در لزوم واکاوی ماهیت تفسیر تطبیقی به منظور روشن شدن تصور مقوله نامبرده است که اگر پندار محافل علمی از مقوله نامبرده شفاف گردد، مطالعه و پژوهش درباره آن از اثربخشی و بهرهوری مقبول برخوردار خواهد گشت. با توجه به اینکه از زمان پیدایش نحلهها و گرایشهای مختلف در تفسیر قرآن، مفسران ضمن ارائه دیدگاههای تفسیری خود، نیمنگاهی هم به دیدگاههای تفسیری دیگران داشتهاند و آنها را به نقد کشیدهاند، معالوصف، تاکنون این رویکرد با نگاه معرفت درجه دومی مورد بررسی قرار نگرفته است تا مجموعه عملکرد آن مورد داوری قرار گیرد و سنجههای مختلفی که ملاک کار مفسران بوده است استخراج و آسیبشناسی شود. این تحقیق درصدد انجام این مهم است. با توجه به اینکه اکنون تفسیر تطبیقی بهصورت یک رشته علمی مورد توجه قرار گرفته است، انجام این پژوهش میتواند به ارتقای این گرایش علمی کمک کند.
- ۶٫ پیشینه تحقیق
پیشینه پژوهش در قلمرو تفسیر تطبیقی، در دو حوزه جداگانه بایستی بررسی شود: حوزه اول، مربوط به «فرآوردههای تفسیری» است. در این حوزه، در دو سه دهه اخیر، آثاری تفسیری بدین نام به وجود آمده است و افرادی به تولید «تفسیر تطبیقی» یا تأسیس آن پرداختهاند؛ حوزه دوم، حوزه «تفسیرپژوهی» است، بدین معنا که افرادی تفسیر تطبیقی را تعریف کردهاند و مشخصههایی برای تمایز «تفسیر تطبیقی» از سایر گونههای تفسیری معرفی کردهاند. رساله حاضر از سنخ تفسیرپژوهی است و میخواهد درباره «تفسیر تطبیقی» بهمثابه یک گونه تفسیری تحقیق کند و بنیانهای معرفتشناختی آن را بررسی و نقد کند، نه آنکه درصدد تولید تفسیر تطبیقی باشد.[۵] از همینرو، پیشینه آن را باید در حوزه دوم و در میان تفسیرپژوهیها جستجو کرد. نخستین کسی که در میان اهل سنت، بهصورت مکتوب، تعریفی از «تفسیر مقارن» ارائه داده، احمد کومی[۶] است. وی در کتاب «التفسیر الموضوعی»[۷] که در آخرین دهه از سده چهاردهم تألیف شده است، در حین بحث از تفسیر موضوعی، از تفسیر مقارن هم به عنوان یکی از قسیمهای تفسیر موضوعی یاد کرده و برای اولین بار آن را تعریف نموده است. پس از وی، عبدالحی فرماوی، احمد جمال عمری، زاهر بن عواض ألمعی، مصطفی مسلم و صلاح عبدالفتاح خالدی در آثار خود که همگی نام «تفسیر موضوعی» دارند، از شیوه کومی پیروی کردهاند.[۸] همچنین فهد رومی در اثر «بحوث فی اصول التفسیر و مناهجه» که یک اثر تفسیرپژوهی کلاننگر است، تفسیر مقارن را به عنوان یکی از مناهج تفسیری طبقهبندی کرده و درباره آن توضیح داده است.[۹] در این میان، تنها نوشته مستقل در زبان عربی که نگارنده بدان دست یافت، مقاله «التفسیر المقارن-دراسه تأصیلیه» اثر مصطفی مشنی است.[۱۰] مشنی مقاله خود را نخستین اثر مستقل درباره تفسیر مقارن میداند.[۱۱] وی در این مقاله، هم تفسیر مقارن را تعریف کرده و هم چند نمونه تفسیر مقارن را از تفاسیر گذشته مثال زده است. همچنین درباره روش مقایسه هم توضیحات مختصری ذکر کرده است.[۱۲] در نگارشهای پارسی نیز کوششهای فتحالله نجارزادگان نشان از اهتمام خاص وی به مقوله «تفسیر تطبیقی» دارد. آثار ایشان از سنخ «تفسیر» است؛ اما وی در مقدمه این آثار، نظر خود را درباره چیستی و چونی تفسیر تطبیقی ارائه داده است.[۱۳] آثار مستقلی که نگارنده در زبان فارسی، یافته است، به دو اثر محدود میشود؛ اثر اول، نوشته محمود طیب حسینی است که در «دایرهالمعارف قرآن کریم» به چاپ رسیده و به بیان برخی تعاریف از تفسیر تطبیقی میپردازد؛[۱۴] اثر دیگر، مقاله «روششناسی مطالعات تطبیقی در تفسیر قرآن» نوشته محمدعلی رضایی اصفهانی است که تکیه این مقاله پس از شناخت محدود انواع مطالعات تطبیقی در حوزه تفسیر، بر نوع خاصی از تفسیر تطبیقی است.[۱۵] در آثار فوقالذکر که هم در زبان عربی و هم فارسی نام برده شد، نه بررسی و نقدی در عرصه تفسیرپژوهیِ «تفسیر تطبیقی» انجام شده و نه فرآوردههای تفسیری که با این عنوان نوشته شده یا ادعا شده که مشمول گونه تفسیر تطبیقی میشود، مورد داوری و سنجش قرار گرفته است. از همینرو، رساله حاضر گامی نو و بیسابقه در موضوع خود برداشته است.
- ۷٫ روش تحقیق
برای به سامان رساندن پژوهش حاضر، سه مرحله توصیف، تحلیل و نقد وضع موجود پیشبینی شده است. بدین ترتیب که ابتدا از طریق گردآوری دادههای موجود، مرحله توصیف شکل میگیرد. این دادهها در بخش بررسی تلقیها با مراجعه به منابع مرتبط با آن و در بخش بررسی تفسیر و فرآوردههای تفسیری با مراجعه به آثار تفسیری به دست میآید. سپس در مرحله تحلیل و نقد، با معیارهای روششناختی و معرفتشناسی به تبیین آنچه در گام نخست حاصل شده است، پرداخته میشود. روش انجام تحقیق در هر فصل، به تفکیک چنین است: در فصل دوم، موضوع تحقیق، نظریات و دیدگاهها است. برای بررسی تلقیهای مطرح از تفسیر تطبیقی، روش تحلیلی- منطقی پیش گرفته میشود. این فصل، به تحلیل مفهومی، تحلیل مبانی معرفتی و لوازم منطقیِ قرائتهای مختلف از تفسیر تطبیقی میپردازد و بر طبق همین تحلیل، داوری و نقد میشود. در فصل سوم، تفاسیر و فرآوردههای تفسیری، در عین حال که از منظر تطبیق، تحلیل میشوند، از حیث تاریخی هم ارزیابی میگردند تا معلوم میشود سیر تاریخی تحول تفسیر تطبیقی چیست. پس این فصل افزون بر تحلیل منطقی، از روش تاریخی هم بهره میبرد. افزون بر روش تحلیلی- تاریخی، این فصل، برای بهدست آوردن سیر جریان تفسیر تطبیقی در طول پانزده سده، روش مقایسهای را هم بهکار گرفته است. در فصل چهارم و پنجم نیز، روش پردازش اطلاعات، روش تحلیلی- منطقی است. این رساله، در مقام بررسی وضعیت موجود است. هم در بررسی تفسیرپژوهیها و هم در ارزیابی فرآوردهها و فرآیند تفسیر تطبیقی، خواسته است به تحلیل وضعیت فعلی تفسیر تطبیقی بپردازد؛ بنابراین پژوهش حاضر، پسینی است، نه پیشینی. بخش مبانی و روش هم گرچه ظاهری توصیهای و تجویزی به خود گرفته است، اما درواقع، جنبه توصیفی و ترسیمی دارد و با عناوینی نو به توصیف میراث تفسیری نشسته است. فصل دوم چیستی تفسیر تطبیقی اصطلاح «تفسیر تطبیقی» یا «تفسیر مقارن» در حوزه تفسیر قرآن، اصطلاح نوپدیدی است؛ بنابراین، چیستی این اصطلاح نوظهور، نخستین مسألهای است که در تحقیق حاضر، بررسی میشود. این فصل، دیدگاههای مطرح در فضای تفسیرپژوهی و ساحت نظریهپردازی «تفسیر تطبیقی» و «تفسیر مقارن» را در گام نخست، توصیف میکند و در گام دوم، نظریات را مورد تحلیل و نقد قرار میدهد. هدف این فصل، آن است که قرائتهای مختلف از تفسیر تطبیقی را از حیث چیستی و ماهیت، بررسی کند و معلوم کند محققانی که در خصوص تفسیر تطبیقی نظر دادهاند، چه درکی از تفسیر تطبیقی دارند و در تلقیهای ایشان چه ارکان معرفتیای برای تفسیر تطبیقی تعیین شده است و اشکالات این تلقیها کدام است؟
- ۱٫ توصیف تلقیها
در این بخش، تلقیهای موجود از اصطلاح «تفسیر تطبیقی» و «تفسیر مقارن» را در قالب پرسشهای زیر، توصیف میکنیم: ۱٫ مراد از تطبیق و مقارنه چیست؟ ۲٫ منظور از تفسیر چیست؟ ۳٫ متعلق تطبیق چیست؟ ۴٫ هدف تفسیر تطبیقی کدام است؟ ۵٫ جایگاه تفسیر تطبیقی در سامانه طبقهبندی تفاسیر کجاست؟ ۶٫ چه ملاکها و مشخصههایی برای تعیین این جایگاه در نظر گرفته شده است؟ در بخش حاضر، برای وفاداری به تعابیر تفسیرپژوهان و نیز تأمل در ملاحظاتی که ایشان در بهکارگیری واژگان «مقارن» و «تطبیقی» داشتهاند، گزارش تلقیها را در دو گروه مجزا انجام میدهیم. در گروه نخست، تعاریف عرضه شده برای تفسیر مقارن را گزارش میکنیم. در گروه دوم، تعاریف تفسیر تطبیقی را میآوریم. این تفکیک نسبت این دو اصطلاح را هم روشن خواهد نمود.
- ۱٫ ۱٫ تلقیها از اصطلاح «تفسیر مقارن»
در میان تفسیرپژوهان، اهل سنت پیشتاز بهکارگیری تعبیر «تفسیر مقارن» و بحث درباره آن بودهاند. نخستین کسی که در میان اهل سنت، بهصورت مکتوب، تعریفی از «تفسیر مقارن» ارائه داده، احمد کومی است.[۱۶] وی در کتاب «التفسیر الموضوعی» که در آخرین دهه از سده چهاردهم تألیف شده است، در حین بحث از تفسیر موضوعی، تفسیر مقارن را به عنوان یکی از اسلوبهای تفسیر و در عرض تفسیر موضوعی، یاد کرده و برای اولین بار آن را تعریف نموده است. تعاریفی که اهل سنت، پس از وی ارائه دادهاند، تحت تأثیر تعریف وی بوده است. تعریف او به نقل از شاگردش فرماوی،[۱۷] چنین است:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- ۱٫ ۲٫ ۳٫ تفسیر کشّاف
محمود بن عمر زمخشری(۴۶۷-۵۳۸ق)، ملقب به جارالله، مؤلف «تفسیر الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل» است. زمخشری امام مفسران معتزله است.[۱۶۹] او در فقه، حنفی مذهب است.[۱۷۰] اشاعره به تفسیر کشاف با دید خردهگیری مینگرند، زیرا او بسیاری از تفاسیر اشاعره بر آیات قرآن را ردّ کرده است و آشکارا مشی تفسیری خود را بر مکتب اعتزال بنیان نهاده است.[۱۷۱] بر تفسیر زمخشری بارها شرح و حاشیه نگاشته شده است. برخی هم آن را نقد کردهاند[۱۷۲] و بعضی به تلخیص آن پرداختهاند که از اهمیت ویژه این تفسیر نزد قرآنپژوهان حکایت دارد. زمخشری بیشتر با آرای اشاعره و فقهای اهل سنت درگیر است تا آرا و اقوال شیعیان. الف. آیات امامت: زمخشری ذیل آیات اکمال و تبلیغ در سوره مائده، هیچ اشارهای به نظر شیعه نمیکند.[۱۷۳] همچنین او در تفسیر آیه اولیالامر از رأی شیعه سخنی نمیگوید. وی قول صحیح از منظر خود را اول آورده که همان امرای حق هستند و خلفای راشدین را مصداق آن میداند، بعد به دو قول دیگر اشاره میکند، بدون آنکه در ردّ یا اثبات آنها بحث کند. دو قول دیگر، امرای سرایا و علما است (وی امرای سرایا را قولی جدای از حکّام میداند)؛ امرای سرایا را به روایات نسبت میدهد، ولی قول علما را حتی مستند نمیکند.[۱۷۴] زمخشری در تفسیر آیه ولایت معتقد است که مراد از «الذین آمنوا» همه مؤمنانند و بر همین اساس، آیه را تفسیر میکند. وی مراد از «و هم راکعون» را خضوع و خشوع میداند. سپس با آوردن لفظ «قیل» میگوید: «گفته شده این جمله حال از «یؤتون الزکاه» است. بدین معنا که در هنگام اعطای انگشتری در حال نماز میباشند و این آیه درباره خاتم بخشی علی(ع) در حال رکوع نازل شده است.»[۱۷۵] با اینکه زمخشری از لفظ «قیل» برای بیان سبب نزول استفاده کرده است، اما پس از آن سؤالی را مطرح میکند که نشان میدهد این سبب نزول را قبول دارد. او میپرسد، چرا با اینکه علی(ع) مفرد است، ولی در آیه لفظِ جمع آمده است؟ و خود پاسخ میدهد که برای ترغیب و تشویق مؤمنان بوده است.[۱۷۶] بدین ترتیب، معلوم میشود که او هم روایت شأن نزول را قبول دارد و هم بر این باور است که آیه شامل همه مؤمنان میشود. این در حالی است که چنین جمعی به دلیل تضاد آشکار موجود ممکن نیست. چگونه ممکن است رکوع دو معنا داشته باشد؟ هم در معنای خضوع و هم در معنای اصطلاحی؟ در حالی که زمخشری بهراحتی از کنار این قضیه عبور میکند. گذشتن از این تناقضها، یعنی وارد نشدن به نقل و نقد تفسیر شیعه از این آیه. ب. فضایل اهلبیت(ع): همانطور که دیدیم زمخشری در آیات ولایت حتی از نقل قول شیعه هم دریغ داشت؛ اما وی در آیاتی که مربوط به فضایل اهلبیت(ع) است، دوگانه عمل میکند. در آیاتی که شواهد بسیاری بر شأن نزولشان وجود دارد، به ارائه آن شأن نزولها میپردازد، اما در آیات دیگری که شأن نزول چندان مشهوری ندارند یا شأن نزولهای دیگری هم وجود دارد، از بیان فضایل اهلبیت(ع) خودداری میکند. یکی از این آیات مشهور، آیه مباهله است. زمخشری در تفسیر این آیه، داستان مباهله پیامبر(ص) و نصارای نجران با حضور اهل کسا -نامی که او برای همراهان پیامبر(ص) ذکر کرده است- را بیان میکند و میگوید: این قویترین دلیل بر فضیلت اهل کسا است.[۱۷۷] اما در آیه علم الکتاب، مراد از «الکتاب» را قرآن دانسته و مینویسد که برخی مراد از کتاب را تورات و انجیل دانستهاند و بعضی (حسن بصری) لوح محفوظ، اما از روایات و اقوالی که مراد از آیه را علی(ع) میدانند، سخن نمیگوید.[۱۷۸] ج. آیات فقهی: زمخشری بهصورت کاملاً آشکار در سراسر تفسیرش از بردن نام شیعه خودداری میکند. این خودداری، حتی در موارد اندکی که قول شیعه را آورده است، هم جریان دارد. در آیه وضو که یکی از این مواضع است، مینویسد: «و قد ذهب بعض الناس إلى ظاهر العطف فأوجب المسح»[۱۷۹] وی از الفاظ شیعه یا مخالفان اصحاب ما یا سایر الفاظ مشابه استفاده نمیکند و تنها به ذکر «بعض الناس» اکتفا میکند. او مستندات این قول را هم ذکر نمیکند. وی در نقد دیدگاه شیعه مینویسد که ظاهر عطف، ملاک مسح نیست و توجیه میکند که به این دلیل، «أرجل» به «رؤوس» عطف شده است که بگوید در شستن پاها اسراف نکنید: پاها از میان اعضایی که در وضو محل شستن است، با ریختن آب شسته میشود و چون امکان دارد موجب اسراف شود، بر عضو مسح کردنی عطف شد و این عطف نه به خاطر آن است که حکمش مسح است، بلکه تنبیهی است جهت اسراف نکردن.[۱۸۰] همچنین در آیه نماز مسافر، قول ابوحنیفه و شافعی را هم درباره طول سفر که سبب قصر میشود و هم درباره حکم قصر که عزیمت است یا رخصت بیان میدارد، ولی به اینکه نظر شیعه چیست، اشارهای نمیکند.[۱۸۱] تفسیر زمخشری گویا در فضایی نوشته شده است که خبری از شیعه نیست. وی حتی در آیه رؤیت با اینکه نظرش مشابهت بسیار با نظر شیعه دارد، یادی از شیعه نمیکند.[۱۸۲] او در آیاتی که اهل سنت بر اساس آنها فضایل ابوبکر را ادعا کردهاند و در مقابل، شیعه تفسیر اهل سنت را ردّ کرده است، مانند آیه غار، هم به اینکه شیعه چه نظرات مخالفی گفتهاند، نمیپردازد.[۱۸۳] این رویه زمخشری بدین جهت نیست که وی، تفسیر شیعه را ندیده باشد؛ زیرا هرچند در سراسر تفسیر او الفاظ «شیعه» «امامی» وجود ندارد، ولی از لفظ «رافضه» استفاده شده است. وی در چهار موضع از تفسیرش، به خرده گرفتن بر تفسیر شیعه با اطلاق عنوان رافضی پرداخته است که خلاصه آن در جدول ۳-۱ آمده است. زمخشری در هیچکدام از اقوالی که یاد کرده، به ذکر منبع آن نپرداخته است؛ نه از مفسری نام میبرد، نه از کتابی. موردی را هم که سوره احزاب آورده، اشتباه به شیعه نسبت داده است. وی پس از پذیرش نسخ آیه رجم، این مطلب که آیات رجم شیخ و شیخه در مصحف عایشه بوده، ولی مرغان آن را خوردند، از تألیفات ملاحده و روافض دانسته، در حالی که این مطلب از باورهای خود اهل سنت است و همانگونه که شارح کشاف گفته نزد اهل سنت، حدیث صحیح است.[۱۸۴] مضاف بر اینکه شیعه اصل قرآن بودن این آیات و نسخ شدن آن را قبول ندارد و آن را جزو باورهایی میداند که منجر به قبول رخداد تحریف در قرآن میگردد.[۱۸۵] جدول ۳-۱٫ گستره کاربرد لفظ رافضه در تفسیر کشاف
| لفظ |
متن آیه |
سوره: آیه |
متن تفسیر |
آدرس |
| الرافضه |
فإذا فرغت فانصب |
شرح:۷ |
رافضه آن را امر خواندهاند یعنی علی را به خلافت نصب کن |
ج۴،ص۷۷۲ |
| الرافضه |
فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِه |
نمل:۲۲ |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- از نظر او، قویترین دلیل در ردّ قول شیعه لفظ «کعبین» است، چون مراد از کعبین، دو برآمدگی جوانب پا است که جز با شستن در برگرفته نمیشود و اینکه امامیه روی پا و حدفاصل آن با ساق را کعب میگیرند درست نیست، چون اگر چنین بود، میگفت الی الکعاب نه الی الکعبین، مثل الی المرافق که در هر دست یک مرفق است[۳۳۸].
- او ذکر میکند که هر دو قول شستن و مسح از صحابه و تابعین نقل شده است، لکن عمل شستن عامتر بوده و استمرار بیشتری هم داشته است و از پیامبر(ص) جز آن نقل نشده است، مگر مسح خُفین.
- قول عدم شستن را هم از لحاظ عقلی و هم نقلی بعیدتر از جواز مسح میپندارد. چون روایات شستن هم صحیح است و هم با ظاهر قرائت نصب منطبق است. از نظر عقلی هم شستن با حکمت وضو که نظافت است سازگارتر است و نیز مسح داخل در شستن میشود، ولی شستن جزو مسح تلقی نمیشود.
- هم اهل سنت و هم شیعه به هنگام تعارض متفقند که جمع اولیتر از ترجیح است و در اینجا جمع – آنطور که طبری گفته مسح پا، کشیدن دست بر پا هنگام شستن آن است- ممکن است. اگر هم جمع طبری مقبول نشد، میتوان بدین شکل جمع کرد که اول مسح کرد و بعد شست.[۳۳۹]
در آخر هم میگوید: «اگر فتنه تفرقه بین مسلمانان نبود، در این مسأله و مسائل مشابه اختلافی بین مذاهب ایجاد نمیشد.»[۳۴۰] المنار در این آیه و آیات امامت، خود را متمایل به برقراری وحدت میان مسلمانان نشان داده است و سعی میکند از بیان مباحث اختلاف برانگیز خودداری کند. تفسیر شیعه از این آیات را با جملاتی کوتاه و البته قاطع ردّ میکند. اما در تفسیر آیه غار به یکباره تغییر موضع میدهد و در شدیدترین صورت، تعصب سلفی خود را بروز میدهد. او تا جایی پیش میرود که اصل وحدت اهل سنت با شیعه را غیرممکن اعلام میکند. او ذیل این آیه، شیعه را شرّ امت اسلام و اعتقادات آنها درباره امامت را عامل عدم برقراری وحدت میداند.
- ۱٫ ۵٫ ۲٫ تفسیر المیزان
محمدحسین طباطبایی(۱۳۲۱-۱۴۰۲ق)، مشهور به علامه، نامدارترین مفسر معاصر عالم تشیع است. «المیزان فی تفسیر القرآن»، اثر تفسیری ایشان است. مفسر المیزان، معتقد بوده که برای تفسیر قرآن، خود قرآن بسنده میکند. از همینرو در طبقهبندیهایی که از گونههای تفسیری ارائه شده، این تفسیر را در زمره روش قرآن به قرآن تلقی کردهاند. علامه سنت نقل اقوال را که در بسیاری از تفاسیر رواج دارد، کنار نهاده است. اما در نقل و نقد اقوالی که اهل سنت درباره بحث امامت داشتهاند، مطلبی را فروگذار نکرده است. بیشک نمیتوان تأثیر تألیف المنار را بر المیزان نادیده انگاشت. یکی از تفسیرپژوهان معتقد است که مباحث جدیدی که در تفسیر المنار مطرح بوده است، افق دید علامه طباطبایی را وسعت بخشید و سبب شد که ایشان مطالب نوینی را که نمایاننده عقاید شیعه است مطرح کند و آنها را با عقاید نویسندگان المنار مقایسه کند.[۳۴۱] میتوان گفت که المیزان هم از المنار بهمنزله یک منبع تفسیری بهرهبرداری کرده است و هم به نقد و بررسی آرای مؤلفان آن پرداخته است. البته سهم دومی خیلی بیشتر است.[۳۴۲] الف. آیات امامت: علامه در آیات ولایت، بسیار دقیق دیدگاه اهل سنت را موشکافی میکند. او تطبیق را در آیه اولیالامر با این سؤال شروع میکند: معناى اولیالامر از نظر مصادیقى که دارد چیست؟ آیا چون این کلمه اسم جمع است، منظور دستههایى هستند که هر دستهاى به عنوان اهل حلّ و عقد در هر عصرى امور مسلمین را اداره مىکنند و یا منظور فرد فرد معصومیناند، که یکى پس از دیگرى زمام امور مسلمین را به دست مىگیرند؟[۳۴۳] هرچند وی مستقیم به نقل نظر اهل سنت نپرداخته است، اما هر کس از تفسیر فخر رازی و رشید رضا آگاه باشد، درمییابد که سؤال وی بیش از هر چیز، ناظر بر آرای این دو مفسر است که اولیالامر را معصوم میدانند، ولی مصداقش را اهل حلّ و عقد معرفی میکنند. علامه آنچه در بدو امر به ذهن مىرسد را این میداند که منظور آیه، تکتک معصومیناند که یکى پس از دیگرى زمام امور را به دست گرفتند، نه آنکه مرادش اجتماع باشد. همانطور که مردم در گفتگوهاى خود مىگویند: (نمازهایت را بخوان) ولی در هر وقت، یک نماز مىتوان خواند نه همه نمازها را.[۳۴۴] ولی جای پرسش از علامه هست که واقعاً چرا بایستی در بدو امر چنین به نظر برسد؟ مگر آنکه باورهای پیشین وی این احتمال را به ذهن رسانده باشد. وی در ادامه مینویسد که از نظر فخر رازی و رشیدرضا، مصداق اولیالامر اهل حلّ و عقد است، از نظر رازی هر یک از اهل حلّ و عقد خود یک اولیالامر است و اهل حلّ و عقد ترکیبی از آنها است و از نظر رشیدرضا، اهل حلّ و عقد همه کسانی هستند که مصالح عمومی جامعه را تأمین میکنند و فقط شامل سران نیست. وی با توجه بدین مطلب که هر دو تفسیر مورد بحث، اهل حلّ و عقد را معصوم فرض کردهاند، عصمت اشاره شده را بنا به دلایل تاریخی، عقلی و روایی منکر میشود. تحلیل عقلی و روایی وی چنین است: تکتک آنها که معصوم نیستند، اجتماعشان هم که اعتباری است و به یک جمع اعتباری نمیتوان یک صفت حقیقی منسوب کرد. اگر هم میگویند اجتماع آنها مورد توجه خدا بوده و خدا آنها را از اشتباه حفظ میکند و دلیلشان هم حدیث «لاتجتمع أمتی علی الخطا» است؛ اولاً: حدیثى که براى تأیید گفته خود آوردید به فرضى که جعلی نباشد، هیچ ارتباطى با بحث ندارد، زیرا در حدیث آمده که امت بر خطا اتفاق نمىکند نه اهل حلّ و عقد. دلیلى ندارد که مراد رسول خدا(ص) از کلمه امت، اهل حلّ و عقد است؟ علاوه بر این، در حدیث آمده که امت بر خطا اجتماع و اتفاق نمىکنند، نه آنکه خطا از اجتماع امت برداشته شده…[۳۴۵] علامه بحث را از همه ابعاد دنبال کرده تا بقبولاند که مراد از اولیالامر، اهل حلّ و عقد نیست. ایشان با انکار عصمت اهل حلّ و عقد، مصداق بودن ایشان برای اولیالامر را غیرممکن میداند و از آنجا که وی در ابتدای بحث، مصداق اولیالامر را در دو دسته حصر کرده بود، نتیجه میگیرد که مراد از اولیالامر افرادى هستند که در گفتار و کردارشان معصومند و چون امکان تشخیص و پیدا کردن این افراد وجود ندارد، پس لازم است که خداوند در کتابش و یا از طریق رسولش این افراد را معرفى کند و به نام آنان تصریح نماید، یعنی آیه شریفه بر کسانى منطبق مىشود که رسول خدا(ص) در روایات به نام آنان تصریح کرده و فرموده اولىالامر اینان هستند.[۳۴۶] علامه پس از برشمردن خطاهای دیدگاه مفسران سنی و ارائه دلایل صحت مدعای خود، به بیان اشکالات رازی بر این دیدگاه و دادن پاسخ بدانها میپردازد.[۳۴۷] همانطور که ملاحظه شد، مؤلفه تطبیق در تفسیر المیزان، سه مرحله دارد: ۱٫نقل و نقد نظر اهل سنت ۲٫اثبات نظر خود ۳٫نقل اشکالات اهل سنت بر نظر شیعه و ردّ آن. این مراحل را میتوان یک فرآیند نسبتاً کامل برای تطبیق در نظر گرفت. ب. فضایل خلفا: علامه در تفسیر آیه غار مینویسد که مقصود از «صاحبه» بنا بر نقل قطعی ابوبکر است.[۳۴۸] او ارجاع ضمیر در «سکینته» را به ابوبکر، بنا بر سه دلیل درست نمیداند: ۱٫ ضمایر پیش و پس از این فراز همه به رسول برمیگردد؛ ۲٫ کلمه إذ سه بار تکرار شده و هر بار در توضیح جمله «فقد نصره» است و فا در «فأنزل» فرع بر آن است نه فرع بر «لاتحزن»؛ ۳٫ در ابتدای آیه فرمود: خدا یاریاش میکند، این یاری با نزول سکینه و یاری ملائکه محقق میشود. مسلماً این دو مورد که مبین نصرت است، مربوط به یاری شخص پیامبر(ص) است، یعنی در مقام بیان چگونگی یاری پیامبر(ص) برای رسیدن بدان نتیجه است.[۳۴۹] علامه ذیل آیه غار با تفسیر المنار -بهخصوص- و گاه با روح المعانی درگیر میشود. گویی وی در تفسیر این آیه دیدگاه المنار را نقد کرده است. او در همه جای تفسیر این آیه از لفظ «بعضی» استفاده میکند و اصلاً نمیگوید که مرادش المنار است. این مشی در بیشتر تفسیر وی برقرار است. حتی او از منابع المنار نام میبرد، اما در همین حین، باز هم از خود المنار به لفظ «بعضی» یاد میکند. وی ذیل آیه ۴۳ سوره توبه مینویسد: «نظیر این استدلال کلام مفسر دیگری است که گفته بعضی مفسران مثل زمخشری گفتهاند…»[۳۵۰] گویا علامه اکراه دارد که نام المنار را بیاورد. نقل و نقد علامه از دیدگاه المنار چنین است: بعضی گفتهاند: رسول خدا(ص) پیوسته دارای سکینه بود، پس بایستی این سکینه بر ابوبکر نازل شده باشد. اما چند اشکال بر این استدلال وارد است: اشکال اول اینکه، با نزول سکینه در جنگ حنین ناسازگار است و اگر بگویى ممکن است در آن روز اضطراب جدیدى به ایشان دست داده باشد، این حرف خود دلیل بر بطلان اصل دعوى است، زیرا اگر رسول خدا(ص) همواره داراى سکینهای از پروردگار خود بود، دیگر چرا در جنگ حنین مضطرب شود؟ مگر اینکه مقصود آن باشد که حضرت همواره در غار داراى سکینه بود؛ اشکال دوم اینکه، اگر نتیجه «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ» مربوط به ابوبکر باشد باید نتیجه دیگر، یعنى جمله «وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها» نیز مربوط به وى باشد، زیرا وحدت سیاق شهادت مىدهد که این نتیجهها همه فرع بر یک جمله است و تفکیک در سیاق واحد صحیح نیست و لازمه تفرّع هم این است که تأیید به جنود غیر مرئى راجع به حضرت نباشد. حتى بعضی از قائلان این قول براى رهایی از تفکیک در سیاق واحد، به این مطلب هم ملتزم شده و گفتهاند: ضمیر در «أیده» هم به ابوبکر برمىگردد… بهتر بود آنهایی که جمله «وَ أَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها» را نیز در شأن ابوبکر گرفتهاند، جمله «وَ جَعَلَ کَلِمَهَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلى…» را هم نازل در شأن وى مىشمردند تا هیچ تفکیکى در سیاق لازم نیاید؛[۳۵۱] اشکال سوم اینکه، صاحبان این سخن معناى سکینه را نفهمیدهاند…[۳۵۲] علامه برای یافتن معنای سکینه، خواننده را به تفسیر آیه ۲۶ همین سوره- ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِین- ارجاع میدهد. وی در توضیح معنای سکینه نوعی اختصاص قائل شده است و نزول سکینه را تنها بر کسی ممکن میداند که خود از صفای باطنی برخوردار باشد و انزال سکینه سبب شود که دیگر گناه نکند. او بر اساس این معنا، ابوبکر را از دسته این افراد نمیداند.[۳۵۳] او در بحث روایی هم درباره عدم امکان نزول سکینه بر ابوبکر بحث میکند. ایشان بیان میکند که هرچند الفاظ «صاحبه» و «ثانی إثنین» وقتی نفر دیگر رسول خدا باشد، در نگاه نخست، دلالت بر فضیلت است، اما اگر دقت شود این القاب جزو مناصب اجتماعی است، وگرنه ملاک قرآن برای فضل و شرف چیز دیگری است و آن همان درجه عبودیت و قرب به خدا است و صرف مصاحبت جسمانی ملاک امتیاز و شرافت نیست.[۳۵۴] علامه در آیه أتقی هم با اینکه بیشتر مفسران شیعی، از نقل و نقد آرای اهل سنت صرفنظر کردهاند، به مقایسه میپردازد. وی این آیه و کل سوره را وصف عامی میداند که میتواند مشمول هر کسی بشود، اما این مطلب را منافی با این نمیداند که کل سوره درباره شخص خاصی نازل شده باشد. وی به سبب نزول در قسمت بیان آیات اشاره نمیکند، ولی در بحث روایی ابتدا روایات شیعه را که حاکی از آن است که آیات درباره ابودحداح است میآورد و مینویسد که سیوطی هم این روایت را آورده ولی آن را ضعیف دانسته است. سپس مینویسد که از طرق اهل سنت روایت شده که شأن نزول آیات ابوبکر است و بعد بلافاصله نظر فخر رازی را میآورد که شیعه همگی منکر این روایتند و مىگویند که این سوره درباره على بن ابیطالب(ع) نازل شده، به دلیل اینکه قرآن در جاى دیگر نیز او را به دادن زکات ستوده است «یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ» پس آیه «الَّذِی یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَکَّى» هم اشاره به مضمون همان آیه دارد. سپس میگوید: «اینکه به شیعه نسبت داده شده که همگى روایت مربوط به ابوبکر را منکر شدهاند و روایت ابودحداح را پذیرفتهاند دلیل مورد اعتمادشان روایاتی است که همان مفاد را مىرساند».[۳۵۵] در حالی که فخر رازی نگفته بود شیعه روایات ابودحداح را پذیرفتهاند، بلکه گفته شأن نزول را مربوط به علی(ع) میدانند. نکته دیگر آنکه علامه بدون آنکه مستقیم خود را با ادعای فخر رازی درگیر کند، فقط به ردّ روایتی که دراینباره است میپردازد: در روایتی ضعیف از برقى، از اسماعیلبنمهران، از ایمن بن محرز، از ابىبصیر آمده که امام صادق(ع) در تفسیر آیه «وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى» فرمود: این آیه درباره رسول خدا(ص) و هر که او را پیروى کند، است و اما آیه «الَّذِی یُؤْتِی مالَهُ یَتَزَکَّى»، در خصوص امیرالمؤمنین(ع) است، چون در جاى دیگر، درباره ایشان فرموده: «وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ»؛ اما آیه «وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزى» درباره رسول خدا(ص) است که احدى به او نعمتى نداده تا جزاى آن را از او طلبکار باشد. این روایت به دلیل اینکه یکى از راویانش یعنى ابنمحرز شناختهنشده، ضعیف است. علاوه بر این، مضمون آن جنبه تطبیق عام بر مصادیق را دارد و از باب تفسیر نیست، چون موصوف یعنى کلمه أتقى را بر رسول خدا تطبیق کرده و صفت آن را که آیه «الَّذِی یُؤْتِی مالَهُ …» است، بر امیرالمؤمنین و دوباره آیه بعدى را بر رسول خدا(ص) تطبیق نموده است. اگر این روایت درست باشد نظم کلام بهم مىخورد، البته این در صورتى است که «واو» در آیه «الَّذِی یُؤْتِی …» در روایت اضافه شده باشد، اما اگر فرض کنیم که جزو آیه بوده، جزو روایات تحریف شمرده خواهد بود و مردود است.[۳۵۶] ج. آیات فقهی: علامه ذیل آیه نماز مسافر، اصلاً به اقوال اهل سنت یا هر قول دیگری اشاره نمیکند. در بحث روایی هم فقط روایاتی را «الدر المنثور» میآورد که قول خودش را تأیید کند.[۳۵۷] اما وی در آیه وضو معتقد است که اهل سنت، معنای شستن را بر آیه تحمیل کردهاند، آن هم به استناد روایاتی که درصدد تفسیر آیه نیستند و فقط حکایت از عمل رسول الله(ص) و صحابه دارد که در آن هم اختلاف است و برخی از آن روایات بر شستن دلالت دارد و برخی بر مسح.[۳۵۸] ایشان توجیهات اهل سنت را برای به کرسی نشاندن نظر خود، نقل و نقد میکند، بدون اینکه از فرد خاصی نام ببرد. وی بر این باور است که قرآن تاب هیچیک از این توجیهات را ندارد، مگر آنکه قرآن را از اوج بلاغت تا پستترین سطح کلام پایین بیاوریم. علامه یکی از توجیهات اهل سنت را چنین نقل میکند که میتوان مسح را به معنای شستن خفیف گرفت، زیرا در این آیه فقط اعضای شستنی محدود شده است؛ بنابراین معنای مسح پا هم شستن است.[۳۵۹] وی در خصوص این توجیه چنین نوشته است: این سخن از نامربوطترین سخنانى است که در تفسیر آیه مورد بحث و توجیه فتواى بعضى از صحابه در مورد شستن پاها در وضو گفتهاند، براى اینکه هر کسى مىداند که مسح غیر شستن و شستن غیر مسح کردن است. اگر بنا باشد مسح پاها را به شستن پاها معنا کنیم چرا این کار را در مورد مسح سر نکنیم؟ در چنین صورتی میتوان هر جا در کتاب و سنت به کلمه مسح برخوردیم آن را به معناى شستن گرفته و هر جا که به کلمه غسل برخوردیم بگوییم منظور از آن مسح است. چه چیز مانع مىشود از اینکه ما تمامى روایاتى که درباره غسل وارد شده همه را حمل بر مسح کنیم؟ و همه روایاتى که درباره مسح رسیده حمل بر شستن نماییم؟ و آیا اگر چنین کنیم تمامى ادله شرع مجمل نمىشود که مبین هم نداشته باشد؟ اما اینکه به تحدید اعضا استدلال شود، در حقیقت تحمیل کردن دلالتى بر یک لفظ است که بهحسب لغت آن دلالت را ندارد و تنها دلیلش قیاس است که آن هم قیاس مذموم است.[۳۶۰] یکی از شاخصههای اصلی تفسیر المیزان آن است که از آوردن نام مفسران اهل سنت پرهیز میکند. این خودداری در حالی است که او بهدفعات از تفاسیر مهم اهل سنت، بهخصوص تفسیر المنار نقل قول کرده و یا آن را مورد نقد قرار داده است. البته این سنت در تفاسیر دیگر هم کم و بیش برقرار بوده است. تفسیر المیزان در نقد آرای اهل سنت، جنبههای مختلف بحث را مورد تحلیل قرار داده است. او در طی این مسیر قاطع و استوار از عقاید شیعه دفاع کرده است و از برملا کردن تعصب مذهبی مفسران اهل سنت، مطلبی فروگذار نکرده است؛ اما به نظر میرسد خود وی هم گاه مصون از دخالت این پیشفرضها در ردّ آرای اهل سنت نبوده است. مثال بارز آن در تفسیر آیه غار است. وی هیچگونه فضیلتی را برای ابوبکر برنمیتابد. در حالی که نمیتوان در کل داستان، با توجه به سیاق تاریخی ماجرا، همراهی ابوبکر را فضیلتی برای او ندانست.
- ۱٫ ۵٫ ۳٫ التفسیر الأثری الجامع
محمدهادی معرفت(۱۳۰۹-۱۳۸۵ش) یکی از قرآنپژوهان شیعی معاصر است. «تفسیر الأثری الجامع» که تا کنون شش جلد از آن به چاپ رسیده است، مهمترین اثر تفسیری ایشان است. همانگونه که از نام این تفسیر پیداست، تفسیری روایی است. یکی از تفسیرپژوهان ادعا کرده که این کتاب نوعی تفسیر مقارنهای، تطبیقی و تقریبی محسوب میشود.[۳۶۱] اما این اثر نه نام تفسیر تطبیقی دارد و نه مؤلف آن چنین ادعایی دارد. شاید دلیل این محقق برای چنین اطلاقی آن است که معرفت روایات تفسیری شیعه و اهل سنت را ذیل هر آیه، به طور جداگانه ذکر کرده است. البته رویکرد معرفت در این تفسیر، تقریبی است. وی در مقدمه این تفسیر، وقتی ترتیب منابع تفسیر خود را توضیح میدهد، مینویسد که منبع اولیه تفسیر او، قرآن است، بعد روایات پیامبر(ص)، بعد روایات صحابه و تابعین و سپس روایات دیگر که در استفاده از روایت صحابه و تابعین، برای روایت اهلبیت تقدم قائل است.[۳۶۲] اینکه معرفت چنین ترتیبی را برای استفاده از منابع اتخاذ کرده است و اهلبیت را جزو صحابه و تابعین محسوب کرده است، خلاف شیوه مرسوم در میان سایر مفسران شیعه است. از همینرو شیوه وی حاکی از رویکرد تقریبی وی است. او متذکر میشود که روایات را نقد کرده است و روایات متشابهات را به محکمات (کتاب و سنت) ارجاع داده است،[۳۶۳] ولی او این نقد را بر پایه اختلافات مذهبی انجام نداده است. البته در شش جلدی که تا کنون از این تفسیر به چاپ رسیده است، فقط سوره بقره تفسیر شده است که چالش جدیای در آن، از حیث تقابل مذاهب شیعه و اهل سنت وجود ندارد؛ بنابراین اگر بخواهیم از جهت مؤلفه تطبیق این تفسیر را بررسی کنیم، بایستی منتظر بمانیم تا مجلّدات بعدی این تفسیر که حدس زده شده بالغ بر بیست جلد است، به چاپ برسد. المنار و المیزان تفاسیری هستند که فضای تقابل شیعی_سنی در تفاسیر را به مرحله جدیدی وارد کردند. المنار سعی دارد از طرح مباحث اختلافی پرهیز کند تا وحدت اسلامی حفظ شود. هرچند تلاش وی در خصوص مذاهب شیعی- سنی عملی نشده است و او در نقد آرای شیعه از دایره اعتدال که اساس وحدت است، خارج شده است، اما همین انگیزه شایسته تقدیر است. از آنطرف تفسیر المیزان هم که ناظر بر المنار نگاشته شده است، تعصبهای مذهبی او را بیپاسخ نگذاشته است. با این حال از توجه خاص این مفسران به اهمیت اختلافات مذهبی در تفسیر قرآن کریم تا ظهور گونه جدید تفسیر تطبیقی، فاصلهای نیست. در این بازه زمانی، تفاسیری چون تفسیر معرفت را میتوان پرکننده فاصله تطبیق در سنت تفسیری و گونه جدید نامبردار به تفسیر تطبیقی، تلقی کرد.
- ۲٫ بررسی آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی
در دو دهه اخیر، آثار بسیاری با نام «تفسیر تطبیقی» یا «تفسیر مقارن» در قالب کتاب، پایاننامه و مقاله به چاپ رسیده است. در میان اهل تسنن، نگارش آثار جدید در حوزه تفسیر تطبیقی، اصلاً رویکردی شیعی-سنی ندارد،[۳۶۴] بلکه یا فارغ از مؤلفه مذهب است و صرفاً مقایسه دیدگاههای تفسیری تنی چند از مفسران است، یا با موضوع جدال مذهبی خود مذاهب اهل تسنن است.[۳۶۵] این در حالی است که در میان شیعیان، بهخصوص ایرانیان، متعلق تطبیق، همواره حیث مذهبی دارد و بیشترین اهتمام ایشان به تطبیق آرای شیعه و اهل سنت بوده است. آثار بسیاری در این خصوص تألیف شده است که گاه یک آیه، یک سوره و یا یک موضوع را از حیث مذاهب شیعه و سنی مقایسه کردهاند، حتی برخی با هدف مقایسه دیدگاههای تفسیری فریقین در کل آیات قرآن، به تألیف و نگارش مشغول شدهاند؛ بنابراین در این بخش باید آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی شیعیان را بررسی کنیم. این آثار، همانطور که گفته شد در قالبهای مختلف و با محدودههای متفاوت به رشته تحریر درآمدهاند. از آنجا که این آثار، از عنوان جدید «تفسیر تطبیقی» بهره میبرند، خواننده انتظار دارد که چیزی نو و متفاوت در آن مشاهده کند؛ اما نه تنها این انتظار آنچنان که شایسته است، برآورده نمیشود، بلکه این آثار، بیش و کم با اشکالاتی که در فصل قبل از آن سخن گفته شد، مواجهند و کمتر با شاخصههای تفسیر تطبیقی که مورد نظر ما بوده است و در فصل بعد از آن بیشتر سخن میگوییم، قرابت دارد.[۳۶۶] به طور مثال، نقد و گزینش دیدگاه درست از میان دیدگاهها، یکی از مهمترین شاخصههای تفسیر تطبیقی است که در برخی آثار کمتر به چشم میخورد یا اصلاً وجود ندارد. کتاب «تفسیر مقارن سوره حمد» یا «التفسیر المقارن» محمدباقر ناصری تنها به نقل آرای تفسیری اکتفا کردهاند. این گونه آثار که صرفاً نقل آرای مفسران است، ماهیت دایرهالمعارف گونه دارند و نمیتوانند تأمینکننده اهداف تفسیر تطبیقی باشند.[۳۶۷] فعالترین تفسیرپژوه دهه اخیر در عرصه تفسیر تطبیقی، در میان شیعیان، فتحالله نجارزادگان است و در آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی، تألیفات وی دارای ابعاد متفاوتی است. همانطور که در فصل قبل و در حوزه نظریهپردازی، دیدگاه وی درباره چیستی تفسیر تطبیقی را بیان داشتیم، وی معتقد بود که اقدام به تولید تفسیر تطبیقی نموده است. اگر به تاریخ نگارش آثار نامبردار به تفسیر تطبیقی در میان شیعیان هم دقت شود، ادعای وی را میتوان تأیید کرد، افزون بر این، چون وی یکی از نظریهپردازان حوزه تفسیر تطبیقی است، آثار وی نسبت به تألیفاتی که همزمان با وی یا پس از آن ایجاد شده است، از پشتوانههای معرفتشناختی بیشتری برخوردار هستند؛ بنابراین بررسی تألیفات وی، بررسی نمونه پیشرفته و کاملی از تفاسیر تطبیقی جدید است که ما را از بررسی سایر آثار موجود، بینیاز خواهد کرد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|